eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️حزب مطلوب از دیدگاه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله ▪️من در یك تقسیم‌بندی، حزب را به دو نوع تقسیم می‌كنم - این اعتقاد من است؛ شما هم آزادید كه این را قبول بكنید یا قبول نكنید؛ چون نه قانون است و نه من اصرار دارم كه مردم حتماً قبول كنند؛ لیكن اعتقاد خودم این است - یك حزب این است كه مجموعه‌ای از صاحبان فكر سیاسی یا اعتقادی و یا ایمانی می‌نشینند و تشكّلی درست می‌كنند و میان خودشان و آحاد مردم كانال‌كشی می‌كنند و مردمی را با خودشان همراه می‌كنند، تا فكر خود را به آنها برسانند. كانونهای حزبی تشكیل می‌شود، هسته‌های حزبی تشكیل می‌شود، سلّولهای حزبی تشكیل می‌شود و اینها در این مركز می‌نشینند و افكاری را كه خودشان به آن اعتقاد دارند و پای آن ایستاده‌اند - چه فكر سیاسی، چه فكر غیرسیاسی، چه فكر دینی، چه فكر غیردینی - در این كانالها می‌ریزند و این افكار به تك‌تك افراد می‌رسد و آن مردمی كه اینها را قبول می‌كنند، با اینها پیوند پیدا می‌كنند. به نظر من، این سبك تحزّب، منطقی است «حزب جمهوری اسلامی» بر این اساس تشكیل شده بود و همین‌طور بود. البته به طور طبیعی اگر حزبی با این خصوصیات، در مركز خودش توانست آدمهای با فكرتر و زبده‌تر و خوشفكرتری داشته باشد، می‌تواند تعداد بیشتری را با خودش همفكر كند. نتیجه این خواهد شد كه وقتی انتخاباتی پیش آمد، تا از طرف مركزیت این حزب چیزی گفته شد، آن مردم از روی اعتقاد خودشان بر طبق آن عمل می‌كنند؛ یا حتّی بدون این‌كه آن مركزیت چیزی بگوید، چون معیارهایشان یكی است، با یكدیگر همفكرند. این شكل درستِ تحزّب است و البته چنین چیزی الان در كشور ما نیست. شاید به شكل خیلی ناقصش یكی، دو نمونه در گوشه و كنار پیدا شود؛ اما بعد از «حزب جمهوری اسلامی» - كه ما تعطیلش كردیم - دیگر چنین چیزی را به این شكل من سراغ ندارم. ▪️یك‌طور حزب هم هست كه همان حزبهای رایج امروز اروپا و امریكاست؛ مثل حزب جمهوریخواه، حزب دمكرات، حزب كارگر انگلیس، حزب محافظه‌كار انگلیس. این احزاب مبنایشان بر این پایه‌ای كه ما گفتیم، نیست. مجموعه‌ای از خواص، با یك منفعت مشتركی كه بین خودشان تعریف می‌كنند - ولو در خیلی از مسائل با یكدیگر همفكر هم نیستند؛ گاهی خیلی هم با هم مخالفند! - می‌نشینند با همدیگر قرارداد می‌گذارند و یك حزب به وجود می‌آورند. این حزب در میان مردم معروف است؛ اما عضو مصلحتی دارد، نه عضو فكری. تفاوت اساسیش این‌جاست. عضو مصلحتی یعنی چه؟ یعنی این‌كه فلان سرمایه‌دار، فلان كاسب، فلان استاد، فلان فیلسوف، احیاناً فلان روحانی، از این حزب حمایت می‌كند. مثلاً فلان روحانی می‌گوید من به مریدهای خودم دستور می‌دهم كه به كاندیدای شما رأی بدهند، اما در مقابلش شما باید فرضاً به مسجد یا كلیسای من این امتیاز را بدهید؛ آنها هم قبول می‌كنند! آن مردمی كه رأی می‌دهند، نه آن كاندیدا را می‌شناسند، نه فكر حاكم بر او را می‌شناسند، نه مؤسّسان حزب را درست می‌شناسند، نه می‌دانند آن كاندیدا چه كار می‌خواهد بكند. به صرف این‌كه امام جماعت مسجد گفته مثلاً به «حزب كنگره» در هند رأی بدهید، اینها هم رأی می‌دهند! این‌كه می‌گویم، اتّفاقاً درست همین قضیه در هند اتفاق افتاد و برخی از مسلمانان به كاندیدای «حزب كنگره» رأی دادند! چند میلیون مسلمان به كاندیدای «حزب كنگره» رأی می‌دهند؛ در حالی كه نه با آنها همعقیده‌اند، نه همفكرند، نه ایمانشان یكی است، نه اصلاً می‌دانند آنها در مملكت چه كار می‌خواهند بكنند؛ اما چون آن آقا گفته مصلحت مسلمانان این است، این كار را می‌كنند! یا مثلاً فلان سرمایه‌دار می‌گوید من این‌قدر پول به شما می‌دهم و به حزبتان كمك می‌كنم؛ اما مرا در فلان‌جا سفیر كنید! بحث سفیر معیّن كردن، بازرس فلان‌جا معیّن كردن، فلان شغل سیاسی را دادن، جزو شرایط حتمی حزب‌بازی به شكل غربی است؛ چون كسی از روی ایمان كار نمی‌كند؛ از روی قرارداد كار می‌كند! 🌐https://khl.ink/f/7571 🆔@dolat_qavi
▪️مبادا با اکتفا به روایت پیشرفت‌ها؛ آن هم تقلیل پیشرفت‌ها به سطح خرد مانند ساخت سد و پل و جاده و...، روایتگری کلان انقلاب را نادیده بگیریم. ▪️روایتگری یکی از شئون است، نباید از آسیب‌‌شناسی مشفقانه و یاریگرانه غفلت کنیم و به راهکارهای برون‌رفت از بحران‌ها نیندیشیم و تنها با روایتگری پیشرفت‌ها، تبدیل به مجیز‌گو و توجیه‌گر ناکارآمدی‌ها شویم، که آن‌وقت مردم، همین ارتباط‌شان را نیز با ما قطع خواهند کرد؛ آنان از یک طرف ناکارآمدی‌ها را می‌بینند و از طرف دیگر توجیه‌گری‌های ما را. دیگر چگونه با امید رسیدن به وضعیت مطلوب، با مشکلات موجود دست و پنجه نرم کنند و به حرکت و مطالبه‌گری ادامه دهند؟ با جهاد تبیین، همچون دیگر کلمات رهبر معظم انقلاب از جمله بصیرت، سطحی برخورد نکنیم. 🆔@dolat_qavi
⭕️تازه‌ترین مسأله جهان، فاجعه‌ی بی‌نظیر غزّه است. برجسته‌ترین مسئله‌ی امروز جهان، شکست اخلاقی و سیاسی و اجتماعی تمدّن غربی است. عبرت‌آمیزترین آنها ناتوانیِ لیبرال‌دموکراسیِ مدّعیانِ آن در استقرار آزادی بیان و غفلت مرگ‌بار آنان از موضوع عدالت اقتصادی و اجتماعی است. مسائل مهم جهان، زمینه‌های اندیشه و کار و ابتکار برای مجموعه مبارک شماست. 🔰حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله 📝پیام به پنجاه و هشتمین نشست اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا ▪️بسم الله الرّحمن الرّحیم دانشجویان عزیز! اتّحادیّه‌ی ریشه‌دار و خوش‌نام شما و استمرار فعّالیّتهای آن پدیده‌ای مژده‌بخش است. این حضور جمعی میتواند ــ در اندازه‌ی خود ــ در مسائل پیچیده‌ی کنونی جهان نقش‌آفرین باشد. اثرگذاری در مسائل بزرگ، بیش از هر عِدّه ‌وعُدّه‌ای، بر انگیزه و ایمان و اعتمادبه‌نفسِ فعّالان