هدایت شده از علی لاریجانی
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خادمی امام حسین علیه السلام از هر سمتی بالاتر است/ امید دارم من را هم جزء زائرین به حساب بیاورند
@alilarijani_ir
یکی از موکبداران عراقی با انتشار کلیپی نوشت:
این تصویر آقای علی لاریجانی در منطقه شط الله (منطقهای روستایی تابع طویریج) هنگام عبور او در زیارت اربعین و در میان عراقیهای ساده و معمولی است!
در حالی که مدتی قبل، ماشینم را در یک خیابان فرعی در محله حسین (یکی از مهمترین محلههای کربلا) پارک کرده بودم، یک پلیس آمد و به من گفت که خودرو را جابهجا کنم، چون در این خیابان خانه یکی از نمایندگان پارلمان عراق قرار دارد (کسی که جز مادرش، کسی او را نمیشناسد و اهمیت سیاسیاش تقریباً صفر است).
علی لاریجانی صرفاً یک سیاستمدار یا مقام ارشد در ایران نبود؛ بلکه زائری ساده بود که همانند دیگر زائران، مسیر پیادهروی اربعین را طی میکرد. بدون تشریفات و هیاهو، در موکبها و مضیفها کنار مردم اقامت میکرد و در مسیر امام حسین (ع)، در غذا و محل استراحت با دیگر زائران شریک میشد.
این مرد که جهان او را در عالیترین مناصب تصمیمگیری میشناخت و سالها دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود، در مسیر امام حسین (ع) تنها یکی از میلیونها دلدادهای بود که از سر عشق و ولایت، راهی کربلا میشد.
امروز نام او در میان شهدا یاد میشود؛ در روایتی که معنایی بزرگ را در خود دارد: اینکه مکتب امام حسین (ع) تنها زائر تربیت نمیکند، بلکه مردانی میپرورد که با استواری و اراده در برابر بزرگترین قدرتهای جهان میایستند.
مشایه نجف - کربلا | منطقه شط الله | طویریج | سال ۱۴۰۳ هجری شمسی | ۱۴۴۶ هجری قمری
🔵خاورمیانه در آستانه بازآرایی ژئوپلیتیک
از راهبرد مهار ایران تا محوریت بر سر نظم منطقه ای.
✍️مسعود سالاری
🔻۱۴۰۵/۵/۴
تحولات منطقه را نباید صرفا در چارچوب جنگ ایران و اسرائیل- آمریکا تحلیل کرد.
آمریکا همواره کوشیده است ابتکار عمل امنیتی در خاورمیانه از کنترل و نفوذش خارج نشود. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، بهویژه در پی آزادسازی کویت، حضور نظامی دائمی خود را بنحو یکه تازانه در منطقه بهطور چشمگیری گسترش داد.
ژئوپلیتیک و انرژی، مهمترین دلایل این افزایش حضور و نیز حمایت همهجانبه از اسرائیل بهعنوان بازوی نیابتی منطقهای واشنگتن بودهاند.
در این چارچوب، اسرائیل باید در موقعیتی قرار گیرد که از سوی هیچیک از کشورهای منطقه، نه بالفعل و نه بالقوه، تهدیدی متوجه امنیت خود احساس نکند. در مرحله بعد نیز این کشور بتواند اهداف و برنامههای راهبردی خود را برای سیطره بر ژئوپلیتیک و منابع انرژی خاورمیانه و تثبیت این وضعیت دنبال کند.
در این میان، جریان راست افراطی آمریکا آشکارترین همسویی را با سیاستهای اسرائیل داشته است. هرگاه این جریان نقش تعیینکنندهای در سیاست خارجی آمریکا یافته، سیاستهای منطقهای واشنگتن نیز با صراحت بیشتری در جهت تأمین امنیت و تقویت جایگاه راهبردی اسرائیل تنظیم شده است.
طرح «صلح ابراهیم» (تو بخوان طرح تسلیم جبری ابراهیم) را نیز میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد.
