eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ بسم الله الرحمن الرحیم "الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ ۙيَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ" روح مطهر فقیه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ومرجع عالی‌قدر جهان تشیّع، آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف) به لقاء الله پیوست. عمر بابرکت و زندگی پرافتخار آن مرجع عالیقدر، مشحون از ژرف اندیشی و مجاهدت علمی مستمر و تلاش مخلصانه در حفظ و اعتلای فقاهت اصیل و نشر معارف اسلام و پاسداشت از کیان تشیّع و خیرخواهی و دلسوزی برای مردم بود. ضمن عرض تسلیت این ضایعه جانگداز به پیشگاه مقدس صاحب الأمر حضرت بقية الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه الشریف،و حوزه های مبارکه علمیه و مردم شریف ایران و علاقه‌مندان مرجعیت در همه نقاط جهان، به اطلاع می‌رساند مراسم تشییع و تدفین پیکر مطهر ایشان، متعاقبا اعلام خواهد گردید. دفتر آیت الله العظمی شبیری زنجانی (قدس الله سره الشریف) @zanjani_net
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
سردار ابن‌الرضا: قدرت دفاعی ایران محدود به یک مجموعه نیست سرپرست وزارت دفاع به مناسبت هفته دفاع مقدس: 🔹هفته دفاع مقدس، یادآور یکی از درخشان‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران و نماد اراده ملتی است که در دفاع از استقلال، عزت، شرف و تمامیت ارضی کشور، با تکیه بر ولایت مداری، ایمان، شجاعت، وحدت و مقاومت حماسه‌ای ماندگار آفرید. 🔹یکی از مهم‌ترین میراث‌های دفاع مقدس، باور و اعتقاد به تبدیل تهدید به فرصت برای ساختن توانمندی‌های بومی و رسیدن به خودکفایی دفاعی بود. 🔹صنعت دفاعی کشور در این مسیر، با اتکا به ظرفیت جوانان، دانشمندان، متخصصان و نخبگان ایرانی، از تجربه‌های میدان برای توسعه فناوری، ارتقای قابلیت‌ها و پاسخ به نیازهای دفاعی کشور بهره گرفته و این مسیر با جدیت ادامه خواهد داشت. 🔹امروز قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران حاصل یک مقطع یا یک مجموعه محدود نیست؛ محصول سال‌ها مجاهدت، دانش‌اندوزی، تجربه‌اندوزی و تلاش نسل‌های پی‌درپی از فرزندان این سرزمین است. 🔹وظیفه ما نیز این است که این سرمایه گران‌سنگ را حفظ کرده، آن را ارتقا دهیم و با نگاه به تهدیدات و نیازهای آینده، زمینه انتقال این توانمندی به نسل‌های بعد را فراهم آوریم. @TasnimNews
🔴مانیفست شکست ✍مهدی خراتیان اتاق فکر جریانی خاص، با توجه به روند نظرسنجیها، به به این نتیجه رسیده است که شکستن کمر «روایت پیروزی» و جا انداختن «روایت شکست» در افکار عمومی تنها راه برای رساندن کشور به شرایط پیش از ۱۸ ام دیماه و زمینه‌سازی برای یک توافق جامع با ایالات متحده از موضع ضعف یا تکرار پروژه آشوب است. اهم دستورکارهایی که باید به شکل موازی از طریق رسانه و شبکه مشاوران در افکار عمومی و دستگاههای حساس پیگیری شود عبارت‌اند از: ۱. باید هم برای مردم و هم برای مسئولان رده عالی کشور، جا بیفتد که ایران در جنگ فعلی دستاورد خاصی نداشته و قهرا به سمت یک شکست بزرگ در حال حرکت است. این بسیار مهم است که در این روایت مساله تجاوزگری ایالات متحده و اسرائیل و ماهیت وجودی جنگ به موضوعی ثانویه مبدل شود. ۲. باید ذهان عمومی و نخبگان به این سمت حرکت کند که بسته شدن تنگه هرمز اشتباهی بزرگ بوده و اثر خاصی بر اقتصاد جهانی نداشته است. (این گزاره با سرعت در حال انتشار در دستگاههای حساس است). ۳. صدا و سیما علیرغم کاستیهای کهنه و پرشمار خود، پس از شوک جنگ موفق شده مرجعیت