🔹آرنو برتران:
https://fxtwitter.com/RnaudBertrand/status/2102606070694937075
خب، اکنون متن اصلی توافقنامه گرینلند در دسترس ماست،
(https://www.whitehouse.gov/briefings-statements/2026/09/agreement-between-the-government-of-the-united-states-of-america-and-the-government-of-the-kingdom-of-denmark-together-with-the-government-of-greenland-to-amend-and-supplement-the-agreement-of-27-apri/)
بنابراین میتوانیم بگوییم این توافق در مقایسه با توافق موجود سال ۱۹۵۱ چگونه است و میان ترامپ و دانمارک، چه کسی در روایت و قاببندی خود از آن بیشتر دروغ گفته است.
خلاصه کلام - که ممکن است برخی را غافلگیر کند - دانمارکیها بیشتر دروغ گفتند: ترامپ در این ادعا که این توافق جدید کنترل گرینلند را به ایالات متحده واگذار میکند، تا حد زیادی درست میگوید.
بیایید نگاهی بیندازیم به اینکه چه چیزهایی در مقایسه با توافق سال ۱۹۵۱ تغییر کرده است:
۱) این توافق اکنون یک ترتیب دائمی است: در حالی که توافق موجود سال ۱۹۵۱ تنها تا زمانی اعتبار داشت که ناتو وجود داشته باشد، این توافق جدید «تاریخ پایانی ندارد و تنها با رضایت طرفین قابل اصلاح است».
این توافق حتی در صورت استقلال فرضی گرینلند در آینده نیز باقی میماند: در آن صورت، دانمارک و گرینلند باید اطمینان حاصل کنند که دولت مستقل گرینلند «بهطور مؤکد تمام حقوق و تعهدات پادشاهی دانمارک مشخصشده در این توافقنامه را بر عهده بگیرد».
۲) در توافق سال ۱۹۵۱، ایالات متحده تنها در جایی میتوانست پایگاه ایجاد کند که هر دو دولت توافق میکردند، و آن هم صرفاً بر اساس برنامهریزی ناتو.
توافق جدید سه پایگاه را تثبیت میکند: ایالات متحده میتواند فعالیتهای خود را در «پیتوفیک» (Pituffik) - که تا کنون تنها پایگاه آن در گرینلند بود - «مدرنیزه کرده و گسترش دهد» و «مجاز خواهد بود یک منطقه دفاعی اضافی در نارسارسواک (Narsarsuaq) و مسترسویگ (Mestersvig) ایجاد کند».
پایگاههای بیشتر فراتر از این ۳ مورد را میتوان با دفاع از «قاره آمریکا» توجیه کرد که یک منافع آمریکایی است نه منافع ناتو.
همچنین، بسیار ظریف اما جالب: ماده IV(iii) میگوید که «ایالات متحده میتواند مناطق دفاعی اضافی در گرینلند ایجاد کند» و پس از آن رایزنیهایی برای «تصمیمگیری درباره جزئیات اجرا بر اساس توافق متقابل» انجام میشود. معنای این بند این است که اصلِ ایجاد پایگاه جدید بهطور خودکار اعطا شده و تنها جزئیات اجرای آن نیازمند توافق است.
ماده VII نیز به ایالات متحده «حق ابراز نگرانی در مورد ساختوساز یا تغییر کاربری» هرگونه ساختمان در نزدیکی پایگاههای آمریکا را میدهد که پس از آن طرفین با هم درباره اقدام بعدی تصمیم میگیرند. این بدان معناست که ایالات متحده در شهرسازی و برنامهریزی غیرنظامی اطراف پایگاههای خود حق اظهارنظر دارد.
۳) در مورد رفتوآمد نظامی ایالات متحده در سراسر گرینلند، تغییر عبارتبندی میان توافق سال ۱۹۵۱ و این توافق جدید بسیار جالب است.
متن سال ۱۹۵۱ میگفت (ماده V(3)): ایالات متحده «میتواند از... حق دسترسی آزاد و رفتوآمد بین مناطق دفاعی از طریق گرینلند، از جمله آبهای سرزمینی، از راه زمینی، هوایی و دریایی برخوردار شود»، اما تنها «طبق قوانین عمومی که مورد توافق طرفین قرار گرفته و توسط مقام مربوطه دانمارکی در گرینلند صادر شده است».
