eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
زیدی و معمای نفوذ ایران در عراق چند روزی است که یک صحنه بیش از بسیاری از تحلیل‌های پیچیده، موقعیت امروز ایران در عراق را توضیح می‌دهد. پروازهای ایران به فرودگاه‌های عراق متوقف شد. بغداد در برابر فشار تحریمی آمریکا عقب نشست و شرکت‌های ایرانی عملاً امکان پرواز عادی به عراق را از دست دادند. سپس خبر دیگری منتشر شد: دولت عراق توانسته برای ازسرگیری محدود برخی پروازها، به‌ویژه به نجف، از وزارت خزانه‌داری آمریکا معافیت ویژه بگیرد. به نظرم همین جزئیات از خود توقف پروازها مهم‌تر است. رابطه ایران و عراق به جایی رسیده که برای انجام یک پرواز عادی میان دو کشور همسایه، بغداد باید در واشنگتن مذاکره کند و معافیت بگیرد. این اتفاق را اگر در کنار فشار بر شبکه‌های مالی مرتبط با ایران، محدودیت انتقال دلار و تلاش دولت عراق برای کنترل گروه‌های نزدیک به مقاومت قرار دهیم، یک پرسش جدی پیش روی ما قرار می‌گیرد. چگونه کشوری که طی دو دهه گذشته شاید مهم‌ترین حوزه نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران بوده است، امروز دولتی دارد که در تعدادی از مهم‌ترین پرونده‌ها ناچار است خود را با الزامات و فشارهای آمریکا تطبیق دهد؟ و مهم‌تر از آن، چگونه علی الزیدی، نخست‌وزیری که از دل توافق بلوک‌های شیعه بیرون آمد و برخی از همان نیروهایی که روابط نزدیکی با ایران دارند در به قدرت رسیدنش نقش داشتند، اکنون در موقعیتی قرار گرفته که بخشی از سیاست‌های مورد نظر واشنگتن را اجرا می‌کند؟ برای پاسخ، باید کمی به عقب برگردیم. انتخابات پارلمانی عراق در نوامبر ۲۰۲۵ یک برنده روشن به معنای متعارف نظام‌های پارلمانی نداشت. ائتلاف بازسازی و توسعه محمد شیاع السودانی با ۴۶ کرسی بزرگ‌ترین فهرست منفرد شد. ائتلاف دولت قانون نوری المالکی ۲۹ کرسی گرفت، صادقون ۲۷ کرسی، بدر ۱۸ کرسی و نیروهای دولت ملی نیز ۱۸ کرسی به دست آوردند. در میان سنی‌ها، تقدم ۲۷ کرسی داشت و در میان کردها حزب دموکرات کردستان با ۲۶ کرسی یکی از نیروهای اصلی بود. هیچ‌کس حتی به اکثریت لازم برای تشکیل دولت نزدیک نبود. اما در عراق، برنده‌شدن در انتخابات الزاماً به معنای در اختیار گرفتن نخست‌وزیری نیست. بخش بزرگی از نیروهای شیعه بعد از انتخابات بار دیگر در قالب «چارچوب هماهنگی» گرد آمدند. بنابراین مسئله اصلی دیگر این نبود که چه کسی بیشترین رأی را گرفته است، بلکه این بود که چه کسی می‌تواند میان مراکز مختلف قدرت شیعه توافق ایجاد کند. ابتدا تصور می‌شد رقابت اصلی میان السودانی و مالکی باشد. السودانی نخست‌وزیر مستقر بود، بزرگ‌ترین ائتلاف انتخاباتی را نیز در اختیار داشت و طی دوران نخست‌وزیری خود شبکه سیاسی مستقلی ایجاد کرده بود. همین استقلال روزافزون، برای بخشی از رهبران قدیمی‌تر شیعه مسئله ایجاد کرده بود. از سوی دیگر، نوری المالکی همچنان از یکی از منسجم‌ترین ماشین‌های سیاسی عراق برخوردار بود و در مرحله‌ای نیز نامزد چارچوب هماهنگی برای نخست‌وزیری شد. اما بازگشت مالکی