🔻روایت باز بودن تنگه هرمز از سوی ترامپ که تقریبا هر روز بر آن تاکید میکرد، رنگ باخته است و یکی از دلایلی که ممکن است او را وادار به حمله نظامی سوم کند همین است(کمی پیش یا پس از انتخابات). به ویژه اینکه پروژه طرد اقتصادی اسکات بسنت برای وادار کردن ایران به امتیازدهی کار نکرد و شکست خورده است.
با این حال، تلاشهای ترامپ برای امتیازگیری از ایران(مشخصا در حوزه هستهای) در آستانه انتخابات همچنان ادامه دارد و متوقف نشده است. در مقابل، تهران بر این موضع اصرار دارد که پیش از تحقق شروط خود، وارد هیچ مذاکره جدیای نخواهد شد.
نه تلاشهای میانجیها متوقف شده و نه آمادهسازی برای جنگ. سرعت آمادهسازیها برای درگیری بسیار بیشتر است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵اکثریت قاطع بهاصطلاح نخبگان سیاسی جریان موسوم به اصلاحطلب و اعتدالگرا با بازدارندگی هستهای مخالفند.
اما ریشه این مخالفت سرسختانه در چیست؟
در تحلیل روانشناختی رفتارهای سیاسی، مخالفتِ این جریان با مسئله «بازدارندگی هستهای»، صرفنظر از ادعاهای فنی، اقتصادی، حقوقی و امنیتی، ریشه در یک ساختار ذهنی، جهانبینی معیوب و روانشناسی سیاسی خاص دارد، نه لزوماً بر اساس «عقلانیت» یا اصل «سود و زیان ملی».
از همین روی، وقتی به منظومه فکری و نظرات آنها در خصوص بازدارندگی هستهای توجه میکنید، به وضوح فقدان استدلال منطقی و واقعگرایانه را مییابید.
اصرار افراطگرایانه جریان اصلاحطلب بر تعامل با غرب، حتی در شرایط تهدید عینی و وجودی، ناشی از یک وابستگی فکری و روانی به هنجارهای غربی است.
نخبگان این جریان تمایل دارند جهان را صرفاً از عینک نهادهای بینالمللی (که خود، ساخته و پرداخته غرب هستند) ببینند.
به همین دلیل، هر ابزاری که این نظمِ خودساخته را به چالش بکشد (مانند بازدارندگی هستهای ایران) به طور خودکار رد میکنند، چون پذیرش آن، چارچوب ذهنی و لالاییِ دیپلماتیک آنها را به هم میریزد.
علاوه بر این، این رویکرد دچار یک «تله شناختی عمیق» است؛ آنها به طور خوشباورانهای فرض میکنند که طرف غربی نیز با همان پرنسیبهای حقوقی و اخلاقیِ ادعایی بازی میکند.
در نتیجه، چشمان خود را بر واقعیتِ آنارشیک جهان و تلاش غرب برای نابودی تمدنی و فروپاشی سرزمینی ایران میبندند.
از سوی دیگر، در بستر دوقطبیهای شدید داخلی، موضعگیریها دیگر بر اساس «منافع ملی» یا «محاسبات استراتژیک» شکل نمیگیرند، بلکه بر اساس دفاع از مرزهای هویتیِ جناحین تعریف میشوند.
در فضای سیاسی داخل ایران، مفاهیمی مانند «بازدارندگی هستهای»، «قدرت موشکی» و «ایستادگی» به عنوان کدهای هویتی جناح اصولگرا/اقتدارگرا ثبت شدهاند.
در نقطه مقابل، «مذاکره»، «توافق»، «تعامل» و «برجام» کدهای هویتی جناح اصلاحطلب/غربگرا هستند.
بر اساس نظریه «ضدیتهای هویتساز»، اگر یک نخبه اصلاحطلب از بازدارندگی هستهای دفاع کند، در سازوکار درونی جناحِ خود دچار «ناهمسازی شناختی» و طردشدگی میشود؛ زیرا او پای در زمین بازیِ رقیب گذاشته است.
بنابراین، مخالفت با بمب اتم، به جای آنکه یک استدلال ناشی از عقلانیت ملی باشد، تبدیل به یک «سپر هویتی» میشود تا تمایز بنیادین و مرزبندیِ آنها با رقیب حفظ شود.