متن جدید میگوید: «ایالات متحده آمریکا از... حق دسترسی آزاد و رفتوآمد بین مناطق دفاعی از طریق گرینلند، از جمله آبهای سرزمینی، از راه زمینی، هوایی و دریایی برخوردار خواهد بود».
همین و بس: «میتواند» به «خواهند بود/باید» تغییر یافته و رفتوآمد نظامی ایالات متحده دیگر نیازی به پیروی از قوانین «صادرشده توسط مقام مربوطه دانمارکی در گرینلند» ندارد. ایالات متحده همچنین چیز جدیدی علاوه بر این به دست میآورد: «دسترسی زیرسطحی (زیردریا) و رفتوآمد در آبهای سرزمینی»، یعنی زیردریاییها.
۴) انحصار و منع کشورهای غیر ناتو: کشورهای غیر عضو ناتو از داشتن تأسیسات نظامی یا حضور مداوم در گرینلند منع شدهاند مگر اینکه هر سه طرف تأیید کنند، که این امر به ایالات متحده یک حق وتوی دائمی و عملی میدهد. توافق سال ۱۹۵۱ هیچ بند معادلی نداشت.
۵) غربالگری و بررسی سرمایهگذاری: این مورد کاملاً جدید است. «کشورها یا سرمایهگذارانی از کشوری که عضو ناتو، شریک ناتو یا عضو اتحادیه اروپا نیستند» (یعنی روسیه، چین، هند، کشورهای خلیج فارس و غیره)، «مجاز به داشتن (i) کنترل، (ii) نفوذ قابل توجه، یا (iii) دسترسی به اطلاعات غیرعلنی... در بخشها یا فعالیتهای فوقالعاده حساس در قلمرو گرینلند (از جمله آبهای سرزمینی) نخواهند بود، مگر اینکه بین طرفین توافق شده باشد».
باز هم، این اساساً بدین معناست که تا جایی که به کشورهای غیر عضو ناتو یا اتحادیه اروپا مربوط میشود، ایالات متحده حق وتوی دائمی روی این دارد که چه کسی میتواند در بخشهای استراتژیک گرینلند سرمایهگذاری کند.
۶) در نهایت، در تضاد شدید با توافق ۱۹۵۱، قاببندی و محوریت توافق تغییر قابل توجهی کرده است: این توافق جدید عمدتاً حول محور ایالات متحده شکل گرفته است.
توافقنامه سال ۱۹۵۱ صرفاً «به نفع سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)» وجود داشت. توافق جدید، دفاع از «قاره آمریکا» را به عنوان یک هدف فهرست میکند، از «نقش غیرقابل جایگزین» ارتش ایالات متحده و همچنین «مشارکتهای تاریخی و مداوم انکارناپذیر ایالات متحده در امنیت و دفاع از گرینلند» تجلیل میکند و ایجاد سیستم دفاع موشکی «گنبد طلایی» (Golden Dome) ترامپ را به عنوان یک هدف کلیدی نام میبرد.
بنابراین، به عنوان جمعبندی:
* ایالات متحده یک پایگاه نظامی دائمی به دست آورد که حتی یک گرینلند مستقل نیز چه بخواهد و چه نخواهد آن را به ارث خواهد برد.
* ایالات متحده اکنون حق وتو بر هرگونه حضور نظامی غیر ناتو در گرینلند، و بر این دارد که چه کسی میتواند در زیرساختها و منابع استراتژیک آن (فراتر از ناتو و اتحادیه اروپا) سرمایهگذاری کند.
* دانمارک حق اظهارنظر خود در مورد اصلِ ایجاد پایگاههای جدید آمریکا را واگذار کرد و تنها حق بحث در مورد «جزئیات اجرا» برایش باقی ماند.
* مقامات دانمارکی دیگر قوانین رفتوآمد نظامی آمریکا در سراسر جزیره را تعیین نمیکنند.
* و همه اینها اکنون با دفاع از «قاره آمریکا» توجیه میشود.
من نمیدانم این موضوع در کدام جهان حتی ذرهای «حاکمیت و تمامیت ارضی پادشاهی و حق مردم گرینلند برای تعیین سرنوشت خود را به رسمیت میشناسد»، آن طور که مت فردریکسن، نخستوزیر دانمارک بیان کرد
(https://stm.dk/en/press/press-releases/expected-agreement-on-strengthened-security-in-the-arctic-and-the-north-atlantic-area).
