معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ایران و بمب اتم؛ چرا زمان پایان دادن به ابهام هستهای فرا رسیده است؟ جنگ تحمیلی دوم و سوم و احتمالا
میتوان میان ابهام درباره اصل برخورداری از قابلیت و عدم قطعیت درباره واکنش سیاسی تفاوت گذاشت. اولی ممکن است اعتبار بازدارندگی را تضعیف کند؛ دومی، در شرایط خاص، میتواند محاسبه پیامدهای حمله را برای دشمن دشوارتر سازد.
فریب درباره برخورداری از قابلیتی که وجود ندارد، جایگزین بازدارندگی نیست. اگر بلوف آشکار شود، نهتنها تهدید فعلی، بلکه اعتبار تهدیدهای آینده نیز آسیب میبیند.
آیا هستهای شدن، دشمن را به حمله بیشتر تشویق میکند؟
این مهمترین استدلال مخالفان است. آنها میگویند عبور ایران از آستانه هستهای ممکن است آمریکا و اسرائیل را به حمله گستردهتر تشویق کند.
این نگرانی را باید جدی گرفت، اما یک تمایز زمانی بنیادین در آن وجود دارد: انگیزه حمله پیشگیرانه به کشوری که در آستانه دستیابی به سلاح است، با محاسبات حمله به کشوری که از بازدارندگی هستهای معتبر برخوردار شده، یکسان نیست.
در وضعیت نخست، مهاجم ممکن است تصور کند که اکنون آخرین فرصت جلوگیری از تغییر توازن قدرت است. در وضعیت دوم، باید خطر پاسخ متقابل را نیز وارد محاسبات خود کند.
این تفاوت به معنای بیخطر بودن دوران گذار نیست. برعکس، گذار میتواند خطرناکترین مرحله باشد. اما استدلال مخالفان زمانی کامل خواهد بود که نشان دهند خطرات گذار، از خطرات استمرار وضعیت کنونی بیشتر است.
تجربه ایران یک نکته را روشن کرده است: نداشتن سلاح هستهای بهخودیخود مانع حمله نشده است. بنابراین، نمیتوان از احتمال تحریک دشمن نتیجه گرفت که حفظ وضعیت غیرهستهای الزاماً امنتر است.
پرسش درست، مقایسه یک وضعیت امن با یک وضعیت خطرناک نیست؛ مقایسه دو مسیر پرخطر و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت آنهاست.
اگر دشمن حمله کند و توان هستهای را نابود سازد چه؟
این اعتراض از نظر نظری بسیار جدیتر است. صرف داشتن سلاح هستهای نمیتواند مانع حمله شود، اگر دشمن اطمینان داشته باشد که میتواند توان پاسخ متقابل را بهطور کامل از میان ببرد.
اینجاست که مفهوم بقاپذیری اهمیت پیدا میکند.
در نظریه بازدارندگی، مسئله تعیینکننده فقط وجود سلاح نیست، بلکه اعتبار توان پاسخ پس از تحمل ضربه نخست است. اگر مهاجم از حذف کامل امکان پاسخ مطمئن نباشد، محاسبه عقلانی جنگ با عدم قطعیت بسیار سنگینی روبهرو میشود.
این عدم قطعیت به معنای غیرعقلانی بودن طرفین نیست. برعکس، بازدارندگی هستهای اساساً بر این فرض استوار است که تصمیمگیران، بقای خود و جلوگیری از خسارات فاجعهبار را ترجیح میدهند. هرچه پیامد احتمالی شکست در محاسبه سنگینتر باشد، حتی احتمال نسبتاً محدود آن نیز میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند.
البته این استدلال یک شرط اساسی دارد: احتمال پاسخ متقابل باید واقعی و معتبر باشد. اعلام سیاسی، تهدید لفظی یا یک آزمایش هستهای بهتنهایی نمیتواند این اعتبار را ایجاد کند.
بنابراین، بقاپذیری نه اعتراض به اصل منطق بازدارندگی، بلکه یکی از شروط تحقق آن است.