با مخالفت آشکار آمریکا روبه‌رو شد. امریکا در میانهه رویارویی با ایران تهدید کرد که در صورت انتخاب مالکی دسترسی به پولهای نفت ذخیره شده در حساب عراق در فدرال رزرو دچار مشکل می‌شود! در داخل چارچوب هماهنگی نیز اجماع لازم پیرامون مالکی وجود نداشت. بخشی از رهبران شیعه با بازگشت او مخالف بودند، بخشی از ادامه نخست‌وزیری السودانی نگرانی داشتند و گروه دیگری اصولاً به دنبال گزینه سومی بودند که نه به اندازه مالکی مناقشه‌برانگیز باشد و نه مانند السودانی به یک قطب سیاسی مستقل تبدیل شده باشد. زیدی محصول همین نقطه بود. در روزهای پایانی آوریل، مذاکرات فشرده‌ای میان مالکی و السودانی، با وساطت چهره‌هایی در درون ساختار قدرت شیعه، آغاز شد. در نهایت هر دو از نامزدی خود کنار رفتند و بر علی الزیدی توافق کردند. چارچوب هماهنگی او را به عنوان نامزد نخست‌وزیری معرفی کرد و رئیس‌جمهور نیز او را مأمور تشکیل دولت کرد. این نکته مهم است که زیدی از ابتدا رهبر یک جنبش سیاسی بزرگ نبود. او نه حزب بزرگی داشت، نه فراکسیون قدرتمندی در پارلمان و نه سابقه کلاسیک سیاستمداران عراقی را. پیشینه او بیشتر اقتصادی بود، از بانکداری گرفته تا فعالیت‌های تجاری و تأمین کالا برای برنامه‌های دولتی. در عین حال، فردی بیرون از شبکه قدرت هم نبود. او با طیف‌های مختلف چارچوب هماهنگی روابط داشت و برای بسیاری از بازیگران سیاسی چهره‌ای شناخته‌شده و قابل معامله محسوب می‌شد. دقیقاً همین ویژگی او را به گزینه مناسبی تبدیل کرد. مالکی می‌توانست با زیدی کنار بیاید، چون نخست‌وزیری دوباره به السودانی نمی‌رسید. السودانی نیز می‌توانست او را بپذیرد، چون مالکی به نخست‌وزیری بازنمی‌گشت. بدر و دیگر نیروهای چارچوب می‌توانستند با او کار کنند، چون زیدی فاقد یک ماشین سیاسی مستقل بود که بلافاصله توازن قدرت درون اردوگاه شیعه را تغییر دهد. ✍قتیب
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
زیدی و معمای نفوذ ایران در عراق چند روزی است که یک صحنه بیش از بسیاری از تحلیل‌های پیچیده، موقعیت ا
برای بسیاری از بازیگران، ضعف نسبی سیاسی او نه عیب، بلکه مزیت بود. البته او به سرعت این ضعف رادبا نزدیکی با امریکا پر کرد! این الگو در سیاست عراق تازه نیست. در نظام‌های مبتنی بر تقسیم قدرت، گاهی مناسب‌ترین نخست‌وزیر نه قدرتمندترین نامزد، بلکه کسی است که بیشترین تعداد بازیگران قادر به تحمل او باشند. نخست‌وزیر مصالحه‌ای لزوماً نامزد اول هیچ‌کس نیست. مزیت او این است که نامزد غیرقابل قبول هیچ‌کس هم نیست. اما دقیقاً از همین‌جا تناقض امروز آغاز می‌شود. نیروهایی که زیدی را به قدرت رساندند، تصور می‌کردند نخست‌وزیری انتخاب کرده‌اند که می‌توان با او کار کرد. آنچه شاید کمتر مورد توجه قرار گرفت این بود که نخست‌وزیر عراق، پس از استقرار در دفتر نخست‌وزیری، فقط نماینده سازش میان احزاب شیعه نیست. او مسئول اداره دولتی است که بخش عمده درآمدش از نفت می‌آید، نظام بانکی‌اش به شبکه مالی جهانی متصل است، دلار برای اقتصادش اهمیتی حیاتی دارد