eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
536 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹مجید شاکری: پيشنهاد لاوروف براى آينده خليج فارس (در حدى كه عمومى مطرح شده) دقيقا همان چيزى است كه آقاى خراتيان در ٢٠٠روز گذشته، بارها و بارها پيشنهاد دادند. https://fxtwitter.com/Majidshakeri8/status/2112153410032333158
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵پیشنهاد پوتین برای حل منازعه اوکراین در سطح قدرت‌های بزرگ و نسبت آن با ایران ✍مهدی خراتیان در امتداد توییت قبل و پیشنهاد لاوروف برای تشکیل ائتلاف سه‌جانبه‌ی ایران، چین و روسیه برای بازمعماری امنیتی خلیج فارس، پوتین نیز پیشنهاد حل‌وفصل بحران اوکراین را در قالب سه‌جانبه‌ی روسیه، چین و آمریکا مطرح کرده است. این دو اتفاق، که با فاصله‌ی کمی از هم رخ داده‌اند، در کنار معامله‌ی دیزل، پیشنهاد میانجیگری پوتین به پزشکیان و تماس او با ترامپ درباره‌ی پرونده‌ی جنگ ایران، بدان معناست که از منظر مسکو، التهاب فضای بین‌الملل به سطحی رسیده که ترامپ را نگران پیامدهای آن بر اقتصاد آمریکا کرده است. از همین رو، او آماده است در قالب معاملاتی کلان در سطح قدرت‌های بزرگ، پرونده‌ی دست‌کم یکی از این جنگ‌ها را ببندد و از پیچیدگی فضا بکاهد. اینکه پوتین موفق می‌شود مسئله‌ی اوکراین را در سطح قدرت‌های بزرگ حل کند یا نه، و اینکه تهران، مسکو و پکن می‌توانند برای حل‌وفصل جنگ منطقه‌ای در کنار هم قرار گیرند یا نه، مسئله‌ای ثانویه است. مسئله‌ی اول این است که در سطح قدرت‌های بزرگ، مناسبات جدیدی در حال شکل‌گیری است و تهران باید خود را با آن‌ها بازتنظیم کند. می‌توان مدعی شد که زمینه برای تعریف «حوزه‌ی نفوذ» قدرت‌های بزرگ در دو منطقه‌ی یورو-آتلانتیک و خاورمیانه فراهم می‌شود و شاید به آسیا-پاسیفیک هم برسد. در این باره چند نکته شایان توجه است: ۱. سخنان اخیر شی در اجلاس بریکس و برخی سیگنال‌های وزیر امور خارجه‌ی چین در نشست‌ها تأیید می‌کند که چین نیز، هم برای نظم منطقه‌ای غرب آسیا و هم برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن، کم‌وبیش آماده است. تهران باید از مسکو بخواهد که چین را برای فرمول سه‌جانبه متقاعد کند. ۲. همان‌طور که بارها گفته‌ام، صرفِ واسطه‌کردن چین یا روسیه یا هر دو برای مذاکره با آمریکا، برای تهران معجزه نمی‌کند. مسئله‌ی اصلی آن است که تهران چگونه بر اساس خطوط قرمز خود و در نسبت‌یابی با ابتکارهای روسیه (طرح امنیت جمعی خلیج فارس) و چین (GSI، GDI و طرح چهارماده‌ای شی) به طرحی جامع برسد و آن را در نشست‌های کارشناسی به طرح مشترک مسکو، تهران و پکن تبدیل کند. اگر تهران منفعل و نظاره‌گر باشد و منتظر بماند تا مسکو و پکن طرحی برای خلیج فارس یا منازعه‌ی ایران و آمریکا تهیه کنند، نتیجه‌ی آن قطعاً شکست و زیان برای ایران خواهد بود. ۳. پیش‌تر گفتم که هم چین و هم روسیه دنبال منافع خود هستند و به‌طور خاص روسیه می‌خواهد نقشی جدی در مسئله‌ی اورانیوم غنی‌شده ایفا کند تا از آن به‌عنوان اهرمی در جنگ اوکراین بهره ببرد. تهران باید با توجه به تغییر دکترین هسته‌ای خود، با مسکو و پکن به راه‌حلی برسد که پیش‌تر آن را در قالب «آخرین انعطاف هسته‌ای» و «ماشه‌ی بزرگ هسته‌ای» توضیح داده‌ام. در این ابتکار، ایران مسلماً نمی‌تواند نابودی زیرساخت‌های هسته‌ای، انتقال یا رقیق‌سازی یک‌جای ذخایر اورانیوم، یا بازرسی بازرسان آژانس را به شیوه‌های پیشین بپذیرد. ۴. ایران باید مسئله‌ی معماری امنیت خلیج فارس را با قید تعطیلی یا دست‌کم تعدیل پایگاه‌های آمریکایی پیگیری کند، به‌ویژه آنکه هم چین و هم روسیه در ابتکارهای خود با حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا مخالفت کرده‌اند. ۵. مواضع محکم اخیر چین علیه توسعه‌طلبی‌های اسرائیل، حساسیت پکن به همکاری‌های نظامی اسرائیل و تایوان، و موضع مثبت آن در قبال پیمان مکه ایجاب می‌کند که تهران و پکن درباره‌ی ماهیت این پیمان و شیوه‌ی مهار اسرائیل در خاورمیانه به هم‌داستانی راهبردی برسند. ۶. درباره‌ی تنگه‌ی هرمز، ایران باید فرمولی تهیه کند که در آن از حیث امنیتی کنترل کامل تنگه را در دست داشته باشد و مانع عبور کشتی‌های نظامی متخاصم شود، چنان‌که تاکنون مانع شده و کشتی‌های نظامی را دور نگه داشته است. اما از حیث اقتصادی باید بتواند با معامله‌ای با کشورهای جنوب خلیج فارس و تقسیم منافع میان شمال و جنوب آن، در قالب ارائه‌ی خدمات به کشتی‌ها (نه لزوماً عوارض)، به منافع بلندمدتی از این تنگه دست یابد. ۷. به‌طور خاص درباره‌ی امارات، هر نظم امنیتی آینده‌ی منطقه باید شامل پایان ادعای ارضی امارات نسبت به ایران و کاهش سطح حضور اسرائیل در این کشور باشد. ۸. درباره‌ی پایان‌بندی جنگ، ایران می‌تواند به شروط فعلی خود پایبند بماند، اما باید با چین و روسیه به سازوکاری برای پوشش ریسک عهدشکنی‌های احتمالی آمریکا دست یابد. این ریسک‌ها شامل مسئله‌ی تحریم‌ها و حمله‌ی مجدد به ایران است (و احتمال حرکت ایران به سمت سلاح اتمی پس از حمله‌ی مجدد آمریکا یا اسرائیل).