بله، مقدمه متن به شکلی بدبینانه و بدگمانانه حاکمیت دانمارک را «مجدداً تأیید میکند»، اما از نظر من، وقتی به یک کشور خارجی اجازه میدهید در خاک شما پایگاه بسازد، نیروهایش را بدون پیروی از قوانین شما جابهجا کند و تعیین کند چه کسانی میتوانند وارد شوند - آن هم به صورت دائمی و پس از دو سال تهدید به گرفتن آن با زور - واژه مناسب برای این کار هر چه باشد، «حاکمیت به رسمیت شناختهشده» نیست 🤷
🔻نقلقول از آرنو برتران:
به نظر میرسد آنچه اتفاق افتاد این بود:
ترامپ: «ما قرار است گرینلند را بخریم!»
دانمارک: «مطلقاً نه، گرینلند فروشی نیست! اما میتوانید آن را رایگان داشته باشید»
(من آگاهم که دانمارک میگوید «حاکمیت» خود را بر آن حفظ کرده است، اما مطمئن نیستم وقتی کشور دیگری حق وتوی دائمی دارد که چه کسی میتواند در قلمرو شما سرمایهگذاری کند و آنجا را از نظر نظامی اشغال کرده است، این واژه چه معنایی دارد)
https://x.com/RnaudBertrand/status/2101126336588959819
🔻توهم تاریخی پکیجفروشان سیاسی
🔻 هر سال شهریور که میرسد، پیش از آنکه هیئت سیاسی ایرانی برای شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل، در فرودگاه جانافکندی نیویورک پیاده شود، گروهی از تحلیلگران و رسانههای نزدیک به جریان اصلاحات شروع به نسخهپیچی میکنند: «فرصت تاریخی»، «دیدار سرپایی»، «لبخند در راهرو». گویی سیاست خارجی یک نمایش تئاتر است و اگر رئیسجمهور ایران و آمریکا در حاشیه مجمععمومی سازمان ملل با هم دست بدهند و حتی چند ثانیه به هم لبخند بزنند، همه گرههای کور چهلوچند ساله باز میشود. این نوع تحلیل، نهفقط سادهسازی سیاست خارجی است، بلکه نوعی «رؤیافروشی» آگاهانه است که پیش از هر سفر، انتظاراتی میسازد که قرار نیست محقق شود و در نهایت یا به سرخوردگی میانجامد یا به فرسایش بیشتر اعتماد عمومی. اگر قرار بود مشکلات ایران و آمریکا با یک دستدادن حل شود، این پرونده تابهحال دهها بار بسته شده بود.
پروندههای همیشه باز میان ایران و آمریکا
🔻 شاید لازم است نگاهی به پروندههای باز میان ایران و آمریکا بیندازیم و بعد بهسادگی روشن میشود که آیا این حجم و عمق دشمنی که آمریکا با ایران دارد، با یک دیدار حل میشود؟
🔻اول؛ کودتای 1332 علیه دولت مصدق: آمریکا و بریتانیا دولت ملی و مردمی محمد مصدق را سرنگون کردند تا صنعت نفت ایران را به کنترل خود بازگردانند.
🔻دوم؛ جانبداری از شاه و مداخله فزاینده در ایران: پس از کودتا، دخالتهای آمریکا در ایران بیشتر شد و محمدرضا پهلوی هم که بازگشت دوباره به کرسی قدرت را-پس از فراری که قبل از کودتا داشت- مدیون آمریکاییها میدانست، دست آنها را باز گذاشت و مداخلات گسترده واشنگتن در ایران خشم مردم را برانگیخت.
🔻سوم؛ پناهدادن به دیکتاتور فراری و عدم استرداد او: پس از انقلاب اسلامی در سال 57، آمریکا محمدرضا پهلوی را از کشور گریخته و آواره شده بود، پذیرفت و با وجود درخواست مکرر ایران برای استرداد او به ایران به منظور رسیدگی قانونی به عملکرد او، از تحویل دادنش خودداری کرد.