در مقابل، هرگاه دموکراتها یا نیروهای میانهرو در دو حزب اصلی آمریکا نقش پررنگتری در سیاست خارجی ایفا کردهاند، دستکم از شتاب سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل کاسته شده یا تلاش شده است رفتار این رژیم تا حدودی مهار شده و با حفظ ظاهر در چارچوب های حقوق بین الملل تعریف شده و پیش برود.
از بدو تأسیس اسرائیل، کشورهایی چون مصر، لیبی، سوریه، عراق، عربستان سعودی، ترکیه و ایران، هم از حیث سیاسی و هم از منظر ژئوپلیتیکی، مهمترین موانع تحقق اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل تلقی شدهاند.
طی دهههای گذشته مصر، عراق، لیبی و در سالهای اخیر سوریه تا حد زیادی تضعیف شدهاند؛ بهگونهای که دیگر تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب نمیشوند و از توان دفاع مؤثر در برابر آن نیز برخوردار نیستند. به بیان دیگر، اسرائیل در قبال این کشورها تا حد زیادی در پیشبرد اهداف توسعهطلبانه خود موفق بوده است.
عربستان سعودی نیز به دلیل ساختار سیاسی و ملاحظات داخلی خود، در بسیاری از موضوعات امنیتی هم راستای سیاستهای آمریکا حرکت کرده و از این رو تاکنون در اولویت سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل قرار نگرفته است. در مقابل، از همان ابتدا ایران و ترکیه چالشهای پیچیدهتری برای این راهبرد به شمار آمدهاند.
ترکیه، بهعنوان عضو ناتو، هرگز با تنهایی راهبردی ایران مواجه نبوده است. اما ایران، با وجود سقوط نظام شاهنشاهی در سال ۱۳۵۷، پشت سر گذاشتن دورهای از بیثباتی سیاسی، تحمل جنگ هشتساله، آسیبهای گسترده به زیرساختهای نظامی و اقتصادی، تحریمهای فراگیر مستمر و فشارهای سیاسی، هرگز به وضعیتی مشابه مصر، عراق، لیبی یا سوریه تنزل نیافته است.
برعکس، با وجود پرداخت هزینههای سنگین، همچنان بر حفظ استقلال و تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت منطقهای تأکید کرده و از نگاه نویسنده، به مانعی جدی در برابر این راهبرد تبدیل شده است.
با این حال، تحولات دو دهه اخیر نشان داده است که ابزارهای متعارف مهار ایران، از جمله تحریمهای اقتصادی، فشارهای سیاسی، انزوای دیپلماتیک، عملیات اطلاعاتی و جنگهای نیابتی، نتوانستهاند به هدف نهایی این راهبرد، یعنی تغییر مطلق موازنه قدرت منطقهای به سود آمریکا و اسرائیل، دست یابند.
تداوم ظرفیتهای بازدارندگی ایران، حفظ ساختار حکمرانی و استمرار نقشآفرینی آن در معادلات منطقهای، موجب شد که این راهبرد بهتدریج وارد مرحلهای تازه شود؛ مرحلهای که در آن رویارویی غیرمستقیم جای خود را به تقابلهای آشکارتر و در نهایت به برخوردهای مستقیم میان ایران، اسرائیل و به تبع آن آمریکا داده است.
از این منظر، تحولات و جنگهای اخیر را نمیتوان صرفاً مجموعهای از بحرانهای مقطعی تلقی کرد، بلکه باید آنها را نشانه ورود خاورمیانه به مرحلهای جدید از بازآرایی ژئوپلیتیکی دانست؛ مرحلهای که در آن نهتنها آرایش قدرتهای منطقهای، بلکه نسبت قدرتهای فرامنطقهای با نظم آینده خاورمیانه نیز در حال بازتعریف است.
در مقابل، آمریکا و برخی کشورهای غربی این مقاومت را عاملی تهدیدکننده برای امنیت منطقه معرفی کرده و با بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهای، این روایت را در میان دولتهای جهان و منطقه نیز ترویج دادهاند.
