فرهاد قنبری
فردگرایی افراطی
فردگرایی افراطی و در عین حال فاقد مبنای فکری که در عصر حاکمیت رسانههای دیجیتال وجه و صورت جدیدی به خود گرفته است بزرگترین تهدید پیشروی حیات بشر است.
این صورت از فردگرایی که نه فهمی از جامعه و سنت و تاریخ و دین و سایر نهادی دیرپای اجتماعی دارد و نه برای این چیزها تره خورد میکند، بزرگترین بلای جان بشر است.
این صورت از فردگرایی که با تبلیغات شدید رسانهای همراه است و همیشه خود را در جایگاه قربانی (قربانی نهاد حکومت، دین، مدرسه، والدین و...) مینشاند، در نهایت به رشد نسلی که چیزی جز لذتجویی و خودخواهی و خودبینی و خودمحوری نمیشناسد، منجر شده و به تهدیدی اساسی برای بقای جامعه تبدیل خواهد شد.
این صورت از فردگرایی که در ایران امروز توسط شبه روشنفکران به اسم «آوانگاردیسم» و «نسل شجاع زد» و خزعبلاتی از این قبیل جملهسازی و بزرگنمایی میشود، خطر وجودی برای آینده ایران است.
نسلی که با چنین مبنای فکری رشد میکند هیچ بنیادی جز بدن و لذت فردی خود نمیشناسد.
این چنین نسلی است که شن ساحل را به خاک رنگ زیبای آن غارت میکند، ظاهر خود را به این بهانه که بدن خودم است به طرز عجیبی دستکاری میکند، برای یک شب خوشگذرانی در جنگل، درختی را به آتش میکشد، صدای موزیک حال بهمزنش در کوچه و محله و خیابان و پارک مزاحم دیگران است، برای چند دقیقه سرخوشی، رانندگی در مستی را آزموده و جان دیگران را به خاطر میاندازد، برای توهم قِر دادن در خیابان و پوشیدن لباس نیمهبرهنه و شلوارک در خیابان حاضر به همکاری با اسرائیل و به ویرانی کشیده شدن کشور میشود، از پلیس و معلم و نظامی و حکومت و پدر و هر مرجع اقتداری بیزار است و مصرف بنگ و الکل و علف و ولنگاری را شیوه نرمال زندگی میداند.
این صورت از فردگرایی فاقدمبنای فکری که تلاش دارد به بهانه دفاع از آزادی فردی خود را به طور کامل از هر هویت جمعی خلاص کند و هر نقدی را با تکه کلام «دیگران را قضاوت نکنید» پاسخ میدهد، در عمل نه تنها به رهایی و آزادی منجر نشده بلکه به انحرافات و آسیبهای اجتماعی بسیاری دامن میزند.
در این وضعیت «فرد» رها شده از گروههای هویت بخشی چون خانواده و مذهب و سنت و ملیت، کمکم دچار احساس یاس و تنهایی و بیمعنایی شده و جذب گروههای منحرف اجتماعی میگردد.
بخشی از این جماعت به این خیال که از دین گذر کرده است جذب عرفانهای عجیب و غریب و آخرالزمانی شده و رفتارهای محیرالعقول از خود نشان میدهند. عدهای دیگر دلزده از تکنولوژی و جامعه به جنگلها و کوهها و همزیستی با حیوانات و جانوران و گیاهان پناه میبرند. عده دیگری به هولیگانیسم ورزشی روی آورده و خلأ و کمبودهای خود را در شعارها و حمایتهای ورزشی جستجو میکنند. عدهای جذب گروههای شیطان پرستی و فرقههای عجیب و غریب میشوند. برخی در نهادهای نامتعارف و منحرف جنسی استحاله میشوند، بخشی دیگر درگیر بحران افسردگی و تراپی میشوند (شروع این بحرانها در غرب به دهه شصت میلادی و جنبش دانشجویی اجتماعستیز و هیپیسم و امثالهم برمیگردد)، بخشی دیگر به گروهای تروریستی میپیوندند و عدهای هم دست یازیدن به ارزشهای قومی، قبیلهای را برگزیده و رجعت به «قبیله» را هدف خود قرار میدهند و عدهای هم که هیچ ملجأ و پناهگاهی نیافتند خود را به دست افیون و الکل میسپارند.
🔰 انتخابات کلمبیا و امنیت ملی ما؟
دوستان خوشفکر شورای عالی امنیت ملی لطفا روی این مساله توجه ویژهای داشته باشند.
