@shemruni:
سخنرانی امروز روبیو در یونان روایتی خلاصه از تمدن غرب بود و پر از یادآوریهای تاریخی و گوشزد کردن ارزشهای غربی.
از همون اول هم رفت سراغ تاریخ ایران و یونان و داستانش رو از وقتی شروع کرد که سپاه خشایارشا به آتن رسید و آکروپولیس رو به آتش کشید.
از مقاومت آتنیها گفت که همین تمدنی که اون روز مورد حمله قرار گرفت، دوباره بلند شد.
بعد داستان رو از یونان به روم، مسیحیت اروپا و نهایتاً آمریکا وصل کرد و یه خط تاریخی کشید از آتن باستان تا غرب امروز.
بعد دوباره برگشت به ترموپیل و ۳۰۰ اسپارتی که جلوی سپاه عظیم ایران ایستادن!
از ملاهاى راديكال ايران حرف زد و جمهورى اسلامى رو متهم كرد به چيزى كه خودش اسمش رو گذاشت
Cult of death
يعنى فرهنگ /آيين مرگ (فرقه مرگ)
و گفت: قهرمانهاي ما ممكنه براى آرمانشون بميرن، اما مرگ رو پرستش نمیكنن
بعد گفت ما الان سر یه دوراهی تاریخیایم؛ ده سال آینده قرن بعدی رو تعیین میکنه.
یا غرب دوباره قدرتش رو پس میگیره و جایگاهش رو در رأس جهان حفظ میکنه، یا وارد دورهای از افول و وابستگی میشه.
و باید همین الان برای قدرت نظامی، اقتصادی و تکنولوژیک اقدام کرد؛ چون بعداً دیگه دیره.
https://x.com/shemruni/status/2107947806803517621
🔻قدوسی:
این صحبت های مارکو روبیو [وزیر خارجه امریکا] بیشتر به برخورد تمدنها شبیه است تا گفتگوی تمدنها.
به نظر نمی اید قصدشانکمکبه توسعه ایران باشد که راه حل ایجاد اعتماد سازی در غرب نسبت به ایران باشد.
البته صحبت های او یاد اور انجمله کارل مارکس است که به نظر میاید در تاریخ امور دوبار تکرار میشوند یکبار بصورت تراژدی، و ...
🇺🇸 🇮🇷
@Matt_Bracken48:
موشکهای ایرانی شلیکشده به سمت یک ناو هواپیمابر آمریکایی ظاهراً نیروی دریایی آمریکا را مجبور کرده تا بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر از ایران عقبنشینی کند.
امروزه هر کسی که به تصاویر ماهوارهای دسترسی داشته باشد میتواند یک ناو هواپیمابر را ردگیری کند؛ حتی اطلاعات موقعیتزمکانیِ متعلق به یک روز قبل هم کارساز است، چرا که کشتیهای بزرگ سرعت زیادی ندارند.
مت برکن (Matt Bracken)، تکاور سابق نیروی دریایی آمریکا که اکنون نویسنده شده، میگوید به نظر میرسد نیروی دریایی آمریکا متوجه این موضوع شده است:
«ظاهراً آنها عقبتر رفتهاند؛ شاید به فاصلهای بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر از ایران.»
هر یک کیلومتری که ناو هواپیمابر عقب مینشیند، حریم هوایی بیشتری است که ایران در اختیار خود نگه میدارد.
https://fxtwitter.com/MarioNawfal/status/2108046973278281829
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕ نخبگان واقعی موشک ساختند، نه اونایی که رفتن سیلیکونولی!
جلائیپور، فعال سیاسی اصلاحطلب:
🔴 به نظر من اون کسایی که رفتن این موشکها رو مهندسی کردن، نخبههای اصلی ایران بودن؛ خیلی بیشتر از اونایی که رفتن تو سیلیکونولی به ایران کمک کردن؛ اگر نبودن، شاید الان همینجا موشک خورده بود.
🔴 رئیسجمهور آمریکا نره تو سازمان ملل بگه کل کشورتون رو نابود و محو میکنم. منِ ۱۸ ساله میگفتم من چیکار میتونم بکنم که دیگه نتونه چنین تهدیدی علیه تمدن من بکنه؟
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️دریای سرخ، آزمایشگاه کوچک نظام جهانی جدید
🔵«هال برندز» استاد دانشگاه «جانز هاپکینز» دریای سرخ را فراتر از یک مسیر دریایی یا صحنهای فرعی از بحرانهای خاورمیانه میداند و آن را به نقطه تلاقی جنگهای خاورمیانه، تحولات شاخ آفریقا و رقابت قدرتهای جهانی تشبیه میکند؛ منطقهای که میتواند تصویری از نظم جهانی آشفتهتر در سالهای آینده ارائه دهد.
