هدایت شده از علی علیزاده - جدال
📌 دربارهی انتشار یک نامهی مهم و راهبردی
پریسا نصرآبادی
🔻 ۷۲ نفر از نخبگان، علما و پژوهشگران جهان اسلام از اقصی نقاط سه قارّهی آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی، در نامهای سرگشاده خطاب به رهبر ایران، آیتالله سید مجتبی خامنهای، ضمن تسلیت شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، خواستار بازنگری و بررسی عمیق مبانی فقهی و راهبردی «دکترین هستهای»ایران شدند.
🔻 اهمیت راهبردی این نامه، بیش از آنکه در اعلام تصمیمی تازه باشد، تلاشی است برای «مشروعیتبخشی» به بازنگری در دکترین هستهای ایران؛ یعنی انتقال بحث از «آیا بازنگری مجاز است؟» به «در شرایط جدید، چه بازنگریای برای تأمین امنیت ضروری است؟».
🔻 ظرافت متن در این است که فتوای رهبر شهید را نفی نمیکند؛ آن را برخاسته از مبانی دینی، اخلاقی و انسانی میداند، اما با استناد به تغییر شرایط سیاسی و نظامی، خواستار بررسی دوباره میشود. در این چارچوب، هرگونه تغییر احتمالی، نه «عدول از گذشته»، بلکه «پاسخ اجتهادی به شرایط جدید» قابل تفسیر است.
🔻 نامه همچنین بحث را از سطح ظرفیت فنی و غنیسازی، به سطح بازدارندگی و امنیت پایدار میبرد. پرسش ضمنی نامه این است: «اگر محدودیتهای موجود و سازوکارهای بینالمللی نتوانستهاند مانع حملهی نظامی به ایران و تأسیسات هستهای آن شوند، آیا نباید در مبانی سیاست بازدارندگی ایران تجدیدنظر کرد؟»
این صورتبندی، با بخشی از ادبیات تحلیلی پیرامون ایران همپوشانی دارد که افزایش بحث هستهای در عرصهی عمومی و در میان مقامات عالی حکومت را واکنشی به تضعیف یا ناکافیبودن بازدارندگی متعارف و ابهام راهبردی تفسیر...
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
میکند.
🔻 بااینحال، متن نه صریحاً خواهان ساخت بمب هستهای است، و نه دکترین جایگزینی به مثابه مبنایی برای تغییر رسمی سیاست هستهای ایران ارائه میکند. در واقع، این نامهی سرگشاده، درخواست گشودن پروندهی بازنگری است، و لزوماً به نتیجهی مشخصی ارجاع نمیدهد.
🔻 مهمترین پیام ضمنی که به مخاطب خارجی ارسال میکند نیز روشن است: افزایش تهدیدها علیه ایران، ممکن است به تقویت نیروهای خواهان تغییر سیاست هستهای بیانجامد و این مطالبه را در سطح ملّی فراگیرتر کند.
این پیام، به ویژه در آستانهی آغاز دور تازهای از نبرد میان ائتلاف ایالات متحده-اسرائیل علیه ایران، اهمیت مضاعفی خواهد داشت./
هدایت شده از کاوش مدیا
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ استاد دانشگاه مطالعات خارجی هانکوک کره:
📍وقت آن رسیده که ما در کره نگاه واقعبینانهای به ایران داشته باشیم و منطق تکراری «چرا ایران تسلیم نمیشود؟» را کنار گذاشته و به بحثهای عمیقتری روی بیاوریم...
🔻ارزیابی ساختار سیاسی ایران ذیل عنوان «دینسالاری مطلق» تحلیلی کاملاً اشتباه است؛ اگر ایران صرفاً یک نظام متکی بر شخص بود، تاکنون فروپاشیده بود...
🔻کلیدیترین مزیت راهبردی ایران فقط تنگه هرمز نیست؛ بلکه جغرافیای منحصربهفردی است که مرکزیت شاهراه تجاری اوراسیا را به آن بخشیده است...
#کرهای
🆔 @Kavoshmedia
قدوسی: در این مرحله، بهترین حالت، شکست سنگین ترامپ در انتخابات میاندورهای هر دو مجلس آمریکا در ۳ نوامبر است.
در صورت شکست در انتخابات، احتمال شورش و سرپیچی از ترامپ در حزب جمهوریخواه، از جمله در میان نمایندگان دو مجلس، بسیار زیاد خواهد بود؛ بهویژه در دو ماه آینده و از سوی کسانی که کرسیهای خود را از دست دادهاند.
نارضایتی از رفتار و عملکرد شخصی ترامپ، سیاستها و اقدامات دولت او و پیامدهای آنها (مانند تعرفهها و جنگ علیه ایران) بسیار زیاد است.