متّکی است؛ و این سرمایه‌ی ارزشمند بحمداللّه در شما جوانانِ ایرانیِ مؤمن و انقلابی موجود و مشهود است. ▪️مسائل مهم و زخمهای تازه و کهنه‌ی جهان را می‌شناسید. تازه‌ترین آنها فاجعه‌ی بی‌نظیر غزّه است. ‌برجسته‌ترین آنها شکست اخلاقی و سیاسی و اجتماعی غرب و سیاستمداران غربی و تمدّن غربی است. عبرت‌آمیزترین آنها ناتوانیِ لیبرال‌دموکراسیِ مدّعیانِ آن در استقرار آزادی بیان و غفلت مرگ‌بار آنان از موضوع عدالت اقتصادی و اجتماعی است. بارقه‌ی کم‌سو ولی امیدبخشِ اعتراضاتِ مردمی و بخصوص دانشجویی در آمریکا و اروپا نیز از مسائل مهمّ کنونی است. منطقه‌ی غرب آسیا و کشور عزیز ما نیز با مسائل کوچک و بزرگ متعدّد روبه‌رویند. همه‌ی اینها زمینه‌های اندیشه و کار و ابتکار برای مجموعه‌ی مبارکی همچون اتّحادیّه‌ی شما است. ▪️توفیقات شما را از خداوند عزیز حکیم مسئلت میکنم. سیّدعلی خامنه‌ای ۱۴۰۳/۴/۱۵ 🌐https://khl.ink/f/56909 : اندیشیدن معطوف به مسائل مهم جهان 🆔@dolat_qavi
⭕️هنر شبیه‌خوانی که مورد بی‌مهری و کم‌توجهی قرار گرفته است ▪️تعزیه یکی از امکانات ما برای آشناکردن بدنه‌ی عمومی مردم، حتی غیرمذهبی‌ها با امام حسین و عاشورا است. هنری که ظرفیت‌ها و ویژگی‌های منحصربه‌فردی در به تصویرکشیدن عاشورا دارد؛ در انتخاب نقش‌ها، اشعار، طراحی لباس‌، نوعِ آرایش رنگ‌ها، موسیقی‌، نوع چینش نقل‌های تاریخی و... که همگی حساب و کتاب دارند و حامل پیام‌اند و کنشگری می‌کنند. ▪️گاه مخاطبینی را جذب می‌کند که اصلاً در هیئت‌ها نمی‌توان جذب‌شان کرد. گاه در انتقال محتوا و عمق اثرگذاری، چنان تأثیرگذار است که هزاران هیئت و منبر این‌گونه اثر ندارند. زبان تعزیه آن‌قدر گسترده است که حتی کودکان و نوجوانان با آن ارتباط مؤثر و ماندگاری می‌گیرند؛ با جنگیدن در تعزیه و شمشیربازی و کلاه‌خود و زره ▪️متأسفانه به دلایلی ارتباط جدیِ خود با علما را از دست داده است. این دلایل گاه به کم‌سوادی و منش و بینشِ شخصیت‌ِ تعزیه‌خوان‌ها مربوط بوده و گاه به حوزویان، به‌عنوان نمونه سخت‌گیری‌های غیرلازم در برخورد با نقل‌های تاریخی و بی‌اعتباردانستن برخی مطالب تا جایی که تعزیه را بدون سرپرستیِ علمای دین رها کرده است. ▪️پیوند حوزه با تعزیه، پیوند حوزه با هنر و هنر دینی است که البته باید زیرنظر علمایی از حوزه‌ی علمیه، تاریخ‌دان، شعرا و موسیقی‌دانان به‌روزرسانی گردد. پرداختن به تعزیه، همان‌قدر اهمیت دارد که پیوند آحاد جامعه و تکثرات آن با امام حسین و عاشورا. البته در تفرش ما عزاداری غالب، تعزیه است و همچنین در برخی از شهرهای دیگر کشور تکیه بزرگ تجریش-یازدهم محرم سال ۱۴۰۳ شمسی 🆔@dolat_qavi
