هدایت شده از علی عبدی/ دیده بان تحرکات کریا
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ظریف میگه: ماباید نگاهمون به جهان به جای تهدیدمحور، فرصت محور باشه.
آره خب!
مثلا ترور رهبری و فرماندهان فرصته؛
تهدید شدن به نابودی تمدن و بمباران اتمی فرصته؛
پایگاه دادن به آمریکا برای زدن ایران،فرصته؛
حضور ماموران موساد تو تأسیسات اتمی فرصته؛
خود تو، فرصتی.
@Squad_iran | #T
🔹مهدی خراتیان:
ترافیک تنگه هرمز به کمینه دو ماهه خود رسید و تا اینجای کار بزرگترین خطای ایران در مدیریت تنش پس از جنگ ۴۰ روزه، اجازه افزایش قابل توجه عبور نفتکشها از تنگه هرمز در ماه سپتامبر به بهانههایی چون «جاانداختن نظام عوارض»، «کاهش تنش با امارات» و «مدیریت تنش با آمریکا» بوده است، روند نادرستی که باعث شد گزارههایی از جنس «ایران توان مدیریت تنگه هرمز را ندارد» و «کارت تنگه هرمز سوخت» به سرعت توسط ایالات متحده در داخل و خارج ایران تبلیغ شود.
بر اساس شواهد و قرائن میتوان این نظریه را طرح کرد که طرح ترامپ این بوده که با شوک آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکهای و ادامه روایت «بازگشت صادرات نفت از تنگه هرمز به میزان قبل از جنگ» و همچنین موفقیت در عملیات بازپس گیری ذوباب از انصارالله در یمن، اعلام کند که آمریکا و متحدانش بر دو تنگه راهبردی هرمز و باب المندب مسلط شدهاند و با اینکار زمینه سقوط آزاد قیمت نفت را در آستانه انتخابات مهم میاندورهای فراهم کند و با بسط روایت «شکست مطلق» در افکار عمومی ایران، مقدمات موج جدیدی از آشوب را در ایران فراهم کند.
متاسفانه مدتی طول کشید تا روند انکار عبور حجم بالای نفت از تنگه هرمز در محافل تاثیرگذار پایتخت متوقف گردد، قصد اصلی ترامپ درک شده و میدان خود را برای برخورد با این پدیده بازآرایی کند.
تهران پس از مشاهده موضع از بالا به پایین ترامپ در مذاکرات و افزایش نمایی تهدیدات نظامی، تصمیم به تغییر این روند گرفت و از شنبه پیش حجم آتش ایران به روی کشتیها با روندی قابل توجه افزایش یافت.
با تحولات مهم امروز در بازار نفت و اذعان همه خبرگزاریها به افت ترافیک تنگه، این سوال مطرح است که چرا جریانی همواره در تلاش است در مقاطع حساس، ترامپ را در رهایی از مخمصهها یاری کند و فرصتهای بی بدیلی چون سفر شی به واشنگتن را به ثمن بخس بسوزاند؛ بعید نیست که جاافتادن روایت «سوختن برگ تنگه» در ماه مهم سپتامبر، چین را نیز ازحضور موثر در فیصله دادن مطلوب جنگ منصرف کرده و پکن تحت فشار لابی بسیار سنگین کشورهای عربی و انفعال محض و مطلق تهران در پیشبرد دستور کار مشترک، به سمت یک مصالحه هستهای به نفع آمریکا متمایل شده باشد.
با توجه به تجربیات پیشین، درصورت ادامه روند صعودی بازار نفت و رویکرد تهاجمی ایران در تنگه هرمز، به احتمال زیاد جریان یاد شده در یک بزنگاه دیگر، برای کمک به ترامپ جهت عبور از مخمصه جدید فعال خواهد شد و برای واشنگتن جهت به نتیجه رساندن کمپین اقتصادی خود علیه مردم ایران زمان خواهد خرید.
https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2108177334998118714?s=20
🔹ابراهیم اسکافی:
لیبرال جنگ سردی همچنان مشغول هیولاسازی از چین و روسیه است!