🔵دریای سرخ اهمیت راهبردی خود را از موقعیت جغرافیاییاش میگیرد. این دریا از طریق بابالمندب، خلیج عدن و کانال سوئز، اقیانوس هند را به مدیترانه و آسیا را به اروپا متصل میکند. در شرایط عادی، حدود ۳۰ درصد تجارت جهانی کانتینری و حدود پنج میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور میکند و بخش مهمی از کابلهای زیردریایی فیبر نوری میان اروپا و آسیا نیز از همین منطقه میگذرد.
🔵اما اهمیت دریای سرخ فقط اقتصادی نیست. این منطقه حلقه اتصال خلیج فارس به شاخ آفریقاست.
🔵برندز بر یک اصل جغرافیایی تأکید میکند: دریایی که در باریکترین نقطه کمتر از ۲۰ مایل عرض دارد، دو سوی خود را بیش از آنکه از یکدیگر جدا کند، به هم پیوند میدهد. بنابراین نمیتوان تحولات یمن و عربستان را بدون در نظر گرفتن جیبوتی، اریتره، اتیوپی، سودان و سومالی فهمید.
🔵برندز از این وضعیت، دو روند مهم در نظام جهانی را استخراج میکند: افزایش رقابت بر سر گلوگاههای دریایی و گسترش آشفتگی ژئوپلیتیکی.
🔵از نگاه او، آنچه در هرمز و دریای سرخ رخ میدهد بخشی از یک پدیده گستردهتر است که دریای چین جنوبی و مسیر دریایی شمال در قطب شمال را نیز شامل میشود. هرچه جهان چندپارهتر شود، دولتها و بازیگران غیردولتی بیشتر تلاش میکنند مسیرهای تجارت جهانی را به ابزار قدرت و فشار تبدیل کنند.
🔵انصارالله نمونهای از این تحول است. یک بازیگر غیردولتی، بدون برخورداری از اقتصاد یا ناوگان جهانی، توانسته با استفاده از موشکها، پهپادها و موقعیت ساحلی خود بر کشتیرانی، بیمه، تجارت و انرژی تأثیر بگذارد و حتی قدرتهای بزرگ را به بازتوزیع منابع نظامی خود وادار کند.
🔵به اعتقاد برندز، نظم جدید نه یک جنگ سرد دوقطبی، بلکه نظامی چندلایه و متلاطم است؛ قدرتهای بزرگ و متوسط با یکدیگر رقابت میکنند، قدرتهای منطقهای استقلال بیشتری پیدا کردهاند و گروههای مسلح نیز به تسلیحات پیشرفته دست یافتهاند.
🔵در چنین شرایطی، ائتلافها نیز سیالتر شدهاند. ممکن است دو کشور در برابر ایران با یکدیگر متحد باشند، اما در جنگی دیگر از دو طرف متعارض حمایت کنند. کشوری میتواند از نظر امنیتی به آمریکا وابسته باشد و همزمان روابط اقتصادی نزدیکی با چین داشته باشد.
🔵برای فهم این محیط جدید، نمیتوان جنگ یمن را جدا از تحولات سومالی، سودان و اتیوپی بررسی کرد و نمیتوان امنیت خلیج فارس را بدون توجه به منافع عربستان، امارات، ترکیه، ایران، چین، روسیه و کشورهای غربی در آفریقا تحلیل کرد.
🔵او دریای سرخ را «آزمایشگاهی کوچک از نظام جهانی جدید» میداند؛ منطقهای که در آن تجارت، انرژی، کابلهای دیجیتال، پایگاههای نظامی، قدرتهای بزرگ و متوسط، کشورهای شکننده، جنگهای داخلی، گروههای مسلح و رقابت بر سر بنادر و منابع به یکدیگر گره خوردهاند.
🔵در این چارچوب، دریای سرخ صرفاً مسیر جایگزین هرمز نیست، بلکه یک منظومه راهبردی واحد است که بابالمندب، کانال سوئز، ینبع، جیبوتی، سودان، سومالی، سومالیلند، اتیوپی و اریتره را به یکدیگر پیوند میدهد.