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۹. در نهایت، دوباره تأکید می‌کنم که هیچ‌یک از چین و روسیه نمی‌توانند به‌تنهایی واسطه‌ی مناسبی میان ایران و آمریکا باشند، چون مسئله از ماهیت چندجانبه خارج می‌شود و در چارچوب مسائل دوجانبه‌ی مسکو–واشنگتن یا پکن–واشنگتن قرار می‌گیرد. اکنون که لاوروف خود پیشگام شده و از سه‌جانبه‌ی ایران، چین و روسیه سخن گفته است، بهتر است تهران بر پایه‌ی همین پیشنهاد، این سه‌گانه را شکل دهد و از آن برای بازترسیم نظم امنیتی منطقه و پایان جنگ ایران و آمریکا استفاده کند. ۱۰. شاید روس‌ها بخواهند پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای با یک معامله‌ی بزرگ به کمپین جمهوری‌خواهان خدمتی بکنند. تهران باید مراقب باشد که بازیچه‌ی چنین طرحی نشود. ۱۱. ترامپ و شی به‌زودی در حاشیه‌ی اجلاس سران اپک (APEC) در شنژن چین، در نوامبر ۲۰۲۶، دیدار مجددی خواهند داشت. بهتر است زمان‌بندی به‌گونه‌ای پیش برود که تا آن زمان، طرح‌های مشترک ایران، چین و روسیه دست‌کم به نتیجه‌ای اولیه رسیده باشد. ۱۲. در نهایت، گذر زمان لزوماً به نفع تهران نیست. رفت‌وآمدهای بی‌هدف و بدون نظریه‌ی مشخص برای پایان‌بندی جنگ و نظم منطقه‌ای، و رد پیشنهادها از موضع سلبی، نمی‌تواند ادامه یابد. تهران باید از موضع ایجابی و فعال، واسطه‌ها را در جهت پیشبرد طرح‌های خود به بازی بگیرد. https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2112242602602827910
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
‏🔻چند نکته درباره تحرکات دیپلماتیکی که شتاب گرفته است ‏۱. انتقال پیام‌ها میان تهران و واشنگتن از کانال‌های مختلف شتاب گرفته است. ورود روسیه به پرونده مذاکرات ایران و آمریکا که به احتمال زیاد به درخواست ترامپ و برخی کشورهای عربی بوده، از جهات مختلف حائز اهمیت است، اما نباید آن را لزوماً تعیین‌کننده دانست. ‏۲. به نظر می‌رسد لاوروف با دو ابتکار احتمالی برای گره‌گشایی از وضعیت کنونی به تهران آمده باشد؛ یکی در حوزه پرونده هسته‌ای و دیگری درباره تنگه هرمز و ترتیبات امنیتی خلیج فارس. در پرونده هسته‌ای، احتمالاً روسیه درصدد است با ارائه تضمین‌ها یا ایجاد اطمینان خاطر برای تهران، زمینه انعطاف احتمالی در برخی موضوعات، به‌ویژه مسئله اورانیوم، را در مراحل اولیه مذاکرات فراهم کند. البته باید دید این ابتکارات تا چه اندازه با ملاحظات و خطوط قرمز ایران سازگار است. ‏۳. یکی از اهداف مهم سفرهای منطقه‌ای لاوروف، احتمالاً ارائه چارچوبی برای کاهش نگرانی‌های متقابل و مدیریت تنش‌ها در خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. پیشنهاد او برای تجمیع طرح‌های ایران، روسیه و چین درباره امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز در قالبی مشترک را می‌توان در همین راستا ارزیابی کرد. ‏۴. سفر عاصم منیر به تهران، بلافاصله پس از سفر لاوروف، یک تحول تصادفی نیست. این احتمال وجود دارد که او، علاوه بر انتقال پیام واشنگتن به تهران، مأموریت داشته باشد ارزیابی و مواضع جدید مقامات ایرانی پس از رایزنی با