معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی عزیری و محمدفاضلی در ایران تاک: قسمت دوم به گفته عزیزی زمانی که احتمال حمله به تأسیسات هسته
گفتگوی عزیزی و محمد فاضلی در ایران تاک قسمت سوم
عزیزی ایده «مقاومت» را حلقه اتصال اصلی این نیروهای ناهمگون میداند؛ مفهومی که در هر جامعه معنای خاص خود را پیدا کرده است. برای گروههای فلسطینی، این ایده با منازعه مستقیم با اسرائیل پیوند دارد؛ برای حزبالله، با تجربه اشغال لبنان؛ و برای انصارالله، در دورههایی با مقابله با عربستان و در دورههای دیگر با تقابل با اسرائیل. ایران توانست این انگیزههای متفاوت را در چارچوبی گستردهتر به هم پیوند دهد و از آن برای پیشبرد منافع خود بهره ببرد.
از سوی دیگر، عزیزی تأکید میکند که ایدئولوژی صرفاً مجموعهای از شعارها نیست. حتی زمانی که اهداف ایدئولوژیک بهطور کامل محقق نمیشوند، طرح آنها از سوی رهبران یک کشور میتواند در دیگر کشورها ادراک تهدید ایجاد کند و به شکلگیری ائتلافهای مخالف بینجامد. از این منظر، سیاست ایدئولوژیک جمهوری اسلامی در روابط با همسایگان هزینههایی واقعی داشته است.
با این همه، او معتقد است ایدئولوژی در سیاست ایران همواره تا حدی انعطافپذیر بوده و در کنار آن، محاسبات امنیتی نقش تعیینکنندهای ایفا کردهاند. به همین دلیل، برای فهم سرنوشت محور مقاومت باید به جای تقلیل همهچیز به ایدئولوژی یا منافع مادی، تعامل این دو عامل را در کنار شرایط تاریخی و منطقهای بررسی کرد.
تنهایی راهبردی ایران؛ سرنوشت محتوم یا نتیجه انتخابهای سیاسی؟
یکی دیگر از محورهای مهم گفتوگو، مفهوم تنهایی راهبردی ایران است. عزیزی میپذیرد که موقعیت جغرافیایی، تجربه مداخله قدرتهای خارجی و احساس ناامنی تاریخی، در شکل دادن به نگاه امنیتی ایران نقش داشتهاند. با این حال، او با این نتیجهگیری که ایران بهطور طبیعی و اجتنابناپذیر محکوم به تنهایی است، موافق نیست.
از نظر او، باید میان محدودیتهای تاریخی و جغرافیایی کشور و سیاستهایی که این محدودیتها را تشدید میکنند، تفاوت گذاشت. ایران، مانند دیگر قدرتهای منطقهای، برای افزایش نفوذ و امنیت خود از ابزارهای مختلف استفاده کرده است؛ اما انتخاب نوع ابزار و شیوه تعامل با نظم بینالمللی، پیامدهای متفاوتی دارد.
عزیزی در این زمینه به تفاوت رویکرد جمهوری اسلامی با سیاست خارجی ایران در دورههایی دیگر اشاره میکند. به باور او، زمانی که یک کشور با قدرتی فراتر از ظرفیتهای خود وارد تقابل گسترده با نظم مسلط بینالمللی میشود، باید انتظار داشت که در برابر آن موازنهای شکل بگیرد. سیاستهای ایران نیز در کنار زمینههای تاریخی و امنیتی، در ایجاد ادراک تهدید در کشورهای منطقه و تقویت ائتلافهای مخالف مؤثر بودهاند.
از نگاه او، خطر اصلی زمانی پدیدار میشود که این شرایط تاریخی بهصورت سرنوشتی تغییرناپذیر تفسیر شوند. اگر سیاستگذار تصور کند که ایران در هر شرایطی تنها خواهد ماند و ناچار است همان مسیر گذشته را ادامه دهد، دامنه انتخابهای جایگزین محدود میشود. در حالی که حتی با پذیرش محدودیتهای ساختاری، همچنان میتوان درباره شیوههای متفاوت تأمین امنیت و کاهش هزینههای سیاست خارجی تصمیم گرفت.
عزیزی در همین چارچوب، راهبرد مناسب برای یک قدرت میانی در دوره گذار نظم جهانی را توازنسازی میداند؛ یعنی پرهیز از وابستگی یکجانبه به یک قدرت یا قرار گرفتن در خط مقدم تقابل با قدرتهای دیگر. به باور او، کاهش قدرت نسبی آمریکا در مقایسه با چین و ظهور مراکز جدید قدرت، اگرچه میتواند فرصتهایی ایجاد کند، همزمان خطر درگیریهای بزرگ را نیز افزایش میدهد. در چنین شرایطی، شرط موفقیت آن است که کشورها میان فرصتهای تازه و خطرهای ناشی از صفبندیهای بینالمللی توازن برقرار کنند.
عزیزی برای توضیح خطر انتخابهای پرهزینه، به تصویری اشاره میکند که از ایران بهعنوان بخشی از یک محور جهانی متشکل از چین، روسیه و کره شمالی ساخته شده است. به گفته او، ایران برخلاف روسیه و چین قدرتی هستهای یا همتراز آنها نیست و قرار گرفتن در چنین چارچوبی میتواند این تصور را در طرف مقابل ایجاد کند که ایران حلقهای از یک ائتلاف بزرگتر برای به چالش کشیدن نظم جهانی است؛ در نتیجه، ضربه زدن به ایران بهعنوان یکی از اعضای آسیبپذیرتر این مجموعه، راهی برای مهار آن تلقی شود.
او در نهایت تأکید میکند که نزدیکی به چین و روسیه الزاماً به معنای برخورداری از حمایت تضمینشده آنها نیست. مسئله اصلی این است که ایران تا چه اندازه میتواند روابط خارجی خود را به شکلی تنظیم کند که نه از فرصتهای همکاری محروم بماند و نه هزینههای تقابل با قدرتهای بزرگ را بیدلیل افزایش دهد.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
گفتگوی عزیزی و محمد فاضلی در ایران تاک قسمت سوم عزیزی ایده «مقاومت» را حلقه اتصال اصلی این نیروهای
گفتگوی عزیزی و محمدفاضلی در ایران تاک قسمت چهارم
آینده محور مقاومت؛ بقای گروهها، افول شبکه
در بررسی آینده محور مقاومت، عزیزی میان ادامه حیات گروههای منطقهای و بازگشت شبکه به جایگاه گذشته تفاوت میگذارد. حتی اگر ایران تصمیم بگیرد از برخی جاهطلبیهای منطقهای خود عقبنشینی کند، گروههایی که در لبنان، عراق و یمن شکل گرفتهاند، لزوماً از میان نمیروند؛ زیرا هرکدام ریشهها و انگیزههای داخلی خود را دارند. بنابراین، افول محور مقاومت به معنای پایان یافتن همه این جریانها نیست، بلکه میتواند به تغییر روابط میان آنها، کاهش هماهنگی و بازتعریف نقششان منجر شود.
از سوی دیگر، این گروهها ممکن است بیش از گذشته بر اولویتهای داخلی و منافع مستقل خود تمرکز کنند و در شرایط بحرانی، حاضر نباشند به همان اندازه سابق برای منافع ایران هزینه بدهند. به این ترتیب، حتی بقای نظامی یا سیاسی اعضا نیز الزاماً به معنای حفظ کارکرد بازدارندگی مشترک نیست.
این تحلیل، در واقع، یکی از باورهای رایج درباره محور مقاومت را به چالش میکشد: اینکه قدرت و نفوذ هر یک از اعضای آن را میتوان مستقیماً معادل قدرت ایران یا ظرفیت کل شبکه دانست. از نگاه عزیزی، چنین برداشتی تفاوت میان بقای محلی گروهها و توانایی آنها برای ایفای نقشی هماهنگ در راهبرد منطقهای ایران را نادیده میگیرد.
جنگ زیرساختی؛ آیا تهدید متقابل میتواند مانع جنگ شود؟
در بخش پایانی، بحث به احتمال تشدید درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل و امکان هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی میرسد. عزیزی با احتیاط درباره سناریوهای آینده صحبت میکند، اما بر این نکته تأکید دارد که تهدید به پاسخ گسترده، بهتنهایی تضمین نمیکند که طرف مقابل از حمله منصرف شود.
او برای توضیح این مسئله از مفهوم عدم تقارن در آستانه تحمل درد استفاده میکند. ایران ممکن است بتواند به اهداف نظامی آمریکا در منطقه یا زیرساختهای برخی کشورهای منطقه آسیب وارد کند و از این طریق هزینههایی اقتصادی و سیاسی بر طرف مقابل تحمیل کند؛ اما این هزینهها لزوماً به اندازهای نیستند که برای آمریکا تهدیدی وجودی ایجاد کنند. در مقابل، تخریب گسترده زیرساختهای ایران میتواند پیامدهایی بسیار عمیقتر و طولانیتر برای اقتصاد و جامعه کشور داشته باشد.
از این منظر، پرسش اصلی فقط این نیست که آیا ایران توان پاسخگویی دارد یا میتواند به طرف مقابل آسیب برساند؛ بلکه باید دید هزینه نهایی این پاسخ برای خود ایران چیست و آیا نتیجه آن به بهبود موقعیت کشور منجر میشود یا به تخریب ظرفیتهای حیاتی و افزایش دشمنی کشورهای منطقه.
عزیزی هشدار میدهد که ورود به جنگی زیرساختی با قدرتی برخوردار از سلاح هستهای، ریسکهای بسیار بزرگی در پی دارد. حتی اگر یک طرف بتواند در مقطعی هزینههایی بر طرف دیگر تحمیل کند، این امر لزوماً به معنای پیروزی راهبردی نیست. ممکن است در چنین سناریویی، ایران با خسارتهای ماندگار اقتصادی و امنیتی روبهرو شود، بیآنکه بتواند رفتار طرف مقابل را بهطور پایدار تغییر دهد.
او همچنین معتقد است که نباید همه کشورهای عربی منطقه را یکپارچه و مصمم به همراهی با آمریکا برای تغییر حکومت در ایران تصور کرد. این کشورها نیز منافع و نگرانیهای خاص خود را دارند و بسیاری از آنها به این نتیجه رسیدهاند که ناگزیر به همزیستی با ایران هستند. با این حال، اگر ایران بهعنوان قدرتی سلطهجو و تهدیدکننده منافع منطقهای شناخته شود، این فرصت برای همکاری و کاهش تنش از بین میرود و ممکن است کشورهای عربی بیش از پیش به سمت ائتلاف با اسرائیل حرکت کنند.
از نظر عزیزی، راه خروج از این وضعیت نه در تشدید تهدیدها، بلکه در ارائه تصویری روشن از آینده منطقه و حرکت به سمت توافقهای عملی قرار دارد. ایران میتواند به جای هدف قرار دادن زیرساختهای کشورهای همسایه برای فشار بر آمریکا، از ظرفیت همین کشورها برای ایجاد سازوکارهای منطقهای و افزایش فشار دیپلماتیک بر واشنگتن استفاده کند. چنین رویکردی مستلزم آن است که تهران منافع امنیتی و اقتصادی همسایگان را جدی بگیرد و برای آنها نیز جایگاهی در ترتیبات آینده منطقه تعریف کند.
عزیزی در پایان، با وجود افزایش خطر درگیری و دشوارتر شدن دستیابی به توافق، کنار گذاشتن دیپلماسی را راهحل نمیداند. از نگاه او، همچنان امکان حرکت به سوی تفاهمهای منطقهای وجود دارد؛ اما تحقق آن به تغییر ادراک کشورهای همسایه از ایران، پذیرش منافع متقابل و فاصله گرفتن از این تصور وابسته است که امنیت فقط از مسیر فشار و تهدید به دست میآید.
جمعبندی گفتگوی عزیزی و محمدفاضلی در ایران تاک
در نهایت جمعبندی این گفتوگو آن است که محور مقاومت را نمیتوان صرفاً موفقیتی مطلق یا شکستی کامل دانست. این شبکه در دورهای توانست برای ایران عمق راهبردی و بازدارندگی ایجاد کند، اما گسترش بیش از اندازه اهداف، خلط بازدارندگی با نفوذ منطقهای و بیتوجهی به محدودیتهای قدرت ایران، به تضعیف آن انجامید.
اکنون نیز مسئله اصلی فقط سرنوشت گروههای عضو این شبکه نیست؛ بلکه این است که ایران چگونه میخواهد امنیت خود را در شرایط تازه منطقهای و جهانی تأمین کند. به باور حمیدرضا عزیزی، پاسخ این پرسش بیش از هر چیز به توانایی تهران برای بازنگری در راهبردهای گذشته، ایجاد توازن در روابط خارجی و حرکت به سمت همکاری منطقهای و توافقهای پایدار بستگی دارد.
برای تماشای این گفتگو میتوانید به صفحه یوتیوب ایران تاک از طریق پیوند زیر مراجعه کنید:
https://youtu.be/4kXiVPCQyU4?si=TQoMQnU176zoOEBA
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔸خلاصهٔ هوش مصنوعی کوکون (Cocoon AI):
پروفسور رابرت پپ، استاد دانشگاه شیکاگو، جزئیات یک عملیات پیشنهادی هوایی ۷۲ ساعته توسط ایالات متحده علیه مراکز فرماندهی و کنترل سپاه پاسداران ایران را تشریح میکند که از آن به عنوان نسخهٔ مدرن عملیات «رعد فوری» (Instant Thunder) در سال ۱۹۹۱ یاد میشود.
این طرح که گزارش شده از طریق وبسایت «آکسیوس» درز کرده است، با هدف قطع سر رهبری ایران از طریق حمله به دهها پناهگاه و زیرساخت انرژی برای ایجاد فلج سیستماتیک طراحی شده است.
> امکانسنجی این کارزار به شدت به تانکرهای سوخترسانی هوایی متکی است که احتمالاً ایران در حال ردیابی آنهاست.
پپ استدلال میکند که ترامپ به دلیل ماهیت زمانبر بودن پنجرهٔ نظامی و فشار سیاسی ناشی از نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، با معضل «استفاده کن یا از دست بده» مواجه است. نویسنده هشدار میدهد که تداخل زمانبندیهای نظامی و فوریت سیاسی، یادآور بحران ژوئن ۱۹۱۴ است که جنگ جهانی اول را کلید زد.
🔵هواپیمای (کارزار هوایی) ۳ روزهٔ ترامپ:
پپ طرح ۷۲ ساعتهٔ قطع سر (رهبری) را فاش میکند.
رابرت پپ، استاد دانشگاه شیکاگو، به تازگی طرح واقعی نظامی را که اکنون بر کاخ سفید فشار میآورد، تشریح کرده است.
این یک کارزار هوایی مشخص و زمانبندیشده است که پنجرهٔ فرصت آن همین حالا هم در حال بسته شدن است.
هر روزی که تانکرهای سوخترسانی در برد عملیاتی باقی میمانند، فشار برای استفاده از آنها بیشتر میشود.
🔹کارزار هوایی ۳ روزه
➡️ انگیزهای عظیم برای ترامپ وجود دارد تا «هواپیمای سه روزهاش» را اجرا کند، چرا که این مسئله حالت «یا استفاده کن یا از دست بده» دارد.
➡️ افشاگریهای آکسیوس چیزی را توصیف میکند که کاملاً شبیه به عملیات «رعد فوری» (Instant Thunder) در سال ۱۹۹۱ است؛ همان کارزار سه روزهای که برای قطع سر رژیم صدام و فلج کردن آن طراحی شده بود.
➡️ هدف، ساختار فرماندهی و کنترل موزاییکی سپاه پاسداران (IRGC) است.
هشت ماه اطلاعات سیگنالی (Sigint) پیشاپیش گرههای زیادی را شناسایی کرده است.
➡️ این یک حملهٔ دیگر به رهبر معظم نیست، بلکه یک حملهٔ همهجانبه به رهبری در میان دهها پناهگاه است که با حملاتی به نیروی برق و پالایشگاهها برای ایجاد فلج سیستماتیک همراه شده است.
وابستگی به تانکرهای سوخترسانی
➡️ آن هواپیمای سه روزه به تانکرهای سوخترسانی هوایی وابسته است، درست همانطور که طرح اشلیفن به راهآهن وابسته بود.
➡️ بدون آن تانکرها، کارزار هماهنگی که بتواند سپاه پاسداران را به شکلی واقعاً معنادار فلج کند، به سادگی قابل اجرا نیست.
➡️ ایران تقریباً به طور حتم تکتک آنها را ردیابی میکند. از کار انداختن تانکرها معادل مدرن بسیج نظامی اتریش-مجارستان خواهد بود.
زمانبندیهای درهمتنیده
➡️ ترامپ اکنون در وضعیتی کاملاً مبتنی بر «یا استفاده کن یا از دست بده» قرار دارد. او یا باید طرح را اجرا کند یا خجالتزدگیِ بیشتر در آستانهٔ انتخابات میاندورهای را بپذیرد.
➡️ به محض آغاز کارزار هوایی، حوثیها میتوانند از این حواسپرتی برای ضربه زدن به تأسیسات سعودیِ بیشتر بهرهبرداری کنند.
➡️ توالی این رویدادها طی ۷۲ ساعت آشکار میشود، نه چهار هفته.
➡️ تقاطع زمانبندیهای نظامی با سیاستِ مسموم، دقیقاً همان چیزی است که بحران ژوئن ۱۹۱۴ را به جنگ جهانی اول تبدیل کرد. پپ امیدوار است که ده یا بیست سال دیگر در حال مطالعهٔ همان الگو نباشیم.
🔸نتیجهٔ نهایی
طرح روی میز یک کارزار هوایی کوتاه و با شدت بالا است که تمام امکانسنجی آن بر روی چند تانکر آسیبپذیر استوار است.
به محض اینکه آن تانکرها از بین بروند یا پنجرهٔ سیاسی بسته شود، گزینه از بین میرود و سرافکندگی باقی میماند.
ساعت از همین حالا شروع به تیکتاک کرده است.
#جنگ_با_ایران #رعد_فوری #طرح_ترامپ #استفاده_کن_یا_از_دست_بده #پپ #زمانبندی_نظامی #میاندورهای
منبع: یوتیوب ماریو نافوال
https://fxtwitter.com/Mark4XX/status/2111059821109686756
حباب هوش مصنوعی بزرگترین قمار سرمایهگذاری زیرساختی در تاریخ است... و صنعت مدلهای هوش مصنوعی همچنان سودده نیست.
در همین حال، هزینهکرد برای هوش مصنوعی به یکی از بزرگترین محرکهای رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) ایالات متحده و بازار سهام تبدیل شده است.
به عبارت دیگر، هزینهکرد برای هوش مصنوعی باید ادامه پیدا کند... وگرنه ایالات متحده با خطر لغزش به سوی رکود مواجه خواهد شد.
https://fxtwitter.com/ekwufinance/status/2110778757019562477
⭕️ ضرورت احتیاط بیشتر مقامهای لشکری و کشوری برای ترور نشدن در این هفتهها
علیرغم پارهای هشدارها، به اشتباه تصور میشد آمریکا سردار سلیمانی را در سفر عراق ترور نمیکند. متاسفانه کرد. قویترین فرمانده استراتژیستمان را از دست دادیم.
علیرغم نشانههای هشداردهنده، به اشتباه تصور میشد اسرائیل/آمریکا در میانهٔ مذاکرات فرماندهان نظامی تراز اولمان را در تهران ترور نمیکند. احتیاط کافی نشد و متاسفانه در یک روز و بعضا در یک مکانِ رویزمین و در تیررس، جمعی از تواناترین فرماندهانمان در اولین روز جنگ ۱۲ روزه ترور شدند و شهدایی در تراز سرلشکر باقری و سرلشکر رشید را از دست دادیم.
علیرغم نشانههای هشدار پرشمار، به اشتباه تصور شد که اسراییل/آمریکا حماقت و جرأت نمیکند فرمانده کل قوا و مرجع تقلیدی را که شهادتش قدرت و خونی بیسابقه به مقاومت میهنی تزریق میکند ترور کند. چنین حماقت و جسارتی را کرد و رهبر شهید ایران را در اولین روز جنگ رمضان از دست دادیم.
علیرغم ریسک بالا و حداقل الزامات حفاظتی، همزمان جلسات فرماندهان نظامی و امنیتی برگزار و سیبل ترور شد و در روز اول جنگ رمضان تعداد زیادی از زبدهترین فرماندهان و مقامات را از دست دادیم.
واضح بود که سیاستمداران ملی در تراز علی لاریجانی که ظرفیت بازیسازی و راهگشایی بدون عدول از لوازم قدرت ملی را دارند در معرض ترور اسراییلاند. با ابن حال، باز احتیاط کافی نشد و «روی زمین» در تیررس قرار گرفت و شهید لاریجانی را از دست دادیم.
از امروز تا لااقل ۱۰ دیماه (آغاز به کار کنگرهٔ جدید دموکرات) هم واضح است ریسک ترور توسط اسراییل یا آمریکا بالا است، اما باز متاسفانه مکرر و بدون احتیاط کافی مقامهای عالی کشوری و لشکری در مراسمهای ختم مسجد نور و نمایشگاهها و سفرها و جلسات جمع میشوند و حتی جلسات سران قوا روی زمین برگزار میشود.
شهادت در راه ایران و خیر جمعی ایرانیان افتخار است و شجاعت مسئولان در شرایط پرخطر ستودنی است؛ اما مسئولیتشناسی ملی و لطمهای که ترور هر شخصیت ملی در شرایط کنونی به کشور میزند، درسگیری از خطاهای محاسباتی بالا و نیز توانایی اسراییلِ جنایتپیشه در عملیاتهای تروریستی ایجاب میکند در هفتههای پیش رو بسیار بیش از امروز احتیاطهای حفاظتی دربارهٔ مکان جلسات و برنامههای پرخطر و غیرضروری مراعات شود. مسئولان محترم! فرماندهان گرامی! لطفا به خاطر ایران، در این هفتهها احتیاط و مراقبت بسیار بیشتری کنید که توسط اسرائیل یا آمریکا ترور نشوید. شرایط عادی نیست.
✍محمدرضا جلاییپور
۵ کشور با بیشترین هزینه نظامی در خاورمیانه در سال ۲۰۲۵
بر اساس تازهترین آمار مؤسسه بینالمللی پژوهشهای صلح استکهلم (SIPRI) که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد، عربستان سعودی با اختلاف در صدر هزینهکرد نظامی منطقه قرار دارد. ارقام سال ۲۰۲۵ به دلار آمریکا به شرح زیر است:
۱. عربستان سعودی: ۸۳٫۲ میلیارد دلار
۲. اسرائیل: ۴۸٫۳ میلیارد دلار
۳. ترکیه: ۳۰ میلیارد دلار
۴. کویت: ۸٫۱ میلیارد دلار
۵. ایران: ۷٫۴ میلیارد دلار
طبق همین گزارش، هزینه نظامی عربستان نسبت به سال قبل ۱٫۴ درصد افزایش یافت؛ در مقابل، هزینه نظامی اسرائیل ۴٫۹ درصد کاهش پیدا کرد و هزینه نظامی ایران نیز با افت ۵٫۶ درصدی به ۷٫۴ میلیارد دلار رسید.
هدایت شده از Researcher
سرباز روح الله با یه استوری علت دعوت کرباسچی و بقیه اصلاح طلبا رو توضیح داد...
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سرباز روح الله با یه استوری علت دعوت کرباسچی و بقیه اصلاح طلبا رو توضیح داد...
شکستن گردویی که پوکه درسته ما رو به مغز گردو نمیرسونه، اما روشن میکنه توی این گردو چیزی نیست.
فوری: قیمت نفت خام برنت با جهش به نزدیک ۱۱۰ دلار رسید که بالاترین سطح از ۱۵ سپتامبر تاکنون است؛ این در حالی است که ایران نیروهای مسلح خود را به مدت ۷۲ ساعت در بالاترین سطح هشدار قرار داده و پناهگاههای بمب سیار به سرعت در تلآویو مستقر میشوند.
قیپت نفت خام غرب تگزاس (WTI) ایالات متحده اکنون روی قیمت ۱۰۰ دلار قرار دارد.
https://fxtwitter.com/HormuzLetter/status/2111141564768563642
هدایت شده از به وقت ایران
AudioLab267_220957952.mp3
زمان:
حجم:
16.7M
🔺قاچاقچیان تنگههرمز چگونه عمل میکنند؟
👤وحید خضاب؛ مترجم و پژوهشگر
👤سرباز روح الله رضوی؛ مجری برنامه
👤نیما اکبرخانی؛ کارشناس مسائل نظامی
👤حامد ملحانی؛ کارشناس ارشد حوزه تولید نفت و گاز
🔰برنامه 267 | 23 مهرماه 1405
مشاهده برنامه کامل در یوتیوب به وقت ایران
#صوت_به_وقت_ایران
🔻🔻🔻
کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر
@bevaqteiran