⭕️خاتمی گورباچف نبود، پس پزشکیان هم گورباچف نخواهد بود. ▪️لقب "گورباچف ایرانی" زیبنده‌ی رئیس جمهور محترم نیست؛ چون شهرت گورباچف در دنیا به خاطر ساده‌لوحی در اعتماد به امریکا بود که در نهایت باعث فروپاشی شوروی شد. این‌که یک روزنامه‌ی مثلاً اصلاحاتی او را گورباچف توصیف میکند، یا نشان از توطئه است یا حماقت و جهل. ▪️این سخنرانی از رهبر معظم انقلاب، در جمع کارگزاران نظام در دوره اصلاحات است که آقا با صراحت میفرمایند: خاتمی گورباپف نیست 🌐https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3016 ▪️حال چرا یک روزنامه اصلاحاتی باید همچین عنوانی را مطرح کند؟ اصلاحات در درون خود دارای تکثرات است. افراد مختلف با گرایش‌های متعددی در بین آن‌ها حضور دارند؛ دین‌دار و حتی ضد دین. برخی‌شان دغدغه‌ی انقلاب و ایران را دارند و برخی‌شان اهل خیانت و... نمی‌توان با آنان مواجهه یک‌دست داشت اما گویا برخی‌شان با برجسته‌کردن عبارت «گورباچف ایرانی» سعی در تخریب رئیس جمهور محترم و در نهایت فروپاشی جمهوری اسلامی را در نظر دارند. اما انقلابی‌ها چرا آن را نشر می‌دهند؟ چرا انقدر سریع و ساده در زمین دشمن بازی کنیم؟ 🔗پی‌نوشت: این بیان رهبری را یکی از دوستان در گروه ایتایی امروز ارسال کردند و بنده از آن‌جا آن را منتشر کردم. 🆔@dolat_qavi
⭕️سوء استفاده لشکر سایبری دشمن از طریق دو‌به‌هم‌زنی بین جنا‌ح‌های رقیب، به‌قصد برافروختن شما 🔰حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله ▪️«فضای مجازی که امروز حاکم بر خیلی از فعّالیّتهای همه است، باید آرامش‌بخش باشد؛ اختلاف‌برانگیز نباید باشد. هر جا شما سخنی میگویید، حرفی میزنید، نظری میدهید، مخاطب شما دلگرم بشود به اینکه شما طرف‌دار اتّحاد و اتّفاق و همدستی و همدلی نیروها هستید؛ خلاف این را نبایستی پیام بدهید. این حفظ امنیّت روانی مردم است و این مطلب مهمّی است. ▪️البتّه غافل هم نباید بود؛ بنده کاملاً اعتقاد دارم و اطّلاع دارم که لشکر سایبری دشمن منتظر سوءاستفاده است؛ گاهی اوقات آنها از زبان رقیب سیاسی شما به شما دشنام میدهند، برای اینکه شما را عصبانی کنند؛ یا به شخصیّت مورد احترام شما، یا یک شخصیّت موجّه دینی یا سیاسی اهانت میکنند، برای اینکه شما را برافروخته کنند؛ این هم هست. به این هم بایستی توجّه داشت؛ یعنی هر چه شما در فضای مجازی می‌بینید، اگر برخلاف نظر شما است، همیشه باور نکنید که این را آن کسی که رقیب سیاسی یا مخالف سیاسی شما است، گذاشته؛ نه، ممکن است دشمن مشترک هر دوی شما گذاشته باشد.» 🌐https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=57106 🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️سوء استفاده لشکر سایبری دشمن از طریق دو‌به‌هم‌زنی بین جنا‌ح‌های رقیب، به‌قصد برافروختن شما 🔰حضرت
بنا بر احتمال قوی، این بخش از فرمایشات امروز آقا با عبارت «شخصیت موجه دینی یا سیاسی»، ناظر به تخریب‌های چند وقت اخیر علیه استاد حوزوی است که این تخریب‌ها از رسانه‌های غرب برخاسته شد و برخی روشنفکرنماهای داخلی و حتی انقلابی‌نماهای مدعی به آن‌ دامن زدند.
