این نکته، فارغ از آنکه بتوان با همه سیاستها و روشهای نیروهای انقلابی موافق بود یا نه، یک مسئله مهم را پیش روی نیروهای تغییرخواه قرار داده است: آزادی بدون توجه به امنیت و استقلال ملی و ایجاد توان دفاع از آن، نمی تواند به یک پروژه پایدار سیاسی تبدیل شود.
نیروهای تغییرخواه نیز به نوبه خود، با معیار آزادی دست به غربالگری زده و میان «خودی» و «غیرخودی» تمایز گذاشتهاند. ممکن است شمار آزادیخواهان بسیار باشد، اما آنان، نخست به دلیل فقدان قدرت سیاسی، دوم به دلیل عدم تلفیق آرمان استقلال با آزادی و جدی نگرفتن تهدیدهای متوجه استقلال کشور، و سوم به دلیل فقدان خطمشی و راهبردی مشترک برای پیگیری اهداف خود، هرگز نتوانستهاند موازنه قدرت را در درون نظام سیاسی ایران، حتی در مقاطعی که نیروهایی از آنان در ساختار سیاسی حضور داشتهاند، به شکل پایدار به نفع خود تغییر دهند.
البته میتوان گفت یکی از عوامل مهم ناکامی این جریانها در دستیابی یا حفظ قدرت، اولویت بخشی به آزادی و مواضع سهل انگارانه در مورد استقلال بوده است؛ گویی استقلال را مصون از هر تهدید و یا دفاع از آن را همواره میسر و تضمین شده دیده اند.
🔹۴. دو سوی یک منازعه؛ دو نوع بیاعتمادی
از این منظر، شاید بتوان گفت هر دو سوی این منازعه به نوعی «اعتیاد سیاسی» دچار شدهاند: جریان انقلابی به بدبینی و خیانت، و نیروهای تغییرخواه به بدبینی و نفرت. هر یک، دیگری را نه بهعنوان بخشی از یک مسئله مشترک ملی، بلکه بهعنوان تهدیدی برای موجودیت خود میبیند.
جریان انقلابی، از یک سو، با اتکا به تجربه تاریخی مداخلات خارجی، نسبت به نیروهای بیرونی و بخشی از نیروهای داخلی بیاعتماد است و از سوی دیگر، همین بیاعتمادی را به بخشی از سازوکار سیاسی خود تبدیل کرده است.
نیروهای تغییرخواه نیز، در واکنش به این وضعیت، به نقطهای رسیدند که بخش بزرگی از هویت سیاسی خود را بر نفی و مخالفت باجریان انقلابی بنا کنند. در چنین شرایطی، گفتوگوی سیاسی جای خود را به بدبینی متقابل میدهد و امکان یافتن نقاط مشترک کاهش مییابد.
نتیجه آن است که هر دو طرف، به جای آنکه استقلال و آزادی را دو مؤلفه یک مسئله ملی بدانند، آنها را به دو قطب متعارض تبدیل میکنند.
این کشمکش، صرفاً یک اختلاف نظری یا سیاسی میان دو جریان نیست؛ پیامدهای آن مستقیماً بر ظرفیت توسعه و پیشرفت کشور اثر گذاشته است. هنگامی که بخش مهمی از انرژی سیاسی و اجتماعی کشور صرف تقابل، بیاعتمادی، حذف متقابل و خنثی کردن یکدیگر میشود، امکان شکلگیری یک اراده ملی و پایدار برای توسعه کاهش مییابد.
توسعه، نیازمند ثبات، انباشت تجربه، اعتماد، همکاری، امکان برنامهریزی بلندمدت و استفاده از ظرفیتهای متنوع جامعه است. استمرار منازعه میان دو طیف، این ظرفیتها را فرسوده و یا در بهترین حالت منفعل میکند و کشور را از تمرکز بر مسائل اساسی توسعه و پیشرفت بازمیدارد.
از سوی دیگر، استمرار این وضعیت میتواند از بیرون نیز بهعنوان نشانهای از ضعف، ناتوانی در ایجاد اجماع ملی و حتی نوعی «بیدولتی» یا ضعف در دولتمندی دریافت شود. هنگامی که نیروهای اصلی سیاسی یک کشور بیش از آنکه در پی ایجاد ظرفیت مشترک برای اداره و توسعه کشور باشند، درگیر خنثیسازی یکدیگر باشند، این وضعیت میتواند برای بازیگران خارجی نیز سیگنالی از ضعف و آسیبپذیری ایجاد کند.
