eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
خودکشی 8 خدمه ناو هواپیمابر «لینکلن» حین جنگ با ایران 🔹 شبکه «سی‌ان‌ان» بامداد پنجشنبه گزارش داد که به نامه‌ای از «هونگ کائو» سرپرست اداره نیروی دریایی در وزارت جنگ آمریکا دست یافته که در آن به اقدام ۸ نظامی حاضر در ناو هواپیمابر لینکلن برای خودکشی از ابتدای استقرار در جنگ تحمیلی علیه ایران اذعان کرده است.
🔵چند نکته درباره نشست غیرمستقیم سه ساعته دیروز در سازمان ملل میان مقامات آمریکایی و ایرانی با میانجی‌گری قطری‌های خستگی‌ناپذیر ✍تریتا پارسی اینکه دو طرف دوباره ارتباط برقرار کرده‌اند بدون شک اتفاق خوبی است، حتی اگر اکنون به جایی برگشته باشیم که میانجی‌های قطری پیام‌ها را بین آنها جابه‌جا می‌کنند، به جای اینکه دو طرف مستقیماً با یکدیگر گفتگو کنند. اما این نیز واقعیت دارد که دو طرف همچنان فاصله بسیار زیادی از هم دارند. لحن مثبتی که به‌ویژه ترامپ در توصیف این نشست به کار برد، در نتیجه این تصور را ایجاد می‌کند که این اقدام بیش از آنکه محتوایی باشد، جنبه نمایشی داشته است؛ یعنی تلاش دیگری برای آرام کردن بازارها و کاهش پیامدهای منفی بیشتر بر انتخابات پیش‌رو. وگرنه چرا ترامپ باید اصرار داشته باشد که توافق بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای حاصل خواهد شد؟ همین مشخص بودن زمان، دست آن‌ها را رو می‌کند. در واقع، بخشی از محاسبات طرف آمریکایی این است که اکنون اقداماتی انجام دهد تا احتمال تنش‌زایی از سوی ایران را قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای کاهش دهد. همان‌طور که پیش‌تر نوشتم، وقوع دور سوم جنگ بسیار محتمل است و از دیدگاه آمریکا، زمان‌بندی ترجیحی برای آن بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای است. اما ایرانی‌ها دیگر در حالت انفعالی قرار ندارند؛ اگر قرار است جنگی رخ دهد، ممکن است دست به اقدامات پیش‌دستانه بزنند تا ترامپ را از این امتیاز که زمان‌بندی دور بعدی را خودش انتخاب کند، محروم سازند. مناسب‌ترین زمان برای پیش‌دستی علیه حمله آمریکا، یک یا دو هفته قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای خواهد بود؛ به همین دلیل است که انجام کمی دیپلماسی محدود در حال حاضر - با هدف نسبی کاهش احتمال چنین پیش‌دستی‌ای - مفید تلقی می‌شود، و به همین دلیل هم در مورد دستاوردهای آن بزرگ‌نمایی می‌شود. تحلیل کامل: https://tritaparsi.substack.com/p/despite-un-diplomacy-the-us-and-iran https://fxtwitter.com/tparsi/status/2102790382199210321
هدایت شده از به وقت ایران
4_5843523088922189321.mp3
زمان: حجم: 37.4M
🔺رویافروشی غربگرایان از سوریه حقیقت دارد؟ 👤وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر 👤سرباز روح الله رضوی؛ مجری برنامه 👤نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی 👤علیرضا مجیدی؛ کارشناس مسائل منطقه 🔰برنامه 233 | 20 شهریورماه 1405 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @Bevaqteiran
هدایت شده از به وقت ایران
AudioLab240_203916089.mp3
زمان: حجم: 13.9M
🔺بررسی وضعیت اقتصادی سوریه؛ پس از سرنگونی بشار اسد 👤وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر 👤سرباز روح الله رضوی؛ مجری برنامه 👤نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی 👤علیرضا مجیدی؛ کارشناس مسائل منطقه 🔰 برنامه 240 | 27 شهریورماه 1405 مشاهده ویدیوی کامل برنامه در تلوبیون 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @Bevaqteiran
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺رویافروشی غربگرایان از سوریه حقیقت دارد؟ 👤وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر 👤سرباز روح الله رضوی؛ مجری بر
