یادم باشه انشاءالله یه متن بنویسم از شکست هژمونی آمریکا در باورِ قدرتهای شرقی به واسطهی نبرد بیبدیل ایران با آمریکا.
ایستاده بود میان جمعیتِ چندین هزار نفری، صدای انفجار میآمد؟ میآمد. اما صدای شعارهای رعشه بر اندام دشمن انداخته، بیشتر بود. ایستاده بود در قلب جمعیت، پس زمینه دود انفجار بود و مداح رجز میخواند. ایستاده بود میانِ جمعیت، بی آنکه پایش سُست شود یا شانه عقب بکشد، پا برجا و نَستوه؛ شبیه تکبهتکِ آدمهای آن جمع و جمعهایی شبیه آن در تمام ایران. ایستاده بود میان جمعیت، سرش را بالا گرفت و آسمان را نگریست، پهباد بود یا موشک نمیدانم، فقط لبخندِ غیورِ اویی را دیدم که ایستاده بود میان جمعیت. و شاید آن لحظه در دل زمزمه میکرد : دل به دریا زدگان، خنده به سیلاب زنند!
همچون پدری داغدیده اما با اقتدار آمد، تسلای دل داغدیدگان شد، نور چشمِهای مشتاق شد، قوتِ دلهای پابرجا شد، و عامل وحشتِ دشمنان شد. اللهم احفظ قائدنا الامام خامنهای.