معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بعد از شکست نئوم حالا تجهیزاتی که برای این پروژه تامین شده بود به مزایده گذاشته شده! نئوم یکی از مهم
هدایت شده از خبرگزاری فارس
🖼 پاسخ عراقچی به وزیر خارجۀ فرانسه: اشک تمساح بس است آقای بارو!
🔹یکونیم میلیون الجزایری در جریان جنگ استقلال آن کشور توسط فرانسه قتلعام شدند.
🔹پاریس کمتر از یکدهم آنها را رسماً ثبت کرده؛ ولی همچنان از هرگونه عذرخواهی بابت جنایتهای استعماری خود خودداری میکند.
🔹اشک تمساح بس است آقای بارو؛ سکوت شما در زمانی که آمریکا کودکان دانشآموز ما را قتلعام کرد، گویای همه چیز است.
🔸وزیر خارجۀ فرانسه در اظهاراتی مداخلهجویانه دربارۀ ایران گفته بود: «ایرانیان باید بتوانند آزادانه دربارۀ آیندۀ خود تصمیم بگیرند و حقوق بنیادین آنها باید رعایت شود».
@Farsna
هدایت شده از سیدعلیرضا شفیعی
چند نکته درباره ی فیلسوف جنگ
۱ - در دانش کلاسیک جنگ میگویند اگر سه برابر دشمن توان و امکانات نظامی داری جنگ را شروع کن؛ اگر دو برابر داری ترجیح این است که جنگ نکنی.. چه برسد اگر امکانات و توان نظامی دو طرف برابر باشد.
رشید اما معتقد است وقتی اراده داری تسلیم نشوی و ناگزیری با همین امکانات محدود بجنگی، باید قوه ی ابتکار و ابداع را بیشتر به میان بیاوری و از شگردهایی مثل اصل غافلگیری استفاده کنی؛ خصوصا که تو انسانمحور میجنگی نه ابزارمحور.
۲ - یکی از ویژگی های مهم شهید رشید، در آمیختن نگاه ستایشگرانه به دفاع مقدس ۸ ساله با واقعبینی انتقادی و صراحت لهجه ی شجاعانه ی او در تحلیل مسائل جنگ است. او که در همه ی عملیات دفاع مقدس ۸ ساله به گونه ای - چه رزمنده چه فرمانده یا.. - حضور داشته و به نوعی شناسنامه ی جنگ محسوب میشود، شجاعانه به آسیب شناسی ناکامی ها و شکست های نبرد ۸ ساله میپردازد؛ بدون اینکه ذره ای از شکوه آن دفاع مقدس بکاهد.
او علت شکست های بزرگ سال اول جنگ را دخالت ندادن مردم و سپاه در جنگ توسط بنی صدر میداند و پایان خاص جنگ با قطعنامه ۵۹۸ را معلول شعار "جنگ جنگ تا یک عملیات موفق در عراق" توسط سیاسیون برمیشمارد.
او با شگفتی میگوید میرحسین موسوی در انتخابات ۸۸ عنوان مدیریت دولت زمان جنگ را مایه ی مباهات میدانست اما واقعیت این بود که دولت او پابه پای نیاز جنگ حرکت نمیکرد و ما نظامیان گریه میکردیم و فریاد میزدیم که مسائل جنگ و نیازهای آن را ببینید!
او سوگمندانه میگوید سیاسیون دهه ۶۰ به ما میگفتند امکانات ما همین است و یا باید با همین امکانات بجنگید یا بروید به امام بگویید (اعتراف کنید!) که ما نمیتوانیم بجنگیم!
اما ما گفتیم حتی اگر دوسه نفر باشیم هم عاشورا به پا میکنیم و تا آخر میایستیم.
۳ - واقعبینی رشید میگفت وقتی آمار اصابت موفق در عملیات وعده ی صادق ۱ و ۲ در سرزمین های اشغالی پایین باشد، دشمن را برای حمله به ایران، به خطای محاسباتی میاندازد. ( در این باره، تاملات دقیق او پیرامون عملیات والفجر۸، فاو و حتی بعدها جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان با اسراییل، قابل توجه است.)
او میگفت مادامی که نتوانیم f35 را مهار کنیم، نمیتوانیم پیروزی کامل در یک عملیات را انتظار بکشیم.
پیشبینی دقیق فیلسوف جنگ چندماه بعد محقق شد و او خود، از شهدای ساعت صفر شروع جنگ علیه ایران عزیز شد.
