•| مَلْجَأ |•
گفت : بیا بریم تونس تو کافههای شَعبیش رو صندلیهای چوبیِ قدیمیش بشینیم و در کمال آسودگی، دربار
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طنین دلآرای اذان بر عرشهی کشتیِ صُمود
• زخمِ کهنهی بشر.
پیشتر اگر از معدود کشورهای غرب آسیا فریاد آزادی فلسطین به گوش میرسید، امروز جهان یک صدا شده است. علت این همصدایی ریشه در آرمان دارد. پیش از این جهان در رخنهی پوچی فرو رفته و با بحران معنویت دست و پنجه نرم میکرد. اما انسان عصرِ کنونی آرمان را یافته است. آرمانِ مبارزه با ظلم، آرمان آزادی خواهی، آرمان استقلال و آرمان حقطلبی. تمدن هزاران سالهی ایران ،کشوری در غرب آسیا، و همآمیختگیاش با آموزههای دین اسلام باعث شده است که اول فریاد حقطلبی را در سکوتِ تحمیل شدهی دنیا انعکاس دهد. ملتهای رنجدیده باری دیگر به توانایی های خود ایمان آورند، تشکیلاتسازی کنند و با توانمندسازی خود مقابلِ اسراییل که جرثومهی فساد و جنایت است بایستند. دلیلِ چراییِ بیداریِ جهان در همین نکته است که اسراییل، جرثومهی فساد و جنایت است و فلسطین نمادِ مظلوم. امروز در اسپانیا، ایرلند، فرانسه و..و.. و.. فریاد آزادی خواهیِ فلسطین از ملتهایی به گوش میرسد که بعضا در تاریخشان جنبشهای ازادی خواهانهای داشته اند. جنبشهایی که شاید در دستهی انقلابهای چپ یا راست قرار گیرد. انقلابهایی که بعضا ترمیدور را تجربه کردند و بعضی دیگر از همان ابتدا با اصلاحاتی ساختار قبل را حفظ کردند. درواقع قدرتهای استعمارگر با روشهای مربوطه پردهی غفلت را بر چشم ملتها انداختند و با لالایی رفاه آنان را به خوابی عمیق فرو بردند. غافل از آنکه در هفت اکتبر فریادی جهانی به گوش میرسد. امروز اگر جهان بیدار شده، باید بیداریاش به سمتی برود که زخمِ کهنهاش را هم ببیند، که بفهمد ماهیت اسراییل چیزی جدای از ماهیت استکبار جهانی نیست. که بفهمد این ظلم محدود به دو سال اخیر نیست و فقط مربوط به کابینهی نتانیاهو نیست بلکه ریشه در ذاتِ استعمارگرِ رژیم صهیونیستی دارد و باید محو شود. که بفهمد اسراییل یعنی آمریکا و آمریکا یعنی اسراییل. که بفهمد گردنکشان و یاغیهای دنیا چه از جانِ دولتهای آنان میخواهند و چگونه خود را با خونِ آنها زنده نگه می دارند. باید بیداری جهان به این سمت برود و زخم کهنهی خود را مداوا کند.
#نوت_برگ
پن : شاید ادامه داشته باشد
گفت :
_ واژه پدیدهی عجیبیه و معنا از اون عجیب تر.
متعجب از این جملهی بیمقدمه گفتم :
+ چرا؟
و او در جوابم، سوالی دیگر پرسید :
_ تا حالا یکی از نوشتههات رو به یه زبان دیگه ترجمه کردی؟
آمدم بپیچانم آن بحث همیشگی را و دیالوگِ معروفِ اینجا فقط من سوال می پرسم را بگویم و بزنم به درِ شوخی و خنده، اما در نهایت، بدهکارانه گفتم:
+ آره گوگل ترنسلیت زحمتشو کشیده.
نگاه در کاسه چشم چرخاند و گفت :
_ اونش مهم نیست چون در این ساحت قرار نیست بهت خرده بگیرم که چرا یه زبان رو به طور جدی شروع نکردی تا حالا!
+ خب الحمدلله! نتیجهی این بحث چیه؟
_ تو وقتی یه متنی مینویسی علاوه بر معنایی که میخوای به مخاطب برسونی، در انتخاب واژهها دقت می کنی که اگر به جای فلان واژه از یه واژهی دیگه استفاده کنم از نظر شنیداری جملهی قشنگتریه و به گوش شنونده خوش میاد یا اگر به جای فلان حرف ربط از معادلهای قدیمیترِش استفاده کنم متن اصیل تری به نظر میاد. توی نوشتن متنت حواست به آرایهها و واجآراییها هست، به نحوهی چینش لغات حساس میشی. اما همین متنِ شسته رفته رو که میدی به گوگل ترجمه کنه، ترکیب لغویای که چیده بودی تماما برهم میریزه. اونجا دیگه فقط معناست که تمام تلاشش رو میکنه تا مخاطب رو درگیر کنه. یعنی اینو میخوام بگم که در هنرِ تحریر، علاوه بر ظاهر، عمق و معنا هم مهمه. اگه میخوای حرفت جهانی باشه اول رو معنای متنت فکر کن که حسابشده باشه، تامل برانگیز باشه، از ژرفای وجود آدمی نشات گرفته باشه، بعد روی ساختار ظاهریش تمرکز کن و تمام هنرت رو به کار بگیر برای ریزهکاری های کتابَت.
تامل برانگیز سکوت کردم، دقایقی به سکوت گذشت و ادامه داد :
_ حالا اگه یه زبان رو شروع به یادگیری کنی و مسلط بشی میتونی با آرایههای اون زبان هم متنِ ترجمهشده ت رو تزئین کنی.
با خنده شانه بالا داده و به سقف خیره شدم. و او به نگاه طلبکارانهاش ادامه داد. راست میگفت آموختن دست کم یک زبان خارجی مهم است.
[ اندر احوالات ]
أنّى توجّه بالتبسّمِ كبروا
الله اكبر. . . والحسينُ القِبله
وتسابَقوا للموتِ دونَ ابنِ النبيِّ
لعلّ يُبطِئ في الرحيلِ لعلَّه
_ نور آملي _
اقولفي معنى الشهيد
من شاهد النور البعيد
يسقي الدروب نحوه
بالدمع ثم بالوريد
_ نور آملي _
دل پیش تو و دیده به جای دگرستم
تا خصم نداند که تو را مینگرستم...