eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
532 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حفظه‌الله: گوژپشت نتردام را خوانده ايد؟ ♦️سید عطاءالله مهاجرانی، وزير اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷ در كانال تلگرام خود نوشت: 🔻طارق متری وزیر فرهنگ لبنان ( ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸)، دقیق و خوش‌سخن و دانشمند و بسیارخوان بوده و هست. دیدار با او همیشه غنیمت است! چای نعناع و دردشه! دردشه همان گفتگوست، صمیمی و پایان‌ناپذیر. طنجه بودیم، گفت داستان ملاقات با آیة‌الله خامنه‌ای را برایت بگویم. حتما تازه است. همراه سعد حریری به تهران سفر کردیم. قرار ملاقات با آیة‌الله خامنه‌ای بود. -این دیدار در آذرماه ۱۳۸۹ انجام شده است- قبل از دیدار قرار شد، جلسه‌ای با سعد حریری به عنوان نخست وزیر داشته باشیم. شش وزیر هم همراه بودیم. جلسه در محل اقامت حریری در کاخ سعد آباد برگزار شد. سعد حریری گفت: باید مساله سلاح حزب الله را به عنوان مساله اصلی لبنان مطرح کنیم. من سخنی نگفتم، اما همه تایید کردند. 🔻وقتی وارد دفتر آیه الله خامنه ای شدیم، ایشان بسیارگرم و صمیمانه سعد حریری را در آغوش گرفت. جوانی و هوشمندی اش را تحسین کرد. از مرحوم رفیق حریری ذکر خیری به میان آورد. از لبنان بسیار تعریف کردند. ناگاه از سعد حریری پرسیدند، آقای نخست وزیر شما رمان گوژ پشت نتردام را خوانده اید!؟ خب پیداست که نخوانده بود! سری تکان داد که معلوم نبود خوانده یا نه. آیة‌الله خامنه‌ای گفت: در این رمان یک زن بسیار زیبایی تصویر شده است. او زیباترین زن پاریس است. طبیعی است که قدرتمندان در صدد دستیابی به این زن هستند. لات‌های پاریس، قداره‌کشان، بانفوذها. اما همه می‌دانند که آن زن زیبا، اسمش چی بود!؟ طارق گفت: من گفتم ازمیریلدا! آیة‌الله خامنه‌ای با تمام چشمانش خندید و گفت احسنت! شما وزیر فرهنگ بودید! همه می‌دانستند که ازمیریلدا یک دشنه ظریف دسته صدف سپید بسیار تیز و کارا به همراه دارد. هر کس به او سوء نظری داشته باشد، ازمیریلدا از استفاده از آن دشنه تردید نمی کند. آقای نخست وزیر! لبنان مثل همان زن زیباست. لبنان عروس خاورمیانه است. خیلی‌ها به کشور شما نظر دارند. اسرايیل خطری است که شما را تهدید می‌کند. مگر تا خیابان‌های بیروت نیامدند؟ مگر مردم را نکشتند؟ ویران نکردند؟ سلاح مقاومت مثل همان دشنه ازمیریلداست. دشمن را نومید می‌کند و امکان عمل را از او می گیرد. 🔻گفتگوها ادامه پیدا کرد. اما سعد حریری کلمه‌ای در باره سلاح حزب‌الله سخنی نگفت. بعد از جلسه پرسیدم. نگفتی؟ گفت: دیدی جلسه را چگونه اداره کرد و بحث را پیش برد. می شد مطرح کرد؟. 🌐منبع‌: کانال مکتوب در تلگرام (کانال تلگرام جمیله کدیور و سید عطاالله مهاجرانی) 🆔@dolat_qavi