به علاوه لازم است ترامپ حتما هزینه سیاسی ای به خاطر حمله به ایران بدهد.
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
🔻نشانههای نزدیک شدن به «لحظه صفر»
✍🏻 مهدی محمدی
نشانههای درگیری نظامی، بهویژه میان ایران و رژیم اسرائیل، بهطور محسوسی تشدید شده است: حجم پروازهای دشمن در آسمان عراق، جابهجاییها در سرزمینهای اشغالی و آرایشی که برای سناریوهای حداقلی تا حداکثری انعطاف داشته باشد. دشمن به «لحظه صفر» نزدیک شده است.
اما چالش امروز دشمن دیگر سیاستی-راهبردی نیست؛ توافق نتانیاهو و ترامپ انجام شده. چالش اصلی، اطلاعاتی، عملیاتی و لجستیکی است.
ادبیات دشمن تندتر شده؛ نتانیاهو از براندازی و حتی از بین بردن ایران سخن میگوید و ترامپ برای او آرزوی موفقیت کرده. با این حال دشمن سه چالش عمده دارد:
۱) دسترسی به اهداف: چالش اطلاعاتی سنگین. دشمن در نهایت اطمینان صددرصدی نخواهد یافت و اگر اقدام کند، با عدم قطعیت اقدام میکند؛ همین مهمترین عامل شکست جنگ بعدی است.
۲) تسلیحاتی و عملیاتی: روند دیالکتیکی کنش و واکنش ادامه دارد. نباید بگذاریم دشمن به این جمعبندی برسد که به اهدافش دسترسی دارد و اصابت موفق خواهد داشت.
۳) راهبردی: توان کنترل نتایج و تبعات جنگ؛ محدود نگه داشتن زمان و مکان جنگ و تضمین نتیجه سیاسی مثبت. دشمن همینجا گرفتار است.
البته دشمن برای تصمیمگیری نیاز ندارد این چالشها را بهطور کامل حل کند؛ با محاسبه اشتباه، برآورد غلط و تصمیم هیجانی ممکن است هر لحظه درگیری آغاز شود. بخشی از لابی یهودیان در آمریکا در جنگهای قبلی میدانست نتیجه مطلوب حاصل نمیشود، اما برای کشیدن آمریکا به جنگ دروغ گفت و کمپین اطلاعات نادرست راه انداخت. مدل مورد نظر آنها جنگ ۱۲ روزه است: رژیم وارد شود و آمریکا بهعنوان عامل خلق پیروزی و تمامکننده وارد شود.
اهداف آمریکا و رژیم متفاوت است: آمریکا پیروزی نمادین هستهای، باز شدن تنگه هرمز و کنترل ابعاد جنگ را میخواهد؛ رژیم تمدید نخستوزیری نتانیاهو به مدت حداقل دو سال، تضعیف برنامه موشکی و پهپادی ایران و کلید زدن روند براندازانه. این تعارض بین اهداف وقتی آشکار میشود که «گند کار بالا بیاید» و عملیات شکست بخورد.
در چنین وضعیتی، شش اصل را باید از الآن به خاطر سپرد:
🔹اصل یکم: کاملاً در سطح سورپرایز عمل میکنیم؛ هم به نقاط ضعف دشمن حمله میکنیم و هم به نقاط قوتش.
🔹اصل دوم: میان اجزای جبهه دشمن تفکیک نمیکنیم؛ آمریکا، رژیم و شرکای عربی و اروپایی یک جبههاند و به تمام اضلاع آن ضربه میزنیم.
🔹اصل سوم: درگیری بعدی را موجودیتی میبینیم؛ سومین جنگ در دو سال یعنی تهدید موجودیت. استراتژی ما «خط قرمز صفر» است.
🔹اصل چهارم: ابعاد زمانی و مکانی درگیری را میشکنیم؛ جنگ طولانیتر و در جغرافیایی گستردهتر از محاسبات دشمن ادامه مییابد.
🔹اصل پنجم: دردسرهای جدید میسازیم؛ دشمن از حالا با رهبر جوان و محبوب، برنامه هستهای و تنگه هرمز گرفتار است و در جنگ بعدی گرفتاریهای تازهای برای دشمن خلق میکنیم که تا سالها گرفتار آن بماند.
🔹اصل ششم: روی سرِ مار تمرکز میکنیم؛ مجمع یهودیان صهیونیست در آمریکا، بهویژه در شهر نیویورک، با پول و امکانات، کارفرمای جنگ است. پیمانکاران اهداف فرعیاند؛ هدف اصلی جای دیگری است.
