معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
❌آل سعود از سال ۲۰۱۹ به اسم گردشگری و محیط زیست رویدادی را با عنوان «موسم الریاض» به اجرا میگذارد و به مدت ۷۰ روز، آنچه که از دوران جاهلیت عرب در شبهجزیره حجاز قفل بود را انجام میدهند. دوره هفتم این فستیوال از ۲۷ مهر آغاز میشود. آقایانِ دولتِ ایران، لطفاً، والاغیرتاً، انصافاً، التماساً، وجداناً، شرافتاً در مراسم افتتاحیه شرکت نکنید.
⚠️ با این وضعیتی که یمن سر عربستان در آورده احتمالا برنامه به تعویق میافتد اما به هر صورت حداقل آن است که ما در این مراسم مشارکت نداشته باشیم و احیانا کیک افتتاحیه را نَبُرّیم! آقای علیاکبر صالحی خصوصاً شما و دوستانتان به اسم سازمان ایران شناسی پا نشوید بروید ریاض در صف رقص شمشیر قرارتان بدهند! بعد بگویید در معذور بودیم و مجبورمان کردند!
✍اللهکرم مشتاقی
🔰 وزیر خارجه عمان آب پاکی رو روی دست کسانی ریخت که فکر میکردند با مذاکره با عمان و نشست صلاله میتوانند مساله تنگه هرمز را حل کنند.
وزیر خارجه عمان: توافق درباره تنگه هرمز به نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا بستگی دارد
شبکه الحدث به نقل از وزیر امور خارجه عمان گزارش داد که نهایی شدن توافق با ایران درباره تنگه هرمز، به نتایج مذاکرات میان تهران و واشنگتن وابسته است./جماران
🔹مجید شاکری:
من به تلاش ارزشمند و موثر براى توقف مسير غيرقانونى در جنوب خليج فارس از طريق شليك به كشتى ها احترام مى گذارم، اما اين روش مطلقا به اندازه توقف ابتدا و انتهاى اين مسير مفيد نيست. اين حقيقت عقلى را نمى توان كتمان كرد.
https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2110287215280402658
🔹مجید شاکری:
اگر نبود اعتماد مطلق من به لطف خداوند، به اين نتيجه مى رسيدم كه خطاى ايران در پرونده امارات، يك اشتباه غير قابل جبران است.
https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2110284671196209210
دنی سیترینوویچ پژوهشگر اندیشکده مطالعات امنیت ملی و رئیس سابق بخش میز ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل در خصوص تحولات اخیر میان انصارالله و عربستان در حساب کاربریاش در ایکس نوشت:
همانطور که بارها استدلال کردهام، عربستان سعودی از توانمندیهای نظامی قابلتوجهی برخوردار است، اما در مقایسه با انصارالله، چیزهای بسیار بیشتری برای از دست دادن دارد.
مشکل اساسی ریاض این است که افزایش فشار نظامی لزوماً به بازدارندگی مؤثر منجر نمیشود. حتی ممکن است نتیجه کاملاً معکوس باشد: انصارالله بارها نشان دادهاند که در مواجهه با قدرت نظامی بیشتر، بهجای عقبنشینی، دامنه درگیری را گسترش میدهند.
عربستان سعودی پیشتر نیز به بهای سنگینی دریافته است که قدرت هوایی بهتنهایی نمیتواند انصارالله را شکست دهد. این راهبرد در گذشته شکست خورده است و دلیل چندانی وجود ندارد که تصور کنیم این بار موفق خواهد شد. در همین حال، در عرصه زمینی نیز پرسشهای جدی درباره توانایی نیروهای مورد حمایت عربستان برای بازپسگیری مناطقی که از دست دادهاند، همچنان پابرجاست.
این وضعیت، نوعی عدم توازن راهبردی خطرناک ایجاد میکند. عربستان سعودی زیرساختهای حیاتی، سرمایهگذاریهای اقتصادی کلان، اعتبار بینالمللی و برنامههای بلندپروازانه توسعهای خود را در معرض خطر میبیند. در مقابل، انصارالله نقاط آسیبپذیر بسیار کمتری دارند و نشان دادهاند که آمادگی قابلتوجهی برای تحمل ضربات و ادامه جنگ دارند.
ما بهتدریج بهسوی یک جنگ فرسایشی طولانیمدت پیش میرویم؛ جنگی که در آن بعید است هیچیک از طرفین به پیروزی قاطعی دست یابد. اما هزینههای این جنگ بهطور یکسان میان طرفین تقسیم نخواهد شد.
