تیتر پاراگراف انتهاییِ فصلِ اولِ کتاب منظومه ارزشیِ انقلاب اسلامی این است : تقوا ؛ رازِ استواری ملت و دولت
همه چیز به تقوا برمیگردد. ما به این دنیا آمدیم که انسان های باتقوایی باشیم، تقوا را پیشه کنیم. چه در ما میگذرد که به خود اجازه میدهیم علیه هرکسی اظهار عقیده که چه عرض کنم، ابراز نفرت و بدگویی کنیم؟ چه در ما میگذرد که به خود اجازه میدهیم پس از این عملِ قبیح، گناه خود را توجیه هم کنیم؟
هربار که بارون میاد دو تا نوحه
تو ذهنم پخش میشه :
_ بارون منو یاد تو میندازه ...
پس بارونو خیلی دوسش دارم
_ بارون اومده، سید از میدون
غرق خون اومده ...
زندگی میکنیم، سفره پهن میکنیم، کتابها را تورق میکنیم، چای مینوشیم، دور هم جمع میشویم، در کلاسهای برخط بحث میکنیم، جزواتمان را مرور میکنیم، خیابانها را قدم میزنیم، نقاشی میکشیم، تمرین خط میکنیم، شعر میخوانیم، و در تمام این احوال غمِ فراق شما در قلبمان میتپد. غمِ مقدسی که محرک است، تپنده است، انگیزهی حرکت میدهد. حرکت به سمت همان قلهای که شما نشانمان دادید ای سیدنالقائدِ شهید، ای مظلومِ مقتدرِ ما :)