خواهرزادم یه خونه پارچه ای داره میره توش میشینه نقاشی میکشه... غذا میخوره... میخوابه... بازی میکنه...
اون روز خواهرم بهش می گفت
_ بیا وسایلاتو جمع کن میخوام خونتو جمع کنم بزارم تو کیفت...
یه لحظه خندم گرفت...لحظه بعد مبهوت شدم و رفتم تو فکر...
#بی_عنوان
آتش... هجوم ناگهانی... درد پهلو
اینها همه ارثیه های مادرم بود(!)
حضرت امام صادق علیه السلام
زمان:
حجم:
163K
شاید همین نزدیکیها...
باران...
حوالی گرگ و میش سحر...
اذان صبح...
خنکی هوا...
مسجد انتهای خیابان...
•| مَلْجَأ |•
گفت _ قبل از ظهور بدی ها عزیز میشند برای اینکه هرکس باطنش بده، بریزه بیرون. #کلاس
یه بار دیگه هم یادمه می گفت
_زمان ظهور هیچ آدم خاکستری ای وجود نداره... یا سفید.. یا سیاه...
اینه که روایت داریم تا قبل از ظهور ایمانتو قوی کن!
•| مَلْجَأ |•
یه بار دیگه هم یادمه می گفت _زمان ظهور هیچ آدم خاکستری ای وجود نداره... یا سفید.. یا سیاه... اینه که
تو یه کانال یه دعایی خوندم فقط تیکه آخرشو یادمه... نوشته بود اینو خیلی زمزمه کنید...در همه حال
_ ثَبِّت قَلبی علی دینِک