⭕️روایت تغییر آیین‌نامه رأی‌گیری مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط رهبری معظم جهت تحقق جهات شرعی و دقت نظر ایشان 🔰آیت‌الله صادق لاریجانی ▪️در مجمع تشخیص باید رأی‌گیری شود در باب مصلحتی که می‌تواند جلوی حکم اوّلی شرع را بگیرد. مدتی روال این بود که مثلاً بیست‌و‌نه حاضر بودند، پانزده‌نفر می‌گفتند که حرف مجلس مصلحت است بر خلاف شورای نگهبان و چهارده نفر در مقام مخالف می‌گفتند مصلحت نیست. با اختلاف یک رأی، مصلحتی که خلاف شرع را تثبیت کند ثابت می‌شد و رأی می‌آورد. ▪️حضرت آقا در جلسه‌ی مجمع تشخیص -که متن آن موجود است- فرمودند: «ما که می‌گوییم مصلحت راجحه‌ای باشد‌؛ باید مُلزِمه و نیز بیّن باشد. سپس فرمودند‌: اگر پانزده‌نفر موافق و چهارده‌نفر مخالف هستند، این مصلحت روشن نیست. چگونه مصلحتی است که در خود مجمع تشخیص، پانزده‌نفر این‌گونه می‌گویند و چهارده نفر هم در مقام مخالف می‌گویند این مصلحت نیست. این‌گونه نمی‌توان از شرع عبور کرد. ابتدا فرمودند: اقلاً باید دو سوم اعضای حاضر رأی بدهند. نتیجه‌ی آن این می‌شد که گاهی با بیست نفر در مقابل ده نفر، یک مصلحت رأی می آورد. این تا مدتی رویه بود. ▪️در زمان اصلاح آيین‌نامه‌ی داخلی مجمع -که کیفیت اداره‌ی مجمع و رأی‌گیری و... است- ایشان فرمودند: نه دوسوم حضار، باید دو سوم اعضای مجمع رأی بدهند.» ببینید در مجمع چهل و پنج نفر حق رأی‌ دارند. با اقلاً دو سوم تعداد، جلسه رسمیت پیدا می‌کند یعنی با سی نفر. حضرت آقا فرمودند با دو سوم اعضا یعنی با سی نفر باید خلاف شرع را مصلحت‌سنجی کرد. این، سخت‌گیری شدیدی است. ▪️من به آقا عرض کردم می‌خواهید دیگر اصلاً مجلس هیچ مصلحت‌سنجی نکند چون چنین چیزی رخ نمی‌دهد. بالأخره اگر ما با سی‌نفر جلسه‌ی رسمی تشکیل دادیم، یک نفر بگوید من قبول ندارم، این مصلحت ساقط می‌شود؛ یعنی دیگر حرف مجلس هیچ می‌شود. گفتم شما یک تخفیف بدهید. بالأخره مجلس گاهی مصلحت‌سنجی‌هایی می‌کنند که واقعاً در راستای حل بعضی از مشکلات است و این هم بدانید مصلحت‌سنجی‌هایی که در مجمع می‌شود موقتی است. خلاصه من با ایشان گفتگو کردم و به سه پنجم اعضا رسیدیدم؛ مثلاً فرض کنید ما سی‌نفر تشکیل جلسه می‌دهیم. یعنی اگر رأی مصلحت‌سنجی مجلس بخواهد تصویب بشود باید بیست‌وهفت نفر مقابل سه نفر رأی داشته باشد. این را حضرت آقا فرمودند. دلیل آن را ایشان فرمود از خلاف شرع، این‌گونه نمی‌توان رد شد. رهبری این‌گونه به رعایت شرع تصلّب دارند. 📕درس‌خارج فقه، ۱۴۰۲/۰۷/۸ 🆔@dolat_qavi
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️روایت تغییر آیین‌نامه رأی‌گیری مجمع تشخیص مصلحت نظام توسط رهبری معظم جهت تحقق جهات شرعی و دقت نظر ایشان 🆔@dolat_qavi
⭕️مرحوم علامه سیدمنیرالدین حسینی و مواجهه‌‌ی انتقادی و تصرفی با کارشناسی غربی 🔰علامه سیدمنیرالدین حسینی هاشمی ♦️... یک‌وقت ما سوار بر موج می‌شویم و خودمان می‌گوییم که ناهنجاری هست. در واقع، آن‌کسی که می‌تواند بهترین تحلیل را ارائه دهد و مقصر واقعی را نشان دهد، مشکل را کنترل می‌کند. ما با این کاری که می‌کنیم، نشان می‌دهیم که مدل توسعه (مدل تری‌گپس) را روحانیت نساخته است، بلکه آن را کارشناسی طراحی کرده است و ساخته است. بر فرض که کارشناسان را تنزیه کرده و بگوییم کارشان از روی غرض نبوده است ولی قطعاً کارشناسان با این مطالب «تجهیل» می‌شوند. این‌که روحانیت و متدینین می‌توانند مچ آن‌ها را بگیرند، باعث می‌شود که این میدان از دست آن‌ها در بیاید. ... البته به‌شرطی که این مطلب در جامعه خوب رشد کند نه این‌که ضعیف شود. ... در این صورت این بدبینی از روحانیت به کارشناسی