طرف روسی را نیز دریافت و به آمریکا منتقل کند. پیام واشنگتن نیز ممکن است ترکیبی از انتظارات ترامپ، تلاش برای پیشبرد مذاکرات و در عین حال تهدید یا ضرب‌الاجل جدید باشد. از این منظر، سفر عاصم منیر می‌تواند حلقه اتصال دو مسیر دیپلماتیک اخیر باشد. ‏۵. مجموعه این تحرکات ممکن است در بخش‌هایی از فضای سیاسی کشور، خوش‌بینی‌های تازه‌ای درباره امکان گشایش دیپلماتیک ایجاد کرده باشد. بااین‌حال، فارغ از محتوای مذاکرات و میزان پیشرفت تبادل پیام‌ها، تجربه‌های گذشته ضرورت احتیاط را یادآوری می‌کند. بنابراین، ضمن استفاده از فرصت‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش، باید آمادگی آمریکا و اسرائیل برای ماجراجویی نظامی سوم را مبنا قرار داد. هیچ گشایش احتمالی نباید به غفلت راهبردی منجر شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
❌وزیر خارجه روسیه پیشنهاد داده ایران، روسیه و چین، با همراهی اتحادیه عرب و شورای امنیت و چند سازمان مثلاً اسلامی، «ساختار مشترک امنیتی» در منطقه خلیج فارس ایجاد کنند. او گفته مسکو آماده است ابتکارهای امنیتی خود را با طرح‌های پکن و تهران تلفیق و چارچوبی مشترک برای تأمین صلح و امنیت منطقه ایجاد کند. ✍ با همه همراهی و احترام متقابلی که بین ما و روسیه است، حقیقتاً من شخصاً به هیچکس و هیچ پایتختی جز تهران و هیچ اراده‌ای جز اراده ملت و فرمان امام امت و «در این مرحله» به هیچ ابزاری جز قدرت نظامی کشورمان اعتماد ندارم. دنیا بعد از ۸ ماه جنگ، فهمیده آمریکا چه غلطی کرده. ما این آتش را خاموش کرده‌ایم و حالا جهان از دودش به سُرفه افتاده. ⚠️آقای لاوروف حتی اگر حسن نیت داشته باشد باید بداند مدیریت تنگه هرمز اشتراکی نیست، به خصوص اگر پای آمریکایی‌های حرامزاده و بی‌پدر و مادرهای اروپایی و حکام ذلیل عربی در میان باشد. اگر روسیه می‌پذیرد شبه‌جزیره کریمه در چارچوبی مشترک و بین‌المللی اداره شود، آنوقت بیاید از چارچوب مشترک مدیریت تنگه هرمز با ما حرف بزند. ✍الله‌کرم مشتاقی
هدایت شده از اسکرین‌ شات
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ چرا اسرائیلی‌ها حاضر می‌شن برای ایران جاسوسی کنن؟ 🕵️🇮🇷 اسرائیل یکی از سخت‌گیرانه‌ترین سیستم‌های امنیتی رو داره، اما طبق گزارش‌های خود دستگاه‌های امنیتی اسرائیل، تعداد پرونده‌های جاسوسی مرتبط با ایران تو سال‌های اخیر افزایش چشمگیری داشته. اما این جاسوس‌ها چه اطلاعاتی در اختیار ایران می‌ذارن و این اطلاعات چه کاربردی دارن؟ 🤔 🎥 برای جواب به این سوال مستند جدید اسکرین داک رو حتما ببینید: 🔹مشاهده مستند در آپارات 🔹مشاهده مستند در آپارات 🔹مشاهده مستند در آپارات 🔻🔻🔻 با اسکرین‌شات همراه شوید @screenshotpersian
