کلید هر توافق پایدار این است که هر دو طرف بتوانند به شکل مشروع ادعای پیروزی کنند. هر دو طرف میتوانند با هدفگذاری برای نتایج کوچک و ملموس به بهترین شکل به این امر دست یابند. برای ایالات متحده، این به معنای معکوس کردن کنترل یکجانبه و فعال ایران بر رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز و ایجاد یک مسیر دستیابی عملی به توافق هستهای در آینده است. برای ایران، این به معنای غرامت مالی قابل توجه و به رسمیت شناختن موقعیت جدیدش در تنگه است.
طرفین میتوانند با بازپیکربندی ابعادی از یادداشت تفاهم به این اهداف دست یابند. ایالات متحده باید آماده باشد تا حملات را پایان دهد، محاصره را لغو کند و مجوز عمومی X (General License X)—اقدام وزارت خزانهداری که فروش نفت ایران را مجاز میکند—را بدون تاریخ پایان مشخصی دوباره صادر کند تا همکاری ایران در تنگه را تضمین نماید.
این مجوز عمومی تا زمانی که ایران از هرگونه مانعتراشی در رفتوآمد کشتیها خودداری کند، معتبر خواهد بود. این یک امتیاز اقتصادی معنادار و دائمی برای ایران است، اما امتیازی است که دولت ترامپ پیش از این دو بار به صورت موقت صادر کرده است.
به رسمیت شناختن نقش گسترشیافتهٔ ایران در هرمز پیچیدهتر است. هدف کلیدی آمریکا باید اجتناب از نهایی کردن سازوکاری باشد که: ۱) پیشینه منفی ایجاد کند که آزادی دریانوردی را در سایر نقاط تضعیف نماید و ۲) به تهران اجازه دهد از کنترل اداری بر رفتوآمد کشتیها برای باجگیری و گرفتن امتیازات مداوم از خلیج فارس یا سایر طرفها استفاده کند.
مقامات عمانی آخر هفته در ایران بودند و پیشنهاد ایجاد یک نهاد منطقهای برای نظارت بر امنیت maritime (دریایی) و سایر مسئولیتها در تنگه هرمز را مطرح کردند. اما یک نهاد صرفاً منطقهای—بهویژه نهادی با ماموریت امنیتی—در برابر اختلافات درونمنطقهای آسیبپذیر است.
همچنین یک ماموریت امنیتی میتواند پوششی برای تجاوز در این آبراه ایجاد کند. مسقط و میانجیهای منطقهای باید در عوض سازوکاری را زیر نظر سازمان ملل متحد پیشنهاد کنند که شامل ایران، عمان و یک کرسی چرخشی برای سایر کشورهای خلیج فارس باشد.
این سازوکار باید بر نظارت از راه دور بر ترافیک تنگه و حل و فصل اختلافات ترانزیتی در صورت لزوم تمرکز کند. تحت چنین مدلی، سازمان ملل نقش پیشروی ایران در تنگه را تثبیت میکند، اما نحوه اجرای این نقش توسط تهران را محدود میسازد تا از رعایت کنوانسیونهای بینالمللی اطمینان حاصل شود و توانایی یک طرف برای مسدود کردن یکجانبه رفتوآمد کشتیهای قانونی کاهش یابد.
بعلاوه، کاهش تحریمها که قبلاً ذکر شد، ایران را در بخشهای دیگر جبران خواهد کرد و نیاز به اخذ عوارض یا هزینهها را از بین میبرد.
برای ایالات متحده، روشنترین فائدهٔ چنین ترتیبی، خروج فوری از چرخه تصاعدی جنگ و دستیابی به یک ساختار مدیریتی کمزیانتر برای تنگه خواهد بود. ایجاد یک سازوکار سازمان ملل برای نظارت بر ترافیک تنگه، به جای تضعیف اصل آزادی دریانوردی، میتواند هنجارها و کنوانسیونهای بینالمللی را تقویت کند و در عین حال شفافیت و کانالهای تنشزدایی مورد نیاز را فراهم سازد.
یک توافق کوچک در مورد هرمز ممکن است شانس توافق هستهای در آینده را نیز افزایش دهد. هیچیک از طرفین باور ندارد که طرف مقابل میتواند به تعهدات خود عمل کند، و اجرای موفقیتآمیز یک ترتیب کوچکتر احتمالاً پیشنیاز توافق جاهطلبانهتر خواهد بود. خبر خوب این است که واشنگتن همچنان مشوقهای کافی و لازم برای یک توافق جامعتر، از جمله دسترسی به سیستم بانکی جهانی، تجارت و سرمایهگذاری را حفظ کرده است. اگرچه ممکن است ترامپ متوجه آن نباشد، اما با وجود یادداشت تفاهم، او از نعمت صبر و زمان نیز برخوردار است.
