eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️مدعای ما این است که بین دین و مدرنیته تضاد است، اما در مورد نسبت بین سنت و مدرنیته باید گفت: حقیقت امر آن است که بین سنت و مدرنیته، تضاد واقعی وجود ندارد. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب -قریب به مضمون- فرمودند: در وجود آدمی مثل چمران، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته، بین ایمان و علم حرف مفت است. این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عده‌ای برای اینکه امتداد عملی آن برایشان مهم است دنبال میکنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعنا است. https://khl.ink/f/9640 ▪️ضعف در روش‌شناسی توسط برخی مدعیان در مواجهه با بیانات رهبری موجب گردیده است که در فهم اندیشه و دیدگاه‌های رهبری معظم‌ و تطبیق آن‌ها، دچار انحراف و کج‌فهمی و تحریف شویم و با اکتفا به یک فیش از ایشان و با برخورد اخباری‌گونه و کاریکاتوری، نسبت‌های ناروایی به ایشان بدهیم و کوته‌بینی و سطحی‌نگری خود را به ایشان تحمیل کنیم. با یک فیش به نتیجه‌رسیدن، کار فقیهانه‌ای نیست؛ اخباری‌مسلکانه است. ضمناً کیفیت دلالت متن هم محل بحث است‌؛ سنت به کدام معنا مدنظر است که سریعاً بگوییم مقصود رهبری این است؟ در مفهوم سنت اختلاف است و تا جایی که در ذهن به خاطر دارم، سه معنا برای سنت می‌توان ذکر کرد؛ به معنای هرچه که مدرن نباشد و کهنه باشد یا به معنای هر چه که مربوط به عالم قبل از روشنگری باشد یا به معنای ایدئولوژیک و موردپسند نبودن آن... بگذریم، فقط خواستم مواجهه ساده‌انگارانه با بیانات معظم‌له را به رخ بکشانم که این روزها به‌وفور می‌بینیم. ▪️الزاما به ذکر بیانات دیگر ایشان پیرامون «مدرنیته» می‌پردازم: در مكتب غربی لیبرالیسم، آزادی انسان، منهای حقیقتی به نام دین و خداست.۱۳۷۷/۰۶/۱۲ در غرب، در نفی «تكلیف» تا جایی پیش رفته‌اند كه نه تنها تفكرات دینی را، حتی تفكرات غیر دینی و كل ایدئولوژیها را كه در آنها تكلیف هست، واجب و حرام هست، باید و نباید هست، نفی می‌كنند.۱۳۷۷/۰۶/۱۲ امروز علّت این‌که دانشِ پیشرفته‌ی فوقِ مدرنِ تمدّن و دنیای غرب قادر نیست بشریّت را نجات دهد، همین است که با انسانیت همراه نیست.۱۳۷۶/۰۶/۱۹ قرن نوزدهم که اوج تحقیقات علمی در عالم غرب می‌باشد، عبارت از قرن جدایی از دین و طرد دین از صحنه‌ی زندگی است. ۱۳۶۸/۰۹/۲۹ ▪️مغالطه آن‌جاست که بین سنت و دین خلط شود. آن‌چه محل بحث است این است که طبق بیانات آیت‌الله خامنه‌ای، مدرنیته چیزی است که در غرب رخ داده است و ویژگی دانش غربی موجود (نه دانش غربی متوهم در ذهن برخی مدعیان)، این است که با انسانیت همراه نیست، متهاجم به دین است و... ▪️انتقادات برخی فقها و انسان‌های عمیق‌اندیش، تیزبین و واقع‌بین، ناظر به مدرنیته‌ای است که در غرب شکل گرفته است؛ مدرنیته‌ی واقعی که به تعبیر رهبری به نفی هرگونه دین و تکلیف پرداخته است و با انسانیت همراه نیست... این بیان رهبری نافی تلاش‌ها و اقدامات فقهای دوراندیش نیست؛ آن‌ها در پی غیرشخصی‌کردن، روشمندکردن، عمومی‌کردنِ تجربه‌های شخصیِ بزرگانی چون شهید چمران در مواجهه با مدرنیته‌اند. 🔗ر. ک به فیش مرتبط در‌این‌باره که قبلاً در کانال ارسال شده است. 🆔@dolat_qavi