بدین ترتیب، کشمکش میان استقلال و آزادی، در صورت استمرار، به یک پارادوکس تبدیل میشود: هر دو طرف ممکن است در پی حفظ و تقویت ایران باشند، اما ادامه تقابل میان آنها میتواند به تضعیف ظرفیت ملی، کاهش توان توسعه و افزایش آسیبپذیری کشور منجر شود.
در این معنا، توسعه و پیشرفت میتواند یکی از مهمترین نقاط اشتراک دو طیف باشد؛ زیرا فارغ از اختلاف درباره مبانی ایدئولوژیک، هر دو جریان برای تحقق اهداف خود به ایرانی توانمند، باثبات، مستقل و برخوردار از ظرفیت اقتصادی و اجتماعی نیاز دارند.
🔹۵. نیروهای قدرتطلب؛ بازیگران بهرهمند از شکاف
در کنار این دو جریان، نیروهای قدرتطلب نیز همواره از این شکاف بهره بردهاند. آنان استقلال، ایران و حتی منافع مردم را در خدمت قدرتطلبی خود قرار داده و میدهند. فضای میان این دو جدال، همواره عرصهای برای مانور، فرصتطلبی و بازتولید قدرت آنها بوده و منافع قابلتوجهی برای نیروهایی فراهم کرده است که از تداوم این دوگانه سود میبرند.
🔻به جهت ادامه مطالعه متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://telegra.ph/Re-reading-a-historical-Clash-in-the-Politics-of-Iran-10-11
🔻پیوند به این فرسته در
https://x.com/FGhoddoussi/status/2109273850101871010?s=20X:
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🇮🇷
جولیان آسانژ توضیح داد که چگونه فیلمنامهنویسان یهودی هالیوود سالهاست که جمعیت آمریکا را برای جنگ با ایران آماده میکنند:
«فیلمنامهنویسان هالیوودی که میگویند "یهودی" هستند، سالهاست که بذر فکری جنگ با ایران را میکارند؛ از جمله در فیلمهای تاپ گان: ماوریک، هوملند، ۲۴، و فیلمِ استودیوی دریمورکس درباره جولیان آسانژ به نام "رکن پنجم".»
🇮🇷
Julian Assange explained how the Jewish Hollywood script writers have been preparing the American population for years about war with Iran:
“Hollywood script writers who say they are 'Jewish' have been planting the mental seeds for war with Iran for years, including in Top Gun Maverick, Homeland, 24, and in the DreamWorks film on Julian Assange 'The Fifth Estate'.”
https://fxtwitter.com/Megatron_ron/status/2109275673579913524?s=20
➖ غرب علیه غرب | روبیو، توئین بی و جنگ تمدنها | عظیم محمودآبادی
عظیم محمودآبادی، عضو بخش تحلیلی انصاف نیوز:
«پاناسلامیسم خوابیده است با این حال ما باید این امکان را که اگر پرولتاریای جهانِ «غربیمآب» بر ضد سلطه غرب به شورش برخیزد و خواستارِ یک رهبری ضد غربی شود، این خفته بیدار خواهد شد را در نظر بگیریم. بانگ شورش ممکن است در برانگیختن روح نظامی اسلام – حتی اگر این روح بهقدر خفتگان هفتگانه در خواب بوده باشد – اثر روحی محاسبهناپذیری داشته باشد؛ زیرا که ممکن است پژواکهای یک عصر قهرمانی را منعکس سازد». (آرنولد ج.توئینبی، تمدن در بوته آزمایش،ترجمه ابوطالب صارمی، موسسه انتشارات امیرکبیر، چاپ اول؛ ۱۳۵۳، ص۱۹۹)
اظهارات وزیر خارجه آمریکا در مورد جنگ ایران و یونان در دوران باستان، مهر بطلانی بود بر همه اظهار نظرهایی که مدعی بودند میشد با ورود زودتر به مذاکرات یا امتیاز دهی بیشتر، از وقوع جنگهای موسوم به «دوازده روزه» و «رمضان» جلوگیری کرد. سخنان روبیو در آتن با آن میزانسنی که تدارک دیده بودند نشان داد منشاء درگیری ایران و آمریکا نه برنامه هستهای ایران، نه اشغال سفارت آمریکا، نه انقلاب اسلامی و نه حتی ورود اسلام به ایران در سال ۶۳۳ میلادی بلکه منشاء اصل این تخاصم بر میگردد به پنج قرن قبل از میلاد مسیح و درگیریهای پارسیان و یونانیان؛ تخاصمی که از همان زمان نیز صرفا نزاع میان دو دولت نبود بلکه رویارویی دو تمدن بزرگ در برابر یکدیگر بود که هیچکدام نمیتوانست سیادت طرف مقابل را بپذیرد. این جنگ در ریتوریک سیاسی و ادبی دو تمدن نیز تداوم یافته بود؛ یونانیان که به شهر دولتهای کوچک تقسیم شده بود، اداره امور را به شور و رأی واگذار کرده بود، که آن را «دموکراسی» میخواندند، و ایرانیان را که چنین نظامی نداشتند، «ناآزاد» مینامیدند و «بربر»!
