eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از به وقت ایران
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺با اینکه اختلاف نظرجدی با دوستان جبهه پایداری دارم، اما معتقدم صفت جنگ طلب در موردشان اشتباه است 👤محمدرضا جلائی پور ، کارشناس مسائل اجتماعی 🔰برنامه 259 | 15 مهرماه 1405 🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر 🔸 هرشب حوالی ساعت ۱۹:۱۰ 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @bevaqteiran
🔴 ایران و آمریکا ۸۶ درصد صادرات پهپادهای نظامی جهان را در اختیار دارند 🔸 نشریه ویژوال کاپیتالیست مدعی شد، ایالات متحده و ایران در فاصله سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ مجموعاً ۸۶ درصد از ۱۶٬۸۲۲ پهپاد نظامی صادرشده در جهان را تأمین کرده‌اند. 🔸 آمریکا با صادرات ۷٬۵۹۳ پهپاد (۴۵٫۱ درصد کل جهانی) در رتبه اول و ایران با ۶٬۸۰۰ پهپاد (۴۰٫۴ درصد) در رتبه دوم قرار دارند. 🔸 تقریباً تمام این صادرات به جنگ اوکراین مربوط می‌شود: ۹۵ درصد پهپادهای آمریکایی به اوکراین و ۹۹ درصد پهپادهای ایرانی به روسیه ارسال شده است. 🔸 در سال ۲۰۲۵ صادرات آمریکا به شدت کاهش یافت و به ۴۰۲ واحد رسید (در حالی که در ۲۰۲۴ بیش از ۳ هزار واحد بود)، اما ایران با تحویل ۲٬۰۰۲ پهپاد همچنان بزرگ‌ترین صادرکننده سال باقی ماند و پنج برابر آمریکا پهپاد صادر کرد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
‏🔻آخرین وضعیت مذاکرات و جنگ ‏۱. پس از تبادل چندین متن و پیام، از حدود دو هفته پیش از مذاکرات غیرمستقیم در نیویورک تا امروز، نه‌تنها بن‌بست مذاکرات ایران و آمریکا شکسته نشده، بلکه سیگنال‌های مربوط به تشدید تنش نیز افزایش یافته است. ‏۲. تهران بر هفت شرط به‌عنوان پیش‌شرط بازگشایی تنگه هرمز تأکید دارد. در مقابل، واشنگتن بر این موضع اصرار دارد که اهرم تنگه در اختیار ایران نیست تا تهران بتواند برای بازگشایی آن پیش‌شرط تعیین کند. از همین رو، آمریکا در گام نخست خواهان ورود مستقیم به مذاکرات هسته‌ای است. ‏۳. اقدامات تهاجمی ایران در تنگه هرمز علیه «کریدور اماراتی»، از شنبه هفته گذشته آغاز شده است؛ اقدامی که به نظر می‌رسد با هدف تضعیف روایت آمریکایی‌ها درباره «باز بودن تنگه» صورت گرفته است. در همین چارچوب، امارات نیز استفاده کشتی‌های ایرانی از بنادر خود را ممنوع کرده است. با توجه به روند موجود، احتمال تشدید اقدامات ایران در تنگه هرمز زیاد است. ‏۴. ایران پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا و سایر نظرات خود را از طریق طرف قطری به واشنگتن منتقل کرده است. با این حال، فاصله میان انتظارات و مطالبات دو طرف همچنان قابل توجه است و نشانه‌ای از نزدیک شدن سریع مواضع مشاهده نمی‌شود. ‏۵. اظهارات جی. دی. ونس درباره ضرورت کوتاه آمدن ایران در موضوع غنی‌سازی، مواضع مکرر دونالد ترامپ، تماس تلفنی امروز ترامپ و نتانیاهو و همچنین ادعای نتانیاهو درباره احتمال حمله پیشدستانه ایران به اسرائیل، به‌ویژه همزمانی آن با سالگرد ۷ اکتبر، در کنار یکدیگر قابل توجه‌اند و می‌توانند بخشی از یک روند هماهنگ سیاسی ـ امنیتی تلقی شوند. ‏۶. در چارچوب طرح طرد اقتصادی ‏اسکات بسنت، که هدف آن تضعیف شدید اقتصاد ایران عنوان شده، تهران در این مرحله با دو مسیر عمده فشار مواجه است: تلاش برای تشدید تلاطم داخلی یا افزایش فشار برای عقب‌نشینی در مذاکرات. تحرکات و جنگ روانی روزهای اخیر بسنت نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. از نظر واشنگتن، اگر این فشارها به تغییر رفتار ایران منجر نشود، احتمالا ترامپ بار دیگر پرونده را در اختیار هگزت قرار دهد. ‏۷. در مجموع، مناقشه میان ایران، آمریکا و اسرائیل بار دیگر به نقطه‌ای حساس و تعیین‌کننده رسیده است؛ نقطه‌ای که می‌توان آن را «مرحله تصمیم» نامید که مجموعه‌ای از فشارهای دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی همزمان در حال افزایش است.
