eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
542 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔵چین از منافع و حقوق خودش بی سرو صدا ولی به طور قاطع ومحکم‌ دفاع میکند.‌ @NuryVittachi: چین و پاناما دوباره رابطه دوستانه‌ای برقرار کرده‌اند، اما این توافق پشت درهای بسته انجام شده و به همین دلیل هیچ‌کس از جزئیات آن باخبر نیست. ماجرا تا این‌جا: پس از فشارهای دونالد ترامپ، پاناما یک شرکت خوشه‌ای هنگ‌کنگی را از مدیریت ترمینال‌های اصلی کانال پاناما کنار گذاشت؛ اقدامی که صنعت حمل‌ونقل دریایی در جهان را شوکه کرد. اکنون این شرکت هنگ‌کنگی (Panama Ports Company) خواستار دریافت ۲ میلیارد دلار غرامت است. در پاسخ، چین بازرسی‌های ایمنی را سخت‌گیرانه‌تر کرد و تعداد کشتی‌های با پرچم پاناما را که در بنادر خود توقیف می‌کرد، افزایش داد؛ به‌طوری که امسال نزدیک به ۵۰۰ کشتی توقیف شدند. به گزارش نشریه «لویدز لیست» (Lloyd’s List)، صاحبان نگرانِ کشتیرانی تغییر مسیر دادند و تنها در ماه ژوئن، ۲۶۴ کشتی باری پرچم پاناما را از روی خود برداشتند. این اتفاق ضربه بزرگی به این کشور کوچک وارد کرد. اما رهبری پاناما در روزهای ۱۶ و ۱۷ ژوئیه به پکن سفر کرد و به توافقی دست یافت. ظاهراً اوضاع به حالت عادی بازگشته است. لویدز لیست گزارش داده که در سه هفته اول ماه ژوئیه، چین تنها ۱۷ کشتی پانامایی را توقیف کرده است. این رقم به میانگین گذشته نزدیک است؛ یعنی زمانی که به‌طور متوسط ۲۱ کشتی پس از رد شدن در بازرسی‌ها متوقف می‌شدند. اکنون پاناما نفسی از سر آسودگی می‌کشد. چین درباره آنچه از این توافق به دست آورده، سکوت کرده است. و واشنگتن که خود باعث ایجاد این مشکل شده بود؟ حالا کاملاً بی‌خبر و در تاریکی رها شده است. https://x.com/i/status/2084099800421802194
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵چین از منافع و حقوق خودش بی سرو صدا ولی به طور قاطع ومحکم‌ دفاع میکند.‌ @NuryVittachi: چین و پانام
قدوسی: در ارتباط با صحبتهای اقای دکتر ناصر هادیان در برنامه بوقت ایران این‌پست قابل توجه است. بر جامعه بین المللی چیزی جز آنارشی حاکم نیست. اقدام‌ چین اعمال قدرت و بسط نفوذ بود. پاناما در حیاط خلوت امریکا است و شاید هم‌ اول از اقدامات چین ناراضی بود ولی به هر حال کنار آمد. چین بنادر مهمی دارد که کشتی های پانامایی باید در انها توقف کنند. ایران هم تنگه مهمی دارد که خیلی از کشتی ها تا اینده کوتاه مدت و میان مدت باید از ان عبور کنند. مقصد بیشتر کشتی هایی که در خلیج فارس تردد میکنند شرق آسیا است خیلی راه جایگزین بصرفه تری وجود ندارد. تحریم های ثانویه ترامپ غير قانوني بودند و هستند بی دردسرترین راه که کشورها را نسبت به تبعیت از انها به‌ فکر انداخته شوند همین تنگه هرمز است. بازرسی کشتی ممکن است طولانی بکشد کشتی شما آلود کننده محیط زیست است،....‌ در واقع تنگه موثرترین ضمانت در لغو تحریم های ثانویه است. ما در عصری زندگی میکنیم که ترامپ‌ رسما از گرفتن‌کانادا و گرینلند صحبت میکند. رئیس جمهور ونزوئلا را میدزد و نفت امرا تحت تسلط خود در می‌آورد، قصد اشغال کوبا را دارد،... ضمن تفکیک دو کارکرد تنگه در کوتاه مدت به عنوان سلاح اقتصادی در زمان دفاع و پس از ان در زمان صلح. در این عصر، حتی در زمان‌ پس از دفاع اعمال مدیریت بر تنگه هرمز توسط ایران ضروری است.