مصر، تا پیش از دهه ۱۹۷۰، قدرتمندترین کشور جهان اسلام بود. اما چه بر سر مصر آمد؟ و امروز، مصر در چه وضعیتی قرار دارد؟ عراقِ صدام حسین و سوریهٔ حافظ اسد، در نیمه دوم دهه ۱۹۷۰ و دهه ۱۹۸۰ میلادی، از قدرتمندترین کشورهای جهان اسلام بودند. اما امروز، از آن عراق و سوریه چه باقی مانده است؟ و ایران، کشوری که در ربع قرن اخیر، قدرتمندترین قدرت منطقه‌ای در جهان اسلام بوده است. اسرائیل چه برنامه‌ای برای ایران داشته و دارد؟ اگر سیاست خارجی اسرائیل را از دریچه یک الگوی کلان نگاه کنیم، یک اصل مهم وجود دارد و آن اینکه هیچ کشور اسلامی نباید آن‌قدر قدرتمند شود که بتواند فراتر از مرزهای خود نفوذ کرده و هژمونی منطقه‌ای اسرائیل را به چالش بکشد. در این نگاه، تفاوتی میان مصر و سوریه و عراق و ایرانِ شاهنشاهی و جمهوری اسلامی، وجود ندارد. اسرائیل اگر به هدف خود در ایران برسد، کشور بعدی ترکیه و پس از آن عربستان سعودی است. مسئله اسرائیل، نام کشورها یا نوع حکومت آنها نیست. بلکه ظهور یک قدرت منطقه‌ای است که بتواند موازنه موجود را بر هم بزند. اگر می‌خواهید بدانید پشت سیاست خارجی اسرائیل چه منطقی قرار دارد، این قسمت از برنامه «به وقت ایران» را از دست ندهید.
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای منادی نماینده تبریز در مجلس در نشستی با رییس صدا و سیما معتقد است آذربایجان یک سر و گردن از همه ایران بالاتر است. (البته او با نقل قولی که از رهبری شهید در پایان اظهاراتش این ادعای خود را نقض می کند!) او قبلا هم مدعی شده بود زبان ۶۰ درصد از مردم ایران ترکی است! اولین چیزی که یک نماینده مجلس باید بیاموزد، ملی فکر کردن و ترجیح دادن منافع ایران به منافع محلی است. این نوع حرف زدن سایر گروه ها و اقوام ساکن در ایران را تحریک کرده و روی حس همدلی و وحدت ملی تاثیر منفی داشته و واگرایی را در کشور در شرایط جنگی تشدید می کند. بنابراین باید از طرح چنین گزاره های آسیب زا و غلطی پرهیز کرد. این نگاه افراطی مبتنی بر قوم گرایی در شرایطی که مدیران آذری زیادی در سایر استان ها برای میلیون ها نفر برنامه ریزی می کنند، سنجیده و مبتنی بر منطق نیست. تحسین قاجار و لگدزدن به پهلوی برای زمینه چینی به منظور ترک انگاری تاریخ ایران، در شرایطی که خود قاجارها مروج زبان و خط فارسی بوده اند، نکته دیگری است که از صحبت های ایشان قابل استخراج است... ✍دکتر احسان موحدیان
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔗 @DD_Geopolitics 🇸🇾 تظاهرات در سوریه شدت گرفت جمعیت زیادی در شهر «معرة النعمان» به خیابان‌ها آمده‌ا
به مردم سوریه گفتند دولت بشار اسد ماجراجو و جنگ‌طلب است. گفتند بشار اسد دیکتاتور است و نماینده ملت متمدن و تاریخی سوریه نیست. تمام آنچه امروز، به‌اصطلاح، فعالان حقوق بشر، روشنفکران، سلبریتی‌ها، سینماگران و بلاگرهای ایرانی در گوش مردم می‌خوانند، سال‌ها پیش در گوش مردم سوریه خوانده شده بود. به آن‌ها هم گفتند «پوشک مهم‌تر از موشک است» گفتند مقاومت ابلهانه است و سازش، خواسته واقعی شماست. گفتند خاورمیانه نفرین‌شده است و چه بهتر که این «خراب‌شده» به دست هر کسی جز بشار اسد بیفتد. به آن‌ها هم گفتند: «این‌ها بروند، هر کسی بیاید، بهتر از این‌هاست» و حالا بشار اسد رفته است. و این همان سوریه‌ای است که روزگاری حافظ اسد بر آن حکومت می‌کرد. سوریه‌ای که نیروی هوایی‌اش با نیروی هوایی اسرائیل سرشاخ می‌شد. حالا اسد رفته است. اسدی که در فاصله سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، سوریه را در میان کشورهای عربی در شمار کشورهای دارای شاخص بالای توسعه انسانی قرار داده بود. حالا اسد رفته است و نان، سوخت و امنیت، از ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی، به کالاهایی کمیاب و گران‌بها در سوریه تبدیل شده‌اند.
