eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از به وقت ایران
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺حتی زیرساخت‌ها هم اهمیت بیشتری از امنیت ملی ایران ندارند! 👤علی صمدزاده؛ پژوهشگر امنیت و روابط بین‌الملل 🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر 🔸 هرشب حوالی ساعت ۱۹:۱۰ 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @bevaqteiran
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🟣سوال چهارم درباره هوش مصنوعی. ✍️دارون عجم‌اوغلو (برنده جایزه نوبل اقتصاد) https://fxtwitter.com/DA
🟣سوال پنجم درباره هوش مصنوعی. ✍️دارون عجم‌اوغلو (برنده جایزه نوبل اقتصاد) https://fxtwitter.com/DAcemogluMIT/status/2106472465954214165 هوش مصنوعی در حال حاضر به عنوان یک فناوری متمرکزکننده دیده می‌شود—با مدل‌هایی روزبه‌روز بزرگ‌تر، آموزش‌دیده روی بخش اعظمی از دانش جهان، اجراشده بر روی زیرساخت‌های محاسباتی عظیم و متمرکز، تحت نظارت چند شرکت معدود، و با هدف کنترل و به‌کارگیری تمام آن دانش. اما بسیاری از دانشمندان و پیشگامان اولیه رایانه، فناوری‌های دیجیتال را قدرتمندانه متمرکززدایی‌کننده می‌دیدند؛ همان‌طور که من و سایمون جانسون در کتابمان قدرت و پیشرفت (Power and Progress) درباره آن بحث کرده‌ایم (https://hachettebookgroup.com/titles/daron-acemoglu/power-and-progress/9781541702547/). یکی از این پیشگامان به نام لی فلسنشتاین نوشته بود: «رویکرد صنعتی، تیره‌وتار است و کار نمی‌کند؛ شعار طراحی آن این است: طراحی‌شده توسط نخبگان برای استفاده توسط ساده‌لوحان.» به تعبیر یکی از همکاران او، باب مارش: «ما می‌خواستیم ریزرایانه‌ها را در دسترس همه انسان‌ها قرار دهیم.» و این فقط یک آرزو نبود؛ آن‌ها باور داشتند که توانمندسازی افراد توسط رایانه‌ها هم امکان‌پذیر است و هم طبیعی. نخستین نشریه «شرکت رایانه مردم» نیز این خوش‌بینی را به تصویر می‌‌کشد: «رایانه‌ها غالباً به‌جای آنکه برای مردم استفاده شوند، علیه مردم به کار می‌روند؛ به‌جای آنکه مردم را آزاد کنند، برای کنترل آن‌ها استفاده می‌شوند؛ وقت آن رسیده که همه این‌ها تغییر کند—ما به یک... شرکت رایانه مردم نیاز داریم». آیا باید هوش مصنوعی متمرکز را بپذیریم؟ یا راهی وجود دارد که در آن وعده هوش مصنوعی محقق شود در حالی که داده‌ها، قابلیت‌ها و کنترل، هم در حوزه متغیرهای مختلف و هم در میان افراد بسیار غیرمتمرکزتر باشد؟ آیا هوش مصنوعی غیرمتمرکز با عاملیت و کنترل انسانی سازگارتر نخواهد بود؟ (برخی از روش‌هایی که از طریق آن‌ها تمرکززدایی بیشتر می‌تواند رخ دهد، در نخستین پست من از این سلسله‌مطالب مورد بحث قرار گرفته است.) 🔻پیوند به این فرسته در X: https://x.com/FGhoddoussi/status/2106730394645148030?s=20