درباره مذاکرات: سفر لاوروف و عاصم منیر و حضور هیئت قطری نباید در رسانهها جدیتر از واقعیت گرفته شود. طرح ما چهار شرط تفاهم اسلامآباد را در نظر میگیرد و دو شرط دیگر اضافه میکند. در مقابل، باز کردن تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی است و در موضوع هستهای چیز دیگری نمیدهیم. نشانهای از پذیرش چنین طرحی از سوی دشمن نمیبینم؛ مسیرشان فعلاً مسیر جنگ است. با این حال تا لحظه آخر باید پیامها را شنید و بررسی کرد؛ اما مذاکره منجر به غفلت نظامی نخواهد شد و نمیتواند به عنوان فریب عمل کند. شروط تفاهم اسلامآباد شروط رهبری است، تأیید شده و در کشور روی آن اجماع وجود دارد.
درباره بازار نفت هم هیاهوی رسانهای را جدی نگیریم؛ سقوط قیمت ناچیز و نوسانی بود و با موضعگیری آقایان قالیباف و رضایی خنثی شد. رفتار بازار نفت بیشتر از متغیرهای واقعی اثر میگیرد.
جمعبندی: باید هم پیامها را تا لحظه آخر شنید و هم آمادگی نظامی را جدی گرفت. مذاکره جای آمادگی را نمیگیرد و آمادگی نباید به نادیده گرفتن پیامها بینجامد. تا این لحظه تحول عمدهای در صحنه نیست؛ اما آرایش دشمن و نشانههای میدانی میگوید باید هوشیارتر از همیشه بود.
@mohammadi61
#هشدار
🔹پاکستان و عراق _در همکاری کاملِ با آمریکا_ بخشی از مرزهای زمینی خود را با ایران بستند!
▪️«علی الزیدی» نخست وزیر عراق که کُرسیِ نخستوزیریاش را مدیونِ همسایه خود است، گستاخیهای پیدا و پنهانِ زیادی نسبت به ایران داشته؛ وی در ماجرای بستن آسمان عراق بر روی پروازهای ایران، تذکری جدی از روحانیت عالی رتبه عراق و همچنین جریانات موثر دریافت کرد و موقتا عقبنشینی کرد. در صورت ادامه شیطنتهای «الزیدی»، وی بَدلِ به درسِ عبرتِ سیاستورزی در تاریخِ عراق خواهد شد!
▪️پاکستان نیز از ۹ اسفندِ ۱۴۰۴ تاکنون، ۴۰٪ اقتصادش تحت تاثیر «جنگِ رمضان» مختل شده؛ ادامه بستن مرزهایش با ایران، فشار سنگینتری را بر کشورِ ۲۵۰ میلیون نفری با ۴۵٪ فقیر، وارد خواهد کرد.
#علی_قلهکی
▪️لینک توییت👇👇👇
https://x.com/aghplt/status/2112992864686731424
نبرد هرمز و آینده هژمونی دلار
هژمونی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بر چند ستون استوار شد که دو ستون آن اهمیت ویژهای داشتند: نخست، برتری دریایی و جایگزینی ایالات متحده بهجای بریتانیا در تضمین امنیت مسیرهای تجارت جهانی؛ دوم، شکلگیری نظام مالی برتون وودز که دلار را در مرکز اقتصاد بینالمللی قرار داد.
این دو ستون مستقل از یکدیگر نبودند. قدرت نظامی آمریکا پشتوانه نظم اقتصادی جدید بود و برتری دلار نیز به واشنگتن امکان میداد هزینههای حفظ این نظم را تأمین کند.
در نظام برتون وودز، دلار با نرخ ثابتی به طلا متصل بود و سایر ارزها ارزش خود را نسبت به دلار تعیین میکردند. اما در سال ۱۹۷۱، نیکسون ارتباط دلار با طلا را قطع کرد. با وجود این، دلار جایگاه بینالمللی خود را حفظ کرد؛ این بار نه به پشتوانه قابلیت تبدیل به طلا، بلکه به اتکای قدرت اقتصاد آمریکا، عمق بازارهای مالی، شبکه نهادهای بینالمللی و اعتماد به اعتبار و توانایی ایالات متحده در حفظ نظم جهانی.
از همین منظر، نبرد هرمز اهمیتی بسیار فراتر از یک رویارویی نظامی منطقهای دارد. هرمز به آزمونی برای یکی از بنیادیترین ارکان هژمونی آمریکا، یعنی توانایی کنترل و تضمین امنیت مسیرهای حیاتی دریایی، تبدیل شده است.
اگر آمریکا در این آزمون شکست بخورد و نتواند امنیت کشتیرانی را در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان تضمین کند، مسئله صرفاً شکست نظامی نخواهد بود. چنین شکستی میتواند اعتبار سیاسی و راهبردی قدرتی را تضعیف کند که بخش مهمی از نظم اقتصادی و مالی بینالمللی بر محور آن شکل گرفته است.
البته این به معنای فروپاشی فوری دلار یا پایان ناگهانی سلطه آن بر اقتصاد جهانی نیست. جایگاه دلار بر شبکهای پیچیده از وابستگیهای مالی و نهادی استوار است که بهسادگی جایگزین نمیشوند. مسئله مهمتر آغاز تردید درباره یک فرض بنیادین است: چرا دلار باید همچنان ارز مسلط در تجارت، سرمایهگذاری و ذخایر بینالمللی باقی بماند، اگر قدرتی که پشتوانه سیاسی و امنیتی این نظم بوده، دیگر نتواند کارکردهای آن را تضمین کند؟
اهمیت تاریخی نبرد هرمز شاید نه در تغییر فوری موازنه نظامی یا سقوط دلار، بلکه در گشودن همین پرسش نهفته باشد. هژمونیها زمانی وارد بحران میشوند که دیگران نه فقط توانایی آنها برای اعمال قدرت، بلکه ضرورت تداوم نظمی را که برساختهاند، زیر سؤال ببرند.
✍حسین قتیب
🔹Angelo Giuliani:
میلیاردرهای چین!!!
حتی یک نفر از آنها هم اجازه ورود به سیاست را ندارد.
این یک «دیکتاتوری» ۹۹.۹۹ درصدی است؛ به این معنا که بله، در چین مردم حکومت میکنند، نه الیگارشها.
این یک پست در طرفداری از چین نیست، پستی است که باید دموکراسیهای خودخوانده غربی را شرمزده کند.
https://fxtwitter.com/angeloinchina/status/2113152503034613920
12.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴از امپراتوری ۵۰۰۰ ساله تا موجودیت موقت؛ صلابتِ جغرافیا در برابر بمب و موشک
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📌 دربارهی انتشار یک نامهی مهم و راهبردی پریسا نصرآبادی 🔻 ۷۲ نفر از نخبگان، علما و پژوهشگران جه
در تقریبا دو ماه گذشته یکی از اساتیدم تلاش وافری داشت تا بیانیهای با چنین محتوایی (درخواست تجدید نظر در فتوای تحریم اتمیشدن ایران از آیتالله خامنهای در صورت امکان) نگاشته شود؛ بنده به برخی این پیام را رساندم.
اما برخی اساتید قم همراهی نکردند.
خب بخشیاش طبیعی است و امضای این بزرگواران در این بیانیه به منزله فتوا است، ولی چه بسا به درک ناقص و ناصحیح از امر سیاسی در وضع کنونی (امر سیاسی مدرن) برگردد و بیگانگی با عقل و عقلانیت سیاسی موجود.
گرچه خودم اتمیشدن صرف را راهکار اساسی در تامین امنیت و بازدارندگی ایران نمیدانم و جنگ های دیگری ادامه دارد تا نظم نهایی در تقابل بین دو نظم حاکم گردد، اما معتقدم نباید رو و صاف بازی کنیم و خاکستری کردن فضای نخبگانی و عمومی کشور بسیار بسیار الزامی و حیاتی است.
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا باید ایران هستهای بشود؟ بازدارندگی حداقلی برای امنیت و بقا
حسین قتیب – مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی - شرح میدهد که چگونه مجموعهای از رخدادهای تاریخی به علاوه اشتباهات ایران در سیاست خارجی و سیاست امنیتی، تحمیل جنگ بر ایران را کمهزینه کردند و به وضعیت فعلی رسیدهایم که آمریکا و اسرائیل دو بار به ایران حمله کردهاند.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/n0z_rvj19os
حسین قتیب معتقد است مجموعه شرایط و توان اقتصادی و بینالمللی ایران برای رسیدن به بازدارندگی متعارف و برقراری توازن امنیتی با اسرائیل کفایت ندارد و ایران ناگزیر است به سمت بازدارندگی اتمی حرکت کند. او نوع خاصی از بازدارندگی اتمی را مد نظر دارد که حداقلی است و ظرفیت اثرگذاری بر محاسبات طرفهای متخاصم را دارد. وی برای این ایده از اجرای سه مرحله «آزمایش، اعلام و انجماد» طرفداری کرده و در این گفتوگو، منطق آنرا تشریح میکند. وی تصریح میکند که طرفدار رقابت هستهای، ایدههای آخرالزمانی و جنگطلبی نیست و صرفاً از هستهای شدن به عنوان سازوکار اثرگذاری بر محاسبات دشمنان و بازدارندگی حمایت میکند.
#حسین_قتیب #بازدارندگی_اتمی #آزمایش_اتمی