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻مهم نیست از آقا محسن رضایی در ذهن ما چه تصویری مانده است؛ از سال‌های جنگ، از سیاست، از فراز و فرودهای چند دهه گذشته. امروز مسئله، قضاوت دوباره درباره تمام آن گذشته نیست. 🔴برای من، مهم این است که آقا محسن، همان فرمانده‌ای که روزگاری امام روح‌الله او را برای مسئولیتی بزرگ برگزید، این بار از سوی آقا سیدمجتبی برای مسئولیتی در یکی از حساس‌ترین نقاط تصمیم‌سازی کشور فراخوانده شده است. 🔴این انتخاب را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی اداری دید. وقتی در یک مقطع تاریخی حساس، فردی با چنین سابقه‌ای به مرکز تصمیم‌گیری امنیت ملی بازمی‌گردد، معنای آن می‌تواند اراده برای تغییر یک روند باشد؛ تغییری که بیش از هر چیز باید در «فکر»، «تصمیم» و «ابتکار عمل» خود را نشان دهد. 🔴آنچه امروز اهمیت دارد، احیای جایگاه «امر ولی» در منظومه تصمیم‌گیری است؛ اینکه دستگاه‌های مسئول، خود را صرفاً مجموعه‌ای از ساختارهای اداری و کارشناسی نبینند، بلکه نسبت خود را با جهت کلان انقلاب دوباره تعریف کنند. 🔴در کنار آن، نقش سپاه پاسداران نیز مسئله‌ای صرفاً سازمانی نیست. سپاه در منطق انقلاب فقط یک نیروی نظامی نیست؛ حامل تجربه‌ای تاریخی از دفاع، بازدارندگی، ابتکار و تصمیم‌گیری در شرایط سخت است. استفاده از این تجربه، البته نه به معنای حذف سایر نهادها، بلکه به معنای بازگرداندن وزن واقعی میدان و تجربه عملیاتی به محاسبات امنیت ملی است.
هدایت شده از روایتِ پاک
قسمت دوم 🔴و شاید مهم‌تر از همه، مسئله «استقلال فکری و استقلال در تصمیم‌سازی» باشد؛ اینکه جمهوری اسلامی مسائل خود را با عینک دیگران نبیند، ادبیات دیگران را مبنای تعریف منافع خود قرار ندهد و برای تشخیص تهدید، فرصت، جنگ، صلح و مذاکره، صاحب دستگاه محاسباتی مستقل خود باشد. 🔴من این انتخاب را بیش از آنکه بازگشت یک فرد بدانم، نشانه‌ی بازگشت یک منطق می‌بینم. 🔴آقا محسن امروز برای من «ثقه‌ی ولی» است؛ نه به این معنا که نقد گذشته او ممنوع باشد و نه به این معنا که درباره عملکرد آینده‌اش پرسشی وجود نداشته باشد. بلکه به این معنا که وقتی ولی، در چنین مقطعی مسئولیتی را بر دوش کسی می‌گذارد، باید فهمید که مأموریتی در کار است. 🔴مأموریتی برای تغییر روند؛ برای بازسازی قدرت تصمیم؛ برای نزدیک‌تر کردن سیاست و میدان؛ و برای بازگرداندن جسارت، استقلال و ابتکار به جایی که تصمیم‌های بزرگ امنیت ملی گرفته می‌شود. 🔴اکنو باید منتظر عمل ماند؛ زیرا ارزش این انتخاب، در نهایت نه با نام‌ها، که با تغییری سنجیده خواهد شد که در مسیر کشور ایجاد می‌کند. 🔻 @hossein_pak69
🔴 قرارداد ۹ میلیارد دلاری عربستان برای موشک‌های پاتریوت 🔺️ منابع منطقه‌ای گزارش دادند؛ عربستان سعودی ۷۳۰ فروند موشک رهگیر PAC-3 MSE به همراه برخی تجهیزات مرتبط خریداری کرده است؛ قراردادی به ارزش حدود ۹ میلیارد دلار. 🔺️ این قرارداد شامل رادارهای جدید کنترل آتش، سامانه‌های فرماندهی یا پرتابگرهای اضافی نمی‌شود. 🔺️ با این حساب، قیمت هر فروند موشک رهگیر برای عربستان به‌طور میانگین حدود ۱۲.