و مناسباتش با آمریکا هنوز در حوزه‌های مالی، نظامی و امنیتی تعیین‌کننده است. این تفاوت میان «منطق انتخاب نخست‌وزیر» و «منطق رفتار نخست‌وزیر» بسیار مهم است. ممکن است گروه‌های نزدیک به ایران در انتخاب یک نخست‌وزیر نقش داشته باشند، اما این به آن معنا نیست که پس از انتخاب، قادرند تمام محاسبات دولت عراق را تعیین کنند. دولت باید حقوق پرداخت کند، نفت بفروشد، دلار تأمین کند، بانک‌هایش را به شبکه مالی بین‌المللی متصل نگه دارد و از قرارگرفتن مؤسسات اقتصادی‌اش در معرض تحریم جلوگیری کند. اینجاست که آمریکا از مزیت ساختاری برخوردار است. نفوذ ایران در عراق عمدتاً سیاسی، امنیتی، مذهبی، اجتماعی و شبکه‌ای بوده است. آمریکا، در مقابل، علاوه بر نفوذ سیاسی و امنیتی، بر بخشی از زیرساخت مالی و بین‌المللی‌ای اثر دارد که اقتصاد عراق برای عملکرد روزمره خود به آن نیازمند است. این دو نوع قدرت یکسان نیستند. ممکن است تهران با یک حزب، یک فرمانده، یک فراکسیون پارلمانی یا یک شبکه اجتماعی رابطه‌ای عمیق داشته باشد، اما واشنگتن می‌تواند هزینه تعامل یک بانک یا شرکت عراقی با ایران را بالا ببرد. در پرونده پروازها نیز همین اتفاق رخ داد. فشار تحریمی آمریکا هزینه همکاری شرکت‌ها و فرودگاه‌های عراقی با خطوط هوایی ایرانی را بالا برد و نتیجه آن توقف یا محدودشدن پروازها بود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹مجید حسینی: سیاستمداران ایرانی از هر طیفی باید به حرف‌های این فرد توجه کنند. این پیشروترین حالتی است که یک دموکرات می‌تواند داشته باشد. او عملاً در اینجا می‌‌گوید که حکومت در ایران غیرقانونی است. او مرجعیت تعیین چنین چیزی را از کجا آورده است؟ این موضوع باید به شما نشان دهد که هیچ توافقی با هیچ حزبی در کار نیست، نه فقط جمهوری‌خواهان. این طبقه حاکم آمریکا است. از خیال‌پردازی دست بردارید. https://fxtwitter.com/m4h007/status/2105130716359213386 🔸متن سوال و جواب با رو خانا(نماینده دمکرات از ایالت کالیفرنیا) پرسشگر: بیایید به موضوع ساده‌تری بپردازیم: ایران. درباره ایران، می‌دانیم که دو بار توسط آمریکا و اسرائیل مورد حمله قرار گرفته. فقط می‌خواهم از شما بپرسم... فکر می‌کنید ایران حق دارد از خودش دفاع کند؟ رو خانا: طبق منشور سازمان ملل، هر کشوری حق دفاع از خود را دارد، اما من باور ندارم که ایران مطابق قوانین بین‌المللی عمل کرده باشد. من با این جنگ مخالف بودم و با جنگی که داریم پیش می‌بریم مخالفم، اما فکر نمی‌کنم ایران به هیچ وجه باید به تأسیسات نظامی آمریکا، عربستان یا اسرائیل حمله کند و من از خشونت آن‌ها حمایت نمی‌کنم. پرسشگر: خب، این جالب است؛ چون اگر ما به تأسیسات نظامی آن‌ها حمله کنیم... یک لحظه لطفاً. پرسشگر: اگر ما به آن‌ها و تأسیسات نظامی‌شان حمله کنیم—و همان‌طور که می‌دانید، ما به زیرساخت‌ها و اهداف غیرنظامی هم حمله کرده‌ایم، مثل مدرسه میناب که ۱۶۸ کودک و معلم در آن کشته شدند یا یک مجموعه ورزشی که جوانان در آن کشته شدند—باور این تصور سخت است که آن‌ها نباید در پاسخ به پایگاه‌هایی که حملات از آنجا آغاز می‌شود حمله کنند. من به هیچ وجه خشونت را تأیید نمی‌کنم، اما چطور توجیه می‌کنید که بگوئید آن‌ها حق حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا را ندارند؟ نمی‌خواهم این را تأیید کنید، اما اگر ما حمله می‌کنیم، پاسخ دفاعی آن‌ها از منظر نظم جهانی معقول به نظر می‌رسد. می‌توانید بیشتر توضیح دهید؟ رو خانا: ببینید، من اساساً معتقدم ما نباید در آن جنگ حضور داشته باشیم. توماس مسی و من تلاش برای مخالفت با جنگ را رهبری کردیم. من معتقدم حملاتی مثل حمله به مدرسه باید بررسی شود و اگر کسانی با بی‌توجهی دست به چنین کاری زدند، باید پاسخگو و تحت پیگرد قرار گیرند. تمرکز من پایان دادن به جنگ است. اما رژیم ایران مرتکب نقض حقوق بشر شده، با سپاه پاسداران همکاری داشته و در حمایت از تروریسم نقش داشته است. بنابراین من قصد ندارم از آن رژیم دفاع کنم. فکر نمی‌کنم راه حل، ورود به جنگ برای تغییر رژیم باشد، اما در عین حال نباید به هیچ شکلی از رژیم ایران حمایت کنیم—رژیمی که از نظر اخلاقی و از جهت عدم رضایت مردم خودش نامشروع است، مخالفان را کشته و دست به نقض حقوق بشر زده است. همچنین نباید تأیید کنیم که آن‌ها واکنش نشان دهند و به کشورهای دیگر حمله کنند. . 🔻ویدیو کلیپ دارای زیرنویس فارسی است.‌ 🔻پیوند به این فرسته درX: https://x.com/FGhoddoussi/status/2106334187179401287
🔹مجید شاکری: باید نشست و دید، اما نشانه های رکودی در بخش واقعی آمریکا آهسته آهسته پدیدار می شود. از فروش مسکن بگیرید تا تغییرات بیکاری. با این تفاوت که بر عکس شش سال اخیر هیچ ظرفیتی برای تحریک تقاضا از محل هزینه دولت هم باقی نمانده. همه امیدها به سرمایه گذاریAI است که خوش بینی به آن هم در حال تضعیف است و انویدیا ناچار است هر روز یک خرگوش جدید از کلاه بیرون بیاورد تا اعتماد بازار به جریان نقدی آتی صنعت را حفظ کند( از معاملات چرخه ای تا وام گیری برای خریداران GPU تا طراحی بیمه کاهش ارزش GPU). https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2106255571645063554
🔹مهدی خراتیان: تریتا پارسی در صحبتهای اخیر خود با انتخاب بارها تاکید کرد که در حال حاضر تنها عامل خارجی که می‌تواند ذهنیت ترامپ را نسبت به راه انداختن راند سوم جنگ تغییر دهد و توافقی پایدار ایجاد کن، چین است. در این مورد چند نکته دارم: ۱. اولا ای کاش صدای تحلیلگرانی که پیش از جنگ و پس از آن بارها بر لزوم مشارکت قدرتهای بزرگ خصوصا چین در حل و فصل این پرونده تاکید میکردند، زودتر از این شنیده میشد. دو سفر مهم ترامپ به پکن و شی به واشنگتن، فرصتهای گرانسنگی بودند که با لجبازی عده‌ای در تهران دود شده و به هوا رفتند. ۲. شخصا با اینکه چینیها تنها میدان دار این صحنه باشند موافق نیستم و از اول بر لزوم مشارکت فعال پکن و مسکو به شکل هزمان تاکید داشتم. دلیل آن این است که هم پکن و هم مسکو در تعاملات دوجانبه خود با واشنگتن مسائلی دارند که بدشان نمی‌آید ایران را خرج حل کردن آنها