غربی منتقل‌ می‌شود و تمام حیله‌های دشمن باطل می‌شود. اگر روحانیت وارد مجلس شدند و بعد از یک سال توانستند پنجاه وکیل را طرفدار این مطلب کنند، یعنی در هر کمیسیون چندنفر از این افراد باشند که بگویند این روش‌های شما اشکال دارد، در این صورت، روحانیت به‌دنبال حل مشکل و به دنبال این راه می‌آید. روحانیت اگر بفهمد که کارشناسی چه بلایی بر سرش آورده است، محال است که بی‌خیال باشد. ♦️البته ما کاری به خودِ کارشناس‌ها نداریم، ما در مورد مدل برنامه و کارشناسی سخن می‌گوییم؛ اگر مدل برنامه چوب نهایی را خورد، آن‌وقت زمان تغییر جامعه فراهم می‌شود. اگر کارشناسی شکست خورد، مجبور است که برای حفظ هویت خودش به بحث مدل‌سازی گوش فرا دهد، الآن کارشناسی مغرور است و یا احساس بی‌نیازی می‌کند؛ لذا اعتنایی به مدل‌سازی جدید ندارد! ولی آن‌وقت ناچار می‌شود به مباحث مدل‌سازی گوش دهد. ♦️... شما این اتهام را طرح می‌کنید که «مدیریت و تصمیم‌گیری با روحانیت بوده است؛ چرا روحانیت این مطلب را به‌صورت کافی پیگیری نکرده است؟» در این‌مورد، خوب دقت کنید؛ ما می‌گوییم کارها تفکیک و تقسیم شده است؛ طبق قانون اساسی یک کارهایی به روحانیت سپرده شده و یک کارهایی هم به روحانیت سپرده نشده است؛ مثلاً شما برای وزیر اطلاعات «اجتهاد» را شرط کردید، برای رئیس قوه قضائیه اجتهاد را شرط کردید، اما برای سازمان برنامه چنین شرطی نشده است؛ گفته‌اند این کار کارشناس است و کار دانشگاه است. تا کنون حتی یک روحانی هم رئیس سازمان برنامه نبوده است. مهم‌تر از همه‌چیز آمار و ارقام است که آن را بستری ساختند و روحانیت را به‌وسیله آمار و ارقام تضعیف کردند. خوب است کتاب «دروغ‌گویی با آمار» به مردم معرفی شود؛ در آن می‌گوید که چگونه با آمار می‌توان بر سر کسی کلاه گذاشت! می‌توان این مطلب را در دانشگاه‌ها بیان کرد. ♦️... بعضی دولتی‌ها مرعوب کارشناسی هستند. اما مقام معظم رهبری برعکس آن‌ها هستند. این برگ برنده را روحانیت دارد که ایشان تا الآن در مقابل آمریکا شوریده و در مقابل کلیه لوازم و تبعات سازمان برنامه ایستاده است. ایشان به مجلسِ قبل دستورهایی دادند که کل آن‌ها علیه مدل برنامه بود. 🆔@dolat_qavi
⭕️ترسیم وضعیت کنونی و راه برون‌رفت از سیطره‌ی «دولت مدرن» ♦️ما در «دولت مدرن» متولد شده و بزرگ می‌شویم؛ ما از ابتدا در بیمارستان (نظام سلامت و بهداشت) به دنیا می‌آییم و با مدرسه (نظام آموزش) و تلویزیون (رسانه) تربیت می‌شویم. این نظام‌ها به ما آموخته‌اند که یک شهروند موفق باید طبق دیسیپلین و چارچوب‌های مشخصی زندگی کند. باید در مورد چگونگی لباس‌پوشیدن، آرایش، غذا‌خوردن و آموزش و یادگیری پیرو الگوهای معینی باشیم. این تنها به رفتار محدود نمی‌شود؛ بلکه آن‌ها به ما می‌گویند چگونه فکر کنیم و با کدام الگوی دوستی و دشمنی روابط خود را با دیگران شکل دهیم. در این شرایط، دولت به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر هویت و کیستی ما تأثیر می‌گذارد. ♦️از مدرسه و دانشگاهِ «دولت مدرن» دریافتیم که برای قابل فهم‌بودن کلام‌مان لازم است از شیوه‌ها و الگوهای خاصی پیروی کنیم. می‌گفتند هر نظری باید مورد آزمایش قرار گیرد و درست‌بودن آن سنجیده شود. پس از گذراندن دوران