eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹حسین قتیب: به گمان من، در بحث‌های تخصصی و علمی، علی‌رغم حساسیت موضوع و شدت احساسات و هیجاناتی که ممکن است برانگیزد، باید بسیار مراقب بود که منطق، برهان و استدلال قربانی خشم، بدبینی، پیش‌داوری و بدزبانی نشود. من با برخی از دیدگاه‌های جناب دکتر ظریف در زمینه بازدارندگی اختلاف‌نظرهای بسیار جدی و بنیادین دارم، اما همواره تلاش می‌کنم که در نفدها، حرمت، احترام متقابل و مهم‌تر از همه، حسن ظن نسبت به یکدیگر حفظ شود. اختلاف‌نظر، هرچقدر هم عمیق باشد، نباید به سوءظن، دشمنی شخصی، برچسب‌زنی یا تخریب شخصیت افراد بینجامد. نقد استدلال‌ها و دیدگاه‌ها یک چیز است و زیر سؤال بردن نیت و شخصیت صاحبان آن دیدگاه‌ها چیزی دیگر. https://fxtwitter.com/HosseinGhatib/status/2109383096995037349
هدایت شده از به وقت ایران
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺ما در جایگاهی نیستیم که برای مردمی که 220 شب آمدند در خیابان، تعیین و تکلیف بکنیم 👤نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی 🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر 🔸هرشب حوالی ساعت ۱۹:۱۰ 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @bevaqteiran
هدایت شده از به وقت ایران
14.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 جنگ پنهان شاتل‌های نفتی؛ تله اقتصادی امارات برای خنثی‌سازی اهرم فشار ایران تنگه هرمز همیشه یکی از مهم‌ترین برگ‌های برنده ایران در معادلات منطقه بوده است، اما امارات با یک استراتژی خاموش در حال بی‌اثر کردن این اهرم فشار است. 👤مجید شاکری؛ استاد دانشگاه و اقتصاددان 🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر 🔸 هرشب حوالی ساعت ۱۹:۱۰ 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @bevaqteiran
چرا می‌نویسم و چرا با نام مستعار؟ می‌نویسم، چون باور دارم در برابر آنچه بر جامعه و سرزمینمان می‌گذرد، نمی‌توان همیشه سکوت کرد. نوشتن برای من نه حرفه‌ای برای کسب شهرت است و نه تلاشی برای اثبات برتری اندیشه خود بر دیگران. بیشتر نوعی احساس مسئولیت است؛ مسئولیتی در برابر حقیقت، در برابر جامعه‌ای که به آن تعلق دارم و در برابر آینده‌ای که هنوز می‌توان در شکل دادن به آن سهمی داشت. شاید یک نوشته نتواند چیزی را تغییر دهد، اما می‌تواند پرسشی برانگیزد، تردیدی در یک باور جاافتاده ایجاد کند، راهی برای گفت‌وگو بگشاید یا به کسی کمک کند واقعیت را از زاویه دیگری ببیند. گاهی همین تأثیر کوچک کافی است تا نوشتن معنا پیدا کند. اما اگر هدف از نوشتن، مشارکت در گفت‌وگو و کمک به روشن‌تر شدن مسائل است، چرا باید نام نویسنده بر خود نوشته سایه بیندازد؟ چرا مخاطب پیش از آنکه استدلالی را بخواند، درگیر هویت، سابقه، تعلقات یا موقعیت کسی شود که آن را نوشته است؟ من ترجیح می‌دهم نوشته‌هایم تا جای ممکن با محتوایشان داوری شوند، نه با نامی که زیر آنها قرار می‌گیرد. نام مستعار البته پیش‌داوری را به‌کلی از میان نمی‌برد، اما می‌تواند فاصله‌ای میان شخص نویسنده و استدلال او ایجاد کند؛ فاصله‌ای که شاید به شنیده شدن بهتر سخن کمک کند. دلیل دیگری هم هست که برایم کم‌اهمیت‌تر از این ملاحظات فکری نیست: امنیت شخصی. در روزگاری که بیان یک نظر انتقادی ممکن است هزینه‌هایی فراتر از یک اختلاف‌نظر ساده داشته باشد، نمی‌خواهم نوشتن به معنای به خطر انداختن امنیت خود و نزدیکانم باشد. میان شجاعت و بی‌احتیاطی تفاوت وجود دارد. کسی که با نام مستعار می‌نویسد، لزوماً از مسئولیت نمی‌گریزد؛ گاهی دقیقاً برای آنکه بتواند مسئولیتش را ادامه دهد، هویت خود را آشکار نمی‌کند. من مسئولیت درستی ادعاها، دقت شواهد و انصاف در داوری را می‌پذیرم، اما دلیلی نمی‌بینم که همراه با این مسئولیت، هر خطر غیرضروری را نیز بپذیرم. بااین‌حال، انتخاب نام مستعار برای من فقط مسئله پنهان کردن نام واقعی نیست. اینکه نام «حسین قتیب» را برگزیده‌ام، تصادفی نیست. پشت این نام داستانی تاریخی نهفته است که به گمانم معنای مسئولیت فردی را به‌زیبایی نشان می‌دهد و درعین‌حال توضیح می‌دهد که چرا اساساً نوشتن را کاری ارزشمند می‌دانم. حسین قتیب، یا آن‌گونه که نظامی عروضی در چهار مقاله از او یاد می‌کند، حیی قتیبه، عامل خراج طوس در روزگار فردوسی بود. به روایت نظامی عروضی، او در سال‌های دشوار زندگی فردوسی با سهل‌گیری در دریافت خراج، از فشار مالی بر شاعر کاست. خود فردوسی نیز در پایان شاهنامه، از او با سپاس یاد می‌کند: حسین قتیب است از آزادگان که از من نخواهد سخن رایگان ازویم خور و پوشش و سیم و زر وزو یافتم جنبش و پای و پر نیَم آگه از اصل و فرع خراج همی‌غلتم اندر میان دواج این ابیات برای من از تأثیرگذارترین بخش‌های شاهنامه‌اند؛ نه به دلیل زیبایی ادبی آنها، بلکه به سبب داستان انسانی و تاریخی‌ای که در پسشان نهفته است. فردوسی سال‌های طولانی عمر خود را صرف آفرینش اثری کرد که قرار بود میراث فرهنگی و تاریخی ایران را برای نسل‌های بعد زنده نگاه دارد. اما آفرینش چنین اثری فقط به نبوغ و اراده شاعر وابسته نبود. او نیز، مانند هر انسان دیگری، به معاش، آرامش و فرصت کار نیاز داشت. در روایت مشهور، سلطان محمود غزنوی، با همه ثروت و قدرتش، پاداش شایسته‌ای به فردوسی نداد. در مقابل، یک مأمور محلی، با اختیاراتی محدود، تصمیم گرفت فشار خراج را از دوش شاعر بردارد. نمی‌دانیم اگر حسین قتیب چنین نمی‌کرد، سرنوشت شاهنامه چه می‌شد. اما می‌دانیم که کمک او برای فردوسی چنان ارزشی داشت که نامش را در شاهنامه ثبت کرد. نظامی عروضی پس از نقل این ماجرا می‌نویسد: «لاجرم نام او تا قیامت بماند و پادشاهان همی‌خوانند.» این داستان همیشه مرا به فکر فرو می‌برد. حسین قتیب نه شاعر بود، نه فیلسوف و نه پادشاه. قرار نبود شاهنامه را او بنویسد یا نامش در کنار بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ ایران قرار گیرد. او تنها در محدوده اختیارات خود تصمیمی گرفت که به انسانی دیگر امکان داد کار ارزشمندش را با آسودگی بیشتری ادامه دهد. شاید در زمان خود، آن تصمیم چیزی بیش از یک سهل‌گیری اداری به نظر نمی‌رسید؛ اما همان تصمیم کوچک، نام او را در اثری ماندگار ثبت کرد. برای من، اهمیت ماجرا دقیقاً در همین جاست: همه ما قرار نیست فردوسی باشیم، اما هر کدام می‌توانیم در اندازه توان و موقعیت خود، نقشی شبیه حسین قتیب داشته باشیم. می‌توانیم باری از دوش کسی برداریم، از اندیشه‌ای ارزشمند حمایت کنیم، مانعی را از سر راه گفت‌وگو برداریم یا با نوشتن چند سطر، به روشن‌تر شدن مسئله‌ای کمک کنیم. اهمیت یک عمل را همیشه نمی‌توان با بزرگی و شهرت انجام‌دهنده آن سنجید.