اما در آن سوی این میدان، ایرانیان نیز تقسیم بندی «ایرانی» و «انیرانی» داشتند. انیرانی به همه کسانی اطلاق میشد که غیر ایرانی بودند. گذشته از این، ایرانیان خود را «آزادگان» میخواندند و مردم خارج از ایران را«ناآزاده» میپنداشتند. ظاهراً ناآزاده نه به معنای «برده»، بلکه به کسی اطلاق میشد که تابع تمدن و آیین ایرانی نبود.
حالا آن رویارویی تاریخی – تمدنی، بعد از هزاران سال بار دیگر در بالاترین سطوحاش سربرآورده و هیچ یک از طرفین بنا ندارد در برابر دیگری سر تسلیم فرود آورد. این رویارویی که در همه هزاران سال پیش در اعماق مواجهه دو تمدن با یکدیگر وجود داشته هرچند با افت و خیزهای فراوانی همراه بوده اما از سه سال پیش وارد مرحله بسیار جدیتری شد. اکنون که ما در دل حوادثی به غایت بزرگ قرار داریم که هنوز ابعاد تحولات، آن چنان که باید برایمان هویدا نشده است و تا آرام گرفتن این دریای موّاج و متلاطم باید انتظار کشید تا آنچه نهایتا در عمق این آبهای ژرف خواهد ماند روشن شود و به قول مولانا: «مهلتی بایست تا خون شیر شد».
تمدنها در مواجهه با چالشهای سخت
هرچند به زعم بسیاری، این تلاطمات ناشی از نزاعهای سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی است اما به نظر میرسد مرکز ثقل و خاستگاه اصلی آن را باید در کشاکش تمدنها دانست. مقصود نگارنده از «تمدن»، نظام سازمانیافتهای از زندگی اجتماعیِ پیشرفته است که با شکلگیری نهادهای پایدار، شهرنشینی، تولید فرهنگی و فناوری، و سازوکارهای سیاسی و اقتصادی پیچیده، تداوم تاریخی یک جامعه را ممکن میسازد. جنگهای کوچک و بزرگی که در سالهای اخیر، خطههای وسیعی از این منطقه را در بر گرفت و احتمالا تا مدتی نه چندان کوتاه همچنان ادامه خواهد یافت بیش از آنکه سیاسی، اقتصادی یا حتی جغرافیایی باشد تمدنی است. جهان اسلام – و از همه مهمتر ایرانِ ما- کمتر دورانی به دشواری و چالشبرانگیزیِ این روزها را از سر گذرانده است. این بحرانهای طاقتفرسا و نفسگیر اما به همان میزان که میتواند به محاق رفتن تمدنی بینجامد، از این احتمال بسیار بالا نیز برخوردار است که ...