تحصیل، باید مانند یک برده‌ی مدرن، از صبح تا شب کار کنیم و در پایان، حقوق خود را با منت فراوان تقدیم صاحب‌خانه کنیم و ممنون باشیم که به ما خانه داده است تا در آن زندگی کنیم. ♦️در تمدن سکولار مدرن، از دین و دین‌داری ما سؤال نمی‌شود. کار علمی نیز باید در چارچوب‌های معین صورت گیرد تا علمی تلقی شود. در این میان، بعضی از ما متوجه خواهیم شد که بسیاری از چیزهایی که فکر می‌کردیم دینی‌اند، در واقع غربی و برآمده از فرهنگ و اندیشه‌های غربی هستند. ♦️ما در این وضعیت که آماج هجمه‌هایی قرار داریم، مجبور و مستضعف هستیم که باید برای آزادی و رهایی از آن تلاش کنیم. برای این کار، به‌لحاظ نظری باید اولاً غرب‌زدگی‌ها را بشناسیم و با زدودن آن‌ها، به سمت مطلوب خود حرکت کنیم. هدف ما از غرب‌شناسی، صرفاً بررسی یک موضوع علمی و کلیشه‌ای نیست؛ بلکه نیاز به خودآگاهی و نجات است. ♦️«غرب‌شناسی» فراتر از تحلیل اشکالات وارده به نظام‌های اجتماعی و مسائل علمی و چاره‌اندیشی پیرامون آن‌ها است. غرب‌شناسی پرسش از کلیت است. این یک پرسش تعیین‌کننده است که آیا این روابط اجتماعی و علوم با دین‌ ما و ارزش‌های انسانی ما در تضاد هستند یا خیر! شناخت این «بحران» و اندیشیدن به مدیریت آن، امری است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ بحرانی که فراتر از تعدادی مسائل خاص است و به چالش‌های بنیادی و متعدد دامن می‌زند.  🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️ترسیم وضعیت کنونی و راه برون‌رفت از سیطره‌ی «دولت مدرن» ♦️ما در «دولت مدرن» متولد شده و بزرگ می‌
این نوع تأملات می‌تواند به درک بهتر از وضعیت کنونی و چالش‌هایی که با آن مواجه هستیم، کمک کند. در این راستا، نکاتی کلیدی قابل تأمل است: ۱.تأثیر ساختارهای اجتماعی مدرن: زندگی در چهارچوب‌های معاصر، از نظام آموزشی گرفته تا رسانه‌ها، تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری هویت فردی و اجتماعی ما دارد. این سازوکارها به ما می‌آموزند که چگونه باید رفتار کنیم، چه بپوشیم و چگونه فکر کنیم. این نوع آموزش به‌طور عمده بر اساس استانداردهای مدرن شکل یافته است و به فردیت و هویت شخصی آسیب می‌زند. ۲.تحدیدات فردی و اجتماعی: در زندگی روزمره، فردیت ما غالباً تحت فشار سیستم‌های قدرت و انتظارهای اجتماعی محو می‌شود. به‌عنوان مثال، انتظارات شغلی و اجتماعی ما را مجبور می‌کند که به شیوه‌ای خاص و بر اساس معیارهای از پیش‌تعیین شده عمل کنیم، که این امر ممکن است به سرکوب خلاقیت و تفکر انتقادی منجر شود. ۳.غرب‌زدگی و چالش‌های هویتی: غرب‌زدگی به‌عنوان یک پدیده فرهنگی و اجتماعی، باعث می‌شود که ما در برخی موارد، باورها و ارزش‌های دینی و فرهنگی خود را فراموش کنیم. این معضل نه‌تنها هویت فردی، بلکه هویت اجتماعی و ملی ما را نیز به چالش می‌کشد. شناخت و تحلیل این پدیده ضرورت دارد تا بتوانیم به احیای فرهنگ و ارزش‌های خود بپردازیم. ۴.ضرورت خودآگاهی و تحقیق: برای خروج از این وضعیت، اولین گام شناخت و تحلیل شرایط فعلی و نقد عمیق‌تری نسبت به ساختارهای موجود است. این خودآگاهی و شناخت بحران‌های موجود می‌تواند به ما کمک کند تا به سوی راه‌حل‌های مناسب حرکت کنیم. ۵.