eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
304 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
5 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
و صدایی غمگین و شکسته از کرانه دیگر نخلستان پر گشود _عزیزم...فرزندم عباس...فرزند مادر عباس... و حسین‌ع، دست برکمر، عمود خیمه ی عباس را کشید...
_علقمه‌موج‌شدوعکسِ‌قمر،ریخت‌به‌هم دستش‌افتادزمین،بال‌و‌پرش‌ریخت‌به‌هم!
نگاهی به علم انداخت... از سر تا انتهای علم، جای تیر و نیزه بود.. تنها جای دست بود که طعم تیر را نچشیده بود. رو کرد به اطرافیانش _ این علم مال کیست؟ _ علمدارش عباس‌بن‌علی‌ع‌ است... _من نمی‌دانم ولی علمدارش، خیلی باغیرت بوده که تا لحظه آخر از دست‌ش رها نشده!
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدا‌زد‌علی: _که‌بیرون‌برید...بمونند‌کنارم‌بنی‌فاطمه! فقط‌این‌میون،کسی‌که‌باید،بااینهابمونه، علمدارمه... ابالفضلِ‌من! علمدارمن؛ توانِ‌سپاهِ‌حسین‌و‌حسن! بیا‌مه‌جبین؛کنارن‌بشین :)
_وَ وَقَفَ الْعَباسْ مُتِحَیِرا زمانی که مشک را زدند...
+قدِ سـقآیِ‌ تو، رعناست‌اگر بگذارند..
‌ ‌_درتماشایِ‌تو، افتاده‌ کلاه از سر چرخ‌ ‌ ‌ خبر ازخویش‌ نداری چِقَدَر رَعنایـی.. ‌ ‌
وَ یکی از میانِ لشگر فریاد زد: _ چشم هایش را بزنید! تا راهِ خیمه ها را، گم کند!
دستش که به آب خورد، یآدِ وصیتِ پدرش افتاد: _اباالفضلِ من! کنآرش بمان مظلوم تر از او نیست و چنآن سرآسیمه بازگشت که دست هآیش رآ جا گذآشت