381.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 امیر قطر، در پیامی خطاب به قطریها: باید برای بدترین سناریوهای ممکن آماده باشیم و همه، اعم از نهادها و شهروندان، مسئولیتهای خود را بر عهده بگیرند
🔻 *تاریخسازی برای سیاست
*
🔹ارجاعات تاریخی جواد ظریف و محمود سریعالقلم به تجربه کشورهای دیگر، بیش از آنکه تصویری دقیق و جامع از تاریخ به دست دهند، اغلب در خدمت صورتبندی مواضع سیاسی مشخصی قرار میگیرند. مسئله این نیست که روایتهای آنان لزوماً نادرست است؛ مسئله این است که بخشی از واقعیت تاریخی برجسته میشود و بخشهای دیگر، گاه تعیینکنندهترین وجوه آن، به حاشیه میروند یا اساساً نامرئی میمانند.
🔹 این تفاوت مهمی است. هر روایت تاریخی، بهناچار، بر انتخاب و برجستهسازی برخی از وقایع استوار است؛ اما مسئله از جایی آغاز میشود که این انتخاب نه تابع ضرورتهای پژوهش تاریخی، بلکه تابع نتیجهای از پیش تعیینشده باشد. در چنین وضعیتی، تاریخ دیگر موضوع شناخت نیست؛ به ابزاری برای اثبات یک موضع سیاسی بدل میشود.
🔹 شاید بتوان گفت این دو، صرفاً به دنبال سادهسازی تاریخ نیستند؛ مسئله فراتر از سادهسازی است. به نظر میرسد مواضع سیاسی آنان، در انتخاب بخشهایی از تاریخ و کنار گذاشتن بخشهای دیگر نقش تعیینکنندهای دارد. آنچه اهمیت دارد، همین سازوکار حذف و برجستهسازی است: چرا برخی تجربههای تاریخی روایت میشوند، اما پیچیدگیها، تناقضها و زمینههایی که میتوانند نتیجهگیری مطلوب را به چالش بکشند، کمتر مجال ظهور پیدا میکنند؟
🔹 پاسخ را باید در ایده سیاسی نهفته در پس این روایتها جستوجو کرد؛ ایدهای که میکوشد تصویری از ایرانِ «نرمالشده» بسازد؛ ایرانی که گویا برای رسیدن به وضعیت مطلوب، راهی جز توافق با آمریکا و تنظیم مناسبات خود با نظم مسلط جهانی ندارد. در این چارچوب، تاریخ کشورهای دیگر به صحنهای برای اعتباربخشی به یک نتیجه سیاسی از پیش پذیرفتهشده تبدیل میشود؛ گویی تجربه تاریخی ملتها، فارغ از تفاوتهای ساختاری، زمینههای سیاسی و مناسبات پیچیده قدرت، نسخهای آماده برای آینده ایران در اختیار ما میگذارد.
🔹 اما این شیوه، برخلاف ظاهر کارشناسی و ژست آکادمیکی که هر دو به خود میگیرند، لزوماً واجد اعتبار علمی نیست. اتفاقاً مسئله دقیقاً همینجاست: وقتی تاریخ برای تأیید سیاست به کار گرفته میشود، پیچیدگی واقعیت قربانی قطعیت روایت میشود.
🔹 تصمیمات تاریخی در خلأ شکل نمیگیرند؛ محصول تلاقی نیروها، محدودیتها، منافع، تصادفها و محاسباتیاند که گاه حتی برای کنشگران همان لحظه نیز بهطور کامل روشن نیستند. نمیتوان از میان این شبکه پیچیده، چند واقعه را برگزید، باقی را کنار گذاشت و سپس نتیجه گرفت که یک کشور تنها با پیمودن مسیری مشخص به سرنوشت مطلوب خواهد رسید.
🔹 چنین رویکردی، افزون بر آنکه تاریخ را از زمینه واقعیاش جدا میکند، به اعتبار فضای اندیشه و دانش نیز آسیب میزند. علوم انسانی قرار نیست برای سیاستمداران و نظریهپردازان سیاسی، شواهدی دستچینشده فراهم کند تا مواضعشان را در پوششی از اعتبار تاریخی عرضه کنند. وظیفه آن، درست برعکس، آشکار کردن پیچیدگیها، به پرسش کشیدن روایتهای مسلط و نشان دادن امکانهای متعددی است که در دل هر تجربه تاریخی وجود داشتهاند.
