معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ راز اشاره پوتین به جای خالی لاریجانی
تحولات جنگ به چه سمتی رفته است که پوتین از ترور شهید لاریجانی به عنوان یک اشتباه بزرگ از سوی محور آمریکایی-صهیونی یاد کرد؟
▫️سیدمحمد مهدی هاشمی، روزنامه خراسان، ۱۱ مهر ۱۴۰۵
رئیس جمهور روسیه در نشست عمومی بیست و سومین مجمع سالانه باشگاه گفت وگوی بینالمللی والدای با بیان این که امیدواریم تنگه هرمز باز و تحریمها (علیه تهران) برداشته شود و این موضوعی است که ایران به حق دنبال آن است، با اشاره به شخصیت شهیدعلی لاریجانی اظهار کرد: اگر تمام مسائل قانونی را کنار بگذاریم، من فکر میکنم (ترور شهید لاریجانی) یک اشتباه بسیار بزرگ بود. دکتر لاریجانی انسان بسیار مثبتی بود و آماده بود تا برای حل مسائل، بر اساس منافع ملی ایران به یک راهکار دوجانبه برسد. این کار اشتباه بود، چون چنین فردی برای امروز موردنیاز بود تا به راه حل هایی بپردازد که می توانستند صلح را به خلیجفارس برگردانند. پوتین همچنین به تمجید از ملت ایران پرداخت و تصریح کرد: تمام دنیا وقایع جاری را بهدقت دنبال میکند و شجاعت، دلاوری و تابآوری ملت ایران و همچنین برخورداری از ذخیرهای غنی از استعدادهای برجسته را که شامل افرادی آماده فداکاری در راه مردم خود هستند، تحسین میکند.
شهید لاریجانی؛ رجل سیاسی تراز جمهوری اسلامی
شهید علی لاریجانی احتمالا یکی از معدود نمونه های تراز رجل سیاسی در نظام جمهوری اسلامی است؛ شگفت آن که صلاحیت او اتفاقا از سوی نهادی که وظیفه تطبیق افراد با تعریف رجل سیاسی را دارد، احراز نشد. اما همین بی انصافی ها هم موجب نشد تا او حتی یک کلمه علیه نظام گله کند. در واقع او حتی به رغم این جفا که (مورد ملامت رهبر شهید نیز قرار گرفت) همیشه به دفاع بی لکنت از نظام می پرداخت و هیچوقت در تله های جناحی و سیاسی نیفتاد. علاوه بر این سابقه مدیریتی در سطوح مختلف در بعد پیشینه سیاسی، ذوب بودن در اندیشه شهید مطهری به عنوان پیشینه فکری و ویژگی های شخصیتی خاصی که داشت، او را به بهترین گزینه برای دبیری شورای عالی امنیت ملی کشور در برهه سخت و دشوار جنگ تبدیل کرده بود؛ انتخابی که از نگاه مدیریتی دوراندیش رهبرشهید هم دور نماند. اما آن چه پوتین را بر آن داشته تا با این تعاریف به جای خالی شهید لاریجانی اشاره کند، چه بود؟
فهم عمیق از ابعاد امنیت
برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید به فهم دقیق شهید لاریجانی از مسئله امنیت بپردازیم. شهید لاریجانی به خوبی می دانست که امنیت امری جامع الاطراف و چندبعدی است. او علاوه بر پیگیری مسائل امنیتی و نظامی کشور به شکل شایسته، درک درستی از جامعه و نیازهای روز آن داشت و می دانست که یکی از ستون های امنیت امر اجتماعی است و به هیچ وجه نباید آرامش اجتماعی را مخدوش کرد. موضوعی که در مصوبه شعام درباره عدم اجرای طرح حجاب و عفاف هم خود را نشان داد. او در جایگاه دبیری شعام به شدت تلاش کرد تا وحدت ملی را تقویت کند و شکاف های اجتماعی را با توجه به شناختی که از پیچیدگی های جامعه ایران داشت، پر کند. علاوه بر این، لاریجانی فردی دارای قدرت خطابه بود و با توجه به سال ها مطالعه فلسفه، توانایی خاصی در اقناع سازی و انتقال توانایی درک مسائل به مخاطبش داشت. همچنین سال ها ریاست بر سازمان صداوسیما از او مدیری توانا در مواجهه با ابزارهای رسانه ای ساخته بود و از این سکو برای اعمال جنگ روانی علیه دشمن و تبیین مسائل برای دوستان استفاده میکرد. علاوه بر این، او اقتصاد و رفاه اجتماعی را هم به عنوان اضلاع موثر دیگر در امنیت کشور می دانست. برای همین هم بود که او در اوج سخت ترین روزهای جنگ به همراه شهید سیدکمال خرازی، برنامه ریزی مدونی برای پایان سریع جنگ و طرح صلح داشتند تا بدین وسیله از افزایش تبعات جنگ بر معیشت مردم جلوگیری کنند و یکی از دلایلی که اسرائیلی ها برنامه ترور آن ها را به شدت دنبال کردند و به نتیجه رسانند، دقیقا حذف چهره های صلح طلب و دارای توانایی تعامل بین المللی بود.