بخش ۹ یادداشت تفاهم—که ایران را متعهد به حفظ وضع موجود برنامه هستهای خود میکند—مزایایی برای ایالات متحده دارد که اغلب نادیده گرفته میشود. در نتیجهٔ جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵، ایران در حال حاضر اورانیوم غنیسازی نمیکند و سانتریفیوژهای جدید نمیسازد.
تثبیت این واقعیت تا زمان مذاکرات بعدی، زمان ارزشمندی را برای ایالات متحده میخرد و ...
🔻به جهت ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/How-to-End-the-Iran-War-08-01
🔹درباره نویسندگان:
آلیسون ماینر مدیر بخش ادغام خاورمیانه در شورای اتلانتیک است. او پیش از این به عنوان فرستاده ویژه جانشین ایالات متحده در امور یمن و مدیر امور شبهجزیره عربستان در شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
نیت سوانسون مدیر پروژه استراتژی ایران در شورای اتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به عنوان مدیر بخش ایران در شورای امنیت ملی خدمت کرده است. در بهار و تابستان ۲۰۲۵، او در تیم مذاکرهکننده دولت ترامپ در امور ایران عضویت داشت.
🔻پیوند به اصل مقاله:
https://foreignpolicy.com/2026/07/29/trump-iran-hormuz-mou-cease-fire-energy-peace/
هدایت شده از خبرگزاری فارس
🖼 مخبر: زیرساختهای ایران خط قرمز است
🔹شما با معادلات نظامی محاسبه میکنید، اما ما با منطق تاریخ پاسخ میدهیم.
🔹تعرض به زیرساختهای ایران، مستقیماً گسلهایی را بیدار میکند که ۲۵۰ سال معماری هژمونی شما روی آنها بنا شده است.
🔹وقتی ستونهای این سیستم فروبریزد، دیگر نه مرکزی برای فرماندهی میماند و نه بازاری برای غارت.
@Farsna - Link
🔵مارپیچ ابهام در ایران
🔸چگونه عدم شفافیت واشنگتن منجر به تصاعد بحران میشود
✍️اریک لین-گرینبرگ
🔻۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶
▪️فارین افیرز
🔹اریک لین-گرینبرگ دانشیار بخش علوم سیاسی در موسسه فناوری ماساچوست (MIT) است.
ابهام — یعنی زبان مبهم، پیامهای متناقض و تغییرات مداوم در سیاستها — مشخصه اصلی رویکرد ایالات متحده در قبال جنگ با ایران بوده است. تقریباً از همان لحظه آغاز درگیری، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مورد هدف جنگ، ریسکهایی که حاضر به پذیرش آنهاست و آنچه ایالات متحده پیروزی تلقی میکند، دچار تردید و نوسان بوده است.
او تهدید به نابودی تمدن ایرانی کرده و سپس بلافاصله توافق آتشبس امضا کرده است. او احتمال تصرف جزیره خارگ، مرکز صنعت نفت ایران را مطرح کرده و کمی بعد از آن عقبنشینی کرده است. همچنین درباره وضع عوارض ۲۰ درصدی بر کشتیرانی در تنگه هرمز صحبت کرده و سپس اعلام نموده که این آبراه باید برای همه آزاد باشد.
در برخی موارد، ابهام میتواند به کشورها در پایان دادن به جنگها کمک کند. برای مثال، رهبران میتوانند از عدم قطعیت برای کاهش تنش در یک درگیری یا دستیابی به یک توافق صلح پایدار استفاده کنند، با این روش که به هر دو طرف اجازه دهند ادعای پیروزی کنند. اگر دولتها از ترسیم خطوط قرمز شفاف خودداری کنند، میتوانند از فشار برای تصاعد تنش در پاسخ به حملات اجتناب کرده و فضایی برای فروپاشی تنشها ایجاد نمایند.
اما پیامهای متناقض واشنگتن درباره جنگ در ایران، بیش از آنکه مفید باشد، ضرر رسانده است. برای نمونه، طیف تهدیدات ترامپ باعث شد تهران این جنگ را فرای وجودی ببیند و با تمام توان دست به مقابله بزند. عدم شفافیت درباره وضعیت تنگه هرمز، یادداشت تفاهم ژوئن را که بین دو کشور مذاکره شده بود، بسیار شکننده کرد.
