معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
معمای ایران، عربستان و یمن برای ترامپ
🔵روزنامه نیویورکتایمز نوشته ترامپ فعلاً از ورود مستقیم آمریکا به جنگ عربستان با انصارالله عقب کشیده است. ترامپ طی دو هفته بارها درباره درخواست عربستان برای حمله به مواضع انصارالله مردد بود و روز یکشنبه تصمیم گرفت فعلاً حملات هوایی آمریکا علیه این گروه را آغاز نکند.
🔵تصمیم ترامپ چند بار تغییر کرد. او چهارشنبه به مشاورانش گفته بود با حمله به انصارالله موافق نیست اما پس از تماس محمد بنسلمان در پنجشنبه، نظرش تغییر کرد و به پنتاگون دستور آمادهسازی حملات هوایی را داد. با این حال، تا ظهر یکشنبه دوباره از اجرای حملات عقب نشست.
🔵حمله تقریباً آماده اجرا بود. طبق گزارش دو فرد مطلع، فرماندهان نظامی فهرست اهداف را تأیید کرده بودند، نیروها در حال بارگیری بمب روی هواپیماهای تعیینشده بودند و موج حملات تقریباً در آستانه آغاز قرار داشت.
🔵یکی از دلایل اصلی تردید واشنگتن، جنگ ایران است. ورود آمریکا به جنگ عربستان و انصارالله میتواند جبهه دیگری به جنگ گستردهتر آمریکا با ایران اضافه کند؛ جنگی که ترامپ آغاز کرده اما تاکنون نتوانسته به پایان برساند و پیامدهای اقتصادی آن در سراسر جهان گسترش یافته است.
🔵ترامپ در برابر یک معضل قرار گرفته است: انصارالله تاکنون به کشتیهای آمریکایی حمله نکرده، اما حملات خود را متوجه عربستان کرده است. بنابراین آمریکا از یک سو نمیخواهد وارد جنگ جدیدی شود و از سوی دیگر به همکاری عربستان در جنگ با ایران نیاز دارد.
🔵عربستان میتواند بر واشنگتن فشار وارد کند. مقامهای آمریکایی معتقدند واشنگتن برای جنگ ایران به کمک ریاض نیاز دارد. عربستان نیز پیشتر نشان داده که در صورت عدم همکاری آمریکا، از اهرمهای خود استفاده میکند؛ از جمله در ماه می که با ندادن اجازه استفاده آمریکا از حریم هوایی و پایگاههایش، طرح اسکورت نفتکشهای تجاری در تنگه هرمز را عملاً متوقف کرد.
🔵احتمال حمله آمریکا به انصارالله در کنار عملیات زمینی نیروهای یمنی تحت حمایت عربستان مطرح بود. اما این نیروها در هفتههای اخیر در برابر انصارالله عملکرد ضعیفی داشتهاند و در نخستین برخوردهای جدی از هم فروپاشیدهاند.
🔵مقامهای فعلی و سابق آمریکایی درباره اثربخشی حملات محدود علیه انصارالله تردید دارند. آنها معتقدند بمباران محدود لزوماً این گروه را وادار به مذاکره یا عقبنشینی از مواضعش نمیکند؛ بهویژه اینکه انصارالله سال گذشته نزدیک به هشت هفته زیر بمباران آمریکا دوام آورد.
🔵ائتلاف ضدانصارالله از نظر نظامی و سیاسی شکننده است. «گرگوری جانسون» پژوهشگر سیاسی، نیروهای تحت حمایت عربستان را مجموعهای از گروههای مختلف یمنی با اهداف متفاوت توصیف میکند که گاه بیشتر با یکدیگر درگیرند تا با انصارالله.
🔵عملیات گذشته علیه یمن، هزینه بسیار بالایی برای آمریکا داشت. مصرف تسلیحات در ماه نخست حدود یک میلیارد دلار برآورد شده بود و دو فروند جنگنده اف۱۸ سوپر هورنت، هرکدام به ارزش حدود ۶۷ میلیون دلار، در جریان عملیات بهطور تصادفی از ناو هواپیمابر آمریکا به دریا سقوط کردند.