۳ میلیون دلار می‌شود؛ رقمی بسیار بالا که نشان می‌دهد این خرید تا حد زیادی از سر نیاز و ضرورت انجام شده است. 🔺️ گزارش‌ها علت قیمت بالای این رهگیرها را محدود بودن ذخایر موشک‌های رهگیر عنوان کرده‌اند. 📌 بر این اساس، این سؤال مطرح است: آیا روایت رسانه‌ای درباره کمبود ذخایر رهگیرها، که از سوی برخی منابع و رسانه‌های آمریکایی مطرح شده، در نهایت به توجیه چنین قیمت‌هایی کمک کرده است؟ 🌐 گزارش ایران‌ویو۲۴ درباره اهداف پشت‌پرده افشاگری‌ها درباره کاهش تسلیحات آمریکا را بخوانید
‌🔻برخلاف برخی تحلیل‌ها مبنی بر اینکه آمریکا از فضای جنگی فاصله گرفته است، آرامش کنونی بسیار شکننده و هشداردهنده است. با توجه به تداوم بن‌بست دیپلماتیک، احتمال تشدید تنش‌ها در آینده نزدیک جدی است. در همین حال، برخی تحرکات نیز رصد شده که می‌تواند نشانه‌ای از افزایش آمادگی‌ها و احتمال ورود منازعه به مرحله‌ای جدید باشد. ‌
🔹آرنو برتران: این یک آمار خیره‌کننده است: چین امروزه ۹۷٪ از سهم بازار جهانی ربات‌های انسان‌نما را در اختیار دارد (https://www.bloomberg.com/news/articles/2026-08-10/china-humanoid-makers-hold-97-of-global-shipments-report-says?taid=6a79630f73bffa000183b1ec&utm_campaign=trueanthem&utm_content=business&utm_medium=social&utm_source=twitter). این بدان معناست که در صنعت رباتیک — که بدون شک یکی از مهم‌ترین صنایع آینده است (به نظر من ثابت خواهد شد که بسیار بزرگ‌تر از هوش مصنوعی است) — چین اساساً دارد به تنهایی و بدون رقیب پیش می‌رود. رقابت واقعی بین چین و آمریکا در جریان نیست، بلکه میان شنژن، شانگهای و هانگژو در حال رخ دادن است. https://x.com/i/status/2086745552847331427
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹آرنو برتران: این یک آمار خیره‌کننده است: چین امروزه ۹۷٪ از سهم بازار جهانی ربات‌های انسان‌نما را در
قدوسی: ​« در قرن بیست و یکم هیچ کشوری نمیتواند بدون داشتن روابط پایدار یا حداقل غیرخصمانه با چین (و دسترسی به بازارها، سرمایه و فناوری چین ) به توسعه‌یافتگی کامل و پایدار برسد.» کمی شوخی، کمی جدی!!!
فرهاد قنبری جدال با مردانگی ⏪ ادبیات کلاسیک غرب را که می‌خوانیم جذاب‌ترین مردان برای زنان نه مردان شلوارک‌پوش و سرتاپا خالکوبی بلکه مردان نظامی و سرسختی هستند که به راحتی برای دفاع از شرافت‌شان تن به دوئل می‌دهند. ⏪ نظامی‌گری و سلحشوری بزرگترین جذابیت مردانه تا آغاز قرن بیستم است و زنان در برابر مردان یونیفورم‌پوش است که از خود بی‌خود می‌شوند و دسته‌های چند صدمتری برای تماشا و به دست آوردن دل نظامیان و سربازانی که از شهرها می‌گذرند، تشکیل می‌دهند. ⏪ اما در دهه‌های اخیر جنبشی جهانی برای از بین بردن «مردانگی» و «اقتدار پدر» به بهانه دفاع از استقلال و آزادی زنان راه افتاده است. این وضعیت شاید در نگاه اول برای بسیاری از زنان که آرزوی خارج شدن از قیمومیت پدر و همسر و به دست آوردن استقلال کامل را دارند باعث خرسندی و خوشحالی بود، اما وقتی کمی با فاصله به این هیاهو نگریسته شود، معلوم می‌گردد که قربانی اصلی این وضعیت همه جامعه و از جمله خود زنان هستند. ⏪ در دهه‌های اخیر یکی از دلایل اصلی افزایش طلاق و فروپاشی خانواده و رشد فردگرایی غیرمسئولانه و تجاری شدن روز افزون ازدواج و بسیاری از بحران‌های اجتماعی ریشه در همین مسئله دارد. در دهه‌های اخیر فمنیسم در پیوند با ووکیسم به جدال و جنگ مردانگی و هر امر مردانه رفت و مردانگی چیزی زمخت و زشت و خشن تعریف شد. در این وضعیت کم کم مردانگی به محاق رفت و مردان ضعیف‌النفس و رشدنیافته و همجنس‌گرا و ترنس و امثالهم به عنوان مردان تراز و الگو به جهانیان معرفی شد. 