برای دستیابی به یک آتشبس پایدارتر، دولت ترامپ باید در مورد اهداف خود شفافتر باشد و در دنبال کردن آنها ثبات بیشتری نشان دهد. در غیر این صورت، ایران و ایالات متحده همچنان دچار سوءتفاهم خواهند شد — و آتشبس بعدی نیز ممکن است دوباره فروپاشد.
🔹عدم امکان ارزیابی دقیق (عدم امکان درک نیت)
هنگام اعمال فشار و اجبار بر یک رقیب، یک دولت باید تصمیم بگیرد که چگونه نیت، توانمندیها و خطوط قرمز خود را منتقل کند. یک گزینه، شفافیت است: تعریف صریح و مداوم هدف، مشخص کردن عواقب عدم پایبندی، و بیان اینکه طرف مقابل در صورت برآورده کردن خواستهها میتواند روی چه چیزی حساب کند. چنین شفافیتی میتواند به دولت رقیب بفهماند که چه چیزی در خطر است و او را تشویق کند تا پاسخ خود را محدود سازد.
اما شفافیت بیش از حد میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. اگر رقیب بداند دقیقاً تا چه حد میتواند به آستانه دردسر نزدیک شود بدون اینکه تلافی ایجاد کند، اغلب تا همان نقطه تنش را بالا میبرد.
گزینه دیگر، مبهم بودن است. با این حال، این گزینه نیز میتواند پیامدهای دوگانهای داشته باشد. اگر کشوری نداند که خصمش به یک اقدام خاص چه پاسخی خواهد داد، ممکن است از ترس تحریک حملات متقابل دردناک، دست به عصا حرکت کند. اما ارسال بیش از حد سیگنالهای متناقض میتواند محاسبات ریسک حریف را برهم زند و موجب سوءتفاهمهایی شود که بحران ایجاد کرده یا آن را وخیمتر میکند.
این همان اتفاقی است که در "عملیات خشم حماسی" (Operation Epic Fury) ایالات متحده — عملیات نظامی آن علیه ایران — رخ داد. ترامپ در زمانهای مختلف سخنان متفاوتی گفته است: اینکه هدف این کمپین تضعیف توانمندیهای موشکی و نیروی دریایی ایران، جلوگیری از دستیابی این کشور به تسلیحات هستهای و پایان دادن به حمایت ایران از شبکه نیابتی منطقهایاش است.
در اولین روز درگیری، او حتی پیشنهاد کرد که میخواهد جمهوری اسلامی را برچیند. (در ۲۸ فوریه، ترامپ ایرانیان را تشویق کرد که حکومت خود را «در دست بگیرند» و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که همراه با ترامپ حملات نظامی انجام داده، همان موضع را تکرار کرد.) در همین حال، سایر مقامات دولت ترامپ از اشاره صریح به تغییر سیاسی در ایران خودداری کرده و بر اهداف نظامی محدودتر تمرکز کردند.
برای ایران، این پیامهای متناقض دقیقاً نقطه مقابل اطمینانبخشی بود. مقامات ایرانی که از نیات ایالات متحده مطمئن نبودند، بدترین سناریو را فرض کردند — بهویژه با توجه به اینکه حملات هوایی در ساعات اولیه درگیری، رهبر معظم علی خامنهای را به شهادت رساند (به قتل رساند).
از این رو، این کشور به شدت دست به تصاعد زد و هزاران موشک و پهپاد را به سمت زیرساختها و پایگاههای نظامی آمریکا در سراسر خاورمیانه شلیک کرد.
اگر ایالات متحده از همان ابتدا شفاف میکرد که به دنبال تغییر رژیم نیست، ایران ممکن بود با خویشتنداری بیشتری پاسخ دهد و درگیری مانند پس از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵، محدودتر باقی میماند.
ابهام نه تنها جنگ را تشدید کرده، بلکه تلاشها برای پایان دادن به آن را نیز تضعیف کرده است. یادداشت تفاهم ژوئن قرار بود جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و یک دوره ۶۰ روزه را برای مذاکرات بیشتر آغاز نماید.
اما این یادداشت شکست خورد، تا حدودی به دلیل متن نامشخص آن. این یادداشت، ایران را موظف میکرد که «با استفاده از تمام تلاش خود، تمهیداتی را برای عبور امن شناورهای تجاری ایجاد کند». آمریکاییها این بند را به این معنی تفسیر کردند که ایران به تمام رفتوآمدها اجازه عبور خواهد داد، همانطور که قبل از جنگ انجام میداد.