تأکید بر علم و دین: علم مدرن و دین در تضاد با یکدیگر هستند در حالی که نباید چنین باشد. نیاز به تجدید نظر در تعامل میان این دو حوزه وجود دارد تا بتوانیم زمینه‌های مشترک و هم‌افزای آن‌ها را شناسایی کنیم. این تعامل می‌تواند به شناساندن مشکلات بنیادی جامعه و تلاش برای حل آن‌ها منجر شود. ۶.در مجموع، خروج از سیطره‌ی دولت مدرن نیازمند تحول در نحوه‌ی تفکر، باورها و ارزش‌های اجتماعی است. این مسیر می‌تواند شامل خودآگاهی، نقد سیستم‌های موجود و تلاش برای احیای فرهنگ و هویت اصیل باشد. 🆔@dolat_qavi
⭕️دولت مدرن زنان را به برده‌هایی مبدل کرده است... ▪️در جهان سرمایه‌داری و مدرن امروز همواره از زنان می‌خواهیم بدنی لاغر، بدون شکم، با برجستگی‌های خاص خود ما را در بخار لذت تن خود غرق کنند. آن‌ها نیز در پی برآوردن میل دیگری (مرد–نرینه‌ای لذت‌طلب) دماغ و لب و گونه‌های خود را به تیغ جراحی می‌سپارند. ▪️به‌رغم دانستن این واقعیت که کفش پاشنه بلند بر سلامت جسمی‌شان آسیب می‌زند کفش‌های پاشنه بلند می‌پوشند تا مطابق میل دیگری عمل کنند. در واقع جهان مدرن زنان را به برده‌هایی مبدل کرده است که باید یک‌ریز در پی برآورده کردن مطامع و امیال دیگری بربیایند. آن‌ها حتی خود را از دریچه چشم مردان می‌نگرند. فروکاستن دیگری به ابزار و ابژه میل، رابطه جنسی نیست؛ نوعی سلطه مردانه است. 🆔@dolat_qavi
⭕️مقاومت در برابر استکبار و تطبیق اصول دینی با تحولات اجتماعی: نقدی بر رویکردهای سطحی و سازگار با مدرنیته ▪️در دین اسلام به‌ویژه در مذهب تشیع، درگیری با جبهه باطل و ایستادگی در برابر ظالمین و مفسدین همواره به‌عنوان یک راهبرد دائمی و ضروری مطرح بوده است. این آموزه‌ها در قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) به‌عنوان یک تکلیف شرعی و در تاریخ اسلام و ایران نیز یک فضیلت اخلاقی تلقی می‌شود. جهاد و مقاومت در برابر ظلم به‌عنوان یک وظیفه مستمر و ضروری، نه فقط در مواقع اضطراری بلکه در هر زمانی که عدالت و کرامت انسانی در خطر باشد، مورد تأکید قرار گرفته است. ▪️با این حال، در دنیای امروز و به‌ویژه در مواجهه با جنگ‌ها و درگیری‌های جهانی، شاهد گروهی از مسلمانان هستیم که هرچند در مسائل فردی مانند نماز، روزه و دیگر مناسک شریعت به‌طور دقیق عمل می‌کنند، اما در برخورد با مسائل سیاسی و اجتماعی، به‌ویژه در رابطه با جنگ و مقاومت، نگرشی متفاوت دارند. این افراد ممکن است جنگ را تنها یک وضعیت اضطراری و نه یک راهبرد دائمی بدانند و آن را به‌عنوان یک رویداد موقت تفسیر کنند که باید هرچه سریع‌تر پایان یابد تا رفاه و آسایش حاکم بر زندگی گردد. ▪️این نگرش، در واقع نوعی تضاد در فهم مفاهیم دینی است. از یک‌سو اسلام بر لزوم مقاومت در برابر ظلم و فساد تأکید دارد و آن را نه تنها یک واکنش موقت بلکه یک وظیفه مستمر می‌داند، و از سوی دیگر، برخی افراد ممکن است این اصل را به‌طور سطحی و بدون درک عمیق از ابعاد آن بپذیرند. در این میان، اصطلاحاتی مانند «مذهبی‌های مدرن» به‌کار می‌رود تا به کسانی اشاره کند که در ظاهر متدین به نظر می‌رسند، اما در عمل، نسبت به اصول دینی و وظایف اجتماعی خود رویکردی سطحی و متأثر از مقتضیات دنیای مدرن دارند. ▪️در واقع، برخی از این افراد ممکن