با این حال، تحولات اخیر، بهویژه نسل کشی یکسال اخیر اسرائیل در غزه وجنوب لبنان تهاجم به سوریه ی سقوط کرده و قطرِ میانجی و تهاجم مستقیم اسرائیل،- آمریکا به ایران، بسیاری از مبانی این روایت را با چالش مواجه کرده و نشان داده است که واقعیتهای میدانی با تصویری که ایران را منشأ اصلی ناامنی منطقه معرفی میکند، انطباق کامل ندارد.
در سالهای اخیر که، این تقابل از سطح فشارهای اقتصادی و سیاسی فراتر رفته و به رویارویی مستقیم میان ایران، اسرائیل و به تبع آن آمریکا کشیده شده است؛ رویاروییای که اکنون دامنه آن به کشورهای عربی میزبان پایگاههای نظامی آمریکا نیز گسترش یافته است.
در چنین شرایطی، روند تحولات به گونهای پیش رفته که اسرائیل، که در ابتدا طرف اصلی این تقابل بود، تا حدی در حاشیه قرار گرفته و بیش از آنکه مستقیماً درگیر باشد، در انتظار فرسایش توان اقتصادی و زیرساختی ایران و برخی کشورهای منطقه نشسته است.
هرچند آمریکا در این روند هزینههای قابل توجهی متحمل میشود، اما این هزینهها الزاماً مسئولیت مستقیم و فشار اقتصادی برای اسرائیل ایجاد نمیکند و از منظر سیاسی و حقوق بینالملل نیز بخش عمده مسئولیت متوجه واشنگتن خواهد بود.
در همین حال، به نظر میرسد آمریکا فرصتی در اختیار اسرائیل قرار داده است تا اقتصاد، توان نظامی و موقعیت سیاسی خود را پس از جنگهای اخیر بازسازی کند و همزمان امیدوار باشد که در نتیجه یک جنگ فرسایشی، ایران و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و بابالمندب به اندازهای تضعیف شوند که دیگر توان اثرگذاری تعیینکننده بر معادلات منطقه را نداشته باشند.
در چنین سناریویی، او با توان بازیافته خود تیر خلاص را بر لبنان و کرانه باختری خواهد زد و کنترل امنیتی دو شاهراه حیاتی انتقال انرژی جهان، یعنی خلیج فارس و بابالمندب نیز ، آسانتر خواهد شد.(تسهیل گری در اجرای پروژه آیمک)
در نتیجه و از منطر همین دو آبراه حیاتی، رویارویی کنونی دیگر صرفاً یک منازعه میان ایران و اسرائیل یا حتی تقابل ایران و آمریکا نیست، بلکه به یکی از عرصههای تعیینکننده رقابت بر سر نظم آینده منطقه و نظام بینالملل و همه طرفهای نفع برنده و متضرر پروژه آیمک تبدیل شده است.
هرگونه تغییر در موازنه قدرت خاورمیانه، بهویژه در حوزه امنیت انرژی و کنترل گذرگاههای راهبردی، پیامدهایی فراتر از منطقه خواهد داشت و مستقیماً بر منافع قدرتهای نوظهور اقتصادی و کشورهای جنوب جهانی اثر خواهد گذاشت.
از همین رو، نوع مواجهه این بازیگران با تحولات جاری، صرفاً یک موضعگیری دیپلماتیک نیست، بلکه بخشی از فرآیند تعیین جایگاه آنان در نظم در حال گذار جهانی به شمار میآید. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که جنگ چگونه پایان خواهد یافت، بلکه این است که موازنه قدرت پس از آن چگونه بازتعریف خواهد شد و چه بازیگرانی در شکلدهی به نظم امنیتی جدید نقشآفرینی خواهند کرد.
با این همه، سه مرحله رویارویی مستقیم و مقاومت ایران، از نگاه نویسنده، بسیاری از مبانی روایت آمریکا و اسرائیل مبنی بر معرفی ایران بهعنوان تهدید اصلی منطقه را با تردید جدی مواجه کرده است. و هم نادیده گرفتن ایران در نظم امنیتی منطقه یا پیشبرد سیاست " مهار" را به معظلی بزرگ در عمل و همچنین در فکر و نظر برخی حکام منطقه تبدیل کرده است.
در نتیجه، این تصور بیش از گذشته شکل گرفته که منشأ اصلی ناامنی منطقه نه ایران، بلکه سیاستهای اسرائیل است. و آنکه باید مهار شود اسرائیل است نه ایران.
البته این روند الزاماً به حضور یا عدم حضور دونالد ترامپ و جریان همسو با او در قدرت وابسته نیست، هرچند این جریان در مقطع گذار نظام بینالملل از یکجانبهگرایی نقش مهمی در شتاب بخشیدن به این سیاستها داشته است. با این حال، پرسش اساسی آن است که قدرتهای نوظهور اقتصادی و کشورهای جنوب جهانی تا چه اندازه این روند را خواهند پذیرفت.
آیا آنان در این مقطع تاریخی جایگاه خود را در معادلات جدید مشخص خواهند کرد؟ اگر چنین شود، با چه ابزارها و ابتکارهایی خواهند کوشید این کشمکش را مهار کنند، مانع تشدید انحصارگرایی ژئوپلیتیکی شوند و گذار به نظمی چندقطبی را تسهیل کنند؟
🔻به جهت ادامه مطالعه متن کامل مقاله لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/Middle-East-on-the-Threshold-of-a-Geopolitic-Reorganization-07-31
💬 #اختصاصی|یعقوبی: تأخیر سفر نتانیاهو امنیتی بود/ اختلاف نتانیاهو با ترامپ یک روایت رسانهای غلط است
میثم یعقوبی، تحلیلگر مسائل بینالملل در گفتوگو با ایران۲۴:
🔻تأخیر پرواز نتانیاهو از نواتیم را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی لجستیکی دانست؛ همزمانی آن با تحولات امنیتی منطقه، گمانهزنی درباره هماهنگیهای لحظه آخری را افزایش داد.
🔻سفر نتانیاهو به آمریکا بیش از هر چیز حول محور ایران، ترتیبات امنیتی منطقه و آینده فشارها علیه تهران میچرخد؛ هرچند لبنان، غزه و دریای سرخ نیز در دستور کار هستند.
🟢اختلاف ترامپ و نتانیاهو بیشتر بر سر شیوه و زمانبندی اقدامات است، نه هدف نهایی؛ واشنگتن و تلآویو همچنان در یک مسیر راهبردی حرکت میکنند.
🔵مواضع علنی آمریکا و اسرائیل همیشه بیانگر تصمیمات پشتپرده نیست و نباید اختلافات رسانهای را به شکاف واقعی تعبیر کرد.
🔻سفر نتانیاهو میتواند نشانه تلاش تلآویو برای تثبیت هماهنگی امنیتی با واشنگتن و گرفتن امتیازات جدید در معادلات منطقهای باشد.
⛓متن کامل گفتوگو را در ایران ۲۴ بخوانید.
مرشایمر: آمریکا معتاد جنگ است
🔵نظریهپرداز روابط بینالملل: زمانی که جنگ سرد در سال ۱۹۸۹ پایان یافت و اتحاد جماهیر شوروی طی دو سال بعد عملاً از میان رفت، وارد جهانی شدیم که میتوان آن را به دو شکل توصیف کرد.
🔵یا میتوان گفت جهان تکقطبی بود، یعنی تنها یک قدرت بزرگ، یعنی آمریکا وجود داشت یا میتوان گفت جهان چندقطبی بود و روسیه و چین نیز قدرتهای بزرگی بودند، اما آنقدر ضعیف بودند که به هیچ وجه توان به چالش کشیدن آمریکا را نداشتند.
🔵طی حدود سه دهه پس از پایان جنگ سرد، جهان با وضعیتی روبهرو بود که در آن آمریکا رقیب همتراز نداشت.
