eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹مهدی خراتیان: در تاریخ خواهند نوشت در روزی که نفت صعودی بود، نفت مربان در یک روز ۷ درصد رشد کرده به ۱۲۱ دلار رسیده بود و نفت برنت نیز ۳ درصد رشد کرده به ۱۰۷ دلار رسیده بود، آنهم‌ به دلیل رد شدن پروپوزال ایران توسط ترامپ و نگرانی بازارها از ادامه یافتن اختلال در روند جابجایی در تنگه هرمز، و رسانه ها از تاثیر مخرب جنگ ایران و تنگه هرمز بر بازار اوراق قرضه آمریکا سخن میگفتند، و بازدهی اوراق ده ساله رکورد دو دهه ای را شکسته بود، عده ای در حال جا انداختن "تنگه هرمز=برگ‌سوخته" بودند تا زمینه برای تعلیق دو دهه ای صنعت هسته ای کشور در برابر "رفع تحریمها" فراهم‌شود، آنهم در معامله با ترامپی که دوبار در میانه مذاکرات، میز مذاکره را بمباران کرده و بارها ایران را به بمباران اتمی تهدید کرده است و اساسا معلوم نیست که به قولی که در مورد رفع تحریمها به ایران میدهد وفادار باشد. پ.ن.: وقتی برای بالا نرفتن تنش، تعمدا از خرجهای پایین انفجاری در حمله به کشتیها استفاده کنید تا مبادا ملوانی بمیرد و یا نفت به دریا بریزد و محیط زیست آلوده شود و امارات و عمان و ... ناراحت شوند، ملوان تا خرخره تطمیع شده با کشتی اسقاطی هر طور شده خود را به آنسوی تنگه میرساند. این مماشات بیجا بهای بسیار سنگینی دارد که حداقل آن جا افتادن گزاره ناتونی ایران در اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و به هم خوردن موازنه مذاکرات به نفع ترامپ است، اما بعید نیست که تاوان این اشتباه با ریخته شدن خون کثیری از هم‌میهنان ما پرداخت شود. https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2104687942509687194
🔸خلاصه هوش مصنوعی (Cocoon AI): اسفندیار باتمانقلیچ استدلال می‌کند که اهرم اصلی ایران در این مناقشه، کنترل بر تنگه هرمز نیست، بلکه توانایی تضعیف‌نشده آن برای نابودی زیرساخت‌های تولید انرژی در بخش‌های بالادستی و پایین‌دستی است. او معتقد است که تحلیل‌گران در اهمیت اختلال در جریان نفت مبالغه می‌کنند و خطری را که ممکن است ایران با هدف قرار دادن تأسیسات (همان‌طور که در حملات سال ۲۰۱۹ به بقیق و خریص دیده شد) دست به تصاعد بحران بزند—اگر پیشرفت دیپلماتیک متوقف شود یا رفتار غیرقابل پیش‌بینی ترامپ ادامه یابد—دست‌کم می‌گیرند. مسئله اصلی همچنان شکست حل‌نشده تضمین‌های امنیتی آمریکا در خلیج فارس است که همچنان قدرت چانه‌زنی و نگرانی منطقه‌ای قابل توجهی برای ایران فراهم می‌کند. 🔹اسفندیار باتمانقلیچ: کسی این تحلیل را برای من فرستاد و پرسید نظرم چیست… بله، نفت بیشتری از تنگه عبور می‌کند—البته به استثنای نفت ایران. اما مردم مسئله کنترل تنگه هرمز را اشتباه متوجه می‌شوند و با طولانی شدن جنگ، در مورد اهمیت آن در موقعیت‌یابی ایران، خلیج فارس و آمریکا غلو می‌کنند. به طور خاص، این تحلیل در مورد حجم صادرات نفت و تأثیر آن بر مواضع مذاکراتی، دو عامل مهم‌تر را نادیده می‌گیرد. اول، ایران ممکن است نتواند جریان انرژی را به اندازه‌ای که در مراحل اولیه جنگ مؤثر بود مختل کند، اما توانایی‌های تضعیف‌نشده خود را برای نابودی ذخایر، منظورم همان زیرساخت‌های تولیدی زیربنایی در بخش‌های بالادستی یا پایین‌دستی است، حفظ کرده است. دوم، این ارزیابی این فرض را نادیده می‌گیرد که ایران هنوز می‌تواند