خود را به شکلی نسبی در حوزه خبررسانی بازیابی کند، و برخی از برنامه‌های تلویزیونی با مخاطب بیش از ده میلیون نفر قدرت جریانسازی قابل توجهی (در حد ایران اینترناشنال و بیش از آن) دارند. لذا باید دستورکار صدا و سیما در اسرع وقت تغییر کرده و برنامه‌های پرمخاطب آن نیز با هر ابزار ممکن تخریب شوند تا از مرجعیت آنها کاسته شود. برای مثال باید به مقامات ارشد بریده‌هایی از برنامه‌ها و گزارشهایی گزینشی از عملکرد سازمان و برنامه‌های مهم ارائه شود که خروجی آن ایجاد حس منفی و حتی تنفر شدید به عملکرد سازمان و برنامه‌های آن باشد. ۴. باید ایران مقصر بر هم خوردن توافق اسلام آباد جلوه داده شود و موارد خلف وعده آمریکا و اسرائیل چه در مورد لبنان و چه در مورد تنگه هرمز و ... تا حد امکان برجسته نشود. این تصور که ایالات متحده در حال عمل به توافق نامه بوده و جریانی «مشکوک و تندرو» این توافق را بر هم زده است، باید در میان مردم و مسئولان به شکلی گسترده ترویج شود. ۵. باید تا حد امکان دو گانه «جنگ-مذاکره» را تقویت و حتی طرفداران «مذاکره از موضع قدرت» را در با انگهایی چون «تندرو»، «ضد معیشت مردم»، «مخالف توافق» و «جنگ طلب» بی‌حیثیت کرد. باید با عباراتی چون «مگر می‌توان تا ابد جنگید» و «باید به صلح شرافتمندانه رسید» و...، طرفداران گفتمان طرفدار صلح عادلانه و پایدار را به حاشیه راند. باید فضا را به گونه‌ای جلوه داد که احتمال وقوع جنگ مجدد و لزوم احیای بازدارندگی در حاشیه قرار گیرند. همچنین از میان منتقدان تفاهم نامه باید به کسانی بیشتر وزن داده شود که اساسا با نفس مذاکره و آنهم به شکلی تند و غیرعقلانی مخالفت می‌کنند تا منتقدان توافق نامه بی منطق و بی عقل جلوه داده شوند. ۶. باید هم مردم و هم مسئولان به این جمع بندی برسند که ایران از طریق توسعه و تعمیق روابط با چین و روسیه به هیج جایی نمی‌رسد و تنها راه نجات کشور، ایجاد یک معامله جامع با آمریکا در حوزه هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای و فراتر از آن است. باید اخبار منفی در حوزه روابط تهران-پکن تا حد ممکن بزرگنمایی شده و اخبار مثبت نظیر مخالفت بی‌سابقه چین با آمریکا در کمیته ۱۷۳۷ سازمان ملل و فعال شدن فرایند اسنپ بک، وتوی قطعنامه‌های ضد ایرانی ناظر به تنگه هرمز و مخالفت علنی با کمپین تحریمی بسنت و ... نباید در صدر اخبار قرار گیرند. همجنین تمام جلسات با مقامات ارشد چین و روسیه باید در سطح نمادین و حفظ وضع موجود برگزار شوند تا گزاره «بن بست» در روابط روز به روز در دستگاههای حساس تقویت شود. ۷. اخبار پایین رفتن قیمت نفت و پیشرویهای اسرائیل در لبنان باید تا حد امکان بزرگنمایی شده و دستاوردهای مقاومت (مثلا پیشروی اخیر انصارالله و تسلط بر باب المندب) باید تا حد امکان ضریب کمی در اخبار و تحلیلها پیدا کرده و به تدریج بی اهمیت جلوه داده شوند. ۸. بساط تجمعات خیابانی باید برچیده شود. ۹. باید تا حد امکان میان قالیباف و شبکه حامیان وی و جلیلی و شبکه حامیان وی اختلاف ایجاد شود. همچنین باید جو بدبینی به فرماندهان ارشد جنگ میان شبکه حامیان جلیلی ترویج شود. شبکه حامی قالیباف باید به منتقدان توافق نامه به چشم «دشمن» بنگرند. ۱۰. باید نامه علی الاصول رهبری جدید به عنوان یک خبط راهبردی از جانب وی و کاری که« توافقی خوب و در دسترس» را از «ملت ایران» گرفت، جلوه داد. همچنین باید اختلافات پزشکیان و رهبری جدید را تا حد امکان تقویت و در آن دمید؛ و در نهایت این را مطرح کرد که رهبری جدید فاقد توان اداره کشور است، که البته مورد اخیر نیازمند تسلط بر سازمان صدا و سیما است.
۱۱. به موازات بالارفتن قیمت دلار و افزایش فشار اقتصادی بر مردم، باید جریان «تندرو» و در راس آن رهبری فعلی مقصر اصلی این اقدامات دیده شوند و نقش ایالات متحده و اسرائیل در اعمال تحریمها به شکلی ثانویه و حاشیه‌ای مورد بررسی قرار گیرند. ۱۲. در روایتها باید تهدیدات اسرائیل برای کشورهای منطقه کوچک نمایی شود و فضا به شکلی جلوه داده شود که اسرائیل خواهان همزیستی مسالمت آمیز با کشورهای منطقه است و این ایران است که با اقدامات خود عامل خرابی و گرفتاری در منطقه خاورمیانه بوده است. ۱۳. باید در ذهن مردم این گزاره تقویت شود که ترامپ در نهایت خواستار صلحی پایدار است و فشارهای ماقبل توافق اسلام آباد برای منصرف کردن وی از جنگ الی الابد کافی بوده است. https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2101729050880246060 🆔@world_order
🔹تحرکات جدید برای مذاکره از سمتِ آمریکا، بخاطر وضعیتِ بُغرنجِ دولت ترامپ در انتخابات آتی این کشور است؛ «آمریکا اصرار دارد ایران باید تا ۴۵ روز آینده وارد مذاکره شده و همه موارد را توافق کرده و امضا کند»، «مباحث هسته‌ای از روز اول مذاکره مورد بحث و بررسی قرار گرفته و روی آن توافق شود»، «تنگه از سوی ایران باز شود» و آمریکا نیز متعهد می‌شود مذاکره تا قبل از برگزاری انتخابات آمریکا به نتیجه برسد! ▪️دستاوردی هم که آمریکا برای ایران در نظر گرفته، «رفعِ محاصره» و «آغاز نکردنِ جنگ جدید با خسارات زیرساختیِ بالا»ست که هیچ تضمینی وجود ندارد که بعد از انتخاباتِ آمریکا، مجددا ایران مورد حمله گسترده آمریکا و متحدانش قرار نگیرد! 🔻باید دید ایران از خطوطِ هسته‌ای _یا به بیان بهتر ۷ شرط برای توافق_ عقب می‌نشیند یا خیر! ▪️لینک توییت👇👇👇 https://x.com/aghplt/status/2101758953114026134
♨️چینی ها در چه مواردی از جنگ اخیر به کمک ایران آمده اند؟ روزنامه خراسان نوشت: 🔹در طول جنگ، چین به چند روش به ایران کمک کرده است. مهم ترین کمک چین، فروش بخشی از دارایی‌هایش در اوراق قرضه آمریکا بوده که موجب شده نرخ بازدهی این اوراق بالا برود. 🔹فرایندی که فشاری مضاعف را به اقتصاد آمریکا وارد ساخته و هرگونه ماجراجویی جدید برای این کشور را دشوار ساخته است. 🔹وتوی چند قطعنامه ضدایرانی که آخرین آن هفته گذشته و درباره کمیته تحریمی سازمان ملل بود، یکی دیگر از کمک‌های این کشور است. 🔹البته چین در سه ماه اول جنگ، بخش بزرگی از خرید نفت خود (بین پنج تا شش میلیون بشکه نسبت به دوره قبل از جنگ) را کاهش داد تا بتواند قیمت نفت را در یک میزان تعادلی و زیر ۱۲۰ دلار حفظ کند. 🔹چین می‌داند که نرخ بالاتر از ۱۲۰ برای نفت، به یک رکود گسترده جهانی منجر خواهد شد. 🔹درعین حال، چین در سه هفته اخیر به بازار بازگشته و در حال خرید است. بخشی از افزایش قیمت کنونی مربوط به همین بازگشت چین به بازار و افزایش تقاضاست. 🔹چین با وجود فشارها و پیشنهادهای آمریکا، خرید نفت از ایران و انتقال کالا و ارز به کشورمان را ادامه داده است. سفر ترامپ به پکن نیز نتوانست تغییری در این زمینه ایجاد کند. 🔹بدون شک، چین به دنبال منافع حداکثری خود است اما وضعیت جهانی را به این شکل می‌بیند که ایران یک قلعه مستحکم در دفاع از منطقه غیرآمریکایی است. پس باید به ایران کمک کند تا این ایستادگی حفظ شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