ادامهی این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://ensafnews.com/671688/
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
📌 آیا تمام جنگها با مذاکره و توافق صلح به پایان میرسند؟
پریسا نصرآبادی
🔻 یکی از پرتکرارترین احکامی که در ماههای اخیر از زبان بسیاری از کارگزاران، سیاستگذاران و تحلیلگران ایران شنیده میشود و از قضا به زعم عموم مخاطبان عام و خاص آنان، نیز بدیهی به نظر میرسد، صورتی از این گزاره است:
« در نهایت هر جنگی، با مذاکره و دیپلماسیِ منجر به یک توافق صلح، به پایان میرسد. »
این درحالی است که چه با رجوع به تجربیات کثیر تاریخی و چه به لحاظ منطقی، این گزاره نادرست و رهزن است و خاتمهی جنگها از طریق روندهای مذاکراتی و دیپلماتیک، تنها یکی از چند الگوی تاریخاً ممکن و تجربهشده برای اتمام جنگها بوده است.
🔻 الگوهای اتمام جنگها
با مطالعهی تاریخ جنگها دستکم در دو سدهی اخیر، میتوان چهار حالت اصلی را برای نحوهی پایان یافتن جنگها در نظر گرفت:
▫️پیروزی/ شکست نظامی:
در این وضعیت، توان جنگیدنِ یک طرف مخاصمه درهم میشکند یا پیش از نابودی کامل، تسلیم میشود.
اما این الگو لزوماً به صلح عادلانه و پایدار منجر نمیشود.
▫️آتشبس و تعلیق تنش رزمی:
در این وضعیت طرفها پیرامون توقف یا تنظیم رفتار نظامی خود با یکدیگر توافق میکنند.
اما این الگو مستقیماً به حل اختلافات سیاسی طرفین منتهی نمیشود.
▫️مذاکره و توافق صلح:
طرفها دربارهی اصل اختلافات یا سازوکار حل آن توافق میکنند.
اما این به هیچوجه ضامن اجرای موفق توافق(ات) حاصلشده از روندهای دیپلماتیک بر روی کاغذ نیست.
▫️کاهش تدریجی تنش و انجماد منازعات:
در این وضعیت شدت نبرد شیب کاهشی پیدا میکند یا خطوط کنترل تثبیت میشود.
اما این ضرورتاً به توافق، آشتی یا رفع خطر جنگ دوباره نمیانجامد.
🔻 مسألهی دیگر این است که صدور احکام کلی و بیزمان و مکانی نظیر «هر جنگی به فلان شیوه پایان مییابد»، آن هم ناظر بر پدیدههای چند وجهی و چندلایهای مانند جنگها، در خوشبینانهترین حالت ناشی از خطای تحلیلی و در واقعبینانهترین نگاه، برآمده از پروژههای سیاسی معینی است که انتفاع خود را در تولید و بازتولید چنین گزارههای موهومی میبیند.
▫️اولاً، اتمام جنگها در دورههای تاریخی مختلف، به لحاظ کمّی از الگوهای متفاوتی پیروی کردهاند.
▫️ ثانیاً، سطوح مختلف جنگها (جنگهای داخلی، جنگهای بینالدولی و جنگهای بینالمللی) در طول تاریخ، اقتضائات و ضرورتهای همسانی در پایان دادن به جنگها نداشتهاند.
▫️ ثالثاً، در مواردی که پارامترهایی مانند عاملیت و دخالت اَبَرقدرتهای جهانی، و نیز رقابت میان آنها در جنگها وارد وضعیت شده، شرایط پایان جنگها تابع الگوهای متفاوتی بوده است.
برای مثال، در قرن نوزدهم به مثابه عصر تعیین تکلیف امپراتوریها، بیش از ۸۰ درصد جنگها با پیروزی قاطع یک طرف جنگ و شکست/تسلیم طرف دیگر به پایان رسیده است.
درحالیکه الگوهای دادههای مربوط به جنگهای داخلی در نیمه دوم قرن بیستم یعنی از ۱۹۴۰ تا سال ۲۰۰۰ میلادی که غالب آن در عصر جهان دوقطبی و جنگ سرد سپری شده، نشان میدهد سهم الگوی «پایان منازعه با مذاکره و توافقات دیپلماتیک»، کمتر از ۲۰ درصد بوده است؛ درحالیکه در همین دوره، قریب به ۷۰ درصد جنگها با پیروزی نظامی، و حدود ۱۲ درصد جنگها با آتشبس بدون حل اختلاف، یا کاهش تدریجی تنشهای رزمی پایان یافتهاند.
