eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
532 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️چالش‌های دینداری در دنیای مدرن: تطبیق دین با چارچوب‌ها و اقتضائات مدرن ▪️در دنیای مدرن، یکی از بزرگترین چالش‌ها برای دینداری، نحوه تطابق آن با تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. جامعه‌ای که تحت تأثیر فرهنگ مصرفی، رفاه‌طلبی و تغییرات سریع قرار دارد، باعث شده که بسیاری از افراد به‌طور سطحی و ظاهری به اصول دینی پایبند باشند، بدون آنکه ارتباط واقعی و عمیقی با آموزه‌های دینی برقرار کنند. این فرآیند، دینداری را به ابزاری برای تأمین منافع فردی و اجتماعی تبدیل می‌کند. ۱. تفسیر انتخابی از دین ▪️در این دوران، دینداری اغلب به شکل گزینشی و تفسیرهای سلیقه‌ای درمی‌آید. افراد تنها بخش‌هایی از دین را که با نیازهای فردی، اجتماعی یا فرهنگی‌شان همخوانی دارد، می‌پذیرند و بخش‌هایی از آموزه‌های دینی که ممکن است با شرایط جدید و الزامات مدرن مغایرت داشته باشد، نادیده گرفته می‌شود. این تفسیرهای گزینشی ممکن است به‌گونه‌ای باشد که برخی از اصول دینی تحریف شوند تا با شرایط روز هم‌راستا شوند، و این امر منجر به کم‌رنگ شدن عمق و اصالت مفاهیم دینی می‌شود. ۲. «مذهبی‌های مدرن» و تفسیرهای مدرن ▪️افرادی که به دنبال تطبیق دین با شرایط اجتماعی و فرهنگی معاصر هستند، به‌طور عمده به عنوان «مذهبی‌های مدرن» شناخته می‌شوند. این افراد اصول دینی را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که با چارچوب‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی روز هم‌خوانی داشته باشد. در این رویکرد، مفاهیم دینی به شکلی تغییر می‌کنند که بتوانند در زندگی مدرن به‌راحتی اعمال شوند. در نتیجه، دین به‌عنوان یک انتخاب فردی نه تنها به ابزاری برای تقویت معنویت و اخلاق تبدیل می‌شود، بلکه به‌عنوان ابزاری برای تعامل با دنیای مدرن و نیازهای روز نیز به‌کار گرفته می‌شود. ۳. دین به عنوان ابزار اجتماعی و نمایش‌های ظاهری ▪️در دنیای مدرن، دین در برخی موارد به ابزاری برای دستیابی به منافع اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی تبدیل می‌شود. افراد ممکن است بیشتر به دنبال نشان‌دادن دین‌داری خود در برابر دیگران باشند تا آن‌که واقعاً به اصول دینی پایبند باشند. این دینداری سطحی و ظاهری بیشتر به نمایش‌هایی برای جلب توجه و فخر فروشی تبدیل می‌شود تا تأسیس یک ارتباط عمیق با خداوند و جامعه. در چنین شرایطی، دینداری بیشتر به ابزاری برای کسب جایگاه یا مشروعیت اجتماعی تبدیل می‌شود تا یک عامل تحول روحی و اخلاقی. ۴. چالش‌های دین در دنیای مدرن ▪️در این عصر، دین با چالش‌های متعددی مواجه است که ناشی از تحولات اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیکی است. جامعه‌ای که بر اساس معیارهای مدرن و مبتنی بر رفاه‌طلبی و مصرف‌گرایی شکل گرفته، زمینه را برای تفسیرهای سطحی و انتخابی از دین فراهم کرده است. در این شرایط، افرادی که به دنبال تفسیرهای جدید از دین هستند، ممکن است به تغییر یا تحریف آموزه‌های دینی برای هم‌راستا شدن با نیازهای روز بپردازند. این تغییرات می‌تواند منجر به کاهش عمق و اصالت آموزه‌های دینی و از دست رفتن ارتباط واقعی با دین شود. نتیجه‌گیری ▪️در نهایت، دینداری در جوامع معاصر با چالش‌های پیچیده‌ای روبرو است که عمدتاً ناشی از تعامل آن با تحولات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. در این دنیای مدرن، افراد باید تلاش کنند تا نه تنها از دام دینداری ظاهری و رفاه‌طلبانه اجتناب کنند، بلکه در تطبیق دین، از اصالت و عمق آموزه‌های دینی غافل نشوند. حفظ اصول بنیادی دین و اعمال آن در زندگی روزمره، راهی است برای حفظ اصالت دینی. 🆔@dolat_qavi
⭕️ضرورت «گستردگی زبانی» در مواجهه با تکثر اجتماعی ایران ۱.بحران انسداد زبانی: منبع بسیاری از مشکلات ▪️یکی از بزرگترین چالش‌های امروز ما در حوزه‌ی سیاست و گفتمان اجتماعی، بحران «انسداد زبانی» است. این انسداد به معنای فقدان یک زبان مشترک و فراگیر است که بتواند تفاوت‌ها و تنوع‌های موجود در جامعه ایران را در بر گیرد. در حال حاضر، نه تنها در عرصهٔ سیاست، بلکه در سطح عمومی و فرهنگی نیز زبان‌هایی که برای بیان مطالبات و احساسات مردم استفاده می‌شوند، محدود و بسته هستند. این محدودیت زبانی باعث شده که بسیاری از مردم احساس کنند که دیگر قادر به ارتباط مؤثر با دنیای سیاست و نخبگان نیستند. به عبارت ساده‌تر، ما در میان انواع گفتمان‌های مختلف، درک مشترک نداریم و هر گروه یا فردی به نوعی زبان خاص خود را برای بیان مسائل اجتماعی و سیاسی به کار می‌برد. ▪️این بحران «زبان بسته»، خود را در قالب چند مشکل مهم نشان می‌دهد: ۱.