نکات مستتر در اشارات پوتین
اما مهم ترین نکته درباره سخنان پوتین توجه به این مسئله است که فردی در جایگاه او حرف هایش را مبتنی بر گزارشهای متعدد اطلاعاتی می زند و زمانی که از حذف لاریجانی به عنوان یک اشتباه بسیار بزرگ یاد می کند، قطعا به اشتباه بزرگ محاسباتی آمریکایی ها برمیگردد که اکنون با توجه به تشدید آثار جنگ با ایران به شدت تحت فشار قرار دارند. در واقع آمریکایی ها در آن زمان این تصور را داشتند که می توانند با حملاتشان، حکومت را ساقط کنند و اساسا نیازی به رایزنی با چهره ای عقلانی و فراجناحی مثل لاریجانی در داخل نظام ندارند.
➕ادامه در پیوند زیر:
https://share.google/FNSkeNJN4CB5hf0QH
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ راز اشاره پوتین به جای خالی لاریجانی تحولات جنگ به چه سمتی رفته است که پوتین از ترور شهید لاریجا
دومین نکته مستتر در صحبت های پوتین، اشاره به سیر سختتر شدن مواضع ایران در مواجهه با طرف آمریکایی است. او در بخشی گفت که پس از زیاده خواهی آمریکا در مذاکرات قبل از وقوع جنگ برای گرفتن اورانیوم های ایران، موضع ایران که از سوی شهید لاریجانی به پوتین ارائه شد، سختتر هم شد. در واقع برخلاف آن چه ترامپ می گوید و برخی جناح های سیاسی هم در داخل آن را برجسته می کنند، ایران در هیچ مقطعی نه تنها از منافع خود عقب نشینی نکرده بلکه همواره دربرابر زیاده خواهی طرف مقابل هم ایستادگی کرده است.
زیدی و معمای نفوذ ایران در عراق
چند روزی است که یک صحنه بیش از بسیاری از تحلیلهای پیچیده، موقعیت امروز ایران در عراق را توضیح میدهد. پروازهای ایران به فرودگاههای عراق متوقف شد. بغداد در برابر فشار تحریمی آمریکا عقب نشست و شرکتهای ایرانی عملاً امکان پرواز عادی به عراق را از دست دادند. سپس خبر دیگری منتشر شد: دولت عراق توانسته برای ازسرگیری محدود برخی پروازها، بهویژه به نجف، از وزارت خزانهداری آمریکا معافیت ویژه بگیرد.
به نظرم همین جزئیات از خود توقف پروازها مهمتر است. رابطه ایران و عراق به جایی رسیده که برای انجام یک پرواز عادی میان دو کشور همسایه، بغداد باید در واشنگتن مذاکره کند و معافیت بگیرد.
این اتفاق را اگر در کنار فشار بر شبکههای مالی مرتبط با ایران، محدودیت انتقال دلار و تلاش دولت عراق برای کنترل گروههای نزدیک به مقاومت قرار دهیم، یک پرسش جدی پیش روی ما قرار میگیرد. چگونه کشوری که طی دو دهه گذشته شاید مهمترین حوزه نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی ایران بوده است، امروز دولتی دارد که در تعدادی از مهمترین پروندهها ناچار است خود را با الزامات و فشارهای آمریکا تطبیق دهد؟ و مهمتر از آن، چگونه علی الزیدی، نخستوزیری که از دل توافق بلوکهای شیعه بیرون آمد و برخی از همان نیروهایی که روابط نزدیکی با ایران دارند در به قدرت رسیدنش نقش داشتند، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که بخشی از سیاستهای مورد نظر واشنگتن را اجرا میکند؟
برای پاسخ، باید کمی به عقب برگردیم.
