معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
معمای مقاومت طلای جهانی در مقابل سقوط/ چرا معادلات سنتی بازار به هم ریخته است؟
✍️صبا نوبری
🔺«کیتکو» مینویسد بر اساس تمام قوانین سنتی اقتصاد، قیمت طلا امروز باید بسیار پایینتر از ارقام فعلی باشد. بانک مرکزی آمریکا سیاستهای سختگیرانهای در پیش گرفته، دلار قویتر شده و سود اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا به حدود ۵.۲ درصد (بالاترین رقم در ۲۰ سال گذشته) رسیده است. اما طلا همچنان مقاومت میکند و این موضوع پیام بسیار مهمی دارد.
🔺طبق محاسبات «شورای جهانی طلا»، با این میزان رشد در بازدهی اوراق قرضه، قیمت طلا باید به زیر ۴۰۰۰ دلار در هر اونس سقوط میکرد. اما در کمال تعجب، طلا در محدوده ۴۳۰۰ دلار سنگر گرفته است. اگرچه قیمتها نسبت به سقفهای قبلی کمی اصلاح شده، اما در برابر چنین فشارهای سنگینی، ریزش طلا بسیار ناچیز بوده است.
🔺دلیل اصلی این است که سرمایهگذاران دیگر فقط از دریچه «نرخ بهره» به طلا نگاه نمیکنند. خریدهای سنگین و ادامهدار بانکهای مرکزی، تورم چسبنده، تنشهای سیاسی جهان و نگرانی عمیق از وضعیت بودجه دولتها، باعث شده تا طلا همچنان به عنوان سپر دفاعی سبد سرمایهگذاران حفظ شود.
🔺سود ۵ درصدی اوراق قرضه در شرایط امروز، با دفعات قبلی یک تفاوت بزرگ و ترسناک دارد؛ بدهی دولت آمریکا اکنون از مرز ۴۰ تریلیون دلار گذشته است. هر یک درصد افزایش سود بانکی، به معنای پرداخت سالانه ۴۰۰ میلیارد دلار بهره بیشتر توسط دولت آمریکاست. همین نگرانی از آینده مالی و بدهیهای سنگین آمریکا، انگیزه خرید طلا را به شدت تقویت کرده است.
🔺تحلیلگران معتقدند در نهایت یک طرف ماجرا باید کوتاه بیاید؛ یا بانک مرکزی مجبور به کاهش نرخ بهره میشود، یا نرخ بهره بالا میماند و اقتصاد بهشدت بدهکار آمریکا را دچار بحران میکند. اما اینکه طلا سقوط نکرده، نشان میدهد قوانین قدیمی بازار دیگر کار نمیکنند و نگاه دنیا به طلا به عنوان یک پناهگاه امن، دچار یک تغییر بنیادی شده است.
#انس_طلا #رصد_بازارها #طلا
🔹مهدی خراتیان:
یکی از چیزهایی که متاسفانه توسط جریان نرمالیزاسیون و بخشی از دستگاههای امنیتی درست درک نمیشود، این است که ترامپ از منظر روانشناسی سیاسی بسیار تحت تاثیر "داده" هاست، و "روند"ها اگرچه بر وی تاثیر گذارند،
اما تجربه نشان داده در شرایط حساس تحت تاثیر واکنشهای غیرعقلانی وی به داده ها قرار میگیرند؛ و لابی اسرائیل بر اساس همین اصل وی را وارد جنگ ۴۰ روزه کرد، و دادن سیگنالهای ضعف میتواند در لحظه محاسبات ترامپ را تغییر داده، کشور را در معرض تشدید بی سابقه جنگ قرار دهد:
۱. مصاحبه بسیار غلط پزشکیان با فاکس نیوز (رسانه اصلی جنگ طلبان آمریکا) که هم از حیث شکلی و هممحتوایی، دارای کاستیها و غلطهایی فاحش بود.
۲. شرکت خارج از عرف دو مقام ایرانی در مراسم روز ملی سعودی، ولو با مجوز فلان و بهمان دستگاه خاص انجام شده باشد.
اینکار یادآور سفر غلط و استقبال غلط تر از خالد به سلمان در پیش از جنگ ۱۲ روزه بود.
۳. ادامه مماشات با اقدامات امارات در تنگه هرمز و کل منطقه خاورمیانه
۴. دادن سیگنالهای کاهش تنش در تنگه هرمز و باب المندب درست در نقاط حساس بازارهای مالی، و کاستن از فشار اهرمها در جایی که میتوانند موثر واقع شوند.
۵. ارسال سیگنالهای آشکار و پنهان شکاف و اختلاف از جانب مقامات سیاسی این جریان و رسانه های آنها به طرف مقابل، که بارها ترامپ شخصا به آن اشاره کرده است.
۶. اصرار به تکرار روشهای شکست خورده مذاکره و رفتن مسیر بارها شکست خورده توافق الجزایر، و نیازمودن ابتکارات جدید، و نادیده گیری پالسهای قدرتمند چین برای تثبیت نظمی جدید در خاورمیانه و اصرار به سبک مذاکراتی عراقچی-ویتکاف و امثالهم.
هشدار میدهیم که تمامی موارد فوق پیش از جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه وجود داشته است و اصرار به این رویکرد تهران را زیر آتش خواهد برد.
پ.ن.: اخبار از دیشب حکایت از آن دارد که ایران به شکلی کم سابقه حجم آتش را در تنگه هرمز بالا برده است.
منتظر نتایج و آثار این اقدام و اثر آن بر قیمت نفت هستیم، اما باید دقت کرد که هر افزایش تنشی باید به در زمانهای مناسب انجام شود تا به تغییر نظام محاسبات طرف مقابل منجر شود.
استمرار و اثربخشی، در اینگونه اقدامات و معتبر نشان دادن گامهای بعدی افزایش تنش، شرط موفقیت در جهت تغییر نظام محاسباتی طرف مقابل و پیشگیری از تشدید جنگ است.
https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2104114758966223202
اینکه نسل ما و نسل جوان، سید را چنانکه باید در طول حیاتش نشناختند حتما از نشانههای استعمارزدگی اذهان و ضعف متفکران و رسانههای زمانهٔ ما است. شاید دهها سال دیگر زمان ببرد فهم شکوه رشادت و اهمیت ارزش و مقاومتی که این قهرمان اخلاقی عصر ما دههها هدایت و جانش را نثارش کرد.
روحش شاد.
✍محمدرضا جلاییپور
🔰 مصاحبهام برای روز چهارشنبه اول مهرماه است، زمانی که سردار رضایی هنوز موضع نگرفته بود و البته بیانیه شعام نیز برای تلطیف مواضع ایشان در مورد منع فعالیت صنعت هوایی منطقه صادر نشده بود.
از متن مصاحبه:
کارشناس مسائل بین الملل با طرح پیشنهاد اقدام متقابل در برابر تحریمهای هوایی تأکید کرد: راهحل این است که ما نیز اقدام متقابل انجام دهیم و به کشورهای منطقه هشدار بدهیم. حتی میتوان موضوع اعلام منطقه پرواز ممنوع از بابالمندب تا دریای عمان و از عراق تا ایران را مطرح کرد
جواد میرگلویبیات ادامه داد: اگر کشورهای منطقه از آمریکا میترسند، باید بدانند که ایران نیز میتواند در برابر اقدامات آنها واکنش نشان دهد. اگر نظم جدیدی در منطقه در حال شکلگیری است، نباید به گونهای باشد که ایران تحریم شود و پروازهای آن متوقف شود، اما سایر کشورها بدون محدودیت به فعالیت هوایی خود ادامه دهند.
پیوند مصاحبه:
https://ana.ir/fa/news/1084999/%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DB%8C-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF
امنیت از فراسوی مرزها
ضرورت محور مقاومت برای ایران
هادی معصومیزارع محقق مطالعات خاورمیانه در این اپیزود مهمان ایرانتاک است تا درباره حضور منطقهای ایران و محور مقاومت گفتوگو کند.
معصومیزارع تبارشناسی حضور منطقهای ایران را تا دوره مادها پیش میبرد و نشان میدهد پیوندهای منطقهای یکی از عواملی اصلیای بود که امنیت سرزمین ایران را به صورت تاریخی حفظ کرد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/1Bk_7Tcq0rY
او همچنین معتقد است در چند صد سال اخیر به دلیل خاصبودگی فرهنگی و مذهبی و زبانی ایران نسبت به کشورهای همسایه، ایران دچار نوعی تنهایی استراتژیک شده است که ضرورت پیوندهای منطقهای را دوچندان میکند.
بنابراین از نظر معصومیزارع هر شکل از حکومتی که در سرزمین ایران مستقر باشد باید امنیت را پیش از هرچیز از فراسوی مرزها پی بگیرد.
#محور_مقاومت #هادی_معصومی_زارع
گفتوگوی با دکتر مجید شاکری در قسمت 196 فرهیختگان گپ با موضوع؛ بهروزرسانی «تابآوری و جنگ» در زمین، هوا و دریا
https://www.youtube.com/watch?v=Z6zrBBxuik4&t=31s
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتوگوی با دکتر مجید شاکری در قسمت 196 فرهیختگان گپ با موضوع؛ بهروزرسانی «تابآوری و جنگ» در زمین،
اینگفتگوی اقای مجید شاکری با "فرهیختگان گپ" بسیار شنیدنی و اطلاع دهنده است.
به همه عزیزان توصیه به شنیدن آن میکنم.
🔹مصطفی نجفی:
امارات متحده عربی همزمان با اینکه هفتههاست اقدامات گستردهای برای کماثر کردن اهرم تنگه هرمز در دست ایران انجام داده و در پی آن بوده که غیر از نفت خودش نفت دیگران را هم عبور دهد، اکنون از نتانیاهو دعوت کرده تا مخفیانه به امارات سفر کند.
سفری که قطعا یک طرح ضد ایرانی مهم را در دستورکار داشته است!
از سوی دیگر، اماراتیها یکی از بازیگران اصلی در جلوگیری از امضا و اعلام توافق میان ایران و عمان درباره مدیریت تنگه هرمز بودهاند.
غیر از اینکه پیش از جنگ تا الان لابیگری قدرتمندی در امریکا و اسراییل برای حمله به ایران انجام دادهاند.
همچنین، تنها بازیگر عرب منطقه بود که در حمله به ایران مشارکت مستقیم داشت!
اینها کافی نیست تا پرونده امارات از دستورکار صرفا سیاسی و دیپلماتیک خارج شود!؟
اگر عدهای تصور میکنند امارات را میتوانند با دیپلماسی کنترل و مهار کنند و مانع از اقدامات ضد ایرانی آن شوند خطا کردهاند!
بعد از اسرائیل، هیچ بازیگری به اندازه امارات در رویای تضعیف و فروپاشی ایران نیست! علاوه بر اینکه حاکمان رویاپرداز آن به خاک ایران نظر دارند
https://fxtwitter.com/Mostafa_Najafii/status/2104325402944524506
درست است که ممکن است ایالات متحده زمان آغاز مرحله بعدی حملات را به بعد از انتخابات آمریکا موکول کرده باشد، اما اشتباه است اگر تصور کنیم تقویم انتخابات لزوماً تقویم جنگ را هم تعیین میکند. آرایش نیروهای منطقهای، فشارهای سیاسی، تحولات میدانی و منطق کنش و واکنش میتواند ظرف مدتی بسیار کوتاه وضعیت را از یک تنش کنترلشده به یک رویارویی گسترده تبدیل کند. به همین دلیل، مسئله اصلی فقط این نیست که جنگ چه زمانی دوباره آغاز میشود. مهمتر این است که بدانیم اهداف ایالات متحده در مرحله بعدی این جنگ چه خواهد بود.
به نظر من، باید دستکم سه سطح از اهداف را جدی گرفت. سطح نخست، چیزی شبیه لایهبرداری از ساختار سیاسی، نظامی و امنیتی کشور است. یعنی هدف قرار دادن آن بخش از رهبران سیاسی، فرماندهان نظامی، چهرههای امنیتی و نخبگان تصمیمگیر که از نگاه طرف مقابل مانعی در برابر پروژه تسلیم ایران محسوب میشوند. تجربه همین جنگ نشان داده که مسئله فقط انهدام چند سامانه یا پایگاه نظامی نیست. سران قوا، فرماندهان نظامی و امنیتی و کسانی که در ساختار تصمیمگیری و مقاومت کشور نقش دارند، بالقوه میتوانند در فهرست اهداف قرار بگیرند.
سطح دوم، ضربه به توان موشکی و نظامی ایران است. بخش مهمی از مسئله برای آمریکا و اسرائیل، محدود کردن همان ظرفیتی است که تاکنون هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا برده است. اگر ایران توان پاسخ موشکی، پهپادی و سایر ابزارهای جنگ نامتقارن خود را حفظ کند، هر عملیات نظامی علیه کشور همچنان با هزینه همراه خواهد بود. بنابراین طبیعی است که تلاش برای فرسایش این ظرفیت، انهدام زیرساختهای تولیدی و کاهش امکان بازسازی توان نظامی یکی از محورهای اصلی مرحله بعدی باشد.
اما سطح سوم شاید از همه خطرناکتر باشد: انتقال جنگ از حوزه نظامی به زیرساختهای اقتصادی، بندری، انرژی و ارتباطی کشور. اینجا دیگر مسئله فقط حمله به یک پایگاه یا مرکز نظامی نیست، بلکه ایجاد شرایطی است که اقتصاد کشور به تدریج از امکان تنفس محروم شود. به همین دلیل من فکر میکنم باید مفهوم «محاصره» را جدی گرفت. محاصره در واقع اپیزود نهایی سیزن تحریم است. ما از تحریمهای اولیه آغاز کردیم، بعد به فشار حداکثری رسیدیم و مرحله نهایی این زنجیره میتواند محاصره دریایی، زمینی و هوایی باشد. یعنی تحریم دیگر فقط یک دستور حقوقی یا مالی نباشد، بلکه به محدود کردن فیزیکی مسیرهای تجارت، انتقال کالا، انرژی و ارتباط ایران با بیرون تبدیل شود.
در چنین شرایطی هدف دیگر صرفاً تغییر رفتار جمهوری اسلامی نیست. فشار بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم میتواند به ابزاری برای ایجاد تنش اجتماعی و فرسایش داخلی تبدیل شود. اگر جامعه زیر فشار اقتصادی، تخریب زیرساختها و ناامنی قرار بگیرد، مرحله بعدی میتواند تلاش برای تبدیل نارضایتی اجتماعی به درگیری داخلی باشد. در همین چارچوب است که مسئله انتقال سلاح، فعالیت نیروهای مسلح در برخی مناطق مرزی و تلاش برای فعال کردن گروههای شبهنظامی اهمیت پیدا میکند. آنچه در مناطق مختلف، از جمله در میان برخی گروههای مسلح کردی و دیگر گروههای مخالف جمهوری اسلامی دیده شده، یا گزارشهایی که درباره کشف محمولههای بزرگ سلاح در ماههای اخیر منتشر شده، دستکم این احتمال را مطرح میکند که بخشی از سناریوی آینده، انتقال میدان جنگ از بیرون مرزها به درون کشور باشد.
این نکته بسیار مهم است، چون مدل مطلوب آمریکا لزوماً تکرار عراق و افغانستان نیست. آمریکا تجربه کرده که اشغال مستقیم یک کشور بزرگ، استقرار صدها هزار نیروی نظامی و تحمل هزاران کشته و صدها میلیارد دلار هزینه چه معنایی دارد. چرا باید دوباره همان مدل را تکرار کند، اگر بتواند جنگ را برای خودش ارزانتر کند؟ مدل کمهزینهتر این است که فشار نظامی از بیرون ادامه پیدا کند، زیرساخت اقتصادی تحت فشار قرار بگیرد، مسیرهای ارتباطی کشور محدود شود و در همان حال بخشی از خشونت به داخل منتقل شود. به جای آنکه سرباز آمریکایی وارد خیابانهای ایران شود، ایرانی با سلاحی که از بیرون وارد شده در برابر ایرانی قرار بگیرد.
از نظر من، این دقیقاً همان نقطهای است که باید سخنان و مواضع رضا پهلوی را هم در آن دید. وقتی او در مصاحبه با فاکسنیوز از چنین مسیرهایی برای تغییر نظام سیاسی ایران سخن میگوید، آنچه برای من آشکار میشود همین تصور خطرناک از یک جنگ ظاهراً ارزان است. به تعبیر من، پهلوی خائن و نادان تصور میکند میتوان ساختار سیاسی ایران را با فشار خارجی، جنگ و فعال شدن نیروهای داخلی فروپاشاند و بعد بر ویرانههای آن نظم دیگری ساخت. مسئله این است که هزینه چنین سناریویی را نه او خواهد پرداخت و نه سیاستمدارانی که در واشنگتن یا تلآویو پشت میز نشستهاند. هزینه را جامعه ایران خواهد پرداخت.
✍حسین قتیب
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
وارده:
چیزی که می دانیم حداقل هشت ساعت نشستن اونجا چوپانی می بینه اطلاع می ده و حداقل سه سری در حین نزدیک شدن به هدف شهید می شن و یک سری هم می رن گمسیر ها رو مسدود کنن که شهید می شن اخر سر یگان ویژه می ره با فاصله زیاد یک منطقه ای که خاک ریز مانند بوده جان پناه می گیرن
از قرار معلوم دو تیم از پدافند با یه پدافند دوش پرتاب می ره که دو تیم شهید می دن ولی تونستن برای مدت کوتاهی اسمان رو حفظ کنن که موجب می شه یگان ویژه یکم درگیر بشه ولی این درگیری از فاصله زیاد بوده ( بین سه تا شش کیلیومتر نقل متفاوت هست!) اما عملا ما نتونستیم عملیاتی علیه تیم زمینی بکنیم و در نهایت امریکایی ها با اعزام هواپیما نیرو های خودشون رو خارج می کنن و باقی رو بمباران می کنن
نکته اینه که اگر یه خمپاره انداز درست بود حداقل چهارتا پرتاب می کردیم سمتشان یعنی سپاه و ارتش اصفهان به اون بزرگی و با تجهیزات فراوان یه خمپاره اندازی یه راکت اندازی چیزی نداشتند اون نقطه رو بزنن!؟ یه پهباد دست پرتابی یه کوادی چیزی نبود تا منطقه درست شناسایی بشه !؟ اگر روز اول بود باز آدم می گه باشه غافل گیر شدند. بابا روز سوم طرف اومده نشسته چرخ چرخ کرده رفته!
