پخش شبکه خبر به حالت قبل برگشت. دعای خیر ما پشت سرتونه که الله اکبر گویان سنگر رو ترک نکردید.
همیشه تصورم از جنگ، خط مقدم بود و کمکهای پشت جبهه. کلاشینکف و سنگر و تانک بود و سرودهای دستهجمعیِ جبهه. بستهبندی کمکهای مردمی بود و بافتن شالگردن و کلاه، کوک زدن روی پارچهی مردانهی خاکی رنگ و کمپوت در جعبه چیدن. در مخیلهام نمیگنجید این روزها را. که در خانه نشسته باشیم و خط مقدم، آسمان باشد و پدافند و موشک. که رسانه شود قدرت تصویرسازی میدان. که کنج خانه نشسته باشیم اما با سلاح چند اینچیِ کف دستمان تایپ کنیم و درمیان فضای غبارآلود جهانی، طرف درست تاریخ را نشان دهیم. حال میفهمم چرا آقا و سید ما خطابمان کردند: "افسرانِ جنگِ نرم!" و چرا فرمودند: "خرمشهرها در پیش است!"
•| مَلْجَأ |•
ملتهای ترکیه، سوریه، اردن، سعودی اگر غیرت داشته باشند مقابل دولتهایشان میایستند تا کشورشان در جبه
با یکی از کاربران سوری به گفتگو پرداختم.
میگفت : دعای خیر ما پشت سر شماست.
گفتم : جهان اسلام باید متحد شود علیه اسرائیل.
گفت : هیچکس جز شما قدرت رویارویی با اسرائیل را ندارد.
گفتم : ایران که به طرفه العینی میتواند اسرائیل را محو کند. قدرت ایران بیش از اینهاست. اسرائیل اگر سرپا مانده به کمک آمریکاست اما ملتهای کشورهای اسلامی باید از حکامشان بخواهند علیه آمریکا و اسرائیل موضع بگیرند.
گفت : سوریه نه سلاحش را دارد و نه قدرت رویارویی با رژیم را.
گفتم : امیدوارم دولتی مستقل و ضدآمریکا تشکیل دهید.
گفت : آمین.
نقطهی عطف ماجرا این بود که او تا پیش از آن طرفدار جولانی بود و حال خواهان تشکیل دولت مستقل و ضد آمریکایی بود. راست میگفتند که انقلاب اسلامی از قلبها وارد میشود. جمهوری اسلامی ایران تبدیل به یک الگوی مستقل شده است و دیگر ملتها باید از آن درس بگیرند.
ملت ایران در مقابل تحمیل، تسلیم هیچکس نمیشود. همچنان که درمقابل جنگ تحمیلی محکم ایستاده، درمقابل صلح تحمیلی نیز محکم میایستد. #سیدنا
من اگر دفترچهای از دهه شصت به دستم میرسید که کسی لحظه به لحظه اتفاقات جنگ را با قلم منحصر به فرد خودش یادداشت میکرد، با خط به خطش ذوق میکردم و با اشتیاق میخواندم. امروز بنویسید برای آیندگان. از این احوالات و شور و شجاعت مردم، از بیانات آقا که تاثیر مضاعف بر استواری ملت دارد، از خط و نشان کشیدنها برای دشمن. از موشکهایمان و دلخوشی غزه و مظلومان، از خودزنی اسرائیل و سرعت هایپرسونیکهایمان. الآن باید بنویسیم از این احوالات. و روایت خلق کنیم تا دشمن حقایق را وارونه جلوه ندهد. قلم هرکدام از ما میتواند اسناد جنگ باشد برای آیندگان.
#روایت روز پنجم : "ایران حمله کرد" به عنوان موج نهم وعدهی صادق۳ عادت کردهایم به این تیترها. و اوج خوشحالی یعنی همین که عادت کنیم به حمله به اسراییل. اسرائیلی که روزگاری در عرض چند ساعت با حمله هوایی کشورهایی چون مصر و ... را جوری ساکت کرد که هنوز هم که هنوز است قدرت برخاستن ندارند. اما ایران! بنازم ایران را. علم ظلم ستیزی را بلند کرد، از صد طرف تحریم شد اما دست بر زانوی خود نهاد یک تای ابرو بالا نهاد و از آن نگاههای پر غیرت معروفِ یک طرفه انداخت و با شعار مامیتوانیم فرمان ولی را جامه عمل پوشاند. مسلح شدیم، جوری مسلح شدیم که جدیدترین سلاحهای موشکی دنیا جزو سلاح های ته انبارمان است که دعا دعا میکردیم جنگ با اسرائیل آغاز شود تا هنوز زنگ نزده است خرجشان کنیم. بامداد بیست و هفتمین روز خرداد اتفاقی افتاد که نبوغ ایرانی را به منصه ظهور رساند. پدافندهای اسرائیل هک شد، گنبد آهنین هک شد، رادارها هک شد و همه و همه اعلام نزدیکی ۷۰ موشک از سوی ایران و یمن کردند اما نه ایران حمله کرده بود و نه یمن. موشک هایشان به هوا رفت تا موشکهای فرضی را بزند اما هدف، پدافند خودشان بود. و اینچنین بود که اسراییل خودزنی کرد. میبینی نبوغ ایرانی را؟! چه خوش فرمودند امام خامنهای که : ایرانیها را نمیشناسند باید به آنها بشناسانیم.