انتخابات پارلمانی عراق در نوامبر ۲۰۲۵ یک برنده روشن به معنای متعارف نظامهای پارلمانی نداشت. ائتلاف بازسازی و توسعه محمد شیاع السودانی با ۴۶ کرسی بزرگترین فهرست منفرد شد. ائتلاف دولت قانون نوری المالکی ۲۹ کرسی گرفت، صادقون ۲۷ کرسی، بدر ۱۸ کرسی و نیروهای دولت ملی نیز ۱۸ کرسی به دست آوردند. در میان سنیها، تقدم ۲۷ کرسی داشت و در میان کردها حزب دموکرات کردستان با ۲۶ کرسی یکی از نیروهای اصلی بود. هیچکس حتی به اکثریت لازم برای تشکیل دولت نزدیک نبود.
اما در عراق، برندهشدن در انتخابات الزاماً به معنای در اختیار گرفتن نخستوزیری نیست. بخش بزرگی از نیروهای شیعه بعد از انتخابات بار دیگر در قالب «چارچوب هماهنگی» گرد آمدند. بنابراین مسئله اصلی دیگر این نبود که چه کسی بیشترین رأی را گرفته است، بلکه این بود که چه کسی میتواند میان مراکز مختلف قدرت شیعه توافق ایجاد کند.
ابتدا تصور میشد رقابت اصلی میان السودانی و مالکی باشد. السودانی نخستوزیر مستقر بود، بزرگترین ائتلاف انتخاباتی را نیز در اختیار داشت و طی دوران نخستوزیری خود شبکه سیاسی مستقلی ایجاد کرده بود. همین استقلال روزافزون، برای بخشی از رهبران قدیمیتر شیعه مسئله ایجاد کرده بود. از سوی دیگر، نوری المالکی همچنان از یکی از منسجمترین ماشینهای سیاسی عراق برخوردار بود و در مرحلهای نیز نامزد چارچوب هماهنگی برای نخستوزیری شد.
اما بازگشت مالکی با مخالفت آشکار آمریکا روبهرو شد. امریکا در میانهه رویارویی با ایران تهدید کرد که در صورت انتخاب مالکی دسترسی به پولهای نفت ذخیره شده در حساب عراق در فدرال رزرو دچار مشکل میشود! در داخل چارچوب هماهنگی نیز اجماع لازم پیرامون مالکی وجود نداشت. بخشی از رهبران شیعه با بازگشت او مخالف بودند، بخشی از ادامه نخستوزیری السودانی نگرانی داشتند و گروه دیگری اصولاً به دنبال گزینه سومی بودند که نه به اندازه مالکی مناقشهبرانگیز باشد و نه مانند السودانی به یک قطب سیاسی مستقل تبدیل شده باشد.
زیدی محصول همین نقطه بود.
در روزهای پایانی آوریل، مذاکرات فشردهای میان مالکی و السودانی، با وساطت چهرههایی در درون ساختار قدرت شیعه، آغاز شد. در نهایت هر دو از نامزدی خود کنار رفتند و بر علی الزیدی توافق کردند. چارچوب هماهنگی او را به عنوان نامزد نخستوزیری معرفی کرد و رئیسجمهور نیز او را مأمور تشکیل دولت کرد.
این نکته مهم است که زیدی از ابتدا رهبر یک جنبش سیاسی بزرگ نبود. او نه حزب بزرگی داشت، نه فراکسیون قدرتمندی در پارلمان و نه سابقه کلاسیک سیاستمداران عراقی را. پیشینه او بیشتر اقتصادی بود، از بانکداری گرفته تا فعالیتهای تجاری و تأمین کالا برای برنامههای دولتی. در عین حال، فردی بیرون از شبکه قدرت هم نبود. او با طیفهای مختلف چارچوب هماهنگی روابط داشت و برای بسیاری از بازیگران سیاسی چهرهای شناختهشده و قابل معامله محسوب میشد.
دقیقاً همین ویژگی او را به گزینه مناسبی تبدیل کرد.
مالکی میتوانست با زیدی کنار بیاید، چون نخستوزیری دوباره به السودانی نمیرسید. السودانی نیز میتوانست او را بپذیرد، چون مالکی به نخستوزیری بازنمیگشت. بدر و دیگر نیروهای چارچوب میتوانستند با او کار کنند، چون زیدی فاقد یک ماشین سیاسی مستقل بود که بلافاصله توازن قدرت درون اردوگاه شیعه را تغییر دهد.