⭕️ شبکه‌های مسیحی در آسیا چگونه حمایت از اسرائیل را شکل می‌دهند؟ 🔷 در روزهایی که اسرائیل با موج فزاینده‌ای از انتقادات و افزایش آمار یهودستیزی در کشورهای غربی روبروست، بیش از ۵۵۰ رهبر مسیحی از ۵۱ کشور جهان در قالب هیئت مذهبی «بال‌های عقاب» در اورشلیم گردهم آمدند تا حمایت قاطع خود را از اسرائیل اعلام کنند. 🔷 برخلاف فضای دوقطبی اروپا و آمریکا، جوامع اوانجلیست در آسیا به ستون فقرات حمایت از اسرائیل بدل شده‌اند. حضور قدرتمند شبکه‌های کلیسایی از فیلیپین، کره جنوبی و سنگاپور، نشان‌دهنده موجی از حمایت‌هاست؛ تا جایی که ۶۷ درصد از مسیحیان پنتیکاستی فیلیپین در نظرسنجی‌ها با اسرائیل ابراز همدلی کرده‌اند. 🔷 این صف‌بندی نشان می‌دهد با دشوارتر شدن عرصه بین‌المللی برای اسرائیل، اتحادهای غیرمتعارف مذهبی با جنوب جهانی، در حال گشودن مسیر استراتژیک و جدیدی برای دیپلماسی فراتر از مرزهای غرب است. 🔗 ادامه مطلب: syaaq.com/39959 🏷
🔹مهدی رباطی: جایزه اقتصاد ۲۰۲۶ امروز اعطا شد ،به رابرت هال و مایکل وودفورد، دو اقتصاددان آمریکایی، محور پژوهش این دو نفر این است که دولت‌ها چگونه می‌توانند تورم را مهار کنند، از تعمیق رکود جلوگیری کنند و اقتصاد را در برابر شوک‌های بیرونی مقاوم‌تر سازند؟ اهمیت این رویکرد در آن است که متغیرهای کلان اقتصادی را نمی‌توان جدا از رفتار میلیون‌ها خانوار و بنگاه تحلیل کرد. مصرف‌کننده درباره خرید امروز و پس‌انداز فردا تصمیم می‌گیرد؛ بنگاه بر مبنای چشم‌انداز فروش، سرمایه‌گذاری می‌کند؛ و سرمایه‌گذار نیز انتظارات خود درباره تورم، نرخ ارز و سیاست‌های دولت را در تصمیم‌هایش لحاظ می‌کند. حاصل تجمیع این انتخاب‌ها، همان چیزی است که در نهایت در آمارهای تورم، تولید، اشتغال و سرمایه‌گذاری مشاهده می‌کنیم. این نگاه، به‌ویژه پس از تجربه رکود تورمی دهه ۱۹۷۰ میلادی، اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ دوره‌ای که بسیاری از اقتصادهای پیشرفته هم‌زمان با افزایش قیمت‌ها و ضعف رشد اقتصادی مواجه شدند. تجربه آن سال‌ها نشان داد که سیاست‌گذار نمی‌تواند صرفاً با اتکا به روابط آماری گذشته، پیامد تصمیم‌های خود را پیش‌بینی کند. انتظارات مردم و میزان اعتبار سیاست‌های اعلام‌شده و اعتماد مردم به نظام سیاسی نیز اهمیت تعیین‌کننده دارند. موضوعاتی که در معمولا مغفول هستند و اغلب افرادی تصمیم گیر و مشاور هستند که دید حسابداری به حوزه های پیچیده سیاستگذاری دارند. مثلا در ایران نمی‌توان از یک سو با کسری بودجه مزمن، رشد نقدینگی و سیاست‌های ارزی ناپایدار به دامن زد و از سوی دیگر انتظار داشت با قیمت‌گذاری دستوری یا بخشنامه‌های مقطعی، ثبات پایدار ایجاد شود. وقتی خانوار و بنگاه به تداوم تورم باور دارند، رفتارشان نیز با همین انتظار سازگار می‌شود؛ از خرید زودهنگام کالا گرفته تا انتقال پس‌انداز به دارایی‌هایی که تصور می‌کنند ارزش خود را بهتر حفظ می‌کنند. این رفتارها به نوبه