فرهاد قنبری «ارزشی» یا «بی‌ارزش»؟ اغراق نیست اگر بگوییم صد برابرِ نقشه‌ای که اهریمن برای ایران داشت، نه در سوریه، نه در لیبی، نه در افغانستان، نه در عراق و نه در هیچ کشور دیگری نداشت. و اغراق نیست اگر بگوییم هرکدام از کشورهای جهان، اگر فقط با یک‌دهمِ جنگ‌ها، فشارها، تحریم‌ها، بحران‌ها و مصیبت‌هایی که در سال‌های اخیر بر سر ایران آوار شده روبه‌رو می‌شدند، از هم فرو می‌پاشیدند. اما ایران ماند. ایستاد و دوام آورد. و این ماندن و ایستادن، بی‌هزینه نبوده است. پشت این مقاومت، ازجان‌گذشتگی و فداکاری شاید نهابت بیست درصد از جامعه ایران ایستاده است. بیست درصدی که بسیاری از آنان از طبقات پایین اقتصادی جامعه‌اند، اما بیش از هرکس قدر امنیت و استقلال را می‌دانند و بیش از هرکس معنای وطن را می‌فهمند و وطن برایشان واژه‌ای مقدس است. شهید و جانبازِ وطن از میان همین‌ها برخاسته است. آن‌که سینه‌اش را سپر می‌کند تا وطن بماند، از همین جماعت است. آن‌که در برابر دشمن استوار می‌ایستد و عقب نمی‌نشیند، از همین جماعت است. همین بیست درصدند که عمدتاً در جنگل‌های شمال درخت آتش نمی‌زنند. در پارک‌ها بساط ساز و عربده بر پا نمی‌کنند. در اماکن عمومی برای دیگران مزاحمت ایجاد نمی‌کنند. در دعواهای خیابانی، حرمت کلام را نگه می‌دارند و اهل عربده و توهین‌های رکیک نیستند. در حوزه شغلی اهل تقلب، دزدی، کم‌فروشی و کلاه‌برداری نیستند. در کوچه و خیابان و رانندگی برای زنان مزاحمت ایجاد نمی‌کنند. و عمدتاً اهل دلالی ارز و سودجویی از آشفتگی اقتصادی کشور نیستند. عموما در مصرف منابع ملی صرفه‌جو هستند. به فرزندانشان قناعت، ادب و احترام به بزرگ‌تر را یاد می‌دهند و اگر همسایه‌شان باشیم، معمولاً چیزی جز آرامش و احترام از آنها نخواهیم دید. و اگر قرار باشد بزرگ‌ترین «مزاحمت» این جماعت برای دیگران را نام ببریم (مزاحمتی که به‌خاطرش بارها و بارها مورد توهین قرار می‌گیرند) چیزی نیست جز حضور در تجمعات و راهپیمایی‌هایی که آن هم نه برای منفت شخصی بلکه برای دفاع از وطن و حفظ امنیت کشور است. این جماعت، دست‌کم از منظر بسیاری از رفتارهای اجتماعی، یک سر و گردن بالاتر از میانگین جامعه است اما عده‌ای با ادبیاتی چاله‌میدانی و تحقیرآمیز، آنان را «بی‌فرهنگ»، «امل» و عقب‌مانده می‌خوانند و برای تمسخر، برچسب «ارزشی» بر پیشانی‌شان می‌زند. اما بحران این جماعت در آن جاست که هنوز نفهمیده‌اند که «ارزشی» بودن، با همه انتقاداتی که ممکن است به آنان وارد شود، هزار بار بهتر از «بی‌ارزش بودن» است.
بشخصه گاهی دلم می‌خواهد آن موجودات ابلهی را که با یک دکتری کیلویی از فلان دانشگاه درپیت، یا با چند واحد تدریس دروس بی‌دروپیکر در دانشگاه پیام نورِ و آزاد و دولتی، ناگهان به چنان توهمی از دانش و اعتماد به‌نفس مبتلا می‌شوند که می‌خواهند حافظ و مولوی و فردوسی را «نقد» کنند (حال آنکه چیزی از نقد نمی‌دانند و آنچه می‌کنند جز مضحکه کردن خود نیست) را به جای قاطر به گاری ببندم و در باغ‌های سیب دماوند و مراغه و... به کار بگیرم. چرا که این جماعت، در عطش شهرت و جاه‌طلبی و شهوتِ دیده‌شدن، (یک حزعبلی هم شنیده است که هیچ چیز مقدس نیست) خیال می‌کنند با لگدمال‌کردن بزرگان، خودشان بزرگ می‌شوند. و نمی‌فهمند که آدم با توهین به حافظ و فردوسی و مولوی، بزرگ نمی‌شود، بلکه فقط عمق حقارت خود را آشکار می‌کند. اما متاسفانه این جماعت، با وجود همه ابتذال و مضحک‌بودنشان، اثر ویرانگری دارند و آن این است که عالمی را که هومر، حافظ، سعدی، مولوی و دیگر بزرگان تاریخ هنر برپا کرده‌اند، ویران می‌سازند. عالمی که انسان‌ها برای قرن‌های متمادی، در جست‌وجوی زیبایی و معنا، در آن سکنا گزیده‌اند. این‌ جماعت به تدریج جهانی را تخریب می‌کنند که یکی از معدود پناهگاه‌های روح انسان در برابر ابتذال، پوچی و بی‌معنایی بوده است. و از این جهت است که معتقدم خیانتی که این جماعت به بشریت روا می‌دارند، از نتانیاهو و داعش بیشتر است. آن جنایتکاران نهایت جان عده‌ای انسان بی‌گناه را می‌گیرند اما این جانوران منحط، سکونتگاه زیبای روانِ انسان را هدف قرار می‌دهند و در راه تبدیل مخاطب به انسان‌هایی مبتذل، دگم، فاقد معنا و بی‌بهره از درک زیبایی تلاش می‌کنند.
در تهاجمی که به سرزمین و خانه ما صورت گرفته است، قشر روشنفکر کجاست؟ دانشگاهی که سال‌ها از بودجه عمومی ارتزاق کرده و بخش قابل‌توجهی از اعتبار و معاشش را همین جامعه تأمین کرده است، کجاست؟ همان دانشگاهی که در روزهای عادی برای کوچک‌ترین مسائل اجتماعی بیانیه می‌دهد، میزگرد برگزار می‌کند، هشتگ می‌سازد و درباره «جامعه»، «مردم»، «خشونت»، «صلح» و «حقوق بشر» مقاله منتشر می‌کند، در لحظه‌ای که امنیت همین مردم و همین سرزمین مستقیماً تهدید شده، کجاست؟ جامعه‌شناس ما کجاست؟ آن کسی که سال‌ها درباره «فهم جامعه ایرانی» و «بحران سرمایه اجتماعی» و «شکاف دولت و ملت» کتاب و مقاله نوشته و جمله‌سازی کرده، در مواجهه با مردمی که در میدان واقعی بیش از شش ماه است پای دفاع از خانه و سرزمین خود ایستاده‌، چه حرفی برای گفتن دارد؟ دانشکده علوم سیاسی ما کجاست؟ همان جایی که سال‌ها درباره دولت، ملت، منافع ملی، ژئوپلیتیک، امنیت و روابط بین‌الملل تدریس می‌کند، در مواجهه با یک تجاوز واقعی، چه تحلیلی دارد؟ چرا گاهی مردمی که هیچ‌وقت یک واحد «علوم سیاسی» نگذرانده‌اند، در تشخیص اینکه چه کسی به خانه‌شان حمله کرده و چه کسی باید در برابرش ایستاد، از بسیاری از مدعیان علم سیاست دقیق‌تر حرف می‌زنند؟ فوتبال‌مان کجاست؟ همان فوتبالی که در روزهای عادی، بازیکنان و چهره‌هایش برای هر مناسبت اجتماعی و سیاسی صاحب تریبون‌اند، همان جماعتی که قراردادهای چند ده‌ میلیاردی، تبلیغات، شهرت و انواع امتیازات را می‌خواهند، هنگام دفاع از کشور کجا هستند؟ سینمایمان کجاست؟ همان سینمایی که برای کوچک‌ترین مسئله اجتماعی، فیلم و بیانیه و مصاحبه می‌کند. همان سینمایی که در جشنواره‌های داخلی و خارجی، برای «مردم» و «رنج مردم» و «آزادی» و «صلح» سخنرانی می‌کند، اما وقتی خودِ سرزمین و امنیت همان مردم در مورد نجاوز قرار می‌گیرد، کجا هستند؟ نویسنده و مترجم و فعال سیاسی کجاست؟ همان‌هایی که در روزهای عادی برای هر اتفاقی در این کشور تحلیل دارند، بیانیه صادر می‌کنند و نسخه سیاسی می‌پیچند، الان بعد شش ماه از تجاوز نظامی به کشور کجا هستند؟ این پرسش‌ها درباره چند فرد خاص نیست بلکه یک الگوی رفتاری است. الگوی رفتاری که هر جا پای امتیاز، تریبون، بودجه، شهرت و اعتبار اجتماعی و منافع‌مان در میان است، ناگهان مردم کشف می‌شود، اما وقتی پای هزینه دادن برای همان جامعه و مردم به میان می‌آید، جامعه ناپدید می‌شود. (اگر نگوییم در کنار دشمن می‌ایستد) مگر نه اینکه این کشور سال‌ها برای شما، محل کار، محل درآمد، محل شهرت، محل کسب اعتبار و سکوی پرتاب شما بوده است؟ پس چرا در لحظه‌ای که کشور به حضور اجتماعی شما نیاز دارد، نه تنها نیستید بلکه با طعنه و نیش و کنایه در کنار دشمن قرار می‌گیرید.
اگر از معدود روزنامه‌نگاران و خبرنگاران وطن‌دوست بگذریم، بخش پر رنگی از جریان رسانه‌ای در ایران، آگاهانه، در زمین روایت‌های مطلوب ناتو و اسرائیل بازی می‌کند. این جریان، هر بار با یک عنوان پرطمطراق ظاهر می‌شود. یک روز «دموکراسی‌خواهی»، روز دیگر «افشاگری»، روزی «مبارزه با فساد» و روزی دیگر «آزادی بیان». اما حاصل عملکرد بخشی از این جریان، چیزی جز تزریق یأس، تشدید بی‌اعتمادی و تقویت روایت‌های رسانه‌ای دشمن نیست. در چنین شرایطی، مطالبه شفافیت فقط نباید متوجه نهادهای حکومتی باشد بلکه خود این افراد نیز باید درباره منابع مالی، درآمدها، حمایت‌های اقتصادی و هزینه‌های قابل‌توجه فعالیت‌های خود پاسخ‌گو باشند. جامعه حق دارد بداند فلان روزنامه‌نگار کم سواد و فلان پروژه بگیر به اصطلاح افشاگر یا فلان فعال رسانه‌ای در این شرایط سخت اقتصادی، منابع مالی فعالیت‌هایش را از کجا تأمین می‌کند و هزینه سفرها و فعالیت‌های گسترده بین‌المللی او چگونه تأمین می‌شود. در میانه این جنگ وجودی، طبیعتاً این دست افراد بیش از دیگران تفاوت میان «تضعیف» با «افشاگری» و یا میان «آزادی بیان» و «بازتاب دادن روایت طرف مقابل» را می‌فهمند. اما خب پروژه‌های کلان می‌گیرند و طبیعتاً در قبال کارپردازان دست و دل‌باز خود مسئولیت دارند. وظیفه نهادی امنیتی است که روشن کنند چه کسانی این رسانه‌ها را تأمین مالی می‌کنند، چه شبکه‌ای پشت آنهاست و منافع چه کسانی از تکرار و تقویت این روایت‌ها تأمین می‌شود.