۴ - "رشید اگر وارد محیط نظامی نمیشد، عارف برجسته ای میشد."
نه! این جمله ای که در قسمت اول مستند فیلسوف جنگ از زبان یکی از همرزمان شهید گفته میشود را باید اصلاح کرد.
هنر خمینی بزرگ و خامنه ای شهید این بود که عرفان را به میدان حماسه آوردند و نظامیان عارف و عارفان نظامی تربیت کردند.
رشید، سردار عارفی بود که در مکتب عرفانِ حماسی و حماسه ی عرفانی امام خمینی و امام خامنه ای بالید و با عروجی خونین، به وصال محبوب رسید.
و چقدر برای من مایه مباهات است که در دوران نوجوانی، در یکی از ملاقاتهای شهیدرشید با آیت الله شفیعی رضوان الله علیه در خلال حضورش در بیت ایشان، شرف حضور داشتم و سکوت عارفانه و ابهت چشمان نافذ آن شهیدعزیز را از نزدیک دیدم.
پینوشت: تماشای مستند خوشساخت فیلسوف جنگ را به کسانی که هم میخواهند با یکی از بزرگترین شهدای جنگ تحمیلی اخیر آشنا شوند و هم از منظر تاریخی، مسائل جنگ را تحلیل کنند پیشنهاد میدهم.
از میان پنج قسمت این مستند، قسمت پنجم بنظرم تماشاییتر آمد.
کانال شخصی سید علیرضا شفیعی
https://eitaa.com/seyyedalirezashafii
هوش مصنوعی، آمریکا را تا آستانه جنگ با چین برد
🔵شبکه سیانان نوشته در بحبوحه جنگ آمریکا با ایران، یک گزارش اطلاعاتی نظامی آمریکا مدعی شد یک کشتی چینی در منطقه در حال انتقال قطعات مربوط به برنامه تسلیحات هستهای است.
🔵ارتش آمریکا بلافاصله برای رهگیری و توقیف کشتی آماده شد؛ نیروهای مسلح برای ورود به کشتی آماده بودند و هواپیماهای نظامی نیز به پرواز درآمدند.
🔵اما درست پیش از اجرای عملیات، بررسی بیشتر مشخص کرد این گزارش با کمک هوش مصنوعی تهیه شده و چتبات مورد استفاده تحلیلگر، محموله کشتی را بهاشتباه شناسایی کرده است.
🔵تحلیلگر ابتدا اطلاعات مربوط به فهرست محموله کشتی را به یک چتبات داد. هوش مصنوعی اطلاعات منابع باز را با اطلاعات محرمانه آمریکا ترکیب کرد و به نتیجهای اشتباه رسید.
🔵مشخص نیست این چتبات، یک ابزار تجاری یا سامانهای متعلق به دولت آمریکا بوده است.
🔰 این صفحه در توییتر یکی از صفحات فعال اباضیان است که به نظر میرسه توسط نهاد یا سازمان دینی یا در عمان یا در الجزایر نوشته میشود. هر چه که هست مؤلفین آن از ارتدکسهای اباضی هستند. مستحضر هستید که عمان ام القرای مذهب اباضی است. موضع گیری این صفحه در مورد پروپاگاندای سعودیها در مورد حمله یمنیها به مکه مکرمه جالب توجه است که در فرسته بعدی قرار میدهم. متن را با دقت بخوانید، اباضیه از بنی امیه نفرت دارند.
ادامه در فرسته بعدی👇
ادامه فرسته قبلی👆
ترجمه توییت:
مکه به «پیراهن عثمان» تبدیل شده است؛ هرگاه کار بر آنان سخت میشود و نتیجه تجاوز و اقداماتشان گریبانشان را میگیرد، مکه را بالا میبرند و از آن برای برانگیختن ترحم کسانی که عقل و درک محدودی دارند استفاده میکنند. با این حال، از نظر تاریخی، آنان همواره با کسانی که کعبه را با منجنیق هدف قرار دادهاند و کسانی که صحابه و فرزندان آنان، از جمله دو سبط پیامبر، حسن و حسین، را به قتل رساندهاند، همراه و همپیمان بودهاند!
از جمله کسانی که کعبه را با منجنیق هدف قرار دادند، یزید بن معاویه بود؛ همان فرد سفیه و عیاش و شرابخوار که مونسش میمونها بود. او در سال ۶۴ هجری/۶۸۳ میلادی، حصین بن نمیر را فرستاد و او کعبه را با منجنیق بمباران کرد.