چرا یگان خاص برای مقابله با هلی برن دشمن در منطقه تعریف نشده بود؟ چرا پروتکل مقابله تعریف نشده بود! ؟ از نوع شهدا و ماشین ها مشخصا نیرو های دلسوز در مرحله اول به منطقه رفتند ! خب چرا در مرحله دوم و سوم هیچ تجهیزاتی ارسال نشد؟ آسمان اصفهان در تسخیر هواگرد های دشمن بود از قم و شیراز و یزد و زنجان چرا با راکت و موشک منطقه رو نزدید!؟ چرا نیروی رزمی موجود در منطقه نتوانست نقطه گذاری کند و مختصات محل دشمن را بدهد؟؟
چرا یگان پدافندی منحصر به دوش پرتاب اونم یکی دوتا بود؟ روایت تیم پدافندی ارتش رو شنیدید؟ چرا نیروی رزمی در حین نزدیکی به دشمن به راحتی شناسایی و مورد هدف قرار می گرفت؟؟ علت استفاده از جاده اصلی توسط نیروهای خودی چه بود؟ عدم اشنایی نیرو بومی به منطقه یا عدم حضور نیروی بومی!؟ چرا سامانه های الکترونیک و شبکه به اخلال مواجه شد چرا ارتباط امن تاکتیکی توسط نیرو ها استفاده نشد!؟ چرا در منطقه حضور دشمن تله گذاری نشده بود ایا احتمال هلی برن داده نمی شد؟؟ ایا احتمال هدف قرار دادن پرنده های دشمن را نمی دادید!؟ ایا آن جاده آسفالته باند اضطراری نیروی هوایی ارتش بود؟ اگر بود چرا هیچ اقدام تامینی نداشت؟ اساسا ایا سناریو های محتمل بررسی شده بود؟
https://t.me/kriyaassess
هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
ارسالی از دوستان:
یکی از وظایف بدیهی لشگرهای عملیاتی ارتش و سپاه در استان ها تهیه بررسی و برآوردهای میدانی برای سناریوهای رزمی و تدوین راهکارهای مقابله با دشمنه
یکی از اصلی ترین موارد تهیه شناسنامه و طرح برای اماکن حیاتی حساس و مهم از جمله باندهای فرودگاهی باندهای یدکی و متروکه و اماکن مشابهی است که امکان فرود و برخواست هواگرد رو برای هرنوع عملیات داره
آدم از این آتش میگیره که چرا بعد از یک مرحله جنگ ۱۲ روزه، و احتمال بالای رخداد همچین سناریویی باند متروکه دشت مهیار( متعلق به هوانیروز اصفهان) در ۳۰ کیلومتری لشکر عملیاتی ۱۴ امام حسین_ گروه توپخانه وموشکی ۱۵ خرداد_ لشگر ۴۰ مهندسی و... برای فرود هواپیماهای پهن پیکر دشمن حاضر و آماده بود؟
وظیفه بدیهی این یگانها کور کردن این باندها در فاصله ۸ ماهه دو جنگ با استفاده از حداقل هزینه و زمان با پیش پا افتاده ترین ماشین آلات راه سازی بود.
اینها مطلقا مسائل پیچیده ای نیست و در حیطه کاری افسران جزء در معاونتهای تخصصی یگانهای عملیاتی است.
سردار جواد استکی
سردار مجتبی فدا
و تازه سردار حسن امینی هرندی
باید بخاطر این ترک فعل که باعث تسهیل عملیات ویژه آمریکا در کشور شد پاسخگو باشند.
این وضعیت عینا در استان تهران هم با توجه به سناریوهای پیش رو محتمله.
باید به دوستانی که به دنبال:
آموزش نظام جمع به بانوان ۴۵ کیلویی
رژه موتورسواران
رژه اسکیت سواران
رژه اسکوتر سواران
تجدید میثاق انجمن عکاسان و خانه رقاصان با آرمانهای امام راحل و... هستند
عرض کرد:
با یک دوربین شکاری
تویوتا وانت حامل دوشکا
و ۵ بسیجی آموزش ندیده
نمی توان برای سناریوهای مقابله با عملیاتهای مشابه عملیات دلتافورس آمریکا در اصفهان، در استان تهران آماده شد.
اضافه کنید به این سناریو ، عملیات یگان های ویژه رژیم صهیونیستی. با توجه به دسترسی سهل الوصول تر آنها به تهران از طریق جمهوری باکو و الهام علیف یا آسیای میانه.
https://t.me/kriyaassess
✍ هاشمی #رفسنجانی در آینه خاطرات
🗓 جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۸۲
بنيصدر هم از حرفهای حسين خمینی فاصله گرفته و گفته، اینکه او پذیرفته با دخالت آمریکا آزادی به دست آيد، مثل عراق نشان ميدهد که او معنای آزادی را نميفهمد. [ریچارد] مورفي، [معاون سابق وزیرخارجه آمریکا] هم به دولت آمریکا پیشنهاد کرده که از او فاصله بگیرد، زیرا نزدیكی به او هم برای آمریکا مضر است و هم برای خود حسین.