eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
541 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
1.5هزار ویدیو
19 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 سینا طوسی: ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده (SPR) اکنون به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه رسیده است. آموس هوکستین هشدار می‌دهد که برداشت‌های بیشتر خطر آسیب دیدن ذخایر را به همراه دارد؛ در همین حال، میسرا از دانشگاه تگزاس A&M می‌گوید این ذخایر همین حالا هم به «کف عملیاتی کاربردی» خود نزدیک شده است و یکپارچگی مغارها (مخازن نمکی) و ظرفیت برداشت سریع در معرض خطر بالایی قرار دارند. 🔹Sina Toosi: US SPR is now below 300 million barrels. Amos Hochstein warns further drawdowns risk damaging the reserve, while Texas A&M’s Misra says it's already near its “practical operational floor,” with cavern integrity & rapid drawdown capacity at elevated risk. https://fxtwitter.com/SinaToossi/status/2090510673818030431 منبع: https://www.cnbc.com/2026/08/15/strategic-petroleum-reserve-spr-oil-iran-war-caverns.html
🔵ذخایر خالی‌شده‌ی استراتژیک نفت به سطحی نزدیک می‌شوند که نگرانی‌هایی را درباره آسیب به مغارها و عملیات ایجاد می‌کند ✍️ اسپنسر کیمبال ۱۵ آگوست ۲۰۲۶ ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده (SPR) به دلیل آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه در پاسخ به جنگ ایران، برای اولین بار از اوایل دهه ۱۹۸۰ به زیر ۳۰۰ میلیون بشکه سقوط کرده است. کارشناسان هشدار می‌دهند که این برداشت سریع خطر آسیب دیدن مغارهای نمکی زیرزمینی را به همراه دارد؛ مخازنی که در اصل تنها برای پنج چرخه کامل تخلیه و پرسازی طراحی شده بودند، نه ده‌ها چرخه‌ای که طی ۴۰ سال گذشته انجام شده است. در حالی که وزارت انرژی مدعی است این ذخایر به‌طور مسئولانه‌ای مدیریت می‌شوند، تحلیلگران مستقل و مقامات سابق استدلال می‌کنند که سطوح زیر ۳۰۰ میلیون بشکه، یکپارچگی ساختاری و توانمندی عملیاتی آن را تهدید می‌کند و کف ایمنی کاربردی آن بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون بشکه تخمین زده می‌شود. https://www.cnbc.com/2026/08/15/strategic-petroleum-reserve-spr-oil-iran-war-caverns.html
پائول کروگمن توضیح می‌دهد که شوک نفتی هرمز شدیدتر از آن چیزی است که قیمت‌های نفت خام نشان می‌دهند؛ به‌طوری که «اسپرد کرک» (تفاوت قیمت نفت خام و فرآورده‌های پالایشی) علاوه بر افزایش ۲۵ دلاری قیمت نفت خام، حدود ۳۵ دلار دیگر نیز جهش داشته است. دلیل این امر، ایجاد گلوگاه و محدودیت در ظرفیت پالایشگاهی جهان به خاطر محاصره هرمز و حملات اوکراین به روسیه است؛ مسئله‌ای که باعث سرکوب قیمت نفت خام می‌شود اما هزینه بنزین و گازوئیل را بالا برده و در نهایت منجر به افزایش تورم می‌گردد https://fxtwitter.com/SinaToossi/status/2090582307618873419
هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 افزایش تنش در روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی 🔹️ رژیم صهیونیستی با ادعای جلوگیری از حضور نظامی ترکیه در سوریه. یک پایگاه را در خاک سوریه و در نزدیکی مرز ترکیه بمباران کرد. @iribnews
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎦 افزایش تنش در روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی 🔹️ رژیم صهیونیستی با ادعای جلوگیری از حضور نظامی ترکیه
ترکیه با اسرائیل رابطه دیپلماتیک دارد، به آن انرژی می‌رساند و متحد آمریکاست؛ اما این پیوندها تعارض راهبردی و ساختاری را حذف نمی‌کنند. معمای امنیت در جبر جغرافیا و ژئوپلیتیک، باعث افزایش تنش بین این دو بازیگر شده است. ۱. اسرائیل به‌دنبال هژمونی منطقه‌ای است و هیچ رقیب قدرتمندی را برنمی‌تابد؛ ترکیه در این چارچوب رقیب ساختاری و مانع راهبردی است. ۲. پروژه اسرائیل تجزیه کشورهای منطقه و تشکیل کردستان است؛ این تهدید مستقیم امنیت ملی ترکیه است. مخالفت اردوغان با حمله کردها به ایران نیز در همین چارچوب بود. ۳. ترکیه برای امنیت برون‌مرزی به عمق استراتژیک و حضور فرامرزی نیاز دارد؛ این ضرورت برخاسته از جبر جغرافیایی و تهدیدهای مرزی است و حضور در سوریه برای امنیت ملی آن حیاتی است. ۴. اسرائیل به‌دنبال تجزیه سوریه، تضعیف دولت و اشغال خاک آن است؛ ترکیه به‌دنبال سوریه باثبات برای گسترش نفوذ خود. این دو الگو از نظر راهبردی ناسازگارند. نتیجه: همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، پس از مهار ایران، اسرائیل به سمت ترکیه و نیز پاکستان خواهد رفت. در نظم شبکه‌ای، ترکیه رقیب ماست و اسرائیل دشمن. باید در موضوع کردها، سوریه و اسرائیل با ترکیه همکاری نظامی-امنیتی تعریف می‌شد، نه اینکه رابطه با ترکیه به رقابت زنگه‌زور تقلیل یابد و برجسته شود. 🆔@world_order
⭕️درباره‌ی رسانه‌ی آزاد و محدودیت‌های اخیر اعمال‌شده بر آن ✍️مسعود نیلی همان‌طور که می‌دانیم یکی از ویژگی‌های بارز جامعه‌ی ایرانی، وجود نگرش‌های بسیار متفاوت، در همه‌ی حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن است. این تفاوت‌ها در حدی است که شاید مناسب‌تر است به‌جای واژه‌ی تفاوت از واژه‌ی تضاد استفاده کنیم. بدون تردید این میزان از تضاد آن هم در «بنیان‌های نگرشی» و آن هم در قشرهای مؤثر جامعه، مانعی جدی نه‌تنها برای توسعه‌ی بلندمدت، بلکه برای عبور از بحران سختی است که در آن قرار گرفته‌ایم و سمی مهلک برای آینده‌ی این سرزمین محسوب می‌شود. نگاه‌های متضاد در مورد منشاء حکومت، نقش و جایگاه مردم، درجه‌ی آزادی و اختیار مردم در انتخاب سبک