حجاب چندان مناسبی نداشت. از خیر باز کردن بند چکمه های بلندش گذشت و بیرون کهف الشهداء وایستاد تو سرما و آروم گفت :
_ خواهش میکنم شهداء شما هرچی بگید میشه خواهش میکنم.
و رو به مامانش که داخل بود با ادبیات خاص این نسل گفت :
_ مامان لایک کن به جای من.
[ اندر احوالات ]