🔹 از این منظر، مسئله صرفاً اختلاف بر سر یک تفسیر تاریخی نیست؛ مسئله، تقلیل تاریخ به استدلالی سیاسی و پنهان کردن آن بخش از واقعیت است که با نتیجه مطلوب سازگار نیست.
🔹 این رفتار، هرچند ممکن است در پوشش زبان دیپلماتیک و تحلیل آکادمیک عرضه شود، در ماهیت خود رفتاری سیاسی و حتی تهاجمی است: سیاستی که نهفقط میخواهد آینده را تفسیر کند، بلکه میکوشد گذشته را نیز به شکلی بازآرایی کند که گویی از ابتدا در خدمت نتیجه امروز بوده است.
🔹 تاریخ اما اینقدر ساده نیست؛ و علوم انسانی را نمیتوان بیاعتنا به پیچیدگیهای آن، اینچنین ساده خرج مواضع سیاسی کرد.
*📝سید جواد نقوی*
هدایت شده از علیرضا زادبر
شکستِ بعد پیروزی!
دانشجو دختر ۱۹ یا ۲۰ ساله سر کلاس به من می گوید: آقای خامنه ای هم میتوانست مانند شهریور ۱۳۲۰ و رضاشاه سکوت کند و تسلیم شود تا کشور آسیب زیرساختی و اساسی متحمل نشود. از منظر آن دانشجو و قضاوت تاریخی او کار درست برای ایران تسلیم رضاه شاه بود نه ایستادگی خامنه ای شهید. استدلالش این بود که وقتی توان مقاومت مقابل قدرت های خارجی را نداری نباید اصرار کنی!!!!
خیلی غصه خوردم
خیلی ناراحت کننده بود.
به اندازه شنیدن خبر شهادت آقا
حتی بیشتر. چرا؟
ارتشی و پاسدار ما در برابر استعمار نظامی آمریکا ایستاده و تا این لحظه #زمین به اَجنبی متجاوز ندادهاند! اجازه ندادند خاک ایران اشغال و تصرف شود. اما باید پرسید پاسداران ذهن مردم کجای این نبرد ایستاده اند؟ در برابر استعمار فرهنگی و اشغال اذهان مردم چه کسانی با قلم و تولید اثر باید مقاومت کنند؟
اگر جمهوری اسلامی در جنگ نظامی مقابل استعمار پیروز شود و زمین به دشمن ندهد اما استعمار فکری و فرهنگی اذهان مردم را در اختیار داشته باشد شکست است.
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
موشک یا رفاه!
در حالیکه دانش آموزان فرانسوی کف خیابان هستند و مدارس به دلیل بحران خدمات و امنیت تعطیل است، با حضور رئیس جمهور این کشور موشک جدید بالستیک در دریا آزمایش شد! با این وجود نخبگان و بزرگان فرانسه نمیگویند: دنیا فردا، دنیا گفتمان است و نه موشک! بجای موشک و امنیت بفکر دانش آموز باشید!!! چون عقل و تجربه تاریخی دو جنگ جهانی بزرگ را دارند که اگر امنیت و قدرت نظامی نباشد، هیچ چیز نخواهد بود!
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
هدایت شده از علیرضا زادبر
31.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#منتشر_کنید
پاسخی از تاریخ به دکتر ظریف؛
ترکمنچای ننگین یا سند قابل دفاع؟
#علیرضا_زادبر
@Politicalhistory
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*⭕ مجری تلویزیون: ظریف را دعوت کردیم، قبول نکرد*
🔴 *ظریف ماجرای چین را از انتها تعریف میکند*
قدرت و پیشرفت چین نتیجه مذاکره با آمریکا نیست، بلکه مقدمهای بود که آمریکا را به سمت چین کشاند
📝 کبری آسوپار، دبیر گروه سیاست روزنامه فرهیختگان نوشت:
⬅️بخش اول
🔻 قصهای که محمدجواد ظریف از چگونگی توسعه و قدرتیافتن چین تعریف میکند، نهفقط نادیده گرفتن بخشهای مهمی از تاریخ توسعه چین است، بلکه تعریفکردن ماجرا از انتهای آن است. او آنچه را که مقدمهای بر سر میز مذاکره نشستن چین و آمریکا بوده، بهعنوان نتیجه آن مذاکره بیان میکند و بعد مطابق همه مثالهایی که در هر برههای، ظریف و همفکرانش از مذاکره میزنند، نتیجه میگیرد که پس ما هم باید به سمت مذاکره برویم.