نتیجه روشن است: عربستان سعودی ممکن است از برتری نظامی چشمگیری برخوردار باشد، اما انصارالله میدانند که برای تحمیل هزینهای غیرقابلتحمل به ریاض، نیازی به شکستدادن ارتش عربستان ندارند.
دقیقاً همین مسئله است که این درگیری را برای پادشاهی سعودی تا این اندازه خطرناک میکند.
مگر آنکه مسیر جنگ بهطور اساسی تغییر کند؛ چه از طریق ورود بازیگران جدید به ائتلاف تحت رهبری عربستان و چه با دستیابی به یک پیشرفت عمده در عملیات زمینی؛ دو سناریویی که در شرایط کنونی هیچیک چندان محتمل به نظر نمیرسند. در غیر این صورت، احتمال گرفتارشدن طرفین در یک جنگ فرسایشی طولانیمدت روزبهروز بیشتر میشود.
و در چنین جنگی، عربستان سعودی چیزهای بسیار بیشتری برای از دست دادن دارد.
#یمن #حوثیها
منبع:
https://x.com/citrinowicz/status/2110033311338786999
به گزارش «مجمع بینالمللی خلیجفارس» و بر اساس ارزیابی جامع گروهی از پژوهشگران و تحلیلگران ارشد ژئوپلیتیک از جمله دانیا ظافر، دیوید دس روچس، و عبدالله باعبود، معماری امنیتی سنتی در خاورمیانه و شمال آفریقا دچار فروپاشی ساختاری شده و منطقه در حال گذار به یک نظم شبکهای، سیال و به شدت شکننده است.
در این تحلیل راهبردی تاکید شده است که به دنبال رویدادهای پس از هفتم اکتبر و بسط دایره تنشها، کشورهای حاشیه خلیج فارس اکنون خود را در محاصره یک «تهدید دوگانه» میبینند؛ از یک سو، ظهور رویکرد به شدت تهاجمی اسرائیل که با بهرهبرداری از تشتت تاریخی اعراب به دنبال تثبیت هژمونی منطقهای خود است و از سوی دیگر، ایرانی که اگرچه بازدارندگی نیابتی و انسجام داخلی آن تحت فشارهای بیسابقه قرار گرفته، اما همچنان با اتکا به استراتژی جنگ نامتقارن و توانمندیهای پهپادی و موشکی، میتواند زیرساختهای حیاتی و شریانهای انرژی منطقه را با چالشی جدی مواجه سازد.
کارشناسان این نهاد استدلال میکنند که کاهش اعتماد به تضمینهای امنیتی ایالات متحده—به دلیل اتخاذ رویکردی کاملاً معاملهگرایانه، متناقض و غیرقابل پیشبینی در قبال متحدان—خلاء عمیقی ایجاد کرده است؛ با این حال واشنگتن همچنان بازیگری غیرقابل جایگزین است، چرا که هیچ قدرت جایگزینی، حتی چین با وجود نفوذ فزاینده اقتصادیاش، تمایل یا توانی برای پذیرش مسئولیتهای امنیتی در این جغرافیای پرآشوب ندارد.
در ادامه این گزارش و با واکاوی استراتژیهای انطباقی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای، تصریح شده است که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای تضمین بقا و مصون نگهداشتن کلانپروژههای توسعه اقتصادی خود از ترکشهای جنگ، به استراتژی «تنوعبخشی راهبردی» و استقلال منعطف روی آوردهاند؛ رویکردی عملگرایانه که شامل گسترش پیوندهای تجاری و فناوری با قدرتهای آسیایی نظیر چین، هند و ژاپن و تعمیق روابط با قدرتهای میانهای مانند ترکیه است.
با این وجود، تحلیلگران هشدار میدهند که این موازنه قوا به دلیل رقابتهای پنهان درونگروهی (بهویژه تفاوت دیدگاههای راهبردی میان ریاض و ابوظبی) و امتناع شرکای آسیایی از ارائه چتر امنیتی، دارای محدودیتهای ذاتی است.
این تحلیل جامع در نهایت نتیجهگیری میکند که خاورمیانه جدید نه به سمت یک ثبات پایدار یا حلوفصل قطعی منازعات، بلکه به سوی دورهای طولانی از مدیریت بحران و نوسانات ژئوپلیتیکی پیش میرود؛ وضعیتی که در آن فاصله گرفتن از اهداف حداکثری، تقویت تابآوری شبکههای یکپارچه دفاعی عربی، حفظ مجاری دیپلماتیک با تهران برای جلوگیری از خطای محاسباتی و ادغام الزامات امنیتی با اولویتهای اقتصاد پساانرژی، تنها مسیرهای گریز از فروپاشی سیستماتیک در این نظم چندقطبی نوظهور خواهند بود.
