نامه سرگشاده به وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر سید عباس عراقچی
با سلام و احترام،
پیرو پست اخیر جنابعالی در شبکهٔ اجتماعی X – که نشان از درک صحیح شما و تیم همراهتان از فضای گفتمانی حاکم بر بدنهٔ رأیدهندگان حزب جمهوریخواه دارد – و با توجه به شرایط بسیار حساس ایران، منطقه و نظام بینالملل، لازم دیدم نکاتی را پیرامون تحولات اخیر در واشنگتن و معادلات خاورمیانه به استحضار حضرتعالی و مشاوران محترمتان برسانم. امید است که مورد توجه و تأمل قرار گیرد.
در آغاز، وظیفهٔ خود میدانم یادآور شوم که حضرتعالی را از معدود سیاستمداران ایرانی میدانم که فراتر از مرزبندیهای جناحی، با بینشی عمیق و درکی واقعگرایانه از تحولات پیچیده و پویای عرصهٔ سیاست جهانی، تلاش وافری در جهت تأمین منافع و امنیت ملی ایران مبذول داشتهاید. به سهم خود، از زحمات شبانهروزی حضرتعالی و همکارانتان صمیمانه قدردانی میکنم.
اما آنچه مایهٔ نگرانی عمیق اینجانب است و موضوع اصلی این نامه و پیوستهای آن را تشکیل میدهد، آن است که با وجود ماهیت ضد جنگِ بدنهٔ حامی ترامپ، آمار و شواهد نشان میدهد که این بدنه درک روشنی از تبعات عظیم جنگ فراگیر در خاورمیانه – اعم از جنگ نظامی یا نبردهای اطلاعاتی و نامنظم میان ایران و آمریکا – ندارد.
متأسفانه، تلاشهای پرحجم و منسجم لابی اسرائیل و نومحافظهکاران جنگطلب در واشنگتن باعث شده این بدنهٔ ناآگاه بهآسانی در برابر سناریوهای جنگطلبانه آسیبپذیر باشد. در چنین شرایطی، جریانهای مخالف جنگ – شامل سرمایهگذاران جسور (ونچرکاپیتالیستها)، کارآفرینان راستگرا مانند آقایان @JDVance، @elonmusk و @davidsacks47، جفرسونیهای ضد مداخلهگرای وابسته به شبکهٔ کوخ و چهرههایی چون @RonPaul، جکسونیهای ملیگرای ضد جنگ نظیر @RealAlexJones، تاکر کارلسون و مارجوری تیلور گرین @RepMTG، و همچنین آکادمیسینهای رئالیست منتقد لابی اسرائیل چون جان میرشایمر @Real_Politik101 و @StephenWalt – در مقابل ائتلاف نومحافظهکاران و لابی اسرائیل آنگونه که باید نمیتوانند موثر واقع شوند.
در چنین شرایطی، اقدامات دیپلماتیک حضرتعالی و همکارانتان در راستای تأثیرگذاری بر این جریانها، هرچند ارزشمند، اما احتمالاً ناکافی خواهد بود. از سوی دیگر، به نظر میرسد در ایران نیز درک صحیح و منسجمی از سازوکار تأثیرگذاری بر این طیف ضد جنگ و نحوهٔ تقویت صدای نخبگان آن – که عموماً حول محور اقتصاد میچرخد – وجود ندارد، که اوج این سوءتفاهم در سفر نابهنگام و خسارتبار جناب خالد بن سلمان به تهران نمایان شد. (دلایل و شواهد فنی دربارهٔ پیامدهای منفی این سفر در پیوست ارائه شده است.)
بر این اساس، با استناد به دادهها و تحلیلهایی که در ادامه ارائه خواهد شد، نکاتی را به محضر حضرتعالی عرض مینمایم:
۱. لزوم بازنگری در تعهدات پکن و استفادهٔ هدفمند از اهرم انرژی برای جلوگیری از جنگ
موضوع خروج ایران از توافق پکن و اعلام علنی عدم تعهد جمهوری اسلامی ایران به حفظ امنیت زیرساختهای نفتی منطقه در صورت آغاز جنگ علیه ایران، باید در دستور کار وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی عمومی قرار گیرد.