هدایت شده از اخبار سوریه
✴️شرکای جرم در حمله مجدد دشمن 🔸هر حمله دشمن و هر اقدام تجاوزکارانه جدید دشمن به صورت مستقیم و غیر قابل گذشتی توسط کسانی در داخل ترتیب داده شده که در طول ماه‌های گذشته شروع به دو قطبی کردن جامعه کردند؛ کسانی که تشنه قدرت بودند و در میادین به جای حمایت از حکومت، دولت و نیروهای مسلح شروع به زیر سوال بردن اقدامات آنها کرده و تا توانستند به دشمن پاس گل داده و او را تشویق به حمله کردند...‌ 🔸اگر تجاوز سوم دشمن حاصل خباثت و خیانت تاریخی فتنه گران دی ماه بود، هرگونه تجاوز امروز دشمن نیست حاصل جمع بلاهت تاریخی و غیر قابل گذشت گروهی است که در طمع قدرت کم نگذاشتند هرچه از دستشان برآمد انجام دادند و دنبال عمر سعد و یزید و معاویه گشتند و میدان را به پرتگاه کشور تبدیل کردند...‌ 🔸حالا هر کسی دوست دارد خوشش بیاید و هر کسی هم می‌خواهد بدش بیاید؛ این مسئله اصلاً برای من مهم نیست؛ مهم آن است که دشمن این‌ها را دید و روی حماقت و بلاهت این جماعت حساب کرد... متاسفانه مقصر خودمان هستیم. من در این چند ماه تا جایی که توانستم داد زدم و فریاد کردم و گفتم که دست بردارید اما تو گویی ا دیوار آهنین صحبت می‌کردم. 🔸حالا خواهید دید که دشمن که حمله کرد همین جماعت پررو و نفوذی و البته خود عمار پندار چگونه یافه حق به جانب گرفته و با بوق‌های تبلیغاتی و فیک نیوزهای خود توپ را در زمین مان کسانی می‌اندازند که در این مدت خون دادند و ایستادند؛ من این جماعت را خیلی خوب می‌شناسم ۳۰ سال است که با آنها از نزدیک سر و کله زده و می‌شناسم و می‌دانم که چقدر حریص و طماع و بی‌ایمان هستند در حالی که قرآن از بر دارند ن را بر سر نیزه می‌کنند! 🔸این را هم بگویم، این‌ها از مدت‌ها پیش برای حمله آمریکا آماده شده بودند؛ در حوادث دی ماه سکوت آنها غم انگیز بود و اینکه به کنار ایستاده و تماشاگر بودند و خود را برای روزهای بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی آمادگی کردند بر کسی پوشیده نیست.‌ بارها گفتم و نوشتم که برخی از این جماعت را نزدیک می‌شناسم که می‌گفتند بهتر است سکوت کنیم تا در روز پس از سقوط جمهوری اسلامی جای پایی داشته باشیم و بتوانیم دوباره خود را احیا کنیم و به قدرت برگردیم... 🆔@SyrianKhabar