از سوی دیگر، ایرانیها آن را تأییدی بر سلطه و اختیار خود بر این آبراه دانستند که تنها نیاز است بخشهایی از آن را باز کنند. (ایران میخواهد کشتیرانی از بخشی از تنگه که به خاک خودش نزدیکتر است انجام شود).
در پایان ماه ژوئن، ایران به سمت شناورهای تجاری به دلیل طی کردن مسیرهای غیرمجاز (از نظر ایران) شلیک کرد. همزمان با این حملات، معاون وزیر امور خارجه ایران در شبکههای اجتماعی اعلام کرد که عبور امن «تحت ترتیبات مبهم تضمین شده نیست». ایالات متحده این حملات را نقض آتشبس تلقی کرد و با شلیک به سمت ایران پاسخ داد. تقابل مشابهی در اواسط ژوئیه رخ داد که منجر به درگیریهایی شد که امروز نیز ادامه دارد.
🔹غبار جنگ
اگرچه همه درگیریها تا حدی گیجکننده و آشفته هستند — از این رو اصطلاح «غبار جنگ» به کار میرود — اما درگیری در ایران بهطور ویژهای مبهم به نظر میرسد. بخش زیادی از این ابهام نه ناشی از یک استراتژی حسابشده برای بهرهبرداری از تاریکی به منظور کسب دستاوردهای نظامی یا سیاسی، بلکه حاصل تلاش و سردرگمی واشنگتن برای استقرار بر سر یک وضعیت نهایی مطلوب است.
ابهام عمدی با حدسزدن حریف، عدم قطعیت را افزایش میدهد. اما زمانی که کشوری به دلیل تصمیمگیریهای داخلی در مورد مسیر خود دچار ابهام باشد، تمایل دارد به طور مرتب از تهدیدات خود عقبنشینی کرده و سپس دوباره آنها را مطرح کند، که این امر به جای سردرگم کردن حریف، اعتبار خود کشور را خدشهدار میسازد.
با این حال، دولت ترامپ مقصر تمام و کمال وضعیت مبهم ایالات متحده نیست. عواملی خارج از کنترل آن وجود دارد که توانایی کاخ سفید را برای ارسال سیگنالهای شفاف و معتبر به ایران تضعیف میکند. برای مثال، حمایت ضعیف داخلی از جنگ، تهدید متقاعدکننده تهران را سختتر میکند. طبق نظرسنجی ماه ژوئیه توسط واشنگتن پست و ایپسوس، ۶۸ درصد از آمریکاییها معتقدند که جنگ «ارزش جنگیدن ندارد».
تهران به خوبی از این واقعیت آگاه است، واقعیتی که به عنوان یک شرط و قید برای تمام اظهارات ترامپ عمل میکند. حتی زمانی که رئیسجمهور تهدیدهای به ظاهر شفاف و مستقیمی مطرح میکند، مقامات ایرانی با توجه به محدودیتهای سیاسی داخلی او، نمیتوانند مطمئن باشند که او تهدیداتش را عملی خواهد کرد. ایران نیز به نوبه خود ممکن است جرات پیدا کند که تهدیدها و خواستههای دولت را نادیده بگیرد.
رابطه ایالات متحده با شرکای خود در منطقه نیز پیامرسانی آن را مبهم کرده و باعث تصاعد تنش میشود. نیروهای مسلح آمریکا جنگ را در کنار اسرائیل آغاز کردند، کشوری که منافع، خطوط قرمز و اهداف متفاوتی دارد. برای مثال، در ماه آوریل، واشنگتن و تهران یک آتشبس دو هفتهای برای متوقف کردن درگیریها امضا کردند، اما تعهدات اسرائیل تحت این پیمان نامشخص بود.
ایرانیها گفتند که این توافق، اسرائیل را ملزم به توقف حملات به حزبالله در لبنان میکند؛ اسرائیل استدلال کرد که عملیات در لبنان خارج از حوزه این پیمان است. واشنگتن از متحد خود حمایت کرد و اسرائیل حملات به اهداف حزبالله را افزایش داد. تهران نیز رهبران آمریکایی را به «پیمانشکنی» متهم کرد و احتمالاً به این نتیجه رسید که ایالات متحده شریک قابل اعتمادی برای مذاکره نیست زیرا نمیتواند متحد منطقهای خود را کنترل کند. ایران هفتهها بعد با حملات موشکی به اسرائیل تلافی کرد.