🔹مجید شاکری: نه در بحران ٢٠٠١، نه در بحران ٢٠٠٨، نه در وقايع ٢٠٢٣، تا اين حد سرنوشت بازار سهام، سياست پولى و سياست مالى به سرعت به يك صنعت وابسته نشده بود. نه تنها در آمريكا يك تمركز ريسك غير عادى روى سرنوشت AI وجود دارد، بلکه همین وضع در کره جنوبی و تایوان هم برقرار است. https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2107907911976620078
ایران و بمب اتم؛ چرا زمان پایان دادن به ابهام هسته‌ای فرا رسیده است؟ جنگ تحمیلی دوم و سوم و احتمالا به زودی چهارم یک واقعیت را با وضوحی دردناک آشکار کرده است: ایران می‌تواند به دشمن خسارت وارد کند، اما تاکنون نتوانسته او را از حمله منصرف سازد. می‌تواند موشک شلیک کند، هزینه جنگ را برای اقتصاد جهانی افزایش دهد و تنگه هرمز را ناامن کند، اما هیچ‌کدام از این ابزارها مانع حمله به خاک کشور نشده‌اند. این تفاوتی بنیادین است. قدرت تلافی‌جویی زمانی به بازدارندگی تبدیل می‌شود که دشمن، پیش از آغاز حمله، هزینه آن را غیرقابل‌قبول تشخیص دهد. در مقاله اخیر Foreign Affairs، استیون بیدل و همکارانش افسانه پیروزی نظامی را به چالش می‌کشند: نابودی نیروهای نظامی دشمن الزاماً به تحقق اهداف سیاسی منجر نمی‌شود. اما این استدلال برای ایران نتیجه مهم‌تری دارد. اگر قدرت‌های بزرگ می‌توانند بارها به یک کشور حمله کنند، بی‌آنکه الزاماً بتوانند اراده سیاسی آن را درهم بشکنند، آیا آن کشور محکوم است که هر بار ویرانی گسترده‌ای را تحمل کند تا بار دیگر همین حقیقت اثبات شود؟ به گمان من، پاسخ را باید در بازاندیشی بنیادین دکترین امنیت ملی ایران و بررسی جدی عبور از آستانه هسته‌ای جست‌وجو کرد. شکست بازدارندگی متعارف ایران با یک عدم تقارن ساختاری در قدرت نظامی مواجه است. این کشور نه بمب‌افکن‌های راهبردی دوربرد دارد، نه نیروی هوایی مدرنی که بتواند با آمریکا و اسرائیل رقابت کند و نه از ظرفیت اقتصادی و صنعتی لازم برای رسیدن به چنین توازنی در آینده نزدیک برخوردار است. حتی سرمایه‌گذاری گسترده در تسلیحات متعارف نیز الزاماً این شکاف را از میان نخواهد برد. ضمن این که استراتژی دفاع غیر متقارن که بر دو پایه عمق راهبردی و متحدین و اشباع موشکی و پهپادی بود عملا پس از ۷ اکتبر ناکارآمد شد. این مسئله اهمیت بنیادی دارد. بازدارندگی متعارف تا حد زیادی به توانایی جلوگیری از موفقیت حمله یا تحمیل هزینه‌های قابل‌توجه وابسته است. وقتی یک طرف از برتری هوایی، اطلاعاتی و فناورانه برخوردار باشد، ممکن است تصور کند که می‌تواند جنگی محدود و کنترل‌شده را با هزینه‌ای قابل‌تحمل آغاز کند. منطق بازدارندگی هسته‌ای متفاوت است. در اینجا مسئله شکست دادن ارتش دشمن نیست، بلکه ایجاد این احتمال است که حتی یک حمله نظامی موفق نیز ممکن است پیامدهایی غیرقابل‌قبول داشته باشد. ضمن این که امکان افزایش تنش به‌سطح وجودی را پایین می‌آورد. بازدارندگی هسته‌ای، در صورت معتبر بودن، می‌تواند بخشی از شکاف قدرت متعارف را از نظر محاسبات راهبردی کم‌اهمیت کند. کنت والتز در سال ۲۰۱۲ دقیقاً از همین منظر استدلال کرد که انحصار هسته‌ای اسرائیل به تثبیت عدم تقارن قدرت در خاورمیانه کمک کرده است. در نگاه رئالیستی او، توازن هسته‌ای می‌تواند آزادی عمل نظامی قدرت مسلط را محدود کند و انگیزه توسل به جنگ را کاهش دهد. خطرناک‌ترین وضعیت: پرداخت هزینه بمب بدون برخورداری از بازدارندگی آن ایران برای سال‌ها در وضعیت آستانه‌ای باقی ماند؛ وضعیتی که در آن قابلیت بالقوه ساخت سلاح هسته‌ای وجود دارد، اما بازدارندگی هسته‌ای بالفعل و اثبات‌شده‌ای شکل نگرفته است. اریک بروئر در پژوهش سال ۲۰۲۶ خود نشان می‌دهد که چگونه این وضعیت، به‌جای تضمین امنیت ایران، در نهایت نتوانست مانع حملات گسترده اسرائیل و آمریکا شود. از این تجربه می‌توان یک استدلال مهم استخراج کرد: کشور آستانه‌ای ممکن است هم هزینه‌های سیاسی و امنیتی یک قدرت هسته‌ای را بپردازد و هم از مهم‌ترین مزیت احتمالی آن، یعنی تغییر محاسبات دشمن درباره آغاز جنگ، محروم بماند. در چنین وضعیتی، دشمن از توانایی بالقوه هسته‌ای ایران احساس تهدید می‌کند، اما همچنان امیدوار است که بتواند پیش از تبدیل شدن این ظرفیت به بازدارندگی معتبر، آن را از میان ببرد. به بیان دیگر، وضعیت آستانه‌ای می‌تواند هم انگیزه حمله را ایجاد کند و هم امید به موفقیت حمله را حفظ کند. این تناقض، مهم‌ترین ضعف استراتژی هسته‌ای گذشته ایران است. چرا آزمایش و اعلام اهمیت دارد؟ در نظریه بازدارندگی، قدرتی که دشمن وجود آن را باور نکند، نمی‌تواند همان تأثیر قدرتی را داشته باشد که وجودش برای او محرز است. از این منظر، طرفداران آزمایش و اعلام رسمی سلاح هسته‌ای استدلال می‌کنند که نمایش آشکار قابلیت، قرار است ابهام درباره اصل برخورداری از سلاح را کاهش دهد. تفاوت بزرگی وجود دارد میان کشوری که شاید روزی بتواند سلاح هسته‌ای بسازد و کشوری که دیگر نمی‌توان وجود آن قابلیت را صرفاً فرضیه‌ای درباره آینده دانست. اما باید دقیق بود. آزمایش هسته‌ای وجود یک قابلیت را نشان می‌دهد، نه لزوماً برخورداری از بازدارندگی معتبر. برای بازدارندگی، دشمن باید احتمال پاسخ متقابل پس از تحمل حمله را نیز جدی بگیرد. ابهام استراتژیک همواره به معنای پنهان کردن وجود سلاح نیست.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ایران و بمب اتم؛ چرا زمان پایان دادن به ابهام هسته‌ای فرا رسیده است؟ جنگ تحمیلی دوم و سوم و احتمالا
می‌توان میان ابهام درباره اصل برخورداری از قابلیت و عدم قطعیت درباره واکنش سیاسی تفاوت گذاشت. اولی ممکن است اعتبار بازدارندگی را تضعیف کند؛ دومی، در شرایط خاص، می‌تواند محاسبه پیامدهای حمله را برای دشمن دشوارتر سازد. فریب درباره برخورداری از قابلیتی که وجود ندارد، جایگزین بازدارندگی نیست. اگر بلوف آشکار شود، نه‌تنها تهدید فعلی، بلکه اعتبار تهدیدهای آینده نیز آسیب می‌بیند. آیا هسته‌ای شدن، دشمن را به حمله بیشتر تشویق می‌کند؟ این مهم‌ترین استدلال مخالفان است. آنها می‌گویند عبور ایران از آستانه هسته‌ای ممکن است آمریکا و اسرائیل را به حمله گسترده‌تر تشویق کند. این نگرانی را باید جدی گرفت، اما یک تمایز زمانی بنیادین در آن وجود دارد: انگیزه حمله پیشگیرانه به کشوری که در آستانه دستیابی به سلاح است، با محاسبات حمله به کشوری که از بازدارندگی هسته‌ای معتبر برخوردار شده، یکسان نیست. در وضعیت نخست، مهاجم ممکن است تصور کند که اکنون آخرین فرصت جلوگیری از تغییر توازن قدرت است. در وضعیت دوم، باید خطر پاسخ متقابل را نیز وارد محاسبات خود کند. این تفاوت به معنای بی‌خطر بودن دوران گذار نیست. برعکس، گذار می‌تواند خطرناک‌ترین مرحله باشد. اما استدلال مخالفان زمانی کامل خواهد بود که نشان دهند خطرات گذار، از خطرات استمرار وضعیت کنونی بیشتر است. تجربه ایران یک نکته را روشن کرده است: نداشتن سلاح هسته‌ای به‌خودی‌خود مانع حمله نشده است. بنابراین، نمی‌توان از احتمال تحریک دشمن نتیجه گرفت که حفظ وضعیت غیرهسته‌ای الزاماً امن‌تر است. پرسش درست، مقایسه یک وضعیت امن با یک وضعیت خطرناک نیست؛ مقایسه دو مسیر پرخطر و پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت آنهاست. اگر دشمن حمله کند و توان هسته‌ای را نابود سازد چه؟ این اعتراض از نظر نظری بسیار جدی‌تر است. صرف داشتن سلاح هسته‌ای نمی‌تواند مانع حمله شود، اگر دشمن اطمینان داشته باشد که می‌تواند توان پاسخ متقابل را به‌طور کامل از میان ببرد. اینجاست که مفهوم بقاپذیری اهمیت پیدا می‌کند. در نظریه بازدارندگی، مسئله تعیین‌کننده فقط وجود سلاح نیست، بلکه اعتبار توان پاسخ پس از تحمل ضربه نخست است. اگر مهاجم از حذف کامل امکان پاسخ مطمئن نباشد، محاسبه عقلانی جنگ با عدم قطعیت بسیار سنگینی روبه‌رو می‌شود. این عدم قطعیت به معنای غیرعقلانی بودن طرفین نیست. برعکس، بازدارندگی هسته‌ای اساساً بر این فرض استوار است که تصمیم‌گیران، بقای خود و جلوگیری از خسارات فاجعه‌بار را ترجیح می‌دهند. هرچه پیامد احتمالی شکست در محاسبه سنگین‌تر باشد، حتی احتمال نسبتاً محدود آن نیز می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. البته این استدلال یک شرط اساسی دارد: احتمال پاسخ متقابل باید واقعی و معتبر باشد. اعلام سیاسی، تهدید لفظی یا یک آزمایش هسته‌ای به‌تنهایی نمی‌تواند این اعتبار را ایجاد کند. بنابراین، بقاپذیری نه اعتراض به اصل منطق بازدارندگی، بلکه یکی از شروط تحقق آن است. آیا ضعف ضد‌اطلاعاتی ایران مانع بازدارندگی هسته‌ای است؟ یکی دیگر از استدلال‌های مخالفان هسته‌ای شدن ایران، ضعف ساختاری دستگاه ضد‌اطلاعاتی کشور و نفوذ گسترده سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل است. به باور آنان، کشوری که حتی قادر به حفاظت از فرماندهان ارشد خود نیست، چگونه می‌تواند از ظرفیت راهبردی هسته‌ای‌اش محافظت کند؟ این نقد به یک آسیب‌پذیری واقعی اشاره می‌کند، اما نتیجه‌ای که از آن می‌گیرد الزاماً درست نیست. نخست باید میان امنیت اطلاعاتی در سطح فرماندهی، شناسایی افراد و واحدهای عملیاتی، و حفاظت از ظرفیت‌های راهبردی یک کشور تمایز گذاشت. این حوزه‌ها به یکدیگر مرتبط‌اند، اما شکست در یکی لزوماً به معنای فروپاشی دیگری نیست. جنگ اخیر نیز این تمایز را نشان داد: نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در شناسایی و هدف قرار دادن فرماندهان و مراکز نظامی ایران موفقیت‌های چشمگیری داشت، اما با وجود این خسارات، توانایی ایران برای ادامه عملیات، پاسخ موشکی و تحمیل هزینه‌های راهبردی به دشمن به‌طور کامل از میان نرفت. تجربه چین نیز آموزنده است. این کشور با وجود محدودیت‌های شدید فناورانه، قطع کمک‌های شوروی و رصد مستمر برنامه هسته‌ای‌اش توسط دستگاه اطلاعاتی آمریکا، سرانجام در سال ۱۹۶۴ نخستین آزمایش هسته‌ای خود را انجام داد. البته تجربه چین به معنای بی‌اهمیت بودن حفاظت اطلاعاتی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد که ضعف‌ها و محدودیت‌های امنیتی لزوماً به شکست یک برنامه راهبردی منتهی نمی‌شوند. مهم‌تر اینکه اگر نفوذ گسترده دشمن را دلیلی برای کنار گذاشتن بازدارندگی هسته‌ای بدانیم، عملاً به دشمن حق وتو بر مهم‌ترین انتخاب‌های امنیت ملی داده‌ایم: کافی است آسیب‌پذیری اطلاعاتی ایجاد کند تا کشور هدف از توسعه ظرفیت راهبردی خود منصرف شود. ضعف ضد‌اطلاعاتی یک مسئله جدی برای اصلاح ساختار امنیتی کشور است، نه به‌خودی‌خود استدلالی قاطع علیه بازدارندگی هسته‌ای.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
می‌توان میان ابهام درباره اصل برخورداری از قابلیت و عدم قطعیت درباره واکنش سیاسی تفاوت گذاشت. اولی م