🔹بنظر می‌رسد «ترامپ مجددا ضرب الاجل برای ایران تعیین کرده» و این موضوع در صحبت‌های وی آشکار است؛« تعجیل برای جمع شدنِ هر چه سریع‌ترِ پرونده جنگ ایران»، «تندتر شدن اظهارات مقامات آمریکایی علیه کشور» و «پَرکشیدنِ قیمت ارز در ایران» همه نشان‌دهنده‌ی «ناپایداریِ منطقه» و «اتفاقی خاص طی روزهای آینده است!» ▪️آمریکا با برآوردِ غلط، وارد «جنگِ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان» شد؛ ممکن است با برآوردِ غلط‌تر، دوباره وارد جنگی با شدت بسیار بالاتر هم بشود! 🔻ولی در نهایت «حتما‌ حکومت ایران سقوط نخواهد کرد!» ▪️لینک توییت👇👇👇 https://x.com/aghplt/status/2106494358849503405
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
#بسیار_مهم 🔹بنظر می‌رسد «ترامپ مجددا ضرب الاجل برای ایران تعیین کرده» و این موضوع در صحبت‌های وی آشک
🟣سوال پنجم درباره هوش مصنوعی. ✍️دارون عجم‌اوغلو (برنده جایزه نوبل اقتصاد) https://fxtwitter.com/DAcemogluMIT/status/2106472465954214165 هوش مصنوعی در حال حاضر به عنوان یک فناوری متمرکزکننده دیده می‌شود—با مدل‌هایی روزبه‌روز بزرگ‌تر، آموزش‌دیده روی بخش اعظمی از دانش جهان، اجراشده بر روی زیرساخت‌های محاسباتی عظیم و متمرکز، تحت نظارت چند شرکت معدود، و با هدف کنترل و به‌کارگیری تمام آن دانش. اما بسیاری از دانشمندان و پیشگامان اولیه رایانه، فناوری‌های دیجیتال را قدرتمندانه متمرکززدایی‌کننده می‌دیدند؛ همان‌طور که من و سایمون جانسون در کتابمان قدرت و پیشرفت (Power and Progress) درباره آن بحث کرده‌ایم (https://hachettebookgroup.com/titles/daron-acemoglu/power-and-progress/9781541702547/). یکی از این پیشگامان به نام لی فلسنشتاین نوشته بود: «رویکرد صنعتی، تیره‌وتار است و کار نمی‌کند؛ شعار طراحی آن این است: طراحی‌شده توسط نخبگان برای استفاده توسط ساده‌لوحان.» به تعبیر یکی از همکاران او، باب مارش: «ما می‌خواستیم ریزرایانه‌ها را در دسترس همه انسان‌ها قرار دهیم.» و این فقط یک آرزو نبود؛ آن‌ها باور داشتند که توانمندسازی افراد توسط رایانه‌ها هم امکان‌پذیر است و هم طبیعی. نخستین نشریه «شرکت رایانه مردم» نیز این خوش‌بینی را به تصویر می‌‌کشد: «رایانه‌ها غالباً به‌جای آنکه برای مردم استفاده شوند، علیه مردم به کار می‌روند؛ به‌جای آنکه مردم را آزاد کنند، برای کنترل آن‌ها استفاده می‌شوند؛ وقت آن رسیده که همه این‌ها تغییر کند—ما به یک... شرکت رایانه مردم نیاز داریم». آیا باید هوش مصنوعی متمرکز را بپذیریم؟ یا راهی وجود دارد که در آن وعده هوش مصنوعی محقق شود در حالی که داده‌ها، قابلیت‌ها و کنترل، هم در حوزه متغیرهای مختلف و هم در میان افراد بسیار غیرمتمرکزتر باشد؟ آیا هوش مصنوعی غیرمتمرکز با عاملیت و کنترل انسانی سازگارتر نخواهد بود؟ (برخی از روش‌هایی که از طریق آن‌ها تمرکززدایی بیشتر می‌تواند رخ دهد، در نخستین پست من از این سلسله‌مطالب مورد بحث قرار گرفته است.) 🔻پیوند به این فرسته در X: https://x.com/FGhoddoussi/status/2106730394645148030?s=20
🔺چرا جنگ سوم قطعی است؟ ۱. شانس احیای تفاهم اسلام‌آباد نزدیک به صفر است. امری که به هدف اصلی مذاکراتی ایران در ماه‌های اخیر تبدیل شده است. هدف پنهان آمریکا از دادن امتیازات فراوان‌ به ایران در پایان جنگ دوم صرفا خرید زمان به قصد احداث و گشایش کریدور جنوبی تنگه هرمز بود. امری که به صورت نسبی محقق شده است. از طرف دیگر ایران با درک این مهم، ابدا حاضر به دادن امتیاز در مساله هسته‌ای نیست و می‌خواهد با استفاده از کارت هرمز تا می‌تواند بحث بر سر هسته‌ای را به تعویق اندازد. ۲.ایران و آمریکا به علت بی‌اعتمادی مطلق به یکدیگر قادر به تنش‌زدایی صد در صد نیستند. اکنون اهداف طرفین روشن است. ایران به دنبال طی دوره ترامپ به هر قیمت و تعامل با دولت بعدی است. آمریکا هم ناامید از تغییر رفتار ایران، در پی کاهش ظرفیت‌های بقا و تداوم نظام است. طرفین‌ برای نیل به این دو هدف متضاد در مسیر خود به تناسب به تاکتیک‌هایی چون جنگ محدود، ضربه‌زنی و مذاکرات مقطعی می‌پردازند. ۳. تحول مهمی که احتمالا رخ داده، همراهی دولت‌های عرب همسایه با سیاست‌ امنیتی جدید آمریکا و اسرائیل در منطقه است. تبعیت کامل از تحریم‌های بی‌سابقه جدید علیه ایران، حضور در نشست نتانیاهو و بن زاید، بحرانی شدن مجدد مساله یمن و استفاده موثر ایران از اهرم آن و گرم شدن روابط ریاض و ابوظبی تحولاتی هستند که مجموعا کشورهای خلیج فارس را از ایران دور و به سمت همکاری با آمریکا و اسرائیل رانده است. این ارزیابی حتی شامل عمان هم می‌شود که پیش از این ابن سیاست محتاطانه‌تری داشت. به عبارت دیگر اگر در گذشته عرب‌های خلیج فارس از بیم انتقام‌جویی ایران و تهدید مسیرهای انتقال انرژی در مواردی خواهان کاهش سطح تنش می‌شدند اکنون احتمالا به جز قطر حاضر به پرداخت هزینه‌های بازتعریف نظم منطقه‌ای و ترسیم ساختارهای امنیتی جدید می‌باشند. ۴. به نظر می‌رسد ایران در ترسیم استراتژی خود بیش از اندازه روی انتخابات آمریکا حساب کرده است. حتی به فرض شکست محتمل جمهوریخواهان نمی‌توان از ایجاد محدودیت‌های نهادی علیه دولت مستقر با اطمینان سخن گفت. حتی می‌توان انتظار نوعی سخت‌تر شدن مواضع ترامپ را نیز داشت که در پایان دومین دوره ریاست چیزی برای از دست دادن نخواهد داشت. ۵. تحریم‌های جدید مستقیما تاب‌آوری اجتماعی ایران را هدف قرار داده است. محاصره دریایی، تحریم هوایی و بانکی، تحریم صنایع کلیدی خودروسازی، فولاد و پتروشیمی، الگویی بی‌سابقه و قابل قیاس با عراق دهه نود ایجاد کرده و تحمل دو سال باقیمانده ترامپ را دشوارتر از قبل می‌کند. بسته به آهنگ فرسایش اقتصادی در ایران و کاهش تاب‌آوری اجتماعی، موضع آمریکا سخت‌تر و اشتیاق آن برای بده‌بستان با ایران کاهش می‌یابد. ۵. نقل و انتقالات جدید نظامی در منطقه، رایزنی‌های امنیتی، کاهش مشکوک عملیات آفندی آمریکا‌ در خلیج فارس می‌تواند نشانه‌ای از مقدمات یک تهاجم بزرگ باشد. در کنار اینها وقوع حوادث تروریستی مشکوک در پایگاه فرفورد انگلیس، پرواز فلای دوبی و مطرح شدن مجدد فعالیت در سایت‌های زیرزمینی هسته‌ای، حاکی از آماده‌سازی افکار عمومی غرب برای جنگی تازه است. البته واشنگتن بجای مدل عراق و بکارگیری گسترده نیروی زمینی بیشتر به الگوی سوریه می‌اندیشد. یعنی ترکیبی از اقتصادی  و عملیات نظامی هدفمند. استراتری دفاعی ایران مانند سابق مبتنی بر دو اصل است: انتقال بخشی از فشار اقتصادی به اقتصاد جهان از رهگذر ناامن نگه داشتن هرمز و تهدید زدن زیرساخت‌های حیاتی منطقه در صورت مواجهه با حمله‌ای ویرانگر. با این وصف هفته‌های آتی از منظر اقتصادی و سیاسی سرنوشت‌ساز خواهد بود.