کنند. حضور همزمان این دو قدرت در کنار هم، امکان این سناریو را کاهش می‌دهد. ۳. تهران به شکل مجزا اهرم فشار بر بازارهای مالی را در دست دارد، و افزایش قیمت نفت برنت در روز جمعه به رغم تعهد آزادسازی G7 برای ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل (مجموعا نیم میلیارد بشکه پس از جنگ ایران)، و پیش بینی بارکلیز برای نفت ۱۱۵ دلاری در فصل چهارم ۲۰۲۶ و هم بستگی بازدهی اوراق و قیمت نفت، موید آن است که به رغم افزایش فشارها بر ایران در تنگه هرمز، ایران هنوز قدرت اعمال فشار را در دست دارد، به شرط اینکه عده ای در تهران با ترویج «سوختن برگ تنگه هرمز»، رهاسازی عبور و مرور در کوریدور اماراتی-عمانی- آمریکایی را تئوریزه نکنند. در نهایت اینکه، این جنگ پیچیده جز با ابتکارات دیپلماتیک چند جانبه و سطح بالا در معیت حفظ فشار اقتصادی بر اوراق قرضه جهان پایان نخواهد یافت و اینکه با ویتکاف [و ایضا کوشتر] بنشینیم و امتیاز هسته‌ای دهیم، جز جری کردن ترامپ برای جنگ گسترده تر، چیزی را عاید ما نخواهد کرد. https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2106341037278970255
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹مهدی خراتیان: تریتا پارسی در صحبتهای اخیر خود با انتخاب بارها تاکید کرد که در حال حاضر تنها عامل خارجی که می‌تواند ذهنیت ترامپ را نسبت به راه انداختن راند سوم جنگ تغییر دهد و توافقی پایدار ایجاد کن، چین است. در این مورد چند نکته دارم: ۱. اولا ای کاش صدای تحلیلگرانی که پیش از جنگ و پس از آن بارها بر لزوم مشارکت قدرتهای بزرگ خصوصا چین در حل و فصل این پرونده تاکید میکردند، زودتر از این شنیده میشد. دو سفر مهم ترامپ به پکن و شی به واشنگتن، فرصتهای گرانسنگی بودند که با لجبازی عده‌ای در تهران دود شده و به هوا رفتند. ۲. شخصا با اینکه چینیها تنها میدان دار این صحنه باشند موافق نیستم و از اول بر لزوم مشارکت فعال پکن و مسکو به شکل هزمان تاکید داشتم. دلیل آن این است که هم پکن و هم مسکو در تعاملات دوجانبه خود با واشنگتن مسائلی دارند که بدشان نمی‌آید ایران را خرج حل کردن آنها کنند. حضور همزمان این دو قدرت در کنار هم، امکان این سناریو را کاهش می‌دهد. ۳. تهران به شکل مجزا اهرم فشار بر بازارهای مالی را در دست دارد، و افزایش قیمت نفت برنت در روز جمعه به رغم تعهد آزادسازی G7 برای ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و گازوئیل (مجموعا نیم میلیارد بشکه پس از جنگ ایران)، و پیش بینی بارکلیز برای نفت ۱۱۵ دلاری در فصل چهارم ۲۰۲۶ و هم بستگی بازدهی اوراق و قیمت نفت، موید آن است که به رغم افزایش فشارها بر ایران در تنگه هرمز، ایران هنوز قدرت اعمال فشار را در دست دارد، به شرط اینکه عده ای در تهران با ترویج «سوختن برگ تنگه هرمز»، رهاسازی عبور و مرور در کوریدور اماراتی-عمانی- آمریکایی را تئوریزه نکنند. در نهایت اینکه، این جنگ پیچیده جز با ابتکارات دیپلماتیک چند جانبه و سطح بالا در معیت حفظ فشار اقتصادی بر اوراق قرضه جهان پایان نخواهد یافت و اینکه با ویتکاف [و ایضا کوشتر] بنشینیم و امتیاز هسته‌ای دهیم، جز جری کردن ترامپ برای جنگ گسترده تر، چیزی را عاید ما نخواهد کرد. https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2106341037278970255