منبع:
https://gulfif.org/app/wp-content/uploads/2026/09/Toward-a-New-Order-in-MENA-Regional-Geopolitics-Report.pdf
هدایت شده از سرباز روح الله رضوی
از استودیو زدم بیرون. قفل دوچرخه را باز کردم و کلاه را گذاشتم سرم. هنوز روی زین نشسته بودم و محمد هم همراهم بود. از کنار پیرمردی رد شدیم که ماسکی سفید از گردنش آویزان بود. گوشیاش را گرفته بود کنار گوشش و فایلی گوش میداد. صدای برنامه خود ما شنیده میشد. هنوز نیم ساعت از تمام شدن برنامه نگذشته بود و داشت از روی تلوبیون فایل برنامه را میدید؛ دقیقتر بگویم میشنوید. محمد اشارهای سمت پیرمرد کرد و از من جدا شد.
خواستم به مسیرم ادامه بدهم اما برگشتم و سمت پیرمرد گفتم:
- چی گوش میدی حاجی؟
جواب داد:
- هیچی بابا
سرش را باز گرفت سمت تلفنش.
مجددا پرسیدم؟
- چی گوش میدی؟
- یه برنامه است؛ چیز خاصی نیست.
مسیرش را به سمت پیاده رو از من دورتر کرد. باز پرسیدم؟
- حالا چی میگن؟ حرف حساب میزنن؟
- والااااا .... وایستا ببینم تو خودشی؟
گوشی را گرفت پایین و آمد سمت من. دستم را به سمت پیرمرد دراز کردم. پیرمرد دست داد. پوست دستش خشک خشک بود. من را بغل کرد و چند سرفه خشک هم چاشنی بغلش بود. دستش را جلوی دهانش گذاشت و گفت:
- شما که برنامه دارید انصافا بگید مسوولین کشور به فکر مردم باشن. اینها درد مردم رو نمیفهمن. تا وقتی سفره مسوول با مردم فرق بکند شرایط همین است.
ادامه داد:
- من جانباز شیمیایی هستم اما ادعایی ندارم. توی یکی از روستاهای کرمان که بودم پیرزنی توی محل ما بود که پنج تا مرغ داشت. روزی پیر زن پنج تا تخم مرغ روزانه بود که می فروخت و زندگی میکرد. از این پنج تا دو تایش را گذاشته بود کنار برای جبهه. من وقتی همچین آدمهایی دورم میدیدم فکر نمیکردم که اگه خانواده شهیدم یا جانباز شدم دارم کار خاصی میکنم. وقتی به من میگن چرا از اون تسهیلات استفاده نمیکنی اعتقادم اینه که اون پیرزن هم از این مملکت سهم داره. مردم ما اینطوری وایستادند.
اینها را میگفت و سرفههای خشکش ادامه داشت...
#به_وقت_ایران_نامه
تریتا پارسی در گفتگو با گلن دیسن (@Glenn_Diesen) بررسی عمیقی روی مقالهٔ جنجالی اسرائیل انجام داده است که دکترین امنیتی جدید این رژیم را تشریح میکند.
این مقاله توضیح میدهد که اسرائیل جنگ را وضعیتی دائمی و ترجیحدادهشده میداند و به کشورهای عربی صرفاً به چشم مجموعهای از قبایل مینگرد، نه دولتهایی واقعی؛ و در نتیجه، برای اسرائیل «طبیعی» است که آنها و کل منطقه را بیثبات کند تا امنیت خود را افزایش دهد.
همپیمان شدن با اسرائیل که از چنین دکترین پیروی میکند، مستلزم آن است که ایالات متحده و غرب نیز به دولتهایی تبدیل شوند که جنگ را وضعیتی دائمی و مطلوب تلقی میکنند.
https://youtu.be/7m9IFCdKrkc?is=kTj6yzS6FnrTBt07
آنقدر که لازمه درباره تحریم صحبت نمیکنیم. اینکه تحریم فرمی از جنایت جنگیه و مجازات گروهی و ابزار خاموش کشتار جمعی. اینکه تا پیش از سال ۹۰ و شروع تحریمها، تمام روندها در ایران، از سایز اقتصاد و محدودیت فساد تا نقش اجتماعی زنان و توان جامعه مدنی همه رو به رشد بودند تا اینکه با شروع تحریم و با ژستهای انسانی و به اسم «محدود کردم حاکمیت»، ایران به عنوان یک ملت مورد حمله قرار گرفت.