🔵ترامپ در نهایت در سال گذشته ناگهان با انصارالله به آتشبس رسید. او گفت انصارالله تعهد داده دیگر به کشتیها حمله نکند و آمریکا نیز به این تعهد احترام خواهد گذاشت. پس از آن، انصارالله حملات علیه کشتیهای آمریکایی را متوقف کرد.
🔵یک مقام آمریکایی هشدار داده که ازسرگیری حملات آمریکا میتواند حملات انصارالله به کشتیهای آمریکایی را دوباره فعال کند. در چنین شرایطی، همزمانی بیثباتی هرمز و بابالمندب میتواند مسیرهای انتقال نفت و گاز را با اختلال بیشتری مواجه کند.
🔵انصارالله از زمان آتشبس توانمندیهای نظامی خود را بازسازی کرده است. این گروه حتی از هوش مصنوعی برای طراحی و مهندسی انواع جدید موشک استفاده میکند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
https://www.mp4.ir/Video?Watch=30415-904763345 🎬 سه روز کندور | Three Days of the Condor (1975) کا
«سه روز کرکس» نشان میدهد که #نفت و منابع مهم یک کشور میتوانند به مسئله امنیتی تبدیل شوند و دولتها را به سمت مداخله و عملیات پنهان ببرند.
فیلم این سؤال را مطرح میکند که آیا حفظ امنیت و منافع ملی میتواند عملهای ضداخلاقی مانند کشتن و مداخله را توجیه کند؟
در ادامه روشن میشود که آنچه در ظاهر یک اقدام امنیتی است، میتواند با منافع اقتصادی و سیاسی درهمتنیده باشد و همین مسئله پرسش از مشروعیت این اقدامات را ایجاد میکند.
فیلم نشان میدهد برای فهم یک درگیری باید منافع پشت ماجرا، برداشت بازیگران از تهدید، اطلاعاتی که در اختیار دارند، تصمیمی که میگیرند و نتیجهای که به بار میآورند را با هم دید.
#اقتصاد #ژئوپلتیک #ژئواکونومیک #نفت #انرژی
🔸آمریکا چگونه میخواهد پیروز جنگ شود؟
✍️ شمس الدین شریعتی
در ۲۴ اوت، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، آغاز «عملیات سرنوشتساز اقتصادی» یا «Economic D-Day» علیه ایران را اعلام کرد. خزانهداری امریکا آن را بزرگترین حملۀ مالی علیه یک دشمن برای بریدن شریانهای مالی ایران معرفی کرد و بسنت گفت هدف این است که تهران در نهایت تنها بماند. او حتی این عملیات را صریحاً با D-Day جنگ جهانی دوم مقایسه کرد.
این انتخاب واژه تصادفی نبود. D-Day در حافظۀ تاریخی آمریکا با ۶ ژوئن ۱۹۴۴ و عملیات نرماندی پیوند خورده است؛ بزرگترین تهاجم دریایی تاریخ که جبهۀ غربی را علیه آلمان نازی گشود و به یک نقطۀ تعیینکنندۀ جنگ جهانی دوم تبدیل شد. کمتر از یازده ماه بعد، آلمان بدون قید و شرط تسلیم شد.
پس وقتی واشنگتن از «D-Day اقتصادی» سخن گفت، فقط یک اسم تبلیغاتی انتخاب نکرد؛ وعدۀ یک نقطۀ عطف داد: عملیاتی بزرگ و تعیینکننده که قرار بود مسیر جنگ را عوض کند و به گفتۀ بسنت بدون نیاز به بمباران، ایران را به زانو درآورد.
اما با گذشت حدود یک ماه نه تنها چنین نقطۀ عطفی دیده نمیشود، بلکه دوباره سخن از حملات نظامی به میان آمده است. حدود یک هفته پس از این کارزار، آمریکا به بمبارانهای پراکنده علیه اهداف و نفتکشهای ایرانی بازگشت. در همین حال، همراهکردن شرکای بزرگ تجاری ایران نیز آنگونه که برای اجرای این طرح لازم بود پیش نرفته است.
پیش از «D-Day اقتصادی» نیز قرار بود محاصرۀ دریایی فشار تعیینکننده را ایجاد کند. اما به دلیل عدم تاثیر دلخواه، حالا به محاصره، تحریمهای ثانویه، عملیات مالی و دوباره تهدید نظامی اضافه شده است.
این رفتوآمد میان ابزارها پرسش اصلی جنگ را برجسته میکند: اگر فشار اقتصادی قرار است ایران را وادار به عقبنشینی کند، چرا دوباره بمباران لازم میشود؟ و اگر بمباران راه پیروزی است، چرا پس از ماهها جنگ هنوز محاصره، تحریم ثانویه و یک «D-Day اقتصادی» ضروری است؟
مشکل آمریکا کمبود ابزار نیست. واشنگتن از نظر نظامی و اقتصادی قدرت بیشتری دارد و خسارتهای سنگینی هم به ایران وارد کرده است. مشکل جای دیگری است: هنوز روشن نیست این ابزارها چگونه قرار است از مرحلۀ تحمیل خسارت عبور کنند و به تغییر ارادۀ سیاسی ایران برسند.
🔻ضربهزدن، همان پیروزشدن نیست
نابودی یک تأسیسات، کاهش صادرات نفت یا از بین بردن بخشی از توان نظامی، موفقیت عملیاتی است. اما موفقیت عملیاتی زمانی به پیروزی راهبردی تبدیل میشود که رفتار سیاسی طرف مقابل را تغییر دهد. «نظریۀ پیروزی» دقیقاً همین حلقه را توضیح میدهد: چگونه ابزار جنگ باید به نتیجۀ سیاسی مطلوب منتهی شود. در مورد آمریکا، این حلقه مبهم است.
تحریم و محاصره میتواند درآمد را کاهش دهد و تجارت را مختل کند. بمباران میتواند تأسیسات و تجهیزات را نابود کند. اما در چه نقطهای مجموع این هزینهها قرار است امریکا را به پیروزی برساند؟ سؤال این نیست که فشار آمریکا اثر دارد یا نه؛ اثر دارد. سؤال این است که چرا این اثر هنوز به اجبار سیاسی تبدیل نشده است.
ممکن است گفته شود هدف آمریکا تسلیم سریع ایران نیست، بلکه فرسایش تدریجی قدرت آن است. اما حتی یک راهبرد فرسایشی نیز به تعریف نقطۀ پایان نیاز دارد: چه میزان تخریب توان نظامی، کاهش درآمد نفت یا تضعیف نفوذ منطقهای ایران برای پایان جنگ کافی است؟ اگر چنین نقطهای تعریف نشده باشد، «فشار بیشتر» میتواند خودش جای «راهبرد» را بگیرد.
در مقابل اما نظریۀ پیروزی ایران، محدودتر و روشنتر است: شکست نخوردن، حفظ ظرفیت پاسخ و افزایش تدریجی هزینۀ جنگ برای آمریکا. در این نظریه طرف ضعیفتر لازم نیست حتماً طرف قویتر را در میدان شکست دهد، بلکه کافی است مانع تحقق هدف او شود و هزینه ادامۀ جنگ را آنقدر بالا ببرد که مسئلۀ «ارزش ادامه دادن» به موضوع اصلی تبدیل شود.
در نتیجه مسئلۀ اصلی در امریکا این است که ادامۀ جنگ هر روز هزینه بیشتری تولید میکند، بدون آنکه هنوز معلوم باشد این هزینهها چگونه قرار است به پایان مطلوب واشنگتن منتهی شوند. این محدودیت فقط نظامی نیست؛ سیاسی و اقتصادی هم هست. جنگ هفتماهه به یکی از مسائل اصلی داخلی آمریکا تبدیل شده و نظرسنجیها از حمایت محدود افکار عمومی از ادامۀ جنگ حکایت دارند. ترامپ همزمان باید افزایش هزینه انرژی و انتخابات میاندورهای را نیز مدیریت کند.
