⭕️خاتمی گورباچف نبود، پس پزشکیان هم گورباچف نخواهد بود.
▪️لقب "گورباچف ایرانی" زیبندهی رئیس جمهور محترم نیست؛ چون شهرت گورباچف در دنیا به خاطر سادهلوحی در اعتماد به امریکا بود که در نهایت باعث فروپاشی شوروی شد. اینکه یک روزنامهی مثلاً اصلاحاتی او را گورباچف توصیف میکند، یا نشان از توطئه است یا حماقت و جهل.
▪️این سخنرانی از رهبر معظم انقلاب، در جمع کارگزاران نظام در دوره اصلاحات است که آقا با صراحت میفرمایند: خاتمی گورباپف نیست
🌐https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3016
▪️حال چرا یک روزنامه اصلاحاتی باید همچین عنوانی را مطرح کند؟
اصلاحات در درون خود دارای تکثرات است. افراد مختلف با گرایشهای متعددی در بین آنها حضور دارند؛ دیندار و حتی ضد دین. برخیشان دغدغهی انقلاب و ایران را دارند و برخیشان اهل خیانت و... نمیتوان با آنان مواجهه یکدست داشت اما گویا برخیشان با برجستهکردن عبارت «گورباچف ایرانی» سعی در تخریب رئیس جمهور محترم و در نهایت فروپاشی جمهوری اسلامی را در نظر دارند. اما انقلابیها چرا آن را نشر میدهند؟ چرا انقدر سریع و ساده در زمین دشمن بازی کنیم؟
🔗پینوشت: این بیان رهبری را یکی از دوستان در گروه ایتایی امروز ارسال کردند و بنده از آنجا آن را منتشر کردم.
🆔@dolat_qavi
⭕️سوء استفاده لشکر سایبری دشمن از طریق دوبههمزنی بین جناحهای رقیب، بهقصد برافروختن شما
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
▪️«فضای مجازی که امروز حاکم بر خیلی از فعّالیّتهای همه است، باید آرامشبخش باشد؛ اختلافبرانگیز نباید باشد. هر جا شما سخنی میگویید، حرفی میزنید، نظری میدهید، مخاطب شما دلگرم بشود به اینکه شما طرفدار اتّحاد و اتّفاق و همدستی و همدلی نیروها هستید؛ خلاف این را نبایستی پیام بدهید. این حفظ امنیّت روانی مردم است و این مطلب مهمّی است.
▪️البتّه غافل هم نباید بود؛ بنده کاملاً اعتقاد دارم و اطّلاع دارم که لشکر سایبری دشمن منتظر سوءاستفاده است؛ گاهی اوقات آنها از زبان رقیب سیاسی شما به شما دشنام میدهند، برای اینکه شما را عصبانی کنند؛ یا به شخصیّت مورد احترام شما، یا یک شخصیّت موجّه دینی یا سیاسی اهانت میکنند، برای اینکه شما را برافروخته کنند؛ این هم هست. به این هم بایستی توجّه داشت؛ یعنی هر چه شما در فضای مجازی میبینید، اگر برخلاف نظر شما است، همیشه باور نکنید که این را آن کسی که رقیب سیاسی یا مخالف سیاسی شما است، گذاشته؛ نه، ممکن است دشمن مشترک هر دوی شما گذاشته باشد.»
🌐https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=57106
#تخریب_رسانهای
#رسانههای_غربی
#رسانههای_غربگرا
#برخی_انقلابینماها
🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️سوء استفاده لشکر سایبری دشمن از طریق دوبههمزنی بین جناحهای رقیب، بهقصد برافروختن شما 🔰حضرت
بنا بر احتمال قوی، این بخش از فرمایشات امروز آقا با عبارت «شخصیت موجه دینی یا سیاسی»، ناظر به تخریبهای چند وقت اخیر علیه استاد حوزوی است که این تخریبها از رسانههای غرب برخاسته شد و برخی روشنفکرنماهای داخلی و حتی انقلابینماهای مدعی به آن دامن زدند.