🔵آفریقا دیگر حاشیه جغرافیایی جنگهای خاورمیانه نیست، بلکه به بخشی از این رقابتها تبدیل شده است. رقابتها و ائتلافهای کشورهای خلیج فارس به آفریقا سرایت کرده و درگیریهای آفریقایی نیز بر امنیت خلیج فارس و کشتیرانی اثر میگذارند.
🔵در همین حال، جنگ داخلی اتیوپی بار دیگر شعلهور شده و اتهامهایی درباره حمایت اریتره، سودان و مصر از شورشیان تیگرای مطرح شده است. سودان نیز درگیر جنگ داخلی است که پای بازیگرانی مانند امارات، ترکیه و ایران را به آن باز کرده است.
🔵جیبوتی نیز به دلیل موقعیت راهبردی خود در محل اتصال دریای سرخ و خلیج عدن، میزبان چندین پایگاه نظامی خارجی و به یکی از کانونهای دائمی رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
🔵در جنوب بابالمندب نیز سومالی به دلیل فعالیت گروه الشباب و تنش میان دولت مرکزی و سومالیلند، بخشی از همین محیط امنیتی محسوب میشود.
🔵یکی از انگیزههای احتمالی اسرائیل برای بهرسمیت شناختن سومالیلند، استفاده از خاک این منطقه علیه انصارالله است؛ اقدامی که میتواند به افزایش اصطکاک با ترکیه، حامی دولت سومالی، منجر شود.
🔹مصطفی نجفی:
تا زمانی که «کریدور اماراتی» در تنگه هرمز فعال است، روایت «باز بودن تنگه» از سوی ترامپ ادامه خواهد داشت.
امارات همزمان با اینکه تلاش کرده نبض نفت عبوری از تنگه را به دست گیرد و به روایتسازی ترامپ درباره باز بودن تنگه کمک کند، لابی سنگینی نیز برای جلوگیری از اعلام توافق ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز انجام داده است.
این اقدامات در شرایطی صورت میگیرد که طی یک ماه اخیر، کنشهای آشکار ضدایرانی امارات نیز به شکل معناداری افزایش یافته است؛ روندی که نشان میدهد ابوظبی صرفاً در پی تأمین منافع اقتصادی خود نیست، بلکه فعالانه در حال اثرگذاری بر معادلات سیاسی و امنیتی پیرامون تنگه هرمز است.
اگر این روند تثبیت شود، امارات میتواند بخشی از نقش سنتی تنگه هرمز را به شبکه زیرساختی خود منتقل کند و همین موضوع، انگیزه ابوظبی برای مقابله با هر ترتیباتی که کنترل و مدیریت تنگه را به ایران و عمان نزدیک کند، افزایش میدهد.
نباید اهداف بلندمدت راهبردی را قربانی دستورکارهای کوتاهمدت تاکتیکی کرد.
https://fxtwitter.com/Mostafa_Najafii/status/2108211612389642608?s=20
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#گزیده_های_جهان
🎥 تریتا پارسی:
ترامپ انگیزهای برای توافق تا قبل از انتخابات ندارد، چون هزینه سیاسی توافقی شبیه توافق اسلامآباد، بلافاصله روی انتخابات تاثیر منفی میگذارد
🔹محاسبات دولت ترامپ این است که تبعات جنگ ظاهر شده، بنابراین اگر همین وضعیت را تا انتخابات سوم نوامبر حفظ کنند، اوضاع بدتر نمی شود
🔹اگر قبل از انتخابات هم توافق کنند، منافع سیاسی و اقتصادی آن، تا انتخابات خود را نشان نمیدهد
➕فیلم کامل گفتوگو در لینک زیر:
https://youtu.be/7lHmqiuGX60?si=CDtIXVC9sTv19j5C
🔴پایان روایت ایران ضعیف | مازیار بالایی
🔹مازیار بالایی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، در یادداشتی برای انصاف نیوز نوشت:
سالهاست که فضاسازی رسانهای بزرگی حول این مفهوم شکل گرفته که ایران هیچ چیز خاصی برای عرضه ندارد و ایرانیان دائماً در حال لاف زدن هستند. این فضایی بود که اپوزیسیون برانداز آن را ایجاد کرد و در طول سالیان به خورد مخاطب فارسی و سپس انگلیسیزبان داد.