👈 فمنیسم در چند دهه اخیر با الگوی فطری زنانه به مبارزه برخواست و مردانگی را زیر ذیل تعریف خاصی از زن‌بودگی قرار داد. (یکی از علل اصلی رشد افسردگی و پرخاشگری و میل به بدن‌نمایی در میان زنان در سرتاسر جهان را باید در از بین رفتن هورمون مردانه در جهان جست. طبیعتا زن وقتی با مردی که او هم خصوصیت و الگوی رفتاری زنانه دارد وارد رابطه و ازدواج می‌شود، کم‌کم دچار سرخوردگی شده و هیچگاه ارضای نیاز حاصل از ارتباط با یک جنس مخالف را به صورت واقعی احساس نمی‌کند. این مسئله هم به پرخاشگری بیشتر و هم به میل دیده شدن بیشتر دامن می‌زند) 👈 در غیاب مردانگی، زن مستقل و آزاد از قیمومیت مردانه هم به بهانه استقلال و آزادی زنان، نه تنها به شادی و رهایی نرسید بلکه به فردی تنها و منزوی تبدیل شد، زنی که تازه پس از گذران سن جوانی متوجه شد که چه کلاهی سرش رفته و تنها چیزی که به بهانه استقلال از او مانده است، روح و جسمی فرسوده، آسیب دیده و افسرده است. و در این شرایط است که متوجه می‌شود که تتو کردن و ولگردی و برهنگی و ورود و خروج به روابط متعدد و بددهنی و گل و علف کشیدن و بدمستی و امثالهم به معنای استقلال او نبوده بلکه صورت جدیدی از تبدیل او به ابژه سهل‌الوصول بوده است. 👈 طبیعتا هنگامی که نظامی‌گری و روحیه سلحشوری مردان برای زنان جذابیت ندارد و این مردان شلوارک پوش و بددهن و وراج و بنگی علفی و سرتاپا تتو هستند که مورد تایید دختران جوان هستند و به عنوان متر و معیار مرد معرفی و تایید می‌شوند، کم‌کم مردانگی از جهان رخت بربسته و تعادل زندگی اجتماعی نیز برهم می‌خورد.
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همین چند روز پیش بود که اینجا نوشتم آن سیلی که مرا از خواب خوش‌باوری درباره این جامعه بیدار کرد، خبر قتل داعش‌گونه روح‌الله عجمیان و آرمان علی‌وردی بود که هنوز با گذشت چهار سال توانایی فهم آن میزان از رذالت و توحش را پیدا نکرده‌ام. حالا خبر دیگری از آن جنس دوباره در فضای مجازی پخش شده است و آن قتل جوان مداحی است که حتی شنیدن داستان چگونگی قتل او هم قلب انسان را به درد می‌آورد، حال آدم را خراب می‌کند و انسان را از انسان بودن خود پشیمان می‌سازد. بلایی که این جانوران خونخوار بر سر روح و روان انسان می‌آورند، قابل تحمل نیست. اخیرا به رفتارهایم که فکر می‌کنم از خودم تعجب می‌کنم که واقعا چه بلایی سرم آمده است. در کوچه و خیابان که راه می‌روم از نگاه کردن به صورت مردم گریزانم. دیگر هیچ حس نگرانی از جنگ داخلی ندارم. دیگر کوچکترین ترحمی به هیچ گدا و نیازمندی در خودم حس نمی‌کنم. اندک رغبتی برای کوچکترین کمکی به هیچکس ندارم. چرا که در ته دل مدام با خود می‌گویم که نکند این هم از همان جماعتی است که از تکه‌تکه شدن کودکان غزه و میناب شادی کرد. به نتانیاهو و ترامپ «عمو» گفت و انسانی را وسط خیابان زجرکش کرد...