⭕️ قدرت و منافع ملی ملک طلق اصولگرایان نیست ✍🏻 محمدرضا جلائی‌پور بعضی از دوستان وقتی دفاع نظری و عملی‌ام از لوازم همبستگی ملی برای دفاع میهنی و تقویت همهٔ مولفه‌های قدرت ملی را می‌بینند می‌گویند «محمدرضا بعضی مواضعت شبیه اصولگرایان شده». پیش‌فرض این نظر دوستانه چند انگارهٔ خطا است که از قضا از عوامل تضعیف اصلاح‌گری در ایران شده است. پیش‌فرض خطای «فروکاهش امر ملی به امر اصولگرایانه» یکی از این پیش‌فرض‌ها است. این پیش‌فرض خطا ناخواسته دغدغهٔ قدرت و منافع ملی را ملک طلق اصولگرایان محسوب می‌کند. در حالیکه اصلاح‌گرانی که دغدغهٔ توسعه و عدالت و آزادی و مردم‌سالاری از مسیر قانونی و تدریجی و خشونت‌پرهیز دارند نمی‌توانند و نباید به پیش‌نیاز و لازمهٔ این آرمان‌ها، که بقا و استقلال راهبردی ایران است، بی‌توجه باشند. افزایش قدرت ملی چند بعدی ایران لازمهٔ اهداف مصلحانه هم هست. طبیعی است در شرایط تهدید وجودی و تهدید منافع حیاتی ایران، صف‌آرایی «اصلی» باید در برابر متجاوز استعمارگر باشد. در چنین صحنه‌ای، «اصلی»کردن صف‌آرایی‌های داخلی با اقتضائات همبستگی برای دفاع میهنی و منافع و امنیت ملی سازگار نیست. می‌شود دربارهٔ بهترین مسیرِ پایان دادنِ بادوام جنگ اختلاف نظر کارشناسانه داشت، اما باید مراقبت کرد صف‌آرایی و منازعه اصلی (در برابر متجاوز)، فرعی (و داخلی) نشود. اگر به لطف مقاومتِ نظامی و دیپلماتیک و اقتصادی و اجتماعیِ ایران از این گردنه رد شویم و ایران دیگر در معرض تهدید وجودی و تهدید منافع حیاتی نباشد، دوباره آرایش اصلی طبیعتا حول اقتصاد و سیاست داخلی شکل می‌گیرد. حتی در آن حالت هم دغدغهٔ تقویت همهٔ مولفه‌های قدرت و امنیت ملی ضرورتی ملی و اصلاح‌گرانه می‌ماند. یک پیش‌فرض اشتباه دیگر هم این است که فقط بخشی از اصولگرایان‌اند که تغییرات صحنهٔ منطقه‌ای و جهانی را می‌بینند و به رسمیت می‌شناسند و اصلاح‌طلبان باید در فضای دهه ۹۰ میلادی فریز شوند و مثلا به آخرین نسخهٔ استراتژی امنبت ملی اسراییل و شواهد آشکار در سخن و رفتار ترامپ که «قدرت» ایران را مساله می‌داند اعتنا نکنند و خوش‌خیالانه فکر کنند با یک دست دادن و امضای یک کاغذ مساله به نحو پایداری حل می‌شود. اینچنین نیست و از قضا اصلاح‌گرانی که دغدغهٔ توسعهٔ فراگیر ایران را دارند بیش از اصولگرایان نیازمند روزآمدسازی نظریهٔ امنیت ملی و تصویرشان از تغییرات صحنهٔ جهانی‌اند. خوشبختانه در بدنهٔ اصلاح‌گران ایران کسر رو به افزایشی به اقتضائات امنیت و قدرت ملی ایران در صحنهٔ پیچیدهٔ جدید توجه دارند. این توجه روزافزون چیزی از اصلاح‌گری آن‌ها و دغدغه‌شان برای عدالت و آزادی و توسعه و مردم‌سالاری نمی‌کاهد، بلکه اصلاح‌گری‌شان با همین اهداف را تقویت می‌کند. ایرانی باید بماند که با اصلاحات ببالد.
‏🔻در سفر لاوروف و عاصم منیر تقریبا همه ارکان و بخش‌های تصمیم‌گیر موضع واحدی داشتند. مخالفت صریح با انتقال مواد و‌ مذاکرات هسته‌ای در گام نخست هر مذاکره‌ای از سوی دبیر شعام به عاصم منیر منتقل شد و بر موضع قبلی یعنی تحقق ۷ شرط تاکید شده است. ‏نکته مهم اینکه آمریکایی‌ها علی‌رغم اصرار بر مذاکرات هسته‌ای و دریافت امتیازات ملموس در این حوزه، اما حاضر به دادن امتیازات مهمی همچون رفع تحریم نیستند. آن‌ها می‌خواهند امتیازات بزرگی صرفا در قبال رفع محاصره و آزادسازی برخی دارایی‌های ایران به دست بیاورند که با مخالفت کامل ایران مواجه است. ‏از نظر ایران، رفع محاصره و آزادسازی دارایی‌ها دیگر امتیاز قابل توجهی برای تهران نیست!