اینکه حاکمیت نمیفهمید چه بلایی داره سر ایران میاره. فکر میکرد «قبلا هم تحریم بودهایم» و تحریمهای ثانویه هم چیزی مثل آنهاست. که اثری نداره و «کاغذپاره» است و ما در هر صورت کار خودمون رو میکنیم. احمدینژاد، این زباله ابدی و ازلی، رو به ما حقنه کردند و ایران رو بردند در مسیری که نباید. اسمش رو هم گذاشتند «بصیرت».
اینکه گروههایی از جامعه به استقبال تحریم رفتند و برای این جنایت هورا کشیدند. نمیفهمیدند که دارند به پای خودشون شلیک میکنند. نمیفهمیدند استانداردهای زندگیشون چه سقوطی خواهد کرد و تا سه دهه ایران به پیش از سال ۹۰ بازنخواهد گشت. اینکه نفرت از حاکمیت رو توجیهکننده نابودی تدریجی ایران کردند و اسمش رو گذاشتند «فعالیت سیاسی».
اینکه اگر ایران زیر این فشار وحشیانه نابود نشد محصول مفهوم «ملت» بود که خیلی پیش از کشورهای همسایهاش در آن شکل گرفته بود و نیز زیرساخت صنعتیای که نگذاشت کشور از پا بیافتد. و آدمهای نازنینی که هر روز از خواب بیدار میشوند تا نگذارند این سرزمین بمیره. مهندسی که نمیگذاره چراغ خانهها خاموش بشه. معلمی که تلاش داره نسل بعدی بهتری رو تربیت کنه. آنکه مینویسه. آنکه میسازه. آنکه ایران رو وجهالمصالحه دعوا با حاکمیت نمیکنه.
اینکه در نهایت تحریم هنوز آنطور که باید فهمیده نشده و آنقدر که لازمه از آنهایی که میخواستند با این جنایت جلوی رشد ایران رو بگیرند (جدای از اینکه چه کسی بر این خاک حکومت میکنه) نفرت در دل نداریم.
آخ از ایران. این خطه ایران مهین، این وطن من.
https://x.com/HosseinHamdieh/status/2110238990993400004
381.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 امیر قطر، در پیامی خطاب به قطریها: باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده باشیم و همه، اعم از نهادها و شهروندان، مسئولیتهای خود را بر عهده بگیرند
🔻 *تاریخسازی برای سیاست
*
🔹ارجاعات تاریخی جواد ظریف و محمود سریعالقلم به تجربه کشورهای دیگر، بیش از آنکه تصویری دقیق و جامع از تاریخ به دست دهند، اغلب در خدمت صورتبندی مواضع سیاسی مشخصی قرار میگیرند. مسئله این نیست که روایتهای آنان لزوماً نادرست است؛ مسئله این است که بخشی از واقعیت تاریخی برجسته میشود و بخشهای دیگر، گاه تعیینکنندهترین وجوه آن، به حاشیه میروند یا اساساً نامرئی میمانند.
🔹 این تفاوت مهمی است. هر روایت تاریخی، بهناچار، بر انتخاب و برجستهسازی برخی از وقایع استوار است؛ اما مسئله از جایی آغاز میشود که این انتخاب نه تابع ضرورتهای پژوهش تاریخی، بلکه تابع نتیجهای از پیش تعیینشده باشد. در چنین وضعیتی، تاریخ دیگر موضوع شناخت نیست؛ به ابزاری برای اثبات یک موضع سیاسی بدل میشود.
🔹 شاید بتوان گفت این دو، صرفاً به دنبال سادهسازی تاریخ نیستند؛ مسئله فراتر از سادهسازی است. به نظر میرسد مواضع سیاسی آنان، در انتخاب بخشهایی از تاریخ و کنار گذاشتن بخشهای دیگر نقش تعیینکنندهای دارد. آنچه اهمیت دارد، همین سازوکار حذف و برجستهسازی است: چرا برخی تجربههای تاریخی روایت میشوند، اما پیچیدگیها، تناقضها و زمینههایی که میتوانند نتیجهگیری مطلوب را به چالش بکشند، کمتر مجال ظهور پیدا میکنند؟
🔹 پاسخ را باید در ایده سیاسی نهفته در پس این روایتها جستوجو کرد؛ ایدهای که میکوشد تصویری از ایرانِ «نرمالشده» بسازد؛ ایرانی که گویا برای رسیدن به وضعیت مطلوب، راهی جز توافق با آمریکا و تنظیم مناسبات خود با نظم مسلط جهانی ندارد. در این چارچوب، تاریخ کشورهای دیگر به صحنهای برای اعتباربخشی به یک نتیجه سیاسی از پیش پذیرفتهشده تبدیل میشود؛ گویی تجربه تاریخی ملتها، فارغ از تفاوتهای ساختاری، زمینههای سیاسی و مناسبات پیچیده قدرت، نسخهای آماده برای آینده ایران در اختیار ما میگذارد.
🔹 اما این شیوه، برخلاف ظاهر کارشناسی و ژست آکادمیکی که هر دو به خود میگیرند، لزوماً واجد اعتبار علمی نیست. اتفاقاً مسئله دقیقاً همینجاست: وقتی تاریخ برای تأیید سیاست به کار گرفته میشود، پیچیدگی واقعیت قربانی قطعیت روایت میشود.
🔹 تصمیمات تاریخی در خلأ شکل نمیگیرند؛ محصول تلاقی نیروها، محدودیتها، منافع، تصادفها و محاسباتیاند که گاه حتی برای کنشگران همان لحظه نیز بهطور کامل روشن نیستند. نمیتوان از میان این شبکه پیچیده، چند واقعه را برگزید، باقی را کنار گذاشت و سپس نتیجه گرفت که یک کشور تنها با پیمودن مسیری مشخص به سرنوشت مطلوب خواهد رسید.
🔹 چنین رویکردی، افزون بر آنکه تاریخ را از زمینه واقعیاش جدا میکند، به اعتبار فضای اندیشه و دانش نیز آسیب میزند. علوم انسانی قرار نیست برای سیاستمداران و نظریهپردازان سیاسی، شواهدی دستچینشده فراهم کند تا مواضعشان را در پوششی از اعتبار تاریخی عرضه کنند. وظیفه آن، درست برعکس، آشکار کردن پیچیدگیها، به پرسش کشیدن روایتهای مسلط و نشان دادن امکانهای متعددی است که در دل هر تجربه تاریخی وجود داشتهاند.
🔹 از این منظر، مسئله صرفاً اختلاف بر سر یک تفسیر تاریخی نیست؛ مسئله، تقلیل تاریخ به استدلالی سیاسی و پنهان کردن آن بخش از واقعیت است که با نتیجه مطلوب سازگار نیست.
🔹 این رفتار، هرچند ممکن است در پوشش زبان دیپلماتیک و تحلیل آکادمیک عرضه شود، در ماهیت خود رفتاری سیاسی و حتی تهاجمی است: سیاستی که نهفقط میخواهد آینده را تفسیر کند، بلکه میکوشد گذشته را نیز به شکلی بازآرایی کند که گویی از ابتدا در خدمت نتیجه امروز بوده است.
🔹 تاریخ اما اینقدر ساده نیست؛ و علوم انسانی را نمیتوان بیاعتنا به پیچیدگیهای آن، اینچنین ساده خرج مواضع سیاسی کرد.
*📝سید جواد نقوی*
هدایت شده از علیرضا زادبر
شکستِ بعد پیروزی!
دانشجو دختر ۱۹ یا ۲۰ ساله سر کلاس به من می گوید: آقای خامنه ای هم میتوانست مانند شهریور ۱۳۲۰ و رضاشاه سکوت کند و تسلیم شود تا کشور آسیب زیرساختی و اساسی متحمل نشود. از منظر آن دانشجو و قضاوت تاریخی او کار درست برای ایران تسلیم رضاه شاه بود نه ایستادگی خامنه ای شهید. استدلالش این بود که وقتی توان مقاومت مقابل قدرت های خارجی را نداری نباید اصرار کنی!!!!
خیلی غصه خوردم
خیلی ناراحت کننده بود.
به اندازه شنیدن خبر شهادت آقا
حتی بیشتر. چرا؟
ارتشی و پاسدار ما در برابر استعمار نظامی آمریکا ایستاده و تا این لحظه #زمین به اَجنبی متجاوز ندادهاند! اجازه ندادند خاک ایران اشغال و تصرف شود. اما باید پرسید پاسداران ذهن مردم کجای این نبرد ایستاده اند؟ در برابر استعمار فرهنگی و اشغال اذهان مردم چه کسانی با قلم و تولید اثر باید مقاومت کنند؟
اگر جمهوری اسلامی در جنگ نظامی مقابل استعمار پیروز شود و زمین به دشمن ندهد اما استعمار فکری و فرهنگی اذهان مردم را در اختیار داشته باشد شکست است.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory