هدایت شده از کانال حسام الدّین براتی
این خاطره حجت الاسلام حامد کاشانی از شهید مصباح الهدی باقری پیرامون شهید لاریجانی را بخوانید.
ببینید گاهی تصور ما در سیاست ممکن است چقدر با نگاه و مطلوب امام جامعه متفاوت باشد...
پس از عدم تأیید صلاحیت ایشان برای ریاست جمهوری در گفت و گویی صمیمانه و دونفره با شهید دکتر مصباح الهدی باقری کنی، داماد رهبر شهید انقلاب پرسشی را با ایشان در میان گذاشتم.
از ایشان پرسیدم آیا تاکنون در محضر رهبر معظم انقلاب رضوان الله علیه، درباره شخصیت هایی که در میان رجال سیاسی کشور از توانمندی های برجسته برای مسئولیت ریاست جمهوری برخوردارند، سخنی شنیده اند یا خود پرسشی در این باره مطرح کرده اند.
شهید باقری کنی در پاسخ گفتند که اتفاقاً همین سؤال را اندکی پیش از رهبر انقلاب مطرح کرده اند.
ایشان نقل کردند که رهبر انقلاب در پاسخ تنها به دو شخصیت اشاره فرموده اند؛ و یکی از آن دو، شهيد على لاریجانی بوده است.
بنابر روایت شهید مصباح الهدى باقری کنی، رهبر انقلاب در آن دیدار تأکید کرده بودند که شهید لاریجانی از توانمندی های راهبردی لازم برای پذیرش مسئولیت سنگین ریاست جمهوری ایران اسلامی برخوردار است و می تواند با بهره گیری و کمک گرفتن از شخصیت های توانمند اجرایی مدیریت را در طراز نظام سامان دهد.
دکتر باقری کنی ادامه دادند که در پی پرسش دیگری که درباره مقایسه با یکی از مسئولان برجسته و پر تلاش مطرح کرده بودند، رهبر انقلاب ضمن قدردانی از تلاش های آن مسئول ویژگی های شهید لاریجانی را متفاوت و برجسته توصیف کرده و توانمندی های ایشان را در سطح بالاتری دانستند.
این روایت برای بنده نه صرفاً یک پاسخ بلکه دریچه ای تازه برای فهم جایگاه فکری و مدیریتی شهید لاریجانی بود؛ جایگاهی که شاید در غوغای رسانه ای این سال ها کمتر مجال بروز یافته بود، اما در نگاه نزدیکان و اهل بصیرت حقیقتی روشن و شناخته شده به شمار می رفت.
@he_barati
🔸خلاصه هوش مصنوعی Cocoon:
۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶
گزارشها حاکی از آن است که ایران در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ به تأسیسات نفتی «بو حصا» متعلق به شرکت ADNOC در نزدیکی ابوظبی حمله کرده است؛ امری که تصاویر ماهوارهای Sentinel-3 از تودههای دود و دادههای آتشسوزی ناسا با ثبت توان ۱۴۳ مگاوات گواه آن است. این حمله، مسیر اصلی صادرات نفت امارات را که تنگه هرمز را دور میزند هدف قرار داده و در ادامه حملهای مشابه به خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی در سه هفته پیش صورت گرفته است.
🔹خبر فوری:
به نظر میرسد ایران به تأسیسات «بو حصا» متعلق به شرکت ADNOC در جنوب غربی ابوظبی—یکی از بزرگترین میدانهای نفت و گاز درونسرزمینی امارات—حمله کرده است. تصاویر امروز ماهواره Sentinel-3 تودهای از دود سیاه به طول تقریبی ۵۰ کیلومتر را بر فراز این منطقه نشان میدهد.
سامانه FIRMS ناسا توان تابشی آتشسوزی در این تأسیسات را ۱۴۳ مگاوات ثبت کرده است؛ همچنین کانال فروسرخ میانموج VIIRS دمای ۳۶۷ کلوین را نشان داده که حداکثر حد مجاز قابل ثبت توسط این حسگر است و این یعنی دمای واقعی آتش به احتمال زیاد از این مقدار نیز بیشتر است.
پروازها در نزدیک ابوظبی نیز پیشتر در امروز دچار اختلال شدند.
نفت خام بو حصا خط لوله حبشان-فجیره را تغذیه میکند؛ تنها مسیر صادراتی امارات که تنگه هرمز را دور میزند.