در دههی ۱۹۹۰ تا ابتدای قرن بیست و یکم یعنی عصر تکقطبی شدن جهان نیز مجدّداً این الگوها تغییر کرده است: سهم هریک از دو الگوی پیروزی/شکست نظامی و الگوی مذاکرات منجر به توافق صلح، هردو به حدود ۴۰ درصد و الگوی آتشبس/بنبست منازعهی نظامی به کمتر از ۲۰ درصد رسیده است.
گو اینکه نقش ابرقدرت بلامنازع و بلوک تابع آن در این دهه، چه در پیروزی/شکستها و چه در روندهای منجر به توافق صلح، پارامتری است که سادهسازی این الگوبندی را به چالش میکشد.
🔻 بنابراین، ادعای اینکه «هر جنگی ناگزیر با مذاکره خاتمه مییابد و به صلح میرسد» هم از نظر منطقی نادرست است، چرا که گزینههای بالقوهی متعددی روی میز قرار دارد؛ و هم به لحاظ تجربی خطاست، زیرا دادههای تاریخی، الگوهای دیگر را پرتکرارتر نشان میدهد.
🔻استفادهی تاکتیکی از ابزارهای مذاکراتی و دیپلماتیک، موضوعی است که نمیتواند چندان محلّ مناقشه باشد. اما رویکرد راهبردی به «مذاکره/توافق» تحت هر شرایط و به هر بهایی، خود یک خطای راهبردی است؛ خطایی که به ویژه در وضعیت جنگی، تبعات و نتایجی مهلک و جبرانناپذیر برجای میگذارد.
این مسألهای حیاتی است که در شرایط کنونی ایران و در آستانهی یک جنگ احتمالی دیگر علیه سرزمینمان، اهمیتی صدچندان پیدا میکند.
بنابراین، باید حساسیت عمومی نسبت به این موضوع افزایش یابد که استفاده از گزارههای غیربدیهی و کذب، در شرایط معیّن کنونی، با چه اهداف سیاسی معینی و ناظر به غبارآلوده کردن کدام چشماندازها ترویج میشود.//
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برخورد دومین سوپر نفتکش با مین دریایی در تنگه هرمز
روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:
🔹یک فروند سوپر نفتکش متخلف با برخورد به یک مین دریایی عصر امروز در محدوده جنوب تنگه هرمز دچار انفجار و آتش سوزی در موتورخانه گردید.
🔹این کشتی با محموله نفت خام که قصد خروج از تنگه هرمز را داشت کلیه سامانه های ناوبری خود را خاموش و قوانین تنگه هرمز را نقض کرده و بدلیل عبور از مسیر غیر مجاز دچار این سانحه گردید.
🔹این سومین نفتکش متخلفی است که از روز گذشته تا کنون با مین های دریایی در مسیر غیر مجاز تنگه هرمز برخورد کرده و دچار آتش سوزی شده است.
🔹نیروی دریایی سپاه اعلام می کند: تمام کشتی های در محدوده تنگه هرمز که سامانه های ناوبری و شناسایی خود را خاموش کنند به عنوان متخاصم شناسایی و با آن به شدت و قاطعیت برخورد خواهد شد.
@TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
سپاه: با کشتیهایی که سامانههای ناوبری خود را خاموش کنند قاطعانه برخورد میکنیم
🔹نیروی دریایی سپاه اعلام می کند: تمام کشتیهای در محدوده تنگه هرمز که سامانههای ناوبری و شناسایی خود را خاموش کنند به عنوان متخاصم شناسایی و با آن به شدت و قاطعیت برخورد خواهد شد.
@TasnimNews
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرشایمر: آمریکا قادر به تامین امنیت کشورهای عربی نیست
▪️کشورهای عربی روابط با ایران را بهبود دهند
نظریهپرداز مطرح آمریکایی:
🔹به نفع کشورهای عربی خلیجفارس است که روابطشان با ایران را بهبود ببخشند.
🔹جنگ ایران نشان داد که آمریکا قادر به تامین امنیت کشورهای عربی خلیج فارس نخواهد بود.
@TasnimNews