#استاد_میرباقری
⭕️حفظ حریم ولی فقیه و اهمیت آن
🔰حجةالاسلام محمد عشایری
▪️بُرِشی از نامه 53 نهج البلاغة:
... أُخْصُصْ رَسَائِلَكَ الَّتِي تُدْخِلُ فِيهَا مَكَايِدَكَ وَ أَسْرَارَكَ بِأَجْمَعِهِمْ لِوُجُوهِ صَالِحِ الْأَخْلَاقِ مِمَّنْ لَا تُبْطِرُهُ الْكَرَامَةُ فَيَجْتَرِئَ بِهَا عَلَيْكَ فِي خِلَافٍ لَكَ بِحَضْرَةِ مَلَإٍ.
ترجمه:
... نامه هایی را که در آن تدابیر و اسرار حکومتی ات را درج میکنی، تنها به کاتبی بسپار که بیش از هر کسی جامع صلاحیتهای اخلاقی باشد [یعنی] کسی باشد که وقتی به او احترام مینهی، آنقدر به سُکر و سرمستی نیافتند که جسارت ورزد و در حضور جمع با تو مخالفت بکند.
برداشتها:
1. هر چند از ادله دیگر فهمیده میشود که نقد مشفقانه حاکم عادل وظیفه مردم است اما متن فوق نیز دلالت میکند که حاکم، افزون بر حریم شخصیاش (که همه مؤمنان از آن برخوردارند)، به عنوان حاکم اسلامی دارای حریم ویژهای است.
2."حفظ حریم حاکم اسلامی"، از مسائل مهمی است که در انتخاب افراد مرتبط با او باید مورد دقت قرار بگیرد.
3. این حریم مهمترین مصلحت نظام اسلامی (یا دست کم یکی از مهمترین مصالح نظام اسلامی) است چندانکه اگر کاتبی واجد ارزشهای دیگر بود اما در رعایت حریم رهبر ضعف داشت، نمیتوان او را انتخاب کرد.
4.نقد ولی فقیه در ملأ عام، چون باعث شکسته شدن حریم او میشود، عمل ناپسندی است.
توضیح:
در روایات و فقه، حریم امام عادل مورد توجه قرار گرفته است. در کتاب "دراسات فی ولایة الفقیه" (ج 2 ص 592) آمده است: «یکی از مهمترین مصالح، حفظ حریم امام عادل است» هرچند محققانی که در سالهای متأخر این کتاب را با نام «نظام الحکم فی الاسلام» خلاصه کردند، این عبارت را به این شکل تغییر دادند: «در نظام اسلامی، حفظ حریم امام نیز ـدر چارچوب حفظ اسلامـ مطلوب است»!! (نظام الحکم فی الاسلام ص 372)
🆔@dolat_qavi
⭕️آرمانگرایی بدون ملاحظهی واقعیتها، به خیالپردازی و توهّم خواهد انجامید. وقتی شما دنبال یک مقصودی، یک آرمانی حرکت میکنید، واقعیتهای اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیتها برنامهریزی کنید. البته باید واقعیتها را به معنای واقعی کلمه دید، نه آنچه که به عنوان واقعیت القاء میشود.
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
▪️مطلب دیگر این است که آرمانهای نظام اسلامی - که در حقیقت آرمانهای اسلامی است - یک منظومهای است، یک مجموعهای است، مراتب مختلفی هم دارد؛ بعضی از اینها اهداف غائیتر و نهائیترند، بعضیها اهداف کوتاهمدتند، اما جزو آرمانهایند؛ همهی اینها را باید دنبال کرد. مثلاً فرض بفرمائید جامعهی عادلانه و عادل و پیشرفته و معنوی - با این خصوصیات - خب، یک آرمان است؛ جزو آرمانهای درجهی یک و جزو برترین آرمانها است. ... خب، ایجاد یک جامعهای با این خصوصیات، یکی از آرمانهاست.
▪️یک آرمان دیگر، اقتصاد مقاومتی است؛ که نسبت به آرمان قبلی که گفتیم، یک آرمان خُرد است. با اینکه خود اقتصاد مقاومتی چیز مهمی است، اما در واقع در ذیل آن آرمان قبلی تعریف میشود. سلامت در جامعه، صنعت برتر، کشاورزی برتر، تجارت پر رونق، علم پیشرو، اینها همهاش جزو آرمانها است. نفوذ فرهنگی در جهان، نفوذ سیاسی در جهان و در منظومهی سیاسی سلطه در عالم، اینها همهاش جزو آرمانها است. رسیدن به عدالت اجتماعی، جزو آرمانها است. بنابراین وقتی میگوئیم آرمان، ذهن ما به یک امر غیر قابل تعریفِ دور از دسترسی نرود؛ آرمان یعنی اینها، اینها همه آرمانهایند؛ البته در درجات مختلف.