آیا ضعف ضداطلاعاتی ایران مانع بازدارندگی هستهای است؟
یکی دیگر از استدلالهای مخالفان هستهای شدن ایران، ضعف ساختاری دستگاه ضداطلاعاتی کشور و نفوذ گسترده سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل است. به باور آنان، کشوری که حتی قادر به حفاظت از فرماندهان ارشد خود نیست، چگونه میتواند از ظرفیت راهبردی هستهایاش محافظت کند؟ این نقد به یک آسیبپذیری واقعی اشاره میکند، اما نتیجهای که از آن میگیرد الزاماً درست نیست. نخست باید میان امنیت اطلاعاتی در سطح فرماندهی، شناسایی افراد و واحدهای عملیاتی، و حفاظت از ظرفیتهای راهبردی یک کشور تمایز گذاشت. این حوزهها به یکدیگر مرتبطاند، اما شکست در یکی لزوماً به معنای فروپاشی دیگری نیست. جنگ اخیر نیز این تمایز را نشان داد: نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در شناسایی و هدف قرار دادن فرماندهان و مراکز نظامی ایران موفقیتهای چشمگیری داشت، اما با وجود این خسارات، توانایی ایران برای ادامه عملیات، پاسخ موشکی و تحمیل هزینههای راهبردی به دشمن بهطور کامل از میان نرفت. تجربه چین نیز آموزنده است. این کشور با وجود محدودیتهای شدید فناورانه، قطع کمکهای شوروی و رصد مستمر برنامه هستهایاش توسط دستگاه اطلاعاتی آمریکا، سرانجام در سال ۱۹۶۴ نخستین آزمایش هستهای خود را انجام داد. البته تجربه چین به معنای بیاهمیت بودن حفاظت اطلاعاتی نیست؛ بلکه نشان میدهد که ضعفها و محدودیتهای امنیتی لزوماً به شکست یک برنامه راهبردی منتهی نمیشوند. مهمتر اینکه اگر نفوذ گسترده دشمن را دلیلی برای کنار گذاشتن بازدارندگی هستهای بدانیم، عملاً به دشمن حق وتو بر مهمترین انتخابهای امنیت ملی دادهایم: کافی است آسیبپذیری اطلاعاتی ایجاد کند تا کشور هدف از توسعه ظرفیت راهبردی خود منصرف شود. ضعف ضداطلاعاتی یک مسئله جدی برای اصلاح ساختار امنیتی کشور است، نه بهخودیخود استدلالی قاطع علیه بازدارندگی هستهای.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
میتوان میان ابهام درباره اصل برخورداری از قابلیت و عدم قطعیت درباره واکنش سیاسی تفاوت گذاشت. اولی م
البته چنین اصلاحی شرط مهم اعتبار هرگونه بازدارندگی آینده خواهد بود.
آیا سلاح هستهای ایران را به کشوری امن و یا توسعه یافته تبدیل خواهد کرد؟
خیر؛ و اتفاقاً دفاع نظری جدی از بازدارندگی هستهای نباید بر چنین ادعایی استوار باشد.
تجربه هند و پاکستان نشان میدهد که هستهای شدن میتواند محاسبات جنگ گسترده را تغییر دهد، اما تمام اشکال خشونت و درگیری محدود را از میان نمیبرد. جنگ کارگیل در سال ۱۹۹۹، درست پس از آزمایشهای هستهای دو کشور، نمونه روشنی از همین محدودیت است.
در ادبیات روابط بینالملل، این وضعیت با عنوان پارادوکس ثبات و بیثباتی شناخته میشود: بازدارندگی در سطح جنگ بزرگ ممکن است با استمرار درگیریهای محدود همراه باشد.
بنابراین، هدف این نیست که آیا بمب اتم میتواند همه تهدیدها را حذف کند. پرسش این است که آیا میتواند خطر جنگی گسترده و ویرانگر علیه موجودیت کشور را کاهش دهد.
این دو پرسش را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.