لذا پرسش همان است که پشت عنوان پرطمطراق «عملیات سرنوشتساز اقتصادی» یا «Economic D-Day» پنهان مانده بود: بعد از تحریم بیشتر، محاصرۀ شدیدتر و بمباران بیشتر، دقیقاً چه اتفاقی قرار است بیفتد که تاکنون نیفتاده است؟
برتری نظامی تعیین میکند چه کسی میتواند بیشتر تخریب کند؛ نظریۀ پیروزی تعیین میکند این تخریب برای چه، تا کجا و چگونه باید جنگ را به پایان برساند؛ چیزی که امریکا فاقد آن است.
تحلیلگر اکونومیست: این بحران «نفت» نیست؛ بحران واقعی، سوخت است
تمرکز صرف روی قیمت نفت برنت و میانگین قیمت بنزین در آمریکا، تصویر کامل را نشان نمیدهد.
این یک بحران سوخت است، نه صرفاً بحران نفت.
قیمت گازوئیل به رکوردهای تاریخی رسیده، حتی در شرایطی که نفت خام هنوز رکورد نزده است. فشار این بحران هم در کشورهای فقیر شدیدتر است؛ جایی که کمبود سوخت و اعتراضات در حال دیده شدن است.
با این حال، تا زمانی که کمبود گازوئیل اثر واضح و جدی روی اقتصاد آمریکا نگذارد، قیمت بنزین مهمترین عاملی است که میتواند رفتار ترامپ را تغییر دهد.
و فعلاً، قیمت بنزین هنوز آنقدر «فاجعهبار» نشده که ترامپ را وادار به تغییر مسیر کند.
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ معاون وزیر امور خارجه آمریکا در دهلینو، پایتخت هند: اشتباه ۲۰ سال قبل در مورد چین را تکرار نمیکنیم. نمیگذاریم هند به حدی پیشرفت کند که بتواند با ما رقابت کند!
هدایت شده از انتفاضه فلسطین، محسن فایضی
ترامپ در سازمان ملل:
❗️ما در سومین سالگرد حمله ۷ اکتبر آن را گرامی میداریم.
تروریستهایی که از سوی ایران حمایت مالی میشدند، ۱۲۰۰ غیرنظامی بیگناه، از جمله دهها آمریکایی و تعداد زیادی نوزاد – نوزادان کوچک، ظریف و زیبا – را شکنجه، آزار و قتل عام کردند.
❗️رهبر عالی ایران از این کشتار استقبال کرد و آن را "خدمتی به بشریت" نامید.
این رژیم امسال بیش از ۷۲ هزار شهروند خود را به قتل رساند.
فقط تصور کنید که چنین رژیم شنیعی با قدرت کافی، حملات تروریستی گستردهای را از پشت یک سپر هستهای انجام دهد.
این واقعیتی بود که ما باید با آن روبرو میشدیم، واقعیتی که متاسفانه بسیاری ترجیح میدادند آن را نادیده بگیرند. همه آن را نادیده گرفتند.
من باید یک تصمیم بزرگ بگیرم.
❗️ آیا قرار است توافقی با ایران صورت گیرد که به آنها اجازه دهد خود را بازسازی کنند و کشوری بسیار بزرگتر از آنچه قبلاً بود، ایجاد کنند، شاید یکی از بزرگترین کشورهای خاورمیانه یا حتی جهان؟
❗️یا آیا من جمهوری اسلامی را نابود میکنم و این کار را به سرعت انجام میدهم، بدون اینکه به آنها فرصتی بدهم تا دوباره مردم و کشورها را به قتل برسانند و ویران کنند؟
❗️آیا من آنها را به سوی نابودی سوق میدهم، بدون هیچ امیدی به بقا و بدون هیچ چشماندازی از شکوه در آینده برای نسلها؟
❌اما من معتقدم که ما بلافاصله پس از انتخابات، به یک توافق خواهیم رسید، زیرا برای آنها منطقی نیست که این کار را نکنند.
آنها منتظرند تا ببینند من در انتخابات میاندورهای چه عملکردی خواهم داشت. آنچه آنها متوجه نمیشوند این است که من در این انتخابات شرکت نمیکنم. من این کار را قبلاً انجام دادم و با پیروزی قاطع به آن رسیدم
🔴ما جنگ در غزه را پایان دادیم و جان هزاران نفر را نجات دادیم.