▪️مجموعهی این خواستهها و هدفها، منظومهی آرمانی اسلام را تشکیل میدهد. شما برای هر کدام از اینها که تلاش کنید، تلاش برای آرمانها کردهاید. آن مجموعهای که فرض کنیم در راه اقتصاد مقاومتی کار میکند، یا آن مجموعهای که در زمینهی گسترش فرهنگ انقلابی و اسلامی در دنیای اسلام تلاش میکند، اینها همه دارند کار آرمانی میکنند. آن کسی که همین تلاش را در زمینهی سیاسی و دیپلماسی دارد انجام میدهد، کارش آرمانی است. آن کسی که فرضاً در زمینهی سلامت تلاش میکند، دارد کاری برای آرمانها انجام میدهد. آرمانها اینهایند؛ مجموعهی رتبههای مختلف برای آرمانها، و همه لازم.
🆔@dolat_qavi
▪️نسبت آرمانها با واقعیتهائی که وجود دارد، چیست؟ مثلاً فرض بفرمائید تحریم. تحریم یک واقعیتی است. خب، یکی از آرمانهای ما پیشرفت اقتصادی کشور است، از آن طرف هم واقعیتی وجود دارد به نام تحریم. یا در مسائل گوناگون سیاسی؛ در انتخابات، در غیره، غیره. آنچه که من میتوانم عرض کنم، این است که ما آرمانگرائی را صددرصد تأیید میکنیم، دیدن واقعیتها را هم صددرصد تأیید میکنیم. آرمانگرائی بدون ملاحظهی واقعیتها، به خیالپردازی و توهّم خواهد انجامید. وقتی شما دنبال یک مقصودی، یک آرمانی حرکت میکنید، واقعیتهای اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیتها برنامهریزی کنید. بدون دیدن واقعیتهای جامعه، تصور آرمانها خیلی تصور درست و صحیحی نخواهد بود، چه برسد به دستیابی به آرمانها.
▪️ اگر بخواهیم مثال بزنیم، باید بگوئیم آرمانها مثل قلهاند. کسانی که اهل گردش در کوهستان و رفتن به سمت قلهها هستند، قله را درست تصور میکنند. رسیدن به قله، یک آرمان است؛ آرمانها را به این تشبیه کنید. انسان دوست میدارد به آن قله برسد. وقتی شما این پائین هستید، دوست میدارید بروید و برسید به آن نقطهی اوج و ستیغ این بلندی و ارتفاع؛ منتها واقعیتی وجود دارد؛ اگر بیتوجه به این واقعیت بخواهید این کار را بکنید، نیروی خودتان را هدر میدهید؛ آن واقعیت این است که راه رسیدن به این قله، این نیست که شما جلوی چشمت مشاهده میکنی که حالا اینجا قله است، این هم دامنه است، بگیر و برو بالا؛ اینجوری نیست، راه دارد. اگر چنانچه شما بیاحتیاطی کردید، همینی که جلوی چشم شما است، دامنه را گرفتید رفتید بالا، قطعاً به نقاطی خواهید رسید که نه راه پیش رفتن دارید، نه راه عقب آمدن. اینهائی که اهل رفتن به کوه و گردش در کوهستان هستند، چنین چیزی برایشان پیش میآید؛ برای بنده هم پیش آمده. وقتی انسان بدون آشنائی با راه حرکت میکند، به نقطههائی میرسد که راه جلو رفتن و عقب ماندن ندارد؛ با زحمت زیاد انسان باید خودش را از مشکل خلاص کند.
▪️واقعیت عبارت است از همین راه؛ راه را باید پیدا کرد. البته باید واقعیتها را به معنای واقعی کلمه دید، نه آنچه که به عنوان واقعیت القاء میشود. شما جوانها خیلی خوب میدانید؛ در جنگهای روانی که امروز در دنیا معمول است، یکی از کارها القای واقعیتهای غیر واقعی است؛ چیزهائی را به عنوان واقعیت القاء میکنند که واقعیت ندارد؛ شایعه درست میکنند، حرف میزنند، که واقعیت نیست؛ اگر چنانچه کسی چشم باز و بینا نداشته باشد، دچار اشتباه میشود. اینکه ما میگوئیم بصیرت، به خاطر این است. یکی از کارکردهای بصیرت همین است که انسان واقعیتها را آنچنان که هست، ببیند. در تبلیغات گاهی یک واقعیتی را از آنچه که هست، چندین برابر بزرگتر نشان میدهند؛ در حالی که بعضی از واقعیتهای دیگر را اصلاً نشان نمیدهند. مثلاً فرض بفرمائید یکی از واقعیتها این است که بخشی از نخبگان کشور از کشور خارج میشوند؛ بله، این یک واقعیتی است؛ اما در قبال این، یک واقعیت دیگری هم وجود دارد و آن عبارت است از افزایش نخبه، افزایش دانشجویان نخبه. ما کِی این همه دانشجوی نخبه داشتیم؟ به تاریخ دانشگاه کشور نگاه کنید؛ در این ده بیست سال اخیر، فراوانی دانشجویان نخبهی ما در بخشهای مختلف کاملاً چشمگیر است. چقدر ما استاد نخبه داریم. جمهوری اسلامی وقتی که پیروز شد، تعداد اساتید دانشگاههای کشور، یک تعداد معدودی بود - که البته چون دقیقش یادم نیست، نمیخواهم بگویم، اما تعداد خیلی معدودی بود؛ حدودش یادم هست - امروز بیش از ده برابر، این تعداد بالا رفته؛ خب، اینها همه نخبگانند. حالا گیرم از این مجموعهی عظیم نخبهای که در دانشگاههای کشور پروریده شدهاند - اعم از دانشجو و استاد و نخبههای علمی و اینها - یک تعدادی هم رفتند خارج. اگر انسان آن واقعیت را میبیند، این واقعیت را هم ببیند. کسانی که علیه نظام جمهوری اسلامی تبلیغات میکنند، آن یکی را بزرگ میکنند، این یکی را ندیده میگیرند؛ اصلاً اسمی از آن نمیآورند.
🆔@dolat_qavi
▪️ بنابراین واقعیت را باید دید. آرمانها با نگاه به واقعیتها است که قابل تحقق خواهند بود. اما واقعیت را ببینیم، نه آنچه که با شگردهای دشمنانه، بهعنوان واقعیت به ما القاء میشود. به نظر من فعال دانشجوئىِ آرمانخواه که واقعیتها را هم میشناسد، هرگز نباید در هیچ شرائطی احساس انفعال و بنبست کند. یعنی نباید از آرمانخواهی دست برداشت؛ نه در هنگام پیروزیهای شیرین، نه در هنگام هزیمتهای تلخ. ما در عرصهی دفاع مقدس پیروزیهای بزرگی داشتیم، هزیمتهای تلخی هم داشتیم. امام (رضوان الله علیه) سفارش میکردند و میگفتند: نگوئید شکست، بگوئید عدمالفتح. یک جا پیروزی نصیب انسان میشود، یک جا هم پیروزی نصیب انسان نمیشود؛ چه اهمیتی دارد؟ بعضیها هستند که اگر چنانچه جریان کار بر وفق مرادشان پیش آمد و به نقطهی مورد نظر خودشان رسیدند، از دنبال کردن آرمانها دست میکشند؛ این خطا است. «فاذا فرغت فانصب»؛ قرآن به ما میگوید: وقتی این کار را تمام کردی، این تلاش را تمام کردی، تازه خودت را آماده کن، بایست برای ادامهی کار. بعضی آنجورند - این اشتباه است - بعضی هم بعکس؛ اگر آنچه که پیش میآید، بر طبق خواست آنها نبود، بر وفق مراد آنها نبود، دچار یأس و انفعال و شکست میشوند؛ این هم غلط است؛ هر دو غلط است. اصلاً بنبستی وجود ندارد در آرمانخواهىِ صحیح و واقعبینانه. وقتی انسان واقعیتها را ملاحظه کند، هیچ چیز به نظرش غیر قابل پیشبینی نمیآید.
▪️توقع من از عزیزان دانشجو این است که همواره دنبال آرمانها باشند؛ چه در آن مواردی که حادثهای که پیش میآید، طبق دلخواه شما است، چه در آنجائی که حادثهای که پیش میآید، طبق دلخواه شما نیست؛ آرمانگرائی را با نگاه به واقعیتها از دست ندهید و دنبال کنید. در اصلِ انقلاب همین جور بود، در جنگ همین جور بود؛ در حوادث گوناگونی هم که در این سالها پیش آمده، همیشه همین جور بوده است. بعضیها در قبال حوادث گوناگون، موضعگیریها و موقعیتهای روحی و معنوی و فکریشان، متناسب با آنچه که لازمهی آرمانخواهی است، نیست.
#آرمانخواهىِ_صحیح_و_واقعبینانه
🌐https://khl.ink/f/23346
🆔@dolat_qavi
⭕️این که تصور کنیم تکلیفگرائی معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستی نیست.
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
▪️رابطهی «تکلیفمداری» با «دنبال نتیجه بودن» چیست؟ امام فرمودند: ما دنبال تکلیف هستیم. آیا این معنایش این است که امام دنبال نتیجه نبود؟ چطور میشود چنین چیزی را گفت؟ امام بزرگوار که با آن شدت، با آن حدّت، در سنین کهولت، این همه سختیها را دنبال کرد، برای اینکه نظام اسلامی را بر سر کار بیاورد و موفق هم شد، میشود گفت که ایشان دنبال نتیجه نبود؟ حتماً تکلیفگرائی معنایش این است که انسان در راه رسیدن به نتیجهی مطلوب، بر طبق تکلیف عمل کند؛ برخلاف تکلیف عمل نکند، ضدتکلیف عمل نکند، کار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشی که پیغمبران کردند، اولیای دین کردند، همه برای رسیدن به نتائج معینی بود؛ دنبال نتائج بودند. مگر میشود گفت که ما دنبال نتیجه نیستیم؟ یعنی نتیجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن کسی که برای رسیدن به نتیجه، برطبق تکلیف عمل میکند، اگر یک وقتی هم به نتیجهی مطلوب خود نرسید، احساس پشیمانی نمیکند؛ خاطرش جمع است که تکلیفش را انجام داده. اگر انسان برای رسیدن به نتیجه، بر طبق تکلیف عمل نکرد، وقتی نرسید، احساس خسارت خواهد کرد؛ اما آن که نه، تکلیف خودش را انجام داده، مسئولیت خودش را انجام داده، کار شایسته و بایسته را انجام داده است و همان طور که قبلاً گفتیم، واقعیتها را ملاحظه کرده و دیده است و بر طبق این واقعیتها برنامهریزی و کار کرده، آخرش هم به نتیجه نرسید، خب احساس خسارت نمیکند؛ او کار خودش را انجام داده. بنابراین، این که تصور کنیم تکلیفگرائی معنایش این است که ما اصلاً به نتیجه نظر نداشته باشیم، نگاه درستی نیست.
▪️در دفاع مقدس و در همهی جنگهائی که در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضی از ائمه (علیهمالسّلام) بوده است، کسانی که وارد میدان جهاد میشدند، برای تکلیف هم حرکت میکردند. جهاد فیسبیلالله یک تکلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تکلیف بود؛ آن کسانی که وارد میشدند، اغلب احساس تکلیف میکردند. اما آیا این احساس تکلیف، معنایش این بود که به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نکنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامهریزی و تاکتیک و اتاق فرمان و لشکر و تشکیلات نظامی نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تکلیفگرائی هیچ منافاتی ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه کند ببیند این نتیجه چگونه به دست میآید، چگونه قابل تحقق است؛ برای رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههای مشروع و میسّر، برنامهریزی کند.
🌐https://khl.ink/f/23346
🆔@dolat_qavi
▪️مدعای ما این است که بین دین و مدرنیته تضاد است، اما در مورد نسبت بین سنت و مدرنیته باید گفت: حقیقت امر آن است که بین سنت و مدرنیته، تضاد واقعی وجود ندارد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب -قریب به مضمون- فرمودند: در وجود آدمی مثل چمران، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته، بین ایمان و علم حرف مفت است.