🔻چهارم؛ بحران جاسوسی سفارت آمریکا در تهران: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سفارت آمریکا در تهران تبدیل به محلی برای هر کاری غیر از امور دیپلماتیک جاری شد. تبدیل سفارت آمریکا در تهران به مرکز جاسوسی و توطئه، حمایت از گروههای ضدانقلاب و برانداز، تلاش برای جذب دولتمردان ایرانی و مداخله در امور داخلی مواردی بود که باعث شد دانشجویان پیرو خط امام سفارت آمریکا را به تسخیر خود درآورند و ۵۲ دیپلمات آن به مدت ۴۴۴ روز در بازداشت ایران بودند. این اتفاق به قطع کامل روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا انجامید.
🔻پنجم؛ حمایت از عراق در جنگ هشتساله: آمریکا در طول جنگ ایران و عراق از صدام حمایت نظامی، اطلاعاتی و مالی کرد و درعینحال از تحریمهای اقتصادی و تسلیحاتی علیه ایران حمایت کرد.
🔻ششم؛ حمله به پرواز شماره ۶۵۵ ایرانایر: سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی در سال ۱۹۸۸ که به شهادت ۲۹۰ نفر منجر شد، بهعنوان یک فاجعه انسانی در حافظه ایرانیان باقی مانده است.
🔻هفتم؛ قراردادن ایران در محور شرارت: دولت بوش در سال ۲۰۰۲ ایران را به همراه عراق و کره شمالی در «محور شرارت» قرار داد و فضای تنش را بهشدت تشدید کرد؛ درحالیکه با پیشنهاد محمد خاتمی، رئیسجمهور وقت ایران، آن سال، سال گفتوگوی تمدنها نام گرفته بود!
🔻هشتم؛ برنامه هستهای و برجام: از دهه 80 برنامه هستهای ایران به محور اصلی دشمنیهای آمریکا تبدیل شد؛ پس از سالها مذاکرات مختلف هستهای، برجام امضا شد، اما آمریکا از آن هم بیرون آمد.
🔻نهم؛ ترور سردار سلیمانی: حمله پهپادی آمریکا در فرودگاه بغداد که به شهادت سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران منجر شد، از نقاط اوج دشمنی آمریکا با مردم ایران بود.
🔻دهم؛ تحریمهای فلجکننده و فشار حداکثری: آمریکا شبکه گستردهای از تحریمهای یکجانبه علیه ایران را اعمال کرد که موجب فشارهای اقتصادی به مردم شد.
🔻یازدهم؛ جنگ ۱۲ روزه و حمله به تأسیسات هستهای: در این جنگ که با تجاوز اسرائیل و حمایت مستقیم آمریکا آغاز شد، مقامات و دانشمندان ایران، خانههای مسکونی و نیز تأسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان هدف حملات مشترک اسرائیل و آمریکا قرار گرفتند.
🔻دوازدهم؛ جنگ ۴۰ روزه: جنگ رمضان دومین تجاوز مستقیم آمریکا و اسرائیل به ایران طی کمتر از یک سال به ایران بود که با ترور رهبر شهید و حمله به مدرسه میناب آغاز شد. انتقام خونهای ریختهشده و دریافت غرامت ویرانیها بخشی از موضوعاتی است که هنوز رسیدگی نشده است.
🔻 البته که ترور رهبر شهید این ملت، خود بهتنهایی برایآنکه کسی دنبال چنین دیداری نباشد، کفایت میکند. آیا این مشکلات عمیق جایی برای دیدار باقی میگذارد؟ و بر فرض که روی همه این عزت سیاسی پا گذاشتیم، آیا چنین دیداری نتیجهای خواهد داشت؟
تجربه ترامپ؛ دیدارهایی که هیچچیز حل نکردند
🔻 نکته دیگر این است که آیا دیدار با ترامپ قرار است حلال مشکلات باشد؟ دونالد ترامپ، رئیسجمهوری که اصلاحطلبان مشتاق دیدار او با پزشکیان هستند، خودش یکی از پرکارترین رؤسایجمهور آمریکا در تاریخ معاصر از نظر «دیدارهای نمایشی» با رهبران کشورهای متخاصم بوده است و نتیجه این دیدارها چه بود؟ تقریباً هیچ.
🔻 دیدار سنگاپور با کیم جونگ اون در ژوئن ۲۰۱۸ بهعنوان «نخستین دیدار رهبران آمریکا و کره شمالی» جشن گرفته شد. رسانهها از «پایان جنگ سرد» در شبهجزیره سخن گفتند و ترامپ مدعی شد که کره شمالی «دیگر تهدید نیست.» کیم متعهد شد که «خلع سلاح هستهای کامل» را انجام دهد و ترامپ «تضمینهای امنیتی» ارائه کرد. کمتر از دو سال بعد، عهدشکنی ترامپ باعث شد تا کره شمالی نهفقط برنامه هستهای خود را متوقف نکرد، بلکه موشکهای بالستیک قارهپیما را هم آزمایش کرد.
🔻 نشست هلسینکی با پوتین در ژوئیه ۲۰۱۸ بدتر از سنگاپور بود. ترامپ در کنفرانس خبری مشترک با پوتین، علناً گفت که به سازمانهای اطلاعاتی خودش درباره دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ اعتماد ندارد و پوتین را بیشتر باور دارد. این نشست در آمریکا بهعنوان یکی از تحقیرآمیزترین لحظات دیپلماتیک تاریخ مدرن ثبت شد. هیچ گرهای از روابط آمریکا و روسیه باز نشد و حتی تحریمهای جدید کنگره علیه مسکو تصویب شد.
ترامپ در سفر امسال به نیویورک نیز قرار است با دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، دیدار کند؛ کشوری که آمریکا خودش رهبرش را با عملیات نظامی ربود و به آمریکا منتقل کرد تا در دادگاه محاکمه شود. آیا این دیدار قرار است «روابط دو کشور را حل کند»؟ بدیهی است که نه. اینها دیدارهای نمایشیاند، نه ابزار حل مشکلات و یا حتی قدم آغاز حل مشکل.
سادهسازی خطرناک سیاست خارجی
🔻 مشکل اصلی رویکرد اصلاحطلبان، فروکاستن سیاست خارجی به روابط شخصی رهبران است. سیاست خارجی هر کشور محصول مجموعهای از عوامل است: مسائل داخلی، منافع ملی، همپیمانان و... و در مورد ایران برابر آمریکا چند دهه بیاعتمادی هم وجود دارد. هیچیک از اینها با یک دستدادن عوض نمیشود.
🔻 نگاهی به تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان میدهد که حتی پیمانهای بینالمللی نیز راهگشا نبوده است؛ تجربه برجام و مذاکرات قبلی آن و صمیمیتی چون قدمزدن وزرای خارجه کنار رودخانه و تسلیت فوت بستگان و... نیز ثمری نبخشید. حال با چنین تجربهای، دیدار کوتاه و دستدادن با قاتل رهبر شهید و کودکان میناب و هزاران نفر از مردم و مقامات ایران قرار است چه فایدهای برای ایران داشته باشد؟ حالا موضوع عزت در سیاست خارجی بماند! اگر یک توافق رسمی و بینالمللی با امضای همه طرفها نتوانست دوام بیاورد، یک دیدار سرپایی در راهرو چه چیزی را تضمین میکند؟
🔻 نکته مهمتر این است که در شرایط فعلی، آمریکا و ایران در وضعیت جنگی قرار دارند. پزشکیان خودش پیش از سفر در نشست خبری به «بدعهدی و پیمانشکنی» آمریکا اشاره کرد و گفت «آنها علیرغم مذاکره و تفاهم عمل کردند.» اگر رئیسجمهور خودش میداند که طرف مقابل بهراحتی توافق را زیر پا میگذارد، چه انتظاری از یک دیدار کوتاه و مثلاً ناگهانی میتوان داشت؟
ذوقزدگی برای تضعیف ایران!
🔻 این اشتیاق افراطی که رسانههای حامی رابطه با آمریکا از خود نشان میدهند، عملاً به تضعیف ایران میانجامد:
⬅️تضعیف موضع مذاکرهای ایران: وقتی یک طرف اینقدر مشتاق دیدار است، طرف مقابل بهایی نمیپردازد. اشتیاق علنی به دیدار، ابزار چانهزنی را از دست ایران میگیرد.