عدم توانایی در انتقال ایده‌ها و مطالبات به سایر بخش‌های جامعه. ۲.ناتوانی در جلب حمایت عمومی برای اقدامات و سیاست‌های ضروری. ۳.جدایی میان زبان نخبگان و زبان مردم. به‌ همین دلیل، نیاز به یک زبان جدید، گسترده‌تر و گشوده بیش از پیش احساس می‌شود که بتواند علاوه بر انتقال مفاهیم پیچیده، با مردم ارتباط برقرار کند و تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسد. ۲. راه‌حل: گستردگی زبانی برای همگرایی ▪️برای غلبه بر بحران انسداد زبانی، باید به سمت «گستردگی زبانی» حرکت کنیم. این گستردگی نه تنها در سطح زبان مردمی، بلکه در زبان نخبگانی نیز ضروری است. به عبارت ساده‌تر، زبانی که بتواند هم در عرصه عمومی و میان مردم مورد استفاده قرار گیرد و هم در سطوح علمی و تخصصی، مؤثر و قابل فهم باشد. این زبان باید قادر باشد تا میان اقشار مختلف جامعه پلی برقرار کند و فاصله‌های موجود را کاهش دهد. 🔻 زبان مردمی: ▪️زبان مردمی باید به گونه‌ای باشد که برای اکثریت مردم قابل درک باشد. این به معنای آن است که نباید از اصطلاحات پیچیده یا مفاهیم فنی که تنها برای نخبگان و متخصصین قابل فهم است، استفاده کنیم. مردم باید بتوانند با این زبان ارتباط برقرار کرده و از آن استفاده کنند. این زبان باید دردها، نیازها و مسائل روزمره مردم را درک کند و به طور مؤثر و روان با آنها ارتباط برقرار کند. در حقیقت، این زبان باید به حدی ساده و صمیمی باشد که مردم بتوانند با آن همدلی کنند، به آن اعتماد کنند و در مسیر تغییرات اجتماعی همراه شوند. 🔻زبان نخبگانی: ▪️اما گستردگی زبانی تنها محدود به زبان مردم نیست. در دنیای امروز، حتی نخبگان نیز نیاز به زبانی دارند که بتوانند از آن برای نقد و تحلیل مسائل استفاده کنند، بدون اینکه به زبان خشک دچار شوند. این زبان باید به گونه‌ای باشد که توانایی اقناع افراد با افکار مختلف و در سطوح مختلف را داشته باشد. زبانی که قادر باشد به مسائل پیچیده و چالش‌های موجود پرداخته و آنها را به زبانی قابل فهم برای همگان ترجمه کند. 3. پرهیز از رادیکالیسم و خودبسندگی ▪️یکی از آفات خطرناک در استفاده از زبان، «رادیکالیسم زبانی» است. رادیکالیسم به معنای استفاده از زبان‌های تند و قهرآمیز است که معمولاً منجر به برخورد و عدم توافق می‌شود. این نوع زبان تنها باعث عمیق‌تر شدن شکاف‌ها و تنش‌ها در جامعه می‌شود و راهی برای گفت‌وگو و همدلی نمی‌گشاید. در شرایطی که جامعه ایران با تکثر فرهنگی و سیاسی زیادی مواجه است، باید از این نوع زبان‌ها پرهیز کرد و به جای آن، از زبانی استفاده کرد که فضایی برای گفت‌وگو و تفاهم ایجاد کند. 🔻 زبان سازنده و غیر خودبسنده: ▪️علاوه بر این، باید از «خودبسندگی زبانی» نیز پرهیز کنیم. خودبسندگی یعنی باور به این‌که تنها زبان خودی‌ها درست است و دیگران به هیچ عنوان نمی‌توانند فهم درستی از مسائل پیدا کنند. این نوع تفکر محدودکننده است و باعث می‌شود که به جای همگرایی، تنها به تبلیغ یک دیدگاه و تفکر خاص بپردازیم. ما باید در گفتمان‌مان انعطاف‌پذیر و باز باشیم، نه تنها در برابر دیگران، بلکه در برابر خودمان نیز. باید زبان خود را به گونه‌ای گسترش دهیم که همگان بتوانند آن را درک کرده و با آن همراه شوند. 4. بازخوانی تجربه‌های گذشته ▪️یکی از نمونه‌های موفق در استفاده از زبان گسترده و گشودۀ انقلابی، تجربه‌های اوایل دوران انقلاب اسلامی است. در آن دوران، حتی شخصیت‌های برجسته‌ای چون آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله بهشتی از زبان گشوده‌ای برای ارتباط با دیگران استفاده کردند. آیت‌الله خامنه‌ای حتی با افرادی مانند دکتر شریعتی و دیگر روشنفکران نیز در گفت‌وگو بود، هرچند که اختلافات فکری وجود داشت اما ایشان در مواجهه با نظرات مخالف، سعی کرد در عین تحفظ بر اصول خود به زبان مشترک دست پیدا کند و با شکل‌گیری گفت‌وگو، امکان همدلی و همزبانی را ایجاد کند. 🆔@dolat_qavi