🔹مجید شاکری: طرح تورم صفر شهرداری تهران با همکاری دولت محترم انجام شده و بلحاظ فنی هم قابل دفاع است. این طرح یک نمونه درست از همکاری بین اجزای حاکمیت است نه زمین دعوای سیاست داخلی. اما اعتیاد عوامل رسانه ای به دعوای سیاست داخلی باعث می شود حتی این نمونه همکاری را هم به زمین رقابت بدل کنند. https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2106667435830952150
🔹حسین قتیب: در روزها و هفته‌های گذشته، هر بار از ضرورت دستیابی ایران به بازدارندگی هسته‌ای، انجام آزمایش، تدوین دکترین و توسعه قابلیت «ضربه دوم» سخن گفته شد، شماری از چهره‌های سیاسی و امنیتی همان پاسخ آشنا را تکرار کردند: این یک «تله شناختی» است؛ آمریکا می‌خواهد ایران را به مسیری بکشاند که بهانه جنگ و حمله را فراهم کند. در این تحلیل، مسئله اصلی نه محاسبه هزینه و فایده جنگ برای مهاجم، بلکه فراهم‌نکردن بهانه برای او بود؛ گویی عامل تعیین‌کننده در تصمیم به حمله، داشتن بهانه است، نه توانایی طرف مقابل در تحمیل هزینه. اکنون که بار دیگر در آستانه تحولات مهم قرار گرفته‌ایم، باید حاصل این تجویز راهبردی را پرسید: آیا بدون حرکت به‌سوی آن بازدارندگی، خطر حمله از ایران دفع شد؟ آیا ندادن «بهانه» توانست تهدید را مهار کند؟ یا امروز، بی‌آنکه آن ظرفیت بازدارنده را ایجاد کرده باشیم، همچنان بی‌پناه در آستانه درگیری دیگری ایستاده‌ایم؟ پرسش من دقیقاً همین است: آنچه «پرهیز از تله شناختی» نامیده می‌شد، در عمل اراده مهاجم را محدود کرد یا گزینه‌های ایران را؟ تشخیص تله، زمانی فضیلت راهبردی است که به کاهش آسیب‌پذیری بینجامد؛ وگرنه، برای بی‌پناهی هم می‌توان نامی تخصصی و پرطمطراق پیدا کرد. https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2106682985466462395
🔹حسین قتیب: اگر عبور از یک پل خطرناک باشد، از این گزاره به تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که توقف در وسط پل و یا بازگشت به عقب ایمن‌ترین سیاست است. https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2106628716969279559
روزنامه اصولگرا: بستن تنگه هرمز برای مدت طولانی به نفع ایران نیست /صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، خارج از تنگه هرمز، اهمیت تنگه را کاهش می دهد روزنامه قدس نوشت: 🔹تنگه هرمز همچنان اهرم مهمی در دستان ایران است و اعمال حاکمیت بر آن آثار خود را به خوبی نشان داده است. 🔹با وجود این، جهان در تلاش برای سازگار شدن با این محدودیت است و حرکت روزانه تعدادی از شناورها به قصد عبور از تنگه که بعضاً با پاسخ سخت نیروهای مسلح ایران مواجه می‌شوند، نشان می‌دهد روزنه‌هایی برای عبور و احتمال عبور موفق وجود دارد که شناورهای تجاری را به پذیرش این ریسک تشویق می‌کند. 🔹بنابراین درباره تنگه هرمز نمی‌توان با قاطعیت گفت که کاملا باز یا کاملا بسته است؛ بلکه وضعیت موجود احتمالاً چیزی است بین این دو حالت. 🔹خط لوله‌های عربستان، امارات و عراق و به‌ویژه انتقال کشتی به کشتی از جنوب تنگه هرمز از راه‌های دور زدن تنگه هستند که تاکنون پاسخ مؤثر و بازدارنده‌ای از سوی کشورمان دریافت نکرده‌اند. 🔹نهادینه شدن این روش‌ها در بلندمدت چه‌بسا خطرناک‌تر از بازگشایی تنگه هرمز باشد؛ چراکه ایجاد این مسیرهای جایگزین پایدار، ارزش ژئوپلیتیکی تنگه را برای سال‌ها کاهش خواهد داد. 🔹در عین حال بستن تنگه نیز تنها یک ابزار کوتاه‌مدت بوده و انسداد طولانی بدون توجه به تبعات آن ممکن است به ضد خود تبدیل شود؛ یعنی با جایگرین کردن ناوگان سایه، اعتبار حاکمیت بر تنگه را خدشه‌دار کند و در بلندمدت با توسعه راه‌های جایگزین، ارزش این آبراه را کاهش دهد. 🔹به نظر می‌رسد استفاده از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار نمی‌تواند به صورت صفر و یکی عمل کند و باید در برابر رفتارهای متغیر دشمن، واکنش هوشمندانه و متناسب داشته باشد تا به عبور مدیریت‌شده و اعمال حاکمیت راهبردی و بلندمدت بر تنگه منجر شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