است تنها به انجام مناسک مذهبی مانند نماز و روزه توجه داشته باشند، اما در سایر عرصه‌ها، خصوصاً در مواجهه با مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، کم‌تر به اصول اسلامی و اخلاقی پایبند باشند. این نوع برخورد، که در ظاهر به دینی‌بودن اشاره دارد، اما در عمل کم‌تر به مفاهیم عمیق دینی همچون عدالت و ایستادگی در برابر ظلم توجه می‌کند، موجب به‌وجود آمدن نوعی تضاد بین ظاهر و باطن در عمل دینی می‌شود. ▪️از سوی دیگر، در جوامعی که با تحولات اجتماعی و فرهنگی سریع مواجه هستند، برخی افراد تلاش می‌کنند اصول دینی را با شرایط و مقتضیات زندگی مدرن تطبیق دهند. این افراد ممکن است بخواهند از مبانی دینی برای مقابله با چالش‌های دنیای جدید بهره ببرند، اما در این فرآیند ممکن است برخی اصول سنتی دینی را نادیده گرفته یا به‌گونه‌ای جدید و متناسب با نیازهای زمانه تفسیر کنند. این نوع تطبیق و بازتعریف اصول دینی، به‌ویژه در زمینه مقاومت و جهاد، گاهی موجب سردرگمی می‌شود، چرا که در آن به‌جای پیگیری اصول کلی و ثابت، بیشتر بر راه‌حل‌های موقتی و تطبیقی تأکید می‌شود. ▪️در نهایت، اصول مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و فساد باید همواره به‌عنوان یک وظیفه دینی و اخلاقی در ذهن مسلمانان باقی بماند. اگرچه شرایط اجتماعی و سیاسی ممکن است در هر زمان و مکانی متفاوت باشد، اما دین اسلام تأکید دارد که برای تحقق عدالت و برقراری امنیت در جامعه، جنگ و درگیری به‌عنوان وسیله‌ای برای دفع ظلم و فساد باید مورد توجه قرار گیرد. ▪️بنابراین، درک صحیح از آموزه‌های دینی، به‌ویژه در دنیای امروز که با چالش‌های گوناگون روبرو است، نیازمند تعهد به اصول ثابت و اساسی اسلام است. مسلمانان باید بدانند که مقاومت در برابر ظلم و تلاش برای برقراری عدالت یک تکلیف دینی، اخلاقی و وظیفه‌ی انسانی و تاریخی است که هیچ‌گاه نباید به فراموشی سپرده شود. ✍تفرشی 🆔@dolat_qavi
⭕️تفسیر رفاه‌طلبانه‌ی دین در نظم مدرن؛ تغییر راهبرد از مقاومت به سازش ▪️در دنیای مدرن، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باعث شده‌اند که افراد به گونه‌ای متفاوت به دین نگاه کنند و آن را مطابق با شرایط و نیازهای جدید خود تفسیر کنند. یکی از عوامل عمده‌ای که این تغییرات را شکل می‌دهد، نیاز به رفاه و آسایش است. در این یادداشت، قصد داریم بررسی کنیم که چگونه رفاه‌طلبی و میل به بهبود وضعیت زندگی، باعث می‌شود افراد دین را به گونه‌ای سطحی و بر اساس تطابق با شرایط روز خود تغییر دهند. ۱. دین و رفاه‌طلبی: از مقاومت به سازش ▪️در جامعه مدرن، افراد برای دستیابی به رفاه و آسایش، ترجیح می‌دهند به جای مقاومت و چالش با مشکلات و شرایط موجود، به سمت سازش و تطبیق با شرایط جدید بروند. این سازش ممکن است شامل تفسیر‌های سطحی و گزینشی از دین باشد که با نیازهای روز هماهنگ شود. به عبارت دیگر، در جوامعی که رفاه‌طلبی به اولویت تبدیل می‌شود، افراد تمایل دارند تا آموزه‌های دینی را بر اساس آنچه که برای راحتی و آسایش فردی آنها مناسب است، تفسیر کنند. ▪️به عنوان مثال، آموزه‌های دینی که ممکن است از فرد خواسته باشند که با سختی‌ها و مشکلات دست و پنجه نرم کند یا به اصولی چون زهد