⭕️ترکیب آرمان‌خواهی و آرمان‌گرائی با واقع‌بینی؛ ذکر آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظه‌ی سازوکارهای معقول و منطقىِ رسیدن به آرمانها، خیال‌پردازی است؛ آرمانها در حد شعار باقی خواهد ماند. 🔰حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله ▪️چیزی که در این حرکتِ سی‌وسه ساله انسان مشاهده میکند، درسی که انقلاب داد و امام بزرگوار باقی گذاشت، این است که در این حرکت سی و سه ساله، آرمانها و آرزوهای عظیمی که اسلام آنها را به ما القاء میکند و تعلیم میدهد، از نظر دور نماند؛ در عین حال واقعیتهای موجود جامعه و جهان هم مورد توجه قرار گرفت؛ این کمک کرد به این که این حرکت بتواند ادامه پیدا کند؛ یعنی ترکیب آرمان‌خواهی و آرمان‌گرائی با واقع‌بینی. ▪️یک حرفی را سر زبانها انداختند، درباره‌اش نوشتند و گفتند؛ الان هم انسان در گوشه و کنار میشنود که ملاحظه‌ی واقعیتهای جامعه و جهان، با آرمان‌گرائی نمی‌سازد. آرمان‌گرائی را اشتباه کردند با رؤیاگرائی. آنچه که ما میخواهیم دنبال کنیم و اصرار بر آن داریم، این است که واقع‌بینی، مشاهده‌ی واقعیات جامعه و جهان، با آرمان‌گرائی و تعقیب آرمانها و آرزوهای بزرگ ملت ایران هیچگونه تنافی و تعارضی ندارد. اگر ما توانستیم آرمان‌گرائی را با واقع‌بینی و واقع‌گرائی همراه کنیم، ترجمه‌ی عملیاتی‌اش میشود اینکه ما تدبیر را با مجاهدت ترکیب کنیم؛ هم مجاهدت کنیم و مجاهدانه حرکت کنیم، هم این حرکت مجاهدانه در یک چهارچوب تدبیرشده‌ای قرار بگیرد؛ که این، آگاهی عمومی، آگاهی دست‌اندرکاران، همراهی دلها و زبانها در همه‌ی عرصه‌ها را میطلبد. ▪️بعضی وانمود میکنند که آرمان‌گرائی با واقع‌بینی نمی‌سازد؛ این را ما بشدت رد میکنیم. بسیاری از آرمانهای جامعه‌ی ما و مطالبه‌ی آنها جزو واقعیتهای جامعه است. مردم مایلند عزت ملی داشته باشند، مردم مایلند زندگی ایمانمدار و دینمدار داشته باشند، مردم مایلند در امور اداره‌ی کشور و مدیریت کشور سهیم باشند - یعنی مردم‌سالاری - مردم مایلند پیشرفت داشته باشند، استقلال سیاسی و اقتصادی داشته باشند؛ اینها خواسته‌های عمومی مردم است. این خواسته‌ها، واقعیتهای جامعه است؛ این واقعیتها دقیقاً در جهت آرمان‌خواهی است؛ اینها که مسائل تحلیلی و ذهنی نیست، اینها که موهومات نیست، اینها که ذهنیات نیست؛ اینها واقعیاتی است که در جامعه وجود دارد. یک جامعه‌ی زنده و مؤمن دنبال این چیزهاست؛ میخواهد عزت ملی داشته باشد، میخواهد استقلال داشته باشد، میخواهد پیشرفت داشته باشد، میخواهد آبروی بین‌المللی داشته باشد؛ اینها خواسته‌هائی است که مردم دارند؛ اینها