⭕️حفظ حریم ولی فقیه و اهمیت آن 🔰حجةالاسلام محمد عشایری ▪️بُرِشی از نامه 53 نهج البلاغة: ... أُخْصُصْ رَسَائِلَكَ الَّتِي تُدْخِلُ فِيهَا مَكَايِدَكَ وَ أَسْرَارَكَ بِأَجْمَعِهِمْ لِوُجُوهِ صَالِحِ الْأَخْلَاقِ مِمَّنْ لَا تُبْطِرُهُ الْكَرَامَةُ فَيَجْتَرِئَ بِهَا عَلَيْكَ فِي خِلَافٍ لَكَ بِحَضْرَةِ مَلَإٍ. ترجمه:‌ ... نامه هایی را که در آن تدابیر و اسرار حکومتی ات را درج می‌کنی، تنها به کاتبی بسپار که بیش از هر کسی جامع صلاحیت‌های اخلاقی باشد [یعنی] کسی باشد که وقتی به او احترام می‌نهی، آنقدر به سُکر و سرمستی نیافتند که جسارت ورزد و در حضور جمع با تو مخالفت بکند. برداشت‌ها: 1. هر چند از ادله دیگر فهمیده می‌شود که نقد مشفقانه حاکم عادل وظیفه مردم است اما متن فوق نیز دلالت می‌کند که حاکم، افزون بر حریم شخصی‌اش (که همه مؤمنان از آن برخوردارند)، به عنوان حاکم اسلامی دارای حریم ویژه‌ای است. 2."حفظ حریم حاکم اسلامی"، از مسائل مهمی است که در انتخاب افراد مرتبط با او باید مورد دقت قرار بگیرد. 3. این حریم مهمترین مصلحت نظام اسلامی (یا دست کم یکی از مهمترین مصالح نظام اسلامی) است چندانکه اگر کاتبی واجد ارزشهای دیگر بود اما در رعایت حریم رهبر ضعف داشت، نمی‌توان او را انتخاب کرد. 4.نقد ولی فقیه در ملأ عام، چون باعث شکسته شدن حریم او می‌شود، عمل ناپسندی است. توضیح: در روایات و فقه، حریم امام عادل مورد توجه قرار گرفته است. در کتاب "دراسات فی ولایة الفقیه" (ج 2 ص 592) آمده است: «یکی از مهمترین مصالح، حفظ حریم امام عادل است» هرچند محققانی که در سالهای متأخر این کتاب را با نام «نظام الحکم فی الاسلام» خلاصه کردند، این عبارت را به این شکل تغییر دادند: «در نظام اسلامی، حفظ حریم امام نیز ـ‌در چارچوب حفظ اسلام‌ـ مطلوب است»!! (نظام الحکم فی الاسلام ص 372) 🆔@dolat_qavi
⭕️آرمانگرایی بدون ملاحظه‌ی واقعیت‌ها، به خیال‌پردازی و توهّم خواهد انجامید. وقتی شما دنبال یک مقصودی، یک آرمانی حرکت میکنید، واقعیت‌های اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیت‌ها برنامه‌ریزی کنید. البته باید واقعیتها را به معنای واقعی کلمه دید، نه آنچه که به عنوان واقعیت القاء میشود. 🔰حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله ▪️مطلب دیگر این است که آرمانهای نظام اسلامی - که در حقیقت آرمانهای اسلامی است - یک منظومه‌ای است، یک مجموعه‌ای است، مراتب مختلفی هم دارد؛ بعضی از اینها اهداف غائی‌تر و نهائی‌ترند، بعضی‌ها اهداف کوتاه‌مدتند، اما جزو آرمانهایند؛ همه‌ی اینها را باید دنبال کرد. مثلاً فرض بفرمائید جامعه‌ی عادلانه و عادل و پیشرفته و معنوی - با این خصوصیات - خب، یک آرمان است؛ جزو آرمانهای درجه‌ی یک و جزو برترین آرمانها است. ... خب، ایجاد یک جامعه‌ای با این خصوصیات، یکی از آرمانهاست. ▪️یک آرمان دیگر، اقتصاد مقاومتی است؛ که نسبت به آرمان قبلی که گفتیم، یک آرمان خُرد است. با اینکه خود اقتصاد مقاومتی چیز مهمی است، اما در واقع در ذیل آن آرمان قبلی تعریف میشود. سلامت در جامعه، صنعت برتر، کشاورزی برتر، تجارت پر رونق، علم پیشرو، اینها همه‌اش جزو آرمانها است. نفوذ فرهنگی در جهان، نفوذ سیاسی در جهان و در منظومه‌ی سیاسی سلطه در عالم، اینها همه‌اش جزو آرمانها است. رسیدن به عدالت اجتماعی، جزو آرمانها