7.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏞 گامهای اســــتوار رســــــول
❛❛ عینصاد
اين زندگى محمد است؛ و اين گامهاى استوار رسول است... كه به تو نشان مىدهد چگونه مىتوان به نصر و فتح رسيد و در كوير جزيره، گل كاشت؛ و نشان مىدهد كه چگونه پس از فتح و هجوم فوجها بايد ايستاد و ادامه داد. او را مىبينى كه چگونه با حمد و تسبيح، بارها را بهدوش گرفته و با استغفار، گندها را پاک كرده و به توبه و بازگشت خدا راه يافته است و جامعهاى را كه با هجوم فوجها از دست رفته بود تا امروز و تا فرداى تاريخ هم بهدست آورده است.
📚 آنگاه که یاری شدی | ص ۸۰
@einsad
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تو منو رها کنی...
کجا برم...
امام حسنع😭
https://eitaa.com/Writingskills
هدایت شده از نویسندگان جریان
با عرض تسلیت ایام رحلت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله و شهادت امام حسن علیه السلام و امام رضا علیه السلام؛ گروه نویسندگان جریان برگزار می کند:
🔰پویش مردمی روایت خادمی🔰
«خادمی امام رضا علیه السلام افتخار من است» مقام معظم رهبری
🏴🖊️فراخوان روایت خادمی🖊️🏴
✴️با ثبت و انعکاس لحظات خادمی امام رضا علیه السلام، به پویش مردمی #روایت_خادمی بپیوندید.
🌱 هر موضوع کوچک و بزرگی می تواند سوژه شما در روایت باشد. در نظر داشته باشید خادمی گسترهٔ وسیعی دارد. از خاطرات خادمی خودتان یا مشاهدهٔ خادمی دیگران بنویسید. کوتاه یا بلند تفاوتی ندارد. مهم این است که خادمی روایت شود. ادامهٔ ماجرا را بر عهدهٔ نگاه خلاقانه و عمیق شما می گذاریم.
به صورت های:
💠عکس و فیلم
💠عکس نوشته
💠فیلم و متن
💠متن روایت
مهلت ارسال:
۲۶ شهریور ماه ۱۴۰۲
آیدی ایتا جهت ارسال آثار :
@jaryanezendegi
#امام_رضا_علیه_السلام
#مشهدالرضا
#روایت_خادمی
#همه_خادم_رضاییم
🌿 روایت های شما با ذکر نام ارسال کننده در این صفحه نمایش داده خواهد شد:
https://eitaa.com/jaryaniha
🍃 به تعدادی از مشارکت کنندگان در پویش روایت خادمی ، هدایای فرهنگی متبرک آستان قدس رضوی اهدا می گردد.
@jaryaniha
عزیزانم در پویش روایت خادمی شرکت کنید. نیازی نیست که حتما عالی نوشته باشید یا ایدهی نابی ارائه بدید، مشارکت شما در هر سطحی قطعا ارزشمند خواهد بود و مهم انتشار این تجربیات یا خاطرات و روایات شماست.
قطعا که برای شما خیر کثیر هم در پی خواهد داشت. 🤲🍀
هدایت شده از نویسندگان جریان
#روایت_خادمی
«فرشتهٔ کتری به دست»
دلش میخواست خودش برای مهمانها چایی بریزد!
از خانهشان کتری آورده بود.
میآمد توی آشپزخانه، به حد وسعش کتری را برایش پر میکردند، بعد انگار که فرشتهای باشد صاحب بال و رونده روی ابرها، برای هر کس که میلش میکشید چای میریخت!
یک لحظه در قسمت زنانه بود، چند دقیقه بعد توی ایوان، سر که میگرداندی داشت برای پیرمردی خسته و از راه رسیده چای میریخت، و گاهی هم توی حیاط پیدایش میکردیم.
خادمی چنین بیریا، و صاحب مجلسی بی نهایت رئوف. چه ترکیب کم نظیری.
هرکس دخترک را می دید لبخند گرمی بر صورتش مینشست.