🔹ابری همراه با احتمال صلح
اگرچه ابهام نیرویی برای تصاعد تنش در جنگ با ایران بوده است، اما این بدان معنا نیست که همیشه درگیری را وخیمتر میکند. گاهی اوقات، ابهام به سیاستگذاران فضای مانور میدهد تا خصومت را کماهمیت جلوه دهند یا در دستاوردهای خود غلو کنند.
🔻به جهت ادامه مطالعه ترجمه فارسی متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/The-Ambiguity-Spiral-in-Iran-08-01-2
🔻پیوند به اصل مقاله:
https://www.foreignaffairs.com/united-states/ambiguity-spiral-iran
در میانهی گیرودار جنگ و تنش کنونی نمیدانم کدام پدر آمرزیدهای واژهی عربی «تصعید» را که در فارسی به معنای sublimation رایج در شیمی و فیزیک که به معنای تبدیل شدن جامد به گاز یا بخار است را برای ترجمهی escalation به کار برد!
واژه escalation از فعل escalate گرفته شده و ریشه آن به escalator (پلهبرقی) بازمیگردد؛ واژهای که خود از لاتینیِ scala به معنای «نردبان» یا «پلکان» گرفته شده است. از همین رو، معنای بنیادین escalation صرفاً «شدت گرفتن» نیست، بلکه «پلهپله بالاتر رفتن» یا «حرکت تدریجی به سطوح بالاترِ تقابل» است. به همین دلیل، در ادبیات راهبردی و روابط بینالملل، این واژه برای توصیف فرایندی به کار میرود که در آن هر اقدام، یک پله از اقدام پیشین شدیدتر است؛ مفهومی که در اصطلاح مشهور «نردبان تشدید» (escalation ladder) نیز بازتاب یافته است.
پس اگر بخواهیم معنای تحتاللفظی escalation را به فارسی برگردانیم، نزدیکترین تصویر آن «پلهپله بالاتر رفتن» یا «پلکانی بالا رفتن» است، نه صرفاً «تشدید». به همین دلیل، در متون تخصصی گاهی از تعبیر «تشدید پلکانی» نیز استفاده میشود؛ زیرا علاوه بر افزایش شدت، ویژگی مرحلهای و تدریجی واژه را نیز منتقل میکند.
نترسیم!
🔻بخش مهمی از آنچه این روزها میبینیم، جنگ با ذهن مردم است؛ دشمن میخواهد پیش از آنکه در میدان کاری انجام دهد، در ذهن ما تصویر یک قدرت شکستناپذیر از خود بسازد.
🔴اما واقعیت میدان چیز دیگری است. دشمن در حوزه عملیات هوایی، بسیاری از ظرفیتها و الگوهای اصلی خود را پیشتر به میدان آورده و با آنها ناشناخته نیستیم. تفاوت مهم اینجاست که ما از هر مرحله جنگ درس گرفتهایم. ضعفها دیده شده، روشهای دشمن بهتر شناخته شده و تجربهای که با هزینه به دست آمده، امروز بخشی از قدرت دفاعی ماست.
🔴توان ایستادگی ما فقط در سلاح خلاصه نمیشود؛ تجربه، شناخت میدان، آمادگی نیروها و قدرت انطباق نیز چند برابر گذشته اهمیت پیدا کرده است. جنگ برای ما دیگر یک سناریوی روی کاغذ نیست؛ دشمن را در میدان دیدهایم و میدانیم چگونه باید مقابلش ایستاد.
🔴پس نترسیم؛ وضع ما خوب است و توان ایستادن مقابل دشمن را داریم. اما آرامش به معنای بیاحتیاطی نیست. توصیههای امنیتی و پدافندی را جدی بگیریم، از انتشار اطلاعات و تصاویر حساس خودداری کنیم و اجازه ندهیم عملیات روانی دشمن، جای واقعیت میدان را در ذهنمان بگیرد.
هوشیار باشیم، اما نترسیم.
✍حسین پاک
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
روایت سیانان از بازگشت متحدان ایران به میدان پس از ۳ سال سخت
🔵پس از سه سال دشوار، گروههای مسلح همپیمان تهران در سراسر خاورمیانه بار دیگر در حال بازیابی توان خود هستند و اهرمهای نفوذ ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل را تقویت میکنند.
🔵به گفته کارشناسان، این گروهها طی دههها نقش مهمی در بازدارندگی در برابر حمله مستقیم به ایران ایفا کردهاند.