خود می‌توانند مهار تورم را دشوارتر کنند. البته اعتبار سیاست‌گذار فقط با اعلام اهداف به دست نمی‌آید. انضباط مالی، استقلال و پاسخ‌گویی نهادهای پولی، شفافیت تصمیم‌ها و سازگاری میان وعده‌ها و عملکرد، اجزای ضروری ساختن این اعتبار هستند. حتی سیاست درست، اگر دیرهنگام یا بدون پشتوانه نهادی اجرا شود، ممکن است اثرگذاری محدودی داشته باشد. درس مهم نوبل امسال این نیست که برای ایران نیز بسیار مهم است، این است که را نمی‌توان با مدلهای ریاضی اداره کرد؛ سیاست اقتصادی زمانی موفق می‌شود که سازوکار شکل‌گیری انتظارات و واکنش مردم به تصمیم‌های دولت را جدی بگیرد. ✅نکته مهم جوایز نوبل اقتصاد در دهه اخیر تمرکز بر موضوعات نهادی و سیاسی و اجتماعی به جای توجه صرف به مدلهای ریاضی است. اصل مهمی که اگر به آن توجه می شد شاید در ایران شاهد وقایعی مانند آبان 98 یا دیماه 1404 نمی بودیم. https://fxtwitter.com/MahdiRobatii/status/2109613507360505984
🟣تیموس و سیاست خارجی آمریکا ✍️فرانسیس فوکویاما 🔻۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ 🔸به نظر می‌رسد مارکو روبیو از نوشته‌های من درباره «شناخته‌شدن» (ارزیابی و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن شایستگی) نقل‌قول کرده است، اما آن را درک نمی‌کند. وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، در روز ۷ اکتبر در «پنیکس» (Pnyx) در آتن سخنرانی کرد؛ مکانی درست زیر پارتنون که من نیز چند سال پیش در آنجا سخنرانی کرده بودم. به نظر می‌رسد یکی از متن‌نویسان او کتاب‌های من را می‌خوانده است، چرا که در هسته اصلی سخنرانی‌اش از «تیموس» (Thymos)(او آن را به صورت thumos حرف‌نویسی می‌کند) به عنوان ارزش محوری تمدن غربی یاد می‌کند. این سخن تا حدی درست است، اما درک روبیو از این مفهوم بسیار ناقص و دارای ضعف است. وزیر امور خارجه چنین می‌گوید: ┌──────────────────────────────────────────────────────────┐ [نقل‌قول مارکو روبیو] «برای یونانیان باستان، تلاش برای رسیدن به تعالی و برتری، اصلِ بنیادینِ وجودِ انسان بود. آنان تمامی زندگی مدنی را حول محور رقابت، جاه‌طلبی و هم‌آوردی سازماندهی کرده بودند: در فلسفه و شعر، در مجسمه‌سازی و نمایشنامه، در ورزش و هنر، و در جنگ و کشورداری. شهرِ کلاسیکِ یونانی، عرصه‌ای بود برای مردان بزرگ تا خود را بیازمایند و اثبات کنند؛ تا پتانسیل خود را از طریق کشمکش مداوم پرورش دهند—برای اینکه بهترین، قوی‌ترین و زیباترین باشند و جان‌فشانی کنند تا هرچه بیشتر به کمال نزدیک شوند. می‌دانم که برای گوش‌های امروزی، آنچه توصیف کردم و این شیوه از زندگی ممکن است عجیب و حتی بی‌رحمانه به نظر برسد. ایده‌آلِ ایدئولوژی‌های متعددِ زمانه ما، صراحتاً به دنیایی از امنیتِ کامل، خالی از ریسک یا شکست تبدیل شده است؛ دنیایی بدون شکوهِ پیروزی و بدون شرمساریِ شکست... شهر-دولت‌های یونان باستان پر از شور و اشتیاقِ شدید، رقابت، فرقه‌گرایی و کشمکش بودند. اما از دلِ همین تلاشِ مداوم برای تمایز و برتری بود که شکوفایی بزرگِ هنر، فلسفه، و انرژیِ سیاسی و فکری پدید آمد؛ همان انرژی‌ای که مجموعه‌ای از شهرهای مدیترانه‌ای را به زادگاهِ بزرگ‌ترین تمدنِ جهان تبدیل کرد. «توموس» (Thumos)، آن‌گونه که یونانیان باستان می‌نامیدند—آتشِ اشتیاق، قدرت، شجاعت و غرور—قلبِ تمدن‌های بزرگ است. و بدون آن؟ بدون آن، ملت‌ها اراده خود برای جنگیدن، اراده برای تلاش کردن و اراده برای بقا را از دست می‌دهند.» └──────────────────────────────────────────────────────────┘ من در سال ۱۹۹۲ در کتاب پایان تاریخ و انسان آخرین به تفصیل درباره «تیموس» نوشتم و در خاطرات جدیدم با عنوان در قلمرو انسان آخرین دوباره به آن بازگشته‌ام. تیموس—غرور، غیرت/شورمندی، و میل به به‌رسمیت‌شناخته‌شدن—واقعاً برای تمدن غربی مهم است. اما روبیو درک بسیار سطحی و تقلیل‌یافته‌ای از آن دارد و نمی‌داند که تیموس چگونه می‌تواند یک تیغ دو لبه باشد. تیموس نه تنها در هسته تمدن غربی، بلکه همان‌طور که هگل و مفسر او آلکساندر کوژو اشاره کرده‌اند، در هسته کلِ سیاست قرار دارد. نخستین نبرد خونین میان انسان‌های اولیه، ناشی از میل به سلطه و به‌ رسمیت‌شناخته‌شدن و تمایل به ریسک‌کردن بر سر جان بود. این نبرد برای سلطه، به جامعه‌ای از اربابان و بردگان منجر می‌شود که در آن هیچ‌یک از دو طرف کاملاً راضی نیستند—برده به دلایل مشخص، و ارباب نیز به این دلیل که توسط کسی به‌رسمیت شناخته شده که صرفاً یک برده است. راه حل این مشکل در طول زمان تاریخی و با ظهور جامعه‌ای متکی بر به‌رسمیت‌شناختن متقابل و برابرِ همه انسان‌ها شکل می‌گیرد. چنین جامعه‌ای برای نخستین بار در «اعلامیه حقوق بشر و شهروند» در انقلاب فرانسه و همچنین «منشور حقوق» در قانون اساسی ایالات متحده بیان شد. هر دو بر یک فکره بنیادین مسیحی استوارند: برابری جهانی همه انسان‌ها در برابر خدا. جوامع لیبرال، برابریِ کرامتِ انسانی را با اعطا و حمایت از حقوق پایه بشر به‌رسمیت می‌شناسند. من در کتاب پایان تاریخ و انسان آخرین دو واژه جدید ساختم: ایزوتیمیا (Isothymia) و مگالوتیمیا (Megalothymia). ایزوتیمیا عبارت است از میل به به‌رسمیت‌شناخته‌شدنِ برابر، که اساساً بنیاد هر دمکراسی مدرنی است. انسان‌ها هنگامی که مورد بی‌احترامی قرار می‌گیرند یا کرامت بنیادی‌شان کمتر از گروه یا فرد دیگری تلقی می‌شود، جهانی از خشم و سرخوردگی را احساس می‌کنند. سیاست قطبی‌شده امروز ناشی از ایزوتیمیاست: سیاستِ هویت در جناح چپ بر اساس خواست گروه‌های حاشیه‌ای برای به‌رسمیت‌شناخته‌شدنِ برابر است، و نسخه نوظهور جناح راست بر اساس روایتِ قربانی‌شدنِ سفیدپوستان یا مسیحیان شکل گرفته است. مگالوتیمیا در مقابل، دو چهره (یقه‌چرکین/دوگانه) دارد. می‌تواند منبع پیشرفت بشر باشد، یا سرچشمه بزرگ‌ترین جنایات و استبدادهایی که جوامع بشری تحمل کرده‌اند.
