مدام در سرم پخش میشود نوای نوحهای که اینبار حزین خوانده میشود : دور و بر خیمه تا سحر میگردد . . .
•| مَلْجَأ |•
_دسته طویریج متعلق به یه سرزمینیه اطراف کربلا... که هرساله عاشورا، میدوند سمت کربلا... و تو بین الح
کاش پشت سر دستهی طویرج اشک میریختیم. . .
برای دل دادن به نوحه تنها حبِّ اباعبدالله کافی ست. نیاز نیست نوحهخوان همزبانت باشد. حتی نیاز نیست واژهها را دانه به دانه ترجمه کنی. فقط کافی ست دل بدهی و نام حسین(ع) را بشنوی. خودِ یار مفاهیم را به دلت روان میکند. سالهاست نوحههای ایرانی و عربی را با هم گوش میدهم، هرکه چنین کرده به خوبی میداند امسال حال و هوای نوحهها فرق میکند. امسال دل و زبان و دست با هم به مصاف دشمن آمده است. عرصهی تقابل حق و باطل عیانتر شده است. دل خون میگرید، زبان گاه نوحه سرایی و گاه رجزخوانی میکند و و دست حماسه ساز میشود آنجا که مشتها بالا میرود و بر دهانِ صهیون فرود میآید. عجب محرمی شده مسلمان؛ عجب محرمی!
لبنانیها معتقدند : اگر شهید شدیم تابوتمان را با پرچم حزب الله کفن کنید اما در مراسم تشییعمان پرچم ایران را بلند کنید؛ چراکه ایران و اسلام در هم عجین شده اند.
گاهی روضهخوان با چهار کلمه میتواند مجلس را بر هم بزند : نگاهش به خیمهها بود. . .
•| مَلْجَأ |•
_ صبور بودن سخته؟ + اگه بدونی صبر مایهی رشدته، نه!
دائما یکسان نباشد حال دوران، غم مخور
•| مَلْجَأ |•
بعضی از شعرها میماند، در یاد، در تاریخ و نسل به نسل و سینه به سینه میچرخد. مثل حالا که یک هیئت دم
خوشبهحالِشاعرِاینشعرها...