5. نتیجه‌گیری: ضرورت گفتمان‌سازی برای آینده ▪️در نهایت، برای پیشبرد سیاست‌های دین‌مدارانه و تقویت همگرایی اجتماعی، نیاز داریم که زبان خود را گسترش دهیم و در برابر تکثرهای موجود در جامعه، انعطاف‌پذیر و گشودگی داشته باشیم. «گستردگی زبانی» نه تنها به ما کمک می‌کند که مسائل اجتماعی و سیاسی را بهتر و مؤثرتر انتقال دهیم، بلکه امکان همدلی و اقناع را نیز فراهم می‌کند. از این رو، برای ساختن آینده‌ای بهتر و حل مشکلات کنونی، لازم است که در تمامی سطوح زبان خود را باز و گشوده نگه داریم، به گونه‌ای که تمام اقشار جامعه بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و در مسیر اصلاحات اجتماعی و سیاسی همراه شوند. 🆔@dolat_qavi
⭕️ تکلیف چیست؟ سرزنش فرماندهان میدان یا گسترش گفتمان مقاومت؟ 🔻 کلید پیروزی: پیوستگی تصمیمات سخت و حمایت مردمی ▪️ وقتی صحبت از انقلاب و مقاومت به میان می‌آید، باید دقت کنیم که نحوه طرح این مفاهیم به نحوی نباشد که دایره شمول آن کاهش یابد. در غیر این صورت، تصمیمات سخت و اساسی ممکن است به بن‌بست برسند. این مسأله به‌ویژه در سیاست‌های فرهنگی مانند فیلترینگ یا حجاب هم قابل مشاهده است. چراکه در چنین شرایطی، ارتباط مستقیم میان سیاست‌های فرهنگی و مسائل نظامی و امنیتی نمایان می‌شود. تصمیمات جنگی، به‌ویژه وقتی به حمایت مردمی نیاز دارند، به مشارکت جامعه بستگی دارند. 🔻 مشارکت مردمی و هم‌سویی در گفتمان مقاومت: ستون فقرات تصمیمات سیاسی و نظامی ▪️ کاهش مشارکت مردم در مسائل سیاسی نشان‌دهنده حساسیت کمتری نسبت به مسائل کلیدی است. در چنین شرایطی، برای اتخاذ تصمیمات دشوار مانند اقدام نظامی، باید ببینید آیا توانسته‌اید مردم را با گفتمان مقاومت همسو کنید یا خیر. این هم‌سویی می‌تواند به فرماندهان در میدان قدرت عمل بدهد و تصمیمات را با حمایت گسترده‌تری روبه‌رو کند. 🔻 گفتمان مقاومت: فراگیر یا محدود؟ هم‌دلی ملی در برابر چالش‌ها ▪️ ممکن است نقدهایی به فرماندهان نظامی وارد باشد، اما سؤال اصلی این است که مسئولیت ما در این شرایط چیست؟ وظیفه ما باید ایجاد یک گفتمان مقاومت باشد که بتواند اقشار مختلف جامعه را به هم نزدیک کند. اگر گفتمان مقاومت تنها در میان یک گروه خاص باقی بماند، هیچ‌گاه به نتایج مطلوب نخواهیم رسید. 🔻 گفتمان مقاومت: فراتر از مرزهای ایدئولوژی و جناح‌ها ▪️ دهه ۶۰، مردم آمادگی بیشتری برای رویارویی با تهدیدات خارجی داشتند، اما امروز این آمادگی کاهش یافته است. آیا این واقعیت را نمی‌بینیم؟ آیا امروز جامعه ما به "کلونی‌های بسته" تبدیل نشده که هر گروه تنها به اصول خود می‌پردازد و از زبان مشترک با دیگران فاصله می‌گیرد؟ 🔻 حاج قاسم سلیمانی: نماد گفتمان مقاومت ملی و فراملی ▪️ حاج قاسم سلیمانی در شرایط کنونی، نماد گفتمان مقاومتی بود که توانست از افق حزب‌اللهی‌گری فراتر رفته و در میان بخش‌های وسیعی از جامعه محبوبیت پیدا کند. سلیمانی توانست به عنوان یک شخصیت ملی و فراملی، از جناح‌های مختلف سیاسی هم‌صدایی ایجاد کند و این نشان‌دهنده قدرت گفتمان مقاومت در سطوح مختلف است. 🔻 از کلونی‌های بسته به هم‌دلی عمومی: گفتمان مقاومت برای همه ▪️ باید از خود بپرسیم که آیا می‌خواهیم گفتمان مقاومت تنها در درون گروه‌های خاص باقی بماند؟ اگر اینطور باشد، به سرنوشت کلونی‌های بسته دچار خواهیم شد. هرچه این گروه‌ها رادیکال‌تر شوند، ارتباط خود را با دیگر بخش‌های جامعه از دست خواهند داد. 🔻 نقش نخبگان در ایجاد گفتمان مقاومت و جلب حمایت مردم ▪️ در مسیر مقاومت و مبارزه، تنها نقد فرماندهان کافی نیست. مسئولیت نخبگان این است که گفتمان مقاومت را در سطحی وسیع‌تر طرح کرده و مردم را با خود همراه سازند. تنها در این صورت می‌توانیم به هم‌دلی عمومی برسیم و حمایت‌های گسترده‌تری از جامعه جلب کنیم. 🆔@dolat_qavi
⭕️دشمن اصلی اسلام از دیدگاه علامه حسینی هاشمی: تهدیداتی جدی‌تر از بهائیت 🔻مقدمه ▪️در دنیای امروز، دشمنان اسلام به اشکال مختلف و از راه‌های گوناگون در تلاش هستند تا تهدیداتی علیه این دین الهی ایجاد کنند. اما در میان تمامی تهدیدات، چه چیزهایی می‌توانند برای اسلام بیشتر از دیگر مسائل خطرناک باشند؟ علامه حسینی هاشمی یکی از افرادی است که در این زمینه به تحلیل‌های مهمی پرداخته است. او به صراحت از تهدیدات مختلفی که اسلام با آن‌ها روبه‌روست، سخن می‌گوید. اما شاید این سؤال پیش آید که دشمنان اصلی اسلام در کجا قرار دارند؟ 🔻نظامات اجتماعی؛ محور اصلی مبارزه با مکاتب ضاله ▪️علامه حسینی در بیانات خود به‌وضوح می‌گوید: «حریف اصلی ما آن مکتبی است که از عهدهٔ ایجاد نظامات اجتماعی بر‌می‌آید.» این جمله نشان‌دهنده‌ی اهمیت نظامات اجتماعی در مبارزه با مکاتب ضاله است. او تأکید می‌کند که این جریان می‌تواند محیط الگوی مصرف و پرورش جامعه را شکل دهد و بر محیط پرورشی جامعه فائق آید. به‌عبارتی، این جریان می‌تواند به‌طور مؤثری بر حساسیت انسان‌ها نسبت به محیط خارج تأثیر بگذارد. 