هزینه سیاسی و اقتصادی چه خواهد شد؟
مخالفان بهدرستی به خطر تحریمهای شدیدتر، گسترش رقابت تسلیحاتی، تعهدات حقوقی ایران ذیل پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای و احتمال انزوای بیشتر اشاره میکنند. آزمایش هستهای نیز با هنجار جهانی منع آزمایش در تعارض خواهد بود.
این هزینهها واقعیاند و نمیتوان آنها را با استناد کلی به امنیت ملی نادیده گرفت.
اما نکته اصلی در تحلیل استراتژیک آن است که هزینه یک تصمیم باید در مقایسه با هزینه گزینههای جایگزین ارزیابی شود.
ایران پیشتر هزینههای سنگین تحریم، جنگ، تخریب زیرساختها و بیثباتی اقتصادی را تجربه کرده است. بنابراین، مخالفان عبور از آستانه باید توضیح دهند که چه سازوکار امنیتی جایگزینی میتواند از تکرار این وضعیت جلوگیری کند.
آیا توافق دیپلماتیک بدون تضمین اجرایی معتبر کافی است؟ آیا توسعه تسلیحات متعارف میتواند در برابر برتری هوایی آمریکا و اسرائیل توازن ایجاد کند؟ آیا استمرار وضعیت آستانهای، پس از تجربه حملات گذشته، همچنان میتواند مبنای بازدارندگی مؤثر باشد؟
این پرسشها را نمیتوان صرفاً با تأکید بر خطرات هستهای شدن پاسخ داد.
امنیت ملی را نمیتوان با توانایی تحمل ویرانی تعریف کرد
به گمان من، بحث اصلی دیگر بر سر این نیست که ایران چگونه بتواند در جنگ بعدی موشکهای بیشتری شلیک کند یا خسارت بیشتری به دشمن وارد سازد. مسئله این است که چگونه میتوان احتمال آغاز جنگ بعدی را کاهش داد.
استدلال به سود عبور از آستانه هستهای از همینجا آغاز میشود: بازدارندگی باید پیش از جنگ عمل کند، نه پس از ویرانی کشور.
البته این استدلال به معنای تضمین موفقیت نیست. خطر دوران گذار، مسئله بقاپذیری، هزینههای حقوقی و اقتصادی و احتمال اشتباه محاسباتی همچنان پابرجاست. اما هیچیک را نمیتوان بدون مقایسه با خطرات استمرار وضع موجود، دلیلی قطعی برای رد این گزینه دانست.
در نهایت، طرفداران حفظ وضعیت غیرهستهای باید به یک پرسش مشخص پاسخ دهند: اگر بازدارندگی متعارف و ظرفیت هستهای آستانهای نتوانستهاند از حمله جلوگیری کنند، چه چیزی قرار است محاسبات دشمن را پیش از جنگ بعدی تغییر دهد؟
قدرت نظامی زمانی به امنیت ملی تبدیل میشود که دشمن نه فقط از شکست در جنگ، بلکه از آغاز خود جنگ بترسد.
مسئله ایران دیگر اثبات توانایی مقاومت در برابر جنگ نیست؛ مسئله یافتن بازدارندگیای است که بتواند جنگ را از ابتدا به انتخابی غیرقابلقبول تبدیل کند.
✍قتیب
هدایت شده از خبرگزاری فارس
نفت ۱۰۰ دلاری کمر اوراق آمریکا را شکست
🔹قیمت نفت برنت با عبور از ۱۰۰ دلار، نگرانیها دربارهٔ بازگشت تورم را افزایش داد و موج تازهای از فروش اوراق خزانهٔ آمریکا را رقم زد.
🔹بازده اوراق ۱۰ سالهٔ آمریکا تا ۵.۳۶۴ درصد بالا رفت و به بالاترین سطح ۲۴ سال گذشته رسید؛ بازده اوراق ۳۰ ساله نیز با ثبت ۵.۶۹۶ درصد، رکورد ۲۴ ساله زد.
🔹افزایش قیمت نفت و نگرانی از ماندگاری تورم باعث شده سرمایهگذاران دربارهٔ مسیر نرخ بهرهٔ آمریکا دوباره تجدیدنظر کنند.