جالب است که آمریکا تمام تلاشش را برای نابودی ایران از طریق جنگ و تحریم دارد انجام میدهد، اما ما باید همچنان نگران روسیه و چین باشیم.
Quoting:
🔸حسین سلاح ورزی
(@HSelahvarzi)
زخم اقتصادی کرونای چینی هنوز خوب نشده؛ اگر طاعون روسی همهگیر شود، چه بر سر جهان خواهد آمد؟
https://fxtwitter.com/ebieskafi/status/2108073098767450267?s=52
منافع ملی ایران چیست؟
نخستین و بنیادیترین منفعت ملی هر کشور، مسئله بقا (Survival) است. بقا در اینجا صرفاً به معنای حفظ مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه سه عنصر اساسی را در بر میگیرد: بقای نهاد دولت، استمرار و انسجام نظام اجتماعی و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی سرزمینی. این سه عنصر از یکدیگر جداییناپذیرند. فروپاشی نهاد دولت میتواند به گسست نظم اجتماعی و تهدید تمامیت ارضی بینجامد و از دست رفتن یکپارچگی سرزمینی نیز میتواند موجودیت دولت و جامعه را با بحران مواجه کند.
چرا بقا بنیادیترین منفعت ملی است؟ زیرا از دست رفتن آن هزینههایی بهمراتب فراتر از شکست سیاسی یا اقتصادی به جامعه تحمیل میکند. فروپاشی نظم سیاسی و اجتماعی، جنگ داخلی، تجزیه سرزمینی یا نابودی ظرفیت حکمرانی میتواند هزینههای عظیم اقتصادی، مالی، انسانی، عاطفی و روانی به همراه داشته باشد؛ هزینههایی که گاه جبران آنها به چندین نسل زمان نیاز دارد. از این منظر، حفظ امنیت و بقای کشور پیششرط تحقق سایر منافع ملی، از جمله توسعه، رفاه، آزادی و عدالت اجتماعی است. البته باید میان امنیت بهعنوان یک منفعت ملی و فضای امنیتی بهعنوان شیوهای از حکمرانی تمایز قائل شد. امنیت واقعی محصول قدرت، ثبات، مشروعیت و توانایی مهار تهدیدهاست، نه الزاماً گسترش کنترل و محدودیت بر جامعه.
دومین منفعت اساسی ملی، توانایی مستمر دولت و جامعه در تولید ثروت، رفاه و بازتولید ظرفیتهای اقتصادی است. دولت صرفاً نهادی برای حفظ نظم و حفاظت از مرزها نیست. یکی از مهمترین کارکردهای آن فراهم کردن شرایطی است که شهروندان بتوانند به شکل پایدار ثروت تولید کنند، فرصتهای اقتصادی داشته باشند و از امکانات لازم برای بهبود کیفیت زندگی خود برخوردار شوند. بنابراین، رشد اقتصادی، افزایش بهرهوری، توسعه فناوری، انباشت سرمایه انسانی و ایجاد فرصتهای برابر، اجزای جداییناپذیر منافع ملی هستند. کشوری که از نظر نظامی قدرتمند باشد اما نتواند ثروت تولید کند و رفاه شهروندانش را افزایش دهد، در بلندمدت حتی در حفظ قدرت نظامی خود نیز با محدودیت مواجه خواهد شد.
در کنار این دو، حفظ و بازتولید چارچوبهای فرهنگی و ارزشی ریشه دار در جامعه نیز بخشی از منافع ملی است. هر جامعهای مجموعهای از باورها، ارزشها، حافظه تاریخی، سنتها، هویتها و نهادهای اجتماعی دارد که به زندگی جمعی معنا و استمرار میبخشند. حفاظت از این سرمایه فرهنگی به معنای تحمیل یک فرهنگ یا قرائت واحد نیست، بلکه به معنای فراهم کردن شرایطی است که جامعه بتواند ضمن حفظ پیوندهای تاریخی و هویتی خود، آزادانه تحول پیدا کند، تنوع فرهنگی خویش را بازتولید کند و از گسستهای ویرانگر اجتماعی جلوگیری کند. انسجام ملی زمانی پایدارتر است که شهروندان با وجود تفاوتهای فرهنگی، زبانی، مذهبی و سیاسی، خود را در سرنوشت مشترک کشور سهیم بدانند.
