معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
فروغی، ماشین شاه و ظرفیت دولت
در حال خواندن خاطرات محمدعلی فروغیام؛ یادداشتهای سفرش برای شرکت در کنفرانس صلح پاریس. روایت از اواخر ۱۹۱۸ آغاز میشود، یعنی ۱۰۸ سال پیش. نه روزگار باستان است و نه تاریخی چنان دور که نتوانیم نسبتی با آن برقرار کنیم. روزگاری است که پدربزرگهای ما، یا پدران آنها، در همین کشور زندگی میکردند. آنچه در صفحات نخست توجهم را جلب کرده، پیش از مذاکرات و مناسبات دیپلماتیک، خودِ سفر است: اینکه نمایندگان رسمی ایران چگونه میخواهند از پایتخت کشورشان به ساحل خزر برسند.
مسیر، تهران، قزوین، منجیل و رشت است تا بعد از رسیدن به انزلی، سفر را با کشتی ادامه دهند. اتومبیل شاه را در اختیار دارند، اما ماشین پشت سر هم خراب میشود و ادامه راه به توقف و تعمیر گره میخورد. در همان روز نخست، هنوز به قزوین نرسیدهاند که اتومبیل از حرکت میایستد. ماشین دیگر جلو رفته و فروغی حال خود و همراهانش را در چند کلمه ثبت میکند: «ما تنها و بیچاره ماندیم.» اینها مسافران عادی نیستند؛ هیئت رسمی کشوریاند که میخواهد در یکی از مهمترین گردهماییهای بینالمللی آن روزگار از حقوق خود دفاع کند. راننده همین اتومبیل را هم از سفارت انگلیس گرفتهاند.
در ادامه این روایت، برای تعمیر و راهانداختن ماشین نیز کمک انگلیسیها لازم میشود. تلخی صحنه در همینجاست: نمایندگان ایران برای دفاع از استقلال و حقوق کشوری عازم اروپا هستند که بیطرفیاش در جنگ نقض شده و بخشهایی از خاکش زیر اشغال نیروهای خارجی، از جمله انگلیسیها، قرار گرفته است؛ اما برای پیشبردن سفرشان در داخل خاک ایران، به امکانات همان قدرت خارجی احتیاج دارند. پس از خروج نیروهای روس نیز بریتانیا در پی گسترش سلطه خود بر ایران بود.
به نظرم، این صحنه کوچک مدخل خوبی برای فهم مفهوم «ظرفیت دولت» است. البته خرابشدن یک اتومبیل، بهتنهایی، چیزی درباره توانایی یک دولت ثابت نمیکند. مسئله، مجموعه روابطی است که هنگام خرابی آشکار میشود: چه کسی امکانات دارد؟ چه کسی میتواند نیروی فنی و وسیله جایگزین فراهم کند؟ چه کسی در طول مسیر شبکهای دارد که بتوان به آن رجوع کرد؟ و دولت ایران، حتی برای جابهجایی هیئت بلندپایه خود، تا چه اندازه میتواند به سازمان و امکاناتی متکی باشد که تحت اختیار خودش است؟
در سوی دیگر این تصویر، شبکه حضور بریتانیاست. همان صفحات اول خاطرات نشان میدهد انگلیسیها در شهرهای متعدد ایران کنسولگری و نمایندگی داشتند. اینها صرفاً دفاتر انجام امور کنسولی نبودند؛ گردآوری اطلاعات، شناخت نیروهای محلی، ارتباط با صاحبان نفوذ و پیگیری منافع سیاسی و راهبردی نیز بخشی از کارکردشان بود. گزارش درباره راهها، منابع، مناسبات قدرت و امکانات مناطق، دانشی فراهم میکرد که میتوانست به نفوذ سیاسی و اقدام نظامی تبدیل شود. قدرت بریتانیا فقط در لندن یا بر عرشه کشتیهای جنگیاش نبود؛ بخشی از آن در همین شبکههای محلی داخل ایران عمل میکرد.
ظرفیت دولت یعنی توان تبدیل تصمیم به عمل. یعنی فاصله میان صدور فرمان در پایتخت و اجرای آن در سراسر کشور چقدر است. داشتن شاه، وزیر، عنوان و تشریفات، لزوماً به معنای برخورداری از این توان نیست. دولت به منابع مالی، سازمان اداری، اطلاعات، نیروی آموزشدیده، ارتباطات و امکان جابهجایی احتیاج دارد. آنچه در بحث «قدرت زیرساختی» دولت اهمیت پیدا میکند، همین توان حضور مؤثر و اجرای تصمیمها در قلمرو است، نه صرفاً اختیار فرماندادن.
قرار نیست دولت خودش مکانیک باشد یا همه وسایل مورد نیازش را تولید کند. مسئله این است که بتواند امکانات جامعه را سازمان دهد، خدمات لازم را فراهم کند و برای انجام وظایف اساسیاش، ناگزیر از اتکا به اراده یک قدرت مسلط خارجی نباشد. داشتن اتومبیل شاه با داشتن نظام حملونقل تفاوت دارد؛ همانطور که خریدن ابزار با ساختن ظرفیت یکی نیست. در این روایت، اتومبیل وجود دارد، اما شبکهای که باید حرکت مطمئن آن را ممکن کند، محل آشکارشدن ضعف و وابستگی است.
از این منظر، خاطرات فروغی را میتوان فراتر از سرگذشت یک رجل سیاسی خواند. این صفحات پرسشی درباره نسبت استقلال و توان اداره کشور پیش میکشند: وقتی برای انجام کارهای ابتدایی نیز به امکانات دیگری وابستهایم، چه اندازه از حق تصمیمگیریمان را میتوانیم در عمل حفظ کنیم؟ این پرسش، توجیه مداخله خارجی نیست. حق حاکمیت کشور ضعیف کمتر از کشور قوی نیست؛ اما برخورداری از حق، بهخودیخود توان حفاظت از آن را ایجاد نمیکند.
برای من، تصویر آن هیئت کنار اتومبیل ازکارافتاده، تصویری ماندگار است. قرار است در پاریس از حقوق ایران دفاع کنند، اما محدودیتهای قدرتشان پیش از رسیدن به میز مذاکره، در جاده تهران به قزوین خود را نشان داده است. استقلال فقط حقی نیست که اعلام شود؛ توانی هم هست که باید ساخته و نگهداری شود.
✍حسین قتیب
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
فروغی، ماشین شاه و ظرفیت دولت در حال خواندن خاطرات محمدعلی فروغیام؛ یادداشتهای سفرش برای شرکت در
اگر به صد سال اخیر نگاه کنیم، شاید بتوان بخش بزرگی از تاریخ سیاسی ایران را تلاش پیدرپی حکومتها برای ساختن همین «ظرفیت دولت» و در نتیجه استقلال عملی دانست. رضاشاه بیش از هر چیز پروژه کنترل سرزمینی را پیش برد: ارتش متمرکز، بوروکراسی، راه، ثبت، مالیات و کشاندن اقتدار دولت مرکزی به مناطقی که پیشتر حضور دولت در آنها ضعیف یا واسطهای بود. در دوره محمدرضاشاه، و به شکلی متفاوت و آشکارتر در نهضت مصدق، مسئله استقلال اقتصادی و حاکمیت بر منابع، بهویژه نفت، به مرکز سیاست آمد. جمهوری اسلامی پروژه دیگری را دنبال کرد: مردمیکردن سیاست و بسیج اجتماعی، و همزمان ساختن ظرفیتی نظامی و بازدارنده متفاوت از الگوی ارتش کلاسیک رضاشاهی. جنگ اخیر با آمریکا شاید روشنترین آزمون همین تحول باشد. ایران امروز، فارغ از داوری درباره سیاستهایش و هزینههای سنگین جنگ، دیگر آن دولتی نیست که هیئت رسمیاش برای عبور از قزوین محتاج تعمیر ماشین به دست انگلیسیها باشد. در جنگ امروز ، در برابر قدرتی با برتری عظیم هوایی، دریایی، اطلاعاتی و اقتصادی، توانست ماهها به جنگ ادامه دهد، به پایگاههای آمریکایی پاسخ موشکی و پهپادی بدهد و با استفاده از جغرافیا، موشک، پهپاد، شبکههای منطقهای و تنگه هرمز برای آمریکا و متحدانش هزینه ایجاد کند. مفهوم استقلال را باید نه فقط در شعار و حاکمیت حقوقی، بلکه در «توان مقاومت در برابر اراده قدرت بزرگتر» جستوجو کرد. در فاصله صد سال، قلمرو و مسئله اصلی ایران تغییر چندانی نکرده است: ساختن دولتی که بتواند قلمرو را کنترل کند، منابعش را در اختیار بگیرد، جامعه را سازمان دهد و در لحظه فشار خارجی، تصمیمش فقط بر کاغذ مستقل نباشد. تفاوت اینجاست که ابزارهای این ظرفیت از امروز به ترکیبی از ظرفیت اجتماعی، فناوری نظامی، بازدارندگی و قدرت تحمیل هزینه رسیده است.