🔹از سوی دیگر، ورود شرکتهایی مانند اسپیسایکس به بازار بدهی و برنامهٔ این شرکت برای جذب حدود ۴۰ میلیارد دلار سرمایه، رقابت بر سر منابع مالی را بیشتر کرده است.
🔹تحولات بازار اوراق درحالی ادامه دارد که تداوم ناامنیهای منطقهای و نگرانی دربارهٔ امنیت مسیرهای انتقال انرژی، بهویژه تنگهٔ هرمز، میتواند فشار بیشتری بر قیمت نفت و در نتیجه تورم آمریکا وارد کند.
@Farsna - Link
هدایت شده از خبرگزاری فارس
عبور از هرمز به پایینترین حد ۲ ماه رسید
🔹دادههای حملونقل نشان میدهد شمار کشتیهای عبوری از تنگهٔ هرمز به پایینترین سطح خود در بیشاز ۲ ماه گذشته کاهش یافته است.
🔹این اتفاق پساز آن رخ داد که حملات به نفتکشهای عبوری از این آبراه حیاتی، هفتهٔ گذشته به بالاترین سطح خود از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران رسید.
🔹براساس دادههای منتشرشده از سوی شرکت کپلر، تنها ۷ کشتی باری روز سهشنبه از این تنگه عبور کردند که کمترین شمار از ۲۳ ژوئیه (اول مرداد) تاکنون است.
🔸گفتنی است قیمت برنت درحالحاضر به ۱۰۴ دلار در هر بشکه رسیده است.
@Farsna - Link
هدایت شده از خبرگزاری فارس
رصد قایق «شبهنظامی» چین در ساحل تایوان
🔹در حالی که تنشهای غرب با چین بر سر تایوان ادامه دارد، رویترز از شناسایی یک قایق «شبهنظامی» چینی در سواحل اقیانوس آرامِ تایوان خبر داد.
🔹به روایت این رسانه غربی، در ماه آگوست یک قایق شبهنظامی چینی به همراه دو شناور دیگر در سواحل تایوان مشاهده شد که این نخستین مورد ثبتشده از حضور چنین شناوری در این منطقه حساس است.
🔹به روایت این رسانه، «مقامات تایوان معتقدند که چین با استفاده همزمان از امکانات نظامی، شبهنظامی و غیرنظامی، در حال تمرین برای محاصره دریایی احتمالی است.»
🔗شرح کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
@FarsNewsInt
هدایت شده از راه خامنهای
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 الحمدلله که این طشت رسوایی افتاد؛ پایانِ ضریبدادن به نقابداران لندنی!
🔹 عیان شدن دست خدا و رسواییِ این تحلیلگر لندنی، جای شکر و امیدواری دارد. ایستادگیِ شجاعانه وحید خضاب پای حقیقت ثابت کرد هرکس امروز پای وطن بایستد، خودی است؛ و دوقطبیسازی و به جان هم انداختنِ طرفداران «جلیلی و ظریف»، تنها بازی در زمین دشمن است.
🔸 حالا که برای جبهه انقلاب مسجل شده این چهرهی لندنی دلسوز نظام نیست، امید میرود مدعیان انقلابی دیگر به امثال او ضریب ندهند! تلخ است که پیشتر، از حمید رسایی تا برخی چهرههای دیگر در برنامههای او درددل کرده و ناآگاهانه به یک پروژهی مشکوک اعتبار میبخشیدند.
🔸 وقتی به یک لیدر اغتشاشگر که به لندن گریخته تریبون داده میشود، طبیعی است که در نهایت هار شود و نقاب از چهره بیندازد. این جماعت یادآور اعترافات «امید دانا» هستند که میگفت: «مادامی که ظاهراً از نظام دفاع میکردم، در دل کینهتان را داشتم!»
▪️ درس بزرگ این ماجرا چیست؟
با اینکه بعضاً نقدهایی به برنامهی «به وقت ایران» وارد بوده، اما عملکرد اخیر نشان داد همین بچهها وقتی پای کار بیایند، به وقتش جلوی حرف مفت میایستند. منافع ملی گرانبهاتر از آن است که فدای کاسبان لندنی شود. مملکت روی دوشِ همانهایی است که بیهیاهو پای وطن ایستادهاند.