البته چنین اصلاحی شرط مهم اعتبار هرگونه بازدارندگی آینده خواهد بود. آیا سلاح هسته‌ای ایران را به کشوری امن و یا توسعه یافته تبدیل خواهد کرد؟ خیر؛ و اتفاقاً دفاع نظری جدی از بازدارندگی هسته‌ای نباید بر چنین ادعایی استوار باشد. تجربه هند و پاکستان نشان می‌دهد که هسته‌ای شدن می‌تواند محاسبات جنگ گسترده را تغییر دهد، اما تمام اشکال خشونت و درگیری محدود را از میان نمی‌برد. جنگ کارگیل در سال ۱۹۹۹، درست پس از آزمایش‌های هسته‌ای دو کشور، نمونه روشنی از همین محدودیت است. در ادبیات روابط بین‌الملل، این وضعیت با عنوان پارادوکس ثبات و بی‌ثباتی شناخته می‌شود: بازدارندگی در سطح جنگ بزرگ ممکن است با استمرار درگیری‌های محدود همراه باشد. بنابراین، هدف این نیست که آیا بمب اتم می‌تواند همه تهدیدها را حذف کند. پرسش این است که آیا می‌تواند خطر جنگی گسترده و ویرانگر علیه موجودیت کشور را کاهش دهد. این دو پرسش را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت. هزینه سیاسی و اقتصادی چه خواهد شد؟ مخالفان به‌درستی به خطر تحریم‌های شدیدتر، گسترش رقابت تسلیحاتی، تعهدات حقوقی ایران ذیل پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و احتمال انزوای بیشتر اشاره می‌کنند. آزمایش هسته‌ای نیز با هنجار جهانی منع آزمایش در تعارض خواهد بود. این هزینه‌ها واقعی‌اند و نمی‌توان آنها را با استناد کلی به امنیت ملی نادیده گرفت. اما نکته اصلی در تحلیل استراتژیک آن است که هزینه یک تصمیم باید در مقایسه با هزینه گزینه‌های جایگزین ارزیابی شود. ایران پیش‌تر هزینه‌های سنگین تحریم، جنگ، تخریب زیرساخت‌ها و بی‌ثباتی اقتصادی را تجربه کرده است. بنابراین، مخالفان عبور از آستانه باید توضیح دهند که چه سازوکار امنیتی جایگزینی می‌تواند از تکرار این وضعیت جلوگیری کند. آیا توافق دیپلماتیک بدون تضمین اجرایی معتبر کافی است؟ آیا توسعه تسلیحات متعارف می‌تواند در برابر برتری هوایی آمریکا و اسرائیل توازن ایجاد کند؟ آیا استمرار وضعیت آستانه‌ای، پس از تجربه حملات گذشته، همچنان می‌تواند مبنای بازدارندگی مؤثر باشد؟ این پرسش‌ها را نمی‌توان صرفاً با تأکید بر خطرات هسته‌ای شدن پاسخ داد. امنیت ملی را نمی‌توان با توانایی تحمل ویرانی تعریف کرد به گمان من، بحث اصلی دیگر بر سر این نیست که ایران چگونه بتواند در جنگ بعدی موشک‌های بیشتری شلیک کند یا خسارت بیشتری به دشمن وارد سازد. مسئله این است که چگونه می‌توان احتمال آغاز جنگ بعدی را کاهش داد. استدلال به سود عبور از آستانه هسته‌ای از همین‌جا آغاز می‌شود: بازدارندگی باید پیش از جنگ عمل کند، نه پس از ویرانی کشور. البته این استدلال به معنای تضمین موفقیت نیست. خطر دوران گذار، مسئله بقاپذیری، هزینه‌های حقوقی و اقتصادی و احتمال اشتباه محاسباتی همچنان پابرجاست. اما هیچ‌یک را نمی‌توان بدون مقایسه با خطرات استمرار وضع موجود، دلیلی قطعی برای رد این گزینه دانست. در نهایت، طرفداران حفظ وضعیت غیرهسته‌ای باید به یک پرسش مشخص پاسخ دهند: اگر بازدارندگی متعارف و ظرفیت هسته‌ای آستانه‌ای نتوانسته‌اند از حمله جلوگیری کنند، چه چیزی قرار است محاسبات دشمن را پیش از جنگ بعدی تغییر دهد؟ قدرت نظامی زمانی به امنیت ملی تبدیل می‌شود که دشمن نه فقط از شکست در جنگ، بلکه از آغاز خود جنگ بترسد. مسئله ایران دیگر اثبات توانایی مقاومت در برابر جنگ نیست؛ مسئله یافتن بازدارندگی‌ای است که بتواند جنگ را از ابتدا به انتخابی غیرقابل‌قبول تبدیل کند. ✍قتیب