همچنین عبدالملک بن مروان فاسق، در سال ۷۲ هجری/۶۹۲ میلادی، طاغیهای به نام حجاج بن یوسف ثقفی را فرستاد که کعبه را با منجنیق هدف قرار داد، بخشی از آن را ویران کرد و پردههای کعبه نیز در آتش سوخت. همه این وقایع در کتابهای خودشان و در اعترافاتشان ثبت و مستند شده است!
با این حال، ما نشنیدیم که آنان خلفای بنیامیه را به قتل صحابه، هدف قرار دادن مکه و بمباران کعبه متهم کنند؛ بلکه کاملاً برعکس.
کسی که به «آبستین» تکهای از پارچه کعبه را هدیه میدهد تا آن را هتک حرمت کند، و در موسمهای فسق و فجور، رقاصهها را میآورد تا اطراف سازهای که شبیه کعبه طراحی شده و در نزدیکی مکه قرار دارد برقصند، حق ندارد با گریه و زاری، ترحمطلبی، تحریک احساسات، بسیج و تهییج مردم و تحریک آنان علیه رقبای سیاسی خود، عقل و شعور خردمندان امت را دستکم بگیرد!
پیش از این نیز صدام حسین متهم شده بود که قصد دارد کعبه را ویران کند تا عوام را قانع کنند که جنگیدن با او، در راستای خشنود کردن آمریکا و پروژه صهیونیستی در منطقه، ضروری است!
پیروان «سلفیگریِ قرن شیطان» یکی از جلوههای دجال در آخرالزمان هستند و همچنان در مسیر گمراه کردن مسلمانان، زیبا جلوه دادن باطل، اعتماد کردن به خائن و خائن جلوه دادن امین گام برمیدارند؛ اما وعده خداوند، به اذن تعالی او، محقق خواهد شد.
«و ما در زبور، پس از ذکر، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد. بیگمان در این [پیام] ابلاغی است برای مردمی که عبادتکنندهاند.»
(سوره انبیاء، آیات ۱۰۵ و ۱۰۶)
اشرافیت بدون لقب: بازتولید امتیاز در جمهوری اسلامی
یکی از مهمترین پیامدهای اجتماعی انقلاب اسلامی، شکستن بخشی از انحصار نخبگان و گشودن مسیرهای تازه برای تحرک اجتماعی بود. گروههایی که پیش از انقلاب دسترسی محدودی به دانشگاه، مدیریت دولتی و مناصب سیاسی داشتند، فرصت بیشتری برای صعود اجتماعی پیدا کردند. از این منظر، انقلاب نوعی گردش گسترده نخبگان و بازتوزیع فرصتهای اجتماعی ایجاد کرد.
این تحول البته هزینههایی نیز داشت. خروج یا کنار گذاشتهشدن بخشی از مدیران، کارشناسان و نیروهای حرفهای پیشین و اولویتیافتن معیارهای سیاسی و انقلابی در برخی مقاطع، به حافظه نهادی و حرفهایگرایی دیوانسالاری آسیب زد. با این حال، مسئله مهمتر در دهههای بعد پدیدار شد: خطر تبدیل «گردش نخبگان» به «بازتولید نخبگان».
اشرافیت جدید الزاماً با زمین، لقب و تبار اشرافی شکل نمیگیرد. اشرافیت جدید میتواند درون جمهوری و حتی با زبان عدالتخواهانه ساخته شود. مشخصه آن، انحصاریشدن تدریجی مسیرهای دسترسی به فرصتهای ممتاز است.
یکی از مهمترین این مسیرها، دانشگاههای خاص و مسیرهای آموزشی ممتاز است. هنگامی که ورود به برخی مدارس، دانشگاهها، رشتهها، دورهها یا فرصتهای آموزشی با سرمایه اقتصادی، شبکههای خانوادگی، سهمیههای خاص یا دسترسی به اطلاعات و امکانات ویژه پیوند بخورد، آموزش عالی که باید ابزار تحرک اجتماعی باشد، خود میتواند به ابزار بازتولید طبقه ممتاز تبدیل شود. خانوادهای که یک بار به قدرت و منابع دسترسی پیدا کرده است، میتواند این مزیت را به آموزش بهتر فرزندان تبدیل کند و از طریق مدرک و شبکه دانشگاهی، موقعیت آنان را در نسل بعد تثبیت کند.
