اصلا تمام کلمات باید کتمان شوند اگر برای شما به میدان نیایند. باید تمام جوهرها در چاه ریخته شود وقتی بر هر برگ از شما ننویسند. باید سر به بیابان بگذارد هرکه ناخودآگاه یا خودآگاه شما را به خاطر نیاورد. بنویس کاتب! بنویس این بار نقضِ اشعار کهن را؛ از جور و جفای ما، از مهر و وفای یار . . .
#سیدی
یکی از علما میگفت به اجداد طاهرینم قسم یک نگاه شما به نامحرم شما رو هزاران سال در برزخ نگه میداره !
•| مَلْجَأ |•
_ میری هیئت به نیت یه شهید برو... + باشه ولی چرا؟ :) _ تا آخر که اینجا نمیمونیم، یه روزی هم اونا می
اربعین انشاءالله رفتی تو طریق هر قدمت رو به نیت یه شهید بردار، اصلا تسبیح بگیر دستت و با هر صلوات یه شهید نام ببر. دلیل؟ همون دو خطِ آخرِ پیام ریپ شده.
شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصایص الحسین(ع) چند وصف از اوصافِ گرانقدر اباعبدالله آورده است که اندیشیدن به آنان سبب جلای روح است : پریشانِ آرام بود، گریانِ شکیبا، آرامدلی تنها و بییاور، یاری کنندهای یاری خواه و پناهگاهی بیپناه بود.
چندساعته کهصدای سیدحسننصرالله
تو ذهنم پژواک میشه: ما اهالیِ آخرت
هستیم و به دنبال آن میگردیم
گوشهی یکی از یادداشتهایش نوشته بود : کلامی من بابِ بذل مهر دارم. تحریر آنقدر هنرِ لطیف و زلالی است که اگر نیتت پاک نباشد، گویی چنگ بر چهرهی واژهها کشیدهای. این نیت و مقصود تو است که خشت اول را میگذارد و تا ثریا میبرد دیوار را. آرام باش و به الله تکیه کن نورِ دو دیده، آنگاه 'تطمئن القلوب'وار بنویس!
واژهها از یک جایی به بعد عادی میشوند؛ ذات انسان است که عادت میکند؟ نمیدانم. اما این را میدانم که عادت بلای بزرگِ عصرِ ماست. عادت نکنیم؛ عادت، سکون میآورد. مسلمان ساکنِ کویِ سکون نیست. مسلمان قلبِ تپندهای دارد و گامهایی که گرد جهان میگردد تا دست مظلومی را بگیرد. امروز و همین لحظه مسلمان با شنیدن نامِ غزه قلبش میتپد و اشکش میچکد و با خود کلنجار میرود تا راهی بیاید برای موثر بودن. غیر از این باشد باید به مسلمانیمان شک کنیم.
از بُعد روابط بین الملل در معنای رشته IR اگر ببینیم نظام بین الملل به سرعت درحال تغییر و جابه جایی قدرت است. و برای این ادعا، استدلال دارم!