الزیدی: نمیگذاریم عراق به میدان درگیری تبدیل شود
نخستوزیر عراق:
🔹اجازه نخواهیم داد عراق به میدان درگیریهای دیگران یا مبدأیی برای حمله به کشورهای همسایه تبدیل شود.
🔹تلاشها در راستای ایجاد اختلال در امنیت ما در برابر وحدت مردم و ایستادگی آنان در کنار دولت و نیروهای مسلح عراق، شکست خواهد خورد.
isna.ir/xdX4yw
🔵نسل جوان؛ از معترض تا حزباللهی
🔸گفتوگوی محمد فاضلی با مصطفی نوذری
▪️ایران تاک(IranTalk)
#نسل_زد #نسل_جوان
این برنامه در تاریخ ۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ضبط شده است.
آیا میتوان گفت نسل زد فقط دارای یک گرایش سیاسی است؟
یا نسل جوان و نسل زد دارای کثرت و پیچیدگی خاص خود است؟
در این اپیزود مصطفی نوذری با انتقاد از #نوید_کلهرودی، از بازنمایی تک بعدی نسل جوان به عنوان معترضان، فراتر میرود و وجه دیگری از این نسل را نشان میدهد.
مصطفی نوذری که تجربه زیسته متکثر و پیچیدهای دارد معتقد است نادیده گرفتن جوان حزباللهی میتواند خونین باشد؛ و از ضرورت نگاه اجتماعی متفاوتی به جامعه ایران حرف میزند.
https://youtu.be/SlojnJh7YZo?is=Ur_ErVC_rSAmLWhD
جان میرشایمر: هند چارهای جز همراهی نهایی با ایالات متحده ندارد، هرچند دکترین بسنت شکستخورده است
🔴 تحلیل مهم جان میرشایمر: انزوای آمریکا در جنگ خلیج فارس و بازی دوگانه هند
▫️جان میرشایمر، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، در تحلیل جدید خود از انزوای بیسابقه واشنگتن و تلآویو در تقابل با ایران میگوید.
▫️به گفته او، استراتژی آمریکا برای اعمال تحریمهای ثانویه و فلج کردن اقتصاد ایران «از همان ابتدا محکوم به شکست بود»، زیرا قدرتهایی نظیر چین و روسیه قاطعانه با آن مخالفت کرده و به تجارت و حتی کمک نظامی به تهران ادامه میدهند. میرشایمر هشدار میدهد که تهدیدات مستمر واشنگتن عملاً نتیجه عکس داده و در حال متحد کردن مسکو، پکن، تهران و پیونگیانگ در یک بلوک قدرتمند ضدآمریکایی است.
▫️با این حال، او همراهی اخیر هند با بیانیههای ضدآمریکایی (نظیر سازمان همکاری شانگهای) را صرفاً یک «حرکت تاکتیکی» در پاسخ به سیاستهای غیرقابلپیشبینی واشنگتن میداند. میرشایمر معتقد است که با وجود این تنشها، جبرِ ژئوپلیتیک و تهدید استراتژیکی به نام «چین»، هند را ناچار خواهد کرد تا در روز مبادا و زمانی که کار به جاهای باریک بکشد، ایستادن در کنار ایالات متحده را به اتحادِ شرق ترجیح دهد.
🔵گزارش مفصل این مصاحبه را در سایت ۲۴آنلاین بخوانید:
https://www.24onlinenews.ir/بخش-اخبار-2/61240-جان-میرشایمر-هند-چاره-ای-جز-همراهی-نهایی-با-ایالات-متحده-ندارد-هرچند-دکترین-بسنت-شکست-خورده-است