اخبار فوری و مهم از یمن: انصارالله سرانجام موفق شدند مسیر بین تعز و عدن را قطع کرده و تنها راه خروجی جنوبی این شهر را مسدود کنند. با قطع این شریان حیاتی که شهر را به مناطق جنوبی متصل می‌کرد، شهر تعز اکنون در محاصره کامل قرار گرفته است. برای کسانی که از اهمیت این رویداد آگاه نیستند، باید گفت که تعز یک شهر کوچک یا جبهه‌ای حاشیه‌ای نیست؛ تعز با حدود ۱.۶ میلیون نفر جمعیت در محدوده شهری و بیش از ۳.۵ میلیون نفر در کل استان، دومین کانون جمعیتی بزرگ یمن است. این شهر از نظر جغرافیایی در موقعیتی راهبردی قرار دارد؛ حدود ۲۰۵ کیلومتر در جنوب صنعا و ۱۹۰ کیلومتر با عدن فاصله دارد و در واقع گره مواصلاتی میان ارتفاعات یمن و صنعا در شمال، عدن و لحج در جنوب، و سواحل غربی و باب‌المندب در غرب است. به همین دلیل، تعز از آغاز جنگ یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد در یمن بوده است. پس از آغاز جنگ در سال ۲۰۱۵، انصارالله وارد شهر شدند اما نیروهای مخالف، مرکز شهر را بازپس گرفتند. از آن زمان، انصارالله بارها برای تعیین تکلیف نبرد تعز تلاش کرد، اما نتوانست بر قلب شهر مسلط شود و این جبهه به یکی از طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین جبهه‌های جنگ یمن تبدیل شد. تعز تنها از نظر نظامی مهم نیست، بلکه یکی از دژهای اصلی حزب «التجمع الیمنی للإصلاح» محسوب می‌شود؛ حزبی اسلام‌گرا که در سال ۱۹۹۰ تأسیس شد و طی سال‌های جنگ به یکی از قدرتمندترین جریانات سیاسی و نظامی مخالف انصارالله تبدیل شده است. این حزب نفوذ گسترده‌ای در محور نظامی تعز و تشکیلات مسلح داخل شهر دارد. اهمیت رخداد اخیر در همین‌جاست: محور «تعز - التربة - هیجة العبد - لحج» شریانی بود که طی سال‌های جنگ، ارتباط شهر با عدن و مناطق جنوبی را حفظ می‌کرد. این مسیر پس از مسدود شدن راه‌های اصلی در سال ۲۰۱۵، به اصلی‌ترین راه انتقال غذا، سوخت، مهمات و نیروهای کمکی به تعز تبدیل شده بود. پیش از جنگ، سفر بین تعز و عدن حدود دو ساعت و نیم زمان می‌برد، اما پس از جنگ به دلیل استفاده از مسیرهای کوهستانی طولانی مانند «هیجة العبد»، این زمان گاهی به ۶ تا ۸ ساعت افزایش یافته بود. بنابراین، قطع این محور به معنای خفه کردن خط امدادی است که تعز را سرپا نگه داشته بود. به نظر می‌رسد این منطقی‌ترین راه برای انصارالله جهت تصرف شهر باشد؛ چرا که یورش مستقیم به شهری با بیش از یک میلیون نفر جمعیت و محلات متراکم و کوهستانی، می‌تواند به جنگ شهری طولانی و کشتار فاجعه‌بار منجر شود. اما محاصره کامل و فشار بر حزب اصلاح و سایر نیروها برای تسلیم مسالمت‌آمیز، می‌تواند به انصارالله اجازه دهد بدون ورود به یک نبرد خیابانی فاجعه‌بار، یکی از مهم‌ترین شهرهای یمن را به کنترل خود درآورد. در صورت سقوط تعز به این شیوه، این تنها به معنای از دست رفتن یک شهر نیست، بلکه به معنای پایان یکی از پیچیده‌ترین و طولانی‌ترین جبهه‌های جنگ یمن از سال ۲۰۱۵ تاکنون خواهد بود. https://fxtwitter.com/mosbatboy/status/2101894729742835752