زندگی، سیاست خارجی، نقش و جایگاه دولت در اقتصاد و میزان آزادی مردم در کسب‌و‌کارها و غیره، می‌توانند مثال‌هایی از مشکل ذکرشده باشند. یکی از راه‌حل‌هایی که برای باریک‌تر کردن شکاف‌های بزرگ فکری موجود در جامعه وجود دارد، گفتگو است. بدیهی است در نبود گفتگو، راه‌حل‌ها به‌سمت حذف مبتنی بر زورِ انواع انتخاب شده‌ای از این گفتمان‌ها حرکت خواهد کرد که جدای از نادرست بودن، تجربه‌ی تاریخی نشان داده است حداقل در مورد جامعه‌ی ایرانی، کارساز نیست. حال باید دید که این گفتگو، آیا خودبه‌خود شکل می‌گیرد و راه خود را در مسیری سازنده پیدا می‌کند، یا نیاز به نهادهایی دارد که به‌عنوان یک تخصص، بتوانند چنین رسالت مهمی را بر عهده گیرند. تجربیات متعدد در موضوعات مختلف نشان می‌دهد که متأسفانه، وقتی نگرش‌های متضاد، بدون یک واسطه‌ی نهادی، در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، به‌سرعت به دام دشنام‌گویی و تخریب می‌افتند که نتیجه‌ی آن، نه‌تنها حل مسأله‌ی مورد مناقشه نیست، بلکه مسائل جدیدی را هم به‌وجود می‌آورد و چهره‌ی شخصیت‌هایی که مدت‌ها مرجعیت فکری در جامعه داشته‌اند را خدشه‌دار می‌کند. به‌نظر من، رسانه‌ی آزاد توانست نقش یک نهاد واسط سازنده را در برقراری گفتگو میان تفکرات متقابل یا بعضاً متضاد ایفا کند و به افرادی که از یک دیدگاه مشخص در زمینه‌ای مشخص، دفاع می‌کنند، فرصت دهد که با حفظ کامل احترام و بدون هرگونه سانسور و محدودیت غیرحرفه‌ای، مواجهه‌ی مسالمت‌آمیز با گفتمان رقیب خود را تمرین کنند. اگر مقدمه‌ی تحلیلی که ذکر شد و ضرورت کلیدیِ راه‌اندازی گفتگو‌های مسالمت‌آمیز و بدون خشونت کلامی مورد پذیرش باشد، آن‌گاه لازم خواهد بود که از به راه افتادن رسانه‌هایی که رسالت خود را گفتگو میان اندیشه‌های رقیب تعریف کرده‌اند، استقبال کنیم. بدیهی است شکل‌گیری چنین پدیده‌ای، تا رسیدن به بلوغ و توانمندی حرفه‌ای مطلوب، همراه با خطاهایی هم خواهد بود. اینک که ابتکاری داوطلبانه در قالب رسانه‌ی آزاد منجر به شکل‌گیری چنین نهادی شده است، چقدر خوب است که دولت و سایر نهادها، نشان دهند که از این پدیده استقبال می‌کنند و به شکل‌گیری گفتگو میان اندیشه‌های رقیب به‌عنوان اقدامی در جهت توسعه‌ی کشور، نه‌تنها اهمیت می‌دهند بلکه این کار برایشان اولویت راهبردی دارد و نقش خود را به دادن تذکرات سازنده در مسیر ادامه‌ی فعالیت و توسعه‌ی آن محدود می‌کنند. به‌عنوان کسی که بنابه دلایلی که جای توضیح آن اینجا نیست، سال‌ها از مناظره اجتناب می‌کردم، وقتی با استدلال‌ها و البته اصرار این رسانه مواجه شدم، تصمیم گرفتم خیلی محدود، این کار را تجربه کنم که به‌نظر می‌رسد تجربه‌ی مفیدی بود. امیدوارم، رسانه‌ی آزاد بتواند به‌زودی و با رفع مشکل پیش‌آمده، به عرصه‌ی فعالیت رسانه‌ای گفتگومحور بازگردد و به ایفای نقش سازنده‌ی خود ادامه دهد.
⭕️ رسانۀ «آزاد» و حق گفت‌وگو ✍️محمد مالجو تفهیم اتهام به مهدی احمدی، مدیر رسانۀ «آزاد»، در دادسرا و منع انتشار برنامه‌های این رسانه تا اطلاع ثانوی، صرف‌نظر از این که از نظر حقوقی «توقیف» نامیده شود یا «منع فعالیت»، مسئله‌ای فراتر از سرنوشت یک رسانه و مدیرش را پیش می‌کشد: در شرایط کنونی ایران با فضاهای مستقل گفت‌وگو چه باید کرد؟ «آزاد» را نباید صرفاً رسانه‌ای متعلق به یک جریان سیاسی دانست که بتوان با تأیید یا رد مواضع مطروحه از زبان میهمانان برنامه‌هایش درباره‌اش داوری کرد. اهمیت چنین رسانه‌ای در کارکردی است که می‌تواند برای فضای عمومی داشته باشد: تمهید امکان گفت‌وگو میان دیدگاه‌هایی که لزوماً همسو نیستند، طرح پرسش‌هایی که در رسانه‌های رسمی اصلاً مجال طرح نمی‌یابند و تبدیل اختلافات سیاسی و اجتماعی به موضوع گفت‌وگوی علنی. «آزاد» به این معنا بخشی از زیرساخت گفت‌وگوی عمومی است. ارزش این زیرساخت نیز دقیقاً در شرایطی آشکار می‌شود که جامعه با شکاف‌ها و اختلافات عمیق روبه‌روست. از همین‌جاست که مسئلۀ مجوز اهمیت پیدا می‌کند. چه‌بسا، بر اساس قوانین موجود، فعالیت رسانه‌ای در قالبی مشخص نیازمند کسب مجوز باشد، اما پذیرش این امر به معنای پایان پرسش نیست. مسئله فقط اجرای قانون نیست. خودِ تناسب نظام مجوزمحور با واقعیت رسانه‌های اینترنتی نیز باید محل پرسش باشد. رسانۀ اینترنتی امروزه نه دقیقاً روزنامه است و نه شبکۀ رادیویی و تلویزیونی به معنای کلاسیک. بخش مهمی از گفت‌وگوی عمومی جامعه در پلتفرم‌های دیجیتال شکل گرفته و میلیون‌ها نفر اخبار و تحلیل و گفت‌وگو را از همین مسیر دریافت می‌کنند. آیا در چنین شرایطی اصلاً می‌توان سازوکارهایی را که برای نظم رسانه‌ایِ دوره‌ای دیگر طراحی شده‌اند بدون بازاندیشی بر این فضای جدید اِعمال کرد؟ حتی اگر پاسخ حقوقی به این پرسش مثبت باشد، باز مسئلۀ پی‌آمدهای اجتماعی‌اش باقی می‌ماند. تحدید یک فضای گفت‌وگوی عمومی لزوماً اختلافات را از میان نمی‌برد بلکه فقط محل بروزشان را تغییر می‌دهد. اختلافی که می‌توانست در یک گفت‌وگوی علنی مطرح شود در غیاب چنین فضایی قطعاً به شبکه‌های بسته و غیرشفاف و شایعه و سوءظن منتقل می‌شود. جامعه‌ای که امکان دیدن و شنیدن اختلافات خویش را در فضاهای عمومی از دست می‌دهد الزاماً جامعه‌ای آرام‌تر نمی‌شود بلکه فقط اختلافاتش را کم‌تر در قالبی مشاهده‌پذیر و بیش‌تر یه شکلی مستعد سوءتفاهم و افراط تجربه می‌کند. برخورد با «آزاد» را از این منظر نمی‌توان به یک تصمیم اداری یا قضایی تقلیل داد. مشکل عبارت است از تصمیمی سیاسی دربارۀ حدود تحمل قدرت در برابر جامعه. وقتی در جامعه‌ای که با بحران اعتماد و شکاف‌های عمیق سیاسی و کاهش اعتبار رسانه‌های رسمی روبه‌روست یکی از مجاری گفت‌وگو بسته می‌شود، پیام سیاسیِ واضحی صادر شده است: با فضاهای گفت‌وگومحوری که خارج از سازوکارهای رسمی شکل گرفته‌اند نمی‌توان مدارا کرد. این رویکرد نه نشانۀ اقتدار بلکه نشانۀ ناتوانی ساختار قدرت در تحمل تکثر اجتماعی و گفت‌وگوی مستقل است. اعتراض به برخورد با «آزاد» از همین‌جا آغاز می‌شود: جامعه‌ای که حق پرسیدن و شنیدن و اختلاف‌نظر را در فضای عمومی از دست بدهد، دیر یا زود اختلافات خود را در اَشکال دیگری بروز خواهد داد و مسئولیت پی‌آمدهای این انتقال را نمی‌توان صرفاً بر دوش جامعه گذاشت. من و بسیارانی دیگر نمی‌خواهیم جامعه در چنین سراشیبِ فنایی بیفتد. قدرت نباید مجاری گفت‌وگو را ببندد. قدرت موظف است تحمل شنیدن صدای جامعه را بیاموزد. اگر همین حد محدود از مجراهای باقی‌مانده برای گفت‌وگو نیز امروز به نام قانون بسته شود، فردا شکاف‌ها بس عمیق‌تر از امروز خواهد شد. توقیف «آزاد» فقط افزودن دیواری دیگر میان جامعه و قدرت است.