🔵«محور مقاومت»، ائتلافی ضداسرائیلی و ضدغربی از گروههای مسلح منطقه که از سوی ایران حمایت میشوند، پس از حمله حماس در سال ۲۰۲۳ و پاسخ گسترده نظامی اسرائیل و پیامدهای منطقهای آن، بهشدت تضعیف شد.
🔵در همین دوره ضعف محور مقاومت بود که درگیری مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل آغاز شد. اما اکنون چندین گروه همپیمان تهران دوباره فعال شدهاند و با گشودن جبهههای جدید، جنگ را برای دشمنان ایران پیچیدهتر کرده و حتی اقتصاد جهانی را در معرض فشار قرار دادهاند.
🔵«تریتا پارسی» معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی، به سیانان گفت: محور مقاومت بیش از دو دهه بهخوبی عمل کرد و باعث شد تا زمانی که این گروهها نفوذ خود را در مناطقشان گسترش میدادند، هیچ حملهای علیه ایران صورت نگیرد. اما وقتی این محور تضعیف شد، ایران بهای آن را با حملات آمریکا و اسرائیل پرداخت. واکنش ایران کنار گذاشتن راهبرد دفاع پیشدستانه نبود، بلکه سرمایهگذاری دوباره بر آن بود.
🔵ایران سالهاست راهبردی فرامرزی را دنبال میکند که هدف آن گسترش آرمانهای انقلاب ۱۳۵۷ در کشورها و مناطق همسایه از جمله لبنان، یمن، عراق، سوریه و غزه است.
🔵«دنی سیترینوویچ» رئیس پیشین بخش ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، گفت: محور مقاومت همچنان زنده است. این محور از بین نرفته، بلکه در حال تغییر است.
🔵کارشناسان معتقدند هرچند این گروهها در راستای منافع ایران عمل میکنند، اما انگیزههای سیاسی خاص خود را نیز دارند.
🔵«علی احمدی» پژوهشگر مرکز سیاست امنیتی ژنو و مؤسسه خاورمیانه سوئیس گفت: رابطه ایران با این گروهها بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفاً با عنوان «نیروهای نیابتی» توصیف شود. هر یک از این گروهها هویت و منافع مستقل خود را دارند اما به دلیل اشتراکات عمیق ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی، با ایران در هم تنیده شدهاند. میزان وابستگی این گروهها به ایران یکسان نیست و انصارالله یمن احتمالاً مستقلترین عضو این مجموعه محسوب میشود.
🔵در روزهای اخیر، انصارالله یمن با گشودن جبههای جدید، عربستان را وارد معادلات جنگ کرده است.
🔵کارشناسان میگویند این اقدامات نشاندهنده استفاده هماهنگتر از ظرفیت محور مقاومت برای تبدیل دورههای تنش به فرصتی جهت تثبیت دستاوردها، تغییر واقعیتهای میدانی و افزایش نفوذ منطقهای ایران است.
🔵ایران در نشانهای از حمایت از حزبالله، توقف حملات اسرائیل به جنوب لبنان را به یکی از شروط اصلی خود در تفاهمنامه با آمریکا تبدیل کرده است.
🔵تریتا پارسی گفت: این گروهها هرگز از بین نرفتند و حزبالله بهویژه بسیار سریعتر از آنچه اسرائیل پیشبینی میکرد، توانست خود را بازیابی کند.
🔵همچنین، «سید مجتبی خامنهای» رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران، در نامهای به دبیرکل حزبالله لبنان، بار دیگر بر حمایت تهران از این جنبش تأکید کرد و حزبالله را در خط مقدم مقاومت ایران در برابر اسرائیل دانست و دفاع از آن را یکی از سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی توصیف کرد.
🔵دنی سیترینوویچ گفت: متحدان ایران در حال تطبیق با شرایط جدید هستند و محور مقاومت جایی نخواهد رفت.
فایننشالتایمز: ابتکارعمل در جنگ با ایران است
🔵روزنامه انگلیسی نوشته پس از ۶ ماه جنگ با آمریکا، ایران اکنون میتواند مدعی یک دستاورد مهم باشد: واشنگتن بیش از پیش در حال جنگیدن بر اساس ریتم و ابتکار عملی است که تهران تعیین میکند.
🔵در دو هفته گذشته، تهران با انجام حملات پیشدستانه، ابتکار عمل را در دست گرفته است؛ حملاتی که با هدف فرسوده کردن آمریکا و واداشتن متحدان عرب واشنگتن به پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز طراحی شدهاند.