اما تحقق این منافع بدون توجه به مفهوم قدرت ملی امکانپذیر نیست. اینجاست که باید به یکی از واقعیتهای بنیادی سیاست بینالملل توجه کنیم: نظام بینالملل، برخلاف نظم سیاسی داخلی، فاقد یک اقتدار مرکزی است که بتواند امنیت همه کشورها را بهطور قطعی تضمین کند. در نظریه روابط بینالملل از این وضعیت با عنوان آنارشی (Anarchy) یاد میشود. آنارشی به معنای آشوب دائمی نیست، بلکه به معنای فقدان یک مرجع اقتدار فرادولتی است که بتواند در نهایت امنیت و بقای کشورها را تضمین کند.
✍حسین قتیب
@shemruni:
سخنرانی امروز روبیو در یونان روایتی خلاصه از تمدن غرب بود و پر از یادآوریهای تاریخی و گوشزد کردن ارزشهای غربی.
از همون اول هم رفت سراغ تاریخ ایران و یونان و داستانش رو از وقتی شروع کرد که سپاه خشایارشا به آتن رسید و آکروپولیس رو به آتش کشید.
از مقاومت آتنیها گفت که همین تمدنی که اون روز مورد حمله قرار گرفت، دوباره بلند شد.
بعد داستان رو از یونان به روم، مسیحیت اروپا و نهایتاً آمریکا وصل کرد و یه خط تاریخی کشید از آتن باستان تا غرب امروز.
بعد دوباره برگشت به ترموپیل و ۳۰۰ اسپارتی که جلوی سپاه عظیم ایران ایستادن!
از ملاهاى راديكال ايران حرف زد و جمهورى اسلامى رو متهم كرد به چيزى كه خودش اسمش رو گذاشت
Cult of death
يعنى فرهنگ /آيين مرگ (فرقه مرگ)
و گفت: قهرمانهاي ما ممكنه براى آرمانشون بميرن، اما مرگ رو پرستش نمیكنن
بعد گفت ما الان سر یه دوراهی تاریخیایم؛ ده سال آینده قرن بعدی رو تعیین میکنه.
یا غرب دوباره قدرتش رو پس میگیره و جایگاهش رو در رأس جهان حفظ میکنه، یا وارد دورهای از افول و وابستگی میشه.
و باید همین الان برای قدرت نظامی، اقتصادی و تکنولوژیک اقدام کرد؛ چون بعداً دیگه دیره.
https://x.com/shemruni/status/2107947806803517621
🔻قدوسی:
این صحبت های مارکو روبیو [وزیر خارجه امریکا] بیشتر به برخورد تمدنها شبیه است تا گفتگوی تمدنها.
به نظر نمی اید قصدشانکمکبه توسعه ایران باشد که راه حل ایجاد اعتماد سازی در غرب نسبت به ایران باشد.
البته صحبت های او یاد اور انجمله کارل مارکس است که به نظر میاید در تاریخ امور دوبار تکرار میشوند یکبار بصورت تراژدی، و ...
🇺🇸 🇮🇷
@Matt_Bracken48:
موشکهای ایرانی شلیکشده به سمت یک ناو هواپیمابر آمریکایی ظاهراً نیروی دریایی آمریکا را مجبور کرده تا بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر از ایران عقبنشینی کند.
امروزه هر کسی که به تصاویر ماهوارهای دسترسی داشته باشد میتواند یک ناو هواپیمابر را ردگیری کند؛ حتی اطلاعات موقعیتزمکانیِ متعلق به یک روز قبل هم کارساز است، چرا که کشتیهای بزرگ سرعت زیادی ندارند.