🔵ما به جنگ اعتیاد پیدا کردهایم. وقتی به واشنگتن میآیید، انگار وارد جایی شدهاید که دائماً به این فکر میکند هدف بعدی چه کشوری خواهد بود. ما حتی تا آستانه جنگ با ایران هم پیش رفتیم.
🔵دلیل اصلی این وضعیت آن است که ما هیچ رقیب قدرت بزرگی نداشتیم. اکنون سیاست قدرتهای بزرگ دوباره، همانگونه که پیش از سال ۱۹۹۰ وجود داشت، بازگشته است. کافی است به دوره زمانی ۱۹۰۰ تا ۱۹۹۰ نگاه کنید.
اتفاق حاشیهای در سفر الزیدی به ترکیه
🔵در جریان مراسم امضای توافقنامههای همکاری میان عراق و ترکیه، «وهب الحسنی» وزیر حملونقل عراق در مقابل دوربینهای تلویزیونی از امضای قرارداد «جاده توسعه» خودداری میکند.
🔵جاده توسعه، یک طرح بلندپروازانه است که با هدف تبدیل عراق به یک کریدور تجاری مهم بین آسیا و اروپا طراحی شده؛ پروژهای شامل احداث شبکهای از خطوط ریلی پرسرعت و بزرگراههاست که قرار است بندر فاو در جنوب عراق را به مرز ترکیه و سپس به اروپا متصل کند.
🔵در این مراسم، الزیدی به وزیر حملونقل گفت: چرا توافقِ جاده توسعه را امضا نکردی؟
🔵الحسنی هم در پاسخ گفت: برای شما در واتساپ فرستادم.
🔵الزیدی در جواب گفت: بیا و امضا کن.
🔵او سپس رو به مترجمش کرد و گفت: به رئیسجمهور اردغان اطلاع بده که دستور امضای آن را صادر کردم.
🔵در پی بروز این حواشی، رسانه عراقی السومریه به نقل از منابع آگاه، این ماجرا را رد کرده و نوشته وزیر عراقی قرارداد را امضا کرده بود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نیویورکتایمز: ایران قصد پاسخ نظامی به اوکراین را داشت؛ کییف برای کاهش تنش پیشقدم شد
🔵مقامهای ایرانی و غربی میگویند حمله اوکراین به کشتی ایرانی میتوانست به آغاز جنگی گستردهتر منجر شود، اما موجی از رایزنیهای دیپلماتیک فعلاً از شدت تنشها کاسته است.
🔵ایران در واکنش به حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی، حمله به یک بندر در اوکراین را بررسی کرده بود، اما به گفته مقامهای ایرانی و غربی، مجموعهای از تلاشهای دیپلماتیک فعلاً این بحران را مهار کرده است.
🔵اوکراین با ادعای حمایت ایران از روسیه، روز شنبه یک کشتی تجاری باری ایران را در دریای خزر هدف قرار داد که در نتیجه آن یک ملوان غیرنظامی کشته شد. مقامهای ایرانی نیز وعده داده بودند که به این حمله پاسخ خواهند داد.
🔵برخی از افرادی که در جریان ارزیابیهای اطلاعاتی قرار گرفتهاند، گفتند انتظار داشتند ایران برای ارسال یک پیام نمادین، یک موشک بالستیک با کلاهک کوچک به سوی اوکراین شلیک کند؛ حملهای که خسارت محدودی به بار آورد. مقامهای دیگری نیز گفتند که احتمالاً یکی از بنادر اوکراین در دریای سیاه هدف این حمله قرار میگرفت.
🔵شلیک هرگونه موشک از ایران به خاک اوکراین میتوانست بهطور چشمگیری سطح تنش را افزایش دهد و با توجه به اختلافات دو کشور بر سر همکاری راهبردی ایران و روسیه، خطر گسترش جنگ را در پی داشته باشد.