هدایت شده از خبرگزاری فارس
نفت ۱۰۰ دلاری کمر اوراق آمریکا را شکست 🔹قیمت نفت برنت با عبور از ۱۰۰ دلار، نگرانی‌ها دربارهٔ بازگشت تورم را افزایش داد و موج تازه‌ای از فروش اوراق خزانهٔ آمریکا را رقم زد. 🔹بازده اوراق ۱۰ سالهٔ آمریکا تا ۵.۳۶۴ درصد بالا رفت و به بالاترین سطح ۲۴ سال گذشته رسید؛ بازده اوراق ۳۰ ساله نیز با ثبت ۵.۶۹۶ درصد، رکورد ۲۴ ساله زد. 🔹افزایش قیمت نفت و نگرانی از ماندگاری تورم باعث شده سرمایه‌گذاران دربارهٔ مسیر نرخ بهرهٔ آمریکا دوباره تجدیدنظر کنند. 🔹از سوی دیگر، ورود شرکت‌هایی مانند اسپیس‌ایکس به بازار بدهی و برنامهٔ این شرکت برای جذب حدود ۴۰ میلیارد دلار سرمایه، رقابت بر سر منابع مالی را بیشتر کرده است. 🔹تحولات بازار اوراق درحالی ادامه دارد که تداوم ناامنی‌های منطقه‌ای و نگرانی دربارهٔ امنیت مسیرهای انتقال انرژی، به‌ویژه تنگهٔ هرمز، می‌تواند فشار بیشتری بر قیمت نفت و در نتیجه تورم آمریکا وارد کند. @Farsna - Link
هدایت شده از خبرگزاری فارس
عبور از هرمز به پایین‌ترین حد ۲ ماه رسید 🔹داده‌های حمل‌ونقل نشان می‌دهد شمار کشتی‌های عبوری از تنگهٔ هرمز به پایین‌ترین سطح خود در بیش‌از ۲ ماه گذشته کاهش یافته است. 🔹این اتفاق پس‌از آن رخ داد که حملات به نفتکش‌های عبوری از این آبراه حیاتی، هفتهٔ گذشته به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران رسید. 🔹براساس داده‌های منتشرشده از سوی شرکت کپلر، تنها ۷ کشتی باری روز سه‌شنبه از این تنگه عبور کردند که کمترین شمار از ۲۳ ژوئیه (اول مرداد) تاکنون است. 🔸گفتنی است قیمت برنت در‌حال‌حاضر به ۱۰۴ دلار در هر بشکه رسیده است. @Farsna - Link
هدایت شده از خبرگزاری فارس
رصد قایق «شبه‌نظامی» چین در ساحل تایوان 🔹در حالی که تنش‌های غرب با چین بر سر تایوان ادامه دارد، رویترز از شناسایی یک قایق «شبه‌نظامی» چینی در سواحل اقیانوس آرامِ تایوان خبر داد. 🔹به روایت این رسانه غربی، در ماه آگوست یک قایق شبه‌نظامی چینی به همراه دو شناور دیگر در سواحل تایوان مشاهده شد که این نخستین مورد ثبت‌شده از حضور چنین شناوری در این منطقه حساس است. 🔹به روایت این رسانه، «مقامات تایوان معتقدند که چین با استفاده هم‌زمان از امکانات نظامی، شبه‌نظامی و غیرنظامی، در حال تمرین برای محاصره دریایی احتمالی است.» 🔗شرح کامل این گزارش را اینجا بخوانید. @FarsNewsInt