رویکرد سنتی اصلاحطلبان بر این فرض فانتزی استوار است که امنیت پایدار ایران صرفاً از مسیر تنشزدایی در سیاست خارجی، رویگردانی از شرق، گرایش به غرب و حل مناقشات از طریق گفتگو عبور میکند.
کارکرد ادعایی این رویکرد، جلوگیری از هزینههاست؛ آنها با هراسافکنی مدعی هستند که حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای، روند دیپلماسی را کاملاً نابود کرده و ایران را با «تحریمهای بیسابقه»، «محاصره دریایی» و «جنگ» مواجه میکند!
طنز تلخ در همینجا نهفته است؛ این جریان ترجیح میدهد این واقعیت عینی را انکار کند که ایران هماکنون نیز بدون داشتن بازدارندگی هستهای، مورد تهاجم غرب قرارگرفته و در بالاترین سطح ممکن از تحریمهای فلجکننده، محاصره اقتصادی و جنگ همهجانبهی مستقیم، ترکیبی، نیابتی قرار دارد.
https://fxtwitter.com/secular_d/status/2113861344160358602?s=52&t=6xsUnfWzs7k3OcxqOhvDew
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵تزهایی دربارهی جنگ احتمالیِ پیشِرو
✍پریسا نصرآبادی
October 24, 2026
۱. ایالات متحده ناگزیر به ارتکاب جنگ علیه ایران و تثبیت پیروزی خود از طریق اقدام نظامی است.
آمریکا بدون ارائهی دستاوردی قابل دفاع، نمیتواند بهسادگی از منازعه با ایران خارج شود؛ مگر آنکه پیش از آغاز حملهی نظامی، امتیازات راهبردی کلیدی از ایران دریافت کند و بتواند تصویر این پیروزی را در سطح جهانی به بهایی گزاف بفروشد.
جنگ ناتمامی که ایالات متحده از سال گذشته علیه ایران آغاز کرده، نه در امتداد چند عملیات نظامی بههمپیوسته، بلکه باید به عنوان چالشی برای اعتبار هژمونیک ایالات متحده در جهان در نظر گرفته شود؛ جنگی که تاکنون دستاورد راهبردیِ روشن و پایداری به بار نیاورده و مشروعیت هژمونیک آمریکا را در سطح جهانی زیر فشار قرار داده است.
بنابراین آمریکا باید بتواند نشان دهد که ایران در مواجهه با تهدیدهای معتبر و موحش آمریکا، حاضر به دادن امتیازات فوق العادهای شده است که به طور واقعی از ظرفیتهای نظامی و هستهای آن کاسته است؛ تنها به این دلیل که بتواند سایهی جنگ را از سر خود دور کند.
۲. حملهی نظامی بعدی به ایران محدود و ضربتی خواهد بود.
قاعدتاً نبرد آتی نیز بر مبنای منطق «ضربهی اول محدود، سپس تصمیم برای تشدید، تعویق ضربهی دوم یا توقف» آغاز خواهد شد؛ اما به محض عملیاتی شدن تهاجم نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران، چه به لحاظ کمّی و چه کیفی، به جنگی دامنهدار بدل خواهد شد؛ ایران این هشدار را داده است.
در فاز اول، بر اساس منطقی که پیشتر ذکر شد، این تهاجم (بر روی کاغذ) نظامی کوتاه و محدود خواهد بود و اهداف آن به گونهای طراحی میشود که آچمز شدن ایران را به شکل ضربتی عملیاتی کند و ایران را آمادهی اعطای امتیازات سنگینی کند که بتواند به خاتمهی جنگ در مسیر مطلوب ایالات متحده منجر شود.
گزارشهای متعدد از تدوین طرحی سهروزه و شدید توسط پنتاگون خبر دادهاند که اهداف اصلی آن پایگاههای موشکی، پهپادها، پرتابگرها، انبارها، خطوط تولید، ستادها و مراکز فرماندهی سپاه و ارتشاند. این سناریو محتملترین بستهی عملیاتی است، زیرا این کارزار هوایی کوتاه، سخت و «قابل اعلام پیروزی» است: طی حدود سه روز، حملات متمرکزی علیه توان و ذخایر تسلیحاتی بازسازیشده ایران، ستادها و مراکز فرماندهی سپاه، و بخشی از زیرساخت انرژی ایران و بهعنوان یکی از گزینههای مطرحشده، حمله به تأسیسات هستهای عمیق مانند کوه کلنگ انجام میشود تا راه برای خروج آمریکا فراهم شود.
با اینحال، اولاً تجربهی جنگ جاری که از جنگ ۱۲ روزه آغاز شده، نشان داده که کنترل سیاسی بر تشدید تنش نظامی بسیار دشوار است و یک حملهی محدود، میتواند بهعنوان مقدمهی جنگی گستردهتر تفسیر شود و چرخهی انتقام، پاسخ متقابل و گسترش افقی و عمودی جنگ در سطح منطقهای فعال شود. ثانیاً، مسأله تنها خروج آمریکا نیست و اسرائیل صرفاً به دنبال راه خروج نیست؛ بلکه در پی تبدیل دستاوردهای تاکتیکی خود به دستاورد استراتژیک و تثبیت آن است.
لذا اگر مرحله نخست جنگ آغاز شود، امکان وقوع فاز دومی نیز وجود خواهد داشت که زمانبندی آن به متغیرهای متعددی مانند وضعیت تجهیزات و تسلیحات، تحولات مرتبط با آبراههای راهبردی مانند تنگهی هرمز و بابالمندب، پویاییهای منطقهای به ویژه در چارچوب جبههی مقاومت، ضرباهنگ تشدید تنش از سوی ایران و متحدان آن و... بستگی خواهد داشت.
۳. اسرائیل به تنهایی و بدون همراهی حداکثری آمریکا به ایران حمله نمیکند.
اسرائیل در دو نبرد ۱۲ و ۳۹ روزه، با وجود پشتیبانیهای لجستیکی و فنّی گسترده از سوی آمریکا و دیگر کشورهای منطقه، تنها توانست به برتری تاکتیکی و بازدارندگی کوتاهمدت دست یابد. لذا با توجه به عدم تحقق اهداف استراتژیک خود تاکنون، نسبت به امکان رقم زدن «شکست قاطع» ایران بدون مشارکت فعال آمریکا عمیقاً به دیدهی تردید مینگرد. این امکان وجود دارد که در فاز نخست حملهی نظامی آتی نیز مانند جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل ضربهی اول را بزند؛ اما اسرائیل برای رویارویی و کنترل نبرد با ایران، بدون حضور مؤتلفان خود به ویژه ایالات متحده، با محدودیتهای جدی روبهروست.
اولاً، آسیبپذیر بودن رژیم اسرائیل در جنگی که ایالات متحده در آن مشارکت میدانی مستقیم نداشته باشد، افزایش مییابد. ثانیاً، تجربهی دو جنگ اخیر این واقعیت را آشکار کرده است که حتی حضور مستقیم و فعال آمریکا در هر حملهی احتمالی به ایران، به معنای دستیابی اسرائیل و ایالات متحده به اهداف استراتژیکشان در جنگ نیست.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
از این رو، میتوان این سناریو را محتمل دانست که اسرائیل یک عملیات آغازین _مانند اجرای عملیات تروریستی برای ایجاد شوک و وحشت را مستقلاً اجرا کند؛ اما در ادامه برای سرکوب پدافند هوایی در عمق خاک ایران، ضربه به تأسیسات زیرزمینی، تداوم عملیات و مدیریت تهدیدات موشکی، دریایی و ...به پوشش هوایی، مهمات نفوذگر، سوختگیری، شناسایی، پدافند موشکی آمریکا، و... نیاز دارد.
در هر صورت وضعیت کنونی از منظر رژیم اسرائیل ناپایدار و موقتی است؛ به ویژه که ایران را در حال بازسازی و ارتقای سازمان رزم، بازآرایی نیروها و لجستیک، و آماده برای ازسرگیری احتمالی جنگ ارزیابی میکند که باید پیش از رسیدن آن به نقطهی غیرقابل بازگشت، با ضربهی سنگین و درهمشکنندهای مواجه شود.
۴. جنگ با اعلام «پیروزی» از سوی ایالات متحده و اسرائیل تمام نمیشود.
🔻به جهت ادامه مطالعه متن کامل نوشته لطفا بر دکمه Instant View و یا لینک زیر فشار دهید.
https://fxtwitter.com/Parnassus1871/status/2113972087723327784
🔹علیرضا دوستدار:
هرگونه تفکر انتزاعی در مورد شرایط خیالی جنگ عادلانه باید از اینجا آغاز شود که شرایط مادی چنین تفکر انتزاعی چیست؟
سنت فکری «جنگ عادلانه» آن طور که در دانشگاههای غربی مرسوم است در بستری استعماری و امپریالیستی شکل گرفته، بدون اینکه آنطور که باید این بستر را به پرسش بگیرد.
ما به ازای عینی نظریهپردازی جنگ عادلانه جنگهایی بوده که کشورهای امپریالیست و استعماری درگیر آن بودهاند. اما خود وضعیت استعماری محل نظریهپردازیشان نبوده.
در نتیجه، نظریههای جنگ عادلانه خواهی نخواهی امکان استمرار همان شرایط و حتی توجیه آنها را فراهم کرد.
https://fxtwitter.com/docstobar/status/2113994336237191481?s=52
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چین و جنگ خاورمیانه: راه و رسم کونگفوی پاندا
حامد وفایی متخصص مطالعات چین در این گفتوگو سابقه تمدنی و رویکرد چین به غرب آسیا و خاورمیانه را به نوع مواجهه این کشور به جنگ جاری در این منطقه مرتبط میکند و به این ترتیب، ملاحظات بلندمدت و تمدنی چین را به دو ابتکار اخیر #رهبر_چین ربط میدهد.
دیدن گفتوگو
https://youtu.be/YCKMXthg-lw
وفایی معتقد است نوع ورود چین به جنگ در خاورمیانه از سال ۱۹۴۹ تا به امروز بیسابقه بوده است. آنها دو بار از #حق_وتو به نفع ایران استفاده کردهاند و آمادهاند برای خارج کردن ایران از انزوای خودساخته اقدام کنند، ولی او شرایطی را برای ورود فعالتر چین برمیشمارد. از جمله، چینیها مایلند در شرایطی نقش فعالتری بپذیرند که تصویری از نقش ایران در صلحسازی و آینده پس از جنگ که منافع چین برای کل منطقه در آن مشخص شده باشد، از سوی ایران تعریف شود.
#حامد_وفایی #شی_جین_پینگ #ایران_چین #دیپلماسی_چین
هدایت شده از مطالعات یمن
💢اقدامات قابل تحسین دولت یمن در اجرای سریع طرحهای اجتماعی، اقتصادی و زیرساختی در مناطق آزاد شده تعز
🔹دولت صنعا در یمن به سرعت پس از آزادی مناطق باقیمانده از استان تعز، وارد مرحله بازسازی این مناطق شده است.
🔹این طرحها، دایره گستردهای از اقدامات را در بر میگیرد که از جمله آنها میتوان به تقسیم سبد غذایی، توسعه و بازسازی مسیرهای مواصلاتی و احیای زمینهای کشاورزی اشاره کرد.
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴تعطیلی «آزاد» و تهدید دبی در «تمام رخ»؛ وقتی یوتیوب به میدان جنگ نخبگان جمهوری اسلامی تبدیل شد / خراطیان، صمدزاده و شاکری برای فشار به امارات برنامه برگزار میکنند / AGSI
🔴شکست انحصار رسانهای
🔴منازعه بر سر سیاست خارجی جمهوری اسلامی از اتاقهای تصمیمگیری به یوتیوب کشیده شده است؛ جایی که جریانهای رقیب حاکمیت درباره مسائل راهبردی بحث میکنند، اما آزادی این میدان برای همه یکسان نیست. برخلاف نظام شخصمحور محمدرضاشاه، تصمیمگیری راهبردی در جمهوری اسلامی همواره با مشارکت بازیگران سیاسی و دستگاه اداری همراه بوده است.
🔴اکنون این رقابت در پلتفرمی جریان دارد که حکومت از اعتراضات سال ۱۳۸۸ آن را فیلتر کرده، اما فیلترشکنها ممنوعیتش را بیاثر ساختهاند. کاهش اعتماد عمومی به صداوسیما نیز به این چرخش شتاب داده است. در پیمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که نتایج آن در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، اکثریت پاسخگویان اعتماد «کم» یا «بسیار کم» به رسانه ملی داشتند.
🔴بیاعتمادی تنها به مخالفان حکومت محدود نمانده و اصلاحطلبان، تکنوکراتها، دولت و حتی بخشهایی از سپاه را نیز دربر گرفته است. در نتیجه، نخبگانی که امکان اصلاح ساختار رسانه رسمی را نداشتهاند، یوتیوب را به تریبونی برای رقابت سیاسی و اقناع افکار عمومی تبدیل کردهاند.
🔴سرنوشت دو تریبون
🔴کانال «آزاد» که از مرداد ۱۳۹۶ فعالیت میکرد، درباره نقش روحانیت، دموکراسی و حکومت دینی، حجاب اجباری، هویت ایرانی و روابط با آمریکا و اسرائیل میزبان گفتوگوهای کمسابقه بود. در مناظرههای سیاست خارجی آن، چهرههایی مانند علی واعظ، مجید شاکری، مهدی خراطیان و رحمان قهرمانپور دیدگاههای متفاوتی را مطرح میکردند؛ خراطیان نزدیک به رویکردهای غالب در سپاه و قهرمانپور نماینده نگاه دانشگاهی و تکنوکراتیک، بهویژه در وزارت خارجه، تلقی میشدند.
🔴حضور مهمانان آمریکایی همچون ری تکیه، گری سیمور و باربارا اسلاوین نیز دامنه مباحث را گسترش میداد. بااینحال، تنها دو روز پس از انتشار مطلب نیویورکتایمز درباره این برنامه، دستگاه قضایی در ۱۷ اوت ۲۰۲۶ انتشار مصاحبههای تازه را ممنوع و علیه بنیانگذار آن، مهدی احمدی، پرونده کیفری تشکیل داد.
🔴در مقابل، «تمامرخ» که از دی ۱۴۰۲ فعال شده، همچنان به کار ادامه میدهد و به جریانهای نزدیک به سپاه و مواضع سختگیرانهتر میدان میدهد. این تفاوت سرنوشت، مرزهای نابرابر تحمل مناظره درون حاکمیت را آشکار میکند.
🔴تهدید از پشت دوربین
🔴در برنامهای از «تمامرخ» که ۸ اکتبر منتشر شد، خراطیان، شاکری و علی صمدزاده سیاست امارات را همسویی با اسرائیل توصیف کردند و نقش این کشور در دورزدن تحریمهای ایران را پوششی برای پیگیری ادعای مالکیت بر جزایر سهگانه دانستند.
🔴صمدزاده از خط لوله حبشان–فجیره و بندر فجیره بهعنوان اهداف احتمالی نام برد؛ شاکری تلویحاً فرودگاه دبی را تهدید کرد و خراطیان هشدار داد تکرار ادعاها درباره جزایر باید با پاسخ نظامی روبهرو شود. صمدزاده حتی جنگ زودهنگام را پیش از تقویت نیروی هوایی امارات آسانتر ارزیابی کرد.
🔴این برنامهها افزون بر جدال میان نخبگان، راهی برای دورزدن دیوانسالاری و رساندن مستقیم دیدگاهها به تصمیمگیران هستند؛ مخاطبان قابلاندازهگیری نیز به سخنان آنان وزن بیشتری میدهند. همزمان، این مناظرهها سیاستهای حکومت را برای مردمی توضیح میدهند که از تلویزیون رسمی فاصله گرفتهاند.
🔴صداوسیما اکنون با دعوت از همین چهرهها به برنامه «به وقت ایران» برای بازگرداندن مخاطبان تلاش میکند؛ تناقضی که نشان میدهد پلتفرم فیلترشده به مرکز بحث سیاستگذاری بدل شده، هرچند سرنوشت «آزاد» ثابت میکند این فضا هر لحظه میتواند بسته شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بنده یک خداقوت جدی عرض میکنم به آقای فضل زرندی عزیز بابت کنش رسانهای قوی و خاصشون که گفتمان انقلاب رو ارتقا دادند.
و امیدوارم دکتر خراتیان و صمدزاده و شاکری زورشون بر لابی امارات در تهران بچربد.
✍تفرشی