خط لوله شرق به غرب عربستان سعودی نیز که مسیر اختصاصی این کشور برای دور زدن تنگه هرمز به شمار میرود، ۳ هفته پیش مورد هدف قرار گرفته بود.
https://fxtwitter.com/HormuzLetter/status/2105353196432679349
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸خلاصه هوش مصنوعی cocoon:
۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶
گزارشها حاکی از آن است که حوثیهای یمن [انصارالله] به تأسیسات پالایش نفت «بقیق» در عربستان سعودی—بزرگترین کارخانه تثبیت نفت خام جهان که ۵ تا ۷ درصد از عرضه جهانی نفت را پردازش میکند—حمله کردهاند.
تصاویر EUMETSAT تودهای از دود به طول ۹۰ کیلومتر را در این محل از ساعت ۰۶:۴۵ به وقت UTC به مدت هفت ساعت نشان میدهد که بر پردازش نفت خام استخراجشده از میدان نفتی «الغوار» به مقصد پایانه،های صادراتی «رأس تنوره» و «جعیمه» تأثیر گذاشته است.
🔹خبر فوری:
به نظر میرسد حوثیهای یمن [انصارالله] به تأسیسات پالایش نفت «بقیق» در شرق عربستان سعودی—بزرگترین کارخانه تثبیت نفت خام در جهان که حدود ۵ تا ۷ درصد از عرضه جهانی نفت را پردازش میکند—حمله کردهاند. تصاویر ماهوارهای Meteosat وابسته به EUMETSAT تودهای از دود سیاه به طول تقریبی ۹۰ کیلومتر را نشان میدهد که دستکم به مدت هفت ساعت (از ساعت ۰۶:۴۵ به وقت UTC تا زمان تاریک شدن هوا و غروب آفتاب) از این مکان امتداد یافته است.
تأسیسات بقیق نفت خام استخراجشده از «الغوار» (بزرگترین میدان نفتی جهان) را پردازش کرده و پایگاههای صادراتی «رأس تنوره» و «جعیمه» را تغذیه میکند.
https://fxtwitter.com/HormuzLetter/status/2105318283024961949
ابعاد جدید از جنایت آمریکا در میناب
🔵وبگاه دراپسایت با گفتوگو با بازماندگان، والدین، امدادگران و شاهدان، روایت تازهای از حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب ارائه کرده است.
🔵حمله در ساعات اولیه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و در شرایطی رخ داد که معلمان در حال خارج کردن دانشآموزان از مدرسه بودند.
🔵پس از نخستین انفجار، برخی کودکان هنوز در مدرسه مانده بودند و معلمان آنها را برای پناه گرفتن به نمازخانه بردند.
🔵۹ موشک بین ساعت ۱۰:۴۵ تا ۱۱:۳۰ صبح به مدرسه و اطراف آن اصابت کرد و چند موشک دیگر نیز ساعاتی بعد به یک درمانگاه، کارواش و کسبوکارهای اطراف اصابت کردند.
🔵عملیات جستوجو و انتقال پیکرها بیش از سه روز ادامه داشت و خانوادهها و نیروهای امدادی شبانهروز در میان آوار به دنبال کودکان بودند.
🔵در ابتدا، مقامهای دولت ترامپ مسئولیت حمله را رد کردند. روبیو گفت آمریکا مدرسه را عمداً هدف قرار نمیدهد و ترامپ مدعی شد این مدرسه احتمالاً توسط ایران هدف قرار گرفته است.
🔵اما بررسی قطعات موشکهای باقیمانده در محل توسط «ترور بال» تحلیلگر تسلیحات، نشان داد قطعات به موشکهای تاماهاوک مربوط میشوند و کدهای روی قطعات به شرکت ریتون، پیمانکار اصلی تاماهاوک، مرتبط بوده است.
🔵نیویورکتایمز در ماه مارس گزارش داده بود که تحقیقات نظامی آمریکا به این نتیجه اولیه رسیده که آمریکا مسئول حمله بوده و ساختمان مدرسه در اطلاعات هدفیابی ارتش آمریکا بهعنوان یک هدف نظامی کدگذاری شده بود.
🔵گزارش بلومبرگ نیز بر اساس گفتوگو با چندین مقام و منابع مطلع از تحقیقات پنتاگون، میگوید مدرسه به دلیل طبقهبندی اشتباه بهعنوان بخشی از یک تأسیسات دریایی سپاه در فهرست اهداف قرار گرفته بود.
🔵در این فرایند، سامانه هوش مصنوعی متعلق به پالانتیر نیز نقش داشته و ظاهراً نتوانسته بود تشخیص دهد محل موردنظر یک مدرسه است.