✍قتیب
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
زیدی و معمای نفوذ ایران در عراق چند روزی است که یک صحنه بیش از بسیاری از تحلیلهای پیچیده، موقعیت ا
برای بسیاری از بازیگران، ضعف نسبی سیاسی او نه عیب، بلکه مزیت بود. البته او به سرعت این ضعف رادبا نزدیکی با امریکا پر کرد!
این الگو در سیاست عراق تازه نیست. در نظامهای مبتنی بر تقسیم قدرت، گاهی مناسبترین نخستوزیر نه قدرتمندترین نامزد، بلکه کسی است که بیشترین تعداد بازیگران قادر به تحمل او باشند. نخستوزیر مصالحهای لزوماً نامزد اول هیچکس نیست. مزیت او این است که نامزد غیرقابل قبول هیچکس هم نیست.
اما دقیقاً از همینجا تناقض امروز آغاز میشود.
نیروهایی که زیدی را به قدرت رساندند، تصور میکردند نخستوزیری انتخاب کردهاند که میتوان با او کار کرد. آنچه شاید کمتر مورد توجه قرار گرفت این بود که نخستوزیر عراق، پس از استقرار در دفتر نخستوزیری، فقط نماینده سازش میان احزاب شیعه نیست. او مسئول اداره دولتی است که بخش عمده درآمدش از نفت میآید، نظام بانکیاش به شبکه مالی جهانی متصل است، دلار برای اقتصادش اهمیتی حیاتی دارد و مناسباتش با آمریکا هنوز در حوزههای مالی، نظامی و امنیتی تعیینکننده است.
این تفاوت میان «منطق انتخاب نخستوزیر» و «منطق رفتار نخستوزیر» بسیار مهم است.
ممکن است گروههای نزدیک به ایران در انتخاب یک نخستوزیر نقش داشته باشند، اما این به آن معنا نیست که پس از انتخاب، قادرند تمام محاسبات دولت عراق را تعیین کنند. دولت باید حقوق پرداخت کند، نفت بفروشد، دلار تأمین کند، بانکهایش را به شبکه مالی بینالمللی متصل نگه دارد و از قرارگرفتن مؤسسات اقتصادیاش در معرض تحریم جلوگیری کند.
اینجاست که آمریکا از مزیت ساختاری برخوردار است.
نفوذ ایران در عراق عمدتاً سیاسی، امنیتی، مذهبی، اجتماعی و شبکهای بوده است. آمریکا، در مقابل، علاوه بر نفوذ سیاسی و امنیتی، بر بخشی از زیرساخت مالی و بینالمللیای اثر دارد که اقتصاد عراق برای عملکرد روزمره خود به آن نیازمند است. این دو نوع قدرت یکسان نیستند.
ممکن است تهران با یک حزب، یک فرمانده، یک فراکسیون پارلمانی یا یک شبکه اجتماعی رابطهای عمیق داشته باشد، اما واشنگتن میتواند هزینه تعامل یک بانک یا شرکت عراقی با ایران را بالا ببرد. در پرونده پروازها نیز همین اتفاق رخ داد. فشار تحریمی آمریکا هزینه همکاری شرکتها و فرودگاههای عراقی با خطوط هوایی ایرانی را بالا برد و نتیجه آن توقف یا محدودشدن پروازها بود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹مجید حسینی:
سیاستمداران ایرانی از هر طیفی باید به حرفهای این فرد توجه کنند.
این پیشروترین حالتی است که یک دموکرات میتواند داشته باشد.
او عملاً در اینجا میگوید که حکومت در ایران غیرقانونی است. او مرجعیت تعیین چنین چیزی را از کجا آورده است؟
این موضوع باید به شما نشان دهد که هیچ توافقی با هیچ حزبی در کار نیست، نه فقط جمهوریخواهان. این طبقه حاکم آمریکا است.
از خیالپردازی دست بردارید.
https://fxtwitter.com/m4h007/status/2105130716359213386
🔸متن سوال و جواب با رو خانا(نماینده دمکرات از ایالت کالیفرنیا)
پرسشگر: بیایید به موضوع سادهتری بپردازیم: ایران.
درباره ایران، میدانیم که دو بار توسط آمریکا و اسرائیل مورد حمله قرار گرفته.
فقط میخواهم از شما بپرسم...
فکر میکنید ایران حق دارد از خودش دفاع کند؟
رو خانا: طبق منشور سازمان ملل، هر کشوری حق دفاع از خود را دارد، اما من باور ندارم که ایران مطابق قوانین بینالمللی عمل کرده باشد.