دست به تصاعد بحران بزند و این اهداف تولیدی را هدف قرار دهد، اگر به این نتیجه برسد که ترامپ فشار کافی را احساس نمی‌کند تا از مسیرهای خروج دیپلماتیک که پیش روی او قرار داده شده استفاده کند. نکته مهم این است که ما می‌دانیم وقتی ایران هیچ نفتی صادر نمی‌کند و هیچ مسیر واقع‌بینانه‌ای برای دیپلماسی وجود ندارد چه اتفاقی می‌افتد—ما آن را در حملات سال ۲۰۱۹ به تأسیسات آرامکو در بقیق و خریص دیدیم. بنابراین، اگرچه ممکن است صرفِ خطرِ مربوط به جریان نفت برای ترامپ قابل تحمل به نظر برسد، اما تهدیدات علیه زیرساخت‌های تولید انرژی در خلیج فارس همچنان قابل توجه است؛ دقیقاً به همین دلیل است که کشورهای منطقه هنوز در تلاشند تا برای بازگشت به یک آتش‌بس پایدار و توافق دیپلماتیک میانجی‌گری کنند. ترامپ نیز غیرقابل پیش‌بینی است و می‌تواند با تثبیت فکری خود بر سر «برنده شدن» در جنگ، عاملی برای تصاعد بحران از سوی ایران به این شیوه بشود. بازارها قادر به قیمت‌گذاری این مسئله نیستند، به‌ویژه زمانی که معامله‌گران تا این حد بر رفتارهای قیمتی کوتاه‌مدت تمرکز کرده‌اند. از این حیث، تنگه واقعاً منبع اصلی اهرم فشار ایران نیست. هرگز هم نبوده است! حملات به پایگاه‌های آمریکایی و شهرها و زیرساخت‌های خلیج فارس بسیار تعیین‌کننده‌تر بودند، اما این ابعاد مناقشه دست‌کم گرفته شد، زیرا پذیرش آن به معنای اذعان به این بود که ایران دارای چنان توانایی‌های خطرناکی است که آمریکا در تمام طول درگیری قادر به کاهش یا تضعیف آن نبوده است. البته، نیروی دریایی آمریکا می‌تواند شناورها را (با هزینه سنگین) اسکورت کند و جریان نفت را برقرار نگه دارد. اما مسئله بنیادی‌تر یعنی شکست تضمین‌های امنیتی آمریکا در سراسر خلیج فارس همچنان حل‌نشده باقی مانده است و این همان چیزی است که به ایران در مذاکرات اهرم فشار می‌دهد. ایران دست به یک کمپین زمینِ سوخته نزده است—اما اگر وضعیت فعلی بیش از حد طولانی شود، ممکن است این کار را انجام دهد. این همان چیزی است که همه کسانی که واقعاً این منطقه و تحولات آن را دنبال می‌کنند، نگران آن هستند. https://fxtwitter.com/yarbatman/status/2104608490878611475
دقایقی پیش رویترز خبر داده که امریکایی‌ها در حال بررسی صدور مجوز مشروط پرواز از ایران به فرودگاه نجف هستند: مجوز یک‌ماهه و امکان پرواز صرفا با ایرلاین‌های عراقی. بعيد نمی‌دانم برخی از طرف‌های عراقی خودشان این دو شرط را روی میز ترامپ گذاشته باشند. این وضعیت هم سودآوری مادی گسترده سالیانه برای ایشان دارد و هم در پرونده‌های مختلف به ابزاری برای چانه‌زنی با ایران مبدلش می‌سازد. من جای مقامات ایران باشم اکنون که فضای کلی افکار عمومی شیعیان در عراق علیه دولت عراق است و گفته می‌شود از نجف هم فشارهایی به دولت عراق آمده است زیر بار این دو شرط نمی‌روم و اعلام می‌کنم ذیل این شروط پروازی به نجف صورت نخواهم داد. فشاری که از بسته‌شدن حریم هوایی بر روی ایران روی مردم عراق می‌آید کم‌تر از ایرانی‌ها نیست. پذیرش چنین شروطی ولو ذیل ترتیبات موقت به تثبیت آن مبدل خواهد شد. این بازگذاشتن روزنه‌ای تنگ و مشروط برای قورباغه‌پز کردن ایران است. یک تکمله به این بزنم: آقایان طهران‌نشین نگذارند اطار تنسیقی و دوستان ایرانی بغدادنشینشان این دستاورد پوشالی را به عنوان فتح مبین در پاچه کشور کنند.