⬅️ نادیدهگرفتن واقعیتهای میدانی: درحالیکه این بحثها جریان دارد، زنگ آغاز سال جدید تحصیلی در ایران به صدا درآمده بدون حضور دهها دانشآموز و دانشجو و معلم و استاد شهید. چگونه میتوان هم این جنایات را دید و هم برای دیدار با مسئول این جنایت ذوق کرد؟
⬅️سوم، ایجاد انتظارات کاذب: این رسانهها برای مخاطبان خود انتظارات کاذب میسازند، هم در مورد اصل دیدار و هم نتایج آن؛ رؤیا میفروشند و وقتی مخاطب به در بسته میخورد، سرخورده میشود.
دیپلماسی نمایش نیست
🔻 سیاست خارجی نیازمند دیپلماسی جدی، پشتصحنه و مبتنی بر منافع ملی است؛ نه نمایشهای رسانهای. صرفنظر از موضوع آمریکا برابر ایران که پروندههای دشمنی و نیز سه مؤلفه عزت و حکمت و مصلحت راهی برای تعامل باقی نگذاشته، مذاکره با هر کشوری باید از موضع قدرت و بدون ذوقزدگی باشد.
دیدار مقامات هم پله آخر است و اگر هم اتفاق بیفتد، باید نتیجه یک فرایند دیپلماتیک پخته و عمیق باشد، نه پله اول و علت آغاز دیپلماسی!
🔗 متن کامل را در سایت بخوانید
https://farhikhteganonline.ir/news/251635
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، روز چهارشنبه اول مهر در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک سخنرانی کرد.
این سخنرانی در شرایطی انجام میشود که تنشها میان ایران و آمریکا و تحولات منطقه همچنان در کانون توجه قرار دارد. سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل را بهطور زنده در تلویزیون، یویتیوب یا اینستاگرام بیبیسی فارسی دنبال کنید.
مسعود پزشکیان، در ابتدای سخنرانی خود به کشته شدن کودکان مدرسه شجره طیبه میناب و همچنین بمباران ورزشگاه لامرد و کشتهشدن آیتالله خامنهای اشاره کرد.
او با انتقاد از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران گفت که ایران در حال «دفاع» در برابر آمریکاست و اضافه کرد ایران نیاز به قدرت دارد تا از خود دفاع کند. آقای پزشکیان گفت وقتی در برابر آمریکا از خود دفاع میکنید، به آن «تروریسم» و «ناامن کردن منطقه» میگویند.
مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران گفت ایران به دنبال سلاح هستهای نیست اما از «علم هستهای» و «فناوری صلحآمیز» صرفنظر نخواهد کرد. او گفت: «ایران نمیپذیرد دانش هستهای دانش انحصاری چند کشور باشد»
مسعود پزشکیان در ادامه گفت: «ایران اجازه نخواهد داد کشتیرانی حتی در آبهای خودمان را از ما بگیرند.»
او اضافه کرد: «امینت کشتیرانی را نمیتوان با به خطر انداختن امنیت کشورهای ساحلی به دست آورد.»
آقای پزشکیان در ادامه صحبتهایش در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: «برای دفاع خود از جنگ نمیهراسیم و برای صلح از مذاکره هم نمیگریزیم.»
او اضافه کرد: «قدرت میخواهیم که از خود دفاع کنیم، نه این که به کشورهای دیگر تجاوز کنیم.»
https://www.youtube.com/watch?v=sCjoUY5fd1s
⭕️ آقای رئیس جمهور! سپاس برای این جملات
✍محمدرضا جلاییپور
در سخنرانی اقتدارآمیز و پراحساستان در سازمان ملل:
🔹 تا آخرین نفس در دفاع از ایران عزیز، سرزمین مادریمان، خواهیم ایستاد
🔹 صلحی که برای همه نباشد صلح نیست و عدالتی که شامل همه نشود عدالت نیست
🔹 راهبرد ایران کسب قدرت برای دفاع است
🔹 مردم ما هفت ماه است هر شب برای دفاع از ایران در خیابانند. مردم قدرت ما هستند. با قدرت مردم ایستادهایم
🔹 بمب اتم در اسرائیل است، اما بازرسها در ایراناند. اسرائیل میکشد اما ایران تحریم میشود.