در جهت آرمانهاست؛ و این خواستن، جزو واقعیتهای قطعی جامعه است. ▪️بنابراین واقعیات میتواند در خدمت و معطوف به آرمانها باشد. بله، ذکر آرمانها بدون توجه به واقعیتها و بدون ملاحظه‌ی سازوکارهای معقول و منطقىِ رسیدن به آرمانها، خیال‌پردازی است؛ آرمانها در حد شعار باقی خواهد ماند؛ لیکن وقتی که مسئولان کشور آرمانها را به صورت منطقی و متین دنبال کردند، مردم همراهی کردند، اینجا آنجائی است که واقعیتهای جامعه با آرمانها هماهنگ میشود. خب، این یک امر اساسی و یک پایه‌ی اساسی برای حرکت کشور است. 🆔@dolat_qavi
▪️... واقعیتهائی وجود دارد که اگر ما این واقعیتها را در محاسبات خودمان نیاوریم، قطعاً در قضاوت اشتباه خواهیم کرد؛ در انتخاب راه هم اشتباه خواهیم کرد. این واقعیتها را باید دید. البته هیچکدام از این واقعیتهائی که من عرض میکنم، تحلیل نیست؛ همه واقعیتهای مشهودِ پیش روی ماست. ▪️من قبلاً این را عرض بکنم؛ ما وقتی که میخواهیم آرمان‌گرائىِ همراه با واقع‌بینی داشته باشیم - یعنی واقعیتها را ببینیم، بر اساس واقعیتها حرکت خودمان را تنظیم کنیم - باید توجه کنیم که به لغزشهائی که در اینجا ممکن است پیش بیاید، دچار نشویم. لغزشگاه‌هائی وجود دارد. یک لغزشگاه، واقعیتْ‌پنداری است؛ چیزهائی را که واقعیت ندارد، انسان واقعیت تصور کند. دشمنانی که جبهه‌ای را در مقابل کشور ما، ملت ما، انقلاب ما تشکیل دادند، سعی میکنند واقعیت‌سازی کنند، واقعیت‌نمائی کنند، یک چیزهائی را به عنوان واقعیتهای مسلّم در نظر ما جلوه‌گر کنند؛ در حالی که واقعیتها آنها نیست. باید مواظب باشیم درگیر و دچار واقعیت‌سازیهای خلاف واقع نشویم. فرض بفرمائید اگر چنانچه ما توان خودمان را بیشتر از واقع بدانیم، یا کمتر از آنچه که واقعیت است، بدانیم، دچار خطا خواهیم شد؛ توان دشمن را هم اگر بیشتر از آنچه که هست، یا کمتر از آنچه که هست، ببینیم، دچار اشتباه محاسبه خواهیم شد. این از آنجاهائی است که طراحان دشمن وارد میدان میشوند. شما ملاحظه کنید؛ در تبلیغات گسترده‌ی رسانه‌اىِ دشمنان ما سعی میشود توان داخلی و ملی کشور تحقیر شود و کوچک شمرده شود؛ متقابلاً توان دشمن بیش از آنچه که هست، معرفی شود؛ این یکی از لغزشگاه‌هاست. اگر ما از آن مقداری که دشمن باید مورد ملاحظه قرار بگیرد، بیشتر او را محاسبه کردیم و بیشتر از او ترسیدیم، قطعاً دچار خطای در محاسبه خواهیم شد؛ راه را عوضی خواهیم رفت؛ این یکی از لغزشگاه‌هاست. https://khl.ink/f/20534 🆔@dolat_qavi
⭕️ نقدی بر تحجر اخباری‌گرایانه در مواجهه با بیانات رهبر معظم انقلاب ▪️در مجموع بیانات و دیدگاه‌های رهبری پیرامون موضوعات با رویکرد اخباری فهم نمی‌شود. باید به زمینه‌ی طرح بیانات، ظرفیت روحی و فکری مخاطبین و محدودیت‌های آن‌ و مجموعه‌ی بیانات معظم له و نیز اقتضائات مقام ولایت توجه کرد. ▪️آقایانی که توجه به این امر ندارند، متحجرانه با استناد به یک فیش، بقیه را از دایره انقلاب خارج