🔵وزیر امور خارجه ایران، روز یکشنبه حمله اوکراین را نقض منشور سازمان ملل متحد و تلاشی برای کشاندن اروپا به جنگ ایران و آمریکا توصیف کرد. او نوشت این حادثه «نمیتواند بیپاسخ بماند.»
🔵محاصره بنادر ایران در خلیج فارس از سوی آمریکا باعث شده است تجارت ایران و روسیه از طریق دریای خزر اهمیت بیشتری پیدا کند. دریای خزر اکنون به یکی از مسیرهای حیاتی برای تجارت آشکار و پنهان دو کشور تبدیل شده است.
🔵اما روز سهشنبه، پس از آنکه دیپلماتهای اوکراینی برای کاهش تنشها وارد عمل شدند، عراقچی با «آندری سیبیها» همتای اوکراینی خود تلفنی گفتوگو کرد.
🔵عراقچی پس از این تماس در پیامی نوشت که سیبیها حمله به کشتی باری ایران را «غیرعمدی» توصیف کرده است.
🔵او نوشت: «ایران نیز به دنبال تشدید تنش نیست، اما هرگونه حمله به شهروندان یا منافع ایران غیرقابل قبول است. خسارتهای واردشده باید جبران شود.»
🔵وزیر امور خارجه ایران همچنین اعلام کرد که با «کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، درباره «راههای کمک به کاهش تنشها در منطقه» گفتوگو کرده است.
مرشایمر: جنگ، انگیزه ایران برای دستیابی به سلاح هستهای را افزایش داده است
🔵نظریهپرداز روابط بینالملل: جنگ علیه ایران یک فاجعه تمامعیار بود. رئیسجمهور چهار هدف را دنبال میکرد: تغییر رژیم در ایران، پایان دادن به برنامه غنیسازی اورانیوم، از بین بردن توان موشکهای دوربرد ایران و قطع حمایت ایران از انصارالله، حزبالله و حماس. روشن است که در دستیابی به هیچیک از این اهداف موفق نشده است.
🔵علاوه بر این، اکنون تنگه هرمز تحت کنترل ایران قرار دارد؛ وضعیتی که پیش از آغاز جنگ وجود نداشت. پایگاههای آمریکا در منطقه خلیج فارس یا بهشدت آسیب دیدهاند یا نابود شدهاند، ائتلاف واشنگتن با کشورهای عربی خلیج فارس تضعیف شده و اقتصاد جهانی نیز با خطر رکود جدی مواجه است.
🔵ترامپ میتوانست پس از پایان نخستین مرحله آتشبس در ۸ آوریل با ایران به توافق برسد، اما به جای آن محاصره را تشدید کرد. سپس در ۱۷ ژوئن یادداشت تفاهمی میان دو طرف امضا شد، اما این بار نیز آمریکا در اوایل ژوئیه آن توافق را نقض کرد.
🔵اکنون ترامپ به دنبال راه خروج از جنگ است، اما هرچه جنگ طولانیتر شود، موقعیت چانهزنی آمریکا ضعیفتر و موقعیت ایران قویتر خواهد شد. ایرانیها دریافتهاند که ادامه یافتن درگیری، اهرم فشار واشنگتن را بیش از پیش تضعیف میکند.
🔵بدون تردید ایران کنترل تنگه را در دست دارد. ایران مسیر دریایی ایجادشده از سوی آمریکا را مینگذاری کرده و حتی اگر این کار را هم نکرده بود، با پهپادها و موشکهای کروز هر کشتی یا نفتکشی را که از مسیر تحت کنترل آمریکا عبور کند هدف قرار میدهد. در حال حاضر تنها مسیر قابل استفاده، کانالی است که ایران بر آن تسلط دارد.
🔵همانطور که ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود از برجام خارج شد، این بار نیز یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن را نقض کرد. بنابراین اگر توافق جدیدی شکل بگیرد، ایران اصرار خواهد داشت امتیازات اصلی را در همان ابتدای توافق دریافت کند، از جمله دسترسی به داراییهای بلوکهشده خود در بانکهای خارجی.