شاید میشد آمارهایی چون مقالههای علمی چاپ شده در نشریات خارجی را از این باب که صرفاً تئوری هستند در این دیسکورس قرار داد، اما در همین ایام پسا جنگ تحمیلی دوم(جنگ دوازده روزه) تا آغاز جنگ تحمیلی سوم(که در آن به سر میبریم) رصد اخبار بیانگر آن است که میزان افتخارآفرینی ایرانیان در عرصههای مختلف یک وضعیت استثنایی ایجاد کرده؛ کسب مدالهای رنگارنگ جهانی از المپیادهای علمی گرفته تا رویدادهای ورزشی، آن هم در فضای گنگ و مهآلود پس از جنگ دوازده روزه و تعلیق کشور در همه شئون تا آغاز جنگ فعلی، همه و همه بیانگر یک عزم و اراده راسخ در افتخارآفرینی در جنبههای مختلف عرصه عمومی جهانی بود.
در این میان یکی از اصلیترین بنیانهای این فضاسازی در حوزه نظامی رقم خورد. جایی که سالها دستاوردهای نظامی ایران مورد تمسخر اپوزیسیون قرار میگرفت و دستاوردهای ملموس ایرانیان را به گندهگوییهایی از جنس رجزخوانی توخالی تقلیل میدادند. این نگاه کمکم تبدیل به نگاه غالب در بین دولتمردان کشورهای غربی شد، تا جایی که در دوران رئیس دولت فعلی امریکا، موجب رقم خوردن یکی از بزرگترین اشتباههای محاسباتی تاریخ کوتاه این کشور شد.
ایران تحقیر شده، ایران ضعیف، ایران ناتوان در دفاع از خود، ایران تکهتکه شده، ایران تهی شده از هویت ملی و … همه و همه آن ایران مدنظر دیاسپورای خودتحقیرگر مترصد جذب در فرهنگ کشور میزبان بود که حالا و در خلال این نبرد دفاعی مقدس در جنگ رمضان کاملاً رنگ باخته. حالا ما با ایرانی طرف هستیم که علیرغم تحمل شبکهای از تحریمهای سازمانیافته جهانی در طول ۴۷ سال گذشته، و سنگینترین تحریمها در یک دهه اخیر، چنان سربلند و استوار ایستاده و هماورد میطلبد که حداقل در منطقه غرب آسیا، قدرتی را یارای مقابله با آن نیست.
ضربات دقیق، حسابشده و کوبنده به پایگاههای ایالات متحده در منطقه و حملات ممتد و مکرر به سرزمینهای اشغالی، همزمان با کنترل هوشمند تنگه استراتژیک هرمز، و در یک کلام مدیریت یک جنگ منطقهای و جهانی با قدرتهای عربی و کشورهای غربی و دو قدرت هستهای غیرپاسخگو به همه کنوانسیونهای مرسوم و رایج در دنیا، آن هم با عقل سرد محض، و بازنمایی این مقاومت جانانه نظامی-مردمی در رسانههای دنیا(علیرغم سانسور بیسابقه و اعمال عظیمترین جریانسازی رسانهای تاریخ غرب) بیانگر شکست قطعی انگاره برساخته “ایران ضعیف” است.
در حقیقت گویی چنین میدانی لازم بود که نه تنها ایرانیان داخل و نیز دیاسپورای ایرانی، بلکه همه دنیا روایت دست اولی را از قدرت ایران درک کنند. قدرتی که از قضا با تنگناهای تحریمی شکل گرفت و جنبهای عینی از دکترین امنیت درونزا را به جهانیان نشان داد. امنیتی که خصوصاً در مقایسه با امنیت عاریهای کشورهای حوزه خلیج فارس و منطقه غرب آسیا، تاثیر چشمگیری را بر افکار عمومی این کشورها میگذارد. دکترینی که همچنین به خوبی ماکت پروپاگانداساخته توسعه به سبک غربی در کشورهای عرب را از بین بُرد و ثابت کرد که قابلیت ستاره شدن در محدودیتها چگونه است و چگونه میدان عمل میتواند روایت واقعی را بسازد.
اگر جنگ تحمیلی اول با دولت وقت عراق “روایت ایستادگی” بود و جنگ تحمیلی دوم با رژیم صهیونیستی “روایت صبر”، جنگ سوم تحمیلی با کشورهایی به محوریت ایالات متحده به عنوان ابرقدرت دنیا، بی شک “روایت ایران قوی” است. ایرانی که علیرغم غافلگیری بزرگ در لحظه صفر جنگ، چنان خونسرد خود را بازسازی کرد و بسان صاعقه بر سر دشمنانش فرود آمد که گویی اساساً در این کشور اتفاقی نیفتاده.