🔵ایران با حمله به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن، وقفه ایجادشده در درگیریها را شکست و با حملهای غافلگیرکننده، بار دیگر تنشها را افزایش داد. همچنین ایران و گروههای همپیمان منطقهای آن دامنه درگیری را گسترش دادهاند؛ از ایجاد اختلال در کشتیرانی دریای سرخ و حمله به سوریه برای نخستین بار گرفته تا قرار گرفتن در مظان اتهام انجام حمله پهپادی به مصر.
🔵«الی گرانمایه»، تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، گفت: آنچه در هفته گذشته مشاهده کردیم، افزایش قابل توجه آمادگی ایران برای بالا بردن پیشدستانه سطح تنش بود، نه اینکه صرفاً به اقدامات طرف مقابل واکنش نشان دهد. تهران بازگشت به جنگ تمامعیار با اسرائیل و آمریکا را بیش از گذشته اجتنابناپذیر میداند.
🔵محاسبه تهران این است که یا با نشان دادن توانایی خود برای تشدید درگیری، ترامپ را از آغاز دوباره عملیات گسترده نظامی بازدارد، یا بتواند در یک جنگ فرسایشی طولانیمدت از آمریکا دوام بیشتری بیاورد.
🔵گرانمایه افزود: این تنها نمونهای از پیامدهای منطقهای این جنگ است. ایران با این حملات این پیام را به آمریکا میدهد که اگرچه آمریکا و اسرائیل این جنگ را آغاز کردند، اما آنها تعیینکننده نحوه پایان یافتن آن نخواهند بود.
🔵در روزهای اخیر، ترامپ در حال بررسی ازسرگیری یک کارزار گسترده بمباران بود، در حالی که میانجیها تلاش میکردند از بازگشت جنگ به مرحله تمامعیار جلوگیری کنند. ترامپ شامگاه شنبه اعلام کرد که با وجود آمادگی کامل نیروهای آمریکایی، به درخواست متحدان خاورمیانهای واشنگتن، حمله برنامهریزیشده را لغو کرده است. او همچنین گفت که احتمال دستیابی به توافق با ایران وجود دارد.
🔵«در شرایط کنونی، مذاکره با آمریکاییها بیفایده است.» این را «دنی سیترینوویچ» تحلیلگر پیشین ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل، میگوید. به گفته او «ایرانیها قرار نیست تسلیم شوند و در عوض میخواهند نشان دهند که اگر به آنها حمله شود، همه هزینه آن را خواهند پرداخت.»
🔵با این حال، به باور او، رویکرد جسورانهتر ایران بازتاب تغییرات عمیقتری در تهران است. سیترینوویچ افزود: این، ایران جدید است. آنها معتقدند اکنون زمان استفاده از توانمندیهایی است که در اختیار دارند.
🔵به گفته ناظران، ایران که ابتکار عمل را به دست آورده، اکنون در تلاش است تا روند درگیری را به سود خود تغییر دهد.
🔵«ولی نصر» استاد دانشگاه جانز هاپکینز و کارشناس راهبردهای ایران، گفت: ایران با هدف مشخصی تنش را تشدید میکند؛ هدفی که کنترل رفتار آمریکا و وادار کردن واشنگتن به بازنگری در گزینههایش است. اگر این روند ادامه یابد، جنگی منطقهای شکل خواهد گرفت و آمریکا دیگر این امکان را نخواهد داشت که خودش میدان نبرد را انتخاب کند.
🔵فرماندهان نظامی ایران نیز ظاهراً این مقطع را فرصتی مناسب برای نمایش دوباره کنترل خود بر تنگه هرمز ارزیابی کردند؛ اقدامی که به گفته تحلیلگران، برای رفع هرگونه ابهام ناشی از امضای تفاهمنامه نیز انجام شد.
🔵«فرزان ثابت» پژوهشگر مؤسسه مطالعات عالی ژنو، گفت: آنها به این نتیجه رسیدند که باید تهاجمی عمل کنند و اگر قرار است اقدامی انجام دهند، بهترین زمان همین حالاست. برخی مقامهای تهران، اختلال فزاینده در بازارهای جهانی انرژی و همچنین انتخابات میاندورهای آمریکا را از عوامل فشاری میدانند که میتواند بر محاسبات کاخ سفید در زمان جنگ تأثیر بگذارد.