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
معمای ایران، عربستان و یمن برای ترامپ 🔵روزنامه نیویورک‌تایمز نوشته ترامپ فعلاً از ورود مستقیم آمریکا به جنگ عربستان با انصارالله عقب کشیده است. ترامپ طی دو هفته بارها درباره درخواست عربستان برای حمله به مواضع انصارالله مردد بود و روز یکشنبه تصمیم گرفت فعلاً حملات هوایی آمریکا علیه این گروه را آغاز نکند. 🔵تصمیم ترامپ چند بار تغییر کرد. او چهارشنبه به مشاورانش گفته بود با حمله به انصارالله موافق نیست اما پس از تماس محمد بن‌سلمان در پنجشنبه، نظرش تغییر کرد و به پنتاگون دستور آماده‌سازی حملات هوایی را داد. با این حال، تا ظهر یکشنبه دوباره از اجرای حملات عقب نشست. 🔵حمله تقریباً آماده اجرا بود. طبق گزارش دو فرد مطلع، فرماندهان نظامی فهرست اهداف را تأیید کرده بودند، نیروها در حال بارگیری بمب روی هواپیماهای تعیین‌شده بودند و موج حملات تقریباً در آستانه آغاز قرار داشت. 🔵یکی از دلایل اصلی تردید واشنگتن، جنگ ایران است. ورود آمریکا به جنگ عربستان و انصارالله می‌تواند جبهه دیگری به جنگ گسترده‌تر آمریکا با ایران اضافه کند؛ جنگی که ترامپ آغاز کرده اما تاکنون نتوانسته به پایان برساند و پیامدهای اقتصادی آن در سراسر جهان گسترش یافته است. 🔵ترامپ در برابر یک معضل قرار گرفته است: انصارالله تاکنون به کشتی‌های آمریکایی حمله نکرده، اما حملات خود را متوجه عربستان کرده است. بنابراین آمریکا از یک سو نمی‌خواهد وارد جنگ جدیدی شود و از سوی دیگر به همکاری عربستان در جنگ با ایران نیاز دارد. 🔵عربستان می‌تواند بر واشنگتن فشار وارد کند. مقام‌های آمریکایی معتقدند واشنگتن برای جنگ ایران به کمک ریاض نیاز دارد. عربستان نیز پیش‌تر نشان داده که در صورت عدم همکاری آمریکا، از اهرم‌های خود استفاده می‌کند؛ از جمله در ماه می که با ندادن اجازه استفاده آمریکا از حریم هوایی و پایگاه‌هایش، طرح اسکورت نفتکش‌های تجاری در تنگه هرمز را عملاً متوقف کرد. 🔵احتمال حمله آمریکا به انصارالله در کنار عملیات زمینی نیروهای یمنی تحت حمایت عربستان مطرح بود. اما این نیروها در هفته‌های اخیر در برابر انصارالله عملکرد ضعیفی داشته‌اند و در نخستین برخوردهای جدی از هم فروپاشیده‌اند. 🔵مقام‌های فعلی و سابق آمریکایی درباره اثربخشی حملات محدود علیه انصارالله تردید دارند. آنها معتقدند بمباران محدود لزوماً این گروه را وادار به مذاکره یا عقب‌نشینی از مواضعش نمی‌کند؛ به‌ویژه اینکه انصارالله سال گذشته نزدیک به هشت هفته زیر بمباران آمریکا دوام آورد. 🔵ائتلاف ضدانصارالله از نظر نظامی و سیاسی شکننده است. «گرگوری جانسون» پژوهشگر سیاسی، نیروهای تحت حمایت عربستان را مجموعه‌ای از گروه‌های مختلف یمنی با اهداف متفاوت توصیف می‌کند که گاه بیشتر با یکدیگر درگیرند تا با انصارالله. 🔵عملیات گذشته علیه یمن، هزینه بسیار بالایی برای آمریکا داشت. مصرف تسلیحات در ماه نخست حدود یک میلیارد دلار برآورد شده بود و دو فروند جنگنده اف۱۸ سوپر هورنت، هرکدام به ارزش حدود ۶۷ میلیون دلار، در جریان عملیات به‌طور تصادفی از ناو هواپیمابر آمریکا به دریا سقوط کردند. 