🔵ایران موضوع هستهای را برای مرحله پایانی مذاکرات حفظ خواهد کرد تا همچنان اهرم فشار مهمی علیه آمریکا و اسرائیل در اختیار داشته باشد.
🔵همانگونه که ایهود باراک نیز گفته بود، اگر ایران به دنبال سلاح هستهای باشد، این تصمیم از نظر راهبردی کاملاً منطقی است. پس از اتفاقات اخیر، انگیزه ایران برای دستیابی به بازدارندگی هستهای بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
🔵اگر عربستان سعودی نیز به توان غنیسازی دست یابد، خطر گسترش رقابت هستهای در منطقه افزایش خواهد یافت و کشورهایی مانند ترکیه، مصر و عراق نیز ممکن است همین مسیر را دنبال کنند.
🔵ایران احتمالاً شرط خواهد کرد که پیش از آغاز هرگونه مذاکره درباره یادداشت تفاهم جدید، اسرائیل باید از جنوب لبنان خارج شود.
🔵اگر ایران بر این شرط پافشاری کند، ترامپ برای پایان دادن به جنگ ناچار خواهد شد فشار جدی بر اسرائیل وارد کند، زیرا بدون موافقت ایران، امکان آغاز مذاکرات جدید وجود نخواهد داشت.
بلومبرگ: جنگ محدود ایران و آمریکا ممکن است ماهها ادامه داشته باشد
🔵بلومبرگ به نقل از مقامهای آمریکایی، اروپایی و ایرانی نوشته جنگ میان ایران و آمریکا ممکن است ماهها ادامه یابد، زیرا دو طرف نه بر سر تنگه هرمز قادر به شکستن بنبست هستند و نه میتوانند به آتشبسی پایدار دست پیدا کنند.
🔵ایران معتقد است از یک مزیت راهبردی برخوردار است و بر این باور است که میتواند محاصره دریایی آمریکا را پشت سر بگذارد. همچنین تهران بر این ارزیابی است که ترامپ به دلیل توانایی ایران در هدف قرار دادن کشورهای حاشیه خلیج فارس و نگرانی از افزایش قیمت جهانی نفت، بعید است دامنه درگیری را به شکل قابل توجهی گسترش دهد.
🔵ایران همچنین بر این باور است که گزینههای واشنگتن به دلیل کاهش ذخایر مهمات ارتش آمریکا و پایین بودن سطح ذخایر راهبردی نفت آمریکا که پس از برداشتهای گسترده سالهای گذشته به پایینترین سطح خود از دهه ۱۹۸۰ رسیده، محدود شده است.
🔵به گفته مقامهای مطلع، در حالی که انتظار نمیرود دولت ترامپ تا زمانی که ایران موضع خود درباره تنگه هرمز را تغییر ندهد از فشارها بکاهد، تهران همچنان به دنبال اعمال کنترل بیشتر بر تنگه و کسب حق دریافت عوارض عبور کشتیهاست. از این رو، ادامه درگیریهای محدود و کمشدت، محتملترین سناریوی کوتاهمدت ارزیابی میشود.
ورود عربستان به جنگ؟
🔵عربستان سعودی روز چهارشنبه با انجام حملات هوایی در عراق، به جنگ آمریکا و ایران پیوست.
🔵به گفته تحلیلگرانی که با نیویورکتایمز صحبت کردهاند، ورود ریاض پس از ۶ ماه از آغاز جنگ، نشاندهنده وضعیت دشواری است که این کشور با آن روبهروست؛ از یک سو میخواهد مانع حملات بیشتر علیه خود شود و از سوی دیگر تلاش میکند وارد درگیری گستردهتر منطقهای نشود.
🔵وزارت دفاع عربستان اعلام کرد که این حملات «در پاسخ به حملات شبهنظامیان مورد حمایت ایران در عراق به تأسیسات نفتی سعودی در اوایل هفته انجام شده است». با این حال، هیچیک از گروههای مسلح عراقی مسئولیت این حملات را بر عهده نگرفتهاند.