وزیر امور خارجه، روبیو، درست می‌گوید که تلاش برای برتر بودن از دیگران، منبع تمام تعالی‌های بشری در هنر، ورزش، اقتصاد یا سیاست است. اما اراده برای برتر بودن از دیگران می‌تواند به سلطه‌گری، استبداد و جنایات توصیف‌ناپذیر منجر شود. جورج واشنگتن، آبراام لینکلن و وینستون چرچیل هدایت‌شده توسط مگالوتیمیا بودند—اما هیتلر، استالین و پول پوت نیز دقیقاً همین‌طور بودند. بنابراین، تیموس یک معمای پیچیده برای دمکراسی‌ها ایجاد می‌کند. حقوق برابری که توسط یک دولت لیبرال محافظت می‌شود بر ایزوتیمیا (خواستِ به‌رسمیت‌شناختنِ برابرِ کرامت انسانی) استوار است. اما یک جامعه موفق به تمام دلایلی که روبیو مطرح می‌کند به مگالوتیمیا نیز نیاز دارد: به ریسک‌پذیران، نوآوران و شهروندان شجاعی نیاز دارد که حاضرند به نمایندگی از هم‌نوعان خود بجنگند. مسئله این است که نخست، فرم‌های خوب و بدِ مگالوتیمیا را از هم تشخیص دهیم، و دوم، این شور و اشتیاق را به سمت فعالیت‌هایی هدایت کنیم که به نفع جامعه بزرگ‌تر باشد. من در سال ۱۹۹۲ در کتاب پایان تاریخ و انسان آخرین درباره دونالد ترامپ نوشتم. من به دنبال خروجی‌های مثبت برای مگالوتیمیا بودم و استدلال کردم که یک اقتصاد سرمایه‌داری میل به سلطه‌گری را تخلیه کرده و آن را به سمت تجارت هدایت می‌کند. هرگز تصور نمی‌کردم که چند دهه بعد، دونالد ترامپ به ثروتمند بودن قانع نباشد، بلکه قدرت سیاسی را نیز بخواهد. ترامپ نمونه کاملِ یک مگالوتیمیای مهارنشدنی و بی‌حدومرز است. او نمی‌تواند میان ویژگی‌های خوب و بدی که شایسته تقدیر هستند تمایز قائل شود، و نه کیفیتِ قضاوتِ کسانی که او را تحسین می‌کنند برایش مهم است. او می‌خواهد چهره‌اش روی کوه راشمور به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رؤسای جمهور آمریکا تراشیده شود، اما در عین حال به دنبال تمجیدهای حقیرانه‌تری مانند جایزه صلح نوبل یا ثبت نامش روی مرکز کندی است. او اخیراً به مگی هابرمن فهرستی از قدرتمندترین حکمرانان تاریخ را نشان داد که به‌وضوح آنان را تحسین می‌کرد و می‌خواست با آنان برابری کند. این فهرست شامل چنگیز خان، آتیلا، ناپلئون، مائو و استالین بود و حتی نام یک دولتمرد دمکراتیک در آن به چشم نمی‌خورد. میلِ وزیر روبیو برای باقی ماندن در سمتِ خوبِ رپیس‌جمهورش باعث می‌شود که واقعیت را مانند یک چوب‌شور تاب دهد و تحریف کند. او از اتحاد میان ایالات متحده و اروپا بر اساس ارزش‌های مشترک سخن می‌گوید، در حالی که چشم خود را بر روی رئیس‌جمهوری می‌بندد که به‌وضوح ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ را بسیار بیشتر از رهبران کشورهای دمکراتیک تحسین می‌کند. او از شگفتی‌های علم و فناوریِ خلق‌شده توسط تمدن غربی می‌گوید، در حالی که دولت او بودجه تحقیقات علمی را در سراسر کشور کاهش می‌دهد. او توافق بر سر گرینلند را جشن می‌گیرد، بدون اینکه به تمایل خود برای قاپیدن آن از دانمارک اشاره کند. وزیر روبیو، تیموس را بدون توجه به اهدافی که به سمت آن هدایت می‌شود، تحسین می‌کند. شایسته است او به یاد آورد که زیاده‌روی در مگالوتیمیا بود که آلکیبیادس و آتنی‌ها را به سمت لشکرکشی فاجعه‌بار به سیسیلی کشاند؛ رویدادی که توسیدید توضیح می‌دهد آغازِ شکست آنان در جنگ پلوپونز بود. وزیر همچنین باید کمی بر روی این خطوط از اعلامیه استقلال تمرکز کند: «ما این حقایق را بدیهی می‌دانیم که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند.» این اصلِ برابریِ انسان‌ها است—و نه تجلیل از افراد بزرگ—که طی دهه‌ها زیربنای بخش زیادی از سیاست خارجی آمریکا بوده است. برای همین اصل است که بنیان‌گذاران، و همچنین نسل‌های متوالی از آمریکایی‌ها، سوگند یاد کردند که جان، مال و شرفِ مقدس خود را فدا کنند. 