پایبند باشد، در چنین شرایطی به کنار گذاشته می‌شوند. در عوض، تفسیرهایی که راحتی، موفقیت مالی یا امنیت اجتماعی را به عنوان اولویت‌های زندگی معرفی می‌کنند، مورد پذیرش قرار می‌گیرند. این تغییرات ممکن است به گونه‌ای باشد که فرد همچنان در ظاهر خود را دیندار نشان دهد، اما در عمل آموزه‌های دینی به ابزاری برای توجیه رفتارهای رفاه‌طلبانه و تسلیم در برابر نظام‌های سیاسی و اجتماعی تبدیل می‌شود. ۲. دین به عنوان ابزار تطبیق با نظم جدید ▪️در دنیای مدرن، دین دیگر فقط یک عامل الهی نیست؛ بلکه به ابزاری برای انطباق با تغییرات اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود. افراد در تلاشند تا دین را با نیازهای روز و شرایط موجود تطبیق دهند. این تطبیق ممکن است به کاهش عمق دین (به‌مثابه ایمان) و تبدیل آن به یک ابزار برای حفظ آرامش روانی و اجتماعی منجر شود. در چنین شرایطی، افراد دین را نه به عنوان یک مسیر چالش‌برانگیز، بلکه به عنوان یک ابزار رفاهی برای آرامش درونی و هم‌راستایی با ارزش‌های جامعه مدرن می‌بینند. ۳.دین و ساختار اجتماعی جدید در جامعه‌ای که به سمت رفاه‌طلبی پیش می‌رود، دین می‌تواند نقش مهمی در تقویت ساختار اجتماعی جدید ایفا کند. به جای آنکه دین به عنوان یک نیروی انتقادی در برابر نابرابری‌ها و بی‌عدالتی‌ها عمل کند، ممکن است بیشتر به ابزاری برای توجیه و تثبیت نظم اجتماعی موجود تبدیل شود. در چنین شرایطی، دین به جای اینکه فرد را به چالش کشیده و برای مقاومت در برابر شرایط سخت ترغیب کند، فرد را به تسلیم و پذیرش وضعیت موجود سوق می‌دهد. ▪️افراد به دین به عنوان یک منبع برای آرامش در برابر تنش‌های اجتماعی و اقتصادی نگاه می‌کنند، و آموزه‌های دینی را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که با نیاز به رفاه و آرامش درونی آنها همخوانی داشته باشد. به این ترتیب، دین از یک نیروی انتقادی به یک نیروی تطبیقی تبدیل می‌شود که فرد را در برابر فشارهای دنیای مدرن مقاوم نمی‌کند، بلکه او را به پذیرش و سازگاری با آن سوق می‌دهد. ۴.نتیجه‌گیری:دین در دنیای مدرن و بحران معنا در دنیای مدرن، فرد به دلیل رفاه‌طلبی و نیاز به آسایش، تمایل به تغییر و تفسیر گزینشی دین دارد. دین در چنین شرایطی اغلب به ابزاری برای تطبیق با نظم اجتماعی و اقتصادی جدید تبدیل می‌شود. این تغییرات نه تنها از عمق دین می‌کاهد، بلکه باعث می‌شود دین بیشتر به یک ابزار برای آرامش روانی و حفظ وضعیت موجود تبدیل شود تا یک نیروی مقاوم در برابر فشارهای اجتماعی. به این ترتیب، دین در دنیای مدرن نه تنها چالش‌های معنوی را کاهش می‌دهد، بلکه به بخشی از سازوکار رفاهی و اجتماعی تبدیل می‌شود که فرد را به سازش و تطبیق با شرایط دنیای جدید ترغیب می‌کند. 🆔@dolat_qavi