مت برکن (Matt Bracken)، تکاور سابق نیروی دریایی آمریکا که اکنون نویسنده شده، میگوید به نظر میرسد نیروی دریایی آمریکا متوجه این موضوع شده است:
«ظاهراً آنها عقبتر رفتهاند؛ شاید به فاصلهای بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر از ایران.»
هر یک کیلومتری که ناو هواپیمابر عقب مینشیند، حریم هوایی بیشتری است که ایران در اختیار خود نگه میدارد.
https://fxtwitter.com/MarioNawfal/status/2108046973278281829
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕ نخبگان واقعی موشک ساختند، نه اونایی که رفتن سیلیکونولی!
جلائیپور، فعال سیاسی اصلاحطلب:
🔴 به نظر من اون کسایی که رفتن این موشکها رو مهندسی کردن، نخبههای اصلی ایران بودن؛ خیلی بیشتر از اونایی که رفتن تو سیلیکونولی به ایران کمک کردن؛ اگر نبودن، شاید الان همینجا موشک خورده بود.
🔴 رئیسجمهور آمریکا نره تو سازمان ملل بگه کل کشورتون رو نابود و محو میکنم. منِ ۱۸ ساله میگفتم من چیکار میتونم بکنم که دیگه نتونه چنین تهدیدی علیه تمدن من بکنه؟
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️دریای سرخ، آزمایشگاه کوچک نظام جهانی جدید
🔵«هال برندز» استاد دانشگاه «جانز هاپکینز» دریای سرخ را فراتر از یک مسیر دریایی یا صحنهای فرعی از بحرانهای خاورمیانه میداند و آن را به نقطه تلاقی جنگهای خاورمیانه، تحولات شاخ آفریقا و رقابت قدرتهای جهانی تشبیه میکند؛ منطقهای که میتواند تصویری از نظم جهانی آشفتهتر در سالهای آینده ارائه دهد.
🔵دریای سرخ اهمیت راهبردی خود را از موقعیت جغرافیاییاش میگیرد. این دریا از طریق بابالمندب، خلیج عدن و کانال سوئز، اقیانوس هند را به مدیترانه و آسیا را به اروپا متصل میکند. در شرایط عادی، حدود ۳۰ درصد تجارت جهانی کانتینری و حدود پنج میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور میکند و بخش مهمی از کابلهای زیردریایی فیبر نوری میان اروپا و آسیا نیز از همین منطقه میگذرد.
🔵اما اهمیت دریای سرخ فقط اقتصادی نیست. این منطقه حلقه اتصال خلیج فارس به شاخ آفریقاست.
🔵برندز بر یک اصل جغرافیایی تأکید میکند: دریایی که در باریکترین نقطه کمتر از ۲۰ مایل عرض دارد، دو سوی خود را بیش از آنکه از یکدیگر جدا کند، به هم پیوند میدهد. بنابراین نمیتوان تحولات یمن و عربستان را بدون در نظر گرفتن جیبوتی، اریتره، اتیوپی، سودان و سومالی فهمید.
🔵برندز از این وضعیت، دو روند مهم در نظام جهانی را استخراج میکند: افزایش رقابت بر سر گلوگاههای دریایی و گسترش آشفتگی ژئوپلیتیکی.
🔵از نگاه او، آنچه در هرمز و دریای سرخ رخ میدهد بخشی از یک پدیده گستردهتر است که دریای چین جنوبی و مسیر دریایی شمال در قطب شمال را نیز شامل میشود. هرچه جهان چندپارهتر شود، دولتها و بازیگران غیردولتی بیشتر تلاش میکنند مسیرهای تجارت جهانی را به ابزار قدرت و فشار تبدیل کنند.