☑️ به «راه خامنهای» بپیوندید 👇
@Rahe_Khamenei
هدایت شده از ابوالفضل حسنی عبد
روبیو:
امروز، ما خود را بر سر یک دوراهی مییابیم؛ زیرا دهه آینده و تصمیمهایی که میگیریم، سرنوشت قرن آینده را رقم خواهد زد. مسیری که انتخاب میکنیم تعیین خواهد کرد که آیا غرب جایگاه خود را در رأس جهان حفظ خواهد کرد، یا خود را به آیندهای از فرسودگی، سرسپردگی و افول تسلیم خواهد کرد. یا همین حالا انتخاب میکنیم که دست به عمل بزنیم، یا در نهایت امکان انتخاب برای اقدام را بهکلی از دست خواهیم داد.
ایالات متحده در دوران ریاستجمهوری ترامپ انتخاب خود را کرده است. ما پیگیری بیپروای قدرت ملی را برگزیدهایم.
https://www.state.gov/releases/office-of-the-spokesman/2026/10/secretary-of-state-marco-rubio-remarks/
هدایت شده از sepahnews.ir | سپاه نیوز
💠 اطلاعیه شماره ۱۸/
کشتی غول پیکر حامل گاز ال پی جی مورد اصابت قرار گرفت و دچار آتش سوزی شد/ مسئولیت تنش افزایی در حمل و نقل دریایی منطقه بر عهده ارتش متجاوز آمریکاست
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
🔹بسم الله الرّحمن الرّحیم
ملت قهرمان و بپاخاسته ایران اسلامی؛
۲۲۰ شب حماسه حضور میلیونی و ایستادگی و پایمردی شما در دفاع از حق و عدالت دنیا را به شگفتی واداشته، ملت ها را به نقش آفرینی در اصلاح وضعیت جهان فرا می خواند و مهمترین پشتوانه الهی و موجب دلگرمی رزمندگان اسلام است.
🔹دریادلان نیروی دریایی سپاه در تحقق فرمانِ فرماندهی معظم کل قوا و خواست عموم مردم ایران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، اداره تنگه را در اختیار دارند و اجازه حضور ارتشهای متجاوز را در این منطقه نداده و نخواهند داد و با شیطنتهای دشمن برای اخلال در این مدیریت با قاطعیت برخورد مینمایند.
🔹در اجرای این ماموریت، ساعاتی پیش کشتی غول پیکر حامل گاز ال پی جی به نام اِنوی سانشاین متعلق به شرکت ناتویت که قصد عبور از مسیر غیرقانونی جنوب تنگه هرمز را داشت مورد اصابت قرار گرفت و دچار آتشسوزی گسترده در قسمت موتورخانه و سامانه رانش گردید.
🔹نیروی دریایی سپاه اعلام میدارد:
۱ - همگان بدانند مسئولیت مستقیم این حوادث و تنش افزایی در حمل و نقل دریایی منطقه بر عهده ارتش متجاوز آمریکاست که با دخالت و فریب مدیریت شرکتهای کشتیرانی و شرکتهای بیمه گذار و پرداخت رشوههای کلان، مسبب چنین حوادثی میشود و با ادامه این مداخلات، حوادث تلخ روز به روز افزایش خواهد یافت.
۲- شرکتهایی که فریب متجاوزان آمریکایی را بخورند، تحریم میشوند و اقدامات تنبیهی لازم در مورد کلیه شناورهای شرکتهای متخلف اعمال خواهد شد.
۳- منبعد برخورد با شناورهای متخلف محدود به تنگه هرمز نخواهد بود و هر شناوری از معبر غیر مجاز عبور کند در سراسر منطقه تحت تعقیب قرار میگیرد و تنبیه آن قطعی خواهد بود.
و ما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
sepahnews.ir | سپاه نیوز
@sepahnews
هدایت شده از محسن قنبریان
پسرخوانده آتن از جنگ تمدنی می گوید!
فرهیختگانی که می خواهند درک روشنی از مواجهه تمدنی ایران جدید با آمریکا داشته باشند حتماً سخنرانی #ربیو_در_آتن را اینجا بخوانند!
لوکیشن : تپه پنیکس مشرف به قلعه آکروپولیس، محل گردهمایی آتنی های باستان و استماع سیاستمداران برجسته!
زمان: روز ۷اکتبر از سفر دوره ای خود به اروپا در فضای اعتراض از سفرش!
موضوع: خوانشی تاریخی_تمدنی از لزوم جنگ تمدنی غرب با تمدنهای دیگر به خصوص ملاهای ایران!
✓ نکات مهم:
1⃣ از جنگ پارسیان در دوره خشایارشا شروع کرد و نسبت غارت و آتش زدن آتن به آنها داد!
نگفت جنگ ترموپیل، تلافی سوزاندن سارد توسط یونانیان بود . ایرانیان غرامت خواستند نه جنگ؛ وقتی مجلس شورای آتن نپذیرفت و تصمیم جنگ گرفت، جنگیدند و آتن را فتح کردند. اما غیر از قلعه آپوپولیس و دیوارهای ورودی، جایی را ویران نکردند! بر خلاف غربی ها به زنان احترام نهاده کشته و اسیر نکردند و...!
2⃣ خود را نماینده جمهوریِ دو قرن و نیمی آمریکا و آمریکا را میراث دار آتن باستان خواند!
البته تصریح کرد:«آتن بیش از دمکراسی، قانون و...، فردگرایی سرسختانه، جاه طلبی بی وقفه، ماجراجویی، خطر پذیری و افتخار به آمریکا داده است»«یونانیان تمام زندگی مدنی خود را حول رقابت، جاه طلبی و مسابقه سازمان داده بودند»!
3⃣ سپس به نقد زمانه خویش و اروپای معاصر و ارزشهای بین المللی و نهادهای آن آمد: "جهانی عاری از خطر و شکست، بدون شکوه پیروزی و بدون شرم شکست»!
«یونانیان باستان اصطلاحی داشتند: «توموس»؛ آتش شور، قدرت، شجاعت و غرور. این، قلب تمدن بزرگ است. بدون آن چه اتفاقی میافتد؟ بدون آن، ملتها اراده جنگیدن، تلاش کردن و زنده ماندن را از دست میدهند. امروزه، بخش بزرگی از غرب این ویژگی را فراموش کرده است. با گذشت زمان، ما در غرب از همان چیزهایی احساس شرم کردیم که ما را استثنایی و متمایز ساخته بودند... هرسال بخش زیادی از حاکمیت خود را واگذار می کنیم و تصمیم هایمان را به بروکراسی های جهانی منتقل می کنیم نهادهایی که بسیار دور از دسترسی و کنترل ما قرار دارند»!
⬅️ قبل از این کسانی مثل بورل از استانداردهای دوگانه غرب در حقوق بشر و... گفته بود؛ اما ربیو اصل آن ارزشها برای همه بشر و نهادهای بین المللی اش را زیر سئوال برد و از برتری غرب و جنگیدن دوباره برای آن گفت!
4⃣ سپس به نقطه عطف تاریخیِ کنونی پرداخت:
«مسیر کنونی ما تعیین خواهد کرد آیا غرب جایگاه خود را در رأس جهان حفظ می کند یا به آینده ای از زوال و افول تن می دهد؟ یا همین حالا تصمیم می گیریم اقدام کنیم یا اختیار اقدام کردن را به کلی از دست خواهیم داد. ایالات متحده تحت ریاست ترامپ انتخاب خود را کرده است»!
«یونانیان باستان با وجود آرمانهای بلندشان ساده لوح نبودند. آنها می دانستند که ملتها منافع دارند. می دانستند کشورداری مستلزم دوراندیشی و دیپلماسی است؛ اما همچنین درک می کردند که وقتی دور اندیشی و دیپلماسی شکست می خورند باید توان به کارگیری زور را نیز داشت... دولت ترامپ می خواهد این را احیا کند»!