فرهاد قنبری زامبی‌های مهاجر ◀️ رفتار و گفتار و شیوه کنش‌گری بخشی از ایرانیان مقیم خارج، انگاره ذهنی بسیاری از مردم در مورد «فرار نخبگان» را بهم ریخت و نشان داد که بسیاری از مهاجران نه تنها نخبه و قشر برگزیده جامعه نبودند بلکه از احمق‌ترین اقشار جامعه بودند که اتفاقا خروج آنها از کشور را باید به عنوان یکی از کارکردهای مثبت حکومت ارزیابی کرد. ◀️ اما ریشه این میزان پریشانی و بددهانی و توهین و یاوه‌گویی و نژادپرستی و جنایت‌ستایی این جماعت لمپن در کجاست؟ آیا نه این است که به ادعای خود در جهان آزاد زندگی می‌کنند و با دستمزد یک روز می‌توانند گوشی‌ موبایل برند خریده و بهترین خودروهای جهان را سوار شده و در بهترین خانه‌ها و ویلاها سکن گزیده و شب و روز خود را مشغول خوش‌گذرانی باشند؟ حال چه دلیلی دارد که آدمی با اینهمه لذت و رفاه و خوش‌گذرانی اوقات تفریح خود را ول کرده و به حمال بی‌مواجب پرچم اسرائیل تبدیل شده و در کوچه و خیابان‌های اروپا و آمریکا مشغول حمایت از جنایات اسرائیل باشد؟ ۱- شرایط سخت پذیرش، سخت‌گیری های کشور مقصد، بیگانگی فرهنگی و روند فرسایشی مهاجرت باعث می‌شود که بخش پررنگی از مردم قید مهاجرت را بزنند و عموم افرادی که پییه چنین چیزی را به تن می‌مالند عموما افراد جاه‌طلبی هستند که برای رسیدن به هدف خود حاضر به انجام هر کاری هستند. به این دلیل عموم مهاجران (نه همه آنها) برشی از جامعه ایران نیستند، بلکه از جاه‌طلب‌ترین و خودخواه‌ترین و گاهی وقیح‌ترین قشر جامعه هستند. جماعتی که بینایی بیشتر از نوک دماغ خویش را ندارند و در دنیای برساخته شده توسط رسانه‌های اسراییلی به حیات انگل‌وار خود ادامه ادامه می‌دهند. ۲-  اکثر این دست پناهندگان و مهاجران از طبقه متوسط و متوسط بالای جامعه بوده و در ایران هم درآمد و زندگی و خانه و خودروی نسبتا خوبی داشتند اما تحت تاثیر تبلیغات رسانه‌ها تصور می‌کنند که در اروپا و آمریکا و استرالیا همه سفیدپوستان دست به سینه در فرودگاه منتظرند تا فلانی از ایران قدم رنجه فرماید تا او را بر شانه‌های خود نشانده و به خانه ویلایی و دیسکو و بار هدایت کنند. حال وقتی فردی با چنین ذهیتی راهی غرب شده و پس از مدت کوتاهی متوجه می‌شود که چنین خبرهایی نیست و برای زنده ماندن باید کار و فعالیت اقتصادی (آن هم در پایین‌ترین سطوح اجتماعی مانند کارگری در رستوران‌ها و پرستاری و شستشوی سالمندان و...) کند دچار یاس و افسردگی می‌شود. (در مواردی هم وطن فروشی را به عنوان شغل راحت با مزایای عالی برمی‌گزیند) ۳- بخش بزرگی از این عصبانیت و پرخاش سلبریتی ها و اقشار ثروتمند فراری نه به خاطر وضعیت سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه بلکه در ریشه در سبک زندگی ‌شان دارد. پارتی‌های آنچنانی و روابط متعدد و بدمستی‌های شبانه و کوک و علف و...، شاید برای یک مدت کوتاه و از دور جذاب باشد اما پس از مدتی به شدت باعث دلزدگی شده و بی‌معنایی و افسردگی شدیدی را به افراد تحمیل می‌کند. عموم این افراد پوچی بی‌معنایی زندگی خود از نه از چشم سبک زندگی لاآبالی و مصرف‌گرایانه خود، بلکه از چشم فلسطین و حزب‌الله می‌بییند و از لج جمهوری اسلامی و نیروهای مورد حمایت آن، به حمال نمادهای یهودی بدل شده‌اند. ۴- حال و هوای این سالهای (به ویژه دو دهه اخیر) غرب به واسطه سلطه همه جانبه گفتمان های خردستیز و هوچی‌گر (تحت لوای پست‌مدرنیسم و پست مارکسیسم) که با انقلاب ارتباطات و قدرت و تبلیغات وسیع رسانه‌ای‌ تقویت می‌شود، به شدت سطحی، احمق‌ساز و سُفله‌پرور است. نمود این گفتمان های سطحی‌نگر و خردستیز امروز در همه شئونات اجتماعی و فرهنگی جوامع غربی (سقوط آزاد در عرصه موسیقی، سینما، ادبیات، فلسفه، سیاست، اخلاق و...) به سهولت قابل مشاهده است. کنش‌گری اپوزسیون ایرانی مقیم غرب نیز یکی دیگر از نمودهای سقوط فکری-فرهنگی جوامع غربی-اروپایی در دهه‌های اخیر است. تا روزگاری پیش اگر کسی از ایران پاهایش به غرب می‌رسید و مدتی پس از نفس کشیدن در آن اتمسفر به انسان دیگری تبدیل می‌شد، حالا هر کسی که به هر دلیلی از ایران می‌رود و مدتی تحت تاثیر جریان اصلی رسانه و تبلیغات جوامع غربی قرار می‌گیرد به فردی به مراتب متعصب‌تر، تک‌بعدی تر، جاهل‌تر و متوهم‌تر و عموما فحاش‌تر و خشن‌تر و بی‌فرهنگ‌تر تبدیل می‌شود.