من با این جنگ مخالف بودم و با جنگی که داریم پیش میبریم مخالفم، اما فکر نمیکنم ایران به هیچ وجه باید به تأسیسات نظامی آمریکا، عربستان یا اسرائیل حمله کند و من از خشونت آنها حمایت نمیکنم.
پرسشگر: خب، این جالب است؛ چون اگر ما به تأسیسات نظامی آنها حمله کنیم...
یک لحظه لطفاً.
پرسشگر: اگر ما به آنها و تأسیسات نظامیشان حمله کنیم—و همانطور که میدانید، ما به زیرساختها و اهداف غیرنظامی هم حمله کردهایم، مثل مدرسه میناب که ۱۶۸ کودک و معلم در آن کشته شدند یا یک مجموعه ورزشی که جوانان در آن کشته شدند—باور این تصور سخت است که آنها نباید در پاسخ به پایگاههایی که حملات از آنجا آغاز میشود حمله کنند.
من به هیچ وجه خشونت را تأیید نمیکنم، اما چطور توجیه میکنید که بگوئید آنها حق حمله به پایگاههای نظامی آمریکا را ندارند؟
نمیخواهم این را تأیید کنید، اما اگر ما حمله میکنیم، پاسخ دفاعی آنها از منظر نظم جهانی معقول به نظر میرسد.
میتوانید بیشتر توضیح دهید؟
رو خانا: ببینید، من اساساً معتقدم ما نباید در آن جنگ حضور داشته باشیم.
توماس مسی و من تلاش برای مخالفت با جنگ را رهبری کردیم.
من معتقدم حملاتی مثل حمله به مدرسه باید بررسی شود و اگر کسانی با بیتوجهی دست به چنین کاری زدند، باید پاسخگو و تحت پیگرد قرار گیرند.
تمرکز من پایان دادن به جنگ است.
اما رژیم ایران مرتکب نقض حقوق بشر شده، با سپاه پاسداران همکاری داشته و در حمایت از تروریسم نقش داشته است.
بنابراین من قصد ندارم از آن رژیم دفاع کنم.
فکر نمیکنم راه حل، ورود به جنگ برای تغییر رژیم باشد، اما در عین حال نباید به هیچ شکلی از رژیم ایران حمایت کنیم—رژیمی که از نظر اخلاقی و از جهت عدم رضایت مردم خودش نامشروع است، مخالفان را کشته و دست به نقض حقوق بشر زده است.
همچنین نباید تأیید کنیم که آنها واکنش نشان دهند و به کشورهای دیگر حمله کنند.
#تحریمها_لغو_نخواهند_شد.
🔻ویدیو کلیپ دارای زیرنویس فارسی است.
🔻پیوند به این فرسته درX:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2106334187179401287
🔹مجید شاکری:
باید نشست و دید، اما نشانه های رکودی در بخش واقعی آمریکا آهسته آهسته پدیدار می شود. از فروش مسکن بگیرید تا تغییرات بیکاری.
با این تفاوت که بر عکس شش سال اخیر هیچ ظرفیتی برای تحریک تقاضا از محل هزینه دولت هم باقی نمانده.
همه امیدها به سرمایه گذاریAI است که خوش بینی به آن هم در حال تضعیف است و انویدیا ناچار است هر روز یک خرگوش جدید از کلاه بیرون بیاورد تا اعتماد بازار به جریان نقدی آتی صنعت را حفظ کند( از معاملات چرخه ای تا وام گیری برای خریداران GPU تا طراحی بیمه کاهش ارزش GPU).
https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2106255571645063554
🔹مهدی خراتیان:
تریتا پارسی در صحبتهای اخیر خود با انتخاب بارها تاکید کرد که در حال حاضر تنها عامل خارجی که میتواند ذهنیت ترامپ را نسبت به راه انداختن راند سوم جنگ تغییر دهد و توافقی پایدار ایجاد کن، چین است.
در این مورد چند نکته دارم:
۱. اولا ای کاش صدای تحلیلگرانی که پیش از جنگ و پس از آن بارها بر لزوم مشارکت قدرتهای بزرگ خصوصا چین در حل و فصل این پرونده تاکید میکردند، زودتر از این شنیده میشد.
دو سفر مهم ترامپ به پکن و شی به واشنگتن، فرصتهای گرانسنگی بودند که با لجبازی عدهای در تهران دود شده و به هوا رفتند.