«ما باور داریم اروپا می تواند از خواب طولانی خود بیدار شود و آتشی را که هزاران سال پیش در همین جا افروخته شد دوباره شعله ور کند»!
5⃣ در آخر دوباره به ۳۰۰ اسپارتی و جنگ ایرانیان برمی گردد، اسطوره های مشابه اش در تاریخ غرب _«که تخیل اخلاقی غرب را شکل داد»_ را فهرست می کند. «ملاهای افراطی ایران» را مقابل این تمدن قرار می دهد. فرهنگ جانفدایی غرب با شهادت طلبی ایرانی را مقایسه ای می کند و...
«بزرگترین آمریکایی های هر نسل ویژگی های انکار ناپذیر نیاکان خود را با خود حمل کرده اند. تمدنی که در آتن زاده شد، در روم شکل گرفت، در مسیحیت غسل تعمید یافت، در کوره اروپا در قرون وسطی سخت و آبدیده شد، نبوغ انگلیسی در زمینه آزادی را به ارث برد و سپس از اقیانوس اطلس گذشت تا در سواحل دنیای جدید دوباره متولد شود. اکنون باید این روحیه را بار دیگر کشف کنیم. ما در نقطه عطفی قرار داریم. نقطه عطفی نه فقط در تاریخ کشور من، بلکه در تاریخ کل تمدن ما! تهدیدهایی که امروز با آنها روبرو هستیم به اندازه تهدیدهایی که در صحنه پرآشوب دوران باستان وجود داشتند واقعی اند»!
⬅️ نمیدانم وزیرخارجه ما می تواند در عقلانیت انقلابی_ایرانی با لحاظ پیوستگی و تکامل تمدنی ایران از باستان تا اسلام بهترین پاسخ را دهد؟!
از ارزشهای مشترک غیر غربی و نهادهای واقعا بین المللی و...
محسن قنبریان ۱۴۰۵/۷/۱۷
☑️ @m_ghanbarian
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
بقائی: آمریکا میخواهد قلدری عریان را با نقاب «فلسفه تاریخ» توجیه کند
سخنگوی وزارت امور خارجه، در واکنش به ادعاهای وزیر خارجه آمریکا:
🔹روبیو با تلفیق ناشیانه مفاهیمی از یونان باستان تا آمریکای ترامپ، دست به تحریف آشکار تاریخ (آناکرونیسم) زده است؛ گویی واشنگتن قصد دارد زورگویی و زبان گاوچرانها را زیر تابلوی نئونی «فلسفه تاریخ» پنهان کند.
🔹 آنچه واشنگتن ارائه میدهد نه فهم گذشته، بلکه ساخت اسطورهای سیاسی برای نشان دادن سیاستهای ستیزهجویانه خود به عنوان تقدیری «اجتنابناپذیر» و در نهایت «تقدیس قدرت عریان» است.
@TasnimNews
هدایت شده از اشارات
🌕ترامپ بمثابه نقطه گذار از نظم ایده آل کانتی به وضع طبیعی هابزی
🖋سید آرش وکیلیان
وضعیت طوری شده که اگر روزی عده ای از اقویا عده ای از ضعفا را بمباران نکنند، شبمان صبح نمی شود و عجیب تر آنکه جهان در برابر این حجم از جنایت، ستمگری و سلطه جویی آشکار، نمی شورد بلکه بیشتر به سوی آن فروکشیده و در آن سرنگون می گردد؟!
برای سالیان دراز به ما آموخته اند که نظم لیبرال دموکراسی یک وضعیت نرمال مترقی و وضع خلاف آن حالت استثنایی است. در این وضعیت اغلب کشورها میتوانند با مشارکت در بازار جهانی شده با مداخله حداقلی دولت به سود حداکثر برسند، جهانی که هزینه نظم آن را دولت های قوی تامین می کنند و البته اقلیتی از کشورها که همنوا نباشند، محدود و تحریم می شوند.