فردای این جنگ نگاه دنیا به ایران تغییر خواهد کرد. روایت ایران ضعیف کاملاً رنگ خواهد باخت و دنیا مجبور است به احترام ایران کلاه از سر بردارد. پیروزی ما در این نبرد پایانی تضمین امنیت، آرامش و توسعه ما در سده آتی است. فراموش نکنیم که آنچه در کتاب تاریخ مانده روایتهایی است از پیروزیها و شکستهای ملتها و ما با اتحاد خود میتوانیم نیکنامانی باشیم که ایران قوی، مستقل و سربلند را زندگی کرده و به جهان نمایش دهیم.
#جنگ #پیروزی
🔴سیدعلی خامنهای و سنگرهای امپراتوری رسانهای: یک تجربه زیسته
✍مصطفی نوذری
🔸کودکی ما در نیمه دهه هشتاد و شمال تهران، با ورود ماهواره و ایجاد شکاف فرهنگی وسیع با پدر و مادران مذهبیمان طی شد.
🔸جهان فرهنگیمان با جم تیوی و فارسی وان و اولین صورت بندی احساسات سیاسیمان با پارازیت کامبیز حسینی شکل گرفت.
🔸در دبستان به عنوان بچه خلافکارهای مدرسه زد بازی و شاهین نجفی گوش میکردیم و در راهنمایی که زبان انگلیسیمان خوب شد آهنگهای مبتذل LMFAO. اگر میخواستیم خیلی فرهیخته باشیم به جای بالایی ها ادل گوش میکردیم و شبهای اسکار و گلدن گلوب تا صبح مراسم را لایو تماشا میکردیم و عکس هیچکاک به دیوار اتاقمان میزدیم.
🔸هرچه بود، زندگی و مصرف فرهنگیمان هیچ ربطی به ایران و جنوب جهانی و خاورمیانه نداشت.
🔸به سید علی خامنهای هم حتماً احساس خوبی نداشتیم.
🔸یادم میآید که با نیمچه استعداد لودگیام در مدرسه در تمسخر و هجویه سرودن برای مقامات سیاسی جمهوری اسلامی طلایهداری میکردم.
🔸زمان گذشت و مسیر فردیای را در علومانسانی طی کردم و جای دیگری ایستادم که استعمار اندیشی و هویت دینی و توسعه ایران در آن مهم بود و نگاهم به این فرد نیز تغییر کرد.
اولین باری که در عید نوروز در خانه اقوام پای سخنرانی نوروزی رهبر شهید نشستم را یادم هست. بعد از سال تحویل تلوزیون میوت شد. در میانه همهمه من رفتم کنار تلوزیون نشستم که گوش بدهم. یادم هست که از قضاوت دیگران ترس داشتم؛ چرا که واکنش پیشفرض در این جمعهای خانوادگی و آن گروه سنی این است که «آها، یه معلمی داشته که شست و شوی مغزیش داده؟ جو گیر شده؟ دو روز دیگه عوض میشه...»
🔸در دوره دانشجویی نیز برای کسی که داخل حلقه دوستی مستحکم بسیجی-حزباللهی نبود، رفتن سراغ آقای خامنهای به هر شکلی، راحت و بدون طرد و افت کلاس روشنفکری نبود. در کار و بخش خصوصی و آنچه «جامعه مدنی»؟! مینامیدنش، نیز همنیطور.
🔻این تجربه زیسته را در پایان روز تشییع حیرت انگیز او ثبت کردم که بگویم، نگاه کردن منصفانه به کارنامه سیاسی سیدعلی خامنهای، خصوصاً برای کسانی که مصرف فرهنگی طبقه متوسطی دارند، به هیچ رو کار ساده ای نیست.
🔸انگار که هرکس بخواهد چنین کند، باید از دیوار بزرگ امپراتوری رسانهای و جامعهمدنی(به معنای گرامشیایی و نه در ادبیات لیبرال خود) دنبالهاش و سنگرهای وجب به وجبش، عبور سختی انجام دهد تا سادهترین فکتها درباره زندگی او مثل ساده زیستی، شجاعت و استقلال اندیشیاش را تصدیق کند و پس از آن نیز، در «به حساب آمدن» فرایند فکریاش در حلقههای اطرافیان، کار سختی در پیش دارد و این همان، سنگرهای نرم ذهن استعماری است که سادهترین توصیفات ذهنی ما از یک سیاستمدار بومی را، چنین دارای نویز و «پارازیت» میکند...