دوست عزيز جناب دكتر اگر كس يا كسانى تاكيد دارند الان وقت جراحى اصلاح قيمت انرژى هست توجه نكن. وقتش الان نيست. با كنترل مصرف و بالا بردن توان توليد سال را جلو رويم. مشكلات مردم خيلى بالاتر از اين حرفهاست. از من گفتن بودو توجه بفرما چه كسانى اين نسخه را تنظيم كردند غلامرضا تاجگردون https://fxtwitter.com/GhTajgardoon/status/2090695625113268285
سینا طوسی: پاول کروگمن (Paul Krugman) توضیح می‌دهد که چرا شوک نفتی هرمز بدتر از آن چیزی است که قیمت نفت خام نشان می‌دهد: نفت خام حدود ۲۵ دلار در هر بشکه افزایش یافته، اما «اسپرد کرک» (Crack Spread - تفاوت قیمت نفت خام و فرآورده‌های پالایشی) حدود ۳۵ دلار دیگر جهش داشته است. نتیجه: جهش قیمت بنزین و گازوئیل، همراه با تورمی که قرار است حتی بیشتر از این افزایش یابد. https://paulkrugman.substack.com/p/why-isnt-the-price-of-oil-even-higher و چرا اسپرد کرک جهش کرده است؟ بخش زیادی از ظرفیت پالایشی جهان یا پشت تنگه هرمز گیر افتاده یا بر اثر حملات اوکراین به روسیه دچار اختلال شده است. این گلوی گلوگاه اقتصادی در واقع قیمت نفت خام را پایین‌تر نگه داشته است: خریداران وقتی ظرفیت پالایشی کافی برای تبدیل نفت به سوخت قابل استفاده وجود ندارد، قیمت نفت خام را بالا نمی‌برند[نفت خانم‌ نمی خرند]. بنابراین، این شوک خود را به‌جای نفت خام، در قیمت بنزین و گازوئیل نشان می‌دهد. https://fxtwitter.com/SinaToossi/status/2090582307618873419
‌🔻شکاف‌های اجتماعی را نباید به‌صورت عامدانه و خودخواسته فعال کرد و با نارضایتی‌ها و فشارهای اقتصادی سنگین موجود پیوند زد. در شرایط کنونی، برهم‌کنش این دو می‌تواند با سرعت و شدت بیشتری از گذشته، یک مسئله اجتماعی را به بحران امنیت ملی تبدیل کند و حوادث خونباری مانند ۱۸ و ۱۹ دی ماه را رقم بزند. ‌به همین جهت، تحریک جامعه از طریق فعال‌سازی گسل‌های اجتماعی حتی پرمخاطره‌تر از مسائلی همچون افزایش قیمت بنزین است؛ زیرا در حالی که تبعات یک فشار اقتصادی مشخص، احتمالا قابل مدیریت است، اما فعال شدن هم‌زمان شکاف‌های اجتماعی و نارضایتی‌های اقتصادی، کشور را وارد التهابات خطرناکی می‌کند. ‌درک اینکه کشور در وضعیت جنگی است و باید با عقلانیت از آن‌ عبور کرد چندان دشوار نیست! ‌
چین به طور رسمی اعلام کرد که تحریم‌های آمریکا علیه ایران را به رسمیت نمی‌شناسد. ​«چین تحریم‌هایی را که هیچ پایه‌ای در حقوق بین‌الملل ندارند، رد می‌کند.» https://fxtwitter.com/IranObserver0/status/2090751597882077327