🔵انصارالله نمونهای از این تحول است. یک بازیگر غیردولتی، بدون برخورداری از اقتصاد یا ناوگان جهانی، توانسته با استفاده از موشکها، پهپادها و موقعیت ساحلی خود بر کشتیرانی، بیمه، تجارت و انرژی تأثیر بگذارد و حتی قدرتهای بزرگ را به بازتوزیع منابع نظامی خود وادار کند.
🔵به اعتقاد برندز، نظم جدید نه یک جنگ سرد دوقطبی، بلکه نظامی چندلایه و متلاطم است؛ قدرتهای بزرگ و متوسط با یکدیگر رقابت میکنند، قدرتهای منطقهای استقلال بیشتری پیدا کردهاند و گروههای مسلح نیز به تسلیحات پیشرفته دست یافتهاند.
🔵در چنین شرایطی، ائتلافها نیز سیالتر شدهاند. ممکن است دو کشور در برابر ایران با یکدیگر متحد باشند، اما در جنگی دیگر از دو طرف متعارض حمایت کنند. کشوری میتواند از نظر امنیتی به آمریکا وابسته باشد و همزمان روابط اقتصادی نزدیکی با چین داشته باشد.
🔵برای فهم این محیط جدید، نمیتوان جنگ یمن را جدا از تحولات سومالی، سودان و اتیوپی بررسی کرد و نمیتوان امنیت خلیج فارس را بدون توجه به منافع عربستان، امارات، ترکیه، ایران، چین، روسیه و کشورهای غربی در آفریقا تحلیل کرد.
🔵او دریای سرخ را «آزمایشگاهی کوچک از نظام جهانی جدید» میداند؛ منطقهای که در آن تجارت، انرژی، کابلهای دیجیتال، پایگاههای نظامی، قدرتهای بزرگ و متوسط، کشورهای شکننده، جنگهای داخلی، گروههای مسلح و رقابت بر سر بنادر و منابع به یکدیگر گره خوردهاند.
🔵در این چارچوب، دریای سرخ صرفاً مسیر جایگزین هرمز نیست، بلکه یک منظومه راهبردی واحد است که بابالمندب، کانال سوئز، ینبع، جیبوتی، سودان، سومالی، سومالیلند، اتیوپی و اریتره را به یکدیگر پیوند میدهد.
🔵آفریقا دیگر حاشیه جغرافیایی جنگهای خاورمیانه نیست، بلکه به بخشی از این رقابتها تبدیل شده است. رقابتها و ائتلافهای کشورهای خلیج فارس به آفریقا سرایت کرده و درگیریهای آفریقایی نیز بر امنیت خلیج فارس و کشتیرانی اثر میگذارند.
🔵در همین حال، جنگ داخلی اتیوپی بار دیگر شعلهور شده و اتهامهایی درباره حمایت اریتره، سودان و مصر از شورشیان تیگرای مطرح شده است. سودان نیز درگیر جنگ داخلی است که پای بازیگرانی مانند امارات، ترکیه و ایران را به آن باز کرده است.
🔵جیبوتی نیز به دلیل موقعیت راهبردی خود در محل اتصال دریای سرخ و خلیج عدن، میزبان چندین پایگاه نظامی خارجی و به یکی از کانونهای دائمی رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
🔵در جنوب بابالمندب نیز سومالی به دلیل فعالیت گروه الشباب و تنش میان دولت مرکزی و سومالیلند، بخشی از همین محیط امنیتی محسوب میشود.
🔵یکی از انگیزههای احتمالی اسرائیل برای بهرسمیت شناختن سومالیلند، استفاده از خاک این منطقه علیه انصارالله است؛ اقدامی که میتواند به افزایش اصطکاک با ترکیه، حامی دولت سومالی، منجر شود.
🔹مصطفی نجفی:
تا زمانی که «کریدور اماراتی» در تنگه هرمز فعال است، روایت «باز بودن تنگه» از سوی ترامپ ادامه خواهد داشت.