🔵«کارن گیبسون» مقام پیشین اطلاعاتی ارتش آمریکا در خاورمیانه، گفت: راهبرد ایران این است که هزینههای اقتصادی و سیاسی این جنگ را آنقدر برای آمریکا بالا ببرد که واشنگتن عقبنشینی کند. این تاکتیک در بلندمدت میتواند مؤثر واقع شود.
🔵یکی از ویژگیهای مرحله دوم جنگ، تمایل ایران به گسترش بیشتر میدان درگیری در سراسر خاورمیانه، از جمله از طریق گروههای همپیمان در عراق و نیز انصارالله یمن، بوده است.
🔵هر دو گروه به عربستان سعودی حمله کردهاند. انصارالله یمن همچنین تلاش کرده است کشتیرانی عربستان در دریای سرخ را مختل کرده و گذرگاه راهبردی بابالمندب را تهدید کند؛ موضوعی که همزمان با گسترش محاصره گلوگاههای دریایی از سوی ایران فراتر از تنگه هرمز، موجب افزایش قیمت انرژی شده است.
🔵روز پنجشنبه نیز یک پهپاد با منشأ نامشخص به یک کشتی تحت مالکیت آمریکا که در اسکله بندر دمیاط مصر و در نزدیکی کانال سوئز پهلو گرفته بود، برخورد کرد.
🔵«مایکل کانل» تحلیلگر مرکز مطالعات نیروی دریایی آمریکا، گفت: هدف، خفه کردن کشتیرانی است. سه گذرگاه حیاتی دریایی در منطقه وجود دارد؛ بابالمندب، تنگه هرمز و کانال سوئز. اکنون حملات به هر سه این نقاط راهبردی یا مناطق مجاور آنها گسترش یافته است.
🔵تحلیلگران معتقدند ایران بیش از گذشته به این نتیجه رسیده که میتواند از طریق تشدید تنش، اهداف گستردهتری را در جنگ دنبال کند.
🔵ولی نصر گفت: ایران خود را برای یک جنگ بسیار طولانی آماده کرده و دیگر توافق مذاکرهشده را گزینهای عملی نمیداند. راهبردی کاملاً حسابشده را دنبال میکند تا آمریکا را تا حد امکان از ایران دور کند؛ از خلیج فارس، سوریه و عراق خارج و حضورش را به اسرائیل و اردن محدود کند.
🔵ایران در هفتههای اخیر حملات خود به کویت و بحرین را تشدید کرده و واشنگتن را وادار ساخته نیروهای خود را که پیشتر در مجموعهای از پایگاههای آسیبپذیر در خلیج فارس مستقر بودند، به اردن، اسرائیل و مناطق دورتر منتقل کند.
🔵این تحولات در اردن نیز با نارضایتی روبهرو شده است؛ کشوری که از متحدان قدیمی آمریکا به شمار میرود و در هفتههای اخیر هدف حملات قرار گرفته است. صدها فعال و شخصیت عمومی اردنی با امضای نامهای سرگشاده خواستار خروج نیروهای آمریکایی از کشور شدند.
🔵«دانا استرول» مقام پیشین ارشد وزارت دفاع آمریکا، گفت: ایران بهصورت هدفمند در حال گسترش دامنه درگیری است تا کشورهای منطقه را تحت فشار قرار دهد؛ یا آنها را از آمریکا جدا کند یا وادارشان سازد برای عقبنشینی واشنگتن فشار وارد کنند.
"به گمان من یکی از خطرناکترین و رایجترین عیبهای ایرانی کماعتمادی به خویش و گرایش به نفی خویش بوده است.
این ناشی از تراکم وسواسهایی است که به مرور روح او را شکستهبال کرده است. در برخوردهایی که کم و بیش با مردم بعضی از کشورهای دیگر داشتهام، ندیدهام ملتی را که به اندازهی ایرانی بر سر این دو نکته پافشاری داشته باشند:
۱. هرچه میشود، به دست خارجی میشود؛
۲. از مردم کاری ساخته نیست.
در هر مجلسی حرف بر سر مسائل سیاسی در گرفته است (و خواه ناخواه، مبنای بحث به این دو موضوع باز میگشته) اگر کسی استدلالها و استشمامهایی در جهت عکس این نظر داشته، در اقلیت تام قرار گرفته است. در میان افراد درس خواندهای که شناختهام، به ندرت دیدهام کسی را که بادی از این اعتقاد بر او نوزیده باشد. فکری است مد روز شده و آسانترین و کوتاهترین راه را برای نتیجهگیری سیاسی پیش روی مینهد!"
سخنها را بشنویم - دکتر اسلامی نُدوشن