eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
305 دنبال‌کننده
1هزار عکس
145 ویدیو
5 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
_ شب قدر بود. روضه حضرت علی اصغر(ع) خوانده شد. بغضم شکست و تصاویر غزه از مقابل چشمم گذشت. گفتند قرآن‌ها را مقابل صورت بگیرید‌. به رسم همیشه دنبال نشانه بودم که مرهمی باشد این‌بار بر دلِ داغدارِ غزه. قرآن مقابل صورتم بود و چشمانم بارانی. سوره احزاب بود، آیه‌ی "وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا"
سرد بود، هوا. بر فرش های قرمزِ ایرانیِ صحنِ امام‌ رضا(ع) نشسته بودم‌. چادرم را بر صورتم کشیده بودم تا سوزِ سرمای هوا چشمانم را بارانی نکند‌. از باریکه‌ی دیدبانی‌ام فقط رفت و آمد مردم بر سنگفرش‌های حرم مشخص بود‌. نگاهم به کفش‌ها بود‌. دختر بچه‌ای با کتونی‌های کرم‌رنگ رد شد از برقِ نوکِ کفشش مشخص بود برای عید خریده است چرا که هنوز هیچ غباری را لمس نکرده است. پیرمردی لخ لخ کنان با عصایش گذر کرد‌. نوجوانی با صندلِ راحتی‌اش آمد، گمانم خانه‌اش همان نزدیکی‌ها بود؛ بر خلافِ جوانی که با پوتین‌های سربازی آمده بود‌. پسربچه‌ای با شوق و ذوق اولین گام‌هایش را بر صحن و سرای بانو گذاشت و مادرش دستش را گرفت و گام‌هایش را پشت سر او تنظیم کرد تا مراقبش باشد‌. مردی با نعلین‌ مشکی مقابل گنبد ایستاد و باد بر عبایش بوسه زد. ناگاه تصویری‌ مقابل چشمم‌ نقش بست. سنگفرش حرم، شد کوچه‌پس کوچه های مدینه، شد کوچه‌های خاکیِ منتهی به مسجد کوفه‌. مردی را دیدم که آسمان بر نوک پا می‌ایستاد تا عبای فتاده بر شانه‌هایش‌ را بوسه زند‌. مردی که در میدان خطابش می‌کردند حیدرِ کرار، اهل مدینه از زبان پیامبر(ص) شنیده بودند ابوتراب، و دوستان می‌گفتند امیرالمؤمنین(ع). گام‌هایش مستحکم است، آنقدر که اگر در دستانش ذوالفقار باشد یا درِ خیبر، تاثیری بر ایستادگی زانوانش ندارد. گام‌هایش قدرتمند بود... گام‌هایش پر از امنیت بود... امن بود...
یک خبرنگار شهید در انتهای وصیت‌نامه‌اش نوشته است : اکنون از شما می‌خواهم سخن گفتن درباره غزه را متوقف نکنید، نگذارید جهان رویش را از آن برگرداند. به مبارزه ادامه دهید، به روایت داستان‌های ما ادامه دهید، تا فلسطین آزاد شود... برای آخرین بار، حسام شبات، از شمال غزه.
همیشه بهار که میشه مامان در و پنجره ها رو باز میکنه و میگه : باد اول بهار برعکس زمستون برای آدم خوبه. چون همون تاثیری رو داره که رو گیاه‌ها و درخت‌ها داره...
بسم الله الرحمن الرحیم برای شروعِ همون کاری که همیشه گوشه ذهنته و به بعد موکول میکنی.
ساعت : به یاد حاج قاسم
در غزه چه می‌گذرد؟ کودکی از دور هنگام بازی مورد هدف تک‌تیرانداز صهیونیستی قرار گرفته است.
«اشدّاء علی‌الکفّار و رحماء بینهم» ببینید؛ این دو خصوصیت در امیرالمؤمنین چطور زیبایی‌ای را به وجود می‌آورد! انسانی با آن ترحّم و با آن رقّت طاقت نمی‌آورد و دلش نمی‌آید که یک بچه یتیم را غمگین ببیند. میگوید تا من این‌بچه را نخندانم، از اینجا نخواهم رفت. آن وقت آن‌جا در مقابل آن انسان‌های کج‌ اندیشِ کج‌ عمل -که مثل کژدم به‌هر انسانِ‌بی‌گناهی نیش میزنند- می‌ایستد و چهارهزارنفر را در یک‌روز و در چند ساعتِ کوتاه از بین می‌برد. «لا یُفلت منهم عَشَرة»از اصحابِ‌خودِ امیرالمؤمنین کمتر از ده نفر شهید شدند -ظاهراً پنج نفر یا شش نفر- اما از چهارهزار نفرِ آنها، کمتر از ده نفر باقی ماندند؛ یعنی نُه نفر! توازن در شخصیت، یعنی این. ___________ ؛ ____________ امام‌خامنه‌ای | ۱۳۷۵/۱۱/۱۲
عباداتتون‌ قبول باشه مؤمنین🌱
من بارها در مسجدالاقصی قدم زده‌ام، میان کودکان هدیه تُقس کرده‌ام. با تسبیح تربتم‌ صلوات فرستاده‌ام و از شوق نفس کشیدن در میعادگاهِ‌ انبیا‌ از ته دل لبخند زده‌ام. از دکان مقداری گندم گرفته‌ام و برای کبوترانش ریخته‌ام. نوک انگشتانم بارانش را لمس کرده‌اند. نشسته‌ام گوشه‌ای و بارها امین‌الله خوانده‌ام. پله‌ها را بالا رفته‌ام، پایین آمده‌ام، بالا رفته‌ام، پایین آمده‌ام و بالا... من بارها در مسجدالاقصی قدم برداشته‌ام اما در خیالم‌، در خیالِ نازکِ شیرینم‌ :)