است. بنابراین وقتی میگوئیم آرمان، ذهن ما به یک امر غیر قابل تعریفِ دور از دسترسی نرود؛ آرمان یعنی اینها، اینها همه آرمانهایند؛ البته در درجات مختلف. ▪️مجموعه‌ی این خواسته‌ها و هدفها، منظومه‌ی آرمانی اسلام را تشکیل میدهد. شما برای هر کدام از اینها که تلاش کنید، تلاش برای آرمانها کرده‌اید. آن مجموعه‌ای که فرض کنیم در راه اقتصاد مقاومتی کار میکند، یا آن مجموعه‌ای که در زمینه‌ی گسترش فرهنگ انقلابی و اسلامی در دنیای اسلام تلاش میکند، اینها همه دارند کار آرمانی میکنند. آن کسی که همین تلاش را در زمینه‌ی سیاسی و دیپلماسی دارد انجام میدهد، کارش آرمانی است. آن کسی که فرضاً در زمینه‌ی سلامت تلاش میکند، دارد کاری برای آرمانها انجام میدهد. آرمانها اینهایند؛ مجموعه‌ی رتبه‌های مختلف برای آرمانها، و همه لازم. 🆔@dolat_qavi
▪️نسبت آرمانها با واقعیتهائی که وجود دارد، چیست؟ مثلاً فرض بفرمائید تحریم. تحریم یک واقعیتی است. خب، یکی از آرمانهای ما پیشرفت اقتصادی کشور است، از آن طرف هم واقعیتی وجود دارد به نام تحریم. یا در مسائل گوناگون سیاسی؛ در انتخابات، در غیره، غیره. آنچه که من میتوانم عرض کنم، این است که ما آرمانگرائی را صددرصد تأیید میکنیم، دیدن واقعیتها را هم صددرصد تأیید میکنیم. آرمانگرائی بدون ملاحظه‌ی واقعیتها، به خیالپردازی و توهّم خواهد انجامید. وقتی شما دنبال یک مقصودی، یک آرمانی حرکت میکنید، واقعیتهای اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیتها برنامه‌ریزی کنید. بدون دیدن واقعیتهای جامعه، تصور آرمانها خیلی تصور درست و صحیحی نخواهد بود، چه برسد به دستیابی به آرمانها. ▪️ اگر بخواهیم مثال بزنیم، باید بگوئیم آرمانها مثل قله‌اند. کسانی که اهل گردش در کوهستان و رفتن به سمت قله‌ها هستند، قله را درست تصور میکنند. رسیدن به قله، یک آرمان است؛ آرمانها را به این تشبیه کنید. انسان دوست میدارد به آن قله برسد. وقتی شما این پائین هستید، دوست میدارید بروید و برسید به آن نقطه‌ی اوج و ستیغ این بلندی و ارتفاع؛ منتها واقعیتی وجود دارد؛ اگر بی‌توجه به این واقعیت بخواهید این کار را بکنید، نیروی خودتان را هدر میدهید؛ آن واقعیت این است که راه رسیدن به این قله، این نیست که شما جلوی چشمت مشاهده میکنی که حالا اینجا قله است، این هم دامنه است، بگیر و برو بالا؛ اینجوری نیست، راه دارد. اگر چنانچه شما بی‌احتیاطی کردید، همینی که جلوی چشم شما است، دامنه را گرفتید رفتید بالا، قطعاً به نقاطی خواهید رسید که نه راه پیش رفتن دارید، نه راه عقب آمدن. اینهائی که اهل رفتن به کوه و گردش در کوهستان هستند، چنین چیزی برایشان پیش می‌آید؛ برای بنده هم پیش آمده. وقتی انسان بدون آشنائی با راه حرکت میکند، به نقطه‌هائی میرسد که راه جلو رفتن و عقب ماندن ندارد؛ با زحمت زیاد انسان باید خودش را از مشکل خلاص کند. ▪️واقعیت عبارت است از همین راه؛ راه را باید پیدا کرد. البته باید واقعیتها را به معنای واقعی کلمه دید، نه آنچه که به عنوان واقعیت القاء میشود. شما جوانها خیلی خوب میدانید؛ در جنگهای روانی که امروز در دنیا معمول است، یکی از کارها القای واقعیتهای غیر واقعی است؛ چیزهائی را به عنوان واقعیت القاء میکنند که واقعیت ندارد؛ شایعه درست میکنند، حرف میزنند، که واقعیت نیست؛ اگر چنانچه کسی چشم باز و بینا نداشته باشد، دچار اشتباه میشود. اینکه ما میگوئیم بصیرت، به خاطر این است. یکی از کارکردهای بصیرت همین است که انسان واقعیتها را آنچنان که هست، ببیند. در تبلیغات گاهی یک واقعیتی را از آنچه که هست، چندین برابر بزرگتر نشان میدهند؛ در حالی که بعضی از واقعیتهای دیگر را اصلاً نشان نمیدهند. مثلاً فرض بفرمائید یکی از واقعیتها این است که بخشی از نخبگان کشور از کشور خارج میشوند؛ بله، این یک واقعیتی است؛ اما در قبال این، یک واقعیت دیگری هم وجود دارد و آن عبارت است از افزایش نخبه، افزایش دانشجویان نخبه. ما کِی این همه دانشجوی نخبه داشتیم؟ به تاریخ دانشگاه کشور نگاه کنید؛ در این ده بیست سال اخیر، فراوانی دانشجویان نخبه‌ی ما در بخشهای مختلف کاملاً چشمگیر است. چقدر ما استاد نخبه داریم. جمهوری اسلامی وقتی که پیروز شد، تعداد اساتید دانشگاه‌های کشور، یک تعداد معدودی بود - که البته چون دقیقش یادم نیست، نمیخواهم بگویم، اما تعداد خیلی معدودی بود؛ حدودش یادم هست - امروز بیش از ده برابر، این تعداد بالا رفته؛ خب، اینها همه نخبگانند. حالا گیرم از این مجموعه‌ی عظیم نخبه‌ای که در دانشگاه‌های کشور پروریده شده‌اند - اعم از دانشجو و استاد و نخبه‌های علمی و اینها - یک تعدادی هم رفتند خارج. اگر انسان آن واقعیت را می‌بیند، این واقعیت را هم ببیند. کسانی که  علیه نظام جمهوری اسلامی تبلیغات میکنند، آن یکی را بزرگ میکنند، این یکی را ندیده میگیرند؛ اصلاً اسمی از آن نمی‌آورند. 🆔@dolat_qavi
▪️ بنابراین واقعیت را باید دید. آرمانها با نگاه به واقعیتها است که قابل تحقق خواهند بود. اما واقعیت را ببینیم، نه آنچه که با شگردهای دشمنانه، به‌عنوان واقعیت به ما القاء میشود. به نظر من فعال دانشجوئىِ آرمانخواه که واقعیتها را هم میشناسد، هرگز نباید در هیچ شرائطی احساس انفعال و بن‌بست کند. یعنی نباید از آرمانخواهی دست برداشت؛ نه در هنگام پیروزی‌های شیرین، نه در هنگام هزیمتهای تلخ. ما در عرصه‌ی دفاع مقدس پیروزی‌های بزرگی داشتیم، هزیمتهای تلخی هم داشتیم. امام (رضوان الله علیه) سفارش میکردند و میگفتند: نگوئید شکست، بگوئید عدم‌الفتح. یک جا پیروزی نصیب انسان میشود، یک جا هم پیروزی نصیب انسان نمیشود؛ چه اهمیتی دارد؟ بعضی‌ها هستند که اگر چنانچه جریان کار بر وفق مرادشان پیش آمد و به نقطه‌ی مورد نظر خودشان رسیدند، از دنبال کردن آرمانها دست میکشند؛ این خطا است. «فاذا فرغت فانصب»؛ قرآن به ما میگوید: وقتی این کار را تمام کردی، این تلاش را تمام کردی، تازه خودت را آماده کن، بایست برای ادامه‌ی کار. بعضی آنجورند - این اشتباه است - بعضی هم بعکس؛ اگر آنچه که پیش می‌آید، بر طبق خواست آنها نبود، بر وفق مراد آنها نبود، دچار یأس و انفعال و شکست میشوند؛ این هم غلط است؛ هر دو غلط است. اصلاً بن‌بستی وجود ندارد در آرمانخواهىِ صحیح و واقع‌بینانه. وقتی انسان واقعیتها را ملاحظه کند، هیچ چیز به نظرش غیر قابل پیش‌بینی نمی‌آید. ▪️توقع من از عزیزان دانشجو این است که همواره دنبال آرمانها باشند؛ چه در آن مواردی که حادثه‌ای که پیش می‌آید، طبق دلخواه شما است، چه در آنجائی که حادثه‌ای که پیش می‌آید، طبق دلخواه شما نیست؛ آرمانگرائی را با نگاه به واقعیتها از دست ندهید و دنبال کنید. در اصلِ انقلاب همین جور بود، در جنگ همین جور بود؛ در حوادث گوناگونی هم که در این سالها پیش آمده، همیشه همین جور بوده است. بعضی‌ها در قبال حوادث گوناگون، موضعگیری‌ها و موقعیتهای روحی و معنوی و فکری‌شان، متناسب با آنچه که لازمه‌ی آرمانخواهی است، نیست. 🌐https://khl.ink/f/23346 🆔@dolat_qavi
⭕️این که تصور کنیم تکلیف‌گرائی معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستی نیست. 🔰حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله ▪️رابطه‌ی «تکلیف‌مداری» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تکلیف هستیم. آیا این معنایش این است که امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور میشود چنین چیزی را گفت؟ امام بزرگوار که با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، این همه سختی‌ها را دنبال کرد، برای اینکه نظام اسلامی را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد، میشود گفت که ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تکلیف‌گرائی معنایش این است که انسان در راه رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب، بر طبق تکلیف عمل کند؛ برخلاف تکلیف عمل نکند، ضدتکلیف عمل نکند، کار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشی که پیغمبران کردند، اولیای دین کردند، همه برای رسیدن به نتائج معینی بود؛ دنبال نتائج بودند. مگر میشود گفت که ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنی نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن کسی که برای رسیدن به نتیجه، برطبق تکلیف عمل میکند، اگر یک وقتی هم به نتیجه‌ی مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانی نمیکند؛ خاطرش جمع است که تکلیفش را انجام داده. اگر انسان برای رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل نکرد، وقتی نرسید، احساس خسارت خواهد کرد؛ اما آن که نه، تکلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، کار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور که قبلاً گفتیم، واقعیتها را ملاحظه کرده و دیده است و بر طبق این واقعیتها برنامه‌ریزی و کار کرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمیکند؛ او کار خودش را انجام داده. بنابراین، این که تصور کنیم تکلیف‌گرائی معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستی نیست. ▪️در دفاع مقدس و در همه‌ی جنگهائی که در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضی از ائمه (علیهم‌السّلام) بوده است، کسانی که وارد میدان جهاد میشدند، برای تکلیف هم حرکت میکردند. جهاد فی‌سبیل‌الله یک تکلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تکلیف بود؛ آن کسانی که وارد میشدند، اغلب احساس تکلیف میکردند. اما آیا این احساس تکلیف، معنایش این بود که به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نکنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامه‌ریزی و تاکتیک و اتاق فرمان و لشکر و تشکیلات نظامی نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تکلیف‌گرائی هیچ منافاتی ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه کند ببیند این نتیجه چگونه به دست می‌آید، چگونه قابل تحقق است؛ برای رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههای مشروع و میسّر، برنامه‌ریزی کند. 🌐https://khl.ink/f/23346 🆔@dolat_qavi