🔻درباره نویسنده: فرانسیس فوکویاما، پژوهشگر ارشد اولیویه نوملینی در دانشگاه استنفورد است. جدیدترین کتاب او «در قلمرو انسان آخرین» نام دارد. او همچنین نویسنده ستون «صراحتاً فوکویاما» (Frankly Fukuyama) است که از نشریه American Purpose به Persuasion منتقل شده است. 🔻شرح تصویر: وزیر امور خارجه ایالات متحده، مارکو روبیو، در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ در پنیکسِ آتن سخنرانی می‌کند. (عکس: مارک شیفلبین / استخر خبری / ای‌اف‌پی از طریق گتی ایمیجز.) 🔻پیوند به اصل مقاله: https://open.substack.com/pub/persuasion1/p/thymos-and-american-foreign-policy?utm_source=share&utm_medium=android&r=2sx805 🔻پیوند به این فرسته در https://x.com/FGhoddoussi/status/2109730683077992702?s=20X:
🔴 نقش الهیات آخرالزمانی در حمله به ایران! 🟡 دکتر علی عبدی (کارشناس مسائل بین الملل): برای آمریکا پس از جنگ جهانی دوم و همچنین برای رژیم صهیونیستی، هیچ جنگی به اندازه جنگ با ایران؛ رنگ و بوی الهیات آخرالزمانی پیدا نکرده است! 🟢 از زمانی که دولت نتانیاهو بر سر کار آمد، از سوی اپوزیسیون اسرائیل ۳ انگ را متوجه خود دید: ۱. دولت تبهکاران ۲.دولت شرعی یا فقهی؛ با این ادعا که این افراد می‌خواهند که تمام ۶۱۳ حکم فقهی یهود را اجرا کنند ۳. دولت آخرالزمانی، مسیحا و موعودگرا 🔵 دختر ترامپ پیش از اینکه همسر کوشنر شود، معشوقه‌ی رأس خانواده روتشیلدها بود و به همین دلیل خانواده‌ی ترامپ روابط بسیار نزدیکی با روتشیلدها دارند و ترامپ ۳بار با حمایت آنها از ورشکستگی نجات پیدا کرد! 🎬 ویدیوی کامل در کانال  [یوتیوب](https://youtu.be/vybo5inPHWs?is=tJYfNEu8bFAXzI2M) و [آپارات](https://www.aparat.com/v/fwhq435) و [روبیکا](https://rubika.ir/vod/290301) با پخش گفت‌وگوهای در فضای مجازی از ما حمایت کنید.
«انقلابی، باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید شرایط زمانه را درک کند. مسئله این‌طور ساده نیست که یکی را رد کنید یکی را اثبات کنیم، یکی را قبول کنیم؛ این‌طوری نمی‌شود. ✓ باید دقیق باشید، ✓ باید شور انقلابی را حفظ کنید، ✓ باید با مشکلات هم بسازید، ✓ باید از طعن و دق دیگران هم روگردان نشوید؛ ❗️ اما باید خامی هم نکنید؛ مراقب باشید. ۱۳۸۹/۷/۲۹ کتاب «عهد مشترک»
مأیوس نشوید، در صحنه بمانید؛ اما دقت کنید و مواظب باشید، رفتار بعضی از کسانی که به نظر شما جای اعتراض دارد، شما را عصبانی نکند، شما را از کوره در نبرد. رفتار و ، یک چیز لازمی است.» ۱۳۸۹/۷/۲۹ کتاب «عهد مشترک»
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقامیری: فناوری بومی ایران ارتباط پایانه‌های استارلینک را مختل کرد دبیر شورای عالی و مرکز ملی فضای مجازی : 🔹ارتباط پایانه‌های زمینی استارلینک با ماهواره‌های آن از طریق فناوری‌های ارتباطی شکل می‌گیرد که با وجود پیچیدگی، مانند هر فناوری دیگری در دنیا قابل مدیریت و مواجهه است. 🔹سامانه‌های بومی برای شناسایی پایانه‌ها و قطع ارتباط میان پایگاه‌های زمینی و ماهواره‌ای طراحی و آزمایش شده است. 🔹گزارش‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهد که اعمال مداخلات فنی موجب بروز افت شدید بسته داده (پکت‌لاس تا ۸۰ درصد) و مختل‌شدن شبکه شده است که امکان مدیریت این فناوری را هم از سمت زمین و هم از سمت آسمان اثبات می‌کند. 🔹 ایران آمادگی دارد این دانش فنی بومی را با کشورهای همسو به اشتراک بگذارد؛ ضمن آنکه وزارت ارتباطات نیز پیگیری‌های حقوقی و فنی مؤثری را در اتحادیه جهانی مخابرات دنبال کرده است. @TasnimNews