🔻چرا بهائیت نمی‌تواند دشمن اصلی اسلام باشد؟ نقدی بر دیدگاه انجمن حجتیه ▪️مرحوم حسینی نقدی بر دشمن‌شناسی انجمن حجتیه دارد و می‌گوید که دشمن اصلی اسلام بهائیت نیست، بلکه دشمنی است که توانایی ایجاد و تحمیل نظامات اجتماعی را دارد. این بیان نشان‌دهنده‌ی تفاوت نظر ایشان با نگاه انجمن حجتیه در آن دوران است که بهائیت را دشمن اصلی می‌دانست. مرحوم حسینی معتقد است که بهائیت در برابر اسلام بسیار ضعیف است و نمی‌تواند به‌عنوان حریف اصلی اسلام در نظر گرفته شود. 🔻پهلوان میدان: کدام مکتب می‌تواند تهدیدی جدی برای اسلام باشد؟ ▪️علامه حسینی به این نکته اشاره می‌کند که «پهلوان میدان کسی است که نظامات اجتماعی را می‌سازد.» او تأکید می‌کند که اگر بتوانیم متاع خود را به اهل دنیا ارائه دهیم، این جریان‌های اعتقادی ضعیف از بین خواهند رفت. این جمله نشان‌دهنده‌ی اهمیت ارائه‌ی یک نظام اجتماعی قوی و کارآمد در برابر مکاتب ضاله است. 🔻ضرورت اقدام فعال در برابر تهدیدات؛ توصیه‌های علامه حسینی به حکومت ▪️مرحوم حسینی از کسانی که در حکومت هستند می‌خواهد که به صورت انفعالی و تعمیری برخورد نکنند. او می‌گوید: «شما در تحقیقات میدانی یا کتابخانه‌ای اگر بخواهید وارد بشوید، محدودیت‌های سابق را ندارید.» این تأکید بر ضرورت اقدام فعال و مؤثر در برابر دشمنان اسلام و عدم توجه به محدودیت‌ها، نشان‌دهنده‌ی روحیه‌ی مبارزاتی و امیدواری او به تغییر وضعیت موجود است. 🔻نتیجه‌گیری: دشمن‌شناسی دقیق و تحلیلی علامه حسینی و تفاوت با جریانات دیگر ▪️دشمن‌شناسی یکی از موضوعات مهمی است که در قرآن و روایات به آن توجه ویژه‌ای شده است و بر هوشیاری مؤمن و تبری از دشمن تأکید شده است. بیانات مرحوم حسینی در این زمینه، نشان‌دهنده‌ی تفکری ژرف و دقیق در مقابله با تهدیدات و چالش‌های اجتماعی و سیاسی است. این نحوه دشمن‌شناسی ایشان را از سایر جریانات و مکاتب متمایز می‌کند، از جمله از انجمن حجتیه‌های اوایل انقلاب که دشمن اصلی را در بهائیت می‌دیدند. این تفاوت نظر به‌خوبی نشان‌دهنده‌ی عمق و دقت نظر علامه حسینی در تحلیل مسائل زمانه‌اش است. ‌✍تفرشی 🔗پی‌نوشت: فرقه‌گرایی یا تمدن‌گرایی؟ مسأله این است. اساسا تمدن غرب است که بزرگترین مانع دین و سازنده و محرک سایر تهدید‌ها است. قبلاً فیشی را مطالعه کردم که CIA به دنبال تأمین بودجه برای بسط قرائت صوفیانه در دنیای اسلام بود. حالا مقابله با اولویت دارد یا فرقه تصوف؟ حتی به قول جفری ساکس، اسرائیل بدون آمریکا یک روز هم دوام نمی‌آورد. 🆔@dolat_qavi
⭕️تفکیک اندیشه‌‌های متهاجم و انتقادی اسلامی از چپ‌ غربی: نیاز به تأمل و بازخوانی مفاهیم ♦️گاهی باید پرسید، آیا تفاوت میان اندیشه‌های اسلامی و اندیشه‌های غربی، همچنان برای برخی قابل درک است؟ واقعاً وقتی از کسانی که نمی‌توانند مرزهای این تفاوت‌ها را تشخیص دهند، می‌پرسیم، آیا این ناتوانی در تشخیص، فقط یک اشتباه ساده است یا به نوعی ناتوانی در فهم دقیق‌تر مفاهیم؟ شاید این همان اشتباه کودکانه‌ای باشد که گویی «همه کتاب‌ها فقط از یک مجموعه حروف ساخته شده‌اند»، غافل از آن که هر یک دنیای خود را با ترکیب خاصی از آن حروف می‌آفرینند. اشتباهی که با چشم‌پوشی از پیچیدگی‌ها و غفلت از تفاوت‌های عمیق در زمینه‌ها و مفاهیم بروز می‌کند و در نهایت به ساده‌انگاری می‌انجامد. ▪️در این فضا، اندیشه‌های منتقد یا حتی متهاجم اسلامی، نه تنها در برابر دنیای غربی بلکه درگیر دنیای منحرف داخلی‌ نیز هستند. این تفاوت‌ها تنها در ظاهر نیستند، بلکه در عمق تفکر و مبانی مفهومی، در جهت‌گیری‌ها، محتوا و منابع و حتی در روش‌شناسی‌ها تفاوت دارند. همان‌طور که دو پازل که به ظاهر قطعات مشابهی دارند، باید در قالب و ساختاری کاملاً متفاوت چیده شوند، اندیشه‌های متهاجم و انتقادی اسلامی و چپ‌گرایی غربی نیز با اینکه ممکن است در برخی سطوح مشترکاتی داشته باشند، در محتوا و بنیان‌های فکری به‌طور اساسی تفاوت دارند. ▪️تفکیک دقیق اندیشه‌های متهاجم و انتقادی اسلامی از چپ‌گرایی غربی نیازمند بازخوانی و بازاندیشی دقیق‌تر مفاهیم است. تفاوت‌ها به هیچ وجه فقط در قالب و ساختار سطحی خلاصه نمی‌شود، بلکه در جنبه‌های عمیق‌تر چون جهت‌گیری‌های الهیاتی و فلسفی، اهداف اجتماعی، و حتی منابع فکری نیز کاملاً نمایان است. آنچه باید فهمید این است که این دو جریان