🔻روح او در اعلی علیین آرام باشد. عالم قدرتاندیش و استقلالگرا و بومیطلب و ادبدوست و تمدناندیش و استعمار-خصم و و واژهپرداز و شاید، آخرینِ همه آنها، باهم...
🔻امید که پس از این آخرین رقص سرخ خودخواسته و خودساختهاش در پرده پایانی زندگی پرداستان که نشان داد قامتش بسیار بلند تر از آن دیوارهای امپراتوریهای رسانهای است، بتوانیم او را از پس شیوههای تقلیدی دوستان و دشمنان و همان حجاب معاصرتی که چاوشی گفت، بخوانیم و دوباره، به خاورمیانه و ایستادنش روی پای خود و ققنوسوار برخاستنش از میانه این خاکستر و این میراث، فکر کنیم...
📜 کجای دوگانه «ملی گرایی» Vs. «امت گرایی» بایستیم؟
✏️مصطفی نوذری
🔻پدید آمدن دوگانه ملی گرایی در برابر امت گرایی، یک نقطه عطف حاد دارد و آن الغای خلافت عثمانی در سال 1924 به دست آتاتورک است.
🔻به جز شیعیان، برای باقی مسلمانان جهان نهاد خلافت امتداد حکومت پیامبر خدا بود. از اواخر قرن نوزدهم که نظم مبتنی بر دولت-ملت در حال تحمیل منطق خود به جهان اسلام بود، فشار ها بر نظم سیاسی مبتنی بر خلافت و ناکارآمدی آن افزایش یافت. اما انحلال نهاد خلافت در 1924 و قبل تر از آن پدید آمدن چندین کشور جدید از دل امپراتوری عثمانی، یک ضربه اساسیِ عاطفی به روان افرادی بود که به امت اسلامی به عنوان یک ضرورت می اندیشیدند.
🔻از آن زمان تا کنون، افراد زیادی سعی کرده اند تا در این دوگانه، در یک طرف طیف ایستاده، با دیگری بجنگند و نتیجه مسلم داده های تاریخی هم شکست خوردن هر دو سر افراطی طیف بوده است.
🔸از هنگامه الغای خلافت، عده ای سعی در نفی اساسی نظم مبتنی بر دولت-ملت جدید و احیای امت-خلاف کردند که تنها ذکر نام آن ها برای نشان دادن ناکامی شان کافی است: از جنبش احیای خلافت در هند(1922-1924) تا سازمان القاعده(1988 و در بحبوحه شکل گیری جهاد بین المللی در افغانستان) تا داعش(2013 بدین سو). نتایج عملکرد این امت گرایی کور و ضد ملی، به پیشبرد دغدغه های اسلامی کمک نکرد و تنها یک مقاومت کور علیه ضرورت های زمانه باقی ماند.
🔸اما گروه دیگری نیز سعی در شکل دادن آمرانه شکلی از ملی گراییِ منقطع از ارزش های سنتی و بی توجه به دغدغه های بین المللی اسلامی کردند که به گواه تاریخ نتیجه آن هم به سود دغدغه های ملی گرایانه و توسعه پایدار ملی همراه با مشارکت اجتماعی تمام نشد. به چه معنا؟ به این معنا که در تاریخ معاصر خاورمیانه بارها اثبات شده است که هنگامی که حکام به شکل آمرانه به دغدغه های اسلامی بی توجهی کرده اند، گروه قبل تقویت شده و با رشد تصاعدی سازمان های زیرزمینی و چریکی اسلامی مواجه شده ایم و نهایتاً مسیر رشد کشور با اختلال روبرو شده است.
به این چند مثال دقت کنید:
❇️ دست کم یکی از دلایل شکل گیری سازمان مجاهدین خلق و فدائیان اسلام در ایران، احساس عمومی رها شدن دغدغه های اسلامی و همدستی دولت وقت با قدرت های استعماری بود.
❇️ یکی از دلایل رادیکال شدن اخوان المسلمین در دهه هفتاد و هشتاد میلادی، دو دوره سیاست های غیراسلامی ناصر و بعد انور سادات و قرارداد کمپ دیوید دولت مصر با اسراییل بود.
❇️ طبق پژوهش های انجام شده، عربستان سعودی، اردن و ترکیه از جمله کشور هایی بودند که داعش بیشترین عضوگیری را در میان آن ها داشت. حتی جالب است که در میان کشورهای اروپایی، بیشترین جنگ جویان از کشور فرانسه جذب داعش شده اند.
❇️ بعد از پانزده سال حکومت پادگانی و همدست اسراییل عبدالفتاح سیسی در مصر، همین الان اگر در های مصر باز باشد، هزاران مصری از بغض خیانت های دولتشان به آرمان فلسطین و شریعت اسلامی، به گروه های جهادی رادیکال و از جمله داعش خواهند پیوست.
❇️ و ده ها مثال دیگر از این جنس میتوان به این فهرست افزود.
🔶نتیجه چیست؟
🔻نتیجه این است که در این دوگانه، پاسخ های ساده و احساسی، ناکارآمد ترین هستند. مسیری که تلاش کردیم ذیل جمهوری اسلامی آن را بپیماییم، شکلی از جمع کردن دغدغه امنیت ملی با دلمشغولی های اسلامی آن هم به شکل صادقانه و غیر ترکیه ای کلمه بود. این فرماسیونی ابداعی بود که با خون دل بسیار به آن رسیدیم. فرمی که در آن هم اولترا-امت گراهایی مثل محمد منتظری و جلال الدین فارسی و نیرو اعزام کردن به لبنان وسط جنگ عراق را سمباده زدیم و هم با ملی گرایی بی نسبت با اسلام ایجاد فاصله کردیم.
بعد از جنگ اخیر نیز این جمله رهبری که «منافع ملی ما عین منافع اسلامی ماست» بیشتر آشکار شد و نقش سازمانی مثل حزب الله در امنیت ملی ایران نیز همینطور.
🔻بنابراین نظر هر تحلیل گری که در این ایام بحرانی خواست به شکل احساسی و در یک خط توییت ما را به صد سال قبل و نقطه ابتدایی این دعوا بازگرداند، حتماً راه گشا نیست. راه، حتماً چیزی از جنس فکر کردن به همین میراث چهل ساله پر از خون دل و تکمیل کردن ناکارآمدی های آن و نه تخریب کل زمین بازی خواهد بود.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻مسئله در مواضع محمدجواد ظریف، فراتر از یک اختلاف کارشناسی با شهید حاج قاسم سلیمانی به نظر میرسد. استمرار این تقابل، حتی پس از شهادت ایشان، این پرسش جدی را ایجاد میکند که چرا به جای بهرهبرداری از میراث راهبردی و دستاوردهای منطقهای نیروی قدس، همچنان بر برجستهسازی تعارض میان میدان و دیپلماسی اصرار میشود؟
از منظر مطالعات سیاست خارجی، شبکه روابط منطقهای، نفوذ سیاسی و ظرفیتهای امنیتی برونمرزی، بخشی از سرمایه راهبردی کشور محسوب میشوند. کارآمدی این ظرفیتها باید با شاخصهایی مانند میزان تحقق اهداف ملی، حفظ ائتلافها، مدیریت بحران و قدرت اثرگذاری منطقهای سنجیده شود، نه با تعلق سازمانی یا اختلافات سیاسی.
🔴در همین چارچوب، نقد عملکرد سفیرانی که در ساختارهای مرتبط با نیروی قدس فعالیت کردهاند، بدون ارزیابی تطبیقی و مستند، فاقد اعتبار کارشناسی است. چهبسا بررسی عملکرد آنان در محیطهای پیچیده و بحرانی منطقه نشان دهد که از حیث شناخت میدان، شبکهسازی سیاسی و تحقق مأموریتهای راهبردی، عملکردی مؤثرتر از بخشهایی از دستگاه دیپلماسی وزارت خارجه داشتهاند.
تناقض اساسی آنجاست که به جای آسیبشناسی مشکلات ساختاری وزارت امور خارجه و ارزیابی کارنامه مدیریتی کسانی که سالها در رأس آن بودهاند، ظرفیتهایی هدف انتقاد قرار میگیرند که در دشوارترین محیطهای امنیتی و سیاسی، بخشی از قدرت منطقهای و بین المللی ایران را شکل دادهاند.
🔻 @hossein_pak69