۲. شخصا با اینکه چینیها تنها میدان دار این صحنه باشند موافق نیستم و از اول بر لزوم مشارکت فعال پکن و مسکو به شکل هزمان تاکید داشتم.
دلیل آن این است که هم پکن و هم مسکو در تعاملات دوجانبه خود با واشنگتن مسائلی دارند که بدشان نمیآید ایران را خرج حل کردن آنها کنند.
حضور همزمان این دو قدرت در کنار هم، امکان این سناریو را کاهش میدهد.
۳. تهران به شکل مجزا اهرم فشار بر بازارهای مالی را در دست دارد، و افزایش قیمت نفت برنت در روز جمعه به رغم تعهد آزادسازی G7 برای ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل (مجموعا نیم میلیارد بشکه پس از جنگ ایران)، و پیش بینی بارکلیز برای نفت ۱۱۵ دلاری در فصل چهارم ۲۰۲۶ و هم بستگی بازدهی اوراق و قیمت نفت، موید آن است که به رغم افزایش فشارها بر ایران در تنگه هرمز، ایران هنوز قدرت اعمال فشار را در دست دارد، به شرط اینکه عده ای در تهران با ترویج «سوختن برگ تنگه هرمز»، رهاسازی عبور و مرور در کوریدور اماراتی-عمانی- آمریکایی را تئوریزه نکنند.
در نهایت اینکه، این جنگ پیچیده جز با ابتکارات دیپلماتیک چند جانبه و سطح بالا در معیت حفظ فشار اقتصادی بر اوراق قرضه جهان پایان نخواهد یافت و اینکه با ویتکاف [و ایضا کوشتر] بنشینیم و امتیاز هستهای دهیم، جز جری کردن ترامپ برای جنگ گسترده تر، چیزی را عاید ما نخواهد کرد.
https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2106341037278970255
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹مهدی خراتیان:
تریتا پارسی در صحبتهای اخیر خود با انتخاب بارها تاکید کرد که در حال حاضر تنها عامل خارجی که میتواند ذهنیت ترامپ را نسبت به راه انداختن راند سوم جنگ تغییر دهد و توافقی پایدار ایجاد کن، چین است.
در این مورد چند نکته دارم:
۱. اولا ای کاش صدای تحلیلگرانی که پیش از جنگ و پس از آن بارها بر لزوم مشارکت قدرتهای بزرگ خصوصا چین در حل و فصل این پرونده تاکید میکردند، زودتر از این شنیده میشد.
دو سفر مهم ترامپ به پکن و شی به واشنگتن، فرصتهای گرانسنگی بودند که با لجبازی عدهای در تهران دود شده و به هوا رفتند.
۲. شخصا با اینکه چینیها تنها میدان دار این صحنه باشند موافق نیستم و از اول بر لزوم مشارکت فعال پکن و مسکو به شکل هزمان تاکید داشتم.
دلیل آن این است که هم پکن و هم مسکو در تعاملات دوجانبه خود با واشنگتن مسائلی دارند که بدشان نمیآید ایران را خرج حل کردن آنها کنند.
حضور همزمان این دو قدرت در کنار هم، امکان این سناریو را کاهش میدهد.
۳. تهران به شکل مجزا اهرم فشار بر بازارهای مالی را در دست دارد، و افزایش قیمت نفت برنت در روز جمعه به رغم تعهد آزادسازی G7 برای ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل (مجموعا نیم میلیارد بشکه پس از جنگ ایران)، و پیش بینی بارکلیز برای نفت ۱۱۵ دلاری در فصل چهارم ۲۰۲۶ و هم بستگی بازدهی اوراق و قیمت نفت، موید آن است که به رغم افزایش فشارها بر ایران در تنگه هرمز، ایران هنوز قدرت اعمال فشار را در دست دارد، به شرط اینکه عده ای در تهران با ترویج «سوختن برگ تنگه هرمز»، رهاسازی عبور و مرور در کوریدور اماراتی-عمانی- آمریکایی را تئوریزه نکنند.
در نهایت اینکه، این جنگ پیچیده جز با ابتکارات دیپلماتیک چند جانبه و سطح بالا در معیت حفظ فشار اقتصادی بر اوراق قرضه جهان پایان نخواهد یافت و اینکه با ویتکاف [و ایضا کوشتر] بنشینیم و امتیاز هستهای دهیم، جز جری کردن ترامپ برای جنگ گسترده تر، چیزی را عاید ما نخواهد کرد.
https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2106341037278970255