فکری، هرچند ممکن است گاهی به ظاهر به یکدیگر نزدیک شوند، اما در ذات خود از نظر ماهوی تفاوت‌هایی دارند که باید به دقت مورد توجه قرار گیرند. ▪️بنابراین، برای کسانی که در برابر این تفاوت‌ها مقاومت می‌کنند یا آنها را نادیده می‌گیرند، شاید در حقیقت تنها یک اشتباه ساده وجود نداشته باشد، بلکه این مسئله نیاز به یک بازخوانی جدی از مفاهیم و بازاندیشی در نحوه درک و تحلیل این تفاوت‌ها دارد. هرگونه ساده‌انگاری در این زمینه می‌تواند منجر به از دست دادن دقت و عمق در فهم اندیشه‌های اسلامی و چپ‌‌ غربی شود، همان‌طور که ممکن است نتیجه‌گیری‌های سطحی و اشتباه و انحراف را در پی داشته باشد. 🆔@dolat_qavi
⭕️دوگانه‌سازی سازش‌طلبان: مقاومت یا پیشرفت؟ ♦️تاریخ ایران پر است از افرادی که در برابر تهدیدات داخلی و خارجی به‌جای مقاومت به سازش روی آوردند. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها در این زمینه دوران «امیرکبیر» است. وقتی ایران در برابر تهدیدات خارجی به ویژه از سوی انگلیس قرار داشت، امیرکبیر با هوشیاری و تمرکز بر تقویت بنیه دفاعی کشور در برابر فشارهای اقتصادی و اجتماعی ایستاد. در آن زمان، دشمنان خارجی با مطرح‌کردن دوگانه‌ای به نام «توپ یا نان» تلاش می‌کردند مردم را متقاعد کنند که باید میان امنیت (تقویت قدرت نظامی) و رفاه اقتصادی یکی را انتخاب کنند. اما امیرکبیر در صدد تقویت قدرت دفاعی کشور برآمد تا هم امنیت ملی را حفظ کند و هم مسیر پیشرفت اقتصادی را هموار سازد. اما نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که عدم همراهی مردم باعث شد که امیرکبیر نتواند در این راه موفق شود و بعدها شاهد اشغال نواحی جنوبی کشور به دست انگلیس باشیم. ♦️امروز هم همان دوگانه با کمی تغییر شکل، به صورت «موشک یا نان؟» مطرح می‌شود. دشمنان ایران سعی دارند به مردم این تصور را القا کنند که امنیت ملی (تقویت قدرت نظامی) و پیشرفت اقتصادی نمی‌توانند در کنار هم وجود داشته باشند و یکی باید فدای دیگری شود. اما واقعیت این است که در دنیای امروز، داشتن امنیت ملی پایه‌گذار هر گونه پیشرفت است. کشورهای پیشرفته نه تنها امنیت خود را حفظ کرده‌اند، بلکه با تکیه بر همین امنیت، در کنار رشد اقتصادی، توانسته‌اند به پیشرفت‌های چشمگیری دست یابند. ♦️اگر به خاطر رفاه، امنیت را قربانی کنیم، به راحتی در معرض تهدیدات خارجی قرار می‌گیریم. کسانی که بر سازش و کنار گذاشتن قدرت دفاعی تأکید دارند، همین دوگانه را به مردم تحمیل می‌کنند و می‌گویند: «اگر مقاومت کنید، نمی‌توانید پیشرفت کنید.» اما واقعیت این است که اگر بخواهیم پیشرفت واقعی داشته باشیم، باید همزمان بر تقویت قدرت دفاعی و استقلال اقتصادی تمرکز کنیم. در این صورت می‌توانیم هم از تهدیدات خارجی محافظت کنیم و هم امنیت و پیشرفت را برای کشور تضمین نماییم. ♦️تاریخ ایران همیشه نشان داده که اگر به قدرت دفاعی و استقلال خود تکیه کنیم، می‌توانیم در برابر تهدیدات ایستادگی کنیم و در عین حال به سمت رشد و پیشرفت حرکت کنیم. از دوران جنگ تحمیلی گرفته تا شرایط تحریم‌ها و تهدیدات جدید، همیشه قدرت دفاعی کشور بوده که به بقای ما کمک کرده است. ♦️امروزه باید از تجارب گذشته عبرت بگیریم و بفهمیم که برای پیشرفت واقعی، نیاز داریم که هم قدرت دفاعی را تقویت کنیم و هم به اقتصاد توجه داشته باشیم. تنها در این صورت است که می‌توانیم هم امنیت و هم پیشرفت را برای کشور تأمین کنیم. 🆔@dolat_qavi
⭕️چگونگی مواجهه با «ادعای ملاقات با امام زمان (ع)» 🔰حضرت آیت الله شبیری زنجانی به پرسشی درباره چگونگی مواجهه با «ادعای ملاقات با امام زمان(ع)» پاسخ داده اند که متن پرسش و پاسخ به این شرح است: ❓پرسش: در آخرین نامه و توقیعی که از امام زمان(عج) نقل شده، آمده است که هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه، ادعای دیدن مرا نماید، دروغگو و افترا زننده است. آیا این به معنای عدم امکان رؤیت و ملاقات امام زمان (ع) در دوره غیبت کبری است؟ ✅پاسخ: این عبارات حضرت ولی‌عصر (علیه‌السلام) به دو معنا تفسیر شده است؛ یکی آنکه زمان فعالیت نواب و سفرای خاص حضرت پایان یافته و دیگر کسی نمی‌تواند مدعی سفارت از جانب ایشان برای شیعیان باشد. معنای دوم این است که هرکس چنین ادعایی کرد اماره و نشانه کذب اوست و ما موظف به تکذیب عملی او هستیم. به نظر ما این معنای دوم اظهر و موافق اعتبار است. این‌گونه ادعاها خطری است برای عقاید مؤمنین که سبب می‌شود عده‌ای از عقاید مؤمنین سوءاستفاده کنند و برای خود دکان باز کنند. بنابراین باید مدعیان ملاقات با حضرت را _اگر اطمینان به ملاقات نداشته باشیم_ تکذیب عملی کنیم یعنی روی خوش نشان ندهیم و از نقل و بازگویی آن اجتناب کنیم. البته نه اینکه هر کس را که چنین ادعایی کند دروغگو بنامیم، چون شاید دچار اشتباهی در رؤیت شده باشند، ولی صحیح نیست که باب این ادعاها باز باشد تا هر کس ادعایش را مطرح کند. بله ممکن است شواهد اطمینان‌آوری بر ملاقات حاصل شود همچنان‌که نسبت به ملاقات عده‌ای از اخیار با حضرت ولی‌عصر(اروحنا له الفداء) این اطمینان وجود دارد، ولی باید توجه شود که این ادعاها به ندرت درست است و نباید به‌راحتی آنها را بپذیریم و وسیله نفی و اثبات اشخاص قرار دهیم. 🌐https://fa.shafaqna.com/news/602906/ ⭕️ ارتباط با امام زمان علیه السلام 🔰 آیت الله شبیری زنجانی حفظه الله: «یک زمانی من نزد مرحوم حاج آقای والد بودم، شخصی اهل تهران که در وادی عرفان بود و گاهی هم کشف‌ و شهود و مُغیباتی هم می‌گفت خدمت والد ما آمده بود و خیلی به ایشان اظهار ارادت می‌کرد. می‌خواست برود جمکران و مرشد و مرادش که نمی‌دانم که بود، یک دستورالعمل عبادی خیلی سخت از این چیزهای مَن در آوردی که مستند شرعی ندارد به او داده بود و گفته بود که از مرحوم حاج آقای ما باید کسب اجازه کند و او آمده بود اجازه بگیرد. حاج آقای ما به ایشان گفتند: شما به نماز جعفر طیار که در روایات به آن سفارش شده عمل کنید و آن دستورالعمل را رها کنید. گفت: شنیدم شما با امام زمان (علیه السلام) در ارتباط هستید؟ ایشان گفتند: مقصود از ارتباط چیست؟ بواسطه همین کتب احادیث و کتب فقهی و... که این جاست و این ها از علوم اهل بیت (علیهم السلام) است، طلبه ها ارتباط دارند، من هم ارتباط دارم. این ارتباط، ارتباط علمی و طلبگی است اما ارتباط دیگری را که شما به دنبالش هستی من نمی‌دانم. مقصود این که برای طلبه‌ها به واسطه این کتب و علوم، یک ارتباطی با حضرات معصومین “علیهم السلام” وجود دارد به شرط آن که به آن عمل شود، و اگر طلبه عامل باشد واقعش این است که تالی‌تِلو انبیاء و ائمه علیهم السلام است و اگر پناه بر خدا منحرف شود، همان عذاب سخت که برای عالِم سوء گفته شده، در انتظار اوست.» 🌐 سایت رسمی معظم له 🔗پی‌نوشت: شهود و این‌گونه تشرفات و ملاقات‌ها و رؤیا‌ها بر فرض عدم مخالفت با کتاب و سنت و فهم فقیهانه‌ی فقها، حداکثر قطع فردی برای فرد بیاورد. برای دیگران دلیل نیست اما با شرایطی میتواند به عنوان دلیل یا مؤید قرار بگیرد مانند مسجد مقدس جمکران. 🆔@dolat_qavi
⭕️مقاومت در سوریه: جنگ با سفیانی یا مبارزه با سلطه‌گران و تکفیریان؟ 🔰بیانات شهید سیدحسن نصرالله دبیر کل سابق حزب‌الله لبنان در شب تاسوعای محرم ۱۴۳۶ ه.ق 🔻آیا مقاومت در سوریه با سفیانی می‌جنگد؟ ♦️امروز بعضی افراد می‌آیند و به برادران و بچه‌های ما می‌گویند شما دارید در سوریه با سفیانی می‌جنگید! نه هیچ معلوم نیست. به خاطر این که نیرو بسیج کنیم یا برای نبردمان مشروعیت بسازیم؟ نه، ما اصلا به چنین چیزی نیاز نداریم. مشروعیت نبرد ما نیز مبتنی بر مبانی فقهی، شرعی، واقع‌نگرانه و خارجی است. نیازی هم به مشروعیت‌ها یا بسیج‌هایی از این جنس نداریم. 🔻شک و تردید در ادعاهای مهدویت ♦️تا این لحظه همه‌ی کسانی که ادعای مهدویت کرده یا خود را سید خراسانی، یمانی، حسنی، سفیانی، نفس زکیه یا… نامیده‌اند هیچ دلیلی ارائه نداده‌اند. همین طور یک حرفی زده‌اند. دلیل و بینه‌شان چیست؟ در این زمینه شک، ظن و احتمال کافی نیست. باید بر اساس علم رفتار کنید اما چنین چیزی وجود ندارد. هیچ کس هیچ دلیلی که علم ایجاد کند که او همان شخصیت مورد نظر روایات و احادیث است ارائه نکرده. 🔻سفیانی کیست؟ آیا صدام حسین یا زرقاوی بود؟ ♦️گفتند سفیانی صدام حسین است و این هم کارنامه‌ی ذبح، قتل و جنایاتش. اما زد و فردا صدام حسین مرد! سفیانی رفت! حالا چه کار کنیم؟! متوجه شدید؟ سپس بعد از اشغال عراق توسط آمریکا و عملیات‌های القاعده در این کشور یک نفر به نام ابو مصعب زرقاوی ظهور کرد و شروع کرد به تکفیر و کشتن مردم شیعه، سنی، کرد، ترکمن و… هیچ کس برایش اهمیتی نداشت. همه‌ی جامعه را تکفیر کرد و شروع کرد به کشتن. فرد سفاکی بود. دقیقا مثل سفیانی. عده‌ی زیادی از مردم گفتند ابو مصعب زرقاوی سفیانی است. پرچم سفیانی ظهور و خروج کرد. پس دیگر تکلیف معین است. سفیانی ابو مصعب زرقاوی است. اما ابو مصعب زرقاوی کشته شد. مشکل وقتی آغاز می‌شود که مردم را با این روش تربیت می‌کنند، به مردم این حرف‌ها را می‌زنند و به مردم وعده و امید می‌دهند. 🔻سیاست‌های عوام‌فریبانه و پی‌آمدهای آن ♦️در یک برهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران مردم تحت تأثیر عواطف قرار گرفتند و گفتند این‌ها همان پرچم‌های هدایتی هستند که از شرق ظهور می‌کنند و… . خراسانی کیست؟ خراسانی حضرت امام خمینی هستند. ایشان سید است، می‌توانیم همه‌ی ایران را خراسان در نظر بگیریم و خمین یا قم هم بخشی از خراسان هستند. پس امام سید خراسانی است. همان کسی است که پرچم را به امام زمان(ع) تحویل خواهد داد. این دوران‌ها متصل هستند. یعنی می‌گفتند چند سال صبر کنید خواهید دید. خب، ایشان فوت کردند. حتی بنده به یاد دارم در دوران حیات امام بعضی افراد چون دیدند امام پیر هستند و مریض به نظر می‌رسند و در ماه‌های آخر بیماری‌شان شدید شده بود ادعا کردند و به این نتیجه رسیدند آیت الله منتظری سید خراسانی هستند. خراسان کل ایران است و در نتیجه نجف‌آباد و اصفهان بخشی از خراسان هستند. خب، ایشان هم فوت کردند. امروز نیز ممکن است بعضی از ما به واسطه‌ی محبت و علاقه بگویند حضرت سید القائد یعنی امام خامنه‌ای(دام ظله الشریف) سید خراسانی هستند. آماده باشید که سید خراسانی سید القائد است. البته من بیش از همه دوست دارم واقعا این‌گونه باشد. ولی بر اساس کدام دلیل؟ بر اساس کدام مبنا، اطلاعات، علم و قرینه؟! 🔻مقاومت برای حفظ منطقه و مقابله با سلطه‌گران؛ نه بر اساس توهمات ♦️ما برای حفظ سوریه، لبنان، فلسطین، منطقه و ملت‌های منطقه در برابر سلطه آمریکا و اسرائیل و تکفیریان در سوریه می‌جنگیم. تکفیریانی که اگر سوریه یا غیر سوریه به دستشان بیفتد همان کاری را می‌کنند که امروز ابوبکر بغدادی در عراق با عشیره بوالنمر کرد. 🔻ما نیازی به بسیج‌کردن مردم به‌نام سفیانی نداریم! ♦️ما نیازی نداریم به خاطر این که جوانان را بسیج کنیم بگویم بلند شوید برویم با سفیانی بجنگیم! آخر این چه حرفی است؟ این حرف غلط است. اگر کسی این گونه رفتار کند در اشتباه است. این‌ها فریب دادن مردم است. درست نیست. 🔻ما بر اصول علمی، فقهی و شرعی تکیه داریم؛ نه توهمات و شایعات و احساسات بی‌منطق ♦️برادران ما عقل، منطق، علم، قواعد، اصول، مبانی، قرآن، سنت نبوی، ادله، روش استدلال، اجتهاد و استنباط و اصولی مستحکم داریم که جنبش، رفتار و درک‌مان از احکام و تکلیف شرعی‌مان را بر اساس آن پایه‌ریزی می‌کنیم. نیازی هم به همه این حرف‌ها که مبتنی بر ظن، احتمال و توهم هستند نداریم. الحمدلله ما به اندازه کافی وحی داریم. قرآن و سنت رسول الله. به اندازه کافی هم عقل، علم و معرفت داریم. پس ان شاء الله در این زمانه بسیار دقیق و مراقب باشیم. 🌐متن کامل بیانات جناب سیدحسن نصرالله: https://moqawama.ir/?speech=930811 🆔@dolat_qavi
⭕️تحلیل و نقد ادعای جنگ با سفیانی ♦️ادعای اینکه مقاومت در سوریه با سفیانی می‌جنگد، کاملاً بی‌اساس است و هیچ‌گونه مبنای فقهی یا واقع‌گرایانه ندارد. این‌گونه تطبیق‌‌های نادرست از روایات، نه تنها موجب سردرگمی می‌شوند بلکه می‌توانند باعث ایجاد امیدهای کاذب و گمراهی در میان مردم گردند. ♦️نبردهای مقاومت در منطقه، اساساً بر پایه اصول فقهی و شرعی استوار است و نه بر اساس تطبیق‌ها و برداشت‌های نادرست. هدف اصلی مقاومت‌، مقابله با سلطه‌گری آمریکا، اسرائیل و گروه‌های تکفیری است، نه جنگ بر اساس برداشت‌های ساخته و پرداخته ذهن برخی افراد مانند «سفیانی». این تفسیرها و تطبیق‌ها نه‌تنها بی‌اساسند، بلکه کاملاً از واقعیت دور هستند. ♦️ایجاد چنین مفاهیمی و استناد به آن‌ها برای بسیج مردم در برابر دشمنان منطقه‌ای، تنها منجر به گمراهی و فریب مردم می‌شود. نیازی به توجیهات غیرواقعی برای توصیف اهداف و اقدامات مقاومت نیست. مقاومت بر اساس عقلانیت، علم و قواعد فقهی در چارچوب قرآن و سنت پیش می‌رود. ♦️بنابراین، برای مقابله با چالش‌های منطقه‌ای و دشمنان واقعی، باید به اصول فقهی، شرعی و علمی و واقع‌گرایانه تکیه کرد و از توهمات و تطبیق‌ها و تفسیرهای عوام‌فریبانه پرهیز نمود. 🆔@dolat_qavi
⭕️از آکادمی به سیاست‌گذاری، تبدیل دانش به گفتمان عمومی ♦️ملاک تأثیرگذاری فعالیت‌های علمی آن است که بر گفتمان عمومی جامعه اثرگذار بوده و بر ذهنیت و گفتمان دولت‌مردان و سیاست‌ورزان تأثیر بگذارد. ♦️باید تلاش کرد مسائل روز ایران، جامعه و حکمروایی را به زبان علمی در حوزه‌های مختلف فهمید تا قادر به تحلیل و سیاست‌گذاری در این زمینه بود. سپس این مسائل باید به زبان قابل فهم برای جامعه تبیین شود تا تبدیل به گفتمان عمومی گردد. ♦️آکادمیسین‌های توانمندی وجود دارند که کتاب‌ها و مقاله‌های خوبی تولید می‌کنند، اما هنر یک دانشمند این است که بتواند لایه‌های آکادمیک را بشکافد و در مقام کنشگر اجتماعی و سیاسی، وارد عرصه سیاست‌پژوهی و سیاست‌گذاری در میدان شود و در تقابل با صاحبان قدرت و ثروت، هزینه‌های آن را نیز بپردازد. 🆔@dolat_qavi
⭕️چالش‌های فلسفه تاریخ: از انتزاع به عمل و ضرورت پیوند با واقعیت‌های اجتماعی 🔻 فلسفه تاریخ: کلید فهم تحولات سیاسی و اجتماعی فلسفه تاریخ به بررسی حرکت تاریخی بشر بر اساس اصول و قوانین عمومی می‌پردازد و هدف آن کشف معنا و روند تحول جوامع است. این فلسفه تلاش دارد تا چگونگی شکل‌گیری رویدادهای تاریخی و فرآیندهای اجتماعی را تبیین کند. تحلیل‌های فلسفی می‌توانند درک عمیق‌تری از روندهای اجتماعی و سیاسی فراهم آورند و در مقاطع حساس تاریخی به هدایت تصمیمات استراتژیک کمک کنند. 🔻 انقلاب‌ها و فلسفه تاریخ: درک عمیق‌تر از آرمان‌ها فلسفه تاریخ در تحلیل رویدادهای بزرگ تاریخی، مانند انقلاب‌ها، نقشی حیاتی ایفا می‌کند. این تحلیل‌ها به فهم بهتر آرمان‌ها و اهداف انقلاب‌ها کمک می‌کنند و می‌توانند به تقویت اراده‌های جمعی و هدایت اجتماعی و سیاسی در شرایط بحرانی یاری رسانند. به‌ویژه در دوران انقلاب اسلامی، فلسفه تاریخ به درک عمیق‌تر از اهداف انقلاب و پویایی‌های اجتماعی و سیاسی آن پرداخته است. 🔻 حکم‌روایی در عصر بحران: نقش فلسفه تاریخ در دوران بحران‌ها و چالش‌های جدید، تحلیل‌های فلسفه تاریخ می‌توانند به کارگزاران کشور در تصمیم‌گیری‌های استراتژیک یاری رسانند و نقشه‌راه‌هایی برای حکم‌روایی و مدیریت بلندمدت ارائه دهند. این تحلیل‌ها به‌عنوان منبع الهام برای مقاوم‌سازی اراده‌های جمعی عمل کرده و کمک می‌کنند تا انتخاب‌های هوشمندانه‌تری صورت گیرد. 🔻 چالش‌های فلسفه تاریخ: از انتزاع به عمل فلسفه تاریخ به دلیل ویژگی‌های انتزاعی خود ممکن است از دنیای عینی فاصله بگیرد و نتایج آن در عرصه عمل سیاسی کم‌اثر باشد. یکی از مشکلات عمده، اکتفا به سطح انتزاعی است. این رویکرد، اگر نتواند به واقعیت‌های عینی متصل شود، نمی‌تواند در حل مشکلات اجتماعی و سیاسی مؤثر واقع شود و به آرمان‌های دور از دسترس و غیرعملی تبدیل می‌شود. 🔻 پیوند فلسفه تاریخ با واقعیت‌های جغرافیایی: از تئوری به عمل فلسفه تاریخ نباید تنها به دنبال توصیف حوادث گذشته باشد. برای اینکه کارکرد عملی پیدا کند، باید با مفاهیم و ابعاد ملموس زندگی اجتماعی و سیاسی درگیر شود و به‌گونه‌ای تبیین گردد که در شرایط خاص جغرافیایی و اجتماعی قابل استفاده باشد. توجه به بستر جغرافیایی و موقعیت‌های واقعی زمان و مکان نیز یکی از روش‌های مؤثر برای کاربردی کردن فلسفه تاریخ است؛ زیرا موقعیت جغرافیایی و فرهنگی تأثیر بسزایی در شکل‌دهی به سیاست‌ها، اقتصاد و فرهنگ یک جامعه دارد. 🔻 هم‌پیوندی فلسفه تاریخ و واقعیت‌های اجتماعی: ضرورت و اهمیت فلسفه تاریخ نمی‌تواند در فضای انتزاعی باقی بماند. برای آنکه توان اجرایی و تأثیرگذاری داشته باشد، باید به‌طور مستمر با واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی پیوند برقرار کند. به‌ویژه در شرایطی که جوامع با چالش‌های پیچیده‌ای روبه‌رو هستند، فلسفه تاریخ باید ابزارهایی را فراهم کند که بتواند تحلیل‌های دقیق و کاربردی از وضعیت‌های موجود ارائه دهد و در نهایت به راهکارهایی برای بهبود شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دست یابد. 🔻 کاربردی‌سازی فلسفه تاریخ در حکم‌روایی معاصر: طراحی یک دستگاه محاسباتی مؤثر فلسفه تاریخ به‌عنوان ابزاری مهم برای درک روندهای تاریخی و اجتماعی، می‌تواند در عرصه‌های حکمرانی و حکم‌روایی نقش حیاتی ایفا کند. با این حال، اگر تحلیل‌های فلسفی تاریخ تنها در سطح نظری باقی بمانند و به یک دستگاه محاسباتی اجتماعی تبدیل نشوند، قادر نخواهند بود مشکلات اجتماعی و سیاسی را حل کنند. در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران، یکی از چالش‌های اساسی، شکاف میان تحلیل‌های فلسفه تاریخ و قابلیت عملیاتی کردن آن‌ها در عرصه حکمرانی بود. برای اینکه تحلیل‌های فلسفی تاریخ در عرصه حکمرانی اثرگذار باشند، باید به‌طور عملیاتی در قالب سیاست‌ها و برنامه‌های اجرایی پیاده‌سازی شوند. این فرایند مستلزم طراحی یک دستگاه محاسباتی مدون و کارشناسی است که بر مبنای تحلیل‌های فلسفه تاریخ شکل گیرد. 🆔@dolat_qavi