🔵نگته مهم این است که آمادهسازی فهرست اهداف در آستانه جنگ، که در جنگهای قبلی ساعتها طول میکشید، تا حد زیادی با استفاده از ابزار هوش مصنوعی به چند دقیقه کاهش یافته بود.
🔵یک مقام سابق پنتاگون نیز معتقد است فشار برای ایجاد تعداد بسیار زیادی هدف در آغاز جنگ ممکن است باعث شده باشد بازبینی و راستیآزمایی استاندارد اهداف انجام نشود و اطلاعات قدیمی مورد استفاده قرار گیرد.
🔵در مقابل، فرمانده سنتکام در کنگره مدعی شد مدرسه در یک پایگاه فعال موشکهای کروز سپاه قرار داشته اما مقامهای محلی، امدادگران و یک مقام سابق پنتاگون که در زمینه ارزیابی تلفات غیرنظامیان فعالیت داشته، این ادعا را رد کردهاند.
🔵بر اساس توضیحات مقامهای محلی، این مجموعه از سال ۲۰۱۴ به کاربری غیرنظامی تبدیل شده بود و مدرسه از سال ۲۰۱۵ بهصورت رسمی فعالیت میکرد. تأسیسات اداری سپاه در نزدیکی آن نیز در سال ۲۰۲۵ تخلیه شده بود.
🔵گزارش درایپسایت همچنین به تصاویر ماهوارهای اواخر سال ۲۰۲۵ اشاره میکند که حضور کودکان در حیاط مدرسه را نشان میداد؛ موضوعی که پرسشهایی درباره فرایند بررسی و بهروزرسانی اطلاعات هدف ایجاد کرده است.
🔵یک هیئت حقیقتیاب سازمان ملل در بررسی خود اعلام کرده که ساختمان مدرسه نقطه اصابت موردنظر بوده و خسارت ناشی از خطای موشکی یا آسیب جانبی حمله به تأسیسات سپاه مجاور نبوده است؛ این هیئت همچنین گفته اطلاعاتی مبنی بر استفاده نظامی از مدرسه پیدا نکرده است.
🔵«رید برودی» وکیل حقوق بشر و دادستان سابق پروندههای جنایات جنگی میگوید حتی اگر آمریکا مدعی شود حمله نتیجه «اشتباه» یا اطلاعات قدیمی بوده، این موضوع لزوماً مسئولیت حقوقی آن را از بین نمیبرد؛ زیرا طرف حملهکننده موظف است پیش از حمله، ماهیت هدف را بهطور معقول و با اطلاعات بهروز بررسی کند.
🔵پیامدهای حمله فقط به تلفات روز حادثه محدود نمانده است. ۲۸۳ کودک از این حمله جان سالم به در بردند، اما روانشناسان از کابوسهای مداوم، اضطراب و از بین رفتن احساس امنیت در میان کودکان بازمانده خبر دادهاند.
🔵یکی از روانشناسانی که با خانوادهها و کودکان کار کرده، میگوید آثار این حادثه تقریباً تمام خانوادههای میناب را درگیر کرده است.
https://www.dropsitenews.com/p/minab-school-massacre-iran-war-children-families
هدایت شده از شعوبا
💠 کیان الاسدی، تحلیل گر عراقی:
آمریکایی از نظر لجستیکی عراق را ترک کرده، اما سلطهاش با او نرفته است. او پایگاههایش را بهدلیل از دست رفتن کاراییشان در پی ضربات جمهوری اسلامی و مقاومت در عراق تخلیه کرده و اکنون در حال بازچینی حضورش در سراسر منطقه است، نه فقط در عراق.
❌فریب آمریکایی در این است که توانسته این عقبنشینی را بهعنوان یک دستاورد به عراق بفروشد، در ازای آنکه دولت عراق به سمت محدودسازی سلاح مقاومت برود و در برابر ایران در صف او قرار بگیرد.
اکنون، پس از ۳۰ سپتامبر، آزمون واقعی این دولت و میزان جدیت آن در تکمیل حاکمیت عراق آغاز میشود؛ حال آنکه تا این لحظه همچنان با حاکمیتی ناقص روبهروییم و هواپیماهای آمریکایی هنوز در آسمان عراق فعالیت میکنند.
پرسش اینجاست: اگر نیروی هوایی آمریکا به ایران حمله کند و از حریم هوایی عراق برای اجرای این تجاوز بهره ببرد، چه؟ آیا مقاومت در آن هنگام حق دارد از آسمان عراق دفاع کند؟ یا دولت عراق است که دفاع از آن را بر عهده خواهد گرفت؟!
⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان
@shouba
✍️سازمان ملل
To the victor belong the spoils
محمدرضا اسلامی
زمین سازمان ملل را راکفلر به این سازمان هدیه کرد.
«جان دی. راکفلر جونیور» در دسامبر ۱۹۴۶ مبلغ ۸.۵ میلیون دلار در اختیار سازمان ملل گذاشت تا زمین مقر دائمی این سازمان در ساحل East River منهتن نیویورک خریداری شود. (اگر بزرگی این مبلغ را نسبت به «اندازه اقتصاد» آمریکا در آن زمان بسنجیم، ارزش نسبی آن در مقیاس امروز به حدود یک میلیارد دلار میرسد). مجمع عمومی سازمانملل این «هدیه» را پذیرفت و همان زمین به محل مقر دائمی سازمان ملل تبدیل شد. به بیان دیگر، این فقط یک هدیه چندمیلیوندلاری نبود؛ یک مداخله مالی عظیم از سوی «سرمایه خصوصی» در شکلگیری یکی از مهمترین نهادهای بینالمللی جهان بود. خانواده راکفلر و بهویژه نلسون راکفلر (پسر راکفلر جونیور) برای آوردن مقر سازمان ملل به نیویورک نقش مهمی داشتند.
«راکفلر جونیور» خودش پسر «جان دی. راکفلر» بود؛ همان راکفلر بزرگ و بنیانگذار Standard Oil که نامش با ظهور سرمایهداری صنعتی آمریکا گره خورده است.
🔵سه نکته درباره عالیجناب راکفلر بزرگ برای این بحث مهم است:
✔️اول اینکه ثروت عظیم او از صنعت نفت آمد. Standard Oil در دوران او به چنان قدرتی رسید که برای سالها بخش بزرگی از صنعت پالایش/توزیع نفت آمریکا را او در اختیار داشت. (و سرانجام نیز در سال ۱۹۱۱ با حکم دیوان عالی آمریکا به چندین شرکت تقسیم شد)
✔️دوم اینکه سرمایه راکفلر فقط در شرکت و کارخانه باقی نماند. نسل اول و دوم این خانواده بخش عظیمی از ثروت خود را وارد دانشگاه، پزشکی، پژوهش، هنر، شهرسازی و... کردند. توجه کنیم که این یکی از ویژگیهای مهم ساختار آمریکاست: سرمایه خصوصی فقط در بازار حضور ندارد؛ میتواند در ساختن "نهادها" هم نقش داشته باشد.
✔️سوم اینکه این "سرمایه" در نسلهای بعد "مستقیما" با سیاست هم تلاقی کرد. نلسون راکفلر، نوه راکفلرِ بزرگ، بعدها فرماندار نیویورک و سپس معاون رئیسجمهور ایالات متحده شد. (معادل جایگاه الان جی دی ونس!)
🔵داستان ساختمان سازمان ملل البته کمی پیچیدهتر از «یک سرمایهدار آن را ساخت» است. هدیه/پول راکفلر برای «خرید زمین» بود، نه ساخت ساختمان. دولت آمریکا نیز در سال ۱۹۴۸ یک وام بدون بهره ۶۵ میلیون دلاری برای ساخت و تجهیز مقر سازمان ملل فراهم کرد؛ وامی که سازمان ملل طی ۳۱ سال تا سال ۱۹۸۲ بازپرداخت کرد.
اما اصل داستان همچنان جالب و تلخ است:
یکی از مهمترین نهادهای سیاسی جهان در زمینی مستقر شده که خرید آن با سرمایه یک خانواده خصوصی آمریکایی امکانپذیر شده است.
و این فقط داستان راکفلر نیست.
برای فهم آمریکا، فقط نباید دولت آمریکا را دید؛ باید جایگاه «نهاد سرمایه» را هم دید. سرمایه و دولت در تاریخ این کشور، چنان درهمتنیده حرکت کردهاند که مرز میان قدرت اقتصادی و قدرت سیاسی بهآسانی قابل تشخیص نیست.
🔵از سازمان ملل تا فوتبال
از بحث سازمان ملل موقتا خارج شویم و به جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ (تابستانی که گذشت) برویم.
آمریکا (به همراه کانادا و مکزیک) میزبان جام جهانی بود. نکته جالب این است که آمریکا برای برگزاری این مسابقات نیازی "نداشت" که شبکهای از استادیومهای عظیم را از صفر بسازد. زیرساخت ورزشی لازم، عمدتاً از قبل وجود داشت!
عمده استادیومهای بزرگ آمریکا با سرمایه بخش خصوصی ساخته شدهاند. یعنی در آمریکا، ورزش خودش یک صنعت عظیم بوده، و متولیِ صنعت ورزش، نهاد سرمایه است!
استادیوم صد هزارنفری فقط محل فوتبال نیست؛ یک دارایی اقتصادی است. باشگاه، حق پخش آنلاین، تبلیغات، اسپانسر، زمین، املاک اطراف ورزشگاه، رستوران، هتل و حملونقل همه به یک اکوسیستم اقتصادی تبدیل میشوند.
در نتیجه آمریکا برای میزبانی بزرگترین مسابقات فوتبال جهان، از زیرساختی استفاده کرد که پیش از جامجهانی و در دل اقتصادِ تجاریِ ورزش شکل گرفته است.
دوباره به همان نقطه اول برگشتیم:
سرمایه فقط کالا تولید نمیکند؛ شهر و زیرساخت و "نهاد" هم میسازد.
از زمینی که مقر سازمان ملل روی آن قرار گرفته تا آسمانخراشهای منهتن و استادیومهای عظیم فوتبال، "سرمایه" بخشی از ساختار فیزیکی آمریکا را شکل داده است.
🔵ترامپ در سازمان ملل 2026
پیرو بحث بالا، و برای فهم بخشی از شخصیت سیاسی دونالد ترامپ شاید بد نباشد قبل از کاخ سفید، تاریخ اقتصادی "خانوادهاش" را (مشابه "خانواده راکفلر") ببینیم.
فریدریک ترامپ، پدربزرگ دونالد ترامپ، در نوجوانی از آلمان به آمریکا مهاجرت کرد. او در دوران تب طلا در غرب آمریکای شمالی در کسبوکار رستوران و اقامتگاه (اقامتگاه! ترجمه Brothel است) فعالیت کرد و بعد وارد سرمایهگذاری در املاک شد.
نسل بعد، فِرد ترامپ، این مسیر را بسیار بزرگتر کرد. حوزه اصلی فعالیت او ساختوساز و املاک در نیویورک بود و کسبوکاری ایجاد کرد که بعدها به پایه فعالیت اقتصادی پسرش تبدیل شد.
و بعد دونالد ترامپ آمد.
ترامپ پیش از آنکه سیاستمدار باشد، دههها با ساختمان، هتل، املاک، معامله و برند شخصی شناخته میشد.
از این منظر ترامپ را نیز میتوان یکی از نمونههای ورود مستقیم فرهنگ معامله و سرمایه به سیاست آمریکا دانست.
و درست همینجا داستان دوباره به ساختمان سازمان ملل برمیگردد.
ترامپ روز ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ پشت همان تریبون ایستاد.
او هنگام صحبت درباره جنگ آمریکا و ونزوئلا و توافق نفتی پس از آن گفت:
“To the victor belong the spoils”
«غنیمت از آنِ پیروز است.»
ترامپ این جمله را بلافاصله پس از صحبت درباره نفت ونزوئلا و ورود شرکتهای بزرگ نفتی آمریکایی بیان کرد.
این جمله را میتوان یکی از عریانترین و زشتترین بیانهای «جهانبینی معاملاتی» دانست:
«قدرت، پیروزی، مالکیت و معامله»
هدف از این یادداشت تعمیم چنین نگاهی به تمام سرمایهداری آمریکا نیست؛ ولی واقعیت این است که در دنیای مدرن "نهاد سرمایه" به شکلی بیرحمانه باعث شده تا آمیختگی زبان تجارت و معامله با زبان سیاست خارجی رخدهد. امری که اینگونه زننده در زبان نوه فِردریک آشکار شود.
🔵و دو روز بعد، نتانیاهو (پیجر در دست)
روز ۲۴ سپتامبر، بنیامین نتانیاهو پشت همان تریبون قرار گرفت.
وقتی او برای سخنرانی وارد شد، گروهی از نمایندگان سالن مجمع عمومی را ترک کردند. نتانیاهو سخنرانیاش را با جملهای غیرمعمول آغاز کرد:
“If there are any other moral cowards who haven’t yet left this hall, please do so now.”
«اگر بزدل اخلاقی دیگری هنوز در این سالن مانده است، لطفاً همین حالا خارج شود»
این واژه را براحتی به کار برد: moral cowards
این لحظهی بسیار قابل تأملی در تاریخ سازمان ملل بود.
یک نخستوزیر بدنام بهراحتی رهبران کشورهایی را که در اعتراض سالن را ترک کردند «بزدلان اخلاقی» خطاب میکند.
این سطح از قلدری و وقاحت به پشتوانه چیست؟ نتانیاهو خود را مستظهر به سرمایه، فناوری و تجهیزات نظامی میبیند. در این لحظه زشت، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت:
قدرت اقتصادی، قدرت تکنولوژیک و قدرت نظامی در جهان امروز بهشدت به یکدیگر متصلاند.
🔵جنگ سرمایه
ماجرای سرمایه اگرچه از زمان جان راکفلر و فردریک ترامپ (به شکل جدی) آغاز شده، ولی همچنان تا امروز در جهان یک نبرد بزرگ سرمایه در جریان است؛ آوردگاه اصلی امروز، رقابت آمریکا و چین است.
چین برای به چالش کشیدن آمریکا الزاماً نیازمند شلیک گلوله نیست. این کشور با همان ابزارهایی وارد میدان شده که غرب برای بیش از یک قرن بخش مهمی از قدرت خود را بر آنها بنا کرده بود: «سرمایه، تولید، تجارت و تکنولوژی»
کارخانههای چین زمانی عمدتاً محل تولید ارزان کالا برای شرکتهای غربی بودند؛ اما امروز چین در خودروهای برقی، باتری، انرژی خورشیدی، مخابرات، هوش مصنوعی، نیمهرساناها و صنایع پیشرفته برای کسب موقعیت بالاتر در زنجیره فناوری جهان رقابت میکند. اما سرمایه بدون "انرژی" کار نمیکند.
چین بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است. در سال ۲۰۲۵ واردات نفت خام چین به رکورد حدود ۱۱.۶ میلیون بشکه در روز رسید.
و اینجاست که خاورمیانه و تنگه هرمز در رقابت بزرگتر آمریکا و چین معنای دیگری پیدا میکنند.
چین برای تأمین انرژی خود همچنان به واردات عظیم نفت وابسته است و بخش مهمی از نفت خاورمیانه از مسیر هرمز عبور میکند. اتفاقات همین سال نشان داد که این وابستگی چقدر واقعی است: اختلال جریان نفت از تنگه هرمز باعث شد واردات نفت چین در سهماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به سهماهه قبل ۳۲ درصد کاهش پیدا کند و به حدود ۸.۱ میلیون بشکه در روز برسد.
در این قسمت بحث، نفت ونزوئلا هم وارد تصویر میشود.
ترامپ در همان سخنرانی سازمان ملل از توافق عظیم نفتی با ونزوئلا سخن گفت و آن را در کنار قدرت نفتی آمریکا قرار داد. او بلافاصله پس از صحبت از نفت و شرکتهای بزرگ نفتی همان جمله معروف را گفت:
«غنیمت از آنِ پیروز است»
هنوز نمیتوان از اتفاقات اخیر دنیا به این نتیجه رسید که آمریکا «کنترل نفت چین» را در اختیار دارد؛ چنین ادعایی بیش از اندازه سادهسازی است. اما میتوان گفت "انرژی" یکی از میدانهای مهم رقابت ژئوپلیتیک دو قدرت است.
اهمیت نفت ونزوئلا، تولید عظیم انرژی آمریکا، خلیج فارس و تنگه هرمز را میتوان در این تصویر بزرگتر هم دید: رقابتی بر سر اینکه کدام قدرت در دهههای آینده دسترسی مطمئنتری به انرژی، سرمایه، مواد اولیه، صنعت و تکنولوژی خواهد داشت؟
چین در حال تبدیل سرمایه انباشتهشده طی چند دهه گذشته به قدرت تکنولوژیک است و آمریکا میکوشد برتری تاریخی خود در سرمایه، فناوری و شبکه جهانی تجارت را حفظ کند.
شاید تصویر قرن بیستویکم همین دیدار اخیر عالیجناب شی با ترامپ باشد:
روی لب، لبخند و مذاکره؛
پشت درهای بسته، تعرفه و تحریم و رقابت تکنولوژیک؛
و در میدان واقعی، نبرد فرزندان سرمایهداری در تنگه هرمز.
https://telewebion.net/episode/0x16ce89e5
خاطرات سردار شهید اسدالله بادفر
حجت الاسلام عباس بادفر که با ایشون جزو ورودیهای 98 مدرسه معصومیه بودیم، فرزند شهید هستند.