⭕️چالش‌های دینداری در دنیای مدرن: تطبیق دین با چارچوب‌ها و اقتضائات مدرن ▪️در دنیای مدرن، یکی از بزرگترین چالش‌ها برای دینداری، نحوه تطابق آن با تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. جامعه‌ای که تحت تأثیر فرهنگ مصرفی، رفاه‌طلبی و تغییرات سریع قرار دارد، باعث شده که بسیاری از افراد به‌طور سطحی و ظاهری به اصول دینی پایبند باشند، بدون آنکه ارتباط واقعی و عمیقی با آموزه‌های دینی برقرار کنند. این فرآیند، دینداری را به ابزاری برای تأمین منافع فردی و اجتماعی تبدیل می‌کند. ۱. تفسیر انتخابی از دین ▪️در این دوران، دینداری اغلب به شکل گزینشی و تفسیرهای سلیقه‌ای درمی‌آید. افراد تنها بخش‌هایی از دین را که با نیازهای فردی، اجتماعی یا فرهنگی‌شان همخوانی دارد، می‌پذیرند و بخش‌هایی از آموزه‌های دینی که ممکن است با شرایط جدید و الزامات مدرن مغایرت داشته باشد، نادیده گرفته می‌شود. این تفسیرهای گزینشی ممکن است به‌گونه‌ای باشد که برخی از اصول دینی تحریف شوند تا با شرایط روز هم‌راستا شوند، و این امر منجر به کم‌رنگ شدن عمق و اصالت مفاهیم دینی می‌شود. ۲. «مذهبی‌های مدرن» و تفسیرهای مدرن ▪️افرادی که به دنبال تطبیق دین با شرایط اجتماعی و فرهنگی معاصر هستند، به‌طور عمده به عنوان «مذهبی‌های مدرن» شناخته می‌شوند. این افراد اصول دینی را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که با چارچوب‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی روز هم‌خوانی داشته باشد. در این رویکرد، مفاهیم دینی به شکلی تغییر می‌کنند که بتوانند در زندگی مدرن به‌راحتی اعمال شوند. در نتیجه، دین به‌عنوان یک انتخاب فردی نه تنها به ابزاری برای تقویت معنویت و اخلاق تبدیل می‌شود، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تعامل با دنیای مدرن و نیازهای روز نیز به‌کار گرفته می‌شود. ۳. دین به عنوان ابزار اجتماعی و نمایش‌های ظاهری ▪️در دنیای مدرن، دین در برخی موارد به ابزاری برای دستیابی به منافع اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی تبدیل می‌شود. افراد ممکن است بیشتر به دنبال نشان‌دادن دین‌داری خود در برابر دیگران باشند تا آن‌که واقعاً به اصول دینی پایبند باشند. این دینداری سطحی و ظاهری بیشتر به نمایش‌هایی برای جلب توجه و فخر فروشی تبدیل می‌شود تا تأسیس یک ارتباط عمیق با خداوند و جامعه. در چنین شرایطی، دینداری بیشتر به ابزاری برای کسب جایگاه یا مشروعیت اجتماعی تبدیل می‌شود تا یک عامل تحول روحی و اخلاقی. ۴. چالش‌های دین در دنیای مدرن ▪️در این عصر، دین با چالش‌های متعددی مواجه است که ناشی از تحولات اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیکی است. جامعه‌ای که بر اساس معیارهای مدرن و مبتنی بر رفاه‌طلبی و مصرف‌گرایی شکل گرفته، زمینه را برای تفسیرهای سطحی و انتخابی از دین فراهم کرده است. در این شرایط، افرادی که به دنبال تفسیرهای جدید از دین هستند، ممکن است به تغییر یا تحریف آموزه‌های دینی برای هم‌راستا شدن با نیازهای روز بپردازند. این تغییرات می‌تواند منجر به کاهش عمق و اصالت آموزه‌های دینی و از دست رفتن ارتباط واقعی با دین شود. نتیجه‌گیری ▪️در نهایت، دینداری در جوامع معاصر با چالش‌های پیچیده‌ای روبرو است که عمدتاً ناشی از تعامل آن با تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. در این دنیای مدرن، افراد باید تلاش کنند تا نه تنها از دام دینداری ظاهری و رفاه‌طلبانه اجتناب کنند، بلکه در تطبیق دین، از اصالت و عمق آموزه‌های دینی غافل نشوند. حفظ اصول بنیادی دین و اعمال آن در زندگی روزمره، راهی است برای حفظ اصالت دینی. 🆔@dolat_qavi