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻گزارش سی‌ان‌ان از ردپای سرمایه‌گذاری داماد ترامپ در صنایع تسلیحاتی رژیم‌صهیونیستی 🔻 تحقیقات سی‌ان‌ان نشان می‌دهد همزمان با نقش پررنگ جرد کوشنر، داماد ترامپ در میانجی‌گری جنگ غزه، شرکت سرمایه‌گذاری خصوصی او Affinity Partners، بزرگترین سهامدار شرکت مالی اسرائیلی Phoenix Financial بوده است. شرکتی که صدها میلیون دلار در بزرگترین شرکت تسلیحاتی اسرائیل و دستکم هشت شرکت دیگر مرتبط با تامین تجهیزات مورد استفاده ارتش اسرائیل سرمایه‌گذاری کرده است. 🔻 کوشنر سال گذشته سهام شرکتش در Phoenix را تقریبا دو برابر کرد و بعدها این سرمایه‌گذاری را بهترین سرمایه‌گذاری شرکتش توصیف کرد. 🔻 بررسی اسناد مالی اسرائیل توسط سی‌ان‌ان نشان می‌دهد Phoenix دستکم ۲۶۵ میلیون دلار سهام Elbit Systems، بزرگترین تولیدکننده تسلیحات اسرائیل، در اختیار دارد. این شرکت همچنین در شرکت‌هایی مانند سازنده دوربین پهپادهای نظامی، تولیدکننده فیوزهای توپخانه، کشتی‌ساز نظامی و شرکت تولیدکننده قطعات تانک سرمایه‌گذاری کرده است. شماری از این شرکت‌ها هم از افزایش تقاضا برای محصولاتشان در پی جنگ غزه خبر داده‌اند. 🔻 سی‌ان‌ان تاکید کرده که شرکت کوشنر مستقیما در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری نکرده، اما از افزایش ارزش سرمایه‌گذاری خود در Phoenix منتفع می‌شود. 🔻 این ارتباط مالی در شرایطی مورد توجه قرار گرفته که کوشنر از بهار ۲۰۲۵ به یکی از چهره‌های اصلی دولت ترامپ در مذاکرات خاورمیانه تبدیل شده و در کنار استیو ویتکاف در مذاکرات مربوط به آتش‌بس غزه نقش داشته است. او در حالی از پذیرش یک سمت رسمی دولتی خودداری کرده که در مذاکرات با بنیامین نتانیاهو و دیگر مقامات منطقه مشارکت داشته و حتی در تدوین طرح‌هایی برای بازسازی غزه و تبدیل این منطقه به یک مرکز اقتصادی و گردشگری نقش داشته است. 🔻 در همین حال، سرمایه‌گذاری شرکت کوشنر در Phoenix برای او بازده مالی قابل توجهی داشته است. این شرکت در ژوئیه بخشی از سهام خود در Phoenix را به ارزش بیش از ۳۴۰ میلیون دلار فروخت؛ رقمی که بیش از پنج برابر سرمایه‌گذاری اولیه آن بود. با وجود این فروش، شرکت کوشنر همچنان با در اختیار داشتن ۷.۴ درصد سهام Phoenix، بزرگترین سهامدار این شرکت باقی مانده و ارزش این سهم در ژوئیه بیش از یک میلیارد دلار برآورد شده است. 🔻 کوشنر و وکلای او هرگونه ارتباط میان فعالیت‌های دیپلماتیک و تصمیم‌های سرمایه‌گذاری را رد می‌کنند. وکیل کوشنر به سی‌ان‌ان گفته او در تصمیم‌های درباره خرید، نگهداری یا فروش سهام شرکت‌های مورد اشاره دخالتی نداشته و هرگز عضو هیئت‌ مدیره Phoenix نبوده است. در مقابل، کوشنر پیش‌تر گفته بود با مدیران این شرکت گفت‌وگوی بسیار فعالی دارد و هر چند هفته یکبار با آنها دیدار می‌کند؛ وکیل او هم تایید کرده که این ارتباطات در مقطعی منظم بوده است. 