امارات همزمان با اینکه تلاش کرده نبض نفت عبوری از تنگه را به دست گیرد و به روایتسازی ترامپ درباره باز بودن تنگه کمک کند، لابی سنگینی نیز برای جلوگیری از اعلام توافق ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز انجام داده است.
این اقدامات در شرایطی صورت میگیرد که طی یک ماه اخیر، کنشهای آشکار ضدایرانی امارات نیز به شکل معناداری افزایش یافته است؛ روندی که نشان میدهد ابوظبی صرفاً در پی تأمین منافع اقتصادی خود نیست، بلکه فعالانه در حال اثرگذاری بر معادلات سیاسی و امنیتی پیرامون تنگه هرمز است.
اگر این روند تثبیت شود، امارات میتواند بخشی از نقش سنتی تنگه هرمز را به شبکه زیرساختی خود منتقل کند و همین موضوع، انگیزه ابوظبی برای مقابله با هر ترتیباتی که کنترل و مدیریت تنگه را به ایران و عمان نزدیک کند، افزایش میدهد.
نباید اهداف بلندمدت راهبردی را قربانی دستورکارهای کوتاهمدت تاکتیکی کرد.
https://fxtwitter.com/Mostafa_Najafii/status/2108211612389642608?s=20
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزیده_های_جهان
🎥 تریتا پارسی:
ترامپ انگیزهای برای توافق تا قبل از انتخابات ندارد، چون هزینه سیاسی توافقی شبیه توافق اسلامآباد، بلافاصله روی انتخابات تاثیر منفی میگذارد
🔹محاسبات دولت ترامپ این است که تبعات جنگ ظاهر شده، بنابراین اگر همین وضعیت را تا انتخابات سوم نوامبر حفظ کنند، اوضاع بدتر نمی شود
🔹اگر قبل از انتخابات هم توافق کنند، منافع سیاسی و اقتصادی آن، تا انتخابات خود را نشان نمیدهد
➕فیلم کامل گفتوگو در لینک زیر:
https://youtu.be/7lHmqiuGX60?si=CDtIXVC9sTv19j5C
🔴پایان روایت ایران ضعیف | مازیار بالایی
🔹مازیار بالایی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، در یادداشتی برای انصاف نیوز نوشت:
سالهاست که فضاسازی رسانهای بزرگی حول این مفهوم شکل گرفته که ایران هیچ چیز خاصی برای عرضه ندارد و ایرانیان دائماً در حال لاف زدن هستند. این فضایی بود که اپوزیسیون برانداز آن را ایجاد کرد و در طول سالیان به خورد مخاطب فارسی و سپس انگلیسیزبان داد.
شاید میشد آمارهایی چون مقالههای علمی چاپ شده در نشریات خارجی را از این باب که صرفاً تئوری هستند در این دیسکورس قرار داد، اما در همین ایام پسا جنگ تحمیلی دوم(جنگ دوازده روزه) تا آغاز جنگ تحمیلی سوم(که در آن به سر میبریم) رصد اخبار بیانگر آن است که میزان افتخارآفرینی ایرانیان در عرصههای مختلف یک وضعیت استثنایی ایجاد کرده؛ کسب مدالهای رنگارنگ جهانی از المپیادهای علمی گرفته تا رویدادهای ورزشی، آن هم در فضای گنگ و مهآلود پس از جنگ دوازده روزه و تعلیق کشور در همه شئون تا آغاز جنگ فعلی، همه و همه بیانگر یک عزم و اراده راسخ در افتخارآفرینی در جنبههای مختلف عرصه عمومی جهانی بود.
در این میان یکی از اصلیترین بنیانهای این فضاسازی در حوزه نظامی رقم خورد. جایی که سالها دستاوردهای نظامی ایران مورد تمسخر اپوزیسیون قرار میگرفت و دستاوردهای ملموس ایرانیان را به گندهگوییهایی از جنس رجزخوانی توخالی تقلیل میدادند. این نگاه کمکم تبدیل به نگاه غالب در بین دولتمردان کشورهای غربی شد، تا جایی که در دوران رئیس دولت فعلی امریکا، موجب رقم خوردن یکی از بزرگترین اشتباههای محاسباتی تاریخ کوتاه این کشور شد.