میتوان – بر اساس تحلیل شاخصهای کلان اقتصادی آمریکا (خصوصاً پس از جنگ تعرفهای)، مصاحبهٔ مهم اخیر ترامپ در برنامه @MeetThePress، تحولات اوپک و… – نشان داد که تنها عاملی که میتواند غفلت فعلی افکار عمومی جمهوریخواه و بیتفاوتی بازارهای مالی نسبت به خطر جنگ با ایران را در هم بشکند، تهدید جدی زیرساختهای انرژی منطقه از سوی ایران است.
در اینجا ممکن است عدهای بگویند که در صورت وقوع جنگ، این اتفاق خودبهخود خواهد افتاد و نیازی به بیان علنی این پیش فرض نیست زیرا تبعات منطقهای آن ناگوار است. اما باید دقت شود که طراحیها و اقدامات خباثتآمیز تیم نتانیاهو و طرفداران جنگ در واشنگتن برای کشاندن آمریکا به جنگ، و البته برخی سیگنالهای شدیداً نادرست از جانب برخی چهرهها در تهران، این پیشفرض را در اذهان عمومی آمریکا جدا کمرنگ کرده است. (در ادامه با آمار، این مسئله تبیین خواهد شد.)
مسلما هدف ما جلوگیری از جنگ و پایین آوردن هزینههای جنگ اطلاعاتی-امنیتی است، وگرنه پس از آغاز جنگ و وارد آمدن خسارات جانی و مالی فراوان به کشور، هر احتمالی ممکن است.
۲. لزوم تعامل فوری با چهرههای اثرگذار ضد جنگ در جناح ترامپ
با عرض پوزش از صراحت بیان، باید عرض کنم که جنابعالی و تیم محترمتان میبایست مدتها پیش با چهرههای ذینفوذ ضد جنگ در جناح ترامپ – نظیر @TuckerCarlson – وارد گفتگو میشدید. در گذشته فرصتهایی برای این امر فراهم شد و تلاشهایی نیز در این راستا صورت گرفت، اما هنوز نیز دیر نشده است.
ضروری است در اسرع وقت، پیام صریح جمهوری اسلامی – مبنی بر اینکه «جنگ علیه ایران، چه نظامی و چه اطلاعاتی-امنیتی، فاجعهای اقتصادی برای کل جهان از جمله آمریکا خواهد بود» – با زبانی شفاف به افکار عمومی جمهوریخواه منتقل شود.
۳. هشدار نسبت به سناریوی «پرل هاربر جدید» توسط ائتلاف نومحافظهکاران و لابی اسرائیل
مطابق قرائن متعدد – از جمله سخنرانیهای اخیر نتانیاهو و رون درمر در @JNS_org و اقدامات اخیر اسرائیل در منطقه – بهنظر میرسد تلآویو و لابی آن در واشنگتن در تلاشاند با بهرهگیری از غفلت افکار عمومی آمریکا، یک «پرل هاربر» ساختگی برای اسرائیل یا ایالات متحده یا هردو طراحی کرده و از آن برای تحریک حس غرور ملی و وطنپرستی جکسونیهای ترامپی و برهم زدن توازن فعلی میان موافقان و مخالفان جنگ با ایران، به نفع نومحافظهکاران و کشاندن واشنگتن به جنگ استفاده کنند؛ و در صورت ناکامی در این سناریو، اسرائیل بهسمت تصعید جنگ خاکستری و عملیاتهای محدود منطقهای علیه تهران خواهد رفت تا واشنگتن را بهتدریج به درگیری مستقیم نظامی با ایران سوق دهد.
۴. لزوم تدوین استراتژی جامع هشداردهی توسط تهران
ایران باید با هوشمندی و واقعگرایی، جریانهای ضد جنگ آمریکا را – در هر دو جناح جمهوریخواه و دموکرات (خصوصاً جناح ترقیخواه) – نسبت به پیامدهای فاجعهبار جنگ فراگیر در خاورمیانه آگاه کند.
در جهانی که با جنگ تعرفهای و ناپایداری بازارهای مالی روبهرو است، وقوع چنین جنگی قطعاً منجر به نابودی تریلیونها دلار از ارزش بازارهای جهانی و البته تخریب زیرساختهای حیاتی کشورمان خواهد شد. تنها با تبیین دقیق «هزینهٔ جنگ» برای بازارهای مالی و افکار عمومی آمریکاست که میتوان ترامپ را ناگزیر به پذیرش گزینهٔ مذاکرهٔ عادلانه و توافقی برد–برد ساخت.
در پایان، از حضرتعالی استدعا دارم پیوستهای این نامه را – که شامل آمارها، تحلیلها و اسناد تکمیلی هستند و با زحمت بسیار تهیه شدهاند – با دقت مورد بررسی قرار دهید.
از بذل توجه شما صمیمانه سپاسگزارم.
با احترام و ارادت،
مهدی خراتیان
مدیر اندیشکده احیای سیاست
https://x.com/MehdiKharratya/status/1919519163334230044?t=Q0pZATml8ZYLTw-sZuclIw&s=19
🆔@dolat_qavi
⭕️تحلیل عمیق و طرح پیچیده در مقابل تهدیدات پیچیده
دکتر خراتیان به خوبی به این نکته اشاره میکند که نیاز به تحلیل دقیق و پیچیده از شرایط است. البته این تحلیل باید با تجویزی پیچیده و چندبعدی همراه باشد. در دنیای امروز، وقتی دشمنان طرحهایی پیچیده برای منطقه دارند، ما نیز باید با برنامهها و استراتژیهایی متناسب که دارای ابعاد مختلفِ در همتنیده هستند، پاسخ دهیم. این نوع تحلیل و پاسخدهی تنها از طریق فهم عمیق و دقیق شرایط ممکن است و نیاز به همافزایی و هماهنگی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی دارد. به عبارت دیگر کنشهای دیپلماتیک در میدان دیپلماسی باید رفتوبرگشتها (دیالکتیک) و پیوستهای موثر و همافزایی در میدان نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و رسانهای داشته باشد.
✍تفرشی
#رئالیسم #مارکسیسم_نوگرامشی #ژئوپلیتیک #ژئواکونومیک #تاریخ #سازهانگاری #رهبریپژوهی #پیچیدگی #امنیت #بقا #قدرت #قدرت_هوشمند #نظم #جنگ #میدان
🆔@dolat_qavi
⭕خروج از «تله تنش»: تحلیل بحرانهای کنونی و نیاز به راهبرد فعال در سیاست خارجی
در این سلسله یادداشتها، به تحلیل و تجویز میدان مقاومت پرداختهام و تلاش کردهام از آفت سادهانگاری، سادهسازی و انفعال در مسیر مقاومت پرهیز کنم.
از آنجا که بحرانهای کشور را نتیجهی تصمیمسازیهای نادرست و ناقص #نظام_کارشناسی میدانم، مخاطب اصلی این یادداشتها #کارشناسان_تصمیمساز هستند که در مقام تحلیل و تجویز به #دولت_عمیق_ایران مشاوره میدهند.
۱.تحولات جهانی در دوران گذار: تحلیل چالشها و تهدیدات امنیتی
۲.ضرورت راهبرد قوی و فعال در سیاست خارجی: عبور از ناترازی کارشناسی و راهبردهای فلجکننده
۳.تلهی تنش یا تلهی مذاکره؟! مسئله این است.
۴.از جنگ گریزی نیست: تحلیل علت تغییر نظم جهانی و روندهای آتی
۵.تحلیل عمیق و طرح پیچیده در مقابل تهدیدات پیچیده
۶.جمعبندی و نکات اصلی سلسله یادداشتهای «خروج از «تله تنش»: تحلیل بحرانهای کنونی و نیاز به راهبرد فعال در سیاست خارجی»
✍تفرشی - دولت مقتدر و قوی
🔗این یادداشتها پیش از جنگ ایران و اسرائيل نوشته شده است. ممکن است گفته شود، ایران به دلایلی از جمله اختلاف داخلی در درون حاکمیت یا عدم انسجام ملی و وضعیت اقتصادی نابسامان مضطر بوده است از اتخاذ راهبرد تلهی تنش. در جواب میگویم بنده به عنوان یک پژوهشگر که واقعیت را تحلیل و تجویز میکند. پژوهشگری که واقعیت و یا حقیقت را توصیف و تجویز میکند، این یادداشت را نوشتهام. شأن پژوهشگر، این است که مبتنی بر منطق و قواعد نظام بینالملل تحلیل و تجویز کند و این، سیاستگذار و تصمیمگیر است که بنا بر مصلحت و اطلاعات حساس امنیتی، باید یکی از این گزینههای تصمیمسازی را انتخاب کند. پس پژوهشگر، سیاستگذار نیست.
🆔@dolat_qavi
در اینجا به جمعبندی و نکات اصلی سلسله یادداشتهای «خروج از «تله تنش»: تحلیل بحرانهای کنونی و نیاز به راهبرد فعال در سیاست خارجی» میپردازم:
۱. تحلیل صحیح، تجویز صحیح را به دنبال دارد.
بنابراین، باید صورت مسئله را به درستی درک کرد. اساساً جنگ بر سر #معماری_امنیتی_اقتصادی_منطقه است و مسائلی مانند طوفانالاقصی، حمایت از حزبالله و انصارالله ذیل این موضوع قرار دارند. ما به عنوان یک عنصر کانترهژمونی با #راهبرد_مقاومت، نظم تاریخی که از سال 1920 در منطقه شکل گرفته را به چالش کشیدیم. نباید این نظم را به راحتی از دست بدهیم. تحلیلها و هرگونه کنش باید در همین سطح باشد، زیرا دشمن در سطح «نظم جدید» بازی میکند.
۲. عرصه سیاست خارجی، عرصه واقعیتها است، نه صحنهی رمانتیک. حرکت در این عرصه با چشم بستن بر واقعیتها، دشمن را به خطا میاندازد و میتواند موجب پیشروی او شود. تحلیل غلط و سادهانگارانه میتواند دشمن را جری کند و آسیبهای جدی به همراه داشته باشد. به عنوان مثال، سیاستهای انفعالی مانند نظریهی «تلهی تنش» میتواند این روند را تسریع کند.
برخی از تبعات سیاست غلط «تلهی تنش» عبارتند از:
۱. ترور مهمان رسمی ایران، شهید هنیه، در قلب تهران.
۲. بمبارانهای مرگبار اسرائیل در لبنان که بیش از پانصد نفر را کشت. در واکنش، ظریف تسلیت میگوید و عراقچی از توانایی حزبالله در دفاع از لبنان در مقابل هر تهاجمی میگوید.
۳. درخواست حزبالله از ایران برای فشار به اسرائیل، ولی ایران طفره میرود. (به نقل از سایت آکسیوس)
۴. ترور شهید حسن نصرالله توسط اسرائیل.
و خیلی از نمونههای دیگر که به جهت رعایت اختصار به آنها اشاره نمیکنیم.
سؤال مهمی که ما در مقام یک #دولت_ملت باید از خود بپرسیم این است که اگر به ترور هنیه پاسخ دادهبودیم، (پاسخی که حتی ضدایرانیترین تحلیلگران غربی هم آن را حق مشروع ایران میدانستند و منتظرش بودند) آیا اسرائیل جرات میکرد که فشارها را افزایش دهد و حتی اقدام به ترور سیدحسن نصرالله میکرد؟ چه کسانی در دولت پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی بر عدم پاسخ ایران اصرار کردند؟ آیا این افراد همچنان در #مقام_تصمیمگیری برای ۸۵ میلیون ایرانی و دهها میلیون نفر در منطقه باقی ماندهاند، یا از مسند قدرت کنار گذاشته شدهاند؟
اکنون نظریهی «تله تنش»، ایران را در وضعیتی بحرانی قرار داده است که باید میان مذاکرات منفعلانه و تهدید به جنگ یکی را انتخاب کند. در این مسیر، مذاکرات ایران و آمریکا در کنار تهدیدهای جنگی از سوی ترامپ و نتانیاهو، بهویژه با رویکرد ترکیبی از تحریمهای شدید، حملات سایبری و اقدامات رسانهای که گاه به دلیل مسائل امنیتی از آنها خبری منتشر نمیشود، ایران را در شرایط دشواری قرار داده است. همین موضوع، بهطور خاص در میانه مذاکرات و در پی حمله سایبری چند روز پیش که از سوی ایران خنثی شد، بهخوبی نشاندهنده بطلان نظریهی منحط «تله تنش»، امنیتیزدایی و بهانهندادن به دشمن، دنیای گفتمانها و نه به دنیای موشکها است و در یک کلام نشان از ناکارآمدی رویکردهای رمانتیک و نگاههای سطحی در روابط بینالملل دارد.
در نهایت، میتوان گفت که بسیاری از مشکلات کنونی ناشی از سیاستهای انفعالی و گرفتار شدن در «تله تنش» است که جمهوری اسلامی در برابر سیاستهای تهدیدزدایی دشمن اتخاذ کرده است.
۳.بحرانهای کنونی کشور، نتیجهی تصمیمسازیهای نادرست و نقص در نظام کارشناسی است.
این بحرانها نتیجه تحلیلهای نادرست و سیاستهای انفعالی هستند که ایران را در دوگانه مذاکره یا جنگ قرار دادهاند. نظریه منحط «تله تنش» موجب ایجاد فضای تهدید و مذاکره منفعلانه با دشمن شده است. به جای افتادن در دام تلهی تنش و رمانتیکگرایی، باید به طور عملی و قاطع نظم ظالمانه جهانی را به چالش کشید و به راهبردهای فعال و واقعگرایانه توجه کرد. در مقابل دشمن، فقط با تصمیمگیریهای قاطع، خارجشدن از بازیهای تلهی تنشی و اتخاذ استراتژیهای متناسب با شرایط میتوان از این بحرانها عبور کرد و مسیر درست را طی کرد.
تصمیمسازان! اراده و تصمیم از بینبردن نظم ظالمانه مدرن را دارید؟ آری؟! پس گریزی از جنگ نیست! تنها با جنگ علیه قدرتهای بزرگ میتوان این نظم ناعادلانه و مستکبرانه را بر هم زد.
✍️تفرشی
🆔@dolat_qavi
هدایت شده از ایران و چالش دولت سازی
سید محمد مهدی حسینی:
🔸پیام حمله دیشب و امروز (15 و 16 اردیبهشت 1404) اسرائیل به یمن این است که:
«اسرائیل دنبال ایجاد یک معادله جدید امنیتی است.»
🔸هرکس به امنیت ملّی اسرائیل ضربه بزند، به صورت دردناک و خشونت باری از او انتقام خواهد گرفته شد. و با این معادله می خواهد برای خودش بازدارندگی ایجاد کند. (گونهای از سیاست ورزی مرد دیوانه)
🆔@statebuilding
هدایت شده از ایران و چالش دولت سازی
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سید محمد مهدی حسینی:
مشکل آقای ظریف این است که #معماری_نظم را نادیده گرفته.
گرچه قوت بنیۀ دفاعی ما می تواند فرصت هایی برای همکاری های بین المللی ایجاد کند ولی تهدید امنیتی #طرح_توسعه_آیمک (نه فقط کریدور که نُک کوه یخ است) یک نظم ذاتا تهدید محور بر علیه ایران و نظم مطلوب منطقهای اوست.
#رئالیزم_پیچیده
https://x.com/nasirtosy/status/1919761375628558642
🆔@statebuilding
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سید محمد مهدی حسینی: 🔸پیام حمله دیشب و امروز (15 و 16 اردیبهشت 1404) اسرائیل به یمن این است که: «ا
زمانی که دشمن، راهبرد «تهدیدزدایی» را اتخاذ کرده است، اتخاذ راهبرد «تلهی تنش» توسط ما حماقت و جهالت یا خیانت است.
«خروج از «تله تنش»: تحلیل بحرانهای کنونی و نیاز به راهبرد فعال در سیاست خارجی»
🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سید محمد مهدی حسینی: مشکل آقای ظریف این است که #معماری_نظم را نادیده گرفته. گرچه قوت بنیۀ دفاعی ما م
ظریف، با قرائتی سادهانگارانه از «سازهانگاری»، نگاهی خوشبینانه و رمانتیک به نظام بینالملل دارد. البته باید گفت که او تحت تأثیر لیبرالیسم قرار دارد و ذهنیت سیاسیاش در دوران پساجنگ سرد شکل گرفته است؛ دورانی که لیبرالیسم در روابط بینالملل با شعارهای فریبندهای چون همکاریهای بینالمللی و حل نزاعها توسط سازمانهای بینالمللی غلبه داشت.
او در گذشته با طرح سیاست «امنیتیزدایی»، بیش از پیش سادهانگاری خود را به نمایش گذاشت.
در این کلیپ، اگرچه از برخی مواضع گذشتهاش عبور میکند، اما در واقع با مطرحکردن دوگانهی غلطِ نگاه فرصتمحور در مقابل تهدیدمحور، به طور تئوریک و رسانهای به نظریهی «مقاومت» حمله میکند.
در جهانی که هیچ مرکز اقتدار واقعی بر دولتها حاکمیت ندارد و اساساً قدرت یا همان حق وتو حرف اول و آخر را میزند، منظور از «فرصتمحوری» چیست؟ آیا این همان ایدهی منحط دنیای گفتمانهاست؟ کدام سیاست تهدیدمحور است؟ آیا سیاستهای تهدیدزدای جبههی مقاومت تهدیدمحورند؟
آیا سیاستهای آمریکا و اسرائیل که به طور مکرر به یمن حمله کرده و زیرساختهای آن را بمباران میکنند، «فرصتمحور» است؟ آیا کشتار چادرنشینان غزه و کوچ اجباری آنان توسط اسرائیل، فرصتمحور است؟ آیا گسترش جنگ در اوکراین و تهدید چند پایتخت اروپایی، فرصتمحور است؟ چگونه باید به از بین رفتن حاکمیت سوریه و تجاوزهای پیدرپی اسرائیل نگاه کرد؟ آیا سیاست گسترش تجهیزات نظامی توسط آمریکا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورها، «فرصتمحور» است؟
در واقع، آیا این دوگانه معنا دارد، یا مثل دوگانهی میدان و دیپلماسی تنها ترّهات و سخنان بیاساس هستند؟
عرصه سیاست خارجی، عرصه واقعیتها است، نه صحنهی رمانتیک. علم روابط بینالملل، غیر از هنر و شاعری است.
✍تفرشی
🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سید محمد مهدی حسینی: مشکل آقای ظریف این است که #معماری_نظم را نادیده گرفته. گرچه قوت بنیۀ دفاعی ما م
⭕️نقدی ظریفانه بر سیاستهای دکتر ظریف: نادیدهگرفتن تهدیدات جهانی و منطقهای علیه ایران
دکتر ظریف در تحلیل خود واقعیت مهمی را نادیده میگیرد که باید به آن توجه کرد: در حقیقت، یک #نظم_جهانی_و_منطقهایِ ذاتاً تهدیدمحور (#استکباری) علیه #ایران_قوی معماری شده است. #انقلاب_اسلامی به دنبال خروج از این نظم و شکلدهی به #نظم_نوین است. هنری کیسینجر، سیاستمدار، اندیشمند و مشاور سیاسی برجسته آمریکایی، در کتاب «نظم جهانی» به این نقش اشاره کرده و میگوید: «واقعیت اصلی این است که مسأله تعامل و مذاکره با ایران نه ناشی از مشکلات تکنیکی و اختلافنظر در سیاستها و روشها، بلکه ناشی از رقابت میان دو جهانبینی و دو الگوی متفاوت نظم جهانی است.» بنابراین کیسینجر، ایران را تهدیدی علیه #نظم_وستفالیایی میداند. او در ادامه توصیهای قابل تأمل به سیاستگذاران آمریکایی میکند و میگوید: «آمریکا باید نقش استثنایی خود را در تأمین ارزشهایش ادامه داده و تقویت کند. تاریخ به کشورهایی که تعهدات و هویت خود را به بهانه مسائل مقطعی نادیده میگیرند، رحمی نمیکند.»
🔸در نهایت، در پیشگرفتن سیاست فرصتمحوری را در نظم کنونی جهان که برای ایران «تهدیدمحور» است جزو اباطیل میدانم.
#نظم #امنیت #بقاء #بازدارندگی #تهدید #تضاد #قدرت #جنگ
🆔@dolat_qavi