فرهاد قنبری سقوط فرهنگی غرب حال و هوای اروپا تا همین چند دهه پیش به شدت نخبه‌پرور و فرهنگ‌ساز بود و هر کس که چند سالی گذرش به اروپا می‌افتاد، دیگر آن آدم سابق نمی‌شد و با حجم عظیمی از تمدن و فرهنگ بشری آشنا می‌گشت. اروپای تا همین چند دهه پیش اروپای فلسفه و خردورزی و رواداری و هنر بود و عموم مهاجران و اذهانی که اندک گشودگی به جهان داشته و ذهن جویای زیبایی و حقیقتی داشتند را وادار به پوست اندازی کامل و فهم دوباره‌ای از جهان می‌کرد. این مسئله به وضوح در روشنفکران نسل اول (عصر قاجار) و روشنفکران نسل دوم (عصر پهلوی اول) و بخش بزرگی از روشنفکران نسل سوم (عصر پهلوی دوم) ایرانی که گذرشان به فرنگ افتاده است، قابل مشاهده است. بسیاری از روشنفکران مشروطه تحت تاثیر فرهنگ و اندیشه پویای حاکم در جوامع اروپایی به مدافعان پرشور آزادی و رواداری و تساهل و وطن‌دوستی تبدیل شدند و عموم آنها پس از بازگشت به کشور منشاء و مبداء خدمات بسیاری شدند و بخش بزرگی از هدایت فکری نهضت بزرگ مشروطه مرهون زحمات و خدمات این همین روشنفکران برگشته از اروپا بود. اما حال و هوای این سالهای (به ویژه دو دهه اخیر) غرب به واسطه سلطه همه جانبه گفتمان های خردستیز و هوچی‌گر (تحت لوای پست‌مدرنیسم و چپ نو و..) که با انقلاب ارتباطات و قدرت و تبلیغات وسیع رسانه‌ای‌ تقویت می‌شود، به شدت سطحی، احمق‌ساز و سُفله‌پرور است. نمود این گفتمان های سطحی‌نگر و خردستیز را امروز در همه شئونات اجتماعی و فرهنگی جوامع غربی (سقوط آزاد در عرصه موسیقی، سینما، ادبیات، فلسفه، سیاست، اخلاق و...) به سهولت قابل مشاهده است. یکی دیگر از نمودهای سقوط فکری-فرهنگی جوامع غربی-اروپایی در دهه‌های اخیر را می‌توان در کردار و گفتار و رفتار اپوزسیون و به اصطلاح فعالین سیاسی ایرانی ساکن غرب مشاهده کرد. اگر روزگاری کسی از ایران پاهایش به غرب می‌رسید و مدتی پس از نفس کشیدن در آن اتمسفر به انسان دیگری تبدیل می‌شد، اما حالا هر کسی که به هر دلیلی از ایران می‌رود و مدتی تحت تاثیر جریان اصلی رسانه و تبلیغات جوامع غربی قرار می‌گیرد به فردی به مراتب احمق‌تر، جاهل‌تر و متوهم‌تر و عموما فحاش‌تر و خشن‌تر و بی‌فرهنگ‌تر تبدیل می‌شود.