ایران تحقیر شده، ایران ضعیف، ایران ناتوان در دفاع از خود، ایران تکهتکه شده، ایران تهی شده از هویت ملی و … همه و همه آن ایران مدنظر دیاسپورای خودتحقیرگر مترصد جذب در فرهنگ کشور میزبان بود که حالا و در خلال این نبرد دفاعی مقدس در جنگ رمضان کاملاً رنگ باخته. حالا ما با ایرانی طرف هستیم که علیرغم تحمل شبکهای از تحریمهای سازمانیافته جهانی در طول ۴۷ سال گذشته، و سنگینترین تحریمها در یک دهه اخیر، چنان سربلند و استوار ایستاده و هماورد میطلبد که حداقل در منطقه غرب آسیا، قدرتی را یارای مقابله با آن نیست.
ضربات دقیق، حسابشده و کوبنده به پایگاههای ایالات متحده در منطقه و حملات ممتد و مکرر به سرزمینهای اشغالی، همزمان با کنترل هوشمند تنگه استراتژیک هرمز، و در یک کلام مدیریت یک جنگ منطقهای و جهانی با قدرتهای عربی و کشورهای غربی و دو قدرت هستهای غیرپاسخگو به همه کنوانسیونهای مرسوم و رایج در دنیا، آن هم با عقل سرد محض، و بازنمایی این مقاومت جانانه نظامی-مردمی در رسانههای دنیا(علیرغم سانسور بیسابقه و اعمال عظیمترین جریانسازی رسانهای تاریخ غرب) بیانگر شکست قطعی انگاره برساخته “ایران ضعیف” است.
در حقیقت گویی چنین میدانی لازم بود که نه تنها ایرانیان داخل و نیز دیاسپورای ایرانی، بلکه همه دنیا روایت دست اولی را از قدرت ایران درک کنند. قدرتی که از قضا با تنگناهای تحریمی شکل گرفت و جنبهای عینی از دکترین امنیت درونزا را به جهانیان نشان داد. امنیتی که خصوصاً در مقایسه با امنیت عاریهای کشورهای حوزه خلیج فارس و منطقه غرب آسیا، تاثیر چشمگیری را بر افکار عمومی این کشورها میگذارد. دکترینی که همچنین به خوبی ماکت پروپاگانداساخته توسعه به سبک غربی در کشورهای عرب را از بین بُرد و ثابت کرد که قابلیت ستاره شدن در محدودیتها چگونه است و چگونه میدان عمل میتواند روایت واقعی را بسازد.
اگر جنگ تحمیلی اول با دولت وقت عراق “روایت ایستادگی” بود و جنگ تحمیلی دوم با رژیم صهیونیستی “روایت صبر”، جنگ سوم تحمیلی با کشورهایی به محوریت ایالات متحده به عنوان ابرقدرت دنیا، بی شک “روایت ایران قوی” است. ایرانی که علیرغم غافلگیری بزرگ در لحظه صفر جنگ، چنان خونسرد خود را بازسازی کرد و بسان صاعقه بر سر دشمنانش فرود آمد که گویی اساساً در این کشور اتفاقی نیفتاده.
فردای این جنگ نگاه دنیا به ایران تغییر خواهد کرد. روایت ایران ضعیف کاملاً رنگ خواهد باخت و دنیا مجبور است به احترام ایران کلاه از سر بردارد. پیروزی ما در این نبرد پایانی تضمین امنیت، آرامش و توسعه ما در سده آتی است. فراموش نکنیم که آنچه در کتاب تاریخ مانده روایتهایی است از پیروزیها و شکستهای ملتها و ما با اتحاد خود میتوانیم نیکنامانی باشیم که ایران قوی، مستقل و سربلند را زندگی کرده و به جهان نمایش دهیم.
#جنگ #پیروزی