🔹 ما در برابر زور و قلدری سر خم نمیکنیم و با جنگ تسلیم نمیشویم
🔹 برای صلح از گفتگو نمیگریزیم، اما برای دفاع از ایران تا پای جان میایستیم
🔹 ترامپ و دیگر قلدرها بدانند ما آماده گفتگو هستیم اما زبان زور را نخواهیم پذیرفت
🔹 در منطقه یا امنیت را با هم میسازیم یا ناامنی را با هم تحمل میکنیم
🔹 تهدید ملت ما را منسجمتر میکند و مقاومت ایرانیان را بیشتر میکند
🔹 برای ملت ما فناوری هستهای بخشی از توسعه است
🔹 ما همسایههای خود را قوی میخواهیم
🔹 برای دفاع از کشورمان از هیچ کسی اجازه نمیگیریم
🔹 کسانی که تروریست هستند و تروریست تربیت میکنند به ما میگویند تروریست!
🔹 ایران باید چنان قدرتمند باشد که بقای آن را تهدید نکنند
🔹 صلح پایدار در غرب آسیا بدون عدالت برای فلسطین پایدار نخواهد ماند
🔹 امینت کشتیرانی را نمیتوان با به خطر انداختن امنیت کشورهای ساحلی بهدست آورد
🔹 به ما ضربه زدند، اما زانو نزدیم
🔹 تا زمانی که اشغال، تجاوز و بیعدالتی در جهان باشد مقاومت تداوم خواهد یافت
🔹 ملتی که نتواند از خودش دفاع کنند را له میکنند و هر کس مقاومت کند را تروریست مینامند
🔹 حقوق بشر ابزار ژئوپولتیک نیست
🔹 جهان بدون داشتن قدرت خطرناک است، اما جهانی که فقط زبان قدرت بفهمد امنیت پایدار نخواهد داشت
کانال ۱۴ اسرائیل: تعداد بیشماری از شهروندان اسرائیلی حاضرند با دستگاه اطلاعاتی ایران همکاری کنند!
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، روز چهارشنبه اول مهر در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل مت
قدوسی:
این صحبتهای اقای مسعود پزشکیان رئیس جمهور محترم در مجمع عمومی سازمان ملل را به همه دوستانتوصیه میکنم بشنوند.
در کنار صحبتهای فیدل کاسترو (۱۹۶۰) و ياسر عرفات (۱۹۷۴)از صحبتهای به یاد ماندنی مجمع عمومی سازمان ملل خواهد شد.
هدایت شده از کانال رسمی دکتر محسن رضایی
📌ما آمریکا را وادار خواهیم کرد که به حقوق ملت ایران احترام بگذارد
🔹دیپلماسی جدید ایران به گذشته برنخواهد گشت. ما آمریکا را وادار خواهیم کرد که به حقوق ملت ایران احترام بگذارد و به شروط ابلاغی عمل کند؛ در غیر این صورت تنگه هرمز باز نخواهد شد.
مذاکره بس است، عمل کنید.
🔗 @dr_rezaee_ir
🔻چند نکته درباره رایزنیها و مذاکرات جاری
۱. به نظر میرسد، عباس عراقچی بدون مجوز با ویتکاف-کوشنر دیدار نکرده است. در این دیدار، ۷ شرط ایران برای آغاز هر مذاکرهای به طرف آمریکایی به صورت رودر رو منتقل شد.
۲. این دیدار و رایزنیهای دو هفته اخیر با اصرار و پیگیری مداوم قطریها انجام شده است. پاکستانیها نیز به دنبال احیای مسیر دیپلماتیک قبلی هستند!
۳. ترامپ نیاز فوری به توافق در پنجره زمانی ۶ هفته پیشرو دارد و امتیازات مهمی را میخواهد که احتمالا از سوی ایران پذیرفته نمیشود!
۴. ایران علاوه بر شروط قبلی، شروط جدیدی دارد که احتمالا از سوی امریکا پذیرفته نمیشود. باز شدن تنگه از سوی ایران مشروط به اجرای این شروط شده است. در واقع ابتدا عمل به تعهدات و در گام بعد باز شدن تنگه!
۵. مذاکرات فعلی شباهت هشداردهندهای با مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه دارد! با این تفاوت که مسائل ایران و امریکا نسبت به قبل پیچیدهتر و چندوجهیتر شده است و حل آنها بسیار سخت شده است!
۶. امروز احتمالا موضع هماهنگ و محکمی از نیویورک از سوی رییس جمهور تا تهران از سوی سایر مسئولین درباره مذاکرات و اظهارات جنگ طلبانه ترامپ اتخاذ خواهد شد.