@Thirdintifada
🔹حسین قتیب:
تصاویر ماهوارهای تازه از پایگاه العدید قطر، حضور دستکم ۲۵ هواپیمای سوخترسان نیروی هوایی آمریکا را نشان میدهد؛ بنا بر HamerIntel، بزرگترین تمرکز از آغاز جنگ.
چنین آرایشی ظرفیت آمریکا برای عملیات هوایی ممتد و حملات دوربرد در منطقه را بهطور محسوسی افزایش میدهد.
https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2102339850892644726
🔹حسین قتیب:
مشکل علم سیاست در ایران، استادانیاند که سالها سیاست درس دادهاند اما هنوز بحران فعلی را با منطق «یک مقصر» توضیح میدهند.
وقتی قدرت، منافع، تهدید و موازنه قوا حذف میشود، چیزی که میماند علم سیاست نیست؛ گزاره لایکخوری است که الگوریتم تقویتش میکند.
#پرده_بر_چشم_و_گوش
Quoting sadeghZibakalam (@sadeghZibakalam)
🔹صادق زیباکلام:
بسیاری از چشمها به نیویورک است که آیا گره ای ممکن است بازشود؟
اما مشکل ما نه باآمریکاست، نه با اعراب و نه حتی با نتانیاهو.مشکل ما با تندروهای خودمان است که ۳۶سال همه قدرت را بدست آورده بودند و حالاسرسوزنی حاضر به ازدست دادن آن نیستندولو به قیمت بخاک سیاه نشستن نود میلیون ایرانی.
https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2102314967865139633
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹حسین قتیب: مشکل علم سیاست در ایران، استادانیاند که سالها سیاست درس دادهاند اما هنوز بحران فعلی ر
🔹حسین قتیب:
🔻نوشته شده به تاریخ ۲۹ ماه می ۲۰۲۶ (حدودا ۴ ماه قبل)
بخشی از نخبگان سیاسی ایران هنوز تصوّر میکنند که میتوان با منطق برجامی، یعنی امتیازدهی محدود در برابر رفع بخشی از فشارها، با آمریکای ترامپ وارد معامله شد.
آنان مذاکرات غیرمستقیم در پاکستان را فرصتی برای مهار بحران میبینند و گمان میکنند اگر ایران بخشی از برنامه هستهای خود را تعلیق کند، واشنگتن نیز در برابر آن به کاهش تحریمها، تضمینهای امنیّتی یا نوعی توافق پایدار تن خواهد داد. امّا این نگاه یک خطای بنیادین دارد: آمریکای ترامپ، آمریکای اوبامّا نیست.
در چارچوب امپراتوری نوین، واشنگتن دیگر در پی مدیریت اختلافات از طریق سازوکارهای حقوقی و دیپلماتیک نیست.
منطق حاکم بر سیاست خارجی ترامپ، منطق معاملهی برابر نیست؛ منطق تحمیل، تسلیم، تحقیر و تبدیل قدرت نظامی و اقتصادی به ابزار باجگیری ژئوپلیتیک است.
ترامپ نهتنها از زبان مذاکرهی متعارف فاصله گرفته، بلکه با ادبیات تهدید، تسلیم و نابودی سخن گفته است. وقتی رئیسجمهور ایالات متّحده از ایران پرچم سفید میخواهد، این دیگر زبان توافق نیست؛ زبان دیپلماسی قهری است.