🔻 این موضوع با واکنش منتقدان و تلاش برخی دموکرات‌های کنگره برای بررسی فعالیت‌های کوشنر همراه شده است. منتقدان می‌گویند ترکیب نقش او به عنوان میانجی قدرتمند دولت آمریکا در جنگ غزه با منافع مالی قابل توجه در یک شرکت سرمایه‌گذاری اسرائیلی، پرسش‌هایی درباره مرز میان منافع عمومی و خصوصی ایجاد می‌کند. کاخ سفید این نگرانی‌ها را رد کرده و گفته فعالیت‌های تجاری کوشنر در Phoenix ارتباطی با ماموریت‌های دیپلماتیک او ندارد؛ در حالی که خود کوشنر هم استدلال کرده که سرمایه‌گذاری و پیوندهای اقتصادی می‌تواند به کاهش تنش و ایجاد صلح پایدار در منطقه کمک کند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🚨 بازار اوراق قرضه آمریکا در حال ارسال هشدار مهمی است که نباید آن را نادیده گرفت. نرخ تورم بسیار کمتر از حد انتظار اعلام شد. با این حال، خریداران همچنان از ورود به اوراق قرضه بلندمدت خزانه داری آمریکا امتناع می کنند. گلدمن ساکس می‌گوید اوراق بلندمدت «هنوز کاملاً بدون متقاضی (تقاضای خرید)» هستند. این یک مشکل جدی است. * شاخص کل PCE: ۳.۴٪ در برابر ۳.۷٪ مورد انتظار * شاخص هسته PCE: ۳.۰٪ در برابر ۳.۳٪ مورد انتظار در شرایط عادی، چنین افت غیرمنتظره‌ای در تورم باید باعث هجوم سرمایه‌گذاران به سمت اوراق قرضه و کاهش بازدهی بلندمدت می‌شد. اما این بار، این آمار تقریباً هیچ کمکی نکرد. زیرا بازار اوراق قرضه با عبور از این یک گزارش تورمی، مشکلات بسیار بزرگ‌‌تری را در لایه‌های زیرین می‌بیند: * رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکا با افزایشی چشمگیر از ۱.۵٪ به ۲.۲٪ تجدیدنظر شد. * تقاضای ناخالص داخلی بخش خصوصی ۴.۶٪ جهش داشت. * دولت همچنان با کسر بودجه‌ای در حدود ۲ تریلیون دلار در حال اداره کشور است. * سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی در حال انفجار است و به حجم عظیمی از سرمایه نیاز دارد. * و با وجود گزارش ضعیف‌تر، تورم همچنان بسیار بالاتر از هدف ۲ درصدی فدرال رزرو قرار دارد. با کنار هم قرار دادن همه این موارد، سرمایه‌گذاران اوراق قرضه بلندمدت پیش از پذیرش ریسک وام‌دهی چنددهه‌ای به دولت آمریکا، خواستار بازدهی بالاتر هستند. و دقیقاً همین‌جاست که اوضاع خطرناک می‌شود. اگر حتی تورم پایین‌تر هم نمی‌تواند خریداران را بازگرداند، دقیقاً چه چیزی این کار را خواهد کرد؟ زیرا فشار مداوم بر بازدهی اوراق خزانه بلندمدت، محصور در بازار اوراق قرضه باقی نمی‌ماند. این فشار مستقیماً وارد وام‌های مسکن، وام‌های شرکتی، هزینه‌های بهره دولت، ارزش‌گذاری سهام و کل سیستم مالی می‌شود. آمریکا تازه گزارشی از تورم دریافت کرد که بازار اوراق قرضه قرار بود عاشق آن باشد؛ اما بازار اوراق قرضه اساساً نسبت به آن بی‌پتناوت بود و شانه بالا انداخت. شاید این بزرگ‌ترین هشدار در کل این گزارش باشد. https://fxtwitter.com/macropaperr/status/2106324940031160469