eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
534 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴سیدعلی خامنه‌ای و سنگرهای امپراتوری رسانه‌ای: یک تجربه زیسته ✍مصطفی نوذری 🔸کودکی ما در نیمه دهه هشتاد و شمال تهران، با ورود ماهواره و ایجاد شکاف فرهنگی وسیع با پدر و مادران‌ مذهبی‌مان طی شد. 🔸جهان فرهنگی‌مان با جم تی‌وی و فارسی وان و اولین صورت بندی احساسات سیاسی‌مان با پارازیت کامبیز حسینی شکل گرفت‌. 🔸در دبستان به عنوان بچه خلاف‌کارهای مدرسه زد بازی و شاهین نجفی گوش می‌کردیم و در راهنمایی که زبان انگلیسی‌مان خوب شد آهنگ‌های مبتذل LMFAO. اگر می‌خواستیم خیلی فرهیخته باشیم به جای بالایی ها ادل گوش می‌کردیم و شب‌های اسکار و گلدن گلوب تا صبح مراسم را لایو تماشا می‌کردیم و عکس هیچکاک به دیوار اتاق‌مان می‌زدیم. 🔸هرچه بود، زندگی و مصرف فرهنگی‌مان هیچ ربطی به ایران و جنوب جهانی و خاورمیانه نداشت. 🔸به سید علی خامنه‌ای هم حتماً احساس خوبی نداشتیم. 🔸یادم می‌آید که با نیمچه استعداد لودگی‌ام در مدرسه در تمسخر و هجویه سرودن برای مقامات سیاسی جمهوری اسلامی طلایه‌داری می‌کردم. 🔸زمان گذشت و مسیر فردی‌ای را در علوم‌انسانی طی کردم و جای دیگری ایستادم که استعمار اندیشی و هویت دینی و توسعه ایران در آن مهم بود و نگاهم به این فرد نیز تغییر کرد. اولین باری که در عید نوروز در خانه اقوام پای سخنرانی نوروزی رهبر شهید نشستم را یادم هست. بعد از سال تحویل تلوزیون میوت شد. در میانه همهمه من رفتم کنار تلوزیون نشستم که گوش بدهم. یادم هست که از قضاوت دیگران ترس داشتم؛ چرا که واکنش پیش‌فرض در این جمع‌های خانوادگی و آن گروه سنی این است که «آها، یه معلمی داشته که شست و شوی مغزیش داده؟ جو گیر شده؟ دو روز دیگه عوض میشه...» 🔸در دوره دانشجویی نیز برای کسی که داخل حلقه دوستی مستحکم بسیجی-حزب‌اللهی نبود، رفتن سراغ آقای خامنه‌ای به هر شکلی، راحت و بدون طرد و افت کلاس روشنفکری نبود. در کار و بخش خصوصی و آنچه «جامعه مدنی»؟! می‌نامیدنش، نیز همنیطور. 🔻این تجربه زیسته را در پایان روز تشییع حیرت انگیز او ثبت کردم که بگویم، نگاه کردن منصفانه به کارنامه سیاسی سیدعلی خامنه‌ای، خصوصاً برای کسانی که مصرف فرهنگی طبقه متوسطی دارند، به هیچ رو کار ساده ای نیست. 🔸انگار که هرکس بخواهد چنین کند، باید از دیوار بزرگ امپراتوری رسانه‌ای و جامعه‌مدنی(به معنای گرامشیایی و نه در ادبیات لیبرال خود) دنباله‌اش و سنگرهای وجب به وجبش، عبور سختی انجام دهد تا ساده‌ترین فکت‌ها درباره زندگی او مثل ساده زیستی، شجاعت و استقلال اندیشی‌اش را تصدیق کند و پس از آن نیز، در «به حساب آمدن» فرایند فکری‌اش در حلقه‌های اطرافیان، کار سختی در پیش دارد و این همان، سنگرهای نرم ذهن استعماری است که ساده‌ترین توصیفات ذهنی ما از یک سیاست‌مدار بومی را، چنین دارای نویز و «پارازیت» می‌کند... 🔻روح او در اعلی علیین آرام باشد. عالم قدرت‌اندیش و استقلال‌گرا و بومی‌طلب و ادب‌دوست و تمدن‌اندیش و استعمار‌-خصم و و واژه‌پرداز و شاید، آخرینِ همه آن‌ها، باهم... 🔻امید که پس از این آخرین رقص سرخ خودخواسته و خودساخته‌اش در پرده پایانی زندگی پرداستان که نشان داد قامتش بسیار بلند تر از آن دیوارهای امپراتوری‌های رسانه‌ای است، بتوانیم او را از پس شیوه‌های تقلیدی دوستان و دشمنان و همان حجاب معاصرتی که چاوشی گفت، بخوانیم و دوباره، به خاورمیانه و ایستادنش روی پای خود و ققنوس‌وار برخاستنش از میانه این خاکستر و این میراث، فکر کنیم...
📜 کجای دوگانه «ملی گرایی» Vs. «امت گرایی» بایستیم؟ ✏️مصطفی نوذری 🔻پدید آمدن دوگانه ملی گرایی در برابر امت گرایی، یک نقطه عطف حاد دارد و آن الغای خلافت عثمانی در سال 1924 به دست آتاتورک است. 🔻به جز شیعیان، برای باقی مسلمانان جهان نهاد خلافت امتداد حکومت پیامبر خدا بود. از اواخر قرن نوزدهم که نظم مبتنی بر دولت-ملت در حال تحمیل منطق خود به جهان اسلام بود، فشار ها بر نظم سیاسی مبتنی بر خلافت و ناکارآمدی آن افزایش یافت. اما انحلال نهاد خلافت در 1924 و قبل تر از آن پدید آمدن چندین کشور جدید از دل امپراتوری عثمانی، یک ضربه اساسیِ عاطفی به روان افرادی بود که به امت اسلامی به عنوان یک ضرورت می اندیشیدند. 🔻از آن زمان تا کنون، افراد زیادی سعی کرده اند تا در این دوگانه، در یک طرف طیف ایستاده، با دیگری بجنگند و نتیجه مسلم داده های تاریخی هم شکست خوردن هر دو سر افراطی طیف بوده است. 🔸از هنگامه الغای خلافت، عده ای سعی در نفی اساسی نظم مبتنی بر دولت-ملت جدید و احیای امت-خلاف کردند که تنها ذکر نام آن ها برای نشان دادن ناکامی شان کافی است: از جنبش احیای خلافت در هند(1922-1924) تا سازمان القاعده(1988 و در بحبوحه شکل گیری جهاد بین المللی در افغانستان) تا داعش(2013 بدین سو). نتایج عملکرد این امت گرایی کور و ضد ملی، به پیشبرد دغدغه های اسلامی کمک نکرد و تنها یک مقاومت کور علیه ضرورت های زمانه باقی ماند. 🔸اما گروه دیگری نیز سعی در شکل دادن آمرانه شکلی از ملی گراییِ منقطع از ارزش های سنتی و بی توجه به دغدغه های بین المللی اسلامی کردند که به گواه تاریخ نتیجه آن هم به سود دغدغه های ملی گرایانه و توسعه پایدار ملی همراه با مشارکت اجتماعی تمام نشد. به چه معنا؟ به این معنا که در تاریخ معاصر خاورمیانه بارها اثبات شده است که هنگامی که حکام به شکل آمرانه به دغدغه های اسلامی بی توجهی کرده اند، گروه قبل تقویت شده و با رشد تصاعدی سازمان های زیرزمینی و چریکی اسلامی مواجه شده ایم و نهایتاً مسیر رشد کشور با اختلال روبرو شده است. به این چند مثال دقت کنید: ❇️ دست کم یکی از دلایل شکل گیری سازمان مجاهدین خلق و فدائیان اسلام در ایران، احساس عمومی رها شدن دغدغه های اسلامی و همدستی دولت وقت با قدرت های استعماری بود. ❇️ یکی از دلایل رادیکال شدن اخوان المسلمین در دهه هفتاد و هشتاد میلادی، دو دوره سیاست های غیراسلامی ناصر و بعد انور سادات و قرارداد کمپ دیوید دولت مصر با اسراییل بود. ❇️ طبق پژوهش های انجام شده، عربستان سعودی، اردن و ترکیه از جمله کشور هایی بودند که داعش بیشترین عضوگیری را در میان آن ها داشت. حتی جالب است که در میان کشورهای اروپایی، بیشترین جنگ جویان از کشور فرانسه جذب داعش شده اند. ❇️ بعد از پانزده سال حکومت پادگانی و همدست اسراییل عبدالفتاح سیسی در مصر، همین الان اگر در های مصر باز باشد، هزاران مصری از بغض خیانت های دولتشان به آرمان فلسطین و شریعت اسلامی، به گروه های جهادی رادیکال و از جمله داعش خواهند پیوست. ❇️ و ده ها مثال دیگر از این جنس میتوان به این فهرست افزود. 🔶نتیجه چیست؟ 