🔵ترامپ در نهایت در سال گذشته ناگهان با انصارالله به آتش‌بس رسید. او گفت انصارالله تعهد داده دیگر به کشتی‌ها حمله نکند و آمریکا نیز به این تعهد احترام خواهد گذاشت. پس از آن، انصارالله حملات علیه کشتی‌های آمریکایی را متوقف کرد. 🔵یک مقام آمریکایی هشدار داده که ازسرگیری حملات آمریکا می‌تواند حملات انصارالله به کشتی‌های آمریکایی را دوباره فعال کند. در چنین شرایطی، همزمانی بی‌ثباتی هرمز و باب‌المندب می‌تواند مسیرهای انتقال نفت و گاز را با اختلال بیشتری مواجه کند. 🔵انصارالله از زمان آتش‌بس توانمندی‌های نظامی خود را بازسازی کرده است. این گروه حتی از هوش مصنوعی برای طراحی و مهندسی انواع جدید موشک استفاده می‌کند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
https://www.mp4.ir/Video?Watch=30415-904763345 🎬 سه روز کندور | Three Days of the Condor (1975) کا
«سه روز کرکس» نشان می‌دهد که و منابع مهم یک کشور می‌توانند به مسئله امنیتی تبدیل شوند و دولت‌ها را به سمت مداخله و عملیات پنهان ببرند. فیلم این سؤال را مطرح می‌کند که آیا حفظ امنیت و منافع ملی می‌تواند عملهای ضداخلاقی مانند کشتن و مداخله را توجیه کند؟ در ادامه روشن می‌شود که آنچه در ظاهر یک اقدام امنیتی است، می‌تواند با منافع اقتصادی و سیاسی درهم‌تنیده باشد و همین مسئله پرسش از مشروعیت این اقدامات را ایجاد می‌کند. فیلم نشان می‌دهد برای فهم یک درگیری باید منافع پشت ماجرا، برداشت بازیگران از تهدید، اطلاعاتی که در اختیار دارند، تصمیمی که می‌گیرند و نتیجه‌ای که به بار می‌آورند را با هم دید.
🔸آمریکا چگونه می‌خواهد پیروز جنگ شود؟ ✍️ شمس الدین شریعتی در ۲۴ اوت، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، آغاز «عملیات سرنوشت‌ساز اقتصادی» یا «Economic D-Day» علیه ایران را اعلام کرد. خزانه‌داری امریکا آن را بزرگترین حملۀ مالی علیه یک دشمن برای بریدن شریان‌های مالی ایران معرفی کرد و بسنت گفت هدف این است که تهران در نهایت تنها بماند. او حتی این عملیات را صریحاً با D-Day جنگ جهانی دوم مقایسه کرد. این انتخاب واژه تصادفی نبود. D-Day در حافظۀ تاریخی آمریکا با ۶ ژوئن ۱۹۴۴ و عملیات نرماندی پیوند خورده است؛ بزرگ‌ترین تهاجم دریایی تاریخ که جبهۀ غربی را علیه آلمان نازی گشود و به یک نقطۀ تعیین‌کنندۀ جنگ جهانی دوم تبدیل شد. کمتر از یازده ماه بعد، آلمان بدون قید و شرط تسلیم شد. پس وقتی واشنگتن از «D-Day اقتصادی» سخن گفت، فقط یک اسم تبلیغاتی انتخاب نکرد؛ وعدۀ یک نقطۀ عطف داد: عملیاتی بزرگ و تعیین‌کننده که قرار بود مسیر جنگ را عوض کند و به گفتۀ بسنت بدون نیاز به بمباران، ایران را به زانو درآورد. اما با گذشت حدود یک ماه نه تنها چنین نقطۀ عطفی دیده نمی‌شود، بلکه دوباره سخن از حملات نظامی به میان آمده است. حدود یک هفته پس از این کارزار، آمریکا به بمباران‌های پراکنده علیه اهداف و نفتکش‌های ایرانی بازگشت. در همین حال، همراه‌کردن شرکای بزرگ تجاری ایران نیز آن‌گونه که برای اجرای این طرح لازم بود پیش نرفته است. پیش از «D-Day اقتصادی» نیز قرار بود محاصرۀ دریایی فشار تعیین‌کننده را ایجاد کند. اما به دلیل عدم تاثیر دلخواه، حالا به محاصره، تحریم‌های ثانویه، عملیات مالی و دوباره تهدید نظامی اضافه شده است. این رفت‌وآمد میان ابزارها پرسش اصلی جنگ را برجسته می‌کند: اگر فشار اقتصادی قرار است ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، چرا دوباره بمباران لازم می‌شود؟ و اگر بمباران راه پیروزی است، چرا پس از ماه‌ها جنگ هنوز محاصره، تحریم ثانویه و یک «D-Day اقتصادی» ضروری است؟ مشکل آمریکا کمبود ابزار نیست. واشنگتن از نظر نظامی و اقتصادی قدرت بیشتری دارد و خسارت‌های سنگینی هم به ایران وارد کرده است. مشکل جای دیگری است: هنوز روشن نیست این ابزارها چگونه قرار است از مرحلۀ تحمیل خسارت عبور کنند و به تغییر ارادۀ سیاسی ایران برسند. 🔻ضربه‌زدن، همان پیروزشدن نیست نابودی یک تأسیسات، کاهش صادرات نفت یا از بین بردن بخشی از توان نظامی، موفقیت عملیاتی است. اما موفقیت عملیاتی زمانی به پیروزی راهبردی تبدیل می‌شود که رفتار سیاسی طرف مقابل را تغییر دهد. «نظریۀ پیروزی» دقیقاً همین حلقه را توضیح می‌دهد: چگونه ابزار جنگ باید به نتیجۀ سیاسی مطلوب منتهی شود. در مورد آمریکا، این حلقه مبهم است. تحریم و محاصره می‌تواند درآمد را کاهش دهد و تجارت را مختل کند. بمباران می‌تواند تأسیسات و تجهیزات را نابود کند. اما در چه نقطه‌ای مجموع این هزینه‌ها قرار است امریکا را به پیروزی برساند؟ سؤال این نیست که فشار آمریکا اثر دارد یا نه؛ اثر دارد. سؤال این است که چرا این اثر هنوز به اجبار سیاسی تبدیل نشده است. ممکن است گفته شود هدف آمریکا تسلیم سریع ایران نیست، بلکه فرسایش تدریجی قدرت آن است. اما حتی یک راهبرد فرسایشی نیز به تعریف نقطۀ پایان نیاز دارد: چه میزان تخریب توان نظامی، کاهش درآمد نفت یا تضعیف نفوذ منطقه‌ای ایران برای پایان جنگ کافی است؟ اگر چنین نقطه‌ای تعریف نشده باشد، «فشار بیشتر» می‌تواند خودش جای «راهبرد» را بگیرد. در مقابل اما نظریۀ پیروزی ایران، محدودتر و روشن‌تر است: شکست نخوردن، حفظ ظرفیت پاسخ و افزایش تدریجی هزینۀ جنگ برای آمریکا. در این نظریه طرف ضعیف‌تر لازم نیست حتماً طرف قوی‌تر را در میدان شکست دهد، بلکه کافی است مانع تحقق هدف او شود و هزینه ادامۀ جنگ را آن‌قدر بالا ببرد که مسئلۀ «ارزش ادامه دادن» به موضوع اصلی تبدیل شود. در نتیجه مسئلۀ اصلی در امریکا این است که ادامۀ جنگ هر روز هزینه بیشتری تولید می‌کند، بدون آنکه هنوز معلوم باشد این هزینه‌ها چگونه قرار است به پایان مطلوب واشنگتن منتهی شوند. این محدودیت فقط نظامی نیست؛ سیاسی و اقتصادی هم هست. جنگ هفت‌ماهه به یکی از مسائل اصلی داخلی آمریکا تبدیل شده و نظرسنجی‌ها از حمایت محدود افکار عمومی از ادامۀ جنگ حکایت دارند. ترامپ هم‌زمان باید افزایش هزینه انرژی و انتخابات میان‌دوره‌ای را نیز مدیریت کند. لذا پرسش همان است که پشت عنوان پرطمطراق «عملیات سرنوشت‌ساز اقتصادی» یا «Economic D-Day» پنهان مانده بود: بعد از تحریم بیشتر، محاصرۀ شدیدتر و بمباران بیشتر، دقیقاً چه اتفاقی قرار است بیفتد که تاکنون نیفتاده است؟ برتری نظامی تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند بیشتر تخریب کند؛ نظریۀ پیروزی تعیین می‌کند این تخریب برای چه، تا کجا و چگونه باید جنگ را به پایان برساند؛ چیزی که امریکا فاقد آن است.