روزنامه اصولگرا: بستن تنگه هرمز برای مدت طولانی به نفع ایران نیست /صادرات نفت کشورهای خلیج فارس، خار
قدوسی: این استدلال های مرتبط به کم‌شدن اهمیت تنگه در حال حاضر در میان‌جنگ‌وجودی به همانقدر پرت هستند که کسی در زمان‌جنگ [مثلا جنگ‌ روسیه و اوکراین] بگوید زمین ها را مین‌گذاری نکنید چون ممکن است دیگر نتوانیم در انها کشاورزی و یا به عنوان مرتع از انها استفاده کنیم و در نتیجه از قیمتشان کاسته شود. . بستن‌ تنگه در جنگ‌ وجودی حاضر مربوط به چند هفته و چند ماه است.‌ دور زدن آن به زمانی در مرتبه سال احتیاج دارد. همانجور که اقدامات انصارالله در سعودی و انفجاری در سوریه نشان داد که ان راه های که برای دور زدن تعبیه شدهاند خیلی زود می‌توانند دچار مشکل شوند. اقدام صحیح در حال حاضر بستن و کنترل تمام‌ و کمال عبور مرور از تنگه است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹مت برنل: چند هفته‌ای است که تلاش می‌کنم این پیام را به جمعِ «نفت با سطوح نزدیک به پیش از جنگ در جریان است، ایران کنترل خود را از دست داده» یادآوری کنم. حتی اگر ۱۰۰٪ جریان پیش از جنگ را از خلیج فارس خارج کنید، کوچک‌ترین تأثیری بر قیمت نفت خام نخواهد داشت؛ زیرا تا زمانی که کشتی‌ها به‌طور مداوم مورد هدف قرار می‌گیرند، هزینه نهاییِ جابه‌جایی آن نفت سرسام‌آور خواهد بود. نرخ حمل‌ونقل دریایی (کرایه حمل) برای نفت خام قبلاً ۲ تا ۳ درصد از هزینه تحویل‌داده‌شده بود، اما اکنون به ۳۰ درصد نزدیک می‌شود. این وضعیت برای صنعت نفت اصلاً پایدار نیست و با افزایش سرعت و ضریب موفقیت حملات ایران به کشتیرانی، همچنان روندی صعودی خواهد داشت. ایران در حال از دست دادن کنترل تنگه نیست، بلکه تنها قبضه و فشار خود را کمی شل کرده است. آن‌ها همچنان ظرفیت و توان فراوانی دارند تا در صورت نیاز این فشار را دوباره سفت کنند؛ همان‌طور که این هفته با جهش بزرگ در حملات و کاهش صادرات نسبت به هفته قبل مشاهده کردیم. این موضوع برای آینده چه معنایی دارد؟ هیچ خبر خوبی در کار نیست. نیروی دریایی آمریکا همچنان از توانمندی‌های ضدکشتی ایران بسیار هراسان است و مستقماً ناوشکن‌های خود را به نزدیکی تنگه نمی‌‌فرستد. بدون حضور فیزیکی اسکورت نیروی دریایی، ایران همچنان موفقیت کافی در این حملات خواهد داشت تا نرخ‌های حمل‌ونقل را در سطوح فوق‌العاده بالا نگه دارد و مثل همیشه، این هزینه به مصرف‌کننده منتقل خواهد شد. اوضاع قبل از اینکه بهتر شود، بدتر خواهد شد. متعجب نخواهم شد اگر قیمت نفت برنت فردا بالای ۱۰۳ دلار باز شود، مگر اینکه شاهد حجم سنگینی از دستکاری بازار در روز یکشنبه از سوی دولت باشیم. https://fxtwitter.com/mdburnell/status/2106640737307607416 🔸با نقل‌قول از اد فینلی-ریچاردسون (@ed_fin): «نرخ‌های نفتکش‌های غول‌پیکر (VLCC) به سطوح بی‌سابقه‌ای رسیده و اکنون ۱.۳ میلیون دلار در روز است (۴۳ برابر رقم ماه ژانویه). این معادل تقریباً ۳۳ دلار در هر بشکه یا ۲۷ درصد از هزینه تحویل‌داده‌شده نفت خام است.» 🔻در اخبار مرتبط: https://x.com/UK_MTO/status/2106653808231055818?s=20 با نقل‌قول از مرکز عملیات UKMTO (@UK_MTO): هشدار UKMTO شماره 150-26 🔻برای مشاهده گزارش کامل اینجا کلیک کنید⤵️ https://www.ukmto.org/-/media/ukmto/products/20261004-ukmto_warning-150-26.pdf?rev=43836604169a4c4496023c1c229e0701