محور تلآویو/ابوظبی چند سالی است که پای مزدوران و تبهکاران جانی کلمبیایی را به منطقه باز کرده است. فایننشال تایمز در گزارشی از حدود ۲ هزار نیروی کلمبیایی خبر میدهد که از طریق شرکت امنیتی مستقر در امارات، Global Security Services Group (GSSG)، جذب شده و در کنار نیروهای RSF در سودان جنگیدهاند.
حضور آنها در سودان و جنایات جنگی آنها در الفاشر از طریق شبکه پیچیده هوایی امارات و چند شرکت هواپیمایی آفریقایی، و مجموعهای از بنادر اماراتی در آفریقا خاصه در سومالی، لیبی و پایگاههای اماراتی، اتیوپی و چاد و البته شبکه مالی فاسد خود امارت میسر شده است.
اما چرا باید نسبت به این مساله حساس باشیم؟
در انتخابات کلمبیا شاهد این بودیم که شخصی به نام دلا اسپرییا پیروز کارزار شد. این شخص به شدت طرفدار اسراییل است و یکی دیگر از رئیس جمهورهای ترامپیستهای آمریکای لاتین به شما میرود. برای مثال دولت او در موضع رسمی اعلام کرد که الحاق بلندیهای جولان سوریه به اسراییل را به رسمیت میشناسد. او در انتخابات اعلام گرد که روابط با اسرائیل را کاملا احیا میکند و سفارت کلمبیا را از تلآویو به بیت المقدس منتقل میکند و عملا اعلام کرده که از سازماندهی امنیتی و نظامی اسرائیل برای کلمبیا بهره خواهد برد. این در حالیست که گوستاو پترو رییس جمهور قبلی کلمبیا به دنبال تشکیل ائتلافی برای مقابله با اسرائیل بود.
در کلمبیا شبکههای مخوف قاچاق قدرت زیادی دارند و در سیاست تاثیر گذارند، آنها دهها هزار مزدور تبهکار را سازماندهی کردند و صادرات مزدور یکی از منابع درآمد آنهاست. محور تلاویو/ابوظبی در آفریقا از این مزدوران کلمبیایی بهره بردند و احتمالا عدد این افراد بیش از ۲۰۰۰ نفر است.
امارات متحده عربی از ضعف نیروی انسانی درون کشور خود خاصه در نیروهای مسلح رنج میبرد، اسرائیلیها نیز ترجیح میدهند که جان سربازان خود را به خطر نیاندازند، تبهکاران کلمبیایی هم که دنبال پول و هیجان آدم کشی هستند، اگر پول اماراتی و قدرت سازماندهی و سیاستگذاری و امنیتی اسرائیلی را به آن اضافه کنیم و به تجربه آفریقا نظری بندازیم، باید نگران بود که این مزدوران کلمبیایی در مواردی که مثلا تروریست کرد در موقع حساس جنگ رمضان جا زدند، علیه ایران مورد استفاده قرار بگیرند، یا در عراق علیه نیروهای حسد الشعبی به کار گرفته شوند و یا در جبههای علیه لبنان و یمن مورد استفاده قرار بگیرند.
تجربه آفریقا و الگوهای جدید فتنه آفرین و ایجاد تنش صهیونیستی/اماراتی در منطقه باید به شدت مورد مطالعه و رصد قرار بگیرد و برای آن چاره کرد. مخصوصا که امروز رئیس جمهوری اسرائیلی در کلمبیا حاکم است که هیچ بعید نیست خودش برای اسراییل مزدور فراهم آورد و با هواپیما به منطقه بفرستد.
✍جواد میرگلوی بیات
اين خبر را باید با احتياط خواند. به اين معنى كه مطلب گفته شده محتملا صحيح است ولى نبايد باعث واكنشى با دستپاچگى بشود.
البته برای ایران بهتر است که به ان بازدارندگی خاص هر چه زودتر دست یافته شود.
🔹مارجوری تیلور گرین(نماینده سابق مجلس
نمایندگان آمریکا):
آنها در جلسات راهبردی در حال بحث درباره استفاده از سلاحهای هستهای علیه ایران هستند.
بله، درست خواندید.
این مسئله واقعی است.
گمانهزنی نمیکنم، میدانم.
و این پلیدیِ مطلق است.
آخرین باری که از سلاح هستهای استفاده شد، ۶ و ۹ اوت ۱۹۴۵ در دو شهر ژاپن، هیروشیما و ناکازاکی بود؛ رویدادی که بلافاصله ۱۱۰,۰۰۰ نفر را به کام مرگ کشاند، مردم را در کانون انفجار بخار کرد و خیل کشتهشدگان تا پایان آن سال به دلیل سوختگیهای شدید و جراحات سنگین به ۲۱۴,۰۰۰ نفر رسید.
اما رنجِ بیحدومرز مردم ژاپن با بیماریهای ناشی از پرتوهای هستهای، جهش آمار سرطان و نقصهای مادرزادی در نسلهای بعدی ادامه یافت.
بماند که تمام زیرساختهای اقتصادی آنها نیز نابود شد.
این رنج چنان سهمگین بود که تمام بشریت عهد بست: «دیگر هرگز».
جامعه اطلاعاتی خودمان به ترامپ و دولتش اعلام کرده بود که ایران فرسنگها با ساخت سلاح هستهای فاصله دارد، اما اسرائیل همان ادعای تکراری چند دهه اخیرش را مطرح کرد: «ایران تنها چند هفته تا ساخت بمب فاصله دارد.»
بنابراین، ما در هر حال بمباران کردیم، رهبران آنها و کودکان بیگناه را در یک مدرسه به قتل رساندیم، و ایران از آن زمان تنگه هرمز را تحت کنترل خود درآورده و منطقه را به خاطر نقشش در این ماجرا مجازات کرده است.
و حالا این دولت ماست که در واقع بحثِ پایین آوردن آستانه استفاده از سلاح هستهای را مطرح میکند تا علیه ایران از آن استفاده کند؛ آن هم در حالی که ترامپ شاید ۴۰ بار ادعا کرده که در جنگ پیروز شده و میگوید آمریکا تنگه هرمز را در کنترل دارد.
ترامپ قول داده بود جنگ خارجی دیگری به راه نیندازد، اما ممکن است همان کسی باشد که یک هولوکاست هستهای به بار میآورد—فاجعهای که احتمالاً کل جهان را به درگیری بزرگ، فروپاشی اقتصادی و رنج انسانی بیسابقهای در طول زندگی ما و شاید در تمام تاریخ میکشاند.
مردم باید صدا برآورند و شجاعانه جلوی این جنون را بگیرند.
آمریکا آسیبناپذیر نیست.
اگر و زمانی که این اتفاق بیفتد، همهکس—و دقیقاً منظورم همهکس است—تمام رهبران فعلی را برای باقیمانده تاریخ بشر کاملاً مسئول و پاسخگو خواهند دانست.
از سلاحهای هستهای استفاده نکنید و همین حالا به این جنگ پایان دهید.
https://x.com/FmrRepMTG/status/2089069623706603837
🔹محمد علي شبانی:
ترامپ به این دلیل برخورد ویژهای با کره شمالی دارد که این کشور «غیرتهدیدآمیز و محترمانه» رفتار کرده است.
من مطمئنم این واقعیت که کیم جونگ اون دارای یک آرسنال تسلیحات هستهای و موشکهای بالستیک قارهپیماست، هیچ ربطی به این ندارد که کره جنوبی زیر پا له شده و قربانی شده است!
https://fxtwitter.com/mashabani/status/2089100797187416544
🔸ترجمه پست دونالد ترامپ:
«با توجه به رابطه بسیار خوب من با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، از این حقیقت خرسند نیستم که ایالات متحده مدتها پیش با شرکت در رزمایشهای نظامی مشترک با کره جنوبی موافقت کرده است.
این رزمایشها نه تنها پرهزینه هستند و بخش عمدهای از این هزینهها (طبق معمول!) توسط ایالات متحده آمریکا پرداخت میشود، بلکه سیگنالی کاملاً نامناسب و متخاصمانه به کشوری ارسال میکنند که تا زمانی که دونالد جی. ترامپ رئیسجمهور بوده، غیرتهدیدآمیز و محترمانه رفتار کرده است.
بنابراین، و با توجه به اینکه برای لغو کامل آن بسیار دیر شده است، به وزیر جنگ، پیت هگسِت، دستور دادهام که این رزمایشهای نظامی مشترک را به میزان قابل توجهی کاهش دهد!
در همین حال و تا حدی بیارتباط (?)، اخیراً از رئیسجمهور کره جنوبی پرسیدم که آیا مایلند در خلع سلاح هستهای جمهوری اسلامی ایران به ما بپیوندند، و آنها گفتند: "نه، ممنون!" از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.
رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ»
هدایت شده از خط انرژی
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺از ترامپ بعد از انتخابات آمریکا بترسید!
🔹یوسف عزیزی: توافق با آمریکا تضمین پایان فشارها نیست؛ حتی با وجود پیشنهادهای گسترده هستهای و اقتصادی ایران، آمریکا جنگ را متوقف نکرد.
🔹باید از ترامپ بعد از انتخابات نوامبر ترسید. او اکنون بهدنبال بازشدن هرمز و کاهش قیمت انرژی است اما هدف بلندمدت آن، تغییر رفتار ایران در منطقه است و نباید توافق احتمالی را پایان اختلافات تلقی کرد.
@khate_energy
«آنا بارسکی»، کارشناس و خبرنگار روزنامه عبریزبان «معاریو» در گزارشی عنوان کرد که نشانههای آشکاری از آغاز روند تنشزدایی و بازگشت به شرایط عادی عملکردی میان ابوظبی و تهران به چشم میخورد که بارزترین نمود آن، تردد هواپیماهای ویژه ریاستجمهوری و از سرگیری پروازهای شرکتهای هواپیمایی اماراتی از جمله «فلایدبی» و «امارات» در حریم هوایی ایران پس از ماهها وقفه است.
این تحلیلگر با استناد به منابع دیپلماتیک آگاه از روابط تلآویو و ابوظبی ارزیابی میکند که این چرخش رویکرد، بیش از آنکه نشاندهنده دور شدن امارات از اسرائیل باشد، ریشه در منافع اقتصادی و عملگرایانه این کشور عربی دارد، چرا که عبور بیخطر از تنگه هرمز برای تجارت، گردشگری و امنیت انرژی ابوظبی حیاتی است.
در این گزارش تاکید شده است که به رغم تداوم تنشها و چالشهای امنیتی نظیر حملات اخیر به کشتیهای مرتبط با شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) و آسیب به زیرساختهای امارات در طول ماههای گذشته، هر دو پایتخت تمایل دارند تا با اتخاذ رویکردی دیپلماتیک، کانالهای ارتباطی را احیا کرده و از سطح اصطکاکات بکاهند تا ثبات تجاری به منطقه بازگردد.
در بخش دیگری از این ارزیابی راهبردی چنین استدلال شده است که این همگرایی تاکتیکی با تهران، به هیچوجه مانع از توسعه روابط پنهان و آشکار ابوظبی با تلآویو نشده بلکه برعکس، همکاریهای نظامی، اطلاعاتی و سیاسی میان امارات و رژیم صهیونیستی در طول دوران جنگ به سطحی بیسابقه و بسیار عمیق رسیده است.
این منابع دیپلماتیک فاش کردهاند که استقرار بیسابقه سامانههای پدافندی مانند «گنبد آهنین» و حضور نیروهای اسرائیلی در خاک امارات برای مقابله با تهدیدات، زیربنای امنیتی مستحکمی را شکل داده که با پایان یافتن فاز اصلی درگیریها نیز همچنان پابرجا مانده است.
علاوه بر این، نویسنده معتقد است که نارضایتی و بدبینی ابوظبی نسبت به تغییر موازنه قوا در جهان اسلام، به ویژه پیمان دفاعی جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، موجب شده تا امارات حفظ و تعمیق روابط راهبردی خود با ایالات متحده و اسرائیل را به عنوان یک دارایی استراتژیک و وزنه تعادلبخش ضروری ببیند و در عین حال، با اتخاذ سیاستی محتاطانه، به دنبال مدیریت تنشها با ایران باشد.
منبع:
https://www.maariv.co.il/news/world/article-1356575
🔺️ پوستر جدیدی از کارزار انتخاباتی حزب لیکود در اسرائیل منتشر شده که بنیامین نتانیاهو آن را در شبکههای اجتماعی خود به اشتراک گذاشته است.
🔺️روی این پوستر نوشته شده: «آنها میخواهند نتانیاهو شکست بخورد؛ اجازه ندهید پیروز شوند.»
🔺️در این پوستر، تصاویری از رهبری معظم ایران، زهران ممدانی، شهردار نیویورک، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه و نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان دیده میشود.
#جنگ #اسرائیل
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ درست شاه به پرت بودن فرح دیبا در عدم شناخت و التقاط مسائل مختلف سیاسی و فرهنگی و امنیتی و نظامی.
👈 فرح دیبا به واسطه تربیت در فرهنگ غربی و زیست در فضای شبههنری مد روز دانشکده های هنر، یکی از عوامل میدان دادن به سینما و هنر ولنگار و بیگانه با فرهنگ و سنن و تاریخ ایران و یکی از دلایل خشم مذهبیون و گرایش آنها به انقلاب سال پنجاه و هفت بود.
چیزی که در میان طیف انقلابی از همه چیز بیشتر آزاردهندهتر است، عدم اعتماد به نفس آنهاست.
برای مثال کافیست تا یک سلبریتی یا شهروند غربی از جمهوری اسلامی ایران یا گفتمان مقاومت، کوچکترین دفاعی بکند تا او را با خوشحالی بر شانههای خود بنشانند.
یا مثلا یک سلبریتی چلغوز یک کنش کوچک در حمایت از نیروهای نظامی کشور یا فلسطین و باورهای دینی داشته باشد تا آم را با آب و تاب فراوان پوشش بدهند.
بیخیال برادران و خواهران:
- واقعا چه اهمیتی دارد که فلان سلبریتی بنگی، امروز چه فازی دارد یا فلان شهروند اروپایی چه فکری درباره ما میکند؟
روحالله رمضانی در بخش نتیجهگیری کتاب «تاریخ سیاست خارجی ایران»، یکی از مهمترین عوامل و نیروهای موثر بر سیاست خارجی ایران را «تفرقه ملی» میداند. نبود همبستگی اجتماعی به تفرقه ملی در طول تاریخ ایران دامن زده است. میتوان ردپای این موضوع را تا دوران باستان و پیش از مهاجرت اقوام ایرانی به شرق فلات ایران دنبال کرد.
حتی انقلاب مشروطه نیز دوگانگی دیگری را به جامعه ایران، علاوه بر آنهایی که پیش از آن داشت افزود. در آغاز قرن بیستم، دشمنی سیاسی و ایدئولوژیک مشروطهخواهان و سلطنتطلبان کشور را به آشوب کشید. ظهور بلشویسم در روسیه و پیدایش کمونیسم در ایران، مشکل نبود همبستگی اجتماعی را با نبود اجماع سیاسی در هم آمیخت. ملیگرایی به یکپارچگی اجتماعی نینجامیده بود و کمونیسم برای جلب وفاداری ملتی متفرق رقابت میکرد. نبود یکپارچگی ملی جلوی بسیاری از تصمیمات سیاست خارجی ایران را میگرفت و موقعیت نسبی رضاشاه نیز در آن دوره، تا حدی به توانایی او برای اعمال هماهنگی مربوط میشد. استعفای او در شهریور 1320، مجددا کشور را به آشوب کشید و حتی احتمال فروپاشی ایران را افزایش داد(ص 209).
حضرات محلسنشین! به مردم پیام نادرست ندهید. پیام طرح مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی بیگانه نباید این باشد که پس از هر جنگ، پاسخ حکومت به کاستیهای حفاظتی، محدود کردن جامعه است. مردم نباید احساس کنند که دولت به جای یافتن حفرههای واقعی نفوذ، سادهترین و کمهزینهترین هدف را انتخاب کرده و جامعه را زیر فشار گذاشته است. چنین پیامی اعتماد را تضعیف میکند و تضعیف اعتماد عمومی، خود یکی از جدیترین آسیبهای امنیت ملی است.
پس از جنگ، ایران به دولت نیرومند نیاز دارد، نه دولت هراسان؛ به جامعهای هوشیار نیاز دارد، نه جامعهای مظنون؛ به دانشگاهی متصل و قدرتمند نیاز دارد، نه دانشگاهی محصور؛ و به قانونی دقیق نیاز دارد، نه متنی که مرز ارتباط با جهان و همکاری با دشمن را مبهم کند.
آقایان مجلسنشین! راه مبارزه با نفوذ، انتقام گرفتن از جامعه نیست. جامعه ایران متهم اصلی رخنههای امنیتی نیست که پس از پایان جنگ باید با سوءظن، مجوز، سامانه، محرومیت و زندان تنبیه شود. نمیتوان کاستیهای حفاظتی را در ساختارهای رسمی نادیده گرفت و هزینه آن را از استاد دانشگاه، روزنامهنگار، هنرمند، پژوهشگر، دانشجو و شهروند عادی گرفت. این حل مسئله نیست. انتقال مسئولیت از نهادهایی است که وظیفه مستقیم حفاظت از کشور را بر عهده داشتهاند، به جامعهای که خود هدف جنگ و فشار دشمن بوده است.
بخش مهمی از آنچه پس از جنگ باید بررسی شود، درون خود نظام تصمیمگیری و امنیتی قرار دارد. نفوذ فقط تماس یک فرد با سفارتخانه یا همکاری یک پژوهشگر با دانشگاه خارجی نیست. نفوذ میتواند شناختی و ادراکی باشد. یعنی دشمن بتواند درک تصمیمگیران از واقعیت، اولویتها، تواناییهای خودی و نیت طرف مقابل را مختل کند، برآوردهای نادرست را تقویت کند یا دستگاهها را به سمت تهدیدهای فرعی بکشاند.
باید پرسید کدام خطاهای شناختی و محاسباتی، کدام ناهماهنگی میان دستگاهها، کدام دسترسیهای بیضابطه، کدام ضعفهای حفاظت اطلاعات و کدام حفرههای امنیتی و سایبری زمینه آسیبپذیری کشور را فراهم کردهاند. مقابله واقعی با نفوذ از پاسخ دادن به این پرسشهای دشوار آغاز میشود، نه از کنترل مصاحبههای دانشگاهیان و فعالیت فیلمسازان.
درست در چنین شرایطی باید میان عقل امنیتی و هراس امنیتی تفاوت گذاشت. عقل امنیتی تهدید را شناسایی، اولویتبندی و مهار میکند. هراس امنیتی مرزها را از بین میبرد و همهچیز را مشکوک میبیند. طرحی که میخواهد جاسوس را بگیرد اما ممکن است استاد دانشگاه، پژوهشگر، روزنامهنگار، فیلمساز و کارشناس سیاستگذاری را بترساند، از همان نقطه آغاز نیازمند بازنگری جدی است.
و یک نکته را باید صریح بگویم: وطندوستی فقط خواندن «ای ایران» نیست. «ای ایران» یعنی اعتماد به مردم ایران، حفاظت از جان و حقوق مردم ایران، حفظ دانشگاه و فرهنگ ایران، شنیدن کارشناسان ایران و پاسخگو کردن نهادهایی که مسئول حفاظت از ایران بودهاند. نمیشود «ای ایران» خواند و همزمان هزینه ضعفهای امنیتی را از جامعه ایران گرفت.
✍حسین قتیب
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
حضرات محلسنشین! به مردم پیام نادرست ندهید. پیام طرح مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی بیگانه نباید
برای اجرای طرح مقابله با نفوذ مصوب مجلس چند سامانه استعلام جدید باید تشکیل شود:
سامانه «ساکت»
سامانه ارزیابی کلاسها و تعلیمات
برای هر دوره حضوری، آنلاین و احتمالاً در آینده آموزش آشپزی به اعضای خانواده.
سامانه «جُرم»
جستوجو و رصد مطالبات
برای بررسی پیشنهادهای مردم و تشخیص اینکه کدام پیشنهاد قابلیت ارتقا به پرونده امنیتی دارد
سامانه «مباد»: سامانه مدیریت بورس و اپلای دانشگاهی
اسمش هم از همان ابتدا تکلیف متقاضی را روشن میکند: «مبادا اپلای کنی!»
ورژن دیگر آن سامانه «بِمان»
بررسی مجوز اپلای و نامنویسی
برای بررسی درخواست اپلای، پذیرش و بورس دانشگاههای خارجی
سامانه «بیگانه»: بررسی یکپارچه گفتوگوها و ارتباطات نامطمئن همگانی
برای هرگونه ارتباط با شخص خارجی در فضای مجازی.
سامانه «نَرو»
نظام رصد ورود به نمایندگیهای خارجی
برای صدور مجوز مراجعه به سفارتخانهها در داخل و خارج کشور
سامانه «اعتراف»
اعلام عمومی تعاملات، روابط و ارتباطات فرامرزی
برای ثبت داوطلبانه تمام کارهایی که قبل از تأسیس سامانه انجام دادهاید و آن زمان نمیدانستید روزی سامانهای برایشان ساخته خواهد شد.