🔵در مقابل، شورای امنیت ملی عراق در بیانیهای اعلام کرد که این حملات به کشته و زخمی شدن «شماری از افراد بیگناه» منجر شده است.
🔵همچنین «علی الزیدی» نخستوزیر عراق، این اقدام را «تجاوزی غیرقابل قبول» توصیف کرد.
🔵با این حال، بیانیههای رسمی ریاض تلاش داشت این حملات را صرفاً واکنشی محدود به حملات اخیر معرفی کند، نه ورود به جنگ گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران.
🔵سرلشکر «ترکی المالکی» سخنگوی وزارت دفاع عربستان، گفته «پادشاهی به دنبال تشدید تنش نیست، اما به هرگونه تجاوز پاسخ خواهد داد.» او با استناد به حق دفاع مشروع، بخشی از قرآن را نیز نقل کرد که مؤمنان را به مقابله به مثل با مهاجمان فرا میخواند.
🔵این موضعگیری نشاندهنده دوراهی دشواری است که عربستان از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه با آن روبهرو بوده است؛ جنگی که به درگیری گسترده در منطقه انجامید و امنیت و برنامههای اقتصادی ریاض را تهدید کرد.
🔵اگرچه روابط عربستان و ایران سالها خصمانه بود، اما مقامهای سعودی طی چند سال گذشته به دنبال بهبود روابط با تهران بودند و این مسیر را واقعبینانهترین راه برای مدیریت تهدید ایران میدانستند.
🔵در همین حال، عربستان در ماه جاری بار دیگر وارد تقابل با انصارالله یمن شد؛ گروهی که مسئولیت چندین حمله به خاک عربستان را بر عهده گرفته و از محاصره نفتکشهای سعودی در دریای سرخ خبر داده است.
🔵تحلیلگران معتقدند «محمد بن سلمان» ولیعهد عربستان، اگرچه احتمالاً از تضعیف ایران استقبال میکرد، اما ادامه جنگ در عمل خطرات بزرگی برای برنامههای او جهت تبدیل عربستان به قطب تجارت و گردشگری ایجاد کرده است.
🔵این جنگ همچنین هزینههای اقتصادی قابل توجهی برای عربستان داشته، زیرا مسیرهای صادرات نفت این کشور را محدود کرده؛ صادراتی که منبع اصلی درآمد دولت سعودی محسوب میشود.
🔵علاوه بر این، طولانی شدن جنگ باعث افزایش اختلافات میان ریاض و دولت ترامپ درباره نحوه تأمین امنیت منطقه شده است.
🔵این نخستین باری است که ریاض بهطور رسمی مشارکت مستقیم خود در عملیات نظامی آمریکا را تأیید میکند، هرچند گزارش شده که عربستان پیشتر نیز بهطور محرمانه حملاتی علیه ایران انجام داده بود.
🔵«عبدالعزیز الغشیان» پژوهشگر ارشد «انجمن بینالمللی خلیج فارس» در واشنگتن، گفته رهبران عربستان احتمالاً به این نتیجه رسیدهاند که خودداری آنها از ورود آشکار به جنگ، از سوی طرفهای مقابل بهعنوان پذیرش حملات علیه این کشور تعبیر شده است. به گفته او، ریاض اکنون میخواهد این پیام را به همه دشمنان خود منتقل کند که «حمله به عربستان هزینه خواهد داشت.»
🔵همچنین «فیصل الحمد» سرتیپ بازنشسته نیروی هوایی عربستان و تحلیلگر دفاعی، این اقدام را تلاشی برای «ترسیم خطوط قرمز روشن» به منظور بازدارندگی از حملات بیشتر توصیف کرد.
🔵از سوی دیگر، «حسن الحسن» پژوهشگر ارشد سیاست خاورمیانه در مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی گفته این حملات همچنین میتواند هشداری به ایران باشد که تشدید بیشتر تنشها ممکن است عربستان را بیش از گذشته به همسویی با آمریکا سوق دهد.