🔴 4 نکته در خصوص همراهی دولت عراق با تحریم هوایی ایران: 🔹ما باید بپذیریم که «علی‌الزیدی» نخست‌وزیر عراق، مهره آمریکاست. الزیدی رسیدن به نخست وزیری عراق را مدیون آمریکا می‌داند. وی برای پیشبرد برنامه‌های خود باید حمایت صد درصدی آمریکا را داشته باشد. 🔹علی الزیدی از ابتدای نخست وزیری کاملا مطابق اراده آمریکا عمل کرده است. از چینش کابینه و طرح خلع سلاح مقاومت عراق تا مشارکت در تحریم هوایی ایران. اما وی درخصوص نوع واکنش مردم عراق دچار خطای محاسباتی شده بود. این تحریم هوایی هم به ضرر منافع مردم عراق است و هم منافع مردم ایران و اعتراض‌ها در عراق را در پی داشته است. 🔹ایران نباید به مخالفت شفاهی و یا رایزنی‌ای که نتیجه جدی نداشته باشد، بسنده کند و نباید بگذارد که این محاصره عادی شود. 🔹اگر این تحریم هوایی توسط عراق علیه ایران تثبیت شود، دیگر هیچ حد یقفی برای آمریکا در عراق وجود نخواهد داشت. سوال این است که آیا عراق به ایالت پنجاه و یکم عراق تبدیل شده است؟! اینجاست که باید از ظرفیت مردم عراق علیه آمریکا استفاده کرد. 🎙علیرضا مجیدی؛ کارشناس مسائل منطقه
همبستگی بین قیمت نفت و بازده اوراق قرضه آمریکا به بالاترین سطح خود از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰ رسیده است. ​طبق گزارش موسسه TS Lombard، به ازای هر ۱ دلار افزایش در قیمت نفت، حدود ۲ نقطه پایه (۰.۰۲ درصد) به بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا افزوده می‌شود. https://fxtwitter.com/BullTheoryio/status/2104879269428199896
🔹مجید شاکری: امروز گزارش مفصلى درباره همبستگى قيمت نفت و نرخ بهره خزانه داده. همبستگى در بالاترين حد در ٤ دهه گذشته. گزارشگر معتقد است اثر متغيرهاى هميشگى( انتظارات تورمى، گزارشهاى مصارف خانوار، …) كنار گذشته شده و قيمت نفت مهمترين عامل است. از بانكهاى مركزى مختلف سوال شده و آنها پاسخ داده اند براى تعيين سياست پولى به تنگه هرمز نگاه مى كنند. پى نوشت: اكنون ابزار تنگه هرمز براى ايران با همه فراز و فرود " بسيار" موثر است. https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2104828241512989130
🔹مجید شاکری: شما اصطلاح " برگه تنگه سوخت" را فقط از دو گروه مى شنويد. ترامپيستها و كسانى در تهران. در بقيه جهان حتى اتفاقاتى كه به تنگه مرتبط نيست هم به تنگه نسبت داده مى شود. https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2104840292126114234
‏مقاله‌ای جدی می‌خواندم که با داده‌های تجربی نشان می‌داد در نظام‌های بسته و اقتدارگرا، اعتراض خیابانی و حتی حرکت به سوی خشونت بیشتر از آنکه استثنا باشد، بخشی از یک الگوی تکرارشونده است. شاید کره شمالی یکی از معدود استثناهای این قاعده باشد، اما دقیقاً به این دلیل که میزان کنترل و سرکوب در آن چنان گسترده است که نه فقط اعتراض، بلکه تقریباً هر امکان مستقل برای سازمان‌یابی اجتماعی و سیاسی را از میان برده است. از این منظر، استثنای کره شمالی قاعده را نقض نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد جلوگیری کامل از اعتراض چه سطحی از انسداد سیاسی و اجتماعی را طلب می‌کند. ‏اما ایران کره شمالی نیست و اساساً نمی‌توان آن را یک نظام کاملاً بسته دانست. ساختار سیاسی جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته میان رقابت محدود سیاسی و اقتدارگرایی حرکت کرده است. انتخابات، جناح‌بندی سیاسی، رقابت درون ساختار و دوره‌هایی از گشایش اجتماعی وجود داشته، اما در مقابل، مرزهای رقابت، سازمان‌یابی و مشارکت سیاسی نیز همواره محدود و متغیر بوده است. همین موقعیت بینابینی اهمیت زیادی دارد، زیرا امکان کانالیزه کردن مطالبات وجود دارد، اما هرگاه این کانال‌ها بسته‌تر شده‌اند، بخشی از مطالبات انباشته به خیابان منتقل شده است. ‏از این زاویه، آبان ۱۳۹۸، اعتراضات ۱۴۰۱، ۱۸ و ۱۹ دی و دیگر موج‌های اعتراضی را نباید مجموعه‌ای از حوادث کاملاً جدا از یکدیگر دید. موضوع و ترکیب اجتماعی هرکدام متفاوت بوده، اما یک مسئله مشترک در پس آنها دیده می‌شود: هرچه امکان بیان، نمایندگی و پیگیری نهادی مطالبات محدودتر شود، احتمال انتقال سیاست از نهاد به خیابان بیشتر می‌شود. ‏بنابراین، باز کردن فضای سیاسی و اجتماعی الزاماً به معنای تولید اعتراض بیشتر نیست. چه‌بسا درست برعکس باشد. افزایش امکان رقابت، سازمان‌یابی، بیان نارضایتی و مشارکت می‌تواند مطالبات را پیش از رسیدن به نقطه انفجار کانالیزه کند. جامعه‌ای که راهی برای حرف زدن، مطالبه کردن و اثر گذاشتن داشته باشد، کمتر ناچار می‌شود خیابان را به تنها محل سیاست‌ورزی تبدیل کند. حسین قتیب
وارده: یک تحول مهم در بازار انرژی منطقه رخ داده است: عربستان سعودی صادرات نفت از مسیر شرق–غرب و بندر ینبع را از سر گرفته؛ مسیری که امکان صادرات به دریای سرخ بدون عبور از تنگه هرمز را فراهم می‌کند. بارگیری از ینبع اکنون حدود ۲ میلیون بشکه در روز است و داده‌های Kpler جریان خط لوله را حدود ۲.۶۵ میلیون بشکه در روز نشان می‌دهد؛ ظرفیتی که می‌تواند در کوتاه‌مدت به ۳ تا ۴ میلیون بشکه برسد. اهمیت این تحول در کاهش وابستگی صادرات عربستان به هرمز است. همزمان با افزایش عبور نفتکش‌ها از هرمز، یک مسیر چندمیلیون‌بشکه‌ای جایگزین نیز دوباره فعال شده و این موضوع توان بازار برای تحمل اختلال طولانی‌تر در تنگه را افزایش می‌دهد. بازار نیز واکنش نشان داد؛ WTI از حدود ۹۵.۵۰ دلار به ۹۲.۸۰ دلار و برنت از محدوده ۱۰۷ دلار به حدود ۱۰۵ دلار عقب نشست. از منظر سیاسی، این تحول بخشی از فشار ناشی از اختلال هرمز بر آمریکا و کشورهای خلیج فارس را کاهش می‌دهد و در نتیجه، اهرم مرتبط با تهدید جریان نفت تا حدی ضعیف‌تر می‌شود. با این حال، اختلاف‌های اصلی در مذاکرات همچنان پابرجاست و هنوز نشانه‌ای از توافق نهایی دیده نمی‌شود. نتیجه ؛ دلار رو به بالا ،۲۵۰ تومن و نفت رو به پایین ۱۰۵ دلار آقایون دقیقا دارن چیکار میکنن ؟؟؟ جمع بندی: اصلی ترین نقش کشورهای عربی چه در جنگ دوازده روزه چه در جنگ رمضان این بود که ظرفیت تولید و صادرات را افزایش دهند تا بازار با کاهش قیمت نفت همراه شود و آمریکا با فشار کمتری به جنگ ایران ورود کند. تمام این گزاره ها نشان از نزدیک بودن موعد جنگ و حمله است. https://t.me/kriyaassess