معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سید محمد مهدی حسینی: 🔸پیام حمله دیشب و امروز (15 و 16 اردیبهشت 1404) اسرائیل به یمن این است که: «ا
زمانی که دشمن، راهبرد «تهدیدزدایی» را اتخاذ کرده است، اتخاذ راهبرد «تلهی تنش» توسط ما حماقت و جهالت یا خیانت است.
«خروج از «تله تنش»: تحلیل بحرانهای کنونی و نیاز به راهبرد فعال در سیاست خارجی»
🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سید محمد مهدی حسینی: مشکل آقای ظریف این است که #معماری_نظم را نادیده گرفته. گرچه قوت بنیۀ دفاعی ما م
ظریف، با قرائتی سادهانگارانه از «سازهانگاری»، نگاهی خوشبینانه و رمانتیک به نظام بینالملل دارد. البته باید گفت که او تحت تأثیر لیبرالیسم قرار دارد و ذهنیت سیاسیاش در دوران پساجنگ سرد شکل گرفته است؛ دورانی که لیبرالیسم در روابط بینالملل با شعارهای فریبندهای چون همکاریهای بینالمللی و حل نزاعها توسط سازمانهای بینالمللی غلبه داشت.
او در گذشته با طرح سیاست «امنیتیزدایی»، بیش از پیش سادهانگاری خود را به نمایش گذاشت.
در این کلیپ، اگرچه از برخی مواضع گذشتهاش عبور میکند، اما در واقع با مطرحکردن دوگانهی غلطِ نگاه فرصتمحور در مقابل تهدیدمحور، به طور تئوریک و رسانهای به نظریهی «مقاومت» حمله میکند.
در جهانی که هیچ مرکز اقتدار واقعی بر دولتها حاکمیت ندارد و اساساً قدرت یا همان حق وتو حرف اول و آخر را میزند، منظور از «فرصتمحوری» چیست؟ آیا این همان ایدهی منحط دنیای گفتمانهاست؟ کدام سیاست تهدیدمحور است؟ آیا سیاستهای تهدیدزدای جبههی مقاومت تهدیدمحورند؟
آیا سیاستهای آمریکا و اسرائیل که به طور مکرر به یمن حمله کرده و زیرساختهای آن را بمباران میکنند، «فرصتمحور» است؟ آیا کشتار چادرنشینان غزه و کوچ اجباری آنان توسط اسرائیل، فرصتمحور است؟ آیا گسترش جنگ در اوکراین و تهدید چند پایتخت اروپایی، فرصتمحور است؟ چگونه باید به از بین رفتن حاکمیت سوریه و تجاوزهای پیدرپی اسرائیل نگاه کرد؟ آیا سیاست گسترش تجهیزات نظامی توسط آمریکا، فرانسه، آلمان و دیگر کشورها، «فرصتمحور» است؟
در واقع، آیا این دوگانه معنا دارد، یا مثل دوگانهی میدان و دیپلماسی تنها ترّهات و سخنان بیاساس هستند؟
عرصه سیاست خارجی، عرصه واقعیتها است، نه صحنهی رمانتیک. علم روابط بینالملل، غیر از هنر و شاعری است.
✍تفرشی
🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سید محمد مهدی حسینی: مشکل آقای ظریف این است که #معماری_نظم را نادیده گرفته. گرچه قوت بنیۀ دفاعی ما م
⭕️نقدی ظریفانه بر سیاستهای دکتر ظریف: نادیدهگرفتن تهدیدات جهانی و منطقهای علیه ایران
دکتر ظریف در تحلیل خود واقعیت مهمی را نادیده میگیرد که باید به آن توجه کرد: در حقیقت، یک #نظم_جهانی_و_منطقهایِ ذاتاً تهدیدمحور (#استکباری) علیه #ایران_قوی معماری شده است. #انقلاب_اسلامی به دنبال خروج از این نظم و شکلدهی به #نظم_نوین است. هنری کیسینجر، سیاستمدار، اندیشمند و مشاور سیاسی برجسته آمریکایی، در کتاب «نظم جهانی» به این نقش اشاره کرده و میگوید: «واقعیت اصلی این است که مسأله تعامل و مذاکره با ایران نه ناشی از مشکلات تکنیکی و اختلافنظر در سیاستها و روشها، بلکه ناشی از رقابت میان دو جهانبینی و دو الگوی متفاوت نظم جهانی است.» بنابراین کیسینجر، ایران را تهدیدی علیه #نظم_وستفالیایی میداند. او در ادامه توصیهای قابل تأمل به سیاستگذاران آمریکایی میکند و میگوید: «آمریکا باید نقش استثنایی خود را در تأمین ارزشهایش ادامه داده و تقویت کند. تاریخ به کشورهایی که تعهدات و هویت خود را به بهانه مسائل مقطعی نادیده میگیرند، رحمی نمیکند.»
🔸در نهایت، در پیشگرفتن سیاست فرصتمحوری را در نظم کنونی جهان که برای ایران «تهدیدمحور» است جزو اباطیل میدانم.
#نظم #امنیت #بقاء #بازدارندگی #تهدید #تضاد #قدرت #جنگ
🆔@dolat_qavi
⭕️دیپلماسی با پشتوانه قدرت: چگونگی تأثیر قدرت میدان بر سیاست خارجی
#میدان و #اقتدار_میدانی تعیینکننده است. #قدرت_میدانی یعنی قدرت قابل نقد، که در دسترس و قابل خرج است. در صورت #بازدارندگی، #موازنه را به نفع ما برمیگرداند. اساساً مقاومت یمن از مهمترین کارتهای بازی ما در مذاکرات بود. این کارت بهعنوان اهرم فشار ما به آمریکا برای کسب امتیازات بیشتر عمل میکرد.
معتقدان به دوگانهی میدان و دیپلماسی، با الفبای سیاست بیگانهاند. دیپلماسی بدون پشتوانه #قدرت_نظامی و سرمایههای «میدان رزم»، بیاعتبار و فاقد نفوذ کلام است. میدان دیپلماسی و سیاست خارجی، میدانِ نقدکردن و بهرهبرداری از #سرمایهی_میدان_رزم است. گزارهی «با قدرت مذاکره کنید» یک اصل اساسی در دنیای سیاست و میدان دیپلماسی است. دیپلماسی به پشتوانهی #قدرت_هوشمند که ترکیبی استراتژیک از قدرت سخت و نرم است، توفیق مییابد.
#مبنای_نظری #میدان #دیپلماسی #قدرت #قدرت_سخت #بازدارندگی_شبکهای #قدرت_هوشمند
🆔@dolat_qavi
⭕️تحلیل اتحادهای استراتژیک در غرب آسیا: کریدورها و نظم نوین جهانی
📖صفحهی اول
🔻تحلیل نقشههای سیاسی اسرائیل: از محور نعمت تا محور لعنت
🔸ابتدا به سخنرانی نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل متحد اشاره میکنم که دو #نقشه را در دست گرفت و برای حاضران نشان داد. روی یکی از نقشهها نوشته شده بود: blessing، یعنی محور نعمت و برکت. در این نقشه، کشورهای حوزهی عادیسازیِ کریدور آیمِک وجود داشتند. یعنی کشورهایی که با اسرائیل رابطه دارند یا اسرائیل را به رسمیت شناختهاند.
بر روی این نقشه، میان هند و یونان (اروپا) خطی با عبور از خاورمیانه، اسرائیل و کشورهای دارای ارتباط با اسرائیل کشیده شده است. اشاره نتانیاهو این بود که مسیر ترانزیت شرق و غرب جهان با عبور از کشورهای مرتبط با اسرائیل عملی خواهد شد.
🔸نتانیاهو با نشان دادن این نقشه گفت با حذف حماس درغزه، مسیر ترانزیت و انتقال کالا میان آسیا و اروپا با عبور کشورهای همسو در خاورمیانه عملیاتی میشود.
🔸نقشه دیگر، عنوان curse، نفرین یا لعنت را داشت. اشاره به محور نکبت و لعنت شده بود که شامل کشورهای ایران، عراق، #سوریه، لبنان و حوثیهای یمن بود. نتانیاهو خطاب به حاضران گفت اگر حماس در غزه بماند و پیروز شود، محور ایران باقی میماند. او گفت : ما در برابر دو گزینه هستیم. نعمت آشتی میان یهودیان و کشورهای عربی یا لعنت دشمنی و تجاوز ایران. وی افزود: تجاوز ایران به همه کشورهای خارومیانه و دیگر کشورها در جهان غربی خواهد رسید.
🔻ایران، بازیگر اَبنرمال: تحلیل وضعیت ایران و چالشهای سیاست خارجی
🔸نتانیاهو، #ایران را به عنوان کشوری اَبنُرمال (abnormal) معرفی کرد. ایران، بازیگر اَبنرمال است، یعنی بازیگر #کانترهژمونیک یا فراتر، #ضد_نظم است. وضعیت یا رفتار ایران از حالت طبیعی یا متعارف - که پذیرش نظم آمریکایی است- خارج است.
🔸ما بازیگر #کانترهژمونیک میشویم تا حق تاریخی خود را در این منطقه پس بگیریم؛ به این معنا ما آنُرمال میشویم. هم در نظر غربیها، و هم در میان سایر دولت-ملتهای جهان. ما دچار تنهایی میشویم. #تنهایی_استراتژیک دولت-ملت ایران در مقابل قدرتهای بزرگ. این وضعیت غیرطبیعی است.
🔸اما «اَبنُرمالبودن ایران»، به نظر من معنای دیگری نیز دارد. این معنا که وضعیت یا رفتار ایران از حالت طبیعی یا متعارف خارج است، به دلیل فقدان یا ضعف #قدرت درک، تحلیل و مدیریتِ صحیح، کامل و عمیقِ واقعیتها و پیچیدگیهای شرایط. این وضعیت است که به ایجاد ناهماهنگیها، بحرانهای امنیتی، سیاسی و... منجر شود. ریشه را باید در مشکلات فکری، علمی (کارشناسی)، سیاسی و میدانی جستوجو کرد.
🔻مشکلات موجود در مبانی، استراتژیها و سیاستگذاری: از نگاه به قدرت تا بیبرنامگی
🔸اساساً اَبنرمالبودن ما بیش از اینکه ناشی از مخالفت ما با #نظم_آمریکایی در منطقه باشد، ناشی از عدم پایبندی ما به اقتضائات چیزهایی است که میخواهیم. نمیخواهیم نگاهمان را به #قدرت، #توسعه و آن #گرنداستراتژی که ادعای آن را داریم درست کنیم؛ مانند کسی که بگوید قصد انجام کار خیلی بزرگی را دارد اما هیچ #طرح_بلندمدتی نداشته باشد، یا رفتار شیزوفرنیک داشته باشد و بگوید میخواهد با شرق کار کند ولی هیچ #طرح_راهبردی با شرق نداشته باشد.
🔻اهمیت کریدورها و ائتلافهای استراتژیک در ایجاد نظم جدید
🔸#کریدور یکی از مسائلی است که ما باید به آن توجه کنیم. وقتی میگوییم #نظم_بینالملل، #نظم_منطقهای و ترور شهید سیدحسن نصرالله با اسم نظم نوین، یکی از نمودهای #نظم، #ائتلافها و #کریدورها هستند؛ ائتلافی که بین ایالات متحده، اسرائیل، امارات و هند برقرار شد، امتداد پیدا کرد و به کریدور آیمِک (IMEC) تبدیل شد که در سپتامبر سال 2023، تقریباً یک الی دو ماه قبل از طوفان الاقصی اعلام شد.
🆔@dolat_qavi