این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عدهای برای اینکه امتداد عملی آن برایشان مهم است دنبال میکنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعنا است.
https://khl.ink/f/9640
▪️ضعف در روششناسی توسط برخی مدعیان در مواجهه با بیانات رهبری موجب گردیده است که در فهم اندیشه و دیدگاههای رهبری معظم و تطبیق آنها، دچار انحراف و کجفهمی و تحریف شویم و با اکتفا به یک فیش از ایشان و با برخورد اخباریگونه و کاریکاتوری، نسبتهای ناروایی به ایشان بدهیم و کوتهبینی و سطحینگری خود را به ایشان تحمیل کنیم. با یک فیش به نتیجهرسیدن، کار فقیهانهای نیست؛ اخباریمسلکانه است. ضمناً کیفیت دلالت متن هم محل بحث است؛ سنت به کدام معنا مدنظر است که سریعاً بگوییم مقصود رهبری این است؟ در مفهوم سنت اختلاف است و تا جایی که در ذهن به خاطر دارم، سه معنا برای سنت میتوان ذکر کرد؛ به معنای هرچه که مدرن نباشد و کهنه باشد یا به معنای هر چه که مربوط به عالم قبل از روشنگری باشد یا به معنای ایدئولوژیک و موردپسند نبودن آن... بگذریم، فقط خواستم مواجهه سادهانگارانه با بیانات معظمله را به رخ بکشانم که این روزها بهوفور میبینیم.
▪️الزاما به ذکر بیانات دیگر ایشان پیرامون «مدرنیته» میپردازم:
در مكتب غربی لیبرالیسم، آزادی انسان، منهای حقیقتی به نام دین و خداست.۱۳۷۷/۰۶/۱۲
در غرب، در نفی «تكلیف» تا جایی پیش رفتهاند كه نه تنها تفكرات دینی را، حتی تفكرات غیر دینی و كل ایدئولوژیها را كه در آنها تكلیف هست، واجب و حرام هست، باید و نباید هست، نفی میكنند.۱۳۷۷/۰۶/۱۲
امروز علّت اینکه دانشِ پیشرفتهی فوقِ مدرنِ تمدّن و دنیای غرب قادر نیست بشریّت را نجات دهد، همین است که با انسانیت همراه نیست.۱۳۷۶/۰۶/۱۹
قرن نوزدهم که اوج تحقیقات علمی در عالم غرب میباشد، عبارت از قرن جدایی از دین و طرد دین از صحنهی زندگی است. ۱۳۶۸/۰۹/۲۹
▪️مغالطه آنجاست که بین سنت و دین خلط شود. آنچه محل بحث است این است که طبق بیانات آیتالله خامنهای، مدرنیته چیزی است که در غرب رخ داده است و ویژگی دانش غربی موجود (نه دانش غربی متوهم در ذهن برخی مدعیان)، این است که با انسانیت همراه نیست، متهاجم به دین است و...
▪️انتقادات برخی فقها و انسانهای عمیقاندیش، تیزبین و واقعبین، ناظر به مدرنیتهای است که در غرب شکل گرفته است؛ مدرنیتهی واقعی که به تعبیر رهبری به نفی هرگونه دین و تکلیف پرداخته است و با انسانیت همراه نیست... این بیان رهبری نافی تلاشها و اقدامات فقهای دوراندیش نیست؛ آنها در پی غیرشخصیکردن، روشمندکردن، عمومیکردنِ تجربههای شخصیِ بزرگانی چون شهید چمران در مواجهه با مدرنیتهاند.
🔗ر. ک به فیش مرتبط دراینباره که قبلاً در کانال ارسال شده است.
🆔@dolat_qavi
⭕️ترکیب آرمانخواهی و آرمانگرائی با واقعبینی؛ ذکر آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظهی سازوکارهای معقول و منطقىِ رسیدن به آرمانها، خیالپردازی است؛ آرمانها در حد شعار باقی خواهد ماند.