می‌کنند و یک تفکر را سریعاً تکفیر کرده و آن را خطرناک معرفی می‌نمایند. همان‌گونه که جذب افراد به انقلاب ضروری است، نراندن افراد یا مجموعه‌ها از دایره انقلاب هم ضروری است و در این زمینه همگی مسئولیم. آقا در عین ذکر انتقادات خود نسبت به شهید بهشتی و شهید مطهری، اما آنان را در مجموع یک الگوی انقلابی‌ می‌داند و آن اختلافات و حتی گاهی اشتباهات را منافاتی با انقلابی‌بودن نمی‌داند. ▪️نباید در جبهه فکری انقلاب، عقده‌گشایی مبتنی بر منافع شخصی یا حزبی کرد، نباید نسبت به استقبال‌هایی که به دیگران می‌شود حسد ورزید، اما می‌توان محترمانه، مشفقانه و نه مغرضانه و به‌دور از توهین انتقادات سازنده و یاریگرانه را طرح کرد. البته نقد و انتقادات، بعد از مرحله فهم و درک است و نباید متکبرانه از فهمیدن صحیح و گفتگو خود را محروم کنیم. ضمناً بناست ما سپر رهبری باشیم، نه اینکه بیانات ایشان را خرج خود و دستاویزی برای رسیدن به منافع‌مان کنیم. 🔗 ر.ک: ١.ضعف روش‌شناسی در فهم و تطبیق بیانات رهبری ٢.سنخ‌های استنباط از بیانات رهبر معظم انقلاب 🆔@dolat_qavi
⭕️حواشی را به متن نیاورید. آن‌چه اولویت دارد، پرداختن به مباحثی است که بناست مردم را از بند اسارت سران زور و زر نجات دهد؛ مانند حمله به سرمایه‌‌سالاری و انحصار سرمایه در دست سردمداران قدرت و ثروت. دقیقاً همان مباحثی که دشمن را مجبور به تخریب رسانه‌ای کرده است. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ▪️دشمن بناست در تلاطم رسانه‌ای آرامش را از اندیشمندان ایران سلب کند. آرامش که سلب شود، چندین میدان درگیری را به‌طور موازی، بدون در نظرگرفتن شناسایی اولویت‌ها، تقسیم کار و... باز می‌کنیم که در نهایت این بی‌تدبیری یا بدتدبیری منجر به فرسایش نیرو و به‌مقصدرسیدن دشمن می‌شود. آن‌چه در این میان باید ملاحظه شود این است که پرداختن به نامسأله‌ها، انحراف و سرگرم‌شدن به حواشی، خواست دشمن و بازی در زمین اوست. اولویت ما پرداختن به مساله‌های دسته‌چندم و مخاصمه با سربازهای صفر متعصب نیست. ▪️فلسفه اسلامی به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «امتداد سیاسی نداشته است»؛ یعنی در عین امتیازات فراوانش در مواجهه با تمدن غرب، در حاشیه است و در میدان حضور شایسته و بایسته ندارد و بزرگان بناست امتداد آن را کشف کنند. توجه شود که برخی مسائل فقط برای حوزویان مسأله هستند‌؛ مسأله‌‌های مردم نیستند. نباید حواشی را به متن آورد. مسائل حوزوی سر جای خود، آن‌چه اولویت دارد نشر مباحثی است که دشمن را به ستوه آورده و مجبور به تخریب رسانه‌ای کرده است؛ همان مباحثی که بناست مردم را از چنگ سران زور و زر رهایی ببخشد؛ مانند حمله به سرمایه‌‌سالاری و انحصار سرمایه در دست سردمداران قدرت و ثروت. ▪️تلاش و تمرکز نیروهای انقلابی، باید در تولید محتوا درباره‌ی مسائل اصلی مردم که برای آنان، مسأله‌های کاربردی و ملموس است، باشد و سپس ترجمه‌ی آن‌ها برای مخاطبین مختلف باشد تا قابل فهم گردند؛ از سطح تخصصی تا عمومی و با زبان دینی و غیر دینی. گستردگی و گشودگی زبانی را جدی بگیرید‌؛ چرا که مخاطبین امروزه دیگر فقط هیئتی‌های انقلابی نیستند. 🔗پی‌نوشت: 1⃣بیان آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون عدم امتداد سیاسی فلسفه اسلامی 2⃣ قابل توجه سرباز‌های صفر و سیاه‌لشکرهای دسته دهم غرب؛ آیت‌الله خامنه‌ای: هدف لشکر سایبری دشمن، برافروختن شما است 3⃣اساسا در شرایطی که زبان تفصیل‌یافته از دستگاه معرفتی و فلسفی مطلوب وجود ندارد، هر چه وارد فضای رسانه‌ای شویم هجمه‌ها افزایش می‌یابد و متهم به تحریف و انحراف از سمت فیلسوفان می‌شویم. از این‌روی سیاست ایده‌پردازی برای اتقان و نیز سیاست عده و عده برای تولید و بسط آن اولویت دارد. 🆔@dolat_qavi
⭕️ بایسته‌ها و اقتضائات دستیابی به ایران قوی و سیاست‌های دولت‌سازی؛ ضرورت بازنگری در فهم عالم مدرن (در موضوع‌شناسی) و توجه به رکن فقاهت و «روش اجتهادی» (در حکم‌شناسی) و «واقع‌بینی» ▪️ما در فهم عالم مدرن خیلی عقب‌ماندگی داریم و اساساً بدون درک صحیح و عمیق، نقدها، نقض‌ها و طرح‌های ایجابی از مرز ساده‌‌سازی فراتر نخواهد رفت و به طریق اولی در ساخت ایران قوی و تمدن اسلامی، نه‌تنها تأثیر مثبتی نخواهد داشت؛ بلکه قطعاً اثرات منفی و مخربی را نیز به دنبال خواهد داشت؛ بنابراین بازاندیشی در فهم عالم مدرن و تعمیق آن ضرورت دارد. ▪️برخی به علت عدم مواجهه با متون اصلی غربی، دچار آسیب بدفهمی و ساده‌فهمی از مدرنیته شدند. اگر موضوع مدرنیته و علوم انسانی غرب را با حوصله و دقت مطالعه نکنیم و به تکرار کلی‌گویی‌هایی از جمله که «علوم انسانی غرب، اباطیل است» مشغول شویم، از یک طرف دچار بدفهمی از رقیب هستیم‌؛ چرا که باطل از اجزاء خوب جبهه‌ی انبیاء استفاده کرده است و در «اخذ» اجزاء مثبت و دفع عناصر منفی ناتوان خواهیم بود، مضاف بر آن مبتلا به کج‌فهمی از وضعیت موجود هستیم و از طرف دیگر این ضعف در موضوع‌شناسی موجب می‌شود تا در پاسخ ایجابی و استحاله و ایجاد نظم مطلوب، دچار یاوه‌گویی و ساده‌انگاری شویم. ▪️نکته‌ی دوم، در ساحت حکم‌شناسی، مواجهه‌ی ابتدایی و بدون دقت‌های اجتهادی مبتنی بر روش اجتهادی و ارجاع به چند روایت از کتاب وسائل‌الشیعه و برداشت تمدنی از آن، بیشتر تعجب فقها را بر‌می‌انگیزاند و موجب سوءتفاهم می‌گردد تا کشف احکام شارع. ▪️اگر دقت نکنیم که ساخت تمدن و پیشبرد انقلاب اسلامی و دستیابی به آرمان‌های عدالت و مردم‌سالاری، نیاز به طراحی فرآیند زمان‌بر و زیرساخت‌های علمی و نیز امکانات انسانی و مالی گسترده دارد، با غفلت از مقدورات موجود و سیاست ایده، عِده و عُده، به همین تکفیر سایرین و خود‌علامه‌پنداری و ارائه‌ی الگوهای کذایی می‌رسیم، که نه اعتنا به نظرات کارشناسی در مقام موضوع‌شناسی دارند و نه ارزشی برای تفاهم با فقها در مقام حکم‌شناسی؛‌‌ که جز انزوا و سوءتفاهم‌آفرینی به گمانم آورده‌ای دیگر ندارد که البته با گذشت زمان در آینده‌ای نه چندان دور، بساطت و ساده‌انگاری آن‌ها آشکار خواهد شد. 🔗پی‌نوشت: این یادداشت را برای مرزبندی با برخی جریان‌های تمدنیِ افراطی و تندرو نوشتم که نگارش ادامه‌ی آن را به فرصت‌های بعدی موکول می‌کنم. 🆔@dolat_qavi
⭕️تحلیل چرایی ترور شخصیتی و رسانه‌ایِ افراد ♦️ قاعده عمومی این است که اساساً هرکس به «اسلام آمریکایی و لیبرالی» («اسلام التقاطی»)، «مدرنیته» و «لیبرالیسم»، «سرمایه‌سالاری»، «توسعه» و «علم» به معنای غربی آن، «دولت مدرن» و «دموکراسی»، «سکولاریسم»، نسخه‌های استعماری «سازمان‌های بین‌المللی»، «سازش و تسلیم» در برابر ابرقدرت‌ها، «غرب‌‌زدگی و غرب‌گرایی» و... انتقاد یا کمترین‌ مخالفتی کند و در مقابل، از «اسلام سیاسی» و «اسلام فقاهتی»، «الگوی پیشرفت بومی»، «هویت ملی و دینی»، «مردمی‌سازی و شکستن انحصار ثروت، قدرت و علم» با کنترل و نظارت بر انحصار، «مقاومت»، «عدالت‌خواهی»، «زبده‌گزینی و استحاله تمدنی» و... دفاع کند و با تبیین آن‌ها و آگاهی‌بخشی به گفتمان‌سازی آن‌ها در بین نخبگان و مردم بپردازد و در جهت تحقق نظم مطلوب و دل‌خواه گام بردارد، به صورت بی‌رحمانه‌ای مورد هجوم، تخریب و ترور رسانه‌ای و شخصیتی قرار می‌گیرد؛ به خصوص آن‌که از متن حوزه‌ برخاسته باشد؛ حوزه‌ای که ایادی استکبار سال‌ها برای سکولاریزه‌کردن آن تلاش گسترده‌ای کرده‌اند. 🆔@dolat_qavi
⭕️منزوی‌کردن مردم از سیاست با برنامه‌های بد اقتصادی 🔰آیت‌الله شهید بهشتی رحمه‌الله ♦️یکی از راه‌های منزوی‌کردن توده مردم در عرصه سیاست و تصمیم‌گیری و سرنوشت‌سازی همین است که کاری بکنیم مردم آن قدر صبح تا شب به فکر مسائل اقتصادی‌شان باشند که اصلاً یاد مسائل سیاسی نباشند. این آدمی که صبح تا شب دنبال این مبالغ کوچک می‌گردد کی وقت فکر کردن به مسائل سیاسی را دارد؟ کی وقت دارد اصلاً روزنامه بخواند اخبار بشنود و در جلسات تجزیه و تحلیل سیاسی شرکت کند؟ ♦️جزء برنامه های ما که حالا هم شروع کرده ایم این است که افراد این کشور هفته ای حداقل یک جلسه و اگر بشود بیشتر در جلسات بحث و تحلیل سیاسی شرکت کنند شنیدن اخبار رادیو و امثال آن کافی نیست حتی شنیدن و گوش دادن یا دیدن جلسات مناظره تلویزیونی کافی نیست باید خودشان در جلسات بحث شرکت کنند تا قدرت تحلیل پیدا کنند. این وقتی محقق میشود که ما برای آنها وقت آزاد بگذاریم تا بتوانند در رهبری کشور شرکت کنند، یعنی سهمی را که هر انسانی در هدایت امور سیاسی کشور دارد درست ایفا کنند حتی اگر میخواهند کسانی را برای کارها انتخاب کنند این انتخاب از روی شناسایی و آگاهی باشد فرصت تحقیق‌کردن پیرامون انتخاب‌شوندگان را داشته باشند اینها وقت و فراغت میخواهد پس برنامه اقتصادی باید این وقت و حتی این فراغت خاطر را به آنها بدهد. 📕نظام اقتصادی در اسلام مباحث کاربردی، جلسه سوم، ص 19 🆔@dolat_qavi
⭕️درس دیروز برای سیاست امروز 👤دکتر موسی نجفی ▪️یکی از مهم‌ترین علل ناکامی نهضت اسلامی-ملی مشروطیت همانا دست‌ کم‌ گرفتن و گاهی هم نادیده گرفتن ابعاد پدیده شوم استعمار بوده است؛ خطری که در کمین هر نهضت اصیل مردمی قرار داشته و دارد. این خطر "استحاله" و البته نفوذ بیشتر از آنکه از طرف افراد و اشخاص باشد از ناحیه "افکار" صورت گرفته و می گیرد. 🌐https://eitaa.com/drmousanajafi 🆔@dolat_qavi
🔰مرحوم سیدمنیرالدین حسینی شیرازی ♦️...بعد اینها [انجمن ضد بهائیت، بین 41 تا 44] آمدند و خیلی مبسوط شرح دادند کارشان را. ما جذب کار اینها و تشکیلات اینها نشدیم. آن وقت من غرق در شخصیت پدرم بودم؛ گفتم چرا پدر ما [وقتی زنده بود و] مسئلة بهاییت، قادیانی، وهابیت و... را مطرح می کردند، ایشان می گفت من حال برخورد با اینها را ندارم؟! کارهای دیگری دارم و وقت برخورد با اینها را ندارم؟! و فقط مسئلة‌ بهاییت را از موضع اینکه دولت نباید علیه مذهب قراردادی را امضاء بکند، برخورد می کرد[نه بیشتر!]. لذا به انجمن پیشنهاد دادم که شما باید «نظام اجتماعی» را بشناسید، آن وقت زیر نظر یک مرجع، یک حزب نیرومند درست کنید که دولت وقت را تسلیم‌ خودتان کنید؛ آن وقت دیگر بهاییت کاری ازش نمی آید[لذا این روش مبارزه شما غلط است]. در مقابل اینها مدام اسم بهائی های درون دستگاه شاه را قطار می کردند. من هم می گفتم که اما شاه [دولت را ] به سمت بهاییت شدن اداره نمی کنند[بلکه به سمت غربی شدن اداره می کند]. ♦️... حال بگذریم! اینها [انجمن حجتیه] آدم های به نظر خود بنده با پشت کار از نظر مذهبی و ساده، در نظر من بودند. اما اینکه می‌گفتند اینها خیلی تشکیلات دارند اینها، تشکیلات‌شان به نظر من از همان اول هم عمیق به ذهن من نیامد. الان هم اگر کسی از من سوال کند می‌گویم تشکیلات [تولیدِ] علمی نیست، تشکیلات «توزیعی» است، چون تولید ندارند که! حتی چیزهایی که در حوزه هست، را نمی توانند توزیع کنند! در مبارزه با بهاییت هم، یک کار توزیعی روی تولیدات «مذهبی، سیاسی، فرهنگی» داشتند؛ آن هم در یک بخش کوچکش! [لذا به نظر من] اصلاً‌ لقب تشکیلات دادن به این انجمن، درست نیست؛ مگر به یک حساب، که بخواهیم خط فرهنگ متحجر را مورد حمله قرار بدهیم. البته تحجر، یک خطر جدی است و انتخاب انجمن بصورت سمبلیک انتخاب بیجایی هم نیست! ولکن اینکه خودشان مالی باشند که آدم بخواهد برخورد بکند، نه خبری نیست! آنها را با خود بهایی ها هم مقایسه نمی کنم! اینها مسلِم هستند، طاهر هستند، شیعه هستند، احیاناً بعضی شان اهل تهجد، اهل خیرات فردی هستند. ولکن نه بهائیتش مالی هست مقابل اسلام، نه انجمن مقابلش! علتش این است که، بهائیت آن نفر اصلی میدان مبارزة با اسلام نیست! مگر بهاییت در نظام بین المللی چه حرفی برای گفتن دارد؟ در توصیف عدالت «سیاسی، فرهنگی، اقتصادی»، در «تولید، توزیع مصرف» چه حرفی برای گفتن دارد؟ چیزی ندارد که! 📕کد جلسه 1261 بانک اطلاعات فرهنگستان علوم اسلامی قم، 75/1/21 🆔@dolat_qavi