سهمیهها و امتیازات نهادی نیز از همین منظر باید بررسی شوند. بسیاری از سهمیهها ممکن است در ابتدا با هدف جبران نابرابری، قدردانی از فداکاری یا تحقق عدالت اجتماعی ایجاد شده باشند. اما اگر امتیازهای استثنایی دائمی، موروثی یا گسترده شوند، ممکن است بهتدریج یک نظام چندلایه شهروندی ایجاد کنند که در آن دسترسی افراد به دانشگاه، استخدام و فرصتهای عمومی نه فقط بر مبنای توانایی و رقابت، بلکه بر اساس تعلق به گروههای برخوردار از امتیاز تعیین شود. تفاوت اساسی میان «تبعیض مثبت موقت» و «امتیاز موروثی» دقیقاً در همین نقطه است.
سازوکار سوم، شرکتهای دولتی، شبهدولتی و بنگاههای وابسته به نهادهای قدرتمند است. این حوزهها میتوانند محل تبدیل سرمایه سیاسی به سرمایه اقتصادی باشند. انتصاب در هیئتمدیرهها، مدیریت شرکتها، دسترسی به قراردادها، اطلاعات، اعتبارات، مجوزها و فرصتهای سرمایهگذاری، اگر مبتنی بر شبکههای بسته باشد، طبقهای را ایجاد میکند که ثروتش مستقیماً از مالکیت خصوصی کلاسیک ناشی نمیشود، بلکه از موقعیت آن در پیرامون دولت و قدرت سیاسی حاصل میشود. در ادبیات جامعهشناسی سیاسی میتوان این گروه را نوعی «بورژوازی سیاسی» یا «طبقه رانتی متصل به دولت» دانست.
سازوکار چهارم و شاید از نظر جامعهشناسی نخبگان جالبتر، ازدواجهای سیاسی و خانوادگی میان شبکههای قدرت است. ازدواج در اینجا صرفاً یک رابطه خصوصی نیست. هنگامی که خانوادههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و اداری از طریق ازدواج به یکدیگر متصل میشوند، شبکههای جداگانه قدرت به شبکهای خانوادگی تبدیل میشوند. سرمایه سیاسی یک خانواده با سرمایه اقتصادی یا اداری خانواده دیگر ترکیب میشود. چنین ازدواجهایی میتوانند اعتماد، دسترسی، اطلاعات و حمایت متقابل را درون یک حلقه محدود تثبیت کنند.
در نتیجه ممکن است بهتدریج نوعی خانوادهسالاری شبکهای شکل گیرد: فرزند یک مقام در دانشگاهی ممتاز تحصیل میکند، از شبکه خانوادگی برای ورود به یک شرکت بزرگ یا نهاد دولتی بهره میبرد، با خانوادهای دیگر از نخبگان سیاسی یا اقتصادی پیوند برقرار میکند و سپس خود وارد مدیریت، سیاست یا اقتصاد میشود. در این وضعیت دیگر با موارد منفرد رانت روبهرو نیستیم، بلکه با یک سازوکار ساختاری بازتولید نخبگان مواجهیم.
این یک پارادوکس تاریخی بسیار مهم است. انقلاب اسلامی یکی از منابع مشروعیت خود را از مبارزه با اشرافیت، امتیازات طبقاتی و بستهبودن ساختار قدرت میگرفت. اما اگر دانشگاههای ممتاز، سهمیههای موروثی، شرکتهای دولتی و شبهدولتی، شبکههای انتصابی و پیوندهای خانوادگی به مجاری اصلی پیشرفت تبدیل شوند، ممکن است همان جامعه پس از چند نسل با نوع دیگری از اشرافیت روبهرو شود: نه اشرافیت زمیندار قدیم، بلکه اشرافیت سیاسی، رانتی و خانوادگی جدید.
✍حسین قتیب
🔹علي پورخیری:
راز پایداری و سرافرازی ایران در جنگ تحمیلی ۸ ساله در یک چیز خلاصه میشد: دولت / حکومت مسئول در قبال مردم، متعهد در قبال وعدهها و مومن به اصول و آرمانها که مقوم همبستگی ملی در قبال مرارتها و مقابله با شرارتها بود. همان چیزی که ابنخلدون به آن #عصبیت میگوید.