🔰حضرت آیتالله خامنهای حفظهالله
▪️چیزی که در این حرکتِ سیوسه ساله انسان مشاهده میکند، درسی که انقلاب داد و امام بزرگوار باقی گذاشت، این است که در این حرکت سی و سه ساله، آرمانها و آرزوهای عظیمی که اسلام آنها را به ما القاء میکند و تعلیم میدهد، از نظر دور نماند؛ در عین حال واقعیتهای موجود جامعه و جهان هم مورد توجه قرار گرفت؛ این کمک کرد به این که این حرکت بتواند ادامه پیدا کند؛ یعنی ترکیب آرمانخواهی و آرمانگرائی با واقعبینی.
▪️یک حرفی را سر زبانها انداختند، دربارهاش نوشتند و گفتند؛ الان هم انسان در گوشه و کنار میشنود که ملاحظهی واقعیتهای جامعه و جهان، با آرمانگرائی نمیسازد. آرمانگرائی را اشتباه کردند با رؤیاگرائی. آنچه که ما میخواهیم دنبال کنیم و اصرار بر آن داریم، این است که واقعبینی، مشاهدهی واقعیات جامعه و جهان، با آرمانگرائی و تعقیب آرمانها و آرزوهای بزرگ ملت ایران هیچگونه تنافی و تعارضی ندارد. اگر ما توانستیم آرمانگرائی را با واقعبینی و واقعگرائی همراه کنیم، ترجمهی عملیاتیاش میشود اینکه ما تدبیر را با مجاهدت ترکیب کنیم؛ هم مجاهدت کنیم و مجاهدانه حرکت کنیم، هم این حرکت مجاهدانه در یک چهارچوب تدبیرشدهای قرار بگیرد؛ که این، آگاهی عمومی، آگاهی دستاندرکاران، همراهی دلها و زبانها در همهی عرصهها را میطلبد.
▪️بعضی وانمود میکنند که آرمانگرائی با واقعبینی نمیسازد؛ این را ما بشدت رد میکنیم. بسیاری از آرمانهای جامعهی ما و مطالبهی آنها جزو واقعیتهای جامعه است. مردم مایلند عزت ملی داشته باشند، مردم مایلند زندگی ایمانمدار و دینمدار داشته باشند، مردم مایلند در امور ادارهی کشور و مدیریت کشور سهیم باشند - یعنی مردمسالاری - مردم مایلند پیشرفت داشته باشند، استقلال سیاسی و اقتصادی داشته باشند؛ اینها خواستههای عمومی مردم است. این خواستهها، واقعیتهای جامعه است؛ این واقعیتها دقیقاً در جهت آرمانخواهی است؛ اینها که مسائل تحلیلی و ذهنی نیست، اینها که موهومات نیست، اینها که ذهنیات نیست؛ اینها واقعیاتی است که در جامعه وجود دارد. یک جامعهی زنده و مؤمن دنبال این چیزهاست؛ میخواهد عزت ملی داشته باشد، میخواهد استقلال داشته باشد، میخواهد پیشرفت داشته باشد، میخواهد آبروی بینالمللی داشته باشد؛ اینها خواستههائی است که مردم دارند؛ اینها در جهت آرمانهاست؛ و این خواستن، جزو واقعیتهای قطعی جامعه است.
▪️بنابراین واقعیات میتواند در خدمت و معطوف به آرمانها باشد. بله، ذکر آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظهی سازوکارهای معقول و منطقىِ رسیدن به آرمانها، خیالپردازی است؛ آرمانها در حد شعار باقی خواهد ماند؛ لیکن وقتی که مسئولان کشور آرمانها را به صورت منطقی و متین دنبال کردند، مردم همراهی کردند، اینجا آنجائی است که واقعیتهای جامعه با آرمانها هماهنگ میشود. خب، این یک امر اساسی و یک پایهی اساسی برای حرکت کشور است.
🆔@dolat_qavi
▪️... واقعیتهائی وجود دارد که اگر ما این واقعیتها را در محاسبات خودمان نیاوریم، قطعاً در قضاوت اشتباه خواهیم کرد؛ در انتخاب راه هم اشتباه خواهیم کرد. این واقعیتها را باید دید. البته هیچکدام از این واقعیتهائی که من عرض میکنم، تحلیل نیست؛ همه واقعیتهای مشهودِ پیش روی ماست.
▪️من قبلاً این را عرض بکنم؛ ما وقتی که میخواهیم آرمانگرائىِ همراه با واقعبینی داشته باشیم - یعنی واقعیتها را ببینیم، بر اساس واقعیتها حرکت خودمان را تنظیم کنیم - باید توجه کنیم که به لغزشهائی که در اینجا ممکن است پیش بیاید، دچار نشویم. لغزشگاههائی وجود دارد. یک لغزشگاه، واقعیتْپنداری است؛ چیزهائی را که واقعیت ندارد، انسان واقعیت تصور کند. دشمنانی که جبههای را در مقابل کشور ما، ملت ما، انقلاب ما تشکیل دادند، سعی میکنند واقعیتسازی کنند، واقعیتنمائی کنند، یک چیزهائی را به عنوان واقعیتهای مسلّم در نظر ما جلوهگر کنند؛ در حالی که واقعیتها آنها نیست. باید مواظب باشیم درگیر و دچار واقعیتسازیهای خلاف واقع نشویم. فرض بفرمائید اگر چنانچه ما توان خودمان را بیشتر از واقع بدانیم، یا کمتر از آنچه که واقعیت است، بدانیم، دچار خطا خواهیم شد؛ توان دشمن را هم اگر بیشتر از آنچه که هست، یا کمتر از آنچه که هست، ببینیم، دچار اشتباه محاسبه خواهیم شد. این از آنجاهائی است که طراحان دشمن وارد میدان میشوند. شما ملاحظه کنید؛ در تبلیغات گستردهی رسانهاىِ دشمنان ما سعی میشود توان داخلی و ملی کشور تحقیر شود و کوچک شمرده شود؛ متقابلاً توان دشمن بیش از آنچه که هست، معرفی شود؛ این یکی از لغزشگاههاست. اگر ما از آن مقداری که دشمن باید مورد ملاحظه قرار بگیرد، بیشتر او را محاسبه کردیم و بیشتر از او ترسیدیم، قطعاً دچار خطای در محاسبه خواهیم شد؛ راه را عوضی خواهیم رفت؛ این یکی از لغزشگاههاست.
https://khl.ink/f/20534
🆔@dolat_qavi
⭕️ نقدی بر تحجر اخباریگرایانه در مواجهه با بیانات رهبر معظم انقلاب
▪️در مجموع بیانات و دیدگاههای رهبری پیرامون موضوعات با رویکرد اخباری فهم نمیشود. باید به زمینهی طرح بیانات، ظرفیت روحی و فکری مخاطبین و محدودیتهای آن و مجموعهی بیانات معظم له و نیز اقتضائات مقام ولایت توجه کرد.
▪️آقایانی که توجه به این امر ندارند، متحجرانه با استناد به یک فیش، بقیه را از دایره انقلاب خارج میکنند و یک تفکر را سریعاً تکفیر کرده و آن را خطرناک معرفی مینمایند. همانگونه که جذب افراد به انقلاب ضروری است، نراندن افراد یا مجموعهها از دایره انقلاب هم ضروری است و در این زمینه همگی مسئولیم. آقا در عین ذکر انتقادات خود نسبت به شهید بهشتی و شهید مطهری، اما آنان را در مجموع یک الگوی انقلابی میداند و آن اختلافات و حتی گاهی اشتباهات را منافاتی با انقلابیبودن نمیداند.
▪️نباید در جبهه فکری انقلاب، عقدهگشایی مبتنی بر منافع شخصی یا حزبی کرد، نباید نسبت به استقبالهایی که به دیگران میشود حسد ورزید، اما میتوان محترمانه، مشفقانه و نه مغرضانه و بهدور از توهین انتقادات سازنده و یاریگرانه را طرح کرد. البته نقد و انتقادات، بعد از مرحله فهم و درک است و نباید متکبرانه از فهمیدن صحیح و گفتگو خود را محروم کنیم. ضمناً بناست ما سپر رهبری باشیم، نه اینکه بیانات ایشان را خرج خود و دستاویزی برای رسیدن به منافعمان کنیم.
🔗 ر.ک:
١.ضعف روششناسی در فهم و تطبیق بیانات رهبری
٢.سنخهای استنباط از بیانات رهبر معظم انقلاب
🆔@dolat_qavi