ولی مقتدی صدر انگار پا به پای ما نشسته مختارنامه دیده. این حجم از شباهت عجیبه🚶🏻♀
+ تو خیابون دم حرم، به ردیف راننده ها وایستادن میگن: مهران دو نفر، مهران یه نفر.
هر دفعه با لبخند از کنارشون رد میشم و گلایمو میبرم در آغوش حضرت معصومه(س)
_ خوبه تو یه نفرو داری گلایتو پیشش بکنی. رفتی حرم گلایه منم بکن
[ اندر احوالات]
_ هروقت نام قائم آل محمد (ﷺ) رو شنیدی. بایست و دست بر سرت بزار و بگو اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجه.
+ باشه ولی توصیه شده؟
_ امام صادق(ع) همیشه این کارو میکردند :)
[ اندر احوالات ]
دارم به حالِ دلِ سیدبن طاووس فکر میکنم وقتی که دربارۀ پنجم صفر مینوشت . . .
جامانده بود از کاروان پیادهروی اربعین. تمام درد هایش را ریخت در چند بیت و زمزمه کرد :
_ نقشه میریخت مرا از تو جدا سازد «شَك». نتوانست، بنا کرد به توهین کردن! / زیر بار غم تو داشت کسی له میشد. عشق بین همه برخاست به تحسین کردن... / وزش باد شدید است و نخام محکم نیست! اشتباه است مرا دورتر از این کردن :' )