هرچه از آن عصر طلایی فاصله گرفتیم و #اشرافیت، جایگزینش شد، نه فقط جمهوری اسلامی که جامعه و کشور ایران رو به تنزل نهاد.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹تریتا پارسی:
این حادثه در آمستردام رخ داد. تنها کاری که او کرد این بود که در یک تجمع طرفداران اسرائیل گفت «فلسطین را آزاد کنید».
در عرض چند ثانیه دستگیر شد.
من صدها ویدیو از به هم خوردن اعتراضات طرفداران فلسطین توسط فعالان طرفدار اسرائیل دیدهام.
حتی یک بار هم ندیدهام که آنها صرفاً به خاطر سر دادن یک شعار دستگیر شوند.
چه چیزی در این دو کلمه، «فلسطین آزاد»، وجود دارد که اینهمه را در غرب میترساند؟ انعکاس صدای همدستی و شراکت در جرم؟
https://fxtwitter.com/tparsi/status/2100986894943232148
🔻پیوند به این فرسته درX:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2101119346609131719
🔻طبق گزارشها، احتمالا یکی از مقامات ارشد پاکستانی در روزهای آینده به تهران سفر میکند تا پیام یا بسته پیشنهادی جدیدی از سوی واشنگتن را منتقل کند. پیشنهادی که به مواضع اخیر ترامپ و نیاز او به دستیابی به یک توافق در آستانه انتخابات مرتبط است.
به نظر میرسد این پیشنهاد برای یک پنجره زمانی محدود، حدود ۴۰ تا ۵۰ روز، طراحی شده و واشنگتن درصدد یک توافق فوری و در عین حال جامع است؛ توافقی که از همان ابتدا، علاوه بر وضعیت تنگه هرمز، پرونده هستهای را نیز دربرگیرد(برخلاف اسلامآباد).
در واقع، ترامپ به دنبال توافقی سریع و چندمحوری است که علاوه بر کارکرد امنیتی، برای او در آستانه انتخابات کارکرد سیاسی و انتخاباتی نیز داشته باشد. پاسخ ایران به چنین بستهای به احتمال زیاد منفی است.
🔹وحید اشتری:
۱. مهمترین بند توافق، پذیرش ترتیبات ایرانی در اداره تنگه بود.
۲. آمریکا از روز اول اراده کرد این بند را نقض کند و مثل نقض سایر بندها عادی سازی کند.(نظیر آزاد نکردن داراییها یا عدم آتش بس در سایر جبههها)
۳. منطقا ایران باید در دفاع از دستآوردهایش در تفاهمنامه خودش را جدی نشان میداد و در دوران گذار روی حقوقاش ایستادگی میکرد تا بلکه بتواند در توافق نهایی حقاش را تثبیت کند.
۴. باز کردن کریدور جنوبی در تنگه، نقض اساسی توافق توسط آمریکا بود.
۵. بعد از چند روز هشدار، اقدام به موقع و زدن شناورها و بی تفاوت نماندن نسبت به نقض حقوق ایران در تفاهمنامه ولو به قیمت بهم خوردن توافق توسط مجموعه تصمیم گیران کشور به شدت قابل دفاع بود.
۶. روایت برعکس قصه که ایران را مسئول بهم خوردن توافق معرفی کرد ساخته اکانتهای اسرائیلی و سلطنت طلب و رسانههای آمریکایی است.
۷. این موج سازی رسانهای و انداختن مسئولیت گردن یک عده خودسر برای اختلاف افکنی در کشور است و با هدف ساخته شده است.
۸. رسانههای حامی دولت و طرفداران آقای قالیباف و سایر ایران دوستان، که درگیر دعواهای سیاسی با رقبا هستند خوبست نادانسته روی این روایت پافشاری نکنند و بی اطلاع به دشمنان ایران سواری مفت ندهند.
https://fxtwitter.com/vahidashtarii/status/2100988444512342384?s=52
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹سمیه جلیلی:
ضعف بزرگ اصلاحطلبان نفهمیدن الزامات سیاست خارجی و ضعف بزرگ طیف مقابل، عدم درک الزامات همدلی با مردم در سیاست داخلی است.
که اگر این بود شاید از دهه ۸۰ ایران سرنوشت دیگری داشت و این همه جانهای عزیز را هزینه نمیدادیم.
https://fxtwitter.com/jalilyonline/status/2101182489733566911?s=52