اسرائیل زیو، ژنرال برجسته و رئیس سابق بخش عملیات ارتش اسرائیل، در یادداشتی تحلیلی در روزنامه «معاریو» هشدار می‌دهد که رجب طیب اردوغان با سوءاستفاده از تضعیف محور ایرانی، بحران غزه و بی‌اعتمادی بین‌المللی به نتانیاهو، در حال مهندسی یک معماری جدید منطقه‌ای است که خطر آن برای تل‌آویو به‌مراتب سنگین‌تر از تهدید ایران خواهد بود. وی تصریح می‌کند که ترکیه درصدد شکل‌دهی به یک «محور سنی جدید» با مشارکت عربستان سعودی و پاکستان است تا حلقه‌ای محاصره‌کننده شامل سرمایه سعودی، صنایع نظامی ترکیه و قدرت بازدارندگی هسته‌ای پاکستان را جایگزین نفوذ منطقه‌ای ایران کند. زیو با اشاره به تحرکات آنکارا تأکید دارد که استقرار سامانه‌های پدافندی و راداری در سوریه صرفاً برای حمایت از بومیان نیست، بلکه هدف اصلی آن سلب آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل به‌عنوان مهم‌ترین دارایی استراتژیک تل‌آویو است. به باور این تحلیل‌گر، نفوذ دیپلماتیک ترکیه در غزه، تلاش برای همراه ساختن مصر و تبدیل ساختن پرونده فلسطین به اهرم فشاری علیه تل‌آویو، موقعیتی ویژه به آنکارا بخشیده است؛ موقعیتی که به دلیل عضویت ترکیه در ناتو، روابط گسترده تجاری با اروپا و مشروعیت منطقه‌ای، مهار آن را برخلاف ایران منزوی دشوارتر کرده و احتمال تشکیل ائتلاف‌های بین‌المللی علیه تل‌آویو را به‌شدت افزایش می‌دهد. این فرمانده ارشد سابق در بخش دیگری از ارزیابی خود، حملات هوایی تل‌آویو به سوریه را موضعی منفعلانه و صرفاً اقدامی موقت برای خرید زمان دانسته و تأکید می‌کند که ناکامی دیپلماتیک و خلاء استراتژیک ناشی از سه سال جنگ بی‌نتیجه، بستر مناسب را برای توسعه‌طلبی آنکارا فراهم کرده است. زیو خاطرنشان می‌سازد که کابینه نتانیاهو به‌جای ارائه یک افق دیپلماتیک، خود سازنده خلأيي بوده که اکنون ترکیه در حال پر کردن آن است. از نظر وی، تنها راه برون‌رفت از این بن‌بست راهبردی، اتخاذ یک سیاست منطقه‌ای جدید مشتمل بر ایجاد سازوکار جایگزین حماس در غزه، احیای پیمان‌های عملی با مصر و اردن و تقویت محورهای منطقه‌ای با یونان، قبرس و هند است. با این حال، او در جمع‌بندی نهایی تصریح می‌کند که دولت فعلی نتانیاهو به دلیل وابستگی‌های شدید سیاسی، بی‌اعتمادی داخلی و بین‌المللی و عدم اتخاذ تصمیمات سخت، توانایی اجرای چنین تدابیری را ندارد و تغییر این معادله خطرناک تنها پس از رفتن این کابینه میسر خواهد بود. منبع: https://www.maariv.co.il/news/opinions/article-1358014