🔻نتیجه این است که در این دوگانه، پاسخ های ساده و احساسی، ناکارآمد ترین هستند. مسیری که تلاش کردیم ذیل جمهوری اسلامی آن را بپیماییم، شکلی از جمع کردن دغدغه امنیت ملی با دلمشغولی های اسلامی آن هم به شکل صادقانه و غیر ترکیه ای کلمه بود. این فرماسیونی ابداعی بود که با خون دل بسیار به آن رسیدیم. فرمی که در آن هم اولترا-امت گراهایی مثل محمد منتظری و جلال الدین فارسی و نیرو اعزام کردن به لبنان وسط جنگ عراق را سمباده زدیم و هم با ملی گرایی بی نسبت با اسلام ایجاد فاصله کردیم. بعد از جنگ اخیر نیز این جمله رهبری که «منافع ملی ما عین منافع اسلامی ماست» بیشتر آشکار شد و نقش سازمانی مثل حزب الله در امنیت ملی ایران نیز همینطور. 🔻بنابراین نظر هر تحلیل گری که در این ایام بحرانی خواست به شکل احساسی و در یک خط توییت ما را به صد سال قبل و نقطه ابتدایی این دعوا بازگرداند، حتماً راه گشا نیست. راه، حتماً چیزی از جنس فکر کردن به همین میراث چهل ساله پر از خون دل و تکمیل کردن ناکارآمدی های آن و نه تخریب کل زمین بازی خواهد بود.
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻مسئله در مواضع محمدجواد ظریف، فراتر از یک اختلاف کارشناسی با شهید حاج قاسم سلیمانی به نظر می‌رسد. استمرار این تقابل، حتی پس از شهادت ایشان، این پرسش جدی را ایجاد می‌کند که چرا به جای بهره‌برداری از میراث راهبردی و دستاوردهای منطقه‌ای نیروی قدس، همچنان بر برجسته‌سازی تعارض میان میدان و دیپلماسی اصرار می‌شود؟ از منظر مطالعات سیاست خارجی، شبکه روابط منطقه‌ای، نفوذ سیاسی و ظرفیت‌های امنیتی برون‌مرزی، بخشی از سرمایه راهبردی کشور محسوب می‌شوند. کارآمدی این ظرفیت‌ها باید با شاخص‌هایی مانند میزان تحقق اهداف ملی، حفظ ائتلاف‌ها، مدیریت بحران و قدرت اثرگذاری منطقه‌ای سنجیده شود، نه با تعلق سازمانی یا اختلافات سیاسی. 🔴در همین چارچوب، نقد عملکرد سفیرانی که در ساختارهای مرتبط با نیروی قدس فعالیت کرده‌اند، بدون ارزیابی تطبیقی و مستند، فاقد اعتبار کارشناسی است. چه‌بسا بررسی عملکرد آنان در محیط‌های پیچیده و بحرانی منطقه نشان دهد که از حیث شناخت میدان، شبکه‌سازی سیاسی و تحقق مأموریت‌های راهبردی، عملکردی مؤثرتر از بخش‌هایی از دستگاه دیپلماسی وزارت خارجه داشته‌اند. تناقض اساسی آنجاست که به جای آسیب‌شناسی مشکلات ساختاری وزارت امور خارجه و ارزیابی کارنامه مدیریتی کسانی که سال‌ها در رأس آن بوده‌اند، ظرفیت‌هایی هدف انتقاد قرار می‌گیرند که در دشوارترین محیط‌های امنیتی و سیاسی، بخشی از قدرت منطقه‌ای و بین المللی ایران را شکل داده‌اند. 🔻 @hossein_pak69
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
ظریف: ایالات متحده من را به دلیل حمایت از رهبر شهید انقلاب و سپاه تحریم کرده است ⠀ محمدجواد ظریف وزیر پیشین امور خارجه در نشست رونمایی از کتاب های تالیفی خود گفت: ⠀ 🔹 ایالات متحده من را تحریم کرده است و می‌دانم به چه دلیل؛ به دلیل حمایت از رهبر شهید و نیروی قدس. اگر یادداشت تحریمی وزارت خزانه‌داری آمریکا را بررسی کنید، می‌بینید که دلیل تحریم من را این‌گونه توضیح داده است که من صدای ایران در خارج از کشور هستم و از این دو نهاد حمایت می‌کنم. ⠀ 🔹 تحریم‌ها حتی مانع انتشار آثار من نیز شده‌اند. در غرب، ناشران حاضر نیستند مطالب من را منتشر کنند. حتی زمانی که مقاله‌ای از من در British Journal منتشر شد، یا با وجود انتشار مقالات متعدد من، معمولاً این آثار به نسخه چاپی نمی‌رسند؛ زیرا هنگام آماده‌سازی نسخه چاپی، مانع ایجاد می‌کنند و می‌گویند این اثر تحریمی است و نمی‌توانیم آن را چاپ کنیم. ⠀ 🔹 دوشنبه گذشته با صحنه‌ای سوررئال مواجه شدم. گروهی از بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) و سلطنت‌طلبان، به سرکردگی آقای سعید قاسمی‌نژاد، کارزاری به راه انداختند که چرا آمازون کتاب من را برای فروش عرضه کرده است. مضمون این کارزار این بود که چرا کتاب یک «مزدور سپاه پاسداران» را منتشر می‌کنید؟ ⠀ 🔹 همان روز دوشنبه، در تهران نیز گروهی مقابل دفتر من در ساختمان بلندمرتبه‌ای تجمع کرده بودند و می‌پرسیدند چرا این «مزدور آمریکا» در اینجا کار می‌کند و محاکمه نمی‌شود. ⠀ 🔹 امروز هم مقاله‌ای دیدیم و بخشی کوتاه از سخنرانی‌ را که دو سال پیش ایراد شده بود و تماماً در حمایت از رهبر شهید و نیروهای مسلح بود، جدا کردند و به شکلی گزینشی بازتاب دادند. ⠀ 🔹 در نهایت، این کتاب را انتشارات دارالهاشم در بیروت چاپ کرده است؛ همان‌طور که یکی از کتاب‌های دیپلماسی من نیز در آنجا منتشر شد، زیرا در غرب کسی جرئت نمی‌کند کتاب‌های مرا منتشر کند. ⠀ 🔹 «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن» با این حال، یک بار به دوستان گفتم: به قول سهراب، «حال ما خوب است، ولی باور نکن.» https://irna.ir/xjYsnH⠀
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
جنگ یا صلح ایران و آمریکا از نگاه اسرائیلی 🔵«بن کسپیت» خبرنگار نزدیک به محافل نظامی اسرائیل در المانیتور نوشته که با وجود اعلام ترامپ مبنی بر منتفی بودن حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره در ۳ نوامبر، واشنگتن همچنان در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه است و انتظار می‌رود سومین ناو هواپیمابر آمریکایی نیز به منطقه برسد. 🔵یک مقام اسرائیلی تأکید کرده که نشانه‌های تقویت نظامی آمریکا در سراسر منطقه آشکار شده است. 🔵مقام‌های اسرائیلی گفته‌اند که واشنگتن در هفته جاری دستورهای قاطعی برای آمادگی اسرائیل به‌منظور ازسرگیری حملات علیه ایران صادر کرده است. 🔵اسرائیلی‌ها از این دستورها تا حدی غافلگیر شدند که برای اطمینان از صحت آن‌ها، مجدداً موضوع را بررسی کردند، زیرا پیام‌های کاخ سفید متناقض بود. 🔵این دستورها پیش از آن صادر شد که ترامپ اعلام کند آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای به ایران حمله نخواهد کرد. 🔵«ایال زامیر» رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل هفته گذشته چندین تماس با همتایان آمریکایی خود برقرار کرد و هشدار داد که ایران ممکن است حتی در صورت عدم مشارکت اسرائیل در حمله، این رژیم را هدف قرار دهد. 🔵او همچنین هشدار داد که شلیک موجی از موشک‌های بالستیک می‌تواند برگزاری انتخابات ۲۷ اکتبر را ناممکن کند و در صورت وقوع حمله آمریکا، اسرائیل ناچار به تعویق انتخابات شود. 🔵دیپلمات‌های اسرائیلی احتمال می‌دهند که ترامپ پس از ارزیابی ارائه‌شده از سوی زامیر از تصمیم خود عقب‌نشینی کرده باشد. 🔵بااین‌حال، منابع دیگری معتقدند تغییر موضع رئیس‌جمهور آمریکا به محاسبات سیاسی داخلی او مربوط بوده و ناشی از هشدارهای طرف اسرائیلی نبوده است. 🔵نگارنده به نقل از منابع امنیتی و دیپلماتیک، از سردرگمی بی‌سابقه اسرائیل درباره نیت‌های واشنگتن و نگرانی این رژیم از مواجهه با دو گزینه سخن می‌گوید: جنگی که انتخابات اسرائیل را مختل کند یا توافقی سریع با ایران که با امتیازدهی در پرونده هسته‌ای همراه باشد. 🔵یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل فاش کرده که این رژیم سندی شامل مطالبات و محدودیت‌های موردنظر خود درباره برنامه هسته‌ای ایران تهیه کرده است. 🔵تل‌آویو می‌خواهد پیش از اتخاذ تصمیم‌های نهایی، بر مذاکرات تأثیر بگذارد، زیرا نگران است ترامپ از هفته‌های باقی‌مانده تا انتخابات آمریکا برای دستیابی به توافقی سریع استفاده کند؛ توافقی که به جنگ پایان دهد و در ازای آن، از شدت مطالبات هسته‌ای کاسته شود، بی‌آنکه توانمندی‌های ایران که اسرائیل آن‌ها را تهدید می‌داند، از بین بروند. 🔵اسرائیل رصد کرده که واشنگتن به‌تدریج از مطالبه برچیدن کامل ظرفیت‌های غنی‌سازی ایران و خارج کردن تمام مواد غنی‌شده از کشور فاصله گرفته و به سمت کاهش چشمگیر غنی‌سازی و پایین آوردن سطح غنای اورانیوم موجود در ایران حرکت کرده است. 🔵اظهارات ونس نیز نگرانی‌های اسرائیل را تشدید کرد. ونس گفته بود که پایان جنگ مستلزم کاهش «ملموس» ظرفیت غنی‌سازی ایران است، نه حذف کامل آن. این مقام اسرائیلی، چنین ادبیاتی را تغییری اساسی در مقایسه با موضع پیشین آمریکا دانسته است. 🔵این مقام امنیتی تأکید کرده که اسرائیل تنها زمانی تهدید را پایان‌یافته تلقی می‌کند که تمام فعالیت‌های غنی‌سازی و مواد هسته‌ای غنی‌شده ایران از بین بروند و با باقی ماندن هرگونه ظرفیت غنی‌سازی، حتی در سطحی کاهش‌یافته، مخالف است. 🔵تل‌آویو می‌خواهد از تکرار تجربه توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ جلوگیری کند؛ توافقی که در جریان مذاکرات آن، اسرائیل نتوانست بر روند گفت‌وگوها تأثیر بگذارد و ناچار شد برای اطلاع از آنچه در اتاق‌های مذاکره می‌گذرد، اطلاعات را به‌طور مستقل جمع‌آوری کند. این مقام می‌گوید هدف اسرائیل در این مرحله، تحمیل مطالبات خود پیش از آن است که فرصت از دست برود. 🔵از نظر سیاسی، گزارش نتانیاهو ممکن است از تداوم تنش و تهدید جنگ سود ببرد؛ هرچند تشدید درگیری‌ها می‌تواند انتخابات را به تعویق بیندازد. 🔵این ارزیابی بر منابع نزدیک به نتانیاهو و تغییر نظرسنجی‌ها در دو هفته گذشته استوار است، نه بر وجود تصمیمی اعلام‌شده از سوی او برای بهره‌برداری انتخاباتی از تشدید تنش‌ها. 🔵امکان بهره‌برداری سیاسی از بحران لزوماً به معنای تمایل اسرائیل به آغاز درگیری نیست. یکی از افراد نزدیک به نتانیاهو گفته که او دشواری آغاز جنگ در آستانه انتخابات را درک می‌کند، مگر آنکه شرایط چنین اقدامی را اجتناب‌ناپذیر سازد؛ بااین‌حال، تنش‌های موجود به کارزار انتخاباتی او کمک می‌کند و نتانیاهو از حمله آمریکا استقبال خواهد کرد. 🔵این احتمال وجود دارد که جنگ بتواند فضای انتخاباتی را تغییر دهد یا موجب تعویق رأی‌گیری شود؛ اما شواهدی وجود ندارد که نشان دهد اسرائیل از پیش تصمیم گرفته است از این مسیر استفاده کند.
🔹مجید شاکری: در تابستان آمریکایی ها برنده بزرگ حملات اکراین به روسیه بودند. ظرفیت پالایشی روسیه تخریب شد و متوسط روزانه ۵ میلیون بشکه نفت اضافی برای عرضه خلق شد که قیمت برنت و WTI را پایین نگه می داشت. اگر چه همه جهان با کرک اسپرد بالای فراورده تاوان آن را می داد اما ظرفیت پالایشی بالای آمریکا و نقش آن بعنوان یک تولید کننده بزرگ نفت باعث می شد قیمت فراورده در آمریکا همبستگی کامل با نفت خام داشته باشد و کمتر از افزایش کرک اسپرد جهانی متاثر شود. اما این توفیق کوتاه مدت هزینه های بلند مدت غیر قابل اجتناب ساخت. عقب انداختن تعمیر و نگه داری پالایشی در آمریکا برای کنترل قیمت فرآورده در آمریکا و نجات ژاپن، کره و تایوان از بحران هرمز و حفظ ظرفیت تولید در ۹۶ درصد ظرفیت اسمی، باعث شد در پاییز دستکم دو مجتمع پالایشی بزرگ از مدار خارج شود. آن هم درست وقتی که بسته شدن باب المندب بر عربستان، ضربه به تاسیسات نفتی آن و احیای بازدارندگی ایران در تنگه هرمز قیمت نفت را بالا برد. قبلا این امید بود که همبستگی اوراق دهساله با نفت برنت بالاست و می توان با کنترل برنت نرخ دهساله را کنترل کرد ولی تعداد کسانی که فراورده خصوصا دیزل را به طور روز افزون موثر بر نرخ دهساله می دانند قابل توجه است و داده هم این تغییر را تایید می کند. در این جنگ هر ابتکار کوتاه مدت آمریکا به ضد خودش بدل شد. https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2108810157614420178
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹مصطفی_نجفی: آمریکایی‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که مدل ونزوئلا در ایران شدنی نیست و به دنبال الگوی سنتی، یعنی مسلح کردن نیروها در داخل هستند. حتی اگر آمریکا به مدلی مشابه ونزوئلا راضی شود، اسرائیل راضی نیست و الگویی مانند سوریه را دنبال می‌کند. https://fxtwitter.com/ecoirantv/status/2108873044898783250
🔹حسین قتیب: مهم‌ترین اشتباه ایران پس از جنگ و پذیرش آتش‌بس، نه اصل ورود به مذاکرات، بلکه ناتوانی در درک راهبرد مرحله‌بندی‌شده آمریکا برای افزایش فشار بر ایران بود. ایران حتی پس از اعلام مذاکرات و اعمال محاصره دریایی، همچنان بر ادامه مسیر دیپلماتیک اصرار ورزید، بی‌آنکه واکنش متناسبی به تغییر شرایط و تشدید فشارهای آمریکا نشان دهد. در واقع، تحرکات نظامی و دریایی آمریکا را نباید مجموعه‌ای از اقدامات پراکنده و واکنش‌های مقطعی تلقی کرد. این اقدامات، به نظر می‌رسد، بخشی از یک برنامه مشخص و مرحله‌بندی‌شده برای اعمال فشار بر ایران بوده‌اند؛ برنامه‌ای که با تحریم‌های اقتصادی آغاز شد، وارد مرحله عملیات نظامی شد و پس از پذیرش آتش‌بس، با محاصره دریایی و تهدید به تشدید اقدامات نظامی ادامه یافت. به عبارت دیگر، پایان عملیات نظامی به معنای پایان راهبرد فشار آمریکا نبود، بلکه صرفاً گذار از یک مرحله به مرحله دیگر محسوب می‌شد. در این میان، یکی از خطاهای اساسی در محاسبات ایران، برداشت نادرست از شخصیت و شیوه تصمیم‌گیری ترامپ بود. ترامپ در ظاهر سیاستمداری نامعقول، غیرقابل پیش‌بینی و در عین حال آماده معامله به نظر می‌رسد. اما این ویژگی‌های ظاهری نباید ما را از وجود یک راهبرد نسبتاً منسجم در پس رفتار او غافل کند. اعلام آمادگی برای مذاکره، اعمال تحریم، توسل به نیروی نظامی و سپس تشدید فشار دریایی را می‌توان اجزای مکمل یک سیاست واحد دانست. https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2108909372009066561
🔹حامد وفایی: منطق در را می توان با مفهوم دائوئیستی «وو وِی» به معنای «کنش بدون کنش» بهتر درک کرد؛ این اصل بمعنای کاری نکردن نیست بلکه می گوید با عدم کنش مستقیم، نتیجه مطلوبت را بساز! امروز بیش از هر زمانی در معادلات غرب آسیا حضور و نفوذ دارد و از آن نفع می‌برد. https://fxtwitter.com/vafaei_hamed/status/2108784860143718713
🟣ایران دیگر آن کشوری نیست که با عجله تن به آتش‌بس بدهد ✍️ رضا اسدیان و حمید بهرامی 🔻۶ اکتبر ۲۰۲۶ ▪️دیدگاه‌های انستیتو خاورمیانه (MEI)-سنگاپور در اوایل ماه آوریل، در حالی که قیمت نفت به نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده بود و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در پیش بود، رئیس‌جمهور دونالد ترامپ آتش‌بس در جنگ با ایران را با شرایطی بسیار نزدیک‌تر به خواسته‌های تهران نسبت به اهداف اعلام‌شدهٔ خودش پذیرفت. آن آتش‌بس — که دیری نپایید و فروپاشید — با دومین آتش‌بس در ماه ژوئن دنبال شد که نتیجهٔ آن یک تفاهم‌نامه (MoU) ۱۴ بندی بود. این تحولات برای دولت او زمان خرید. نفت از آن زمان تاکنون به سطوح قیمتی آوریل بازنگشته است. اما این زمان اکنون در حال اتمام است و واشنگتن تمام آن را صرف بحث دربارهٔ پرسش اشتباهی کرده است. آن بحث روی این موضوع متمرکز بوده است که جمهوری اسلامی در مرحلهٔ بعد چه خواهد کرد. اما پرسش مهم‌تری دربارهٔ بستر و زمینه مطرح نشده است: تصمیم‌گیرنده در ایران کیست؟ پاسخ این پرسش از زمان بهار دو بار تغییر کرده و اکنون نیز در حال تغییر مجدد است. 🔹چه کسی آتش‌بس‌ها را تصمیم‌گیری کرد؟ باور رایج این است که رهبر جمهوری اسلامی تصمیم می‌گیرد و دولت اجرا می‌کند. این گزاره هرگز کاملاً دقیق نبود و اکنون کاملاً منسوخ شده است. ایران رهبر جدیدی دارد: آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای پس از ترور علی خامنه‌ای و چندین چهرهٔ ارشد دیگر در روز نخست جنگ، جانشین پدرش شد. از آن زمان به بعد، نهادی که تصمیمات سرنوشت‌ساز جنگی ایران — از جمله آتش‌بس آوریل، آتش‌بس ژوئن منتهی به تفاهم‌نامهٔ ۱۴ بندی، و تعلیق مجلس — را اتخاذ کرده، رهبر نبوده است؛ بلکه «شورای عالی امنیت ملی» (SNSC) بوده است. یک جزئیات، این تغییر را ملموس می‌سازد. حمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجهٔ ایران و خود یکی از اعضای شورا، اخیراً تصمیم‌گیری‌های جنگی را با تعابیری غیرمعمول توصیف کرد: رهبر جدید موافقت کرده بود تصمیماتی را که با «رأی قاطع/فرااکثریت» شورا به تصویب برسد، بپذیرد. به عبارت دیگر، اکثریت واجد شرایط شورای عالی امنیت ملی می‌توانست تصمیمی را به کرسی بنشاند که آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای از آن حمایت نمی‌کرد. رهبری که از پیش به یک حدنصاب رأی‌گیری متعهد می‌شود، از اقتداری که سلفش داشت اعمال نفوذ نمی‌کند؛ بلکه در حال خریدن مشروعیت در حین تثبیت موقعیت خود است. علی خامنه‌ای هرگز به چنین ترتیبی نیاز نداشت. این توافق، هم سرعت دستیابی به آتش‌بس آوریل و هم شکنندگی آن را توجیه می‌کند. چهار چهرهٔ نزدیک به رهبری در مراحل اولیهٔ جنگ کشته شدند: علی لاریجانی، نمایندهٔ رهبر در شورا؛ عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل؛ محمد پاکپور، فرمانده سپاه پاسداران؛ و اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات. مرگ آن‌ها بخش عمده‌ای از شبکهٔ خود رهبر را از اتاق خارج کرد و اردوگاه دیپلماتیکِ متمرکز بر دولت را — برای مدتی کوتاه — به عنوان قوی‌ترین بلوک در شورا باقی گذاشت. وقفه‌ای که به واشنگتن اجازه داد از جنگی که اهداف راهبردی‌اش با هزینه‌ای که ایران حاضر به پرداختش بود دست‌یافتنی نبود عقب‌نشینی کند، نه حاصل فشار آمریکا بود و نه دیپلماسی آمریکا؛ بلکه محصول خلأ درون شورای عالی امنیت ملی بود. تصمیمات اتخاذشده در آن پنجره با قدرتی عاریتی گرفته شد. توافق آوریل به‌سرعت حاصل شد زیرا تنها یک صدای مخالف نمایندهٔ رهبر در شورا وجود داشت: سعید جلیلی. آتش‌بس در نخستین مناقشه بر سر تفسیر فروپاشید. هنگامی که آتش‌بس و تفاهم‌نامهٔ ژوئن اجرا شد، آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای علناً از آن‌ها فاصله گرفت و گفت که او «به عنوان یک اصل، دیدگاه متفاوتی دارد». مجلس خبرگان ایران از آن زمان مکرراً نسبت به هرگونه سرپیچی از فرامین او هشدار داده است. رهبری که مجبور است چنین سخنی بگوید، به سیستم خود می‌فهماند که تصمیمی که اتخاذ شده، تصمیم او نبوده است. 🔹چرا بهای توافق تغییر کرده است؟ مسئلهٔ کنونی این نیست که آیا تهران موضع خود را سخت‌تر کرده است یا خیر. بلکه این است که آیا ایرانی که امروز واشنگتن با آن روبه‌روست با ایرانِ ماه‌های آوریل و ژوئن از جنبه‌هایی تفاوت کرده که بهای یک توافق را افزایش می‌دهد؟ سه دلیل برای اثبات این امر وجود دارد. اول اینکه ترکیب شورا در حال تغییر است و به تبع آن، محاسبات ریاضی قدرت نیز دگرگون می‌شود. رهبری که حدنصاب فراتر از اکثریت را می‌پذیرد، پذیرفته است که هنوز نمی‌تواند به تنهایی شورا را همراه کند. این امتیاز تاریخ انقضا دارد. یا زمانی که آن را لغو کند به پایان می‌رسد، یا محتمل‌تر از آن، زمانی که اکثریتی که تصمیمات مخالف میل او را می‌گرفت دیگر وجود نداشته باشد.