پذیرش مسیر پاکستان از سوی ایران را باید در همین چارچوب فهمید. ایران به این مسیر وارد شد نه به دلیل اعتماد به قواعد قدیم، بلکه به دلیل فشار یک تهدید تمدّنی. تهدید ضمنی به استفاده از نیروی ویرانگر علیه ایران، از جمله تهدید هستهای، دستگاه تصمیمگیری ایران را با وضعیتی مواجه کرد که در آن ردّ کامل مسیر دیپلماتیک میتوانست بهانه لازم را برای تشدید فوری در اختیار امپراتوری بگذارد. بنابراین پاکستان به یک کانال اضطراری تبدیل شد؛ کانالی برای خرید زمان، مدیریت شوک، جلوگیری از اجماع فوری علیه ایران و فهمیدن این پرسش که آیا هنوز امکان معاملهای حداقلی وجود دارد یا نه؟
امّا خطر دقیقاً همینجاست. در چنین وضعیتی، مذاکره میتواند از ابزار مدیریت بحران به ابزار فرسایش قدرت ایران تبدیل شود. هر امتیاز یکجانبه از سوی ایران، اگر با اهرم بازدارنده همراه نباشد، نه به توافق پایدار، بلکه به مرحله بعدی فشار منتهی میشود. زیرا هدف طرف مقابل حلّ یک اختلاف نیست؛ هدف، حذف یک بازیگر نافرمان از معادلهی منطقهای است. در منطق امپراتوری نوین، ایران نه یک طرف مذاکره، بلکه یک استثنا، یک مزاحم و یک نمونه تنبیهی برای دیگران است.
بنابراین مسیر برجامی در شرایط جدید، در بهترین حالت نوعی خودفریبی راهبردی است و در بدترین حالت، مسیری لغزنده بهسوی تسلیم تدریجی. مذاکره، اگر بدون اهرم، بدون بازدارندگی، بدون توان تحمیل هزینه و بدون تضمین اجرایی باشد، دیگر دیپلماسی نیست؛ تبدیل به فرایند مدیریتشدهی خلع قدرت میشود.1👇
🔻برای مطالعه ادامه نوشته لطفا بر دکمه InstantView فشار دهید.
https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2060322473648828764
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹حسین قتیب: 🔻نوشته شده به تاریخ ۲۹ ماه می ۲۰۲۶ (حدودا ۴ ماه قبل) بخشی از نخبگان سیاسی ایران هنوز ت
این دو نوشتهی آقای قتیب میتونه ناظر به نوشتههای امثال زیباکلام، مهدی کروبی و... باشه.
🔹تاکر کارلسون:
هدف کلی، هدف اصلی چیست؟
چون به نظر من هر فرد عاقلی که حقایق را ارزیابی میکند،
آنطور که همین الان در اواسط سپتامبر ۲۰۲۶ میبینیم،
متوجه میشود که آمریکا و بریتانیا
واقعاً آخرین متحدانی هستند که اسرائیل دارد
در دنیا.
و مردمان [این کشورها]...
اما من از طرف کشور خودم صحبت میکنم،
جمعیت اینجا دارد متوجه هزینه،
ببخشید، این رابطه میشود
و همینطور متوجه، نسلکشی در غزه،
و غیره و غیره.
و مردم واقعاً از دست اسرائیل عصبانی هستند.
بله. این کاملاً واضح است، بهویژه جوانان. بله.
خب اگر تو جای اسرائیل باشی، احمق نیستی.
میدانی که این رابطه قرار است تغییر کند،
و نه به نفع تو.
برنامهات چیست؟ برنامهشان چیست؟
همین الان دارند چه کار میکنند؟
🔸مکس بلومنتال:
اسرائیل باید جوامع غربی را غیردموکراتیک کند تا کنترل را حفظ نماید،
چرا که مردم دارند علیه آنها موضع میگیرند.
آنها باید جوانان را شستوشوی مغزی دهند و برنامههایی مانند برنامه درسی PragerU را وارد سیستمهای آموزش دولتی کنند.
در واقع، آنها باید روزنامهنگارانی را در کشور ما به زندان بیندازند که در اهداف تبلیغاتیشان اختلال ایجاد کردهاند، مانند خود من، و برای انجام این کار تمام مهرههای خود را فعال خواهند کرد.
اما آنچه در نهایت میخواهند،
و شاید کمی افراطی به نظر برسد،
اما این چیزی است که من مجبور شدم به آن برسم،
آنها کنترل جهانی میخواهند.
همانطور که جهان به سمتی پیش میرود که چندقطبیتر شود
و به نظر میرسد امپراتوری آمریکا تا حدی در حال عقبنشینی است،
اسرائیل همچنان مصمم است که کنترل را به دست آورد
در قلب اوراسیا،
و این همان جایی است که ایران در آن قرار دارد.
https://youtu.be/zw5H0fFkj-k?si=5B56if3VMtdv83oU