اما تامل در لوازم دموکراسی لیبرال از جمله قانون منصفانه، توازن قدرت دولت و جامعه مدنی، منابع فراوان، بازار آزاد و شهروندان آگاه، نشان می دهد که در عمده تاریخ بشر شکل گیری چنین نظمی کاملا استثنایی و نتیجه یک شرایط بسیار خاص و محدود به جغرافیای غرب است.
آنچه در جهان بشری به طور طبیعی حاکم است، جوامعی متکی بر قدرت مافوق دولت یا شاه، توازن قوا میان واحدهای سیاسی متخاصم یا رقیب و بازار با انحصار محدود بوده که خویشاوندگرایی و قبیله گرایی مایه قوام آن و قدرت عریان ضامن امنیت آن شده است.
اندیشمندان مدرن نظیر کانت با گذار از ایده آل پادشاه عادل و نیکوکار به ایده آل دولت شهروندی لیبرال بیانگر طرحی جدید در نظم ملی و بین المللی بودند که امروزه با نام نظم لیبرال دموکراسی بازارگرا شناخته می شود و در مقابل هابز توصیفگر واقعیت قدرت سیاسی در جهان بشریت است.
با پایان عصر استعمار آشکار، به دلایل خاصی از جمله توازن قوا در سطح جهانی و ملی، وجود منابع کافی برای رشد کشورها و بلوغ نظام پارلمانی و حزبی در نیمه دوم سده بیستم جهان تا حدی به سمت نظم بین الملل لیبرال میان دولت های رفاهی مدرن حرکت کرد، اما تدریجا لوازم استمرار این نظم در برابر اراده به قدرت نیروهای پرنفوذ و کسب حداکثر انتفاع از منابع محدود سست شد.
با گسترش نظم نئولیبرال سودمدار، تضعیف دولت رفاه، تزلزل نهادهای موثر سیاست شهروندمدار به خصوص احزاب و مجالس قانونگذاری در جهان و تنزل شهروندان بمثابه سوژه سیاسی به کاربران رضایت طلب، تدریجا نظم حاکم روحش را از دست داده و کالبدش در معرض تسخیر توسط سیاست زور قرار گرفته است.
برآمدن ترامپ نه یک تصادف یا اختلال یا مداخله خارجی بلکه طلیعه بازگشت عصر سیاست زور در نظام بین الملل است که قدرتمندان جهان در آستانه به تخت نشستنش بیش از ۵۰ هزار انسان را پیش پایش قربانی کرده اند. البته وی یک شخصیت تاجرمسلک و باجگیر است که احتمالا واجد همه خصایل یک لویاتان در جهان تنازع قوا نیست. اما به هر حال نوع تعامل باجگیرانه وی با دوستان و دشمنان همه دولت ها را به حرکت به سمت تجهیز خود برای بقا در جهان حاکمیت زور خواهد راند.
تا وقتی مسأله را محلی تحلیل کنیم و منطق بزرگتر ماجرا را درک نکنیم نه میتوانیم یک مقاومت جهانی تشکیل دهیم نه می توانیم با این کشتار مقابله کنیم.
تا ما و اروپایی ها نفهمیم که یک چیز دارد ما را تهدید می کند و تا نفهمیم آن ظلمی که در غزه می شود صورت حادتر ظلمی است که در خیلی کشورها از جمله کشور خود ما از جانب اقویا به ضعفا می شود ، امکان مقابله را نداریم.
اکنون ما در برابر پرسشی قرار داریم که قبلا چرچیل با آن مواجه شده بود، چه طرحی از مقاومت میتواند جلوی استیلای سیاست زور را بگیرد؟ چگونه می توان علیه آن جبهه مقاومت تشکیل داد ؟ و چه طرحی از نظم سیاسی در سطح ملی و بین المللی باید جایگزین طرح قدیمی شود تا جنگ مجددا شعله ور نگردد؟ از آن مهمتر، با توجه به عوامل و شرایط واقعی ، چه ایده ای از سیاست خوب در عمل میسر است که نیازمند ظلم به ضعفا نباشد؟
#ترامپ
#نظم_جهانی
#وکیلیان
💠 به اشارات بپیوندید
➕ @esharat_57