✍️خانم سعیده تیمورزاده
#امام_رضا_علیه_السلام
#مشهدالرضا
#همه_خادم_رضاییم
🌊جریان؛ جمع بانوان نویسنده 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
هدایت شده از نویسندگان جریان
✨🥺ز کودکی خانم این تبار محترمم...💚✨
📸عکاس: آقای مهدی انتظاری
#امام_رضا_علیه_السلام
#مشهدالرضا
#روایت_خادمی
#همه_خادم_رضاییم
🌊جریان؛ جمع بانوان نویسنده 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
هدایت شده از نویسندگان جریان
#روایت_خادمی
«فرشته ای به نام خادم»
درمیان انبوه جمعیت زوارامام رضا علیهالسلام بودیم.دستم به دست مادرم بود.
برای لحظه ای احساس کردم دستم رها شد و بین جمعیت گم شدم، مادرم ازمن جدا شد. دنیا دور سرم چرخید، مادرم آلزایمر داشت، حالا میان انبوه جمعیت کجا مانده بود؟ اشک هایم بسرعت جاری شدند. فقط دور خودم می چرخیدم، خادم حرم با چوب پرش روی شانه ام زد: «چی شده خواهر؟ گفتم: «مادرم رو گم کردم آلزایمر داره. این عکسشه.»
خادم از من دور شد و من دائم زمزمه می کردم: «یا امام غریب منو و مادرم غریب هستیم خودت کمک کن» که با ضربهٔ چوب پر خادم به خودم آمدم: «خانم خانم زودبیاید اینجا!» مادرم بود کنار یکی ازدرهای ورودی حرم نشسته بود. بغلش کردم و بوسیدمش خدایا شکرت. خواهر خادم نگاهی به من کردولبخندی زد گفت «امام رضا خودش ازمهموناش مراقبت می کنه.»
✍️ لیلا سالی،ازشهر خرم آباد
#امام_رضا_علیه_السلام
#مشهدالرضا
#همه_خادم_رضاییم
🌊جریان؛ جمع بانوان نویسنده 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
هدایت شده از نویسندگان جریان
#روایت_خادمی
«چوب پَر»
به محض اینکه خادم رد شد، بچه شروع کرد به گریه و بیتابی. در بغل مادرش پیچ و تاب میخورد.
داخل حرم و در طبقه پائین، صف نماز جماعت تشکیل شده بود. برای مادر سخت بود که بچه و وسایل را بردارد و از ته صف تا جلو برود. ولی انگار قصد رفتن نداشت و مدام با نگاهش رد خادم را دنبال میکرد که با چوب پرش، صفها را منظم میکرد.
خادم ناگهان مسیر رفته را برگشت. مادر باهیجان او را صدا زد: «بچهام از شما توقع کرده»
_ از من؟!
رو کرد به بچه «چی شده مامان جان؟»
بچه نگاهش را از چوب پَر خادم برنمیداشت و گریهاش بیشتر شد. مادرش توضیح داد که یک خادم با چوب پَر قلقلکش داده و او خوشش آمده ولی شما بیتفاوت از کنارش رد شدید.
صدای غش غش خنده بچه پیچیده بود و چوب پر رنگی هم کیف میکرد.
✍️ خانم زهرا ملکثابت
#امام_رضا_علیه_السلام
#مشهدالرضا
#همه_خادم_رضاییم
🌊جریان؛ جمع بانوان نویسنده 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱
هدایت شده از نویسندگان جریان
#روایت_خادمی
«یادگار مادربزرگ»
وقتی برای آش نذری آخر صفر سراغ ظرف های قدیمی مادربزرگ رفتیم، گویا گلستانی بود پر از عطر و رنگ.
✍️خانم افشار
#امام_رضا_علیه_السلام
#مشهدالرضا
#همه_خادم_رضاییم
🌊جریان؛ جمع بانوان نویسنده 🌊
💠 @jaryaniha
در جریان باشید! 🌱