🔻 آنچه در چنین روایتی وارونهنمایی میشود، این است که پیشرفت و قدرتگرفتن چین را نتیجه مذاکره با آمریکا میداند، نتیجه باور به اینکه میتوان با دنیا ارتباط برقرار کرد؛ اما در واقعیت، این پیشرفت و قدرت نه نتیجه، بلکه مقدمه ارتباط با دنیا یا مذاکره با آمریکاست. آمریکا با کشوری که آن را ضعیف ببیند، با زبان مذاکره حرف نمیزند، بلکه جنگندهها و بمبافکنهایش را میفرستد. البته قابلانکار نیست که ممکن است در تشخیص قدرت و ضعف کشورها دچار اشتباه محاسباتی شود، چنانچه در جنگ رمضان علیه ایران چنین اتفاقی رخ داد، اما نکته آن است که یکی از مبانی آمریکا برای نشستن پای میز مذاکره، قدرتمند تشخیصدادن طرف مقابل است.
🔻 آمریکا هرگز با کشورهای ضعیف و غیرمستقل رابطه برابر برقرار نکرده است؛ بنابراین، تجویز «با آمریکا بستن و مشکل را حلکردن» بدون توجه به پیشنیازهای قدرت، یک تجویز نادرست و حتی خطرناک است که میتواند آینده یک کشور و یک ملت را به معرکهای ناپیدا کرانه ببرد. سخنان تازه منتشرشده ظریف البته جدید نیست و برای اردیبهشت ۱۴۰۴ است؛ وقتی هنوز این دو جنگ را تجربه نکرده بودیم؛ اما اینجا صحبت از نقد یک تئوری فارغ از گوینده و فراتر از زمان است. اینکه مذاکره با آمریکا مسیر پیشرفت و توسعه است، حرف یک نفر و در یک برهه خاص نیست؛ اعتقاد قلبی رؤیافروشانی است که بارها به شیوههای مختلف بروز و ظهوریافته است؛ از آب خوردنی که قرار بود با برجام درست شود تا فروریختن چندین دهه دشمنی و خصومت آمریکا با ایران که بهزعم اینان با یک دست دادن دو رئیسجمهور و دو سلام و احوالپرسی در راهروهای سازمان ملل محقق میشد!
🔻تحریف تاریخی
🔻 در چنین روایتی از چین، ابتدا تاریخ تحریف شده است که گفته شود مائو تسه دون، بنیانگذار جمهوری خلق چین، با پیدا کردن این باور که میتوانم با دنیا ارتباط برقرار کنم، نقطه آغاز پیشرفت چین را رقم زد. برخی از همین طیف سیاسی حتی معتقدند با مرگ مائو و بر سر کار آمدن دنگ شیائوپشینگ که یک عملگرا بود و بهزعم اینان با «زدن قید جزمیات ایدئولوژی» توسعه کشاورزی و صنعت و تکنولوژی را در چین رقم زد؛ اما واقعیت این است که چین جدید پیش از هرگونه رابطه جدی با آمریکا، زیرساختهای قدرت خود را بنا نهاده بود.
🔻 شاید لازم است یادآوری کنیم مهمترین دستاوردهای چین در دوران مائو که زمینهساز قدرتگیری این کشور شد، استقلال سیاسی و نظامی، سرمایهگذاری عظیم در صنایع سنگین، فولاد، ماشینسازی و زیرساختهای حملونقل، دستیابی به سلاح هستهای (چین در سال ۱۹۶۴ اولین آزمایش هستهای خود را انجام داد و در سال ۱۹۶۷ به بمب هیدروژنی دستیافت. این دستاورد در دوران مائو و پیش از هرگونه رابطه با آمریکا رخ داد)، تقویت ارتش و نفوذ منطقهای تا حد حمایت از متحدان خود در جنگ ویتنام است؛ لذا درستتر آن است که گفته شود وقتی در سال ۱۹۷۲ ریچارد نیکسون، سیوهفتمین رئیسجمهور آمریکا، به چین سفر کرد و روابط دو کشور آغاز شد، این آمریکا بود که به سمت چین آمد، نه برعکس. در واقع چین در آن زمان به قدرتی تبدیل شده بود که آمریکا نمیتوانست آن را نادیده بگیرد، حتی آمریکا به دنبال استفاده از شکاف چین و شوروی بود و به همین دلیل به سمت چین رفت. این رابطه، حاصل قدرت چین بود، نه حاصل تغییر مسیر و تسلیمشدن.
🔻 بررسی نقطههای درست و اشتباه عملکرد مائو در چین، محل بحث ما در این مجال نیست و فراتر از هر تحسین و مذمتی و صرف یک روایت تاریخی، نمیتوان نادیده گرفت که مائو یک چین مستقل، متحد و قدرتمند را بنیان گذاشت. او بود که چین را از یک کشور نیمهمستعمره به یک قدرت جهانی تبدیل کرد. بدون دستاوردهای دوره مائو، دوره توسعه اقتصادی پس از او هرگز نمیتوانست رخ دهد. در واقع، هنر دنگ شیائوپینگ این بود که توانست از میراث مائو استفاده کند و چین را به یک قدرت اقتصادی تبدیل کند.
🔗 [متن کامل یادداشت](https://farhikhteganonline.ir/news/254732)
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴 *ظریف ماجرای چین را از انتها تعریف میکند* قدرت و پیشرفت چین نتیجه مذاکره با آمریکا نیست، بلکه مق
🔴 *ظریف ماجرای چین را از انتها تعریف میکند*
قدرت و پیشرفت چین نتیجه مذاکره با آمریکا نیست، بلکه مقدمهای بود که آمریکا را به سمت چین کشاند
📝 کبری آسوپار، دبیر گروه سیاست روزنامه فرهیختگان نوشت:
⬅️بخش دوم:
🔻همیشه و هر جا مذاکره!
🔻 سیاستها و تصمیمهای سیاسی میتواند با تغییر شرایط تغییر کند، اما حمایت از مذاکره با آمریکا، سیاستی است که در هر شرایطی موردتأکید رؤیافروشان قرار میگیرد و نسخهای همیشگی است که حتی بیاعتنا به علت مشکل، همیشه تجویز میکنند. اگر در موضع قدرت باشیم، میگویند حالا که دست برتر را داریم مذاکره کنیم، اگر در نقطهضعف باشیم، میگویند حالا که قدرت مقابله نداریم مذاکره کنیم و... در ضعف مذاکره کن، در قوت مذاکره کن، برای گرفتن امتیاز مذاکره کن، برای دادن امتیاز مذاکره کن. این یعنی «کانتکست» یا زمینه، هیچ نقشی در تصمیمگیری ندارد.
🔻 نکته محوری چنین تفکری این است که مذاکره را از یک «ابزار» برای رسیدن به هدف، به یک «هدف» یا «اصالت» تبدیل میکند. در دیپلماسی، مذاکره همواره یک تاکتیک یا یک ابزار و مسیر رسیدن است که «گاهی» مورداستفاده قرار میگیرد و در خدمت اهداف است، یعنی پس از تعیین اهداف، بررسی میشود که آیا با مذاکره به آنها میرسیم یا باید مسیر دیگری را طی کنیم، اما در تفکر مورد نقد، مذاکره به یک سیاست دائمی و حتی تکلیف دائمی بدل میشود.
🔻 وقتی مذاکره بهخودیخود، اصالت مییابد و به هدف اصلی تبدیل میشود، دیگر برنمیتابند کسی آن را نقد کند؛ لذا هر کسی که بپرسد «مذاکره با چه هدفی؟ در چه شرایطی؟ با چه تضمینی؟» بهعنوان مخالف صلح و تعامل و طرفدار انزواطلبی معرفی میشود. همین نوشته هم در مقام نقد مذاکره در هر شرایطی نیست، بلکه حمایت از مذاکره بهمثابه یک ایدئولوژی غیرقابلگذشت را به چالش میکشاند.
🔻 در نهایت آنکه اگر قرار است از چین و مائو و شیائوپینگ درس بگیریم، باید اینگونه بیاموزیم که چین ابتدا قدرتمند شد و سپس با آمریکا مذاکره کرد. در واقع آمریکا به دلیل قدرت چین، مجبور به مذاکره شد؛ بنابراین، درس واقعی برای ایران این است که باید در همه ابعاد همین مسیر قویشدن را طی کند؛ دنیا بر مدار قدرت اداره میشود، نه بر مبنای حقوق بینالملل. همان حقوق بینالملل هم فقط برای کشورهای قوی اجرایی میشود و ضعیفترها زیر دستوپای قدرت له میشوند.
🔗[متن کامل یادداشت](https://farhikhteganonline.ir/news/254732)
هدایت شده از کیهان آنلاین
🔰 گاوشیرده آمریکا بودن امنیت نمیآورد
🔸معتز مطر، فعال رسانهای مصری، به نقل از روزنامه والاستریت ژورنال اعلام کرده است که بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، پس از آنکه بخش عمدهای از ذخایر موشکهای رهگیر پدافندی این کشور در جریان حملات یمن مصرف شده، ناچار شده است در پناهگاههای زیرزمینی کاخهای سلطنتی مخفی شود.
🔸بر پایه این گزارش، او در روزهای گذشته میان کاخهایی با تدابیر امنیتی شدید و مجهز به پناهگاههای بتنی زیرزمینی در رفتوآمد بوده و یک تیم امنیتی ویژه از او محافظت میکند. والاستریت ژورنال نیز گزارش داده که ذخایر موشکهای رهگیر عربستان رو به اتمام است و ریاض ناچار شده سامانههای پدافندی را برای حفاظت از کاخها و تأسیسات انرژی جابهجا کند.
🔸این وضعیت همزمان با اختلافات داخلی در اردوگاه ضد یمنی، از جمله فروپاشی اتحاد ریاض و ابوظبی و خروج شتابزده امارات از یمن، عربستان را در موقعیتی دشوار قرار داده است.
🔸این اخبار پیش از هر نکتهای، حکایت از آن دارد که گاوشیرده بودن برای آمریکا امنیت نمیآورد، خرید تسلیحات و ادوات نظامی آمریکایی، چینی و ترکیهای نمیتواند سران سعودی و زیرساختهای اقتصادی این کشور را از موشکها و پهپادهای یمنی در امان قرار دهد. اکنون یمن طبق گفته غالب کارشناسان و تحلیلگران با قاطعیت در موضع برتر قرار دارد و ضربات بسیار دردناکی را به سعودی وارد کرده و در همه جبههها برتری داشته است.
#خبر_ویژه
@Kayhan_Online
هدایت شده از سرباز روح الله رضوی
دو تا نقد کلی به برنامه دیشب از طرف دو دسته مطرح شد؛
اول اوناییکه میگفتن چرا سه نفری به یک نفری بحث میکنید.
دوم اوناییکه میگفتن چرا به ایشون تریبون دادید بیاد روی آنتن ملی.
توی جواب نقد اول باید بگم برنامه ما مناظره نیست؛ به روزرسانی جنگ تحمیلی سوم هست و یه ساختار ثابت ۲۳۰ قسمته داره. وقتی از مهمانی دعوت میکنیم به همین ساختار داریم دعوتش میکنیم. مهمون میتونه قبول بکنه یا نکنه.
اما وقتی قبول میکنه و میاد به برنامه؛ وظیفه ما اینه که توی برنامه بهش فرصت کافی برای طرح نظرش و دفاع از دیدگاهش رو بدیم. این کاری هست که بنظرم میرسه انجام دادیم. کافیه اگه برنامه رو ندیدید ببینید تا متوجه بشید که آقای کرباسچی فرصت کافی و منصفانه برای دفاع از نظراتش داشت. البته اداره برنامه که وظیفه من هست حتما میتونست بهتر باشه.
فارغ از اینها بنظرم میرسه اگه کسی حرف و استدلال داشته باشه از پس سه نفر که سهله از پس ۷ نفرم برمیاد مثل دکتر احمدیان توی الجزیره. اگرم استدلال نداشته باشه واقعا از پس یک نفرم بر نمیآد. تصورم در مورد برنامه دیشب هم همینه.
اما در مورد نقد دسته دوم فکر میکنم منطق "به فلانی تریبون میدید" دیگه دورانش گذشته. اقلا برنامه ما برنامهای نیست که به کسی تریبون بده؛ ما با هر مهمانی بحث میکنیم تا مخاطب درست و غلط بودن نظرش رو متوجه بشه. دعوت از کساییکه توی تریبونهای یکطرفه بحث کردند و یکطرفه به قاضی رفتند اتفاقا باعث میشه میزان استدلالشون روشن بشه؛ البته نه برای همفکران سیاسیشون که برای عموم مخاطب برنامه.
نکته جالب ماجرا اینه که هر دو سر این طیف منتقدین به مضمون و محتوای مباحث برنامه توجهی نمیکنند. اگه میخواید کمکی به فضای کشور کنید دیدن یا شنیدن کل برنامه رو به دیگران توصیه کنید. همین.
هدایت شده از سرباز روح الله رضوی
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مجری برنامه: راه حل شما برای اتمام درگیریها چیه؟
کرباسچی:برای پایان درگیریها باید تاجزاده را از زندان آزاد کنیم
برنامه به وقت ایران هر شب ساعت ۱۹:۱۰ از شبکه خبر
با حضور:
نیما اکبرخانی کارشناس مسائل نظامی
وحید خضاب مترجم و پژوهشگر
سرباز روح الله رضوی مجری برنامه
هدایت شده از سرباز روح الله رضوی
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا