امام، جلودار كسانى است كه جلوتر از زمان را مىخواهند؛ چون امام براساس واقعيتهايى حكومت مىكند و رهبرى مىكند كه هنوز علوم انسانى، آن را كشف نكردهاند و جلوتر از علم و جلوتر از زمان و آگاهىِ انسان هستند.
ما تولد چنين امامى را جشن مىگيريم، به اميد آنكه خود در اين تولد، به تولدى ديگر برسيم و از شكم عادتها و تقليدها و از شكم قالبها و محدودهها و روابط توليد و بازتابها و غريزهها بيرون بياييم و با تدبر و تفكر و تعقل خويش، به آزادى انسانى برسيم. و در اين آزادى، حاكمى را انتخاب كنيم كه نور راه ما و حجت راه رفتن ما و امين استعدادهاى ما و پناه و قلعه ما، در اين دزد بازارِ بى در و پنجره باشد.
تولد چنين امامى اگر با جشنى همراه باشد، بايد با جشن تولد دوباره ما باشد، كه اين امامت را جز پس از اين تولد نمىتوانيم تحمل كنيم و اين امام را جز با اين ديد وسيع و مترقى نمىتوانيم شيعه باشيم...
در اين تولد است كه عشق چنين امامى در تمام وجود تو مىنشيند و در دل تو جارى مىگردد... و اين عشق است كه بايد تبديل شود و به حركت و به عمل دست بدهد؛ حركتى مستمر و عملى مداوم، تا زمينه انتخاب خلق فراهم شود و مهرهها ساخته شوند، كه حكومت اسلامى، در جامعه اسلامى شكل مىگيرد و اين جامعه، محتاج مهرههايى است كه با اسلام زندگى كردهاند و در برابر تمامى آن تسليم بودهاند و از قلههايش تخفيف ندادهاند و كلّش را تجزيه نكردهاند.
֙⋆ #ازکتابها | تو میآیی، علی صفایی حائری
باشگاه نویسندگی.
تنها باری که دلم نمیاومد خاک چادرم رو پاک کنم، نیمهی شعبانِ سالی بود